گروگانهای امریکایی،”اناری” که آب آن نصیب امریکا شد و تلخی تفاله و ضایعات آن به مردم ایران رسید!

۲۹ آبان ۱۳۹۳

d6f45df54df54df5اشغال سفارت امریکا و به گروگان گرفتن اعضای آن، نتایجی به بار آورد که خسارات ناشی از آن تا کنون گریبان ایران را رها نکرده است، از آنجا که در فرصت و نوشته ای کوتاه، نمی توان به همه پی آمد های شوم آن پرداخت، تنها به اختصار به سرنوشت سه موضع گیری و  اشاره مختصری به خسارات ناشی از قرارداد الجزایر که بین ایران و امریکا امضاء و به موجب آن گروگانها آزاد شدند و میلیاردها دلار خسارات برای ایران و منافع عظیمی برای امریکا داشت و هنوز دارد نگاه گذرا می اندازیم.

رئیس جمهور امریکا در روز ۱۲ نوامبر ۲۰۱۴، فرمان اجرای قانون وضعیت اضطراری اقتصادی بین‌المللی علیه ایران را که از سی و پنج سال پیش اجرا شده است، برای یک سال دیگر  تمدید کرد. وی از جمله در نامه خود به کنگره در این باره نوشته است: به این دلیل مایل به تمدید وضعیت اضطراری در روابط با جمهوری اسلامی است که “روابط ما با ایران به شرایط عادی باز نگشته است.” وی افزوده است که« “قرارداد الجزیره” که در ژانویه سال ١٩٨١ بین ایران و آمریکا امضاء شد و به ماجرای گروگانگیری دیپلمات‌های آمریکایی در تهران پایان داد هنوز به طور کامل اجرا نشده است.» بدین ترتیب هنوز این “گاو شیر ده” و یا به قول آقای خمینی”انارها” کاملا دوشیده و یا فشرده نشده است.

هنگامی که در ۱۳ آبانماه سال ۱۳۵۸ تعدادی از دانشجویان ایرانی با حمایت نیروهای کمیته و پاسداران از دیوار در تهران بالا رفتند و با اشغال آنجا، اعضای حاضر در آن سفارت خانه را به‌گروگان گرفتند، در درون مرز و برون مرز ، از سوی شخصیت‌هایی که بعد ها در چگونگی روند این بحران نقش ایفا کردند اظهار نظر و موضع گیری‌هایی شد که لا اقل نتایج سخت زیانبار حاصل از دو موضع از آنها هنوز ایران را گرفتار خود کرده است. آقای خمینی با حمایت از این کار دانشجویان، آن را “انقلاب دوم” خواند و رئیس جمهور امریکا،ده روز بعد از این حادثه،در ۲۳ آبان، برابر با ۱۴ نوامبر ۱۹۷۹ فرمان به اجرا گذاشتن وضعیت اضطراری در روابط با جمهوری اسلامی ایران را امضا کرد که به استناد آن ایران در محاصره اقتصادی قرار گرفت و تحریم هایی علیه آن اعمال شدند، بسیاری از اموال ودارایی های ایران مصادره و یا بلوکه شدند. آقای بنی صدر، وزیر اقتصاد و دارایی وقت که موقتا سرپرستی وزارت خارجه را به عهده گرفته بود تا از جمله به این بحران خاتمه دهد خطاب به دانشجویان گفت با این عمل خود، ایران را به گروگان امریکا در آورده اند. این موضع سومی که بیان‌کننده اصل استقلال و هشدار به مردم ایران بود، تا امروز، توسط همه آنچه بر سر ایرانیان آمده، تصدیق شده ‌است.

این بحران، در دو کشور، ایران و  امریکا، تحولات سیاسی از  جمله انتخابات ریاست جمهوری را تحت الشعاع قرار داد:

در ایران،چگونگی حل بحران گروگانها که موجب سقوط دولت موقت بازرگان شده بود از موضوع های مورد بحث در فعالیت های انتخاباتی شد، آقای بنی صدر که پیش از این مخالفت خود را با ادامه گروگانگیری و موافقت خود را با حل آن اعلام کرده بود در ۵ بهمن ماه ۵۸، با کسب آرای اکثریت قاطع رای دهندگان به ریاست جمهوری رسید. کوشش وی در مقام وزیر خارجه برای پایان دادن هر چه زودتر به گروگانگیری از راههای دیپلماتیک از جمله فرستادن هیئتی به نیویورک و توافق با دبیر کل سازمان ملل متحد برای تشکیل شورای امنیت به منظور رسیدگی به این مسئله، با مشکلاتی از جمله مخالفت آقای خمینی روبرو شد و عقیم ماند. اما این کوشش ها در مقام ریاست جمهوری ادامه یافت. سران حزب جمهوری اسلامی (بهشتی،رفسنجانی،خامنه ای،موسوی اردبیلی و…) که از حمایت آقای خمینی نیز برخوردار بودند شکست خود در انتخابات ریاست جمهوری را (نامزد آنها حسن حبیبی کمتر از ۵ درصد رای آورد) مانع بزرگی برای رسیدن به هدف خود که استقرار نظام ولایی بود یافتند و در تدارک جبران بر آمده و با چراغ سبز از سوی آقای خمینی با توسل به تقلب در انتخابات مجلس، اکثریت کرسی های مجلس را اشغال کردند. بهشتی گفت: از گروگانها به عنوان(آتو) برضد کارتر و بنی صدر باید استفاده کرد( پیش از این دولت بازرگان را ساقط کرده بودند). آقای خمینی آزادی گروگانها را منوط به تصمیم مجلس دانست. بنا بر آنچه که آقای بنی‌صدر در خاطرات خود می گوید چندین بار، بحران گروگانگیری به حل نزدیک شده است اما عواملی، خواه از سوی ایران و خواه امریکا مانع از آن شده‌اند.   

در امریکا، جیمی کارتر که با بزرگترین چالش دوران ریاست جمهوری‌اش مواجه شده بود در پی حل بحران و رها سازی گروگانها بود تا بدین‌ وسیله پیروز انتخابات شود و اقامتش در کاخ سفید را برای چهار سال دیگر تمدید کند. رقبای جمهوریخواه او، ریگان و همدستش بوش(پدر) در تدارک رسیدن به قدرت، گروگانگیری(۱) را فرصتی یافتند تا اسباب شکست کارتر و پیروزی خود را فراهم آورند. تیم انتخاباتی ریگان ابتدا کوشش کرد تا با آقای بنی صدر تماس بر قرار نماید اما با مخالفت قاطع وی روبرو شد و جواب شنید: با هیچ دستگاهی خارج از حکومت امریکا در این باره گفتگو نخواهد کرد. تیم ریگان- بوش، شکست خوردگان و ناراضیان از انتخابات ریاست جمهوری در ایران را که قصد داشتند از گروگانها علیه کارتر و بنی‌صدر استفاده نمایند و اینک مجلس را نیز در اختیار گرفته بودند بهترین شریک خویش در این کار یافتند. بنابر توافق محرمانه‌ای که با آنها گذاشتند و افتضاح اکتبر سورپرایز را ببار آورد، قرار بر این شد که آزادی گروگانها، تا پایان انتخابات ریاست جمهوری در امریکا، انجام نگیرد. از این‌رو بود که سران حزب جمهوری اسلامی با موافقت خمینی، کار حل مشکل با حکومت کارتر را تا پایان انتخابات ریاست جمهوری او به تأخیر انداختند. آزاد نکردن گروگانها موجب شکست کارتر در انتخابات ریاست جمهوری می‌شد  از این رو، آزادی گروگانها تا پایان ریاست جمهوری کارتر بر امریکا به تأخیر انداخته می‌شود. برای این‌که گروگانها در زمان حکومت کارتر رها نشوند و آزادی آنها پیشکشی به ریگان در آغاز ریاست جمهوری اش تلقی شود، امضای قرارداد ننگین الجزایر برای رهایی گروگانها را به این و آن بهانه، به تأخیر انداختند.قرارداد زمانی امضاء و به اجرا گذاشته شد که زمان ریاست جمهوری کارتر به سر آمده بود،حتی هواپیمای حامل گروگانها تنها ‌توانست در لحظه ادای سوگند از سوی ریگان، ۲۰ ژانویه ۱۹۸۱، از برج مراقبت فرودگاه اجازه پرواز بگیرد و فرودگاه مهرآباد را ترک کند.  

در ایران، ازسوی آقای بنی‌صدر، رئیس جمهور، علیه رجایی نخست وزیروبهزاد نبوی وزیرمشاور دراموراجرایی و سخنگوی دولت او، به خاطر  عدم رعایت حقوق ملی ایران و نقض اصول قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و اختلاس از اموال ملت و خلاف قانون عملکردن های بسیاردر رابطه باانعقاد موافقتنامه ی الجزایر با ایالات متحده آمریکا اعلام جرم شد. آقای صابری فومنی، در خاطراتش از گفتگوهایش با محمد علی رجایی و بهزاد نبوی، در باره آزادی گروگانها که از جمله در سایت رسمی جماران نیز منتشر شده است می‌گوید: « آمدم به آقای رجایی گفتم این چه جور آزاد کردن گروگان‏هاست، ما این همه بها پرداختیم برای اینکه این‏جوری آزادشان کنیم؟ تازه چرا دولت؟ مگر دولت رفته بود گروگان گرفته‌ بود؟ آقای رجایی گفت: ببین، من و بهزاد رفتیم پیش امام. خیلی حرف‏ها به امام گفتیم، امام گفت به همین شکل باید آزاد شوند. گفتیم: آقا، این به نظر شما بازگشت از مواضع خودمان نیست؟ اما به خود من که رجایی هستم (این آن شهادت تاریخی من است که گفتم هنوز هیچ جایی نداده‏ ام، من نداده‏ ام دیگران را نمی دانم) امام گفت: ببین، یک انار را آبش را گرفتی تفاله‌ اش مانده، بیندازید دور، بره!»

جیمی کارتر که به استقبال گروگانهای آزاد شده به آلمان رفته بود در فرودگاه طی سخنانی از جمله گفت ایران را چنان نقره داغ کردیم که من گاهی دلم برای آنها می‌سوزد.

اما پس از گذشت ۳۵ سال از اشغال سفارت امریکا و گروگانگیری، تاریخ گواهی میدهد که در واقع، عمل خیانت آمیز به گروگان گرفتن اعضای سفارت امریکا به قول آقای خمینی ” انارها” و معامله بر سر آنها، ایران و حقوق ملی مردم آن را به گروگان امریکا در آورد که تا کنون هم‌چنان ادامه دارد. سود آن به امریکا رسید که هنوز از آب و رب آن “انار” بهره برده و می برد و تنها تلخی پوست و تفاله و ضایعات آن،نصیب مردم ایران شده است چرا که سهم ایران محاصره اقتصادی و جنگ ۸ ساله و تحریم و انزوا و قرارگرفتن و ماندن در حلقه آتش شد. و تا رژیمی مبتنی بر حاکمیت ملی که حقوق ملی ایران را محترم شمارد جایگزین این نظام پر فساد و استبدادی نشود ادامه خواهد داشت. 

۱-بنا بر اسناد منتشر شده از جمله در کتاب اینترلوک، طرح حمله به سفارت امریکا در تهران و به گروگان گرفتن اعضای آن، در امریکا  توسط  کیسینجر و راکفلر، بعد از مراجعه اشرف پهلوی،به آنها، برای بردن شاه سابق به  امریکا ریخته شده است و سپس از طریق «دانشجویان خط امام» در ایران به اجرا در آمده است. هدف از آن هم  تغییر روحیه مردم امریکا به سبب شکست در جنگ ویتنام از انفعالی به تهاجمی و رسیدن راست‌ترین جناح جمهوریخواهان به قدرت بود. این هدف تحقق یافت. بیهوده نبود که روز انتخابات ریاست جمهوری امریکا، هاشمی رفسنجانی، رئیس مجلس دست نشانده، گفت: در آینده تاریخ خواهد گفت ما سبب شکست کارتر و پیروزی ریگان شدیم (نقل به مضمون).  

ج.پاکنژاد از مجامع اسلامی ایرانیان


این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *