بایگانی ماهیانه: دسامبر 2020

محاکمه تاریخی مصدق چگونه پایان یافت-من از رای دادگاه متشکرم زیرا این رای بر افتخارات تاریخی من افزود

محاکمه تاریخی مصدق چگونه پایان یافت-من از رای دادگاه متشکرم زیرا این رای بر افتخارات تاریخی من افزود

۴ دی ۱۳۹۹

در این گزارش کاملا مشهود است که رأی دادگاه طبق نظر شاه تنظیم شده بود. پیش از آن، شاه گفته بود مصدق به سه سال زندان محکوم می‌شود و فاطمی اعدام می‌گردد. رژیم عده‌ای مزدور را، بعنوان تماشاجی، آورده بود تا که هم غیر علنی بودن واقعی دادگاه را بپوشاند و هم آنها به مصدق ناسزا بگویند. جلیل بزرگمهر، وکیل مصدق، در باره اعتراض به رای دادگاه دکتر مصدق اینطور می نویسد:« در پایان رای دادگاه، دکتر مصدق خطاب به تیمسار لشکر مقبلی گفت: آقای رئیس دادگاه، این حکم امشب دادگاه بر افتخارات تاریخی من افزود. من خیلی متشکرم. ملت ایران و همچنین دنیا معنای مشروطیت ایران را فهمید... بعد از آنکه تیمسار دادستان پای ورقه دادگاه را امضا کرد و از جلسه خارج شد، دکتر مصدق به طرف میز منشی دادگاه رفت. منشی دادگاه حکم دادگاه را جلویش گذاشت و گفت: "امضا کنید". دکتر مصدق گفت: "من ابتدا باید پشت ورقه بنویسم که به رای دادگاه اعتراض دارم، بعد آن را امضا کنم." منشی تقاضای خود را تکرار کرد. دکتر مصدق از اصرار منشی دادگاه به خنده افتاد و گفت:"آخر آفا من خودم واردم بمن نمی خواهد درس بدهید." و پس از یک نگاه طولانی به منشی های دادگاه با صدای بلند شروع به خندیدن کرد. بعدا حکم دادگاه را گرفت این جمله را دز ذیل آن نوشت و امضا کرد.: " به این رای خلاف قانون که از یک دادگاه غیر قانونی و بدون صلاحیت صادر شده بر طبق ماده 59 لایخه قانون دادرسی و کیفر ارتش مصوب 16 فرودین ماه 32 که احکام دادگاه فوق العاده را قابل رسیدگی فرجامی می داند تقاضای فرجام می نمایم." دکتر محمد مصدق.(مصدق در محکمه نظامی کتاب اول جلد دو به کوشش جلیل بزرگمهر صفحه 801)

گفتگوی آقای بنی‌صدر و علی صدارت - بررسی سلب و ایجاب در موفقیت جنبش‌ها

گفتگوی آقای بنی‌صدر و علی صدارت – بررسی سلب و ایجاب در موفقیت جنبش‌ها

۱ دی ۱۳۹۹

نفی وضعیت موجود، سلب تنها، نه تنها نامطلوب که ناممکن است. فقط با نفی قدرت و نمادهای ان، ولی بدون اثبات حق و حقوق نه تنها در نظر و در عمل، بلکه در هدف و در روش، و حق‌وندی در پندار و نوشتار و گفتار و کردار، حاکمی می‌رود و حاکمی دیگر می‌آید. ترامپ می‌رود و بایدن می‌آید، و ولایت مطلقه پهلوی می‌رود و ولایت مطلقه فقیه می‌آید، و… تا تغییر نکنیم، ممکن نیست بتوانیم تغییر بدهیم. تا در زندگی روزانه خود، حقوق‌مدار زیست نکنیم، نمی‌توانیم انتظار داشته باشیم که بعد از رفتن این «حاکم»، یک «حاکم» دیگری مثل همین و یا حتی بدتر، و چه بسا بسیار بدتر از همین «حاکم» بر ما مسلط نشود. برای تغییر بحران‌های «وضعیت کنونی»، این این انسان کنونی است که باید تغییر کند. واقعیت را بخواهی: آدمی دیگر بباید ساخت و از نو عالمی!