صدارت - مقام‌های دولتی موروثی در قرن بیست و یکم

صدارت – مقام‌های دولتی موروثی در قرن بیست و یکم

۱۹ شهریور ۱۴۰۱

 اصل ششم: اساس سازماندهى كارهاى گوناگون در جمهوری نوین، تشکیل شورا بر مبنای هر شهروند یک رای است. در این جمهوری، مقام‌ها، از انتخابی و انتصابی، موروثی نیستند و هیچ شخص و گروه و نهاد و سازمانی شریک در ولایت جمهور شهروندان (به معنای حق شرکت در اداره امورخویش و امور جمعی بر وفق دوستی و برابری)نیست.

صدارت - فروپاشی برج متروپل را به موقعیتی برای فروپاشی رژیم مبدل کنیم، هریک به سهم خود و به نوبه خود.

صدارت – فروپاشی برج متروپل را به موقعیتی برای فروپاشی رژیم مبدل کنیم، هریک به سهم خود و به نوبه خود.

۲۰ خرداد ۱۴۰۱

۱- میخواهیم دیکتاتوری برود، میخواهیم استبداد برود، نه اینکه فقط یک مستبدی برود و یک مستبد دیگر بیایند. ۲- آنچه می‌خواهیم، بدین ترتیب پیشنهاد شده است: سند گذار، قانون اساسی، برنامه عمل

صدارت - پاندمی انفعال!

صدارت – پاندمی انفعال!

۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۱

واقعیات امروز هم چیز دیگری است! زیر این خاکستر «انفعال» آتشفشانی نهفته است، ولی این آتشفشان سر، باز نمی‌کند مگر اینکه یک حداقلی از ما مردم، به وظیفه حیاتی خود در باره مشارکت در جنبش خودجوش ساختن سرنوشت‌های خوب و خوب‌تر، تلاش‌های بیشتری بکنیم، و هر کدام به سهم حود و به نوبه خود، بکوشیم که این جنبش خودجوش را هرچه فراگیرتر کنیم.

صدارت : بنی‌صدر رفت، به دیدار دوست شتافت، باز هم زنده‌تر شد، جوان‌تر شد.

صدارت : بنی‌صدر رفت، به دیدار دوست شتافت، باز هم زنده‌تر شد، جوان‌تر شد.

۱۷ مهر ۱۴۰۰

آقای ابوالحسن بنی‌صدر به مردم خادم بود. پس آیا فقط دعا بکنیم که: …انشاءالله روحش شاد باشد…؟ نه! بجای فقط دعا و ثنا، بهتر است از خود بپرسیم که: من، به سهم خود و به نوبه خود، چه کارهایی باید انجام بدهم و چه کارهایی نباید انجام بدهم که روح بنی‌صدر، و روح همه خادمان به مردم شاد بشود؟

صدارت : مدیریت روزها، و بخصوص ساعات آخر مهلت «رای‌گیری» برای خودداری از مشروعیت دادن به رژیم، چند پیشنهاد عملی.

صدارت : مدیریت روزها، و بخصوص ساعات آخر مهلت «رای‌گیری» برای خودداری از مشروعیت دادن به رژیم، چند پیشنهاد عملی.

۱۰ خرداد ۱۴۰۰

شرایط برای استقرار و استمرار و پیش‌برد مردمسالاری در ایران، با پشت به قدرت (قدرتهای داخلی و خارجی، قدرتهای دولتی و غیردولتی) و با روی به ملت، فراهم است. با اجبار رژیم برای برپایی «انتخابات» بار دیگر این گوی توفیق و کرامت را، در میان افکنده‌اند.  ادامه وضع موجود بدون این‌که وضعیت ایران و ایرانیان باز هم بدتر و بدتر شود، و یا کوچکترین امید بستن به امکان هرگونه اصلاحاتی در رژیم ولایت مطلقه برای احقاق حقوق مردم، خیال‌بافی و چون گردکان بر گنبد است!

تاریخ‌نگاری حقایق کودتای ۱۳۶۰، (جلسه۴از۷) به نقل از آقای بنی‌صدر در گفتگو با علی صدارت

تاریخ‌نگاری حقایق کودتای ۱۳۶۰، (جلسه۴از۷) به نقل از آقای بنی‌صدر در گفتگو با علی صدارت

۲ اردیبهشت ۱۴۰۰

 من هم نامه‌ای به او نوشتم در تاریخ ۱۳ آذر نوشتم که آقای عرفات گفته است ،  این را آقای عرفات آن زمان گفته بود : ارتش عراق می‌تواند اهواز رو تصرف کند دست نگه داشته است منتظر فعل و انفال در تهران است حقیقت را ۱۸۰ درجه وارونه کرده به آقای خمینی گفته بودند ، به خمینی در رابطه با معنای حرف عرفات گفته بودند که :  معنای حرف عرفات به نقل از صدام این است که صدام  منتظر است که ارتش در تهران کودتا کند.  من به نوه این آقا نوشتم به اینکه ارتش در تهران نیرو نداره که کودتا کنه دوتا گردان این ارتش در تهران نیرو داشت با آن  نمی‌شد کودتا کرد ،  پس وارونه سخن رو آقای عرفات گفته ، و اون گفته اش این است که قوای صدام  توانایی حمله به اهواز را ندارد ، قوای صدام منتظر است فعل و انفعالی در تهران رخ بده  و این توانایی را حاصل کند  در واقع آقای صدام هم منتظر بوده که این آقای خمینی سرشاخ بشه با بنی صدر رئیس جمهوری و گرنه خوب ارتش عراق ۵۰ روز نوشتم به اون آقا ، ۵۰ روز بیکار موند و هرروز تلفات می‌بیند و این فقط به انتظار این است که در تهران ارتش کودتا کند ؟ اگر  ارتش کودتا کنه که دلیلی ندارد که تواناییش برای مقابله با قوای مهاجم بیشتر نشده باشه  خب بعد هم از او پرسیدم که غیر آقای خمینی چه کسی می توانه رئیس جمهوری رو خرد کند و نقشه نوار آقای حسن آیت را به یادش آوردم که گفت بود که ، طرح ما این است که امام رو با بنی‌صدر رویارو کنیم  در اینجا در این نامه یک مطلب مهمی هم هست ، همه اینها مهم بودا ولی این یک نکته مهم است:

تاریخ‌نگاری حقایق کودتای ۱۳۶۰ (جلسه۱از۷) به نقل از آقای بنی‌صدر در گفتگو با علی صدارت

تاریخ‌نگاری حقایق کودتای ۱۳۶۰ (جلسه۱از۷) به نقل از آقای بنی‌صدر در گفتگو با علی صدارت

۳۰ فروردین ۱۴۰۰

خمینی در مقابل مردم قرار گرفت و خود در سه نوبت گفت:  نوبت اول، (در ۶ خرداد ۱۳۶۰) ملت موافقت کند ، من مخالفت می کنم !  نوبت دوم، (در ۲۵ خرداد ۱۳۶۰) سی و پنج میلیون بگوید"  بله "  من می گویم " نه " و  نوبت سوم، (در ۳۱ خرداد، بهنگام امضای حکم عزل اولین منتخب تاریخ ایران) سی و شش میلیون " مرگ بر خمینی " بگوید ! من این حکم را امضاء می کنم . این تعریف زور است ! یکی در برابر همه . فرعون هم همچو حرفی نزد !

بنی صدر: همه کسانی که در مهار ارتش عراق نقش داشتند از بین برده شدند

بنی صدر: همه کسانی که در مهار ارتش عراق نقش داشتند از بین برده شدند

۹ مهر ۱۳۹۹

در مورد چمران اطلاع من این است که او را از پشت زدند، بنا براین دشمن او را نکشت. در مورد فلاحی و فکوری این امر واقع است که این رژیم هشت سال جنگ کرد و نگذاشتند نه یک نفر ارتشی و نه یک پاسدار که در جنگ یک شخصیتی از خود بروز دادند، زنده بماند.  حالا آن دو نفر بعلاوه ظهیر نژاد در واقع این ۳ تا ارتش متلاشی را بازسازی کردند و در جنگ بکار گرفتند و جلوی ارتش عراق را گرفتند. حالا کودتا شده ، آقای خمینی در واقع فلاحی را جانشین خود کرده، خوب این باید از بین بره. این است که ظهیر نژاد همواره می گفت که آقا اینها بالاخره ما را از بین خواهند برد پس سوار هواپیما نشوید، یا اگر میشوید قبلا خوب تجسس کنید که بمبی یا مواد منفجره کارنگذاشته باشند. معلوم بود که حق بجانب او بود. او هیچ وقت هواپیما سوار نشد. آن دو نفر هم تفتیش قبل را انجام ندادند و متاسفانه با انفجار هواپیمای سی ۱۳۰ از بین رفتند. خود ظهیر نژاد هم در واقع از کار برکنار گذاشتند که بعد هم از دنیا رفت. به این ترتیب کسانی که در آن جنگ نقشی داشتند در مهار ارتش عراق که فکر می کرد چهار روز تا یک هفته کار ایران را تمام می کند و ابتکار عملیات به دست ارتش ایران افتاد و چمران که عملیات ایذایی انجام میداد را از بین برده شدند...