بایگانی روزانه: سپتامبر 12, 2020

سند سیا در مرداد ۱۳۵۹: چه کسانی در صدد ادامه بحران گروگانگیری بودند و با چه هدفی؟

سند سیا در مرداد ۱۳۵۹: چه کسانی در صدد ادامه بحران گروگانگیری بودند و با چه هدفی؟

۲۲ شهریور ۱۳۹۹

در 27 ژویئه 1980 (5 مرداد 1359)، حسن و مهدی کروبی در هتل ریتز سویس که سیروس هاشمی اجاره کرده بود، با ویلیام کیسی (از نزدیکان ریگان که در دوران ریاست جمهوری ریگان، رئیس سیا شد) و گرگ و شخصی دیگر، از ستاد انتخاباتی ریگان (نامزد حزب جمهوریخواه امریکا در انتخابات 1980 و رقیب جیمی کارتر، رئیس جمهوری وقت امریکا که نامزد ریاست جمهوری برای 4 سال دوم ریاست جمهوری بود) و بوش دیدار کردند. در 4 اگوست 1980 (13 مرداد 1359)، رفسنجانی، رئیس مجلس، می‌گوید: امریکا مسئله گروگانها را برای استفاده از آن در انتخابات درست کرده‌اند. و در هفته اول اوت، کروبی (مهدی، حسن و یا هر دو) از جمشید هاشمی می‌خواهد ترتیب ملاقات دومی را با کیسی در مادرید بدهد. در این باره، گاری سیک، مسئول ایران در شورای امنیت امریکا در زمان کارتر در کتابش، اکتبر سورپرایز، چنین نوشته است: بعد از دیدارهای مادرید، در 16 اوت (25 مرداد 1359)، وزیر خارجه ایران، صادق قطب زاده نامه‌ای در بارهء گروگانها به مجلس نوشت. در این نامه، تاکید کرد که حزب جمهوریخواه امریکا برای پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری، همه کار می‌کند تا حل مشکل گروگانها را به تأخیر بیاندازد. وی به ریچارد کاتم، استاد دانشگاه پیترزبورگ نیز به تأکید گفته بود: جمهوریخواه ها می‌خواهند از گروگانها در مبارزات انتخاباتی استفاده کنند. طی ما‌ه‌ها، قطب زاده چند نوبت این سخن را، با اصرار تکرار کرد اما آن زمان، هیچکس آن را جدی تلقی نکرد. در 18 اوت (27 مرداد 1359)، رفسنجانی در یک کنفرانس مطبوعاتی گفت: «مسئله گروگانها فوریت ندارد. مجلس کارهای واجب دیگری دارد. بعد از انجام این کارها، مجلس مسئله گروگانها را در دستور کار قرار خواهد داد. دو روز بعد از آن در کنفرانس مطبوعاتی دیگری آیةالله بهشتی نیز اظهارات مشابهی به عمل آورد: «برای ایران، مسئله گروگانهای امریکایی اهمیت درجهء اول ندارد». این دو اظهار نظر از زبان دو روحانی که در حلقه نزدیکان اول خمینی بودند، تصدیق سخنی بود که کروبی، در مادرید، به کیسی گفته بود: مشکل گروگانها قبل از انتخابات ریاست جمهوری حل نخواهد شد. (کتاب سیر تحول سیاست امریکا در ایران - جلد دوم گروگانگیری، نوشته ابوالحسن بنی‌صدر، صص 372-373).