مأموریت ژنرال هایزر: عملی کردن راه‌حل بختیار با استفاده از کودتای نظامی

۲۷ بهمن ۱۳۹۳

sdfg56444d6تازه‌ترین گزارشی که اندرو اسکات کورپر، در ۱۱ فوریه ۲۰۱۵ در گاردین انتشار داده‌ است، متن سند محرمانه‌ای است که بنابر آن، ژنرال هایزر، معاون سرفرماندهی نیروهای ناتو، مأموریت داشته‌است، با توسل به کودتا، جنبش همگانی مردم ایران را فرو نشاند. در حقیقت، قصد کارتر این بود که «راه‌حل» بختیار را عملی کند و بدان وسیله، چرخ انقلاب را از حرکت بیاندازند. این سند، یکبار دیگر پوشش دروغهایی را پاره می‌کند – هرچند تناقضهای موجود در دروغها، آن پوشش را پاره کرده‌اند- که بقایای رژیم پهلوی همچنان تکرار می‌کنند:

۱٫ درباره کنفرانس سران کشورهای ثروتمند در گوادولوپ، از ۴ تا ۶ ژانویه ۱۹۷۹: دعوت کننده والری ژیسکاردستن، رئیس جمهوری فرانسه بود. بنابر خاطرات او، مسئله اول موضوع کار کنفرانس، تعادل استراتژیک میان غرب و شوروی سابق بود. در ایران، انقلاب ایران در حال برانداختن رژیم شاه بود. پس مسئله ایران، مسئله دوم این کنفرانس شد. دو ساخته شده‌اند:

●  اول اینست: ژیسکاردستن می‌خواهد گزارشی از وضعیت ایرانِ در انقلاب، در اختیار او بگذارند. گزارش تهیه می‌شود و قطب‌زاده آن را تسلیم کاخ الیزه می‌کند. ژیسکاردستن به استناد این گزارش، در کنفرانس، از انقلاب طرفداری می‌کند و می‌گوید کار شاه تمام است و باید از در تفاهم با خمینی وارد شد.

●  دوم اینست: در گوادولوپ تصمیم گرفته می‌شود شاه برود و خمینی بیاید. این دروغ، در برنامه ۱۳ فوریه ۲۰۱۵ صدای امریکا باز تکرار شد.

طرفه این‌که ژیسکاردستن، پونیاتوفسکی، وزیر کشور خود، را به تهران فرستاد و او به شاه پیشنهاد کرد خمینی به قتل برسد تا جنبش مردم ایران فرو بخوابد. و بنابر خاطراتش (le pouvoir et la vie)، ژیسکاردستن و هلموت اشمیت با رفتن شاه مخالف بوده‌اند (صفحه های ۳۷۲ و ۳۷۳ و ۳۷۴). او می‌نویسد: «پیش از آن، شاه شاپور بختیار را به نخست وزیری نصب کرده ‌بود. اوضاع از مهار او خارجند اما او آمریت خویش بر ارتش را حفظ کرده‌است. جیمی کارتر گفت:«سران ارتش آماده‌اند، در صورت نیاز، قدرت را در دست بگیرند و برداشتهای سیاسی آنها به برداشتهای ما نزدیک هستند.»»

هلموت اشمیت، صدراعظم آلمان، نسبت به پی‌آمدهای رفتن شاه هشدار داد و گفت: ایران گرفتار یک دوره بی‌ثباتی و بی نظمی می‌شود که خطر مداخله روسیه را دربردارد. من نیز چون او استدلال کردم. راست بخواهی، هیچ‌یک از ماه چشم انداز استقرار یک رژیم مذهبی در ایران را برای مدتی طولانی، نمی‌دید. استدلالهای ما دو نفر عزم کارتر را متزلزل نکردند. ما دریافتیم که او تصمیمش را گرفته‌است. امریکا در پی حمایت از شاه نبود. او به این عقیده رسیده بود که نمی‌توان شاه را بر مسند قدرت نگاه داشت.

بدین‌سان، هر دو دروغ، که به استناد تصمیم سران در کنفرانس گوادولوپ ساخته شده‌اند، هستند. با وجود این، قول کارتر که سران ارتش آماده دردست گرفتن قدرت هستند، با سندی که اینک انتشار می‌یابد، خوانائی کامل دارد. و با خاطرات ارتشبد قره‌باغی نیز:

۲٫ بنابر طرح کودتا، در صورتی که بختیار نمی‌توانست خمینی را با خود موافق کند، ارتش طرح کودتا را به قصد تثبیت حکومت او انجام می‌داد. دانستنی است که وقتی کارتر به او اجازه نداد پیشنهاد استعفاء از نخست وزیری شاه و قبول نخست وزیر منصوب رهبر انقلاب را بپذیرد (بنابر خاطرات کارتر)، بختیار برای نپذیرفتن پیشنهاد این‌طور استلال کرد که هرگاه آن‌را بپذیرد، ارتش کودتا خواهد کرد.

۳٫ هایزر در روز (۷ ژانویه ۱۹۷۹)، درست یک روز بعد از پایان کنفرانس گوادولوپ وارد تهران می‌شود. برابر این سند و نیز قول کارتر در کنفرانس گوادولوپ، مأموریت او انجام یک کودتای موفق برضد انقلاب و بسود تثبیت بختیار بوده ‌است. سر انجام، این کودتا در ۲۱ بهمن شب هنگام انجام گرفت و شکست خورد. در ۲۲ بهمن، سران ارتش اعلان بی طرفی کردند.

با وجود این، در دستگاه امریکا، کارتر تنها تصمیم گیرنده نبود:

۴٫ برابر سندی از سندهای موجود در سفارت امریکا در تهران که در مجموعه شماره ۱۰ منتشر شده‌است و نیز خاطرات سلیوان، واپسین سفیر امریکا در ایران، سلیوان با طرف ایرانی خود، یعنی آقایان مهندس بازرگان و موسوی اردبیلی، توافقی بعمل می‌آورد که بنابرآن، با اتحاد روحانیت و ارتش، رژیم با ثباتی برسرکار می‌آمد. و

۵٫ در واپسین پیام خمینی به کارتر که توسط دکتر یزدی تسلیم شده‌است: او از کارتر خواسته است از بختیار و او حمایت نکند و وعده داده‌است: «اگر ما بر سر کار بیائیم بیشتر به نفع امریکا است». این پیام صراحت دارد بر این که بختیار برگزیده کارتر بوده و خمینی برای منصرف کردنش از حمایت بختیار وعده داده‌است هرگاه دولت او بر سرکار آید بیشتر بنفع امریکا است. آن توافق و این پیام در عین حال، نا هم‌آهنگی در حکومت امریکا و گویای تردید حکومت کارتر در دست زدن به کودتای نظامی است. بدین‌خاطر،

۶٫ در لحظه فروپاشی رژیم شاه، برژنسکی، مشاورامنیتی کارتر، از امکان اقدام به کودتا می‌پرسد. سلیوان پاسخ تندی به او می‌دهد: «هیأت کارشناسی نظامی امریکا هم اکنون در محاصره انقلابی‌ها است. ارتشی باقی نمانده که کودتا کند. هایزر نیز می‌گوید هرگاه ناتو یک لشگر در اختیار او بگذارد، اما می‌تواند تهران را فتح کند».

ترجمه گزارش منتشر شده در سایت گاردین، که به فرانسوی در لوپوئن نیز منتشر شده است، بشرح زیر است:

دیپلماسی خارج شده از طبقه بندی: طرحهای تردیدآمیز واشنگتن برای یک کودتای نظامی در پیش از انقلاب ایران

جدید درباره ماموریت سری ژنرال هایزر در ایران، طرحهای ایالات متحده بعد از خروج شاه را فاش می کنند.

163f4a3c-4980-4692-8b0f-893d903bd69f-2060x1236

روحانیون شیعه ایرانی، جمعیت تظاهرکنندگان در تهران را در ۱۰ فوریه ۱۹۷۹ (۲۱ بهمن ۱۳۵۷)، مورد خطاب قرار می دهند. عکس: آلن کِلِر/آلن کِلِر/سیگما/کوربیس.

اندرو اسکات کوپر برای دفتر تهران

 نماینده رئیس جمهور در تهران، احساس فشار می کرد و به اطمینان مجدد نیاز داشت. در ۱۲ ژانویه ۱۹۷۹ (۲۲ دی ۱۳۵۷)، ژنرال رابرت “داچ” هایزر به هارولد براون، وزیر دفاع ایالات متحده و ژنرال دیوید جونز، رئیس ستاد مشترک ارتش، برای مطمئن شدن از فهم آنچه که آنها از او می خواهند انجام دهد، نوشت.

 هایزر در یک تلگرام نوشت: «در مکالمه ام با وزیر براون، شب ۱۱ ژانویه ۱۹۷۹ (۲۱ دی ۱۳۵۷)، بنظر رسید که تردیدهایی در ذهنتان نسبت به فهم من از سیاست ایالات متحده و دستوراتی که به من ابلاغ شده اند، وجود دارد». «معتقدم که من بطور کامل می فهمم و در حال پیروی از محتویات نامه هستم»، هایزر سپس نقطه به نقطه نکات اساسی را طوری که وی آنها را فهمیده است، مشخص کرد.

 تلگراف هایزر، بخشی از گنجیه از قید سری خارج شده دولت ایالات متحده است که مربوط به «ماموریت هایزر» می شود. این ماموریت بوسیله کارتر در اوج انقلاب ایران بعهده گرفته شد. هنوز بعد از سی و شش سال، بسیاری از ایرانیان معتقدند که هایزر برای خنثی کردن ارتش ایران بعنوان بخشی از معامله ای برای بقدرت رسیدن آیت الله روح الله خمینی فرستاده شده بود. ایرانیها می گویند که آمریکایی ها ساده لوحانه، خمینی را یک ضد کمونیست می انگاشتند که از منافعشان در خلیج فارس، بعد از خروج شاه حمایت خواهد کرد.

مقامات ایالات متحده از آنزمان، بر عدم وجود چنین نقشه ای اصرار می ورزیدند. آنها اتهامها مبنی بر تضعیف شاه یا اینکه ماموریت هایزر دخالتی در امور حاکمیت ایران بوده است، را انکار می کنند. اما فقدان شواهد، نظریه های توطئه را تشویق کرده است.

اکنون، با آزادسازی تلگرام هایزر، فهم او و مافوقهایش از دستورات از زبان شخص ژنرال هایزر مشخص می شود. برای اولین بار، می توانیم ببینیم که رئیس جمهور جیمی کارتر و تیم امنیت ملی اش به انجام چه طرحی امید داشتند. این نشانی از طرح یک توطئه موثر دربرندارد، بلکه گواهی است بر فقدان مهم آگاهی در بخشی از مقامات ایالات متحده که در حال تلاش برای اداره رویدادها از هزاران مایل فاصله بودند. این اسناد فاش می کنند که آنها در فهمیدن اوضاع از ابتدا ناتوان بودند.

91ff0024-80a0-454f-a312-2a5728e8b077-2060x1463

آخرین سفر ایالات متحده در ایران، ویلیام سولیوان، طرحهای خودش را داشت. او پیش از انقلاب بطور محرمانه با منسوبان آیت الله خمینی ملاقات کرد. عکس: بِتمن/کوربیس.

ژنرال هایزر در ۷ ژانویه (۱۷ دی ۱۳۵۷)، چهار روز بعد از آنکه کارتر تصمیم به فرستادن یک فرستاده گرفت، به تهران رسید.  

رئیس جمهور و مشاورانش، از سرعت رویدادهای یک سال اخیر علیه سلطنت ۳۷ ساله شاه که به انقلاب منجر شده بود، شوکه شده بودند. آمریکایی ها پذیرفتند که شاه تمام شده است، و از تصمیمش، قبل از عزیمت برای یک “تعطیلات” طولانی، احتمالا به معنی تبعید، برای انتقال دادن قدرت به یک غیرنظامی جدید به رهبری شاپور بختیار حمایت کردند.

کاخ سفید نیز از تشویش نزد مقامهای ارتش ایران آگاه بود. ژنرالهای ارشد شاه پیش بینی کرده بودند که ارتش در غیاب فرمانده کل قوا، فرو خواهد پاشید، بنابراین برای بسیاری از آنها، تصرف سریع قدرت، بهتر از انتظار برای یک حمام خون انقلابی بود.

14bf88a4-9ae5-4c27-a386-a8848432533f-2060x1653

رئیس جمهوری جیمی کارتر و همسرش رزالین اسکورت، محمدرضا شاه پهلوی از ایران و شهبانو در یک شام دولتی در کاخ سفید. عکس: www.corbis.com.

رئیس جمهور کارتر با شعار دفاع از حقوق بشر انتخابات را برده بود. او به محض شروع کار، شاه را برای آزادسازی زندانیان سیاسی و لیبرالیزه کردن رژیمش تحت فشار گذاشته بود. با در نظر داشتن آن، صدور دستور تکرار عملیات آژاکس برایش مشکل بود، عملیاتی که توسط سیا در ۱۹۵۳ برای بازگشت شاه به تختش بعد از ناآرامی های داخلی، صورت گرفت. اما از سوی دیگر، کارتر نمی توانست خود را به از دست دادن کشوری که پاسدار تمامی میدانهای نفتی خلیج فارس بود، مجاب کند.

 همانطور که هایزر، بعدا در کتاب خاطراتش درج می کند: «مادامی که دولتی غیرنظامی وجود دارد، رئیس جمهور کارتر معتقد بود بعد از رفتن شاه، لازم است ارتش را قانع کند که سریعا از دولت بختیار حمایت تام کند. این امر چگونه می توانست انجام شود؟ بنظر رسید که رئیس جمهور در حال فکر کردن به فرستادن یک فرستاده ویژه بود و او در حال تعیین یک چهره ارشد نظامی با تجربه دیپلماتیک و دانش گسترده از ایران بود که بتواند اطمینان رهبران نظامی ایران را جلب کند.» 

 هایزر، معاون فرمانده فرماندهی عالی متحدین (ناتو) در اروپا، نامزد واضح این ماموریت بود. او در سال قبل برای مشاوره شاه و ژنرالهایش درباره چگونگی بهبود تصمیم سازی در نیروهای مسلح، سفرهای متعددی به تهران انجام داده بود. کارتر، هایزر را انتخاب کرد زیرا او معتقد بود که ژنرال ،مورد اعتماد هر دو دولت است.

حساسیت ماموریت، چنان بود که مقامات ایالات متحده تمایل به دادن دستورات کتبی به هایزر نداشتند. هنگامی که او اعتراض کرد – فرمانده ناتو، ژنرال الکساندر هیگ به او هشدار داد که اگر ماموریتش شکست بخورد، کاخ سفید او را قربانی خواهد کرد – طبق خاطرات هایزر تنها یک متن “پیش نویس” که حاوی “دستورالعملهای کلی و غیرکامل بود”، به او داده شد. بعد از چهار روز در ایران، هایزر خواستار شفاف سازی درباره دستورالعمل شد. 

14713fac-d44f-4bef-beaa-158accce2a98-817x1020

عکس ژنرال هایزر: نیروی هوایی ایالات متحده

هایزر، در تلگراف ۱۲ ژانویه اش (۲۲ دی ۱۳۵۷) به وزیر براون و ژنرال جونز گفت که او متعقد بود که رئیس جمهور از او خواسته که شش نکته را به ژنرالهای شاه بازگو کند. اول، “داشتن روابط قوی و پایدار” برای ایالات متحده و ایران حیاتی است. دوم، کارتر عمیقا تحت تاثیر نیروهای مسلح شاهنشاهی ایران است. سوم، رئیس جمهور معتقد است “بیشترین منافع برای همه، بوسیله یک دولت غیرنظامی قوی و پایدار می تواند محقق شود”. 

چهارم، دولت غیرنظامی جدید بختیار “باید حمایت کامل ارتش را داشته باشد”. پنجم، این حمایت ” وقتی می تواند بدست آورده شود که رهبران ارتش به وظایفشان ادامه دهند”: یعنی کشور را ترک نکنند و با هم “بعنوان یک تیم کار کنند”. ششم، دولت ایالات متحده “از رئیس جمهور به پایین، قویا حامی آنها است”.

اما هایزر می دانست که کارتر و مشاورانش، حکم حمایت از یک کودتا را نداده اند. در درون کابینه، بین زبگینو برژنسکی، مشاور امنیت ملی که از اقدام فوری حمایت می کرد و سایروس ونس، وزیر خارجه، که با کودتا با وجود تمام هزینه هایش مخالفت می کرد، شکاف وجود داشت.

کارتر سیب را از نیمه برید و با کودتا، بشرط تحقق یک سری شرایط، موافقت کرد. هایزر در خاطراتش می نویسد: «برژنسکی چراغ سبز کارتر برای کودتا را می خواست تا به ارتش ایران منتقل کند و معتقد است که این کار را کرده است». رئیس جمهور کارتر قصد داشت از کودتا، تنها بعنوان آخرین حربه استفاده کند.

هایزر در تلگرافش به براون و جونز توضیج می دهد که اخیرا به ژنرالها یادآوری کرده که حمایت ایالات متحده از یک کودتا در آینده، مستلزم حمایت قبلی آنها از بختیار است. «به آنها گفته ام که کودتا را کاملا، آخرین حربه می دانم. به آنها توضیح داده ام که مراحلی قبل از آن وجود دارد»…

حمایت از کودتا به سه شرط بستگی داشت. اول به بختیار بایستی شانس بعمل در آمدن آمریتش داده شود. دوم، اگر وضع داخلی به وخامت بگراید، او می تواند نظامی اعلام کند و از ارتش بخواهد که خدمات اولیه، مانند به کار انداختن چاههای نفت یا حفاظت شبکه برق را انجام دهد.

تنها اگر مرحله یک و دو شکست می خوردند، امریکا از کودتا حمایت می کرد. در آخر این پیام، هایزر دستوراتش را اینطور خلاصه می کند: «بیشترین سعی ام را برای حمایت کامل از بختیار و نه عجله برای یک کودتای نظامی می کنم»

6db19f5a-e8f4-4f4f-9d05-1c0650bf3d2e-2060x1418

ژنرال ایالات متحده الکساندر هیگ، به بیرون پنجره در طول یک هلیکوپتر سواری نگاه می کند. دیوید هیوم کنرلی/ عکسهای گتی

ماموریت هایزر، محکوم به شکست بود، بویژه بخاطر آنکه کاخ سفید به شاه اطلاع نداده بود که یک ژنرال امریکایی برای دادن توصیه هایی ناخواسته به فرماندهان کل ارتش، فرستاده شده است. این زیر پا گذاشتن تعجب آور پروتکل، خشم اردشیز زاهدی، سفیر ایران در ایالات متحده را درآورده بود. او در سال ۲۰۱۲ به من گفت که به شاه اصرار کرد که هایزر را دستگیر و اخراج کند.

شاه دلیلهای موجهی برای نگرانی داشت. می دانست که سفیر ایالات متحده در ایران، ویلیام سلیوان با نماینده های خمینی در تهران تماسهای سرپوشیده برقرار کرده و در مذاکرات درباره بازگشت آیت الله به تهران شرکت داشته است. عدم مشورت سلیوان با کاخ سفید قبل از انجام چنین اقدام مهمی، باعث سردرگمی ایرانیان درباره اهداف امریکا شد.

شاه این مسئله را بیکفایتی واضح تلقی نکرد بلکه آنرا مدرکی دال بر تلاش امریکاییها برای توطئه براندازی اش تعبیر کرد. فرماندهان ارتش می خواستند بلافاصله به بازی امریکائی ها خاتمه بدهند. زاهدی به من گفت: «ژنرالها پیش من آمدند و پیشنهاد کشتن هایزر را دادند». «ترس از آن بود که امریکاییها همان نقشی که در کودتای یونان علیه پادشاه کنستانتین در سال ۱۹۶۷ داشتند را دوباره تکرار کنند».

امریکاییها همانطوری که از اولین نشانه های شورش بی اطلاع بودند، از این نگرانیها نیز ناآگاه بودند. درست ۸ هفته قبلِ ماموریت هایزر ولی ۱۰ ماه بعد از اولین تظاهرات در ایران، برژنسکی، مشاور امنیت ملی، یک گزارش مسرورانه به کارتر فرستاد که اینطور شروع می شد: «خبرهای خوب، طبق برآورد سیا که در اگوست (مرداد) در آمد، ایران نه در موقعیت انقلابی و نه حتی در موقعیت ماقبل از انقلاب است. یک نارضایتی از کنترل شدید شاه بر روند سیاسی وجود دارد، اما تهدیدی برای دولت نیست».

ژنرالهای شاه تا چه حد به اقدام نزدیک بودند؟

در ۱۳ ژانویه ۱۹۷۹ (۲۳ دیماه ۱۳۵۷)، سپهبد امیر حسین ربیعی، فرمانده نیروی هوایی با ژنرال هایزر برای گزارش دادن از جلسه ای که در همان روز با سران ارتش و ژاندارمری داشت، ملاقات کرد. به گفته هایزر که بلافاصله به مافوقهایش در واشنگتن گزارش فرستاده بود، ربیعی از کودتا به محض پرواز هواپیما شاه حمایت کرده و طبق گزارش براون به کارتر، در غیر این صورت، ارتش می تواند سریع فرو بپاشد».

ژنرال ربیعی و دیگر ژنرالها از سرنوشتشان در صورت به قدرت رسیدن خمینی نگران بودند. برخلاف امریکاییها، از تهدیدها به انتقام آگاه بودند.  

e914dac1-e130-4bf8-9ee5-e9da41cad7f9-2060x1385

نیروهای هوادار خمینی، سنگری را در مقابل ساختمان مجلس ایران، در انتظار حمله نیروهای ویژه شاه می گردانند. عکس: بِتمن/ کوربیس

در این لحظه خطیر، هایزر به ربیعی توصیه کرد که برنامه اش را به اجرا نگذارد. همانطور که براون به کارتر گفته است، “هایزر، قویا از سیاست فرصت دادن نظامیان به بختیار برای تشکیل و تلاش برای برقراری دوباره نظم در کشور دفاع می کرد. ربیعی با اکراه اعلام کرد که دنبال این رویه را پی خواهد گرفت”.

با اینکه دو ژنرال با هم جلسه داشتند، شاه به ربیعی تلفن کرد که هواپیمایش را برای رفتن آماده کند اما تاریخ خاصی نداد. طبق گزارش براون، ربیعی می خواست وقت کشی کند و به شاه گفت مجوز پرواز، هنوز آماده نیست اما شاه گفت که اگر لازم باشد می تواند از طریق عربستان پرواز کند.

براون به کارتر خاطر نشان کرد که ژنرالها از تهدیدهای خود عقب نشینی کردند. با نزدیک شدن رفتن شاه و عدم پشتیبانی امریکائیها از کودتایی غریب الوقوع، ژنرالها احساس کردند که چاره ای غیر از پیدا کردن توافقی با گروههای اپوزیسیون برای جلوگیری از فروپاشی ندارند. ربیعی هنوز محکم بود. در این گزارش، براون به کارتر توضیح می دهد: «بحثهای طولانی درباره همکاری نزدیکتر نظامیان با سران مذهبی بود که هایزر بر این همکاری اصرار داشت اما ربیعی تمایلی به آن نداشت».

آخر ماجرا، همه را شگفت زده کرد. در ۱۰ فوریه (۲۱ بهمن ۱۳۵۷)، زد و خورد نظامی در پایگاه هوایی دوشان تپه صورت گرفت و در طی ۲۴ ساعت، انقلابیون مراکز مهم دولتی را در تهران و حومه اش در دست گرفتند. زمانی که ژنرالهای ارتش اعلان بی طرفی کردند و از نیروهای خود خواستند به پادگانها برگردند، مقاومت شاهنشاهی فرو پاشید.

در ساعت یک و ده دقیقه روز ۱۱ فوریه (۲۲ بهمن ۱۳۵۷)، اطاق وضعیت کاخ سفید، خبرهای شکننده ای دریافت کرد که تهران به دست مسلمانهای قشری و گروههای چریکی چپ گرا، که توسط لیبی، سازمان بخش فلسطین و بلوک شرق، حمایت مالی و مسلح شده بودند، سقوط کرده است. آخرین تماس ارسال شده از سفارت ایالات متحده بیان داشت: «ارتش خود را تسلیم کرده، خمینی پیروز شده است، را از بین ببرید».

امریکاییها متوجه شدند که بسیار دیر عمل کرده اند. تاخیر برای ژنرال ربیعی و همکارانش مرگ بار بود. آنها دستگیر، شکنجه و سپس شدند.

اندرو اسکات کوپر، در حل نوشتن کتابی درباره سقوط شاه و انقلاب ۱۹۷۹ ایران است. او نویسنده «پادشان نفتی: چگونه ایالات متحده، ایران و عربستان سعودی، تعادل قدرت در خاورمیانه را تغییر دادند» است.


لینک مطلب در شبکه‌بندی‌های اجتماعی، برای: عضو شدن و دنبال کردن و مشترک شدن، رای‌دادن، ابراز نظر، پسندیدن، پیاده کردن، به دوستان خود ایمیل کردن، و…، و لطفا هم‌رسانی:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.