صدارت: راهی برای کمک به عیسی سحرخیز و سایر هم‌وطنان دربندمان

۲۶ بهمن ۱۳۹۴

35286dddd_608

بار دیگر شاهد خشونت‌های این رژیم اصلاح‌ناپذیر در زندان‌ها هستیم. هم‌وطنمان آقای عیسی سحرخیز هم ناگزیر شد برای شنیده شدن اعتراض‌هایش، دست اعتصاب غذا بزند.

رژیمی که هیچ‌گونه تحولی در جهت بهبود وضعیت شهروندان برای او متصور نیست، مجبور است که مدام بحران‌های کوچک و بزرگ بسازد تا به بهانۀ آن بحران‌ها، خشونت و سرکوب را افزایش دهد، چرا که می‌داند که در اقلیت است و منزوی است و پایگاه و مشروعیت مردمی، ندارد. ولی متاسفانه همین رژیم توانسته است که با تحمیل روحیه و روانشناسی یک زندانی سیاسی شکسته شده، مردم را وادار به گرفتار کردن خود در زندان “انتخاب” بین بد و بدتر کند. همان‌طور که در زندان بازجوی بد و بدتر را در مقابل زندانی قرار می‌دهد که زندانی یکی را “انتخاب” کند، در بیرون زندان‌ها هم رژیم ولایت مطلقه، در “رای‌گیری”های دوره‌ای، در مقابل مردم “انتخاب” بین کاندیداهای بد و بدتر را قرار می‌دهد.

زندانی سیاسی، وقتی شکسته می‌شود که زندانبان موفق شود به او تلقین کند و با مغزشویی به تو بباوراند که تنهاست. در آن دقت است که بازجو کنترل روح و روان زندانی را به دست می‌یابد، بر پندار و گفتار و کردار وی، سلطه می‌جوید.

با انتشار هرچه بیشتر وضع و حال هم‌وطنان دربندمان از هر فکر مرامی که باشند، با هر وسیله‌ای که می‌توانیم به آن دست‌رسی داشته باشیم، می‌توانیم اعضای یک پیکر بودن بنی آدم را به وضوح به بنمایانیم. یادمان باشد که در سال 1388 بعد از تقلب در “انتخابات” ایرانیان زبان‌زد جهانیان شدند و لقب “هر ایرانی، یک خبرنگار” و یا “هر ایرانی، یک رسانه” را گرفتند.

مانند سایر رژیم‌های دیکتاتوری، این رژیم هم وحشی و خشن است. میزان وحشی‌گری‌ها در داخل زندان‌ها و در و در خارج زندان‌های معمولی و یعنی در زندان بزرگتری که وطن‌مان به آن تبدیل شده است، با هم نسبتی مستقیم دارند. هرچه میزان خشونت در داخل زندان‌ها بیشتر باشد، میزان خشونت‌ها در خارج زندان‌ها هم زیادتر می‌شود. هرچه تحمل تجاوز به حقوق انسان‌ها از طرف ما ایرانیانی که در حال حاضر در خارج زندان‌ها هستیم بیشتر باشد، به زندانیان وضعیت بدتری را تحمیل می‌کنند. و هرچه میزان اعتراض‌ها با روش‌های خشونت‌زدا توسط ما ایرانیانی که در حال حاضر در خارج زندان‌ها هستیم بیشتر باشد، اسلحه در دست سرکوب‌گر بی‌اثرتر می‌گردد و در نتیجۀ آن خود ما هم در کاستن جو خشونت در داخل و خارج زندان‌ها اثرگذار و سهیم می‌شویم.

هر کدام از ما با هم‌کاری با چند تن از دوستان و آشنایان معتمد، می‌توانیم در هسته‌های حقوق‌مند مردمی، فعال شویم و از خود بپرسیم که ” نقش من در استقرار و استمرار مردمسالاری” چه بوده است و چه می‌تواند باشد.

کمترین کاری که از دستمان ساخته است، خبررسانی در رابطه با هرگونه تجاوزی، به هر حقی، از حقوق هر فردی، در هر زمانی، و در هر مکانی است. حقوق بشر، همه‌زمانی، همه‌مکانی، و همه کسانی هستند.

بیاد بیاوریم که هرکدام از ما و یا هرکدام از عزیزان ما هم به راحتی می‌توانند به جای ندا آقاسلطان‌ها و عیسی سحرخیزها باشند. خود را به جای آنها تصور کنیم و سپس آن بکنیم که از دیگران انتظار داریم که در زمان گرفتاری و تنهایی ما، آنها برای ما بکنند.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
  • Twitter
  • Facebook
  • Google Reader
  • Tumblr
  • Delicious

    1 فکر می‌کنند “صدارت: راهی برای کمک به عیسی سحرخیز و سایر هم‌وطنان دربندمان

    1. غلام عسگری بختیاری

      درودبه استاد وهمرزم گرامی جناب صدارت که همواره دل درگرو غم اسیب دیدگان وداغداران وگرفتاران وکارگران واقشارفرودست درحکومت جهل وجوروجنایت وفساد اخوندهای مزدوردول استعماری وسرمایه داری داشته ودارد والبته استاتید بزرگواری چون ایشان درداخل وخارج ازکشورکم نیستند که امیداست ملت ایران پس ازسی وهفت سال رنج وشکنج وخسارتهای جانی ومالی وعقب ماندگی به راهکارها وگفتمان ونوشته های این عزیزان توجه لازم را بنمایند وتا دیرنشده با اتحادی فراگیروقیامی دشمن شکن بپاخیزند وبساط حکومت بنیادگرای متحجران دینکاررا به ذباله دان تاریخ بریزند زیرا برمبنای طرح ازپیش تعیین شده دول قدرتمند جهان قصد دارند تا نقشه جغرافیای منطقه خاورمیانه تا شمال افریقا دستخوش تحولی خسارتبارکنند وهیچ بعید نیست ایران همچون سایرکشورهای ویران شده دچارچنین معضلی شود تا ضمن رونق بخشیدن به دکان وبازارانها ازلحاظ استراتژیکی به هدف های شوم خود برسند.ملت غیورایران عیسی سحرخیزها وبهاره هدایت ها واتنا فرقدانی ها واتنا دائمی ها وزینب جلالی ها وبهنام ابراهیم زاده ها ومحمد جراحی ها ونرگس محمدی ها وصدها زن ومرد ازادیخواه وهزاران جانباخته راه ازادی ازمنافع شخصی خود دفاع نکرده اند که اکنون گرفتاردخمه های ضحاک زمان سیدعلی وباندهای تحت امرش شده اند انها انسانهای اگاهی هستند که با احساس مسئولیت وبرای دفاع ازحقوق ومطالبات ملت تحت ستم وتبعیض ایران ازجان خود گذشته اند پس همانگونه که استاد صدارت اشاره کرده اند دراین برهه اززمان ما وظیفه داریم درمقابل این ستمکاریها بایستیم وبرای ازادی انها فریاد براوریم.متحد وپیروزباشید.

      پاسخ

    پاسخ دهید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *