صدارت- جنبش خودجوش، سه‌ماهه شد. ارزیابی رویدادها

صدارت- جنبش خودجوش، سه‌ماهه شد. ارزیابی رویدادها

۲۸ آذر ۱۴۰۱

در عرض این چند دهه + ۹۴ روز، تجربه‌اندوزی‌هایی که کرده‌ایم، همه در موفق بودن این جنبش خودجوش بسیار موثر بوده است.  تجربه بد و بدتر: هموطنی گفت: «...خوب شد میرحسین موسوی رئیس جمهور، نشد وگرنه آخوندها ۵۰ سال بیشتر می‌ماندند...»   در واقع در مورد محمد خاتمی دقیقا همینطور شد، و اصلاح‌طلبان در پیش‌برد نظر «حفظ نظام، اوجب واجبات است» موفق بودند. ضمن اینکه از حقوق اصلاح‌طلبان دفاع، و  تجاوز به جقوق آنها را نفی می‌کنیم و به آن اعثراض داریم، به این هموطنان یادآوری میکنیم که باید تا دیرتر نشده، دین خود را به ایران و ایرانیان، ادا کنند و باید جبران مافات کنند. الان هم برای دفع «بدتر» رجوع کردن به «بد»، همان تبعات را خواهد داشت. کسانی که «دوران طلایی امام» را بدتر می‌دانند و به علت شکست در جنگ روانی، طرفدار «دوران زرین پهلوی» شده‌اند، لازم است که به قدرت‌ها پشت کنند، و روی به مردم داشته باشند.  آن‌ها که محصور صفحه تلوزیون می‌شوند، و هر کسی که بیشتر در تلوزیون دیدند را، به عنوان «بدیل»! و یا «بدیل موقت»! می‌پذیرند، بیشتر از جامعه سیاسی هستند. جامعه مدنی با نفی آن تزویرهای رسانه‌ای، و یا لااقل با بازتاب ندادن آن شعارها، نظر خود را در رابطه با  ژن برتر، و یا وابستگان به رسانه‌های قدرت‌های خارجی، با صدای بلند اعلام کرده است. 

صدارت- دومین اعدام در روز ۸۷ جنبش خودجوش. محسن شکاری - مجیدرضا رهنورد

صدارت- دومین اعدام در روز ۸۷ جنبش خودجوش. محسن شکاری – مجیدرضا رهنورد

۲۱ آذر ۱۴۰۱

واضح است که خامنه‌ای و شرکا و حافظان رژیم، در مدیریت شرایط فعلی و نحوه برخورد با مردم برای «جمع کردن شورش‌ها» با هم اختلاف نظرهای عمیق دارند. آن‌ها همه ترسیده‌اند و این ترس و وحشت آن‌ها، در حرکات بدن و حالات صورت و انتخاب لغات در موقع صحبت کردن، کاملا واضح است، و برای تشخیص این اضطراب و پانیک، احتیاجی به یک روان‌پزشک ورزیده نیست. انسان گاهی در وحشت و اضطراب، هوش و ذکاوت خود را از دست می‌دهد، اگر اصلا از ابتدا دارای آن بوده باشند. برخی از حافظان رژیم که به این بیماری حاد مبتلا شده‌اند، تصور می‌کنند قدرت بازسازی جوی که در دهه ۱۳۶۰ شاهد آن بودیم را دارند. خامنه‌ای می‌گوید: «خدای سال ۶۰ همان خدای امسال است» این در حالی است که نمی‌داند که خدای وی، توانست با شکست دهه شصتی‌ها در جنگ روانی، آن‌ها را به انفعال بکشد. ولی این دوزخیان روی زمین نمی‌دانند که آن خدا، و خدای آن خدا هم نمی‌تواند با دهه هشتادی‌ها و دهه هفتادی‌ها همان معامله را بکند! میزان ذکاوت خامنه‌ای و شرکا به آن درجه نازل رسیده است که حتی تحلیل بازجویی که به قول خودش بیش از چهل سال سربازجو بوده است را، در مورد تظاهر کنندگان نمی‌تواند درک کند که گفت: «نه من حرف این‌ها را می‌فهمم، و نه این‌ها حرف من را…» ترجمه این حرف پر از استئصال این است که روش‌های جنایت‌ها علیه بشریت در دهه ۱۳۶۰، و حتی نسل‌کشی تابستان ۱۳۶۷، در این عصر امکان‌پذیر نیست. چرا که پیش‌نیاز آن جنایت‌ها، شکست مردم در جنگ روانی، و پذیرش انفعال است. مردم خوب می دانند که اگر امروز سکوت و انفعال پیشه کنند، فاجعه‌ای بدتر از فاجعه جنایت‌ها علیه بشریت که در دهه ۱۳۶۰ شاهد آن بودیم، در انتظار ما است. با وجود این متجاوزان در اریکه قدرت، هیچ نه معلوم که همین فردا، مهساها، و کیان‌ها، و…، و محسن‌های بعدی، فرزند من باشد یا شما، و یا خود من باشم و یا شما؟!

صدارت: روز ۸۲ جنبش خودجوش، و احساس نیاز بیشتر به بحث درباره «سند اساسی دوران گذار برای انتقال حاکمیت به ما مردم ایران»

صدارت: روز ۸۲ جنبش خودجوش، و احساس نیاز بیشتر به بحث درباره «سند اساسی دوران گذار برای انتقال حاکمیت به ما مردم ایران»

۱۶ آذر ۱۴۰۱

اضطراب و ترس و دلهره و ناامنی، وسایلی هستند که هر استبداد، در جهت ساختن و پرداختن آنها، بطور مستقیم و یا غیرمستقیم، تلاش می‌کند، و آنها را بر علیه مردم به کار می‌برد تا آنها را رام و سربه‌زیر و ساکت کند، تا بتواند چند صباحی دیگر بر قدرت بماند. این وحشت و دو دلی که اگر حاکمان مستبد و سلطه‌گر نباشند، وضعیت مردم زیرسلطه بسیار بدتر خواهد شد، از کارسازترین و مهم‌ترین و موثرترین اضطراب‌ها بوده است، که بدون هیچ استثنائی، در طول تاریخ و در عرض جغرافیا، توسط همه مستبدان، به اشکال به ظاهر متفاوت، بکار برده شده است. بدون این رویه، که امتحان خود را، با موفقیت پس داده است، امکان ادامهٌ سلطهٌ مستبدان، که همیشه اقلیتی زورگو و خشونت‌گستر، و حاکم بر اکثریت منفعل و فعل‌پذیر هستند، غیر ممکن است. نکته مهم دیگر اینکه طول عمر مستبد و نیز میزان اعمال خشونت مستبدان، نسبت مستقیم دارد با میزان اضطراب مردم که باز با نسبتی مستقی باعث انفعال و فعل‌پذیری و بی‌غمی مردم تحت‌سلطه می‌گردد. و در این حالت اکثریت این خود ما مردم هستیم که با انفعال خود، اجازه می‌دهیم ابعاد اضطراب، چون زهر مهلکی، کل جامعه را فرا بگیرد و ما را در سکون، منفعل‌تر سازد، تا که خود ما، مستقیم و غیر مستقیم، عاملی از عوامل ادامهٌ حیات رژیم بگردیم. این زهر مسموم، نه تنها در تار و پود جامعه مدنی، مسمومیت ایجاد میکند، بلکه احزاب و تشکیلات مختلف و جامعه سیاسی هم به آن مبتلا می‌گردند… -

صدارت: در این روز ۶۶ جنبش خودجوش، ترس‌ها از دل مردم خارج و هرچه بیشتر به جان رژیم منتقل می‌شود

صدارت: در این روز ۶۶ جنبش خودجوش، ترس‌ها از دل مردم خارج و هرچه بیشتر به جان رژیم منتقل می‌شود

۳۰ آبان ۱۴۰۱

به علت فعال شدن مردم، و با گذشت ۶۶ روز از جنبش خودجوش در ایران، در هر سه عامل فوق، تغییرات کیفی و کمی فزاینده و چشم‌گیری را شاهد هستیم. ابعاد خشونت‌های رژیم علیه مردم، به دلیل حضور مردم در میدان ساختن سرنوشت خویش، بسیار کمتر از گذشته شده است. در صورتیکه این جنبش به صورت حقوقی ادامه پیدا کند، و از امروز هم فراگیرتر شود، فردا قدرت سرکوب رژیم، از امروز کمتر خواهد بود!

صدارت:پیشنهاد جبهه(۱۵)بمناسبت ۲ماه جنبش خودجوش، مشارکت همگانی در ساختن سرنوشت خوب و خوب‌تر: جمع‌بندی مفاد فراخوانی که ۱۱ سال پیش منتشر شد(جلسه۱۵)

صدارت:پیشنهاد جبهه(۱۵)بمناسبت ۲ماه جنبش خودجوش، مشارکت همگانی در ساختن سرنوشت خوب و خوب‌تر: جمع‌بندی مفاد فراخوانی که ۱۱ سال پیش منتشر شد(جلسه۱۵)

۲۳ آبان ۱۴۰۱

فراخوان مجامع اسلامی ایرانیان برای تشکیل جبهه مردم‌سالاری و مبارزه برای استقرار و استمرار دولت حقوق‌مدارِ لائیک در ایران بخش اول به تحلیل شرایط کنونی و ضرورتهای ناظر بر شکل‌گیری بدیل مستقل، ملی و دموکراتیک می پردازد.  بخش دوم، اصول بنیادین توافق برای تحقق یک نیروی آلترناتیو را بیان می‌‌کند که از دید ما اصولی حداقلی‌اند. بخش سوم، برخی روشهای عملیِ همگرایی و همکاری میان گروهها و هسته‌های مردمسالار را، به عنوان نمونه، ذکر می‌کند. بخش چهارم: جمع‌بندی مفاد فراخوان و نتیجه‌گیری: «مجامع اسلامی ایرانیان» تشکیل یک “جبهه” برای تحقق مردمسالاری و دولت حقوقمدارِ لائیک در ایران را پیشنهادی عملی و ممکن می‌داند.  همان‌گونه که در متن آمد، این جبهه متشکل از هسته‌ها و شبکه‌های کوچک محلی و منطقه‌ای است که با توافق بر یک رشته اصول بنیادین، در شکل یک میثاق، محقق خواهد شد.  توافق بر این اصول و به خصوص توافق بر شیوه های منسجم و همسو با آنها لازمه تحقق جبهه است.  باید توجه داشت که خاستگاه و مشروعیت‌بخش “جبهه مردمسالاری”، مردم ایرانند.  در شرایطی که امکان انتخاب آزاد در درون کشور برای تشکیل دولت حقوقمدار وجود ندارد، “جبهه مردمسالار” شکل گرفته در داخل و خارج تا زمانی که نماد خواستهای همگانی جامعه است و در همکاریها و فعالیت‌هایش پیوسته محل عمل سیاسی را خود مردم ایران، و نه نظام حاکم و یا قدرتهای خارجی می‌داند، مشروعیت دارد.  “جبهه مردمسالاری” به هدف شکل‌گیری یک رشته حرکتهای هماهنگ و اصولمند در مسیر انحلال رژیم جمهوری اسلامی، می‌تواند در جهت تدارک مقدمات یک سازوکار عملی مانند مجلس موسسان یا کنگره ملی و امثال آن گام بردارد.  همه افراد و گروههایی که اصول بنیادین فوق را قبول دارند و به آن به مثابه یک عهد می‌نگرند، لازم است در تهیه و تدوین میثاقی مشترک برای فعالیت سازوکارهایِ دوران گذار، و استقرار و استمرار مردمسالاری فعال شوند.  گفتگوهای مستقیم و مداوم در خصوص تشکیل “جبهه مردمسالاری”، میان همه نیروهای معتقد به اصول مزبور، در اسرع وقت ضروری است. “مجامع اسلامی ایرانیان” آماده است در مراحل مختلف تشکیل “جبهه مردمسالاری” و سازوکار مورد توافق اکثریت، فعالانه همکاری کند

صدارت- بررسی و تحلیل رخدادها در پنجاه و هفتمین روز جنبش خودجوش پرشکوفه‌تر شدن بهار ایران

صدارت- بررسی و تحلیل رخدادها در پنجاه و هفتمین روز جنبش خودجوش پرشکوفه‌تر شدن بهار ایران

۲۲ آبان ۱۴۰۱

جوانان وطن، در روز ۵۷ جنبش خودجوش، بدون مراجعه به قدرتها (قدرت‌های خارجی و داخلی، دولتی و غیردولتی، غربی و شرقی) با ابتکار و خلاقیت در فعالیت خودجوش، توانسته‌اند با افکار عمومی ایران، و منطقه، و نیز با افکار عمومی دنیا، دربیامیزند. سیاست‌مداران غربی، به علت فشار افکار عمومی، خود را ملزم می‌بینند که واکنش نشان دهند و از جمله با ایرانیان ملاقات کنند، و یا در اجتماعات آن‌ها شرکت کنند.  جوانان دلیر میهن، در واقع با شعارهای پرشعور خود، رمز موفقیت خود را در این جنبش، که شاهدیم هرچه می‌گذارد فراگیرتر می‌شود، از کسی مخفی نکرده‌اند. آن‌÷ا با صدای بلند و به تکرار گفته‌اند: پشت به قدرت، روی به ملت پشت به قدرت، روی به ملت پشت به قدرت، روی به ملت پشت به قدرت (قدرت‌های خارجی و داخلی، دولتی و غیردولتی، غربی و شرقی)، و روی به ملت!

علی صدارت- پیشنهاد جبهه (۱۴)به‌مناسبت روز۵۲ جنبش خودجوش، مشارکت همگانی در ساختن سرنوشت خوب و خوب‌تر: شیوه و قلمرو فعالیت‌های دوران گذار(جلسه۱۴)

علی صدارت- پیشنهاد جبهه (۱۴)به‌مناسبت روز۵۲ جنبش خودجوش، مشارکت همگانی در ساختن سرنوشت خوب و خوب‌تر: شیوه و قلمرو فعالیت‌های دوران گذار(جلسه۱۴)

۱۶ آبان ۱۴۰۱

۷. برای برپائی و پویائی دولت حقوق‌مدار لاییک، جبهۀ مردم‌سالار از طریق فعال کردن هسته‌های خودجوش مردمی، لازم است برنامه‌های مشخص و استراتژی‌های از قبل مشخص شده برای رسیدگی به رویدادهای دوران رژیم «جمهوری اسلامی» مانند وقایع سال ۶۰، گروگان‌گیری، جنگ ایران و عراق، و به‌کارگیری وسیع زندان و شکنجه علیه مخالفان، و کشتارهای دگراندیشان از جمله کشتار سال ۶۷ ارائه کند.  از این رو، گروه‌های عضو در جبهه با کوشش در راه طراحی این برنامه و عمل بدان، پای‌بندی واقعی و عملی خود را به مردم‌سالاری نشان می‌دهند.  همچنین جبهه باید برنامه‌های مشخصی را برای دوران گذار و مسائل مختص آن دوره از قبیل چگونگی اجرای عفو عمومی از قبل تهیه و تدارک و تدوین کند. ۸. برای کمک به هر چه عینی‌تر کردن مبارزه در درون جامعه، بحث در باره جدیدترین روش‌های نافرمانی مدنی و اعتصابات و جریان‌سازی‌های فکری در فضای حقیقی و مجازی باید گسترش یابد. ۹.  موافقان با اصول و روش‌های بنیادین فوق، پیش از هر اقدام دیگری، تعهد و پای‌بندی خود را نسبت به آن در عرصه عمومی ابراز می‌دارند.

صدارت: با گذشت فقط چند هفته از شروع جنبش خودجوش، شاهد افزایش پیوستن مردم به دهه هشتادی‌ها هستیم.

صدارت: با گذشت فقط چند هفته از شروع جنبش خودجوش، شاهد افزایش پیوستن مردم به دهه هشتادی‌ها هستیم.

۱۱ آبان ۱۴۰۱

با روان‌کاوی مختصری که در این کوتاه‌نویسی در مورد دهه‌های مختلف، از انقلاب تا به امروز آورده شد، برخی دلایل انفعال ایرانیان دهه‌های قبل، و برخی دلایل فعال بودن ایرانیان دهه‌های جدیدتر را سنجیدیم.  جنگ روانی مادر همه جنگ‌ها است، از جمله جنگ‌های خیابانی که امروزه شاهد آن‌ها هستیم است.  در عین حال، جنگ روانی تنها جنگی است که ما مردم (صرف نظر از اینکه متعلق به کدام دهه هستیم)  در آن توانایی دفاع پیروزمندانه از خود را دارا هستیم.  اندیشه در این زمینه و به بحث گذاشتن آن‌ها در هسته‌های مردمی، از جمله راه‌های موثر برای هرچه فراگیرتر کردن جنبش خودجوش سرنگونی رژیم، و مدیریت دوران گذار است. 

صدارت- پیشنهاد جبهه (۱۳)به‌مناسبت روز ۴۶ جنبش خودجوش، مشارکت همگانی در ساختن سرنوشت خوب و خوب‌تر: شیوه و قلمرو فعالیت‌های دوران گذار(جلسه۱۳)

صدارت- پیشنهاد جبهه (۱۳)به‌مناسبت روز ۴۶ جنبش خودجوش، مشارکت همگانی در ساختن سرنوشت خوب و خوب‌تر: شیوه و قلمرو فعالیت‌های دوران گذار(جلسه۱۳)

۹ آبان ۱۴۰۱

از آنجا که دوام مردم‌سالاری نیازمند توسعه فرهنگ مردم‌سالاری در میان توده‌های جامعه است و با توجه به اینکه وضعیت فرهنگی مردم هر کشوری با عقاید و رسوم و مرام‌ها و دین‌های آن کشور شکل می‌گیرد، بنابراین باید در این مقوله‌ها نیز تحولاتی اساسی صورت بگیرد. خصوصاً از آنجا که درتاریخ ایران شاهد هستیم که دین در رابطه با فرهنگ عمومی نقش عمده‌ای بازی کرده است. از اینرو کوشش برای تحولی اساسی در اندیشه دینی در جهت بیان آزادی بسیار ضروری به نظر می‌رسد. فرهنگ مردم‌سالاری در همۀ کشورها، از جمله ایران، بعید است پایدار بماند، اگر اندیشه دینی و یا مجموعه عقاید، و مرام‌ها، و باورهای مردم آن کشور، استبدادی باقی بماند. تجربه مغرب‌زمین نیز همین را تایید می‌کند. با استفاده از هر فرصتی، استقبال از بیان‌ها و گفتمان‌های آزادی‌محور، یعنی ارائه اندیشۀ راهنما و مرام و باور و دین و عقیده به مثابه گفتمانی خارج از روابط قدرت، از مهمترین گام‌ها برای تحقق مردم‌سالاری است.

صدارت- پیشنهاد جبهه (۱۲)به‌مناسبت  روز ۳۹ جنبش خودجوش، مشارکت همگانی در ساختن سرنوشت خوب و خوب‌تر: شیوه و قلمرو فعالیت‌های دوران گذار(جلسه۱۲)

صدارت- پیشنهاد جبهه (۱۲)به‌مناسبت  روز ۳۹ جنبش خودجوش، مشارکت همگانی در ساختن سرنوشت خوب و خوب‌تر: شیوه و قلمرو فعالیت‌های دوران گذار(جلسه۱۲)

۲ آبان ۱۴۰۱

۳. جبهه مردمسالار بایستی گسترش خود را در گرو هرچه همگانی‌تر شدن جنبش و شرکت فعال مردم به شکل “هسته‌های مردمسالار” در جنبش عمومی مردمسالار تا تحقق بنای نظامی مردمسالار بداند.  این هدف را می‌توان از طریق تشکیل هسته‌ها و گروه‌های کاری (از خانه و مدرسه تا دانشگاه و حوزه‌های درس دینی تا ادارات و کارخانه‌ها و نیروهای نظامی و انتظامی و امنیتی درشهرها و روستاها) و ایجاد شبکه‌های بحث و گفتگو به عنوان سامانه‌های زیربناییِ مردمسالار محقق ساخت.  برقراری بحث‌های آزاد در مناسبت‌های مختلف، در فضای واقعی و مجازی، میان خود اعضای جبهه و با مخالفان، باعث شفاف‌سازی‌ها در تعاریف و خواست‌های مردمی می‌شود.  هیچ‌گونه عقیده، نظر، فکر، مرام و بیانی را نباید سانسور کرد.  وجود هسته‌های مردمی ِ مردمسالار خود تضمینی برای هرچه خشونت‌زداتر و صلح آمیزتر بودن دوران گذار از نظام ولایت فقیه به نظام مردمسالار و جلوگیری از هرج و مرج و تحمیل خشونت بوده و لازمه حیاتی استقرار و استمرار مردمسالاری است. ۴. در جبهه، همه اعضا از حق برابر برخوردارند و اعضای جبهه متعهد می‌شوند که در کردار و گفتار و روابط خود در داخل و خارج  به مفاد میثاق جبهه پایبند بمانند و در شفافیت کامل مراقب تعهدات خود در قبال مفاد آن باشند. ۵. از آنجا که با کمال تاسف می‌توان دید که بسیاری از روابط سیاسی میان مخالفان رژیم در داخل و خارج ایران در دراز مدت دستخوش خشونت شده است، از میان برداشتن هرگونه خشونت، به خصوص دروغ و فریبکاری، و تخریب گویندگان به جای انتقادِ سازنده از گفته ها و ترویج بحث آزاد، در روابط میان اعضای جبهه یک امر حیاتی است.  اعضای جبهه اصل خشونت‌زدایی را، هم در همکاری خود، و  هم در جامعه، و نیز در مقابله با کلیت نظام جمهوری اسلامی و ولایت فقیه رعایت می‌کنند.  اصل باید نقد گفته‌ها و افکار و اعمال باشد و نه نقد اشخاص.