دروغ وتناقض گویی های آقای خامنه ای در رابطه با تفاهم نامه لوزان

۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۴

ddf56g4dfg4مصاحبه رادیو عصر جدید با آقای بنی صدر در رابطه با دروغ گویی های آقای خامنه ای در رابطه با تفاهم نامه لوزان.

بنی صدر: تناقض زادئی از دروغ برای مردم ایران کارساز است و خصوصا برای مردمی که مرتب دروغ می شنوند.  من اینکار را با صحبتهای آقای خامنه ای شروع می کنم. ایشان گفته است می پرسند چرا رهبری در باره هسته ای موضع نگرفته است. جایی برای موضع‌گیری وجود نداشته، مسئولان می‌گویند هنوز کاری انجام نشده و چیز الزام آوری نیست من نه مخالفم و نه موافق.  خوب همین “نه مخالفم و نه موافق” با اینکه کاری انجام نگرفته است متناقض است. اگر کاری صورت نگرفته بود شما با کار انجام نگرفته چطور نه مخالفید و نه موافق. پس کاری انجام گرفته است. اینکاری که انجام گرفته است و دوطرف داشته است و بعد ازگفتگوهای طولانی صورت گرفته است بضرورت الزام آور نیز هست.

از توافق ژنو تا توافق لوزان ۱۸ ماه می شود که در گفتگو بوده اند. نتیجه این گفتگوها شده آنچه که این آقایان می گویند تفاهم و طرف آمریکائی می گوید توافق. تفاهم اینجا بی معناست چراکه شما فرض کنید توافق کرده اید که تنها یکجا و آنهم نطنزاورانیوم غنی کند آیا این تفاهم است؟ خیر این توافق است، شما توافق کرده اید که اینگونه شود. توافق کرده اید کارخانه اب سنگین تغییر کند به دستگاهی که پلوتونیوم تولید نکند، توافق کردید که فردو مرکز تحقیقات بشود. آیا اینها تفاهم است؟ خوب اقای خامنه ای سر این موارد که دو طرف یک حرف را می زنند اما سر تحریمها است که آنطرف می گوید تعلیق است البته آقای ظریف متنی را که مسئول سیاست خارجی اروپا به انگلیسی خواند او به فارسی خواند و در آن متن فارسی که خواند گفته شده متوقف. متوقف معنی الغا نمی دهد بلکه متوقف یعنی اینکه سرجایش است و اجرای آن متوقف می شود تا وقتی که دلیلی برای از سر گیری نداشته باشد منتها چون کلمه تعلیق حساسیت بر انگیز است آقای ظریف در فارسی آنرا توقف معنی کرد. چند تفاوت دیگر هم وجود داشت در متن فارسی که ایشان خواند با آن متن انگلیسی. خوب در آنچه که مربوط می شود به تعهدات ایران دوطرف یک حرف می زنند تازه رئیس سیا گفت من شوکه و بهت زده شدم از امتیازهائی که ایران داده است. پس این امتیازها داده شده، شما چگونه می گوئید کاری انجام نشده . حال او (رئیس سیا )می گوید توافق به گونه ای انجام گرفته که در منطقه نیز رژیم ایران نتواند عملی بر خلاف خواست ما انجام دهد.شما (آقای خامنه ای )در واقع قیمومت را پذیرفته اید می گوئید کاری انجام نگرفته؟

حال از جهت دیگری به این تناقض بپردازیم: شما می گوئید نه موافقید و نه مخالف. شما دارای چه مقامی هستید ؟ در پرانتز هم که رهبری گذاشته اید! مدعی هم هستید که رهبر هستید با ولایت مطلقه. آیا مقام ولایت مطلقه ، مقام نه موافقم و نه مخالفم است؟ خوب این ناقض آن مقام است یا باید که موافق اگرنه مخالف باشید تا آن ولایت معنا پیدا کند.  اگر نه موافقید و نه مخالف آن ولایت بی معنی است. حالا شما کدام را قبول می فرمائید؟ خدا کند که شما سر عقل امده باشید و دست از ان دروغ بزرگ که ولایت مطلقه فقیه است و به قول آقای منتظری از مصادیق شرک است خود را رها کرده باشید اما در عمل که اینطور مشاهده نمی شود. در عمل شما مدعی هستید که رهبر هستید. مقام صاحب اختیار مطلق مقام بله و نه است مقام نه بله و نه نه نیست. مقام نه بله و نه نه مقام یک آدم عادی است آنهم به شرط ندانستن. یعنی او نمی داند محتوای این توافق چیست پس نمی تواند نه موافقت کند و نه مخالفت . اقای خامنه ای کار شما اینجا دو گیر دارد یکی این تناقض که یا باید از رهبری چشم بپو شید و آن دروغ ولایت مطلقه را رها کنید یا اینجا بگوئید موافق یا مخالف هستید. شما آن آدم عادی که از توافق اطلاع ندارد و نمی داند در گفتگوهای محرمانه و غیر علنی چه  گذشته نیستید . شما بنا بر این قانون اساسی کذائی و همه دروغ ، مدعی هستید که سیاست خارجی ایران را شما باید تعیین کنید در تمام مدت این گفتگوها هم گفتگو کنندگان به تکرار گفته اند که جزء جزء گفتگوها را به تصویب شما رسانده اند شما یکبار هم تاکید نکرده اید که اینها دروغ می گویند پس راست گفته اند، طبق آن اختیاراتی که سرکار برای خود قائلید . نمی توانستند هم بدون موافقت شما تفاهم یا توافق کنند با ۱+۵٫ پس در اینجا خود دو تناقض بوجود می آید: اگر بدون اطلاع شما انجام داده اند خوب سرکار آنجا چوب خشک بودید؟ پس یکبار دیگر هم شما می دانید این قانون اساسی تحمیلی و قلابی است و به مفاد آن عمل نکرده اید دوم اینکه هرگاه اینها به شما نگفته اند و تفاهم انجام داده اند پس اینها مرتب دروغ گفته اند که این گفتگوها را مرتب و جمله به جمله به تصویب شما رسانده اند و شما چرا سکوت کردید؟ اگر شما در مقام بیان سکوت کردید، کذاب هستید در مقامی بودید که باید علم خود را اظهار کنید و نکردید پس مستحق ان نکوهشی هستید که بنا بران لعنت باد برکسی که می داند و دانسته علم خود را اظهار نمی کند اگر شما از این توافقات اطلاع نداشتید و اینها گفتند که شما اطلاع داشتید پس چرا نگفتید؟ اگر اطلاع داشتید و این توافق را درست نمی دانستید چرانگفتید که با این من مخالفم ؟ چرا گذاشتید این تفاهم یا در واقع این توافق بشود؟

خوب حال اگر این تناقض ها را بزدائیم چه می شود؟ اصلا چند راه حل دارد ؟و چگونه می شود این تناقض ها را زدود؟ بیشتر از دو راه حل و شیوه برای زدوده این تناقض ها وجود ندارد.

یکی اینکه بگوئیم که آقای خامنه ای می داند که این ولایت مطلقه دروغ است و گفته که من کاری به کار دولت ندارم و مخالفت خود را با ولایت فقیه علنی هم نمی کنم، ولی شما هر کاری که می خواهید بکنید. انها هم رفته اند هرکاری خواسته اند کرده اند و به او هم اطلاع نداده اند پس او می گوید که من نه مخالفم و نه موافق. یا اینکه نه، در عمل آنها دیگر اعتنایی به این ولایت مطلقه فقیه ندارند خود کامه شده اند و می گویند آقا همین اسم ولایت مطلقه برای شما کافیست دیگر فضولی موقوف و رفته اند و کارشان را انجام داده اند، به این آقا هم اطلاع نداده اند و این آقا هم چون اطلاع ندارد می گوید نه مخالفم و نه موافق این یک حلش است. یک راه حل دیگرش این است  که نه، ایشان مدعی ولایت مطلقه هست و آنها هم، توافق را سطر به سطر به اطلاع ایشان رسانده وبعد اعلام کرده اند.ولی یک امری پیش آمده و آن این است. آنها هر گاه میخواستند این را بگویند که با تصویب ایشان شده و این محتوی را دارد،تسلیم نامه است ،خوب ،پس ایشان وقتی آمد در این مقام صحبت بکند مثل آقای خمینی می گفت مردم ایران یک راه غلطی را رفتیم بیراهه ای را رفتیم به بن بست رسیدیم،صدها میلیار دلار زیان روی دست شما گذاشتیم و اقتصاد شما را به این روز فلاکت افکندیم،فساد و جنایت و رانت خواری و اینها همه شد و رسیدیم به بن بست و متاسفانه چاره ای جز تسلیم نماند و ما چون می خواهیم بر شما همچنان حاکم بمانیم  با شما این راه حل را انجام ندادیم با قدرتهای خارجی انجام دادیم و جام زهر شکست را هم سر می کشیم این هم یک راه حل. خوب این را، که ایشان جرئتش را نداشته بگوید، آن مقدار از جرئت که آقای خمینی داشت و گفت جام زهر را سر کشیدم، این آقا نداشت. نه تنها نداشت، بلکه با یک ساز و دهلی و مثل اینکه  با هم مسابقه دارند که جا نمانند ،خواستند این را تبدیل به شهد بکنند و این جام زهر را بکنند جام شهد و بدهند به دست این مردم و بگویند که سر بکشید بگوئید به به چه عالی است . این کار افشای محتوای این توافق،قبل از وقوع،قبل از اینکه اعلام بشودکه وقتی اعلام شد بی کم و کاست همان محتوا را داشت و کار های توضیحی ،توسط آنهایی که به وطن خویش علاقه دارند،به استقلال و آزادی پایبندند، در استقلال و آزادی زندگی می کنند،می خواهند مردم ایران، مردمی مستقل و آزاد باشند، شهروندانی با منزلت باشند، آنها به طور مرتب محتوی این توافق را فاش ساختند و توضیح دادند نشد. آقای رئیس سی آی ای گفته است که طبق این توافق ۹۴ در صد این تاسیسات خوابیده است. باطل، تمام شد. در واقع شما، ولایت مطلقه فقیه پذیرفته اید که تاسیسات بخوابد. عملا تعطیلش را پذیرفته اید، خوب چرا اسما نگهش داشته اشته اید؟ نگهش نمیداشتید و این کنترل و قیمومت را هم نمی پذیرفتید. باز از قول آقای رئیس سی آی ای می گوید بازرسی تاسیسات در بازرسی سازمان بین المللی انرژی اتمی خلاصه نمی شود یک بازرسی ویژه است. خوب این ها را هم نمی پذیرفتید و آن تحریم ها هم بجای تعلیق،لغو میشدند و تمام می شد و می رفت . آن زیان را روی دست مردم گذاشته بودید،این که می گویند از هر جای ضرر برگردی نفع است این است نه اینکه توی ضرر بمانی  که آن دیگر از هر جای ضرر برگشتن نیست. شما توی ضرر مانده اید . پس آن راه حل واقعی  رفع این تناقض ها عبارت می شد از این که ایشان چون مشاهده کرده است که مردم ایران این جام زهر را شهد ندانسته و سر نکشیدند و توانایی این که بگوید من جام زهر را سر می کشم،هم ندارد آمده و این تناقض بس بچگانه و واقعا خنده آور را گفته است.اما این تنها تناقضش نیست . حالا به تناقض بعدی می رسیم. (خامنه ای )می گوید با اینکه،اول می گوید همه چیز در جزئیات است . ممکن است که طرف بد عهد مقابل بخواهد در جزئیات کشور ما را محصور کند. اینکه حالا به بنده و دیگران تبریک می گویند به معنی است،بعد هم می گوید من در جزئیات دخالت نمی کنم. تناقض اول ،اگر این چیزی  که هست اسمش هست کلیات ،پس دروغ گفته بود،بالا گفته بودی که کاری انجام نشده،پس کلیات انجام شده است و حالا شما می گوئید در جزئیات، طرف ممکن است سر ما کلاه بگذارد. آدم قدرتمدار،عقل قدرتمدار، هیچ وقت متوجه نمی شود که آن تناقضی که می گوید، آن دروغی را که  خود می گوید، خود تکذیب می کند. آن تناقضی را که می گوید ،خود می گوید که تناقض گفتم. بالا می گوید کاری انجام نشده است کمی زیر آن می گوید در جزئیات ممکن است کلاه سر ما بگذارند، پس کلیات انجام شده است. چطور گفتی که کاری انجام نگرفته است. این دروغ اول.

دو ،اگر کلیات انجام گرفته که گرفته، جزئیات چگونه میتواند با آن کلیات نسازد و خارج آن باشد؟ شما وقتی کلیات را پذیرفتی، درجا، جزئیات را هم پذیرفته ای آقای محترم. طبق آن منطق صوری هم که خوانده اید و ظاهرا یاد نگرفته اید،نمیدانم که اصلا خوانده و یاد نگرفته و یا نخوانده اما طبق اینها، معلوم است که همان را هم یاد نگرفته . در منطق صوری  گفت که کلی، جزئی را در بر می گیرد .کل را که پذیرفی اجزائ آن را هم پذیرفته است. اما جزئی کلی را در بر نمیگیرد. خوب حالا  شما در این دروغ دوم قبول کرده اید که کلیات انجام گرفته است و ناگزیر آن کلیات شامل جزئیات می گردد.وقتی گفتگو می کنند نه برای این است که یک جزئیاتی را برای خارج از کلیات، موضوع گفتگو و بررسی قرار بدهند چون جزئی که با کلی نخواند قابل بررسی نیست. فرض کنید که پذیرفته اند فوردو بشود مرکز تحقیقات،هزارتا سانتریفیوژ هم آنجا باشد اما غنی سازی نکند،این کلی است . حالا جزئیات می ماند که خوب این به چه طریقی اینجا اداره بشود . جزئیات این است. چه جوری مراقبت بشود که این مرکز تحقیقات بماند و آن غنی سازی هم نکند تا ۱۵ سال. همینطور در مورد آب سنگین. کلی این است که این باید تغییر کند.جزئیات این است که در چه مدت تغییر کند،چگونه تغییر کند خرج و هزینه آن را چه کسی بپردازد،بعد که تغییر کرد چگونه کار کند،اگر فضولات داشت یعنی پلوتونیم ولو اندک تولید کرد،این چه گونه تصدی بشود، اینها می شود جزئیاتش. حالا شما می گوئید من در جزئیات دخالت نمی کنم. دروغ سوم. فرض کنیم که این جزئیات این طوری شد،آمدند و در آن مثال فوردو ،این  مرکز تحقیقات، اگر شد مرکز تحقیقات اتمی ،محدودید هایی داشته باشد به ترتیبی که ۵+۱ معین می کند و آن هم عملا شد تعطیل، فرض می کنیم دیگر، این جزئی را شما دخالت می کنید یا نمی کنید؟ اگر این شد، آن هم می شود یک صورت بدون محتوا. پس این مطلقه سرکار به چه کار می آید؟ پس معلوم میشود شما ربط جزئی وکلی را هم نمیدانید. آدمی در میماند که یک ملتی چگونه این را تحمل می کند که یک همچین آدمی بر او ولایت مطلقه داشته باشد آن هم طی سالهای دراز.واقعا چگونه ممکن است این ؟ نتواند یک حرف شفاف به این مردم بزند در  یک امر حیاتی ،یک بحران عظیم ،پای آینده و نسلهای آینده به میان است. من نه موافقم نه مخالف در جزئیات مداخله نمی کنم و آن مردمی که نمیدانند محتوای این توافق چیست نه میدانند که این آقای رهبر چکاره قضیه است ؟آقای روحانی چه کاره است؟ آقای ظریف چه کاره است؟ حالا دنیا می خواهد به این آقا اعتماد بکند. به آدمی که نه موافق هست و نه مخالف. در جزئیات هم دخالت نمی کند!

برسیم به دروغ سوم. می گوید “من هیچ زمان به مذاکره با آمریکا خوشبین نبودم. با این حال با مذاکرات موردی موافقت کردم و از مذاکره کنندگان حمایت کرده ام و می کنم. باید از آقای خامنه ای پرسید که آیا آقای ولایتی مشاور امور خارجه شما هست یا خیر؟ آیا او سرخود با فرستاده های آقای اوباما در عمان گفتگو کرد؟ آیا بر خلاف خوشبین نبودن شما و بر خلاف میل شما این کار انجام شد؟ بدون اجازه شما که ایشان نمی توانست گفتگو کند. شما اول مخالف مذاکره با آمریکا بوده اید و فهرست موضع گیری های شما در طول مدت در روزنامه انقلاب اسلامی آمده. سپس خود وارد گفتگوی مهرمانه شدید با آقای اوباما. آقای اوباما هم به نیویورک تایمز گفته است که مکاتبه داشته است. اگر شما با گفتگو مخالف بودید چرا مهرمانه مکاتبه کردید؟ شما مشاور خود را برای گفتگوی مهرمانه فرستاده بودید و حالا می گوئید خوشبین نبودید و مخالفت نکردم. و می گوئید از مذاکره کنندگان حمایت کرده اید و می کنید. حمایت که شرطش موافقت با محتوی می باشد! اگر آنها در مذاکرات به نتایجی برسند که بر خلاف منافع ملی باشد، شما چگونه حمایت کرده اید؟ اینجا هم یکبار دیگر دروغ آقا رو می شود و روشن می شود که او از محتوی اطلاع داشته است. البته منظور از منافع هم همان اوجب واجبات است که حفظ نظام است! از حقوق ملی دفاعی نمی شود و بلکه به حراج گذاشته می شوند. محتوی مذاکرات از دید شما گویا با منافع ملی سازگار بوده زیرا تا به اینجا پیش آمده اید. پس اینکه موافق یا مخالف نیستید و حمایت شما دروغ بوده و هست. این تناقض ها را هم اگر رفع کنیم به این می رسیم که این گفتگوها با تصویب ایشان به اینجا رسیده و همه را هم اطلاع داشته اما نتیجه آنطور نیست که او بتواند سینه سپر کند و آنرا به عنوان پیروزی سیاسی بفروشد. این یک تسلیم نامه است و نمی تواند بگوید که با آن موافق هست. اگر هم بگوید مخالف هست که می شود آدم بی تفاهم. آقای ظریف و روحانی می شوند قربانی. در آخر هم می گوید که به آمریکا اعتماد ندارد.

آقای محترم! معلوم می شود که شما نمی دانید گفتگو یعنی چه! مگر گفتگو بر مبنای اعتماد انجام می گیرد؟ به مردم چرا دروغ می گوئید؟ گفتگو رابطه قواست! آن طرف هم به شما اعتماد ندارد. تمام صحبت به خاطر بی اعتمادی آنها و پنهان کاری شما در ساخت بمب اتمی بوده است. الان هم تا کنترل کامل نکنند و تاسیسات را در دسترس خود نبینند و شمشیر داموکلس تحریم را بالای سر شما نبینند, با شما به توافق نمی رسند. توافق می گوید که طرفین چه قدر توانائی قدرت دارند. حد تعادل قوا را تنظیم می کند. اعتماد این و یا آن به شما بیان کننده این رابطه نیستند. حتی آدم به آدم هم جز در مورد دوستی و عشق و رابطه حق با حق روابط خود را بر مبنای اعتماد تنظیم نمی کنند. شما آقای خامنه ای آیا با آقای اوباما دوست نشدی! شاید هم شدی و مردم خبر ندارند! در مقابل این تسلیم نامه ننگین که مانند قرارداد ترکمنچای هست چه چیزی به دست آورده اید؟ اینکه طرف مقابل بگوید که تغییر رژیم را دنبال نمی کند. در روابط قوا اصل بر تضمین های عینی می باشد. مشخص و ملموس! آنطرف آمده و از شما تعهداتی گرفته. برای اطمینان انجام این تعهدات به شما اعتماد نمی کند و اصل را بر عمل شما گذاشته است. می خواهد کنترل بکند. شمشیر داموکلس تحریم هم بالای سر شما نگاه می دارد. شرایط آقای خامنه ای به این ترتیب بود که گفتم. اگر شما مردم ایران به این حقیقت ارزش دهید و مطالبه حقوق شهروندی خود را بکنید، از ابهام مجبور می شود این رژیم بیرون بیاید و بلکه مجبور می شود این تسلیم نامه را امظا نکند و بپذیرد که این تاسیسات را تعطیل کند و زیر کنترل قوای خارجی هم نرود. این حد اقل است. اگر شما بیشتر عمل کنید، مجبور می شود که مسائل را با خود شما حل کند و آن راه حل بارها با شما در میان گذاشته شده از سوی من و آقای مصطفوی و دیگران.

 شاد و پیروز باشید

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *