علی صدارت : تحلیل روانشناختی بخشی از جامعه ایران ۲

۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۴

 مصاحبه آقای عبداللهی با آقای علی صدارت درباره تحلیل روانشناختی بخشی از جامعه ایران – قسمت دوم

تحلیل روانشناختی بعضی از اعضای جامعۀ مدنی و جامعۀ سیاسی، برخی از موارد ذیل را حاکی است: اعمال روش‌های: تحقیر؛ ارعاب؛ توهین؛ پیدا کردن نقاط ضعف و فشار بر آنها؛ خرد کردن شخصیت ملی. محدود کردن اخبار و اطلاعات در سطح کشور و انتشار سوءاطلاعات و ضداطلاعات. در این شرایط تلقین‌پذیری افراد جامعه آسان‌تر می‌گردد. اطلاعات و اخبار فقط به صورت یک‌جانبه و مغرضانه به مردم داده می‌شود. پروپاگندا و فعالیت رسانه‌ای وسیع جهت مغزشوئی، نه تنها در ایران بلکه در سطح جهان. نظام مکررا مردم را از سرنوشت بدتری که منتظر آنها است می‌ترساند و مردم را به جائی می‌رساند که خود این وظیفه را به عهده می‌گیرد و به خود و سایرین این ترس را القا می‌کنند که هرچند وضع موجودشان فوق‌العاده بد است ولی آینده بسیار بدتر خواهد بود، مگر آنکه به منویات رژیم، گردن نهند. نظام با روشهای مختلف و متفاوت به جامعۀ سیاسی و مدنی فشار می‌آورد تا هرچه بیشتر آنها را از انجام عملی در حال یا آینده منصرف کند. نظام با روشهای مختلف و متفاوت به جامعۀ سیاسی و مدنی فشار می‌آورد تا سرنوشتی را برای هر یک از اعضای این جوامع مهندسی کند که درس عبرتی برای دیگران باشد. با منزلت‌زدائی، شأن‌زدائی و کرامت‌زدائی و توهین‌های مکرر و همراه با ارعاب و آزارهای اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی، کم‌کم به مردم احساس واخوردگی و سرخوردگی دست می‌دهد و شروع به سرزنش خود می‌کنند. کم‌کم به آرمان‌های خود و نظام ارزشی خود مشکوک می‌شوند و به تدریج از سر مواضع خود به عقب گام برمی‌دارند و هر زوری را در کشور و یا حتی در خارج از مرزهای کشور می‌پذیرند.

چون تو را غم شادی افزودن گرفت
روضۀ جانت گل و سوسن گرفت

آنچه خوف دیگران، آن امن توست
بط قوی از آب و مرغ خانه سست

با تلقین و القای خوف و غم به خود و دیگران و با شکسته شدن روحیۀ زندانی است که بازجو می‌تواند دروغ فوق بشر بودن خود و ولی فقیه را به خود و به دیگران تلقین کند. با ایستادگی و اعتماد به نفس فردی و ملی است که پایه‌های شخصیت متزلزل عُمّال این رژیم سست‌تر می‌شود و اسلحه در دست سرکوب‌گر، بی‌اثر می‌گردد. انفعال و سکون غمناک است و مخوف. با ابتکار و خلاقیت، ما مردم و هسته‌هایی که در آنها فعال می‌شویم، با جنبش خودجوش و خودانگیخته، با خشونت‌زدائی، خوف و اضطراب و غم و افسردگی فردی و ملی را با افزون شادی‌ها، می‌توانیم از خود دور کنیم. در این روزگاری که جهان دستخوش تحولاتی عظیم است، ایران ما را غم انفعال و خوف جنبش در بر گرفته است. امیدوارم که با کمک همدیگر، ضعف‌هایی را که هر انسانی و همۀ ما انسانها داریم را، از جمله، با یادآوری مطالب این نوشته به خود و دیگران، به توانائی و نیرو متمایل کنیم. برازندۀ ایران و ایرانی، این نیست که با کم‌کاری و انفعال ما بر وطن و هموطن می‌رود.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *