بایگانی روزانه: s

صدارت و بنی‌صدر گفتگو در بارهٌ: روش‌های عملی(۳)تشکیل و فعالیت هسته‌های مردمی برای ساختن سرنوشت‌های خوب و خوب‌تر

صدارت و بنی‌صدر گفتگو در بارهٌ: روش‌های عملی(۳)تشکیل و فعالیت هسته‌های مردمی برای ساختن سرنوشت‌های خوب و خوب‌تر

۶ اردیبهشت ۱۴۰۰

دیدیم که اعتماد به آنچه خود داشته‌ایم و داریم، جنبشهای همگانی و خودجوشِ ۱۳۵۷ و ۱۳۸۸ را به سوغات آورده و ما را در جهان زبانزد کرده. طلب جام جم از بیگانۀ به حاکمیت جمهور مردم، تمنای مردمسالاری را در تجربۀ انقلاب ۱۳۵۷ به هژمونی بیگانۀ ضد انقلاب و در سال ۱۳۸۸ به کهریزکها کشانید. نقشی را که خود در ساختن آیندۀ خود می‌توانیم و باید داشته باشیم، ز بیگانه های ایرانی و انیرانی تمنا کردن، سرنوشتی جز بدتر از پدیدۀ احمدی‌نژادها و دردناکتر از کهریزکها برایمان نمی‌آورد. تجربۀ موفق تونس را در فراری دادن بن‌علی در عرض چند هفته، به خود یادآور شویم. از جمله ریشه‌های اصلی ادامۀ وضعیت قبلی با شکلی دیگر و سرنوشتی بدتر از وضعیت قبلی در کشورمان، عدم باور اکثر افراد و گروه‌های سیاسی و از آن مهمتر عدم باور اکثر خودِ ما مردم به وجوب اعمال توانایی از طریق خودِ مردم و وجوب گرفتن مشروعیت برای مسائل و تصمیم‌های سیاسی از خودِ مردم است. باید به خود و به نفسِ خود اعتماد کنیم.

بنی‌صدر : استقلال و آزادی، کتاب تحقیقی در باره این دو حق ذاتی انسان

بنی‌صدر : استقلال و آزادی، کتاب تحقیقی در باره این دو حق ذاتی انسان

۶ اردیبهشت ۱۴۰۰

چند نسل ایرانی، در پی یکدیگر، استقلال و آزادی را هدف جنبشهای خویش کردهاند. زمانی برای استقلال تقدم قائل شدهاند (جنبش تحریم تنباکو) و زمانی آزادی را مقدم شمردهاند (جنبش مشروطیت) و زمانی این دو را همزاد و همراه دانسته و خواستهاند (ملیکردن صنعت نفت و انقلابی که اسلام بمثابه بیان استقلال و آزادی، اندیشه راهنمای آن شد). اما آیا به استقلال و آزادی، بمثابه هدف و روش، وجدان داشتند؟ تحقیقی که اینک در اختیار خواننده قرار میگیرد، به پرسش، این پاسخ را میدهد: تعریف استقلال و آزادی بر اصل موازنه عدمی، تعریفیاستکه هدف و روشکردنش، هر شهروند و هر جامعه را از جبر پویاییهای نظام سلطهگر – زیرسلطه میرهد. این واقعیت که ایران در موضع زیرسلطه است و همچنان فقیر میشود، میگوید وجدان به استقلال و آزادی، نه تنها همگانی نگشتهاست، بلکه در سطح آن بخش از جامعهکه نقش نیروی محرکه را بر عهده دارد، نیز، همگانی نشدهاست؛ چه رسد به روش زندگی گشتن. چرا؟