صدارت: گروگان‌ها، در واقع مردم ایران (و نه کارکنان سفارت امریکا) بوده و هستند، و گروگان‌گیرها، قدرتهای خارجی و داخلیِ دولتی و غیردولتی (و نه «دانشجویان خط امام») بوده و هستند!

صدارت: گروگان‌ها، در واقع مردم ایران (و نه کارکنان سفارت امریکا) بوده و هستند، و گروگان‌گیرها، قدرتهای خارجی و داخلیِ دولتی و غیردولتی (و نه «دانشجویان خط امام») بوده و هستند!

۳۰ دی ۱۳۹۹

بدون مدیریت گروگانگیری توسط قدرتهای داخلی و خارجی، بحران‌هایی که به علت چهار دهه ادامه حیات رژیم ولایت فقیه اتفاق افتاد، غیرممکن بود. حمله صدام به وطن ما با چراغ سبز قدرت‌ها، نپذیرفتن تقاضای صلح صدام و کودتا علیه مردم و منتخبشان در خرداد ۱۳۶۰، عملی شدن خواست قدرت‌های داخلی و خارجی در ممانعت از پایان جنگ و ادامه جنگ به مدت نزدیک به هشت سال، فاجعه ملی جنایت علیه بشریت و کشتارهای دهه ۱۳۶۰، قتل‌ها و حذف‌های فیزیکی در داخل و در خارج کشور، از بین رفتن و یا منفعل شدن نسل انقلاب، به انحصار در آمدن مناصب و مقامات کشور توسط خائنان و جانیان بی‌کفایت و بی‌لیاقت و فاسد،... فقط مثال‌هایی از خسران‌های کلان و متعددی هستند که در پی «گروگان‌گیری» گریبان ایران و ایرانیان را گرفته است.

صدارت : به مناسبت کودتای خرداد ۱۳۶۰، یکی از مهمترین عوامل موثر در سرنوشت امروز ما.

صدارت : به مناسبت کودتای خرداد ۱۳۶۰، یکی از مهمترین عوامل موثر در سرنوشت امروز ما.

۳۰ خرداد ۱۳۹۹

امیدوارم که آن قلیل هموطنانی که هنوز به اشکال مختلف، دانسته ویا نادانسته، واضح و روشن، و یا مخفی و با لاپوشانی، به استمرار این رژیم کمک میرسانند و در پیشبرد شعار «حفظ نظام از اوجب واجبات است» گوی سبقت را از آقای خامنه‌ای و شرکا برده‌اند، تا دیر نشده به سایر هموطنان بپیوندند و تا موقعیت‌ها و فرصت‌های بیشتری از دست نرفته، شور و شعف مشارکت در ساختن سرنوشت‌هایی خوب و خوبتر و همکاری و همسازی و همسویی در گذاری خشونت‌زدا از ولایت مطلقه، به مردمسالاری را از خود دریغ نکنند. در دنیای امروز، مشابه رژیم ولایت مطلقه، فقط در چند کشور مانند کره شمالی باقی مانده است. افکار عمومی، در قرنی که در آن هستیم، نقش بیشتری در اعمال حاکمیت می‌یابند. حتی رژیمهایی مانند ترامپ و پوتین و بولسنارو و اوربن و… هم هرچه میگذرد، با موانع و مشکلات بیشتری برای ادامه ولایت خود بر مردم روبرو میشوند. رژیم ولایت مطلقه حاکم بر ایران، رفتنی است و آنچه می‌ماند، مردم هستند که برای ادامه حیات خود، و برای ادامه حیات ملی خود، باید با مخرج مشترک قرار دادن حقوق، و با صلح و دوستی و کثرت‌گرایی و رواداری، با هم همکاری کنیم...

صدارت :ابهام در منشور لائیسیته، و شفاف‌سازی آن در یک گفتگوی(۲)دوستانه، با نگاهی به مقوله قدرت.

صدارت :ابهام در منشور لائیسیته، و شفاف‌سازی آن در یک گفتگوی(۲)دوستانه، با نگاهی به مقوله قدرت.

۱۱ دی ۱۳۹۸

در ایرانی مبتلا به رژیم‌های ولایت مطلقه، چه از نوع شاهی آن و چه از نوع شیخی آن، ابهام‌زدایی از مفهوم لائیسیته، و فراهم آوردن هرگونه فرصتی برای حلاجی این مفهوم، شایسته، و بلکه بایسته است. و باز هم موافقم که در ابتدای راه ابهام‌زدایی از لائیسیته هستیم تا این مقوله مهم را، در بحث‌هایی آزاد و دوستانه به پیش ببریم تا ما مردم ایران، با این مفهوم هرچه آشناتر بشویم، و از این مقوله به عنوان روش و همچنین به عنوان هدف، برای گذار از استبداد به دموکراسی، با افزایش همبستگی ملی، و پرمایه کردن سرمایه‌های اجتماعی، استفاده کنیم. مخاطب من هیچ شخص خاصی نیست و این یک بازه‌ای برای بحثی دوستانه با همه هم‌وطنان است.

دکتر محمود دلخواسته: اقتصاد دوران طلایی شاه؟! افسانه و واقعیت

دکتر محمود دلخواسته: اقتصاد دوران طلایی شاه؟! افسانه و واقعیت

۲۶ مرداد ۱۳۹۸

در جهان <پسا حقیقت>، «ایران مجازی» را جانشین ایران واقعی کردن، این سئوال را پیش رو می‌نهد: چگونه در ایران امری خلاف قاعده رخ داده است؟ ملتی که درچنان رفاهی زندگی می‌کرده و رشد اقتصادی‌اش رکورد جهانی زده بوده، چرا انقلاب کرد؟ هرگاه بگویند - که می‌گویند - بافتهای سنتی‌اش توان مدرن شدن را نیافت و سیری دلش را زد و دست به انقلاب زد، ادعای خود را نقض کرده‌اند. چراکه، هرگاه رشد اقتصادی درکار بود، یعنی نیروهای محرکه در جامعه ایرانی بکار می‌افتادند، نظام اجتماعی باز و تحول‌پذیر می‌شد. اگربافتهای سنتی برجا مانده و آن توان را داشته‌اند مدرن شدن را ناکام بگذارند، پس ایران در موقعیت زیر سلطه بوده و نیروهای محرکه را یا صادر و یا تخریب می‌کرده‌است. در حقیقت نیز، وجود رﮊیم استبدادی، به این معنی است که نظام اجتماعی باز نیست و کشور در موقعیت زیر سلطه‌است. انقلاب همواره برای بازکردن نظام اجتماعی روی می‌دهد. انقلابهای اجتماعی عموما بر ضد تخریب نیروی محرکه بدست استبدادی روی می‌دهد که فساد و جنایت و خیانت و تحمیل گسستها به دولت و جامعه و بی‌نظمی و حاصل این‌همه، فقرو خشونت روزافزونی، تهدید کننده حیات ملی روی می‌دهند. پس، از چه روملت ایران مرتکب امری خلاف قاعده شد و بر ضد اقتصادی که گویا رشد می‌کرد، بنابراین، زندگی در رفاه و آسایش، دست به انقلاب زد؟

جنایتکارهای لیست امید را بهتر بشناسیم!

جنایتکارهای لیست امید را بهتر بشناسیم!

۷ دی ۱۳۹۹

ر باره اعدام افسران دستگیر شده به اتهام شرکت در کودتای نوژه، بنی‌صدر در خیانت به امید (صفحه ۱۹۲)، این‌طور نوشته‌است: «اما از گروه عقاب كه بيشتر از افراد نيروى هوايى و "نيروى مخصوص" بودند، افراد بسيارى دستگير شدند. در شبى كه قرار گذارده بودند طرح كودتايى را به اجرا بگذارند. پس از دستگيرى، آقاى خمينى به آقاى موسوى اردبيلى گفته بود كه همه بايد اعدام شوند. من از اين حرف بسيار تعجب كردم. نزد او رفتم و گفتم مجازات كوركورانه در هيچ دينى و آئينى نيست. بايد الاقل سياستى داشت و طبق آن عمل كرد. چرا بايد همه را اعدام كرد؟ بعد شما با ارتشى كه افراد آن را به بهانه‌هاى مختلف مى‌كشيد، چه خواهيد كرد؟ اينكار نه از لحاظ شرعى درست است و نه از نظر مصلحت و نه از نظر كرامت انسان و نه از جهت افكار عمومى جهان. گفت: خير از هر لحاظ درست است. اگر قاطعيت بخرج ندهيم هر روز از اين طرحها اجرا خواهند كرد و بلاخره نخواهند گذاشت جمهورى اسلامی برقرار شود. تنها وقتى جنگ شروع شد، توانستم بقيه را از اعدام معاف كنم.»