صدارت - انتخابات امریکا، بحرانها در دنیا، و نقش افکار عمومی 

صدارت – انتخابات امریکا، بحرانها در دنیا، و نقش افکار عمومی 

۳ آبان ۱۳۹۹

سوال مهم که هر کدام از ما باید از خود بپرسیم این است که راه حل برای بحرانهایی که بر همه افزوده میشوند، در دست کیست؟ قدرت‌ها،  قدرت‌های دولتی و قدرت‌های غیردولتی که شرکتهای چندملیتی حاکم بر دنیای امروز را تشکیل می‌دهند، خود بوجود آورنده این بحران‌ها هستند، پس نمی‌توان برای راه حل دست تمنا به وی آنها دراز کرد، و یا حتی منفعلانه منتظر نشست تا آنها کاری بکنند. راه حل بحران‌ها، در ایران و در دنیا، در دست من، شما، هر کدام از همه ما است. اگر از سرنوشت امروزمان راضی نیستیم، برای ساختن سرنوشت‌های خوب و خوب‌تر، هر کدام از همه ما باید، به سهم خود و به نوبه خود،  کاری بکنیم، حالا هرچقدر هم آن کار در ظاهر به نظر کوچک بیایید.

صدارت : ترامپ کرونا گرفت، نفرین یا دعا!؟  درس امروز.

صدارت : ترامپ کرونا گرفت، نفرین یا دعا!؟  درس امروز.

۱۳ مهر ۱۳۹۹

جمله «ببینیم درس امروز چیست» برخوردی منفعلانه و کارپذیرانه است. اگر این پرسش را این طور مطرح کنم مسئولیت‌پذیرانه‌تر و مسئول‌تر و فعال‌تر است:  فعالانه بیاندیشم و مسئولانه ببینم از وقایع امروز، چه درسهایی را می‌توانم استخراج کنم و بیاموزم؟ درس‌هایی در جهت پیوسته مردم‌سالارتر شدن، درس‌هایی در جهت هرچه فراگیرتر کردن و هرچه فعال‌تر کردن جنبش خودجوش ساختن سرنوشت‌های خوب و خوب‌تر. تلاش کنم تا ببینم از اخبار امروز و وقایع دیروز و روزها و سالهای گذشته، چه درس‌هایی می‌توانم بگیرم؟ بدین ترتیب، در حال عمل کنم، و در آینده زندگی کنم. آن‌چه که برای خود نمی‌خواهم، برای دیگری و دیگران نخواهم. آن‌چه که برای خود می‌خواهم، برای دیگری و دیگران بخواهم. حقوق را می‌توانم مخرج مشترک، و پایه و اساس این دو خواست، برای خودم و برای دیگران، بگیرم. بجای عریضه به این و یا آن قدرت طبیعی و ماورائ طبیعی (از جمله چاه جمکران و یا کاخ سفید و یا اتحادیه اروپا و کرملین و پکن و…) نوشتن، و یا دخیل بستن به این و آن امام‌زاده (از جمله به هزاران امام‌زاده ساخت رژیم و یا امام‌زاده‌های ساخت قدرت‌های خارجی مثل ترامپ و نتانیاهو و جانسن و…) خودم چگونه می‌توانم سرنوشت‌های خوب و خوب‌تری را بسازم،… خودم، به سهم خودم، به نوبه خودم، و به اندازه توان خودم، و به سلیقه و توان و هنر و دانش و… خودم.

گفتگوی بنی‌صدر و صدارت - آنچه خود داشت، ز بیگانه تمنا می‌کرد. شیوه زندگی امریکایی: رویا، یا کابوس؟!

گفتگوی بنی‌صدر و صدارت – آنچه خود داشت، ز بیگانه تمنا می‌کرد. شیوه زندگی امریکایی: رویا، یا کابوس؟!

۲ آبان ۱۳۹۹

...اما امروز، بیداری از رؤیای شیوه زندگی امریکایی، به بیداری از خواب وحشت می‌ماند: مدت 40 سال است که سطح زندگی اغلب شهروندان امریکا و خارجیانی که در امریکا زندگی می‌کنند، بالا نرفته است. حال آنکه سطح درآمد ثروتمندان بیشتر از دو برابر شده است. برای بسیاری از گروه‌بندیهای اجتماعی، از جمله سفیدها، امید به زندگی در کاهش است. حدود 30 میلیون نفر به مصرف مواد مخدر، از جمله، 10 میلیون به مرگبارترین‌ها معتادند. بیمه‌های اجتماعی عملاً وجود ندارند. شمار فقیران افزایش یافته و سر به 40 میلیون نفر می‌زند. وضعیت محیط زیست فاجعه بار است؛ خانه‌های ثروتمندترین‌ها واقع در مناطق شیک کالیفرنیا را آتش سوزیها که قابل مهار نیستند، ویران کرده‌اند. بیشتر از 30 میلیون امریکایی قابل اخراج از منازل مسکونی هستند زیرا توانایی پرداخت اجاره بها و یا وام خود را ندارند. نظام مالی که بظاهر در پیشرفت است، بطورکامل بر سازوکارهای سوداگری شکننده قراردارد. 63 شهر از 75 شهر که بزرگ‌ترین شهرهای امریکا هستند، دیگر حتی نمی‌توانند بهره وامهای خود را بپردازند. بدهی‌های کارگاههای امریکا بالغ بر سه چهارم تولید ناخالص داخلی امریکا است. قرضه خانواده‌ها 15000 میلیارد دلار است و قرضه دولت تا بدانجا افزایش یافته که به تصور نمی‌آید. 31000 پل (یک سوم پلهای امریکا) نیازمند تعمیر هستند و 46000 پل دیگر در معرض فروریختن هستند. نظام آموزش و پرورش گرفتار چنان فاجعه‌ای است که بهترین دانشگاهها به انحصار دانشجویان خارجی درآمده و 45 میلیون از امریکاییانی که وارد این دانشگاهها شده‌اند، زیر بار وامها نمی‌توانند کمر راست کنند. 15 درصد جمعیت بیکارند و بیشتر از 25 درصد جوانانی که از آسیا یا افریقا آمده‌اند، بیکارند. مجلس نمایندگان و مجلس سنا نتوانستند بر سر برنامه حمایت اجتماعی توافق کنند. امری که سبب می‌شود دهها میلیون نفر دیگر بر جمعیت فقیران افزوده گردد. ارزشهای جامعه امریکایی نیز دیگر مورد اعتناء نیستند: فرقه‌گرایی و جماعت گرایی و نژادگرایی جامعه امریکایی را به گروه‌بندی‌ها نفی کننده یکدیگر بدل کرده‌ است. سیاه با سفید و مرد با زن و دموکرات و جمهوری‌خواه بکار نفی یکدیگرند. نظریه‌های هرچه افراطی‌تر در باره توطئه‌گری سخت به رواج هستند؛ فرقه‌ها که در فریفتارترین فضاهای مجازی، چون QAnon (گرو‌های راست افراطی حامی ترامپ که در فضای مجازی، ترامپ را رئیس جمهوری تبلیغ می‌کند که در کار ریشه‌کن کردن فساد نظام است) پدید آمده‌اند، دارند واقعیت پیدا می‌کنند. اینان قرائت دیگری از دنیا را تبلیغ می‌کنند و رویه‌ای کاملاً ضد دموکراتیک در پیش گرفته‌اند و خواهان پامال کردن دشمنان داخلی و خارجی هستند که خود می‌تراشند. یک سوم امریکاییانی که در دهه 1980 بدنیا آمده‌اند، فکر می‌کنند زندگی در دموکراسی اساسی است و بقیه آماده‌اند که از دموکراسی بخاطر دفاع از حق حمل اسلحه و تن ندادن به قواعد حداقل زندگی جمعی، بگذرند...

صدارت: سینما رکس آبادان، مجموعه تحقیقی در مورد آن فاجعه.

صدارت: سینما رکس آبادان، مجموعه تحقیقی در مورد آن فاجعه.

۷ مرداد ۱۳۹۹

بعضی از این افراد کشف(!) جدیدی کرده‌اند!! و منابع ذیل، برای روشنگری تاریخ معاصر، نفی خشونت، شکستن دیوارهای سانسور، و مبارزه با خودسانسوری است.   کسی که خواب است را میشود بیدار کرد، ولی کسی که خود را به خواب زده را نمیتوان بیدار کرد، زیرا که اصرار دارد در خواب غفلت و تخریب و دشمنی بماند، و اصرار دارد در جنگ روانی قدرتها، به مثابه اسبابی، ناچیز شود.

دروغهای خامنه‌ای در باره سقوط خرمشهر

دروغهای خامنه‌ای در باره سقوط خرمشهر

۴ آبان ۱۳۹۹

بمناسبت سقوط شهر خرمشهر در 4 آبان ماه 1359، مقاله ای در افشای دروغهای خامنه ای که 30 سال پیش در روزنامه انقلاب اسلامی (شماره 100- از 18 تا 31 خرداد 1364) منتشر شده بود را با افزودن قسمتی از نامه بنی‌صدر به خمینی و توضیح‌های دیگر، به اطلاع خوانندگان می رسانیم. از جمله دروغهای خامنه ای : 1- شعاری را که خود و حزب جمهوری می دادند «زمین می‌دهیم تا زمان بخریم»، را به بنی صدر نسبت می دهد. نامه بنی صدر به خمینی به تاریخ 28 شهریور 1359، سندی است که این دروغ را برملا می کند. 2- بنی صدر را متهم می کند که نیرو نمی داد اما در واقع، او که شعار می داد ده هزار نفر از تهران به خرمشهر می برد، شعارش تو خالی در آمد! بقول سرهنگ فروزان:«قرار بود ده هزار نفر از تهران به خرمشهر ببرند، شد هزار، شد 500 تا و هنوز هم یکی از آنها به خرمشهر نرسیده است!» خامنه‌ای در نماز جمعه 3 خرداد در باره افتادن قسمت غربی خرمشهر بدست نیروهای عراقی اینطور مدعی شده است:

دروغهای خامنه‌ای در باره سقوط خرمشهر

دروغهای خامنه‌ای در باره سقوط خرمشهر

۴ آبان ۱۳۹۹

بمناسبت سقوط شهر خرمشهر در 4 آبان ماه 1359، مقاله ای در افشای دروغهای خامنه ای که 30 سال پیش در روزنامه انقلاب اسلامی (شماره 100- از 18 تا 31 خرداد 1364) منتشر شده بود را با افزودن قسمتی از نامه بنی‌صدر به خمینی و توضیح‌های دیگر، به اطلاع خوانندگان می رسانیم. از جمله دروغهای خامنه ای : 1- شعاری را که خود و حزب جمهوری می دادند «زمین می‌دهیم تا زمان بخریم»، را به بنی صدر نسبت می دهد. نامه بنی صدر به خمینی به تاریخ 28 شهریور 1359، سندی است که این دروغ را برملا می کند. 2- بنی صدر را متهم می کند که نیرو نمی داد اما در واقع، او که شعار می داد ده هزار نفر از تهران به خرمشهر می برد، شعارش تو خالی در آمد! بقول سرهنگ فروزان:«قرار بود ده هزار نفر از تهران به خرمشهر ببرند، شد هزار، شد 500 تا و هنوز هم یکی از آنها به خرمشهر نرسیده است!» خامنه‌ای در نماز جمعه 3 خرداد در باره افتادن قسمت غربی خرمشهر بدست نیروهای عراقی اینطور مدعی شده است: