با حصر خانگی خویش در روز "!انتخابات؟" 24 خرداد ۱۳۹۲، خیابانها را خلوت بگذاریم و انزوای رژیم را عیان کنیم. …اسم "انتخابات" را اگر از روی این توهین بزرگ برداریم، آنچه به جای می‌ماند یک فریبکاری آمیخته به ناجوانمردی است. انتخاباتی که از سر تا به پایش مهندسی که نه، دستمالی شده باشد، و از مقدمه تا مؤخره‌اش توهین به حداقل شعور مخاطبان خود است…

۷ خرداد ۱۳۹۲
محمد نوری‌زاد: ما را تحریم که نه، «هو» می‌کنیم!   ـ   ۴۶۴۰ کلیک
…………اسم انتخابات را اگر از روی این شوخی بزرگ برداریم، آنچه به جای می‌ماند یک فریبکاری آمیخته به ناجوانمردی است. انتخاباتی که از سر تا به پایش مهندسی که نه، دستمالی شده باشد، و از مقدمه تا مؤخره‌اش توهین به حداقل شعور مخاطبان خود باشد، تحریم که نه، بل مستحق تفقدی ویژه است……….
………….چند خاصیت همزمان برای شخصِ رهبر دارد:

 یادتان باشد که من چه قدرتی دارم، و چه رؤف و موقعیت‌شناسم. آهای مردم، فراموشتان نشود که یک تصمیم مختصر من چه موجی می‌تواند در این مملکت پدید آورد.  من دیدم تمایل(??!!) بخش وسیعی از شما مردم به آقای هاشمی است و با رد صلاحیت وی دچار افسردگی(??!!) شدید شده‌اید، او را برخلاف میل خودم و برخلاف میل آقای شریعتمداری کیهان و آقای علم‌الهدی تأیید کردم تا کام شما شیرین گردد. پس تا می‌توانید مرا دوست بدارید و در روزِ رأی‌گیری مثل یک فنر فشرده‌ای که ناگهان رهایش کرده باشند، پُرفشار و سراسیمه به سمت صندوق‌ها هجوم ببرید و «حماسه سیاسی» مورد نظر مرا در عالی‌ترین وجه ممکن مسجّل و محقق کنید………………
…………………تأیید صلاحیت آقای هاشمی و انتخاب گسترده او، به قدرت‌های برتر جهان و تحریم‌کنندگان ایران می‌فهماند که ایرانیان هنوز که هنوز است دوستدار نظام‌اند. و این هجوم همه‌جانبه، بستر مناسب سخنرانی‌های مطول و حماسیِ رهبر را فراهم می‌کند تا به اوباما و صد پشت اروپایی‌اش بفرمایند: با مردم ایران (بخوانید رژیم ج ا ا) نمی‌شود با توپ و تشرسخن گفت. برقراری ما را تماشا کنید و از غصه دق کنید؛ ببینید مردم ایران در اوج بیچارگی و درماندگی، باز به آغوش خود ما پناه می‌آورند و با همه نفرتی که از مشقات جمهوری اسلامی دارند، باز دست به دامن خود ما می‌شوند و در دهه چهارم انقلاب، یکی از استوانه‌های کهنسال انقلاب را برمی‌گزینند و سخن از دگرگونی و واژگونی نمی‌رانند……………….
…………..اسم انتخابات را اگر از روی این شوخی بزرگ برداریم، آنچه به جای می‌ماند یک فریبکاری آمیخته به ناجوانمردی است. انتخاباتی که از سر تا به پایش مهندسی که نه، دستمالی شده باشد، و از مقدمه تا مؤخره‌اش توهین به حداقل شعور مخاطبان خود باشد، تحریم که نه، بل مستحق تفقدی ویژه است. بنا بر این، ما انتخابات را «هو» می‌کنیم، و در لابلای هو کردن، به سردارانی که بلعیدن همه قدرت را با همه ظرفیت‌هایش یک‌جا می‌خواهند می‌گوییم: مملکت، مفت چنگتان! همدیگر را خبر کنید و تا توان دارید بخورید و بالا بکشید! همه چیز این کشور بلازده را که بالا کشاندید و به باد دادید، به ما ندا بدهید تا برای حمل جنازه‌های شما فکری بکنیم.

منبع=  http://najvahayenajibane.blogspot.com/2013/05/nurizadelections.html 

هموطن!

بیش از سه دهه است که حاکمیت رژیم ولائی، با  القاء ترس در جامعه، انتخاب بین بد و بدتر را (آنهم فقط بدها و بدترهای مورد پسند خود را!)  به هموطنان تحمیل کرده است و وضعیت ما در این سه دهه  پیوسته از قبل بدتر و بدتر و بدتر… شده؛

برای بازیافت حق حاکمیت خویش، حقی که متعلق به تک تک شهروندان است؛

برای آنکه رژیم غاصبِ حقِ حاکمیت، حضور در پای صندوق‌های رأی را جواز زدن چوب حراج به آنچه از هستی ایران مانده است، گمان نبرد؛

برای این که قدرتهای خارجی ما را از جنس رژیم ولایی ندانند و وطن ما را بیش از این با تحریم و تهدید، دچار  فقر و خشونت  

نکنند؛

برای اعتراض به استبداد؛

برای اعتراض به خشونت و فساد و فقر و خفقان؛

برای اعتراض به قتل و اعدام و شکنجه؛

برای اعتراض به نمایش توهین‌آمیز “انتخابات” و صرف نظر از اینکه چه کسانی رد و یا تأیید صلاحیت شدند و یا با حکم حکومتی احتمالی صلاحیت بگیرند و دوباره وارد صحنۀ نمایش بشوند؛

برای  عصیان به تبعیض‌ها و  تحقیرهای سی سالۀ رژیم؛

برای محروم کردن رژیم از مشروعیتی که با زور و تهدید از مردم گدائی می کند؛

برای رهائی از غم و انفعال و برای بازجستن شادی و خودانگیختگی؛

برای شرکت فعالانه در جنبشی خودجوش و همگانی و خشونت‌زدا برای سرنگونی نظام ولایت مطلقه؛

برای همدلی با زندانیان سیاسی و عقیدتی؛

برای اعتراض به تجاوز و شکنجه و زندان و حصر؛

برای رهائی از زندان بزرگی که رژیم ولایت مطلقه، ایرانیان را طی سه دهه در آن محصور کرده است؛

با حصر خانگی خویش در روز ۲۴ خرداد ۱۳۹۲، خیابانها را خلوت بگذاریم؛

برای یک بار هم که شده، با پشت کردن به قدرتهای داخلی، انزوائی که رژیم ولایت مطلقه بیش از سی سال در آن است را به افکار عمومی داخلی (به خصوص نیروهای سرکوب) به طور واضح نمایش دهیم؛

برای یک بار هم که شده، با پشت کردن به قدرتهای داخلی، انزوائی که رژیم ولایت مطلقه بیش از سی سال در آن است را به افکار عمومی دنیا (به خصوص مردم کشورهائی پیوسته ایران را تهدید به تجاوز میکنند) به طور واضح نمایش دهیم و با صدای بلند بگوئیم که ما مردم ایران، از جنس خامنه‌ای‌ها و هاشمی‌ها و احمدی‌نژادها نیستیم. ما ملت رشیدی هستیم و خودمان این توانائی را داریم که از شر رژیم ولایت مطلقه خلاص شویم؛

همۀ فجایعی که در عراق و افغانستان و سوریه و لیبی و…. شاهدیم، ریشه در عدم اعتماد به نفس و رجوع به قدرتهای داخلی و خارجی دارد؛

بعد از عیان کردن انزوای سی‌سالۀ رژیم ولایت مطلقه در مقابل افکار عمومی دنیا و ایران (به خصوص نیروهای سرکوب)، مقدمات خیزش خودجوش همگانی و خشونت‌زدا  را با اعتماد به نفس فردی و ملی، با خلق و ابتکار انواع نافرمانی‌های مدنی  برای بی‌اثر نمودن وسایل سرکوب در دست سرکوبگران گذار صلح‌آمیز به مردمسالاری را فراهم کنیم.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *