آقای رفسنجانی، با انجام کودتا باعث ادامه جنگ شدید

۱۱ مهر ۱۳۹۴

88522آقای ! این صحیح است که جنگ را آغاز کرد. ولی این شما بودید که در ۹ ماه بعد از شروع جنگ، یعنی زمانی که با شروط کشورهای عدم تعهد برای پایان جنگ موافقت کرده بود و در خرداد ماه ۶۰ قرار بر امضای قرارداد صلح که شامل خروج از تمامی سرزمینهای ایران و دادن غرامت سنگینی بود، مانع پایان جنگ شدید. توضیح اینکه در آغاز آقای خمینی موافقت کرده بود که رئیس جمهور قرارداد صلح را امضا کند. ولی شما و آقایان بهشتی و خامنه ای نزد ایشان رفتید و گفتید که در حال حاضر تمام روحانیت بدون شما(آقای خمینی) حریف نمی شود. ولی اگر جنگ را تمام کند دیگر شما هم حریفش نخواهید شد و سوار تانکهایش خواهد شد و وارد تهران خواهد شد(نوع تحریف شده آن را آقای در تلویزیون گفت.)

انجام کودتا بر علیه رئیس جمهور را به همین علت جلو انداختید و از دفتر آقای رجایی به وزیر خارجه کوبا ایسدرو مالیمیرکا پیولی/ Isidoro Malmierca Peoli که در حال آمدن به تهران برای با انجام رساندن موافقنامه بودند زنگ زدید که فعلا به ایران نیایید چرا که حوادثی در جریان است. آن حادثه جز کودتا بر علیه رئیس جمهور نبود که یک هفته بعد در ۳۰ خرداد از طریق مجلس(با تقلبات ۸۰ درصدی.) پوشش “قانونی” یافت. و اینگونه جنگی که قرار بود در پیروزی ایران و با شهادت و زخمی شدن حدود ۳۰ هزار نفر(حدود ۶ هزار شهید و ۲۴ هزار زخمی) به پایان برسد، برای استحکام ستون پایه های استبداد خود ۷ سال دیگر ادامه دادید و بیش از یک میلیون ایرانی را کشته و زخمی و معلول کردید و نسلی را از فرصت رشد محروم و در آخر کار هم با شکست، جام زهر را به آقای خمینی نوشاندید.

آقای رفسنجانی، اگر کودتا را حتی یک هفته به تاخیر انداخته بودید، در آن زمان جنگ به پایان رسیده بود و نسل انقلاب از نابودی و تباهی می رست. با این مسئولیت چه می کنید؟

بعد هم که در زمان ریاست جمهوری اتان، مرتکب فسادهای مالی عظیم شده و سردارن سپاه را وارد اقتصاد مملکت کرده به رانتخواهایی تبدیل کرید که حال این معتادان به رانتخواری، به هیولاهای اقتصادی-نظامی تبدیل شده اند(به سراغ شما که پدر خوانده آنها بودید نیز آمده اند چرا که قدرت پدر و مار و دوست نمی شناسد. مگر شما آیت الله لاهوتی، رفیق شفیق خود و پدر عروستان را به قتل نرساندید و بعد در مجلس برایش اشک تمساح نریختید؟) و در کنار آن بطور سیستماتیک، ترور مخالفان را در داخل و خارج روش اصلی سیاست خود قرار دادید و فقر را به وطن تحمیل. چرا که بر این باور بودید و گفته بودید که مردم گرسته انقلاب نمی کنند.

واقعا مایه شرم و تاسف است که اصلاح طلبان از چنین جرثومه فسادی که هنوز به گذشته خود افتخار می کند، رفسنجانی با تولدی دیگر استخراج می کنند و از او برای مردمی که قربانیان این معمار اصلی استبداد در بعد از انقلاب هستند ناجی کشف می کنند و می گویند که رفسنجانی عوض شده و رفسنجانی سابق نیست!!!

این بی اخلاقها که کار اصلی اشان سلاخی کردن حقیقت در پای مصلحت ساخته قدرت است، هیچ نمی گویند که شرط و علامت اول عوض شدن این است که فرد تحول یافته، گذشته خود را به نقد می کشد نه اینکه به آن افتخار بورزد.

باز این بی اخلاقها اصلا نمی گویند که آقای رفسنجانی این حرفهای شیرین و دل نشین را برای این می زند که آقای خامنه ای، رفیق ۵۰ ساله، او را از دایره قدرت به بیرون پرت کرده است و حالا برای اینکه بدرون دائره قدرت باز گردد، با این سخنان کوشش دارد برای خود پایه اجتماعی درست کند تا از این پایه به عنوان نردبامی برای رفتن به بام قدرت استفاده کند و البته همانطور که اخلاق اصحاب قدرت است، وقتی به بام قدرت رسید، لگدی به نردبام زده و آن را به پایین پرت خواهد کرد و تسبیح و دلق گربه زاهد نیز بدنبال آن به پایین روان خواهد شد و در این پایین، سینه زنان ایشان انگشت بدهان خواهد ماند و با خود خواهند گفت که این بار هم فریب خوردیم! و هیچ با خود نمی گویند که:
چون نیک نظر کرد پر خویش در آن دید
گفتا ز که نالیم که از ماست که بر ماست

آخر اینکه اگر این جمع، این نیک نظری را هم اکنون داشته باشند و فریب ساحران اصلاح طلبی را نخورند، هیچگاه دیگر در پایین بام، انگشت به دهان، بغض در گلو و خشمگین و دل شکسته نخواهند ماند.


این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *