بعضی مطالب مربوط به گروگان‌گیری، به مثابه یکی از موثرترین حوادثی که منجر به پیدایش وضع موجود

۱۴ آبان ۱۳۵۸
 
 
 
از عواملی که انقلاب ۱۳۵۷ را به ضد انقلاب تبدیل کرد و به تثبیت رژیم خشونت‌پرور و خشونت‌گستر انجامید، گروگان گرفتن ۵۲ کارمند سفارت امریکا در ایران بود. خوب که بنگری، این ایرانیان بودند که توسط قدرتهای خارجی و داخلی به گروگان گرفته شدند.

 

بررسی عملکرد غیرقانونی گروه ریگان و بوش، در امریکا به نتیجۀ مطلوب نرسید. گرچه چند دهه از آن ماجرا می‌گذرد، ولی برای استقرار و استمرار مردمسالاری، شفاف‌گردانی حوادث مهمی که وضعیت ایران و منطقه و دنیا را به این روز در آورده است، ضروری و حیاتی است.
 
 
 

 

گستره زمانی و مکانی «اکتبر سورپرایز»: «شکست طبس»، مجاری چندگانه و…:

 

 
نشریۀ انقلاب اسلامی در هجرت شماره ۸۱۱ از ۲ تا ۱۶ مهر ۱۳۹۱
 
انقلاب اسلامی: نوشته روبرت پاری حاوی یافته های جدیدی است. ترجمه قسمت اول آن در شمار پیش درج شد و اینست قسمت دوم آن، همراه با توضیحات ما:
ماجرای :
در همان حال که محاصره دشمنان داخلی بود، حکومت واپسین تصحیح ها را در طرح نجات گروگانها را با گسیل کماندوها به ایران، در ماه آوریل ۱۹۸۰، بعمل آورد. نام کد « Eagle Claw » بود. کماندوها توسط هلی کوپترها می باید به تهران برده می شدند. عملیات، در زمین، توسط یکچند از عوامل همآهنگ می شدند و گروگانها نجات داده می شدند.
دستور داد عملیات در ۲۴ آوریل انجام بگیرند. اما مشکلات فنی و تصمیم اسرار آمیز یکی از خلبان ها به بازگشت، عملیات را دچار شکست کرد. در فرودگاه طبس، یکی از هلی کوپترها با هواپیمای انفجاری را ببار آورد که سبب کشته شدن ۸ امریکائی شد.
اجساد سوخته آنها توسط حکومت ایران به نمایش گذاشته شد و این امر احساس تحقیر و خشم امریکائیان را برانگیخت. بعد از واقعه طبس، ایرانی ها گروگانها را در شهرهای مختلف متفرق کردند و محلی برای سعی مجدد برای کوشش آنها باقی نگذاشتند.
انقلاب اسلامی: رفتار زشت با جنازه ها نه کار حکومت که کار صادق خلخالی بود. به فشار بنی صدر، جنازه ها به ارتش تحویل داده شدند. اسقف فلسلطین برای بردن جنازه به ایران آمد و به دستور رئیس جمهوری، جنازه ها تحویل او داده شدند و او آنها را از ایران خارج کرد.
در تابستان ۱۹۸۰، کوپلند، عضو کهنسال سیا، به من (روبرت پاری) گفت: جمهوریخواه ها در محفل خود به این نتیجه رسیده بودند که تکرار عملیات نجات دومی نه تنها ناممکن است بلکه غیر ضرور است. آنها، در سر، صحبت از این می کردند که گروگانها بعد از پیروزی جمهوریخواه ها در انتخابات ریاست جمهوری ۶ نوامبر آزاد خواهند شد. او می گفت: «نیکسون مثل هر کس دیگری می دانست که آنچه ما باید بکنیم اینست که صبر کنیم تا انتخابات انجام بگیرند. بعد آنها آزاد خواهند شد. این امر که چنین خواهد شد، یک نوع سری قابل گفتن به یکدیگر میان جامعه اطلاعاتی ها بود…جامعه اطلاعاتی به یقین با کسی از مقامات ایران، به این تفاهم رسیده بود. آنها به من کم اعتماد می کردند {برای این که مرا از همه ماجرا مطلع کنند}.
کوپلن گفت: دوستان من در سیا می گفتند که طرفهای تماس آنها در ایران گفته اند که ملاها هیچ کاری که کمک به باشد، انجام نخواهند داد. «در آن زمان، ما سخن صریح شفاف مطالبه می کردیم. زیرا می باید روابط روشن با شیطان می داشتیم. و ما این سخن شفاف را دریافت کردیم. به ما گفته شد: هر اندازه کارتر دیرتر اعتبار بیرون بردن گروگانها را از ایران پیدا کند، هر اندازه زودتر ریگان ریاست جمهوری خود را شروع کند، ایرانیها، از شستن دست خود از گروگانگیری و وورد در دوره جدیدی از روابط ایران و امریکا، بقدر کافی خوشحال خواهند شد».
در مصاحبه، کوپلن حاضر نشد مرا از جزئیات آگاه کند. او با اطمینان می گفت که «سیا در سیا» ( اصطلاحی که خود او بکار می برد) بر سر گروگانها با ایرانی ها به تفاهم رسید. کوپلند در ۱۴ ﮊانویه ۱۹۹۱ درگذشت.
مبارزات انتخاباتی متحد:
در تابستان ۱۹۸۰، او بر رقیب خود، ﮊرﮊ بوش، در مبارزات مقدماتی پیروز شد و در کنوانسیون حزب، رقیب خود را نامزد معاونت ریاست جمهوری کرد. این شد که دو دستگاه تبلیغاتی متحد شدند. کارکشته های سیا همکار ویلیام کیسی، مدیر تبلیغات انتخاباتی ریگان و بوش شدند. او خود، یک جاسوس ارشد در جنگ دوم جهانی بود و برای اداره خدمات استراتژیک کار کرده بود و خوب می توانست با کارکشته های سیا همکاری کند.
بسیاری از دعاوی پیرامون اکتبر سورپرایز مربوط می شوند به کیسی و شریک شغلی او، جون شاهین که چون کیسی، جاسوس بود و با ایرانیان و دیگر خارجیان نشست و برخاست می کرد.
همچنین، بنابرقول راننده اش، کیسی دیدارهای محرمانه با کیسینجر و داوید راکفلر و مقام پیشین سیا، آرشیبالد روزولت، می داشت. در آن زمان، روزولت برای راکفلر کار می کرد. بنا بر دفتر ملاقاتها مورخ ۱۱ سپتامبر ۱۹۸۰، این دیدار این گروه، در ستاد تبلیغاتی ریگان – بوش، در آرلینگتون، ویرجینیا، انجام گرفته است.
در ۱۶ سپتامبر ۱۹۸۰، پنج روز بعد از دیدار گروه راکفلر با کیسی در دفتر او، صادق قطب زاده، وزیر خارجه ایران، در علن، از مداخله جمهوریخواه ها در کار گروگانها سخن گفت. او گفت: «ریگان توسط کیسینجر و دیگران حمایت می شود و اینان نمی خواهند بگذارند مسئله گروگانها حل شود. هرچه در توان دارند خواهند کرد تا جلو حل شدن مسئله را بگیرند».
ابوالحسن بنی صدر، رئیس جمهوری ایران، در تهران، سخنان مشابهی را بر زبان آورد. وی در نامه مورخ ۱۹۹۲ خود به کمیته رسیدگی با ماجرای اکتبر سورپرایز، نوشت: من در تابستان ۱۹۸۰ از اقدام محرمانه حزب جمهوریخواه امریکا مطلع شدم. و از یک فرستاده آیت الله خمینی شنیدم که اداره کنندگان مبارزات تبلیغاتی ریگان با اعضای طرفدار جمهوریخواه ها ارتباط دارند و هدفشان شکست دادن است و خواهان کمک ایران هستند.
بنی صدر نوشت: فرستاده به من گفت: اگر شما پیشنهاد {جمهوریخواهان} را نپذیرید، آنها آن را به رقبای شما ارائه خواهند کرد. فرستاده افزود، جمهوریخواهها نفوذ عظیمی در سیا دارند. هرگاه من پیشنهاد را نپذیریم، نتیجه اش حذف شدن من خواهد شد».
بنی صدر نوشت: من نپذیرفتم و در برابر فشار جمهوریخواهها مقاومت کردم. اما سرانجام پیشنهاد از سوی آیت الله خمینی پذیرفته شد. در اواسط سپتامبر، در پی حمله عراق به ایران، او طرف خویش را انتخاب کرده بود.
باوجود این، جمهوریخواه ها هنوز احساس خطر می کردند که نکند موفق شود طرز فکر ایرانی ها را تغییر دهد. این بود که واپسین ماه انتخاباتی را صرف آن کردند که گفتگوهای کارتر در باره گروگانها را کاری بی آزرمانه برای اثر گذاشتن بر انتخابات ریاست جمهوری جلوه دهند.
در ۲ اکتبر ۱۹۸۰، بوش که نامزد معاونت ریاست جمهوری از حزب جمهوریخواه بود، با گروهی از خبرنگاران گفتگو کرد و گفت: «چیزی که در سر هر کس هست اینست که چه می تواند بکند که احساسات شعله ور کننده باشد و اکتبر سورپرایز بگردد؟ هرکسی در این باره نظری دارد. اما ما کاری در این باره نمی توانیم بکنیم و هیچگونه استراتژی نمی توانیم داشته باشیم غیر این که در صورت امکان مانع از وقوعش شویم».
مجاری چندگانه:
یکی محققان کنگره که در تحقیق پیرامون ایران گیت و اکتبر سورپرایز شرکت کرده بود، سالها بعد، به من گفت: نتیجه ای که او به آن رسیده است اینست که از هر راهی که ممکن بود رفتند تا به رهبری ایران برسند و مطمئن شوند که گفتگوهای با ایران برسر گروگانها به شکست می انجامد.
افسر اطلاعاتی پیشین اسرائیل، بن مناش، در کتاب خود، می نویسد: سرانجام مجرای مطمئن و موفق پیدا شد. هم افسران سیا و هم افسران اطلاعاتی فرانسه، همکاری کردند و دیدار نهائی را در پاریس، ترتیب دادند. اسرائیلی ها هم شرکت داشتند و نقش آنها دادن اسلحه به ایران و پول {به ایرانی های طرف معامله} بود.
بن مناش می نویسد: دیدار تعیین کننده در تعطیلات آخر هفته، یعنی روزهای ۱۸ و ۱۹ اکتبر ۱۹۸۰، میان مقامهای ارشد تیم ریگان و بوش با ایرانی ها، در هتل ریتس پاریس انجام گرفت. هیأت اسرائیلی شرکت کننده در معامله، ۶ تن بودند و من یکی از آنها بودم.
بن مناش می نویسد من چند امریکائی عضو حزب جمهوریخواه را شناختم. مک فارلین و روبرت گیت (که در شورای امنیت ملی کار می کرد و معاون اجرائی ترنر، رئیس سیا بود) و دونالد گرک (یک عضو دیگر سیا که در ریاست جمهوری کارتر، در شورای امنیت ملی کار می کرد) و ﮊرﮊ کاو (کارشناس ایران در سیا).
بن مناش می نویسد: روحانی ایرانی، مهدی کروبی، که دستیار ارشد خمینی در سیاست خارجی بود، وارد اطاق محل گفتگو شد. چند دقیقه بعد از او، ﮊرﮊ بوش و و ویلیام کیسی در برابر او نشستند. او با لبخند با هریک از آنها تعارف کرد.
در دیدار پاریس، معامله نهائی انجام گرفت و قرار شد در ازای به تأخیر انداختن آزادی گروگانها، ۵۲ میلیون دلار پول به طرفهای ایرانی معامله پرداخت شود. فروش اسلحه به ایران تضمین شود. و پولهای ایران از توقیف خارج شوند. قرار شد گروگانها همزمان با انجام مراسم تحلیف ریگان، در ۲۰ ﮊانویه ۱۹۸۱، آزاد شوند.
کسانی که نامبرده شده اند، شرکت کردن در چنین دیداری را تکذیب کردند. گرک عکسی از خود را در لباس حمام ارائه کرد و گفت به این دلیل، در آن تاریخ در پاریس نبوده است.
اما دلایل دیگر وجود دارند که در بی گناهی آنها تردید پدید می آورد. یک عضو ذو فنون اف بی آی که در تحقیق در باره ایران گیت، برای لاورنس والش، قاضی مستقل، کار می کرد، در ۱۹۹۰، از گرک پرسید: «آیا شما در اجرای طرح به تأخیر انداختن آزادی گروگانها، تا بعد از انتخابات ریاست جمهوری ۱۹۸۰، شرکت داشتید؟ پاسخ منفی گرک فریب دهنده ارزیابی شد (نگاه کنید به گزارش نهائی قاضی مستقل در باره ایران /کنترا، جلد ۱ صفحه ۵۰۱)
تقویت:
در این فاصله، مدارک دیگری روی نمودند که شهادت بن مناش را تقویت می کردند. برای مثال، گزارشگر شیکاکو تریبون، جون مک لین، پسر نورمن مک لین که نویسنده بود و کتاب A River Runs Through It را نوشته است، تصدیق کرد که یک منبع موثق در حزب جمهوریخواه به او گفته است که در آن تعطیلات آخر هفته ماه اکتبر، بوش به پاریس رفته است برای دیدار مخفیانه ای با هیأتی از ایرانیان در باره گروگانهای امریکائی.
داوید آندلمن که شرح حال نویس کنت آلکساندر دومارانژ، رئیس سازمان اطلاعات و ضد اطلاعات آن زمان فرانسه، در کمیته تحقیق در باره اکتبر سورپرایز، شهادت داد که دمارانژ به او گفته است: من به ستاد تبلیغاتی ریگان و بوش، از راه ترتیب دادن دیدارها با ایرانی ها در باره گروگانهای امریکائی، در تابستان و پائیز ۱۹۸۰، از جمله دیداری در ماه اکتبر ۱۹۸۰، کمک کرده است.
آندلمن گفته است: دمارانژ اصرار کرد که این قسمت از شرح حال، حذف شود زیرا به اشتهار دوستان او، ویلیام کیسی و ﮊرﮊ بوش، صدمه می زند.
دعوی وقوع دیدار پاریس در اکتبر ۱۹۸۰، را چند منبع دیگر، از جمله هانریش راپ، خلبان نیز تصدیق کرده اند. راپ گفته است: او کیسی را از فرودگاه ملی واشنگتن به فرودگاهی در پاریس برده است. این سفر در اواخر شب بارانی در اواسط ماه اکتبر انجام گرفته است.
راپ گفته است وقتی در فرودگاه بورﮊه، فرود آمدیم، من مردی را دیدم که به بوش می مانست. در حقیقت، در ۱۸ اکتبر، شب هنگام، در واشتگتن باران می بارید. رفتن از ستاد انتخاباتی ریگان در آرلینگتون، تا فرودگاه، ۵ دقیقه بیشتر زمان نمی خواست.
نیکولاس ایناتیو، Nicholas Ignatieتاجر اسلحه، در ۱۹۹۰، به من گفت: من از طرفهای خود در حکومت فرانسه شنیدم که جمهوریخواه ها در اواسط اکتبر ۱۹۸۰، در پاریس، با ایرانی ها ملاقات کرده اند.
کلود آنژلی، روزنامه نگار محقق فرانسوی گفت: منابع او در دوایر مخفی فرانسه تأیید و تصدیق کردند که دیدار «پوشانده شده ای»(مخفیانه ای) میان جمهوریخواهان و ایرانی ها در تعطیلات آخر هفته ۱۸ و ۱۹ اکتبر در پاریس انجام گرفته است.
مارتین کیلیان، روزنامه نگار فرانسوی، از دستیار ارشد دومارانژ، همین قول را شنیده است.
هم در سال ۱۹۸۷، رئیس جمهوری پیشین ایران، در باره وقوع این گفتگو در پاریس، همین سخن را گفته است:
انقلاب اسلامی: در باره دیدار در پاریس و معامله پنهانی، بنی صدر در نامه مورخ ۱۸ فروردین ۱۳۶۰، در زمانی که در هیچ کجا سخنی از معامله در پاریس بر زبان و قلم کسی نیامده بود، به خمینی چنین نوشته است:
«گزارش دیگری است از تماس با نمایندگان ریگان در پاریس». (ص ۳۳۲ کتاب نامه ها).
نوشتن به خمینی گویای اینست که در آن تاریخ، بنی صدر هم از معامله پنهانی آگاه بوده و هم باور نداشته است که خمینی از آن اطلاع داشته است. او مرتب، در کارنامه و نیز در نامه ها به خمینی، در باره معامله بر سر گروگانها گفته و نوشته است. از جمله، در نامه ۲۴ بهمن ۱۳۵۹، به خمینی نوشته است:
« اینها کار گروگانگیری را به این صورت درآوردند و با وجود فضاحتی که ببار آورده اند، با این گستاخی و وقاحت، می گویند اعتراض به این ترتیب کار، طرفداری از امریکا است. هنوز نباید جریان امر را از ابتدا تا تسلیم شرح کنم؟ پس وقتی این آقایان مجازند که اینطور حرفها بزنند و با کمال بی دینی ساخت و پاخت کنند و متهم بسازند، اجازه بفرمائید این جانب نیز واقعیت امر را از ابتدا تا انتها به اطلاع عموم برسانم» (صفحات ۲۵۹ و ۲۶۰ کتاب نامه ها).
و بالاخره، سند طبقه بندی شده دولت روسیه که مجموعه ای از گزارشهای جاسوسان در باره اکتبر سورپرایز هستند، می گویند که جمهوری خواهان یک رشته دیدارها با ایرانی ها در اروپا داشته اند. از جمله دیدار در پاریس، در اکتبر ۱۹۸۰٫ در گزارشی آمده است که «ویلیام کیسی، در ۱۹۸۰، سه نوبت با نمایندگان رهبری ایران دیدار کرده است. دیدارها در مادرید و پاریس انجام شده اند».
بنا برگزارش سری مأموران روسی، در دیدار پاریس، ر. (روبرت) گیت که آن زمان، در شورای امنیت ملی امریکا خدمت می کرد و نیز رئیس پیشین سیا، ﮊرﮊ بوش، شرکت داشته اند. گزارش می افزاید: «در مادرید و پاریس، نمایندگان رونالد ریگان و رهبری ایران در باره به تأخیر انداختن آزادی ۵۲ عضو سفارت امریکا در تهران که به گروگان گرفته شده بودند، گفتگو کرده اند».
حکومت روسیه به تقاضای لی هامیلتون، رئیس کمیسیون تحقیق در باره اکتبر سورپرایز، گزارش را در ۱۱ ﮊانویه ۱۹۹۳، درست دو روز پیش از آنکه کمیسیون گزارش خود را بدهد، برای کمیسیون فرستاد. این گزارش هیچگاه به هامیلتون ارائه نشد.
دلایل هرچه بودند، سبب شدند که نتواند گروگانها را از ایران خارج کند. این امر که گروگانگیری روز انتخابات ریاست جمهوری امریکا روی داده بود، سبب شد که سال بعد، در روز انتخابات ریاست جمهوری، احساس تحقیر شدن امریکائیان تجدید شود و به شانس تجدید انتخاب کارتر صدمه بزند.
ریگان، در ۴۴ ایالت امریکا پیروزی بدست آورد و اکثریت سنا نیز از آن جمهوریخواهها شد. چهره های برجسته حزب دموکرات نیز قربانی شدند
گفتگو کنندگان از سوی کارتر، اینک که به گذشته می نگرند، احساس می کنند که می باید بیش از بیش مراقب خرابکاری جمهوریخواه ها می شدند. گاری سیک، عضو آن روز شورای امنیت ملی، می گوید: اینک که به گذشته می نگریم، می بینیم حکومت بیش از اندازه بنا را بر اعتماد گذاشته بود. بویژه از تحریکاتی که پیرامون حکومت بعمل می آمدند، غافل می بود.
زبان تند:
هر اندازه به روز انتخابات ریاست جمهوری نزدیک می شدیم، لحن سخن ریگان تند تر می شد. می گفت: او کسی نیست که بگذارد خفتی که ملت امریکا در دوره ریاست جمهوری تحمل کرده است، ادامه بیابد. تیم ریگان و بوش می گفتند هرگاه ایران گروگانها را رها نکند، روش سختی با این کشور در پیش خواهند گرفت. این لطیفه نیز در واشنگتن شیوع یافت: « نقطه روشن در عمق تاریکی؟ تهران، ۱۰ دقیقه بعد از آنکه ریگان رئیس جمهوری می شود».
در ۲۰ ﮊانویه ۱۹۸۱، درست با آغاز ادای سوگند از سوی ریگان، از تهران، خبر آمد که گروگانها آزاد شدند. و مردم امریکا بیش از اندازه شاد شدند.
بطور خصوصی، برخی از نزدیکان ریگان از موفقیت اکتبر سورپرایز خود، خندان بودند. برای مثال، شارل کوگان، یک مقام ارشد سیا، در ۱۹۹۲، به کمیته تحقیق شهادت داد که در ۱۹۸۱، در مقر سیا، در دیدار کیسی با ﮊوزف رید، مشاور ارشد راکفلر، که تازه سفیر امریکا در مسکو شده بود، او حاضر بوده است. رید خوشحال می گفت ما موافق شدیم مانع از آزاد شدن گروگانها توسط بگردیم. محقق کمیته تحقیق که بطور کمتر رسمی با کوگان صحبت کرده بود، به من گفت: جمله رید خطاب با کیسی این بود: «ما اکتبر سورپرایز کارتر را … کردیم».
در ماه ها و سالهای بعد از آن، بسیاری از کسانی که در معامله اکتبر سورپرایز نقش کلیدی بازی کرده بودند، بس ترقی مقام کردند: کیسی رئیس سیا شد. گرک مشاور امنیت ملی بوش معاون رئیس جمهوری شد. جوان ترها نیز مقام های بالا یافتند: روبرت مک فارلین، دیرتر، مشاور امنیتی ریگان، رئیس جمهوری شد. روبرت گیت با یک جهش، رئیس اداره تحلیل و سپس معاون سیا شد. بعدها، در دوران ریاست جمهوری بوش پسر و اوباما، وزیر دفاع بود.
در آنچه به ایران و اسرائیل مربوط می شود، اسلحه از طریق اسرائیل به ایران روان شد و اسرائیل میلیونها دلار سود برد. بخشی از این پول، صرف ساختمان سازی در ساحل غربی رود اردن، {در سرزمین های فلسطینی}، برای یهودیان شد. در تابستان ۱۹۸۱، جریان اسلحه از اسرائیل به ایران، مختصری در معرض دید عموم قرار گرفت: در ﮊوئیه ۱۹۸۱، هواپیمای باربری که در اجاره اسرائیل بود، توسط ضد هوائی شوروی سابق، سرنگون شد. یک دهه بعد، نیکولا ولیتوس، معاون وزارت خارجه در امور خاورمیانه، در ریاست جمهوری ریگان، در مصاحبه با PBS گفت: «بعد از گفگوهایم با این اشخاص که مقامهای عالی داشتند، برمن روشن شد که ما موافقت کرده ایم بر این که اسرائیل می تواند برخی اسلحه امریکائی و یا دارای منشأء امریکای را به ایران بفروشد».
با بررسی پروازهای هواپیماهای حامل اسلحه از اسرائیل به ایران، ولیوتس به این باور رسید که معامله گروه ریگان با ایران، پیش از انتخابات ریاست جمهوری ۱۹۸۰ انجام گرفته است. او گفت: « از قرار زودتر، محتملا˝ پیش از انتخابات ریاست جمهوری ۱۹۸۰، فروش اسلحه از سوی اسرائیل به ایران شروع شده است. آن هنگام اسرائیلی ها کسانی را که در حکومت ریگان، می باید امر امنیت ملی را تصدی می کردند، شناسائی کرده بودند».
در ۸ اوت ۲۰۱۲، وقتی من از نو با او مصاحبه کردم، ولیوتس گفت او بیاد نمی آورد «مقامات بالا» که بطور غیر رسمی به اسرائیل اجازه داده بودند به ایران اسلحه بفروشد،چه کسانی بودند. اما او خاطر نشان کرد که «بازیگران جدید» محافظه کاران جدیدی بودند که در ستاد تبلیغاتی ریگان و بوش کار می کردند. بسیاری از آنها، دیرتر، در حکومت مقامات سیاسی بالا را یافتند.
در اواسط سالهای ۱۹۸۰، در سالها ۱۹۸۵ و ۱۹۸۶، یکچند از همان نقش داران در اکتبر سورپرایز، در افتضاح ایران گیت، باز نقش پیدا کردند. یکبار دیگر، فروش اسلحه در ازای آزادی گروگانها و عهده دارشدن نقش واسطه از سوی اسرائیل در گسیل اسلحه به ایران.
بنابر تحقیقات رسمی که در باره ایران گیت انجام گرفته اند، کسانی چون سیروس هاشمی و جون شاهین و تئودور شاکلی و ویلیام کیسی و دونالد گرک و روبرت گیت و روبرت مک فارلین و ﮊرﮊ کاو و رونالد ریگان و ﮊرﮊ بوش، چهره هائی بودند که این افتضاح را ببار آوردند.
در ۱۹۹۳، من با نخست وزیر اسبق اسرائیل، اسحق رابین، مصاحبه ای در تل اویو، انجام دادم. او گفت که کتاب اکتبر سورپرایز، نوشته گاری سیک و منتشره در ۱۹۹۱، را خوانده است. کتاب توضیح می دهد چسان ریگانیان مداخله کرده و مانع از آن شده اند که گروگانها را آزاد کند و بدین کار، مانع از تجدید انتخاب او شده اند. مصاحبه گر از او پرسید: شما چه فکر می کنید؟ آیا معامله اکتبر سورپرایز انجام گرفته است؟ او بی آنکه تردیدی اظهار کند، پاسخ داد: «البته انجام گرفته است». در همان مصاحبه، دورتر، رابین که در ۱۹۸۰، بگین، در نخست وزیری، جانشین او گشته بود، از قرار، از صداقتی که نشان داده بود، متأسف شد و کوشید از پاسخی که داده بود، عدول کند. اما تصدیق او لحظه ای همه شگفتی، می ماند.
برکارتر مسلم نیست:
سه دهه بعد از ترک مقام ریاست جمهوری، به مصاحبه کننده ای گفته است که هنوز نمی داند که آیا ستاد انتخاباتی ریگان، بطور سری، در گفتگوهای او با ایران بر سر رهائی گروگانهای امریکائی، خرابکاری کرده است یا خیر.
در مصاحبه ای برای انتشار در کتابConversations with Power که بریان مایکل تیل Brian Michael Till مؤلف آنست، می گوید بطور قطع نمی داند که ماجرای اکتبر سورپرایز روی داده است یاخیر. اما گفته است که موضوع را با گاری سیک، عضو پیشین شورای امنیت ملی، مورد گفتگو قرار داده است. او سوءظن های خود را در کتاب اکتبر سورپرایز، تشریح کرده است.
گفته است: «من هرگز در این باره موضعی نگرفته ام زیرا بر امرهای واقع، واقف نیستم. من توضیحات ﮊرﮊ بوش و اطرافیان ریگان را دیده ام و کتاب گاری سیک را هم خوانده و در این باره با او صحبت کرده ام. واقعا˝ نمی دانم ».
باوجود این گفته است او در شگفت است چرا ایرانی ها صبر کردند درست، در ۲۰ ﮊانویه ۱۹۸۱، همزمان با ادای سوگند از سوی ریگان، اجازه پرواز به هواپیمای حامل گروگانها را بدهند: «آنچه من می دانم اینست که بعد از این که آنها (ایرانی ها) تصمیم گرفتند گروگانها را پیش از انتخابات ریاست جمهوری امریکا آزاد نکنند، من هرکار که ممکن بود کردم تا مگر آنها را پیش از پایان ریاست جمهوری خود، آزاد کنم. در واپسین سه روز ریاست جمهوری، من هیچگاه به رختخواب نرفتم. تمام مدت در اطاق بیضی (دفتر کار رئیس جمهوری) در کار گفتگو بر سر توافقی پیچیده در باره آزادی گروگانها و ۱۲ میلیارد دلار پول و طلای ایران بودم.
و در ساعت ۶ صبح روزی که من می باید ریاست جمهوری را ترک می گفتم، کار را تمام کردم. تمامی گروگانها به فرودگاه برده و سوار هواپیما شدند و در هواپیما، منتظر ماندند. من این را می دانم. – هواپیمای آنها آماده پرواز بود – من در مراسم سوگند ریگان حاضر شدم. ۵ دقیقه بعد از این که او رئیس جمهوری شد، هواپیماها به پرواز درآمدند. هواپیماهای آنها می باید ۳ یا ۴ ساعت پیش از آن پرواز می کردند. اما آیا اعمال نفوذی در آیت الله (روح الله خمینی) شد برای این که گروگانها زمانی آزاد شوند که ریاست جمهوری من پایان یافته باشد؟ نمی دانم».
هنوز، بعد از ۳ دهه، از قرار، بیشتر از دانستن حقیقت در باره معامله کثیف جمهوریخواه ها در دوره ریاست جمهوری او، نگران آنست که متهم به پختگی لازم بگردد.
در ۱۹۹۶، بهنگام دیدار با یاسر عرفات، رهبر سازمان آزادیبخش فلسطین، وقتی عرفات خواست به نقش خود در مانور جمهوریخواه ها برای به شکست کشاندن گفتگوهایش در باره گروگانها، اعتراف کند، دست خود را بلند کرد و عرفات را به سکوت دعوت کرد. دوگلاس برینکلی، تاریخ دان حاضر بود.عرفات خطاب به او گفت: «مطلبی هست که می خواهم به شما بگویم. شما باید بدانید که در ۱۹۸۰، جمهوریخواه ها به من مراجعه کردند. معامله اسلحه پیشنهاد کردند. اگر من توانستم گروگانها را در ایران، تا بعد از انتخابات (ریاست جمهوری) نگاه دارم».
عرفات آماده بود تفصیل و مدرک ارائه کند. اما دست خود را بلند کرد و علامت داد که نمی خواهد در این باره چیزی بشنود.
در مصاحبه با تیل، در این باره که چرا هلی کوپتری که در عملیات نجات گروگانها در آوریل ۱۹۸۰، به جای رفتن بسوی تهران، دور زده و باز گشته است، همین عدم اطمینان را ابراز کرده است. تصمیم آن خلبان هلی کوپتر، حمله غافلگیرانه کماندوها را ناممکن گرداند و شکست عملیات برای حکومت کارتر، درد سر ساز شد.
برای این که عملیات خوب انجام بگیرند، کارتر دستور داده بود ۸ هلی کوپتر در عملیات شرکت کنند. دو هلی کوپتر از باب احتیاط و پشتیبانی. وقتی عملیات شروع می شود، دو هلی کوپتر، دچار اختلال فنی می شوند. ۶ هلی کوپتر باقی می مانند. اما یکی از هلی کوپترها، «بدون دادن هیچگونه توضیحی»، از راه بازمی گردد. کارتر گفت: وقتی شمار هلیکوپترها ۵ شدند، دستور دادم عملیات را پی نگیرند و بازگردند.
آنچه «شکست درکویر» نام گرفت، کفایت کارتر را زیر سئوال برد و از همان زمان، شایعه ها در باره امکان خرابکاری، برسر زبان ها افتاد. گفته می شد که نظامیان و افراد سیا که مخالف کارتر بوده اند، خرابکاری کرده و عملیات را محکوم به شکست کرده اند.
اگر سند مسلم در باره خرابکاری در مأموریت نجات گروگانها پیدا نشد، اما سندهای مهم در باره نقش اداره کنندگان ستاد تبلیغاتی ریگان و بوش – با کمک مأموران اسرائیلی – برای جلوگیری از آزاد شدن گروگانها پیش از انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۹۸۰، پیدا شدند.
در دهه های بعد از وقوع معامله اکتبر سورپرایز، ساختار سیاسی – مطبوعاتی در به نتیجه رساندن تحقیق در باره اکتبر سورپرایز و ایران گیت تا نتیجه ادامه نیافتند. بنا براین، خطر تکرار آن در انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۱۲ وجود دارد.
از آنجا که حزب لیکود بخاطر مداخلاتش در امور امریکا، از ۱۹۸۰ بدین سو، هیچگاه حساب پس نداده است، اعقاب مناخیم بگین که پیروان ایدئولوﮊی او بودند، بسا خود را آماده تکرار کار او، می بینند.
انقلاب اسلامی: نوشته روبرت پاری، به دنبال آورد ماجرای دست مایه کردن فیلم «بی گناهی مسلمانان» و پی آمدهای آنرا که پرده اول نمایش «اکتبر سورپرایز» شد:
انقلاب اسلامی در هجرت شماره ۸۱۱ از ۲ تا ۱۶ مهر ۱۳۹۱

 
 

 

 

لینک مطلب در شبکه‌بندی‌های اجتماعی، برای: عضو شدن و دنبال کردن و مشترک شدن، رای‌دادن، ابراز نظر، پسندیدن، پیاده کردن، به دوستان خود ایمیل کردن، و…، و لطفا هم‌رسانی:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.