تقلب در انتخابات مجلس اول واسناد مغفول مانده

۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۶

1442413_302

در ابتدای جمهوری اسلامی که هنوز مردم فعال در صحنه بودند و به یمن «بیان پاریس»، روحانیت حاکم از مردم حساب می برد، در انتخابات ریاست جمهوری در سال 58 از بنی صدر شکست سختی خورد. بعد از آن، بنا بگفته جلال الدین فارسی و آقای خمینی گفت: «شماها بروید دنبال مجلس “! » و با این جمله که جواز قبضه کردن و تقلب در انتخابات مجلس از آقای خمینی صادر شد و بدون پروا دست به تقلب آشکار و عریان زدند و با ضرب و زور اقای خمینی از ابطال انتخابات مجلس جلوگیری بعمل آمد. از آن به بعد قدم به قدم، و با خوردن مار و افعی شدن   از یکطرف با وسایل و امکانات گوناگون به تحمیق مردم پرداختند و تحمیق کردن مشروعیت قانونى و شرعی به خود گرفت و بصورت یک سیستم شیوه کارِ حکومت شد، از طرف دیگر با اجرای نظارت استصوابی شورای نگهبان و با پوشاندن بختکِ ترس بر مردم، مهندسی انتخابات بین بد و بدتر را صورت قانونی و شرعی دادند. و چنان لباس ترس را مثل بختک بر کل کشور انداخته که مردم عادی بکنار، حتی آنهائی هم که از مردم و حقوق و آزادی آنها به ظاهر دم می زنند، آگاه و ناآگاه چنان در دام این ترس گرفتار آمده و در همۀ دوره ها مردم را به انتخاب بد، از ترس انتخاب بدتر، تشویق و ترغیب می کنند و از خود نمی پرسند که چرا باید بین بد و بدتر باید انتخاب کرد و نه خوب و خوبتر؟ اما از ترس انتخاب بد به جای بدتر، همیشه گرفتار بدتر و بدترین شده اند. و نتیجه اش رژیم سر تا پا فاسد ولایت مطلقه و وضعیتی شده که کشور ما با آن همه امکانات مادی و معنوی و انسانی که دارد در وضعیت اسفناکی گرفتار آمده است. نتیجه انتخاب بین بد و بدتر این است که آقای رئیسی می گوید نوکر رهبر است و آقای روحانی می گوید مطیع رهبر است. که در یک جمله سالیان قبل آقای خاتمی گفت نقش تدارکاتچی را دارد. نظر به اینکه شرکت کردن در انتخابات به هر طرف که رأی داده شود، به نظام ولایت مطلقه رأی داده شده و تأیید نظام تلقی می شود. کسانی که در رأی دادن شرکت می کنند، باید بدانند که به یک معنا در اعمال زعمای جمهوری اسلامی کم و زیاد سهیم هستتد. بنابراین شرکت نکردن فعال در انتخابات نتایج کوتاه مدت و دراز مدت فراوانی دارد، از جمله اینکه حد اقل با دست خود به جنایات، غارت اموال خود و مردم صحه نگذاشته و وجدان خود را از سهیم شدن در آن پاک و مبرا کرده اند. و حق ولایت را از خود سلب نکرده و بر ولایت مطلقه مهر باطله نهاده اند.

نظر به اینکه هدف این مقاله توضیح بعضی از اسناد مغفول مانده از تقلب در انتخات مجلس اول است، شرح چگونگی مهندسی انتخابات ریاست جمهوری، به وقت دیگری موکول می شود

در خصوص تقلب در انتخابات مجلس ا ول، در کتاب «تقابل دو خط یا کودتای خرداد ۱۳۶۰»،در صفحه ۵۴-۴۴ تحت عنوان «مجلس و تقلبات وسیع» به جزئیات آن انتخابات پرداخته‌ شده و با سند و مدرک توضیح داده شد که حزب جمهوری اسلامی چگونه با یک طراحی یا به قول امروزی ها مهندسی کامل سیاسی، و البته مستحضر به پشتیبانی آقای خمینی از طرح، قوه مقننه را در ید اختیار خود در آورد. تقلب در آن انتخابات به حدی بود که ساعاتی بعد از انتخابات دور اول، از همه مناطق کشور حجمی از شکایت و اعتراض نسبت به تقلب حساب شده در انتخابات همراه با اسناد، مدارک و گزارش به تهران و به خصوص دفتر که در آن تاریخ پرتیراژترین روزنامه بود واصل گردید. آقای بنی‌صدر نیز راهی نداشت جز اینکه آنها را جدی بگیرد و اعتراض کند. او در روزنامه و مصاحبه های مختلف وعده رسیدگی عادلانه به مردم داد و همان وقت بعد از جلسه با آقای خمینی به مخاطبان روزنامه گزارش داد که قرار شده است به اعتراضات رسیدگی دقیق صورت گیرد. »(1)

آقای بنی‌صدر علاوه بر اینکه اعتراض کرده ، و وعده رسیدگی به مردم داد ، با آقای خمینی نیز صحبت کرد و گزارش داد. با فشار آقای بنی‌صدر شورای انقلاب یک هیئت 7 نفره برای بررسی به شکایات انتخاب کرد. (2) و کمیسیون 7 نفره بررسی شکایات انتخابات اعلام کرد تا 14 فروردین شکایات را دریافت خواهیم کرد. (3)

«بطوری‌که هیئت 7 نفره گزارش داد، از 148 حوزه انتخابیه، از 127 حوزه شکایت رسیده بود و تا زمان انحلال این هیئت، از حدود سی و چند حوزه‌ای که رسیدگی شده بود، 24 حوزه و از جمله تهران را حکم به ابطال داده بودند. آقایان بهشتی و رفسنجانی وحشت زده از این عمل در غیاب آقای بنی‌صدر، در شورای انقلاب تصویب کردند که کار هیئت بررسی انتخابات خاتمه یافته است. بطوری‌که هیئت 7 نفره گزارش داد، از 148 حوزه انتخابیه، از 127 حوزه شکایت رسیده بود و تا زمان انحلال این هیئت، از حدود سی و چند حوزه‌ای که رسیدگی شده بود، 24 حوزه و از جمله تهران را حکم به ابطال داده بودند. (4) آقایان بهشتی و رفسنجانی وحشت زده از این عمل در غیاب آقای بنی‌صدر، در شورای انقلاب تصویب کردند که کار هیئت بررسی انتخابات خاتمه یافته است.» (5)

«آقای بهشتی در مصاحبه خود در تاریخ 24 اردیبهشت 59 گفت: «در مورد کار هئیت 7 نفری این هیئت قرار بود کارش را تا 15 اردیبهشت تمام بکند کیفیت انتخابات در ایران به نسبت امکانات و شرایط خوب بود. احساس رضایت می‌کنم هر چند نفی نمی‌کنم که نواقصی اصلاً نبود، مدعی نیستم که هیچ نقصی اصلاً در کار نبوده است و امیدوارم که این نمایندگان بتوانند خدمتگزار این ملّت در خط انقلاب اسلامی باشند.» (6) دوباره آقای بنی‌صدر مسأله را به آقای خمینی گزارش داد و قرار شد که هیئت کارش را ادامه دهد. آقای بهشتی و رفسنجانی پیش آقای خمینی می‌روند و می‌گویند که اگر این هیئت کار را تمام کند و گزارش آن را اعلام نماید. همه چیز از دست ما می‌رود و آبروی همه از بین خواهد رفت.

آقای خمینی هم غیرمترقبه و ناگهان در تاریخ 29/2/1359 ضمن سخنرانی   گفت: «… بحمدالله افرادی که در مجلس انتخاب شده‌اند و حسب غالب، اکثریت قاطع، اکثریت اسلامی و متعهد است.» (7)

سی سال بعد

حدود سی سال بعد آقای ابوالحسن بنی صدر به مناسبتی در برنامه «صفحه ۲ آخر هفته» در جمعه شب ۱۷ اسفند ۹۱ (۷ مارس ۲۰۱۳) تلویزیون فارسی بی‌بی‌سی به انتخابات مجلس اول اشاره کرده و آن مجلس را بنا به تقلب وسیعی که در آن انجام گرفته بود، قلابی خوانده بود. در پی آن آقای حسن یوسفی اشکوری مقاله ای بنام « ملاحظاتی پیرامون برخی سخنان ابوالحسن بنی صدر » (8) در آن مقاله ذکر شده بود که « اکنون جای تحقیق در مورد تحلیل شرایط سال ۵۸-۵۹ و از جمله انتخابات مجلس اول و بررسی آماری آن نیست، اما بی‌گمان دعوی جناب ایشان از جهت مختلف کذب و تحریف تاریخ است.». اینجانب در پاسخ به پاره ای از مستدعیات آقای اشکوری مقاله ای تحت عنوان «مروری تاریخی بر داوری‌های یوسفی اشکوری درباره بنی‌صدر» نوشته که در سایت گویا، انقلاب اسلامی و جرس منتشر شد (9)    

در این مقاله سعی و تلاش شد به عنوان کسی که به مقتضای حرفه‌ای در متن آن سالها و آن رویدادها حضور داشته‌، برخی ابعاد ناگفته یا کتمان شده در بحث آقای اشکوری در باره مجلس اول و نتیجه آن را به عرض خوانندگان گرامی برسانم تا حد امکان روشنایی بیشتری بر تاریخ معاصر در این زمینه مشخص انداخته شود. البته از جانب اقای از دفتر آقای بنی صدر و آقای که مسئول امور روحانیت و آقای خمینی در دفتر ریاست جمهوری بود، هر کدام جداگانه پاسخی به آقای اشکوری داده که در سایت بی بی سی فارسی منتشر گردید. 

مراجعه به روزنامه انقلاب اسلامی

اما بعد از اینکه روزنامه های انقلاب اسلامی آن دوران برای استفاده عموم برروی سایت قرار گرفت (10) و فرصتی دست داد تا کل روزنامه ومسائل آن دوران و از جمله انتخابات مجلس اول مروری دوباره شود. به نکات تازه ای از تقلبات مجلس اول در تهران و به طبع آن کل کشور برخورد کردم که به علت مرور زمان از دید و خاطرم مغفول مانده بود. سپس به جراید روز کشور از جمله به روزنامه اطلاعات و کیهان همان زمان نیز مراجعه شد. بخشی از آن نکات در آن روزنامه ها هم درج شده بود. نکات شناسائی شده در مورد تقلبات انتخابات مجلس اول در دو قسمت:

الف- باطل بودن اصل انتخابا ت به دلیل عمل کردِ خلاف قانون

ب- بخشی از چگونگی تقلب حزب جمهوری اسلامی در تهران

برای نسل هایی که آن دوران را درک نکرده و یا درک کرده و یا مسائل آن دوران از دیدشان مغفول مانده و نیز برای ثبت در تاریخ تحریر گردیده است.   

الف- باطل بودن اصل انتخابا ت به دلیل عمل کردِ خلاف قانون

انتخابات زمانی انتخابات است که در یک فضای بیطرف و با مجریان بیطرف برگزار و به اجرا در آید. اما انتخابات مجلس اول را گروهی طرفدار که در اختیار حزب جمهوری اسلامی بود با چراغ سبز قدرتمند آقای خمینی به اجرا در آورد و طبیعی است که در چنین فضایی چه کسانی برنده انتخابات می شوند ( البته این بدان معنا نیست که کسانی هم به حق انتخاب نشده اند). موافق گزارش جراید روز کشور اعضای هیئت نظارت بر صندوقها بر خلاف قانون از کمیته ها تعیین شده اند.

آقای محمد اقبال عضو انجمن مرکزی نظارت بر انتخابات در خصوص تقلب در انتخابات و قانونی نبودن آن نامه ای به رئیس جمهور نوشته که متن آن به قرار زیر است:

«جناب آقای رئیس جمهور:

بعنوان عضو انجمن مرکزی نظارت بر انتخابات مجلس شورای ملی و بلحاظ این که این انتخابات یکی از حساسترین رویداد های انقلاب بوده و به هر چه عادلانه تر و اسلامی تر و مردمی تر برگزار شدن این امر اعتقاد راسخ دارم لازم دانستم ضمن توضیح مطالب زیر خواستار شوم که ترتیبی اتخاذ فرمائید که از کلیه اعمال خلاف قانون به هر نحو که صلاح بدانید جلوگیری شود:

1-تنی چند از اعضای نظارت انجمن نظارت مرکزی که از همان اعضای قبلی هستند اصرار دارند که بر خلاف نص صریح قانون انتخابات مجلس شورای ملی مبنی بر عدم دخالت کمیته ها در این امور هم چون دفعات قبل اعضای نظارت مرکزی صندوق ها بوسیله کمیته ها انتخاب شوند.

2-مطابق صورتجلسه ضمیمه در تاریخ 12/12/58 با اکثریت مطلق آراء حاضرین در جلسه، تصویب شد که طرحی که اینجانب ارائه کرده بودم با تغییراتی اجرا شود. این طرح به این ترتیب بود که هر یک از اعضای انجمن 35 نفر را انتخاب و مجموع این افراد که 245 نفر می شوند با کمک کمیته های 14 گانه اعضای صندوق را تعیین نمایند. این طرح باعث می شد که از نفوذ کمیته ها ئ هر نوع اعمال دیگر نظر دیگری جلوگیری شده و اعضای صندوق مستقیماً از طریق انجمن مرکزی انتخاب شوند.

3- در جلسه سوم بتاریخ 15/12/58 با اینکه بیش از صد (100) نفر به طریق فوق قبول دعوت شده بودند تنی چند از همان اعضای سابق با تهدید به اینکه در صورت به اجرا در آمدن این طرح از همکاری خودداری کرده و استعفا خواهند داد تعداد موافقین را که 4 نفر بودند و اکثریت را شامل می شدند به 2 نفر تقلیل داده و در نتیجه طرح قبلی را با 2 رآی موافق و 2 رآی ممتنع ( که قبلاً موافق بودند ) و 3رآی مخالف بدون اینکه اکثریت مطلق بدست آید کان لم یکن اعلام کردند، و اکنون بر خلاف قانون اعضای نظارت بر صندوق ها بوسیلۀ کمیته ها انتخاب می شوند.

4-با وجود تأکید اینجانب بعنوان منشی، اعضای فوق الذکر از امضای صورت جلسۀ اخیر خود داری می کنند و اصولاً به تنظیم صورت جلسه و روال قانونی کار معتقد نیستند و کوشش دارند اینجانب را بخاطر دفاع از طرح فوق و مخالفت با آن ها به حزب و گروه خاصی منتسب نمایند. علیهذا با توجه به مراتب فوق تقاضا دارم بخاطر اجرای صحیح قوانین دستورات مقتضی را جهت برگزاری یک انتخابات آزاد و اسلامی صادر فرمایند. با تشکر محمد اقبال عضو انجمن مرکزی نظارت مجلس شورای ملی » (11)

سپس آقای محمد اقبال عضو انجمن مرکزی نظارت مجلس شورای ملی از رد شدن طرح بیطرفی برگزاری انتخابات طی نامه ای به رئیس جمهور اعلام می کند که اعضای صندوق ها بوسیله کمیته ها انتخاب شده اند و این خلاف قانون و بیطرفی است و خواستار اقدام فوری می شود

«بنام خدا

جناب آقای رئیس جمهور:

پیرو نامه مورخ 15/12/58 دال بر دخالت کمیته ها در انتخابات مجلس شورای ملی لازم دانستم مجدداً به عنوان عضو انجمن مرکزی نظارت انتخابات مجلس شورای ملی مطالبی را که در برگزاری انتخابات و انجام عادلانه و بی طرفانه تأثیر بسزا خواهد داشت تذکر دهم:

آقای اخباری نایب رئیس انجمن در روزنامه کیهان گفته اند که طرح اینجانب به این علت که وقت کافی برای انجام آن نبود رد شده، این خلاف واقع است، زیرا تاریخ صورت جلسه مربوطه نشان می دهد که آن زمان هنوز 12 روز به روز برگزاری انتخابات مانده بود و این امر (تعیین اعضای صندوق بوسیله نمایندگان انجمن نظارت مرکزی) می توانست در طول این مدت انجام گیرد.

استدلالی که آقایان موافق انجام انتخابات بوسیله کمیته ها می آورند این بود که اعضای صندوق ها از کمیته ها باشند و انجمن نظارت مرکزی هر تعداد که لازم باشد برای صندوق ها ناظر بفرستد. اینجانب همان زمان نسبت به غیر قانونی بودن این عمل مصراً پافشاری کرده و می گفتم که چگونه ممکن است که اعضای انجمن نظارت از حق و وظیفه قانونی خود که همان انتخاب اعضای صندوق باشد چشم پوشی کرده و بر خلاف قانون اشخاص مازاد بر این افراد به حوزه ها گسیل دارد. آقایان بدون استناد قانونی پافشاری می کردند که هر تعداد ناظر که بخواهیم می توانیم بفرستیم. لازم به تذکر است که با توضیحاتی که در نامه قبل دادم، مشاهده گردید بر خلاف قانون و دستور صریح وزیر کشور تصویب شده است که اعضای صندوق از طرف کمیته ها معرفی شوند. بعنوان یک راه حل پیشنهاد کردم که حد اقل یک عضو از اعضای صندوق از طرف انجمن نظارت مرکزی انتخاب شود. این پیشنهاد نیز با این توجیه که بین اعضای صندوق باید تفاهم باشد و این ها باید یکدست باشند!! رد شد.

در جلسه روز شنبه 18/12/58 پس از بحث زیاد و اعتراضات مداوم من، بالاخره تصویب شد که انجمن نظارت مرکزی 700 نفر را ( هر عضو 100 نفر ) برای نظارت بر حسن انجام انتخابات به حوزه ها گسیل دارد ( مسئولیت هر سه حوزه یک نفر ) و قرار شد که عکس و مشخصات این افراد برای روز دوشنبه 20/12/58 آماده شود. پس از حضور در این جلسه یکی از همان آقایان موافق (آقای اخباری) عنوان کردند که این برخلاف قانون است ( یعنی همان مطلبی که من از ابتدا مطرح کردم) و ما نمی توانیم هیچکس را بعنوان ناظر بر صندوق ها بفرستیم. با اصرار حاضرین در جلسه با سرپرست وزارت کشور تماس گرفته شد. وزارت کشور روز بعد اعلام کرد که نمی تواند با انجام این امر موافقت کند.

علیهذا با توجه به مراتب فوق الذکر موارد ذیل را برای اطلاع جنابعالی و ملت شریف اعلام می کنم:

1-انجمن نظارت مرکزی و هیچ یک از اعضای آن هیچکدام از اعضای صندوق ها را نمی شناسد و این اعضاء بوسیله کمیته ها انتخاب شده اند.

2- بنابراین انجمن فوق صرفاً برای انجام تشریفات تشکیل شده و هیچگونه نظارتی بر انتخابات ندارد. البته به جز تعیین مقدار پارچه لازم برای صندوق ها و تعداد خودکار و از این قبیل… و امضاهای تشریفاتی و غره!!

3-اکنون تمام اعضای صندوق بر خلاف قانون بوسیله کمیته ها تعیین شده اند و صراحتاً اعلام می دارم که اعضای حزبی که اکنون بیشترین مناسب و مقامات را در سراسر مملکت در انحصار خود دارد بیشترین تعداد ناظرین بر صنوق ها را تشکیل می دهند.

4-بنابر این آیا بهتر نبودکه برای جلوگیری از اتلاف وقت انجمن نظارت مرکزی را تشکیل نمی دادند و رأساً به کمیته ها اعلام می کردند که اعضای صندوق ها را تعیین نمایند؟!!

5-با توجه به مراتب فوق از هم اکنون اعلام می دارم که این انتخابات در شرایطی غیر صحیح، غیر منطقی و غیر عادلانه انجام می شود و هر نوع اعتراضی را به عدم صلاحیت اعضای صندوق وارد می دانم و از آنجا که چگونگی و کیفیت برگزاری با این روش مخدوش گردیده، مجدداً تقاضا دارم با توجه به اینکه چند بار هم به بازرسان نماینده شما مراجعه کرده ام، دستور لازم را برای جلوگیری از این نوع انحصارگرائی ها و اقدامات خلاف شرع و عرف و قانون صادر فرمائید. از مردم مبارز هم می خواهم که با هوشیاری کامل از سوء استفاده و اعمال نظرهای گروهی در مورد انتخابات نمایندگان در حوزه های رأی گیری جلوگیری نمایند. والسلام

با احترام محمد اقبال عضو انجمن نظارت مرکزی بر انتخابات مجلس شورایملی

رونوشت:

بازرسان ویژه ریاست جمهوری

وزارت کشور

روزنامه اطلاعات، کیهان، بامداد، انقلاب اسلامی، جنبش، مجاهد. » (12)

محمد اقبال، عضو انجمن نظارت مرکزی بر انتخابات باز صریحاً طی اطلاعیه ای اعلان کرد: اعضای هیئت نظارت بر صندوقها بر خلاف قانون از کمیته ها تعیین شده اند.

«محمد اقبال، از اعضای انجمن نظارت مرکزی بر انتخابات طی اطلاعیه ای خاطر نشان ساخت: در آغاز کار انجمن نظارت مرکزی بر انتخابات در مقابل این پیشنهاد که کمیته ها اعضای نظارت بر صندوق را انتخاب کنند، پیشنهاد دیگری مطرح شد مبنی بر اینکه هر یک از اعضاء سی و پنج نفر را معرفی کنند و این افراد در مجموع 245 نفر می شدند که به کمیته های چهار ده گانه این پیشنهاد تصویب شد و بیش از یکصد نفر به همین منظور دعوت شدند. اما رئیس و نایب رئیس انجمن نظارت مرکزی مخالفت کرده و تهدید به استعفا کردند و به این ترتیب این طرح با سه رأی مخالف، دو موافق و دو ممتنع کان لم یکن اعلام شد و اعضای حوزه ها بوسیلۀ کمیته ها انتخاب شدند که این بر خلاف قانون و تأکید مکرر وزیر کشور است. اقبال خاطر نشان کرد: انجمن نظارت مرکزی بر انتخابات، کارش عبارت است از تهیه لوازم التحریر و امضاهای تشریفاتی و هیچ نظارتی بر صندوق ها ندارد. به این ترتیب انتخابات حالت آزاد و عادلانه اش را از دست داده است.» (13)

با وجود غیر قانونی بودن انتخابات به دلیل اینکه اعضای هیئت نظارت بر صندوقها بر خلاف قانون از کمیته ها تعیین شده بودند. بعد از اجرای مرحلۀ اول انتخابات، آقای محمد اقبال عضو اصلی انجمن نظارت مرکزی بر انتخابات، در نامه به رئیس جمهور ضمن اعتراض خود به تقلبات فراوان فهرستی از آن را برشمرده و متذکر شده که حجم عظیم تقلبات اعتبار انتخابات را مخدوش کرده است. متن این نامه به شرح زیر است:

«جناب آقای رئیس جمهور با توجه به مسئولیتی که اینجانب به عنوان عضو اصلی انجمن نظارت مرکزی بر انتخابات تهران بر عهده دارم، اجرای صحیح انتخابات اولین دوره مجلس شورای ملی جمهوری اسلامی و تأسیس نهاد قانون گزاری بر مبنای صحت و سلامت کامل و انعکاس اراده کلیه مردم را به عنوان یک وظیفه اسلامی و انسانی و ملی و انقلابی تلقی می کنم و بر سائقه این وظیفه و مسئولیت خطیر ملی اکنون که رأی گیری انجام گرفته است وظیفه خود می دانم که جریانات ناسالم و مداخلات علنی و آشکاری را که در جریان رأی گیری بوسیلۀ گروه ها و افراد به انواع انحاء مختلف صورت گرفت است به اطلاع شما و ملت ایران برسانم. جوی که از قبل برای انجام انتخابات در جهت منافع گروه های انحصار طلب فراهم شده بود و همچنین شیوه ها و وسائل مختلفی که در ترکیب بندی و سازمان دهی حوزه ها و صندوق ها و مداخلات گوناگون در حین رأی گیری در پیش گرفته شده بود، به آنچنان نتایجی از سوء استفاده و تجاوز به حقوق قانونی و مشروع مردم انجامید که هیچ چیز غیر از مدارک و اسناد موجود این مداخلات نمی تواند مبین فاجعه ای باشد که به عنوان اولین انتخابات پارلمانی به حساب جمهوری اسلامی ایران و امید های مردم ستمدیده وطن ما گذاشته شده است.

اسناد و مداخلات غیر قانونی شامل موارد گوناگونی است که ذکر جزء به جزء آن از حوصله این شکوائیه بیرون است:

مخفی نبودن رأی گیری در اکثر حوزه ها- نوشتن رأی برای بی سوادان از طرف افراد خاصی که حتی با کارت رسمی و چاپ شده مأمور بودند. تعطیل کردن حوزه های انتخاباتی- انتقال صندوق های رأی از محل رأی گیری حتی در پاره ای از موارد به خانه های شخصی- پخش صورتهای کاندیدهای مشترک با قسمتی از پیام امام- تعرفه های فاقد شماره مسلسل- ضرب و جرح افرادی که اعتراض می کردند و دستگیری آنها حتی در مورد بازرسان رسمی وزارت کشور- ایجاد مزاحمت و اعمال خشونت نسبت به کسانی که به لیست های مورد نظر رأی نمی دادند- تعطیل حوزه های انتخاباتی که در آن اکثریت با کاندید مخالف گروه های مورد نظر بود. تبلیغ برای لیست کاندیدهای مورد نظر در غالب حوزه ها با صدای بلند- مدور حکم سفید برای اعضای هیئت نظارت بر صندوق-عدم نظارت بر صندوق- عدم پذیرش رأی توسط حوزه ها با وجود مهر کردن شناسنامه پخش مطالب کذب و جعلی تحت عنوان در روز و شب قبل از انتخابات.

این ها مواردی است از ده ها مورد مداخله همراه با خشونت و بدون توجه به مقررات قانونی رأی گیری. اینجانب اعتقاد دارم که اسناد و مدام این مداخلات باید بطور آشکار از طریق ارتباط جمعی به اطلاع ملت ایران برسد و همچنین امکاناتی بوجود آید که کلیه این مداخلات در همه شهر ها و حوزه های انتخاباتی به طریق صحیح و بی طرفانه و دقیق مورد رسیدگی قرار گرفته و از طریق رادیو تلویزیون وسیله افشای این مدارک فراهم گردد . با توجه به این مسائل وظیفه قانونی و شرعی اینجانب حکم می کند که مراتب را به اطلاع ملت ایران برسانم و بر اساس مسئولیت و وظیفه ای که بر عهده دارم از شما که مسئولیت حسن اجرای قانون را در جمهوری اسلامی ایران بر عهده دارید تقاضا کنم که برای حفظ حقوق قانونی ملت ایران و تأمین صحیح قانون گزاری بوسیلۀ نمایندگان واقعی ملت که بدون وجود یک انتخابات صحیح و بی طرفانه معتبر نمی شود اقداماتی را که ضروری می دانید بعمل آورید.

اینجانب بطور مؤکد تقاضا دارم دستور فرمائید وسیله طرح این اسناد و مدارک برای ملت ایران از طریق رادیو و تلویزیون برای من فراهم شود تا قضاوت بی طرفانه و صادقانه افکار عمومی از انحراف مسیر انقلاب اسلامی ایران بسوی یک استبداد تازه جلوگیری نماید. در خاتمه یادآور می شود که به لحاظ یکسویه نبودن طرح مطالب فوق از جانب من در رادیو و تلویزیون، می تواند با حضور و شرکت یکی دیگر از اعضای انجمن صورت گیرد.» (14)

عضو انجمن نظارت مرکزی انتخابات خواستار صحبت از طریق تلویزیون شد

نظر به اینکه مجری برنامه تلویزیون، آقای اخباری را بدون اینکه سمت نمایندگی از آقای اقبال داشته باشد وی را نماینده آقای اقبال معرفی کرده ومطالب نادرستی هم از قول آقای اقبال عنوان شده بود، قای اقبال خواستار برنامه ای تلویزیونی شده تا وقایع انتخابات را در اختیار ملت ایران بگذارد .

«محمد اقبال عضو انجمن نظارت مرکزی انتخابات مجلس شورای ملی که قبل از برگزاری مرحله اول انتخابات طی نامه ای به رئیس جمهور مسئله تعیین اعضای حوزه های انتخاباتی توسط کمیته ها را یادآور شده بود. ضمن نامه کوتاهی به رئیس جمهور با اشاره به مطالبی که از طرف آقای اخباری در مناظره تلویزیونی سه شنبه شب در مورد انتخابات از سوی وی ابراز شده است، تقاضا کرد ترتیبی داده شود تا قبل از برگزاری مرحله دوم انتخابات از طریق تلویزیون در مورد مسائل مربوطه به انتخابات با مردم صحبت کند. متن نامه نامه وی به این شرح است: «جناب آقای رئیس جمهور

پیرو نامه مورخ 28/12/58 به جنابعالی و نامه مورخ 9/1/59 به شورای سرپرستی صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران دال بر تقاضای برنامه تلویزیونی شورای سرپرستی از اشخاص برای مناظره یاد شده دعوت بعمل آورد و متأسفانه با وجود تأکیدات مکرر جنابعالی نیز از شرکت من در آن مناظره جلوگیری شد. علیهذا چون در برنامه فوق مطالبی بر له و علیه اینجانب گفته شد و آقای اخباری به عنوان نماینده انجمن نظارت مرکزی مطالبی به دروغ در معرض افکار ملت شریف قرار دادند. قابل توجه آنکه هنگامی که در برنامه فوق از من صحبت می شد، مجری برنامه به این دلیل که نماینده انجمن در جلسه حضور دارد، ایشان را به عنوان نماینده اینجانب معرفی می کردند و ایشان هیچگونه نمایندگی از اینجانب نداشته اند.

مجدداً و مصرانه از شما به عنوان نماینده آراء ملت تقاضا دارم دستور فرمائید ترتیبی اتخاذ شود تا اینجانب با توجه به اینکه از ابتدای امر در جریان کلیه مسائل مربوط به انتخابات تهران قرار داشته ام و نظر به اهمیت طرح مسائل و بویژه آنکه مرحله دوم انتخابات در پیش است، در یک برنامه رادیو – تلویزیونی واقع امر را در اختیار ملت ایران بگذارم تا خود قضاوت نمایند.

با تشکر محمد اقبال عضو انجمن نظارت مرکزی بر انتخابات مجلس شورایملی 14/1/59

رونوشت:

1-شورای سرپرستی صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران.

2-روزنامه های کیهان، اطلاعات، انقلاب اسلامی، بامداد،جنبش، مجاهد. » (15)

   مرحله ی دوم انتخابات مجلس اول و مضروب ساختن محمد اقبال

نظر به اینکه آقای محمد اقبال عضو انجمن نظارت مرکزی بر انتخابات در دور اول به این دلیل که انجمن نظارت مرکزی بر انتخابات، اعضای هیئت نظارت بر صندوقها را بر خلاف قانون از کمیته ها تعیین کرده بود، انتخابات را غیر قانونی خوانده و برای جلو گیری از این عمل غیر قانونی، انجمن نظارت مرکزی بر انتخابات، طی نامه هایی از ریاست جمهوری استمداد طلب کرده بود. بعد از اجرای مرحله اول باز هم طی نامه ای به ریاست جمهوری از تقلبات انجام شده پرده برداشته و خواستار رسیدگی به تقلبات شده بود.

در مرحلۀ دوم انتخابات برای کوتاه کردن دست محمد اقبال عضو انجمن نظارت مرکزی بر انتخابات از دخالت در انتخابات با طرح و به اجرا در آوردن توطئه ای قصد جان وی شد ولی خوشبختانه وی از این توطئه جان سالم به در برد. عاملان توطئه وی را مضروب ساخته و به بیمارستان فرستاده شد. طراحان طرح، در ابتدای کار سعی کردند که توطئه را به گردن گردانندگان روزنامه انقلاب اسلامی بیندازند و با یک تیر دو نشان بزنند: هم دست محمد اقبال را از دخالت در انتخابات کوتاه کنند و هم روزنامه انقلاب اسلامی را بد نام. وی پس از اینکه از این توطئه جان سالم به در برد، به افشای توطئه پرداخته و دست گردانندگان توطئه را آشکار ساخت. گزارش جریان توطئه فوق به شرح زیر در جراید آن زمان منعکس است:

عضو انجمن نظارت مرکزی بر انتخابات مضروب و بستری شد.

«محمد اقبال عضو اصلی انجمن نظارت مرکزی بر انتخابات مجلس شورای ملی، ظهر دیروز در محل انجمن، از سوی گروهی در محل انجمن نظارت واقع در استادیوم نصیری مورد ضرب و شتم قرار گرفت و بعلت خونریزی از ناحیه کبد در بیمارستان ایرانشهر بستری شد. پس از اطلاع دقیق، جزئیات واقعه را منعکس خواهیم کرد.» (16)

حمله مجدد به عضو انجمن نظارت مرکزی بر انتخابات

«همانطوری که قبلاً اطلاع دادیم، محمد اقبال عضو اصلی انجمن نظارت مرکزی بر انتخابات و از معترضین مرحله اول انتخابات مجلس شورای ملی هفته پیش توسط 20 نفر – که بنا باظهار اقبال از انجمن اسلامی مرکز آمار ایران بودند- مورد ضرب و شتم قرار گرفت و چون از ناحیه کبد دچار خونریزی شده بود، به بیمارستان ایرانشهر واقع در خیابان بهار انتقال یافت. اما ساعت 11 بامداد روز پنجشنبه گذشته هنگامی که اقبال پس از معالجات اولیه بیمارستان را ترک می کرد در مدخل بیمارستان ایرانشهر با دو جوان روبرو شد که دفترچه ای در دست داشته و خود را خبرنگار انقلاب اسلامی معرفی می کردند و مدعی شدند که برای کسب خبر و گفتگو با وی به بیمارستان آمده اند، ولی هنگامی که اقبال آماده گفتگو می شد، دو نفر مزبور به وی حمله بردند و در حالیکه او را تهدید به مرگ میکردند با آلتی برنده ضرباتی به گردن –سینه و پهلوی محمد اقبال وارد کردند که دوباره تحت مراقبت و پانسمان قرار گرفت. اما “اقبال” به این دلیل که در بیمارستان احساس عدم امنیت می کند، پس از پانسمان به خانه خود انتقال یافته است و هم اکنون در منزلش توسط مأمورین انتظامی مراقبت می گردد. محمد اقبال در گفت و شنودی خاطر نشان کرده است که پس از بهبودی، علیه ضاربین و اصولاً طراحان این توطئه شکایت خواهد کرد. وی یادآور شده است که بر اساس دعوتنامه انجمن نظارت و بنا به قول آنها برای رفع سوء تفاهم، به محل انجمن رفته بودم که در حضور آقای «موسوی» مورد حمله قرار گرفتم. آنها مرا فاشیست خطاب می کردند و روزنامه جنبش را با مقاله ای از من که در این روزنامه چاپ شده بود بعنوان مدرک جرم در دست داشتند.

از سوی دیگر- روزنامه انقلاب اسلامی ، حمله مهاجمین به اقبال را با پوشش خبرنگار انقلاب اسلامی، صورت گرفته توطئه ای علیه این روزنامه دانسته است و در نظر دارد در این مورد افشاگری کند.» (17)

توطئه به اسم روزنامه انقلاب اسلامی

«در آخرین دقایق که روزنامه زیر چاپ می رفت تلفنی به ما اطلاع دادند که آقای محمد اقبال عضو انجمن نظارت مرکزی انتخابات شب گذشته بر اثر حمله عده ای بوسیله چاقو مضروب شده و ایشان را به بیمارستان ایرانشهر منتقل کردند و امروز صبح دو نفر به عنوان خبرنگار روزنامه انقلاب اسلامی بعنوان ملاقات و تهیه خبر با ایشان تماس می گیرند و غافلگیرانه پس از یک حمله دیگر بوسیله چاقو متواری می شوند. هم اکنون آقای اقبال در حال اغماء بسر می برد. ما ضمن محکوم کردن این قبیل اعمال در این لحظات سرنوشت ساز که کمتر از 24 ساعت به انتخابات باقی نمانده از مسئولین می خواهیم بر مراقبتهای خود بیفزایند. در شماره آینده مشروح کامل واقعه را به اطلاع خوانندگان گرامی خواهیم رساند.» (18)

اقبال، عضو انجمن مرکزی نظارت بر انتخابات چگونگی مضروب شده خود را تشریح کرد

«روز پنجشنه تلفنی به دفتر روزنامه خبر رسید که اشخاصی بنام خبرنگار انقلاب اسلامی به بیمارستان ایرانشهر مراجعه و ادعا می کنند که با آقای اقبال عضو انجمن نظارت مرکزی بر انتخابات که در اتاق 114 بستری بوده است وقت مصاحبه دارند و بدین ترتیب وارد اتاق ایشان شده و به ضرب ضربات چاقو وی را مضروب می نمایند. در پی این حادثه با آقای اقبال تماس حاصل شد و ایشان شرح ماوقع را بیان نمودند: چون جلسات انجمن نظارت به من اطلاع داده نمی شد یک ماه پیش تلگرافی به انجمن زدم و در آن خواستار اطلاع از ساعات محل تشکیل جلسات گردیدم. روز چهارشنبه در پاسخ تلگراف خود نامه ای دریافت داشتم که درآن قید شده بود ” آقای محمد اقبال در پاسخ تلگراف جنابعالی باید عرض کنم که جلسات انجمن بر حسب مورد و قرار قبلی تشکیل می گردد و شما می توانید بوسیله تلفن از ساعت تشکیل آن مطلع گردید. در ضمن لازم است یاد آوری نماید به علت غیبت طولانی و عدم اعتماد شما به کار انجمن برای سایر اعضاء چنین تصور شده بود که جنابعالی دیگر مایل به شرکت در جلسات انجمن نمی باشید. شرکت مجدد جنابعالی در جلسات انجمن و رفع سوء تفاهم باعث خوشحالی سایر اعضاء می باشد.”

من به لحاظ قانونی به محض دریافت نامه به انجمن رفتم. تا به انجمن رسیدم صحبتهای درگوشی شروع شد. آقای موسوی که از کارکنان مرکز آمار هستند و بوسیله آقای کنی جهت استخراج آراء به انجمن آورده شده و این مطلب نیز در آخرین نامه من که در جنبش نیز چاپ شد قید شده ( این شخص از وابستگان حزب جمهوری اسلامی می باشد) مرا به خارج از اتاق دعوت کرد گفتم هر کسی با من کار دارد در این اتاق می تواند با من گفتگو کند. مجدداً تمام اعضاء که بیست نفر بودند داخل اتاق شدند و مرا بباد ناسزا گرفته و آنچه فحش رکیک بود نثارم کردند و گفتند تو فاشیست هستی، در حالی که یک روزنامه جنبش در دست داشتند و نامه ای که بنام من در آن چاپ شده بود به من نشان دادند و می گفتند تو مخالف حزب هستی. سپس بر سرم ریختند و کتک مفصلی به من زدند.

بلافاصله من با دفتر آقای بنی صدر تماس گرفتم و ایشان موضوع را با آقای میرسلیم در میان گذاشتند. چند لحظه ای من آنجا بودم و چون احساس عدم امنیت می کردم از آنجا خارج شده خود را به خانه یکی از دوستان رسانیدم. چون در اثر ضربات وارده حالم وخیم شده بود مرا به کلینیک برده و پس از تزریق سرم به بیمارستان ایرانشهر رساندند . درد دل شدیدی داشتم. دکتر معالج گفت که احتمال خونریزی کبد وجود دارد. در بیمارستان ایرانشهر بستری بودم و چون حالم کمی خوب شده بود، صبح می خواستم از بیمارستان مرخص شده به خانه بروم. ساعت ده دو نفر در اتاق مرا زدند و گفتند ما از روزنامه انقلاب اسلامی هستیم و می خواهیم با شما مصاحبه نمائیم. من خود را آماده مصاحبه کرده بودم که در این حین با دست ضربه ای به سینه من زد و گفت آمده ام ترا بکشم. در این حین زد و خورد شروع شد. با آلت برنده ای که شبیه چاقو بود به جان من افتادند و ضرباتی به سینه و پهلوی من وارد نمودند. من که یادم رفته بود که می توانم داد بزنم (حالت شوکه) شروع به داد و فریاد کردم . آن ها فرار کردند و دیگر من نفهمیدم که چطور شد یکی از آن افراد دارای موهای جوگندمی ، عینک دودی و هیکل تقریباً متوسط و سن حدود 28 سال داشت . پس از این جریان ما منتظر پزشک قانونی شدیم. » (19)

وقتی وضعیت انتخابات در تهران که مرکز کشور و از هر جهت در زیر ذره بین همگان و رسانه های همگانی است، و تقلب تا به دین حد فراوان. و حتی برای از میدان به در کردن عضوی از اعضای انجمن مرکزی نظارت بر انتخابات که همگام با حزب جمهوری نیست ، به قصد کشت از نظارت در مرحلۀ دوم انتخابات حذف می شود و نگرانی هم از هیچ مقامی و مسئولی ندارند، وضعیت در سایر شهرستانها که نه رسانه های همگانی حضور چشم گیر دارند و نه مراقبت جدی است و فرمانداران و بخشداران طبق دستوری که از قدرت می گیرند عمل می کنند، جای خود دارد و وضعیت از پیش معلوم است که به کجا ختم می شود.

   غیر از اسنادی که در متن این قسمت و قسمت دوم آن و در کتاب “تقابل دو خط یا کودتای خردا 1360 ” آورده‌ام، فهرستی از منابع را بمنزله مشت نمونه خروار می‌آورم:

رد یابی تقلب در انتخابات در نامه‌های بنی‌صدر به خمینی و دیگران:

   در کتاب نامه‌ها – نامه‌های بنی‌صدر به خمینی و دیگران – 59 نوبت از انتخابات سخن رفته‌است. افزون بر 40 مورد آن مربوط می‌شوند به انتخابات مجلس اول و تقلب در آن. از جمله،

نامه 16 اردیبهشت 59 بنی‌صدر به خمینی متضمن 3 تقاضا، از جمله تعیین نخست وزیر و تشکیل هیأت وزیران جدید که خمینی با تقاضاهای سه گانه موافقت کرد اما در بحبوحه تشکیل حکومت جدید، از موافقت خود عدول کرد و باوجود موافقت با تحقیق در باره تقلب‌ها، هم اجازه انجام دور دوم انتخابات و هم لغو تحقیق را به سران حزب جمهوری اسلامی داد.

   در توضیح ذیل این نامه این اطلاع مهم آمده‌است که 10 هیأت نظارت و بازرسی، به ریاست 10 مستشار دیوان کشور با موافقت شورای انقلاب تعیین شده‌اند. اهمیت تعیین 10 هیأت نظارت با موافقت شورای انقلاب در این‌است که همین هیأت‌ها به رئیس جموهری گزارش دادند: 70 درصد انتخابات آمیخته با تقلب و مخدوش است.

نامه 1 خرداد 1359 که، در آن، تقلب در انتخابات و موافقت خمینی با رسیدگی به تخلف‌ها و عدول از این توافق شرح شده‌است. در نامه خاطر نشان شده‌است که در دور دوم، 6 میلیون در دادن رأی شرکت کردند برای انتخاب 190 نماینده. پس مجلس نماینده نصف بعلاوه یک رأی دهندگان، یعنی یک هفتم دارندگان حق رأی. و هشدار داده شده‌است: «این مجلس اگر بخواهد اسباب دست افرادی بشود که می‌خواهند بهر قیمت قدرت را قبضه کنند، حتما وسیله تشدید بحران می‌شودو قطعا سرنوشت انقلاب و ایران را به بخطر می‌اندازد».

     دانستنی است که در انتخابات مجلس اول، 20 میلیون و 800 هزار نفر حق رأی داشتند. از آنها، در دور اول، 10 میلیون و 578 هزار نفر و اندی شرکت کردند، یعنی حدود 50 درصد و در دور دوم، کمی کمتر از 6 میلیون 700 هزار نفر شرکت کردند که 32 درصد می‌شود. آرای باطله و سفید را که از آن کم کنیم (حداقل 6 درصد)، در دور اول، حدود 47 درصد و در دور دوم، به زحمت 29 درصد رأی داده‌اند. یادآور می‌شود که بخاطر جلوگیری از انتخاب شدن کسانی که متصدیان انتخابات نمی‌خواستند انتخاب شوند، آرای بسیاری را ابطال می‌کردند (نمونه انتخابات کرمانشاه برای جلوگیری از انتخاب دکتر کریم سنجابی که رأی اول را آورد). بنابراین، آرای سفید و باطله قطعا بیشتر از 6 درصد بود.

پیام 17 خرداد 1360 بنی‌صدربه مردم ایران، در پی تعطیل فله‌ای روزنامه‌ها به دستور بهشتی، دبیرکل حزب جمهوری اسلامی و رئیس دیوان عالی کشور، در باره کودتای در حال انجام و انجام انتخابات میان دوره‌ای در اختناق.

نامه 18 خرداد 1360 بنی‌صدر به خمینی. در آن، راه‌کارها پیشنهاد شده‌است از جمله این‌که مجلسی جانشین بشود که انتخابات آن آزاد باشد و مردم در انتخاب نمایندگان شرکت کنند. و «مجلس نه خود را مطیع و تحت‌الحمایه شما که بلکه زبان مردم و ترجمان خواست‌های آنها بداند». 

٭ ردیابی تقلب در انتخابات مجلس اول در روزنامه انقلاب اسلامی:

1. سرمقاله 18 اسفند 1358 به قلم بنی‌صدر که، در آن، سخن از قضات مأمور نظارت بر انتخابات شده و تأکید شده‌است ناظر اصلی خود مردم هستند.

2. سرمقاله 21 اسفند زیر عنوان مطبوعات و مجلس

3. شماره 214 (23 اسفند) مصاحبه با بنی‌صدر شامل انتقاد شدید از شورای انقلاب و هشدار به مردم: اگر مجلسی که شما انتخاب می‌کنید… و

پیام خمینی به مردم: «پیش خداوند تبارک و تعالی مسئول هستید اگر نروید رأی بدهید». باوجود این پیام، در دور اول حدود 50 درصد و در دور دوم 28 درصد بیشتر در دادن رأی شرکت نکردند. علت اصلی تقلب در انتخابات بود.

4. شماره 215 (25 اسفند 58) گفتگوی اختصاصی با بنی‌صدر و قول او: بررسی تقلبات را قضات باید بکنند. و

در صفحه 12، گزارش بازرسان رسمی قضائی کشور از تعدادی از حوزه‌های رأی گیری.

5. شماره 216 (26 اسنفد 58) سرمقاله با عنوان «دور اول انتخابات» و «در حاشیه ائتلاف یا انحصار» به قلم . و

6. شماره 217 (27 اسفند 58): بنی‌صدر: اگر ببینم تقلبات زیاد و جدی است، انتخابات باطل خواهد شد. 

٭ ردیابی تقلب در انتخابات مجلس اول در نشریه‌ها و وب سایت‌ها:

آقای تهرانی از نزدیکان آقای خامنه‌ای در سخنرانی‌ای که قبل از دور اول انتخابات مجلس نهم در جمع اصولگراها ایراد کرد، به نقل از آقای خامنه‌ای گفت:

«… امام گفتند ریاست جمهوری چیزی نیست بروید مجلس را بگیرید!» من این را دو بار از حضرت آقا شنیده‌ام. یک بار در جلسه خصوصی و یک بار هم در جلسه عمومی. ایشان فرمودند، ما وقتی خدمت امام رفتیم که شهید بهشتی را به عنوان رئیس‌جمهور معرفی کنیم، امام فرمودند ریاست‌ جمهوری چیزی نیست، بروید مجلس را بگیرید. اگر شما افراد درستی را در مجلس بیاورید، اینها رئیس‌جمهور را بالا می‌برند و پایین می‌آورند….» (وبلاگ حوالی دل به تاریخ 16 اردیبهشت 1391)

2. جلال‌الدین فارسی: درکتاب «زوایای تاریک»، از قول خمینی خطاب به بهشتی و هاشمی رفسنجانی و خامنه‌ای: شما مجلس را در دست بگیرید.

ب- بخشی از چگونگی تقلب حزب جمهوری اسلامی.

تعیین لیست مشترک برای مجلس در تهران

در تدارک برگزاری دور اول انتخابات مجلس شورای ملی، برای تعیین لیست مشترکی در تهران حزب جمهوری اسلامی، روحانیت مبارز، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، و دفتر هماهنگی همکاری های مردم با رئیس جمهوری، به رایزنی و گفتگو پرداختند. در جلسه آخری که اینجانب و آقایان دکتر عبدالصمد تقی زاده، علی امیر حسینی و محمد اسلامی(مبلغی) به عنوان نمایندگان دفتر هماهنگی شرکت داشتیم، در مورد لیست مشترک توافقی حاصل نشد و جلسه ختم گردید. 24 ساعت مانده به رأی گیری که زمان ممنوعیت تبلیغات انتخابات بود، ناگهان لیستی به عنوان لیست مشترک انتشار یافت. علاوه بر اینکه انتشار آن در زمان ممنوعیت تبلیغات بود، نفس تیتر اعلامیه «ائتلاف بزرگ» که در زیر آن نام آقای خمینی با جمله‌ای از ایشان در مورد شرکت در انتخابات و سپس نام سایر امضاءکنندگان آمده بود و چنان نامها تنظیم یافته بود که وانمود می‌کرد لیست کاندیدای «ائتلاف بزرگ» مورد نظر آقای خمینی و سایر امضاءکنندگان است. اینجانب بلافاصله مقاله کوتاهی تحت عنوان «ائتلاف یا انحصار؟!» نوشته که در روزنامه انقلاب اسلامی منتشر شد. بعد از آن سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی نامه سرگشاده «وحدت یا انحصار» در پاسخ به مقاله اینجانب انتشار داد. حزب جمهوری اسلامی هم به این مقاله پاسخ گفت. هر دو پاسخ در روزنامه منعکس گردید. برای اطالۀ کلام در زیر مقاله اینجانب و هر دو پاسخ به آن و نیز در پایان دو پاسخ چند نکته کوتاهی تحت عنوان «تقلب کجاست؟» از اینجانب را ملاحظه خواهید کرد:

ائتلاف یا انحصار؟!

«با نظری گذرا به لیست های نامزد های انتخاباتی گروه های موافق و مخالف خط امام یک نکته ای جلب توجه می کرد. لیست نامزدهای انتخاباتی گروه های مخالف حکایت از وحدت و نظمی می کرد.

اما از جانب گروه ها و کسانی که خود را مسلمان و پیرو خط امام می دانند، لیست های منتشره اولاً بقدری زیاد و متنوع بود که مردم را به گیجی انداخته ثانیاً از وحدت فکری و نظری کمتری برخوردار بود. این خطر کاملاً بچشم می خورد که آراء تشتت پیدا کند و ثانیاً احتمال این می رفت که حتی مخالفین رأی اول را بیاورند و این خطر تحمل نکردنی برای جمهوری اسلامی بود. به دنبال این خطرات بود که ما را بر آن داشت که تمام نیرو های خود را جهت دستیابی به یک لیست وحدت و هماهنگ بکار بریم. روز یکشنبه گذشته جلسه با شرکت حزب جمهوری اسلامی، روحانیت مبارز، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، و دفتر هماهنگی همکاری های مردم با رئیس جمهور از ساعت 10 صبح تشکیل شد و تا ساعت 5 روز بعد ادامه یافت.

در تمام مدت بحثها بر روی این مسئله دور می زد که از جانب دفتر هماهنگی همکاری های مردم با رئیس جمهور زیر لیست حزب جمهوری اسلامی را امضاء کند و در گرفتن این امضاء مجاهدین انقلاب اسلامی بیش از پیش کوشا بود. آقای حجت الاسلام شاه آبادی که از جانب روحانیت مبارز صحبت می کرد، نیز کوشش فراوان بکار برد که از جانب ما این لیست امضاء شود.

وقتی دفتر هماهنگی همکاری های مردم با ریاست جمهوری وضع را از این قرار دید که کوشش می شود که حزب جمهوری اسلامی مجلس را قبضه کند، پیشنهاد کرد که از جانب این دفتر حتی حاضریم کسی در لیست نیاید اما چند نفری که ضدیت آنها با رئیس جمهوری چه پیش و چه بعد از انتخابات ریاست جمهوری مسجل و آشکار شده بود را از لیست بردارند. جواب شنیده شد که حتی برای حزب خیلی ساده تر است که بعنوان مثال: دکتر باهنر و یا هاشمی رفسنجانی را بردارند تا این آقایان را . بعد روشن شدن انحصارگری ماندن ما دیگر در آنجا بی فایده بود. بالاخره جلسه روز دوشنبه ساعت 5 صبح پایان یافت و روز سه شنبه این سه گروه یعنی حزب جمهوری ، روحانیت مبارز و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی (گروه مؤتلفه) تشکیل جلسه می دهند و لیستی که انتشار یافت و مشاهده شد 24 نفر از آن لیست حزب جمهوری اسلامی ( که عده ای نیز با روحانیت مبارز مشترک بودند) و 6 نفر دیگر از لیست روحانیت مبارز بودند. بعد از انتشار این لیست که در واقع نمی توان آنرا ائتلاف نامید بلکه لیست حزب جمهوری اسلامی که گروه های فوق نیز امضاء کرده اند. مطلع شدیم که بسیاری از روحانیون مبارز مخالف این ائتلاف بودند و از جمله حضرت آیت الله خسرو شاهی و حجت الاسلام علی اصغر مروارید اظهار داشتند که آقای حجت الاسلام شاه آبادی ابداً چنین اجازه ای از جانب ما نداشته است و ما ابداً با این کار راضی نبودیم. و حتی اطلاعیه ای تهیه کرده بودند با امضاء چند تن از روحانیون مبارز که در رسانه های گروهی منتشر شد که این ائتلاف از جانب آن ها نیست که آن هم از جانب رسانه های گروهی انتشار نیافت. ما این مسئله را بدین لحاظ بیان کردیم که همگان در جریان و کم و کیف قضیه باشند و اگر لزومی پیدا کرد جزئیات مسئله را به اطلاع همگان خواهیم رساند.

از جانب دفتر هماهنگی همکاری های مردم با رئیس جمهور محمد جعفری » (20)

پاسخ مجاهد ین انقلاب اسلامی به مقاله «ائتلاف یا انحصار»

نامه سرگشاده وحدت یا انحصار

«پیش از هر چیز باید تصریح کنیم که هدف از نوشتن این پاسخ، روشن کردن حقایقی است که متأسفانه نماینده دفتر همآهنگی و … در نامه خود با یک برخورد غیر اصولی تمامی آن ها را نادیده گرفته و در عوض، مطالبی عنوان نموده که به هیچ وجه با واقعیت تطبیق نمی کند. گواه ما بر این مدعا نماینده ” جامعه روحانیت مبارز تهران” برادرانی از “سپاه پاسداران انقلاب اسلامی” ، نماینده “حزب جمهوری اسلامی” و بالاخره برادران دیگری است که به نماینده از طرف “دفتر ” در مذاکرات مربوط به ائتلاف بزرگ شرکت داشتند.

مقدمه: عنوان مقاله فوق الذکر “ائتلاف یا انحصار” است. ابتدا باید گفت که انقلاب همراه خود فرهنگ تازه ای از واژه ها و معانی در جامعه مطرح می نماید و در این دگرگونی و نوآوری، انقلاب اسلامی، بعد شگفت انگیزی (همچون دیگر ابعادش) را ارائه داده است: “طاغوت”، “مستضعفین”، “مستکبرین”، “شهادت”، “نه غربی، نه شرقی”، “وحدت کلمه”، “امام”، “پاسدار”، “ولایت فقیه” ،”خط امام” و …

روشن است که جناح مخالف نیز (که خود طیف گسترده ای است از اجانب و عمالشان تا کسانی که بخاطر مسائل شخصی و یا ناکامی های گروهی در مراحل مختلف، در این جناح قرار گرفته اند) بکلمات جدیدی دست انداخته و گاهی با قلب و دگرگونی معنا و هویت کلمه و زبانی با کاربرد غلط آن، به هر حال واژه های مشخصی را بارها و بارها در مواضع و عکس العمل های گوناگون بکار می برد، که از آن جمله است لغات “انحصار” و “انحصار طلبی” !

در بارۀ قانون اکثریت آراء گفتند انحصار طلبی است. گفتیم، “اکثریت مطلق آراء مردم” یعنی انحصار طلبی اکثیت مطلق توده های مردم و آیا این کلمات اصولاً معنای ادبی و یا حتی سیاسی دارد؟! حاکمیت اکثریت “انحصار طلبی” است. پس دموکراسی و حکومت دموکراسی که حضرات سنگ آن را به سینه می زنند ( گرچه بعضاً در نوشته های پنهانی خود معتقد به “دیکتاتور پرولتاریا” بوده، آن را عالیترین نوع دموکراسی می دانند)، یعنی چه؟! شاید دموکراسی و یا ضد انحصار طلبی یعنی ” حاکمیت اقلیت بر اکثریت”، آن هم اقلیتی که پس از پیروزی انقلاب حتی در مجموع 2 % را تشکیل نمی داد و اکنون بر اثر ضعفهای دولت موقت و استفاده های تبلیغاتی فراوان از آن و نیز درگیری نیرو های اصیل در کارها و ارگان های اجرائی و کمبود فعالیتهای ارشادی و… چند در صدی اضافه شده است.

نامربوط تر از آن و تأسف بار تر از همۀ برچسبها، اکنون حمله ای است که تحت نام “انحصار” به “وحدت نیرو های اصیل و در خط امام” شده است. اصولاً انحصار طلبی در معنی و مفهوم سیاسی و یا حتی صنفی خود عبارت است از تلاش گروهی اندک و بدون پشتوانۀ عظیم مردمی در تصاحب مراکز تمامی قدرت و تصمیم گیری، در صورتی که دیگرانی وجود داشته باشندکه حد اقل شایستگی آنان برای مدیریت و چرخش آن محیط کمتر از گروه اولی نبوده، در عین حال دارای پشتوانۀ قوی و مردمی متناسب با آنان بوده باشند. و بدین بیان آیا ائتلاف نیروهای خط امام “بمنظور وحدت” به هر دلیل ولو برای رسیدن به قدرت، با این پایگاه عظیم و پر قدرت مردمی می تواند، انگ و برچسب “انحصار” به خود بگیرد؟ و چرا وقتی این عمل در جناح هائی که شانس پیروزی آنان در انتخابات کم و یا کمتر است، صورت می گیرد”انحصار طلبی” نیست؟! و آیا اصولاً هدف دشمنان این نیست که با این برچسب ها و ایجاد جو کاذب تبلیغاتی نیرو های مسلمان و در خط انقلاب را تحت فشار قرار داده، مانع اتحاد آنان شوند؟! اگر چنین است پس شما چرا؟

ما از ” دفتر محترم همآهنگی” که با تشکیل گنگره پر سر و صدا و رفتن پشت نام رئیس جمهور و گرفتن تأیید کامل از ایشان، قصد داشت تحت عنوان همآهنگی با رئیس جمهور، تمام و یا اکثریت کاندیدای مجلس را بخود اختصاص دهد. سئوال می کنیم اگر در چنین کاری موفق می شد، آیا باز هم اسم آنرا “انحصار” می گذاشت.؟! و سئوال دیگرمان از آن دفتر محترم این است که آیا پس از آنکه با نظر سنجی های دقیق (به اعتراف خود) امیدی به توفیق دفتر در انتخابات نیافت و نیز نتوانست روحانیت مبارز را جهت دادن لیست مشترک جلب کند، بسمت ائتلاف با گروه های دیگر روی نیاورد؟ و اگر حتی در این مرحله موفق می گشت، آن هم انحصار طلبی دفتر نبود؟

حقیقت این است که شما نباید در این مرحله با مخالفین انقلاب و مشی امام وحدت تاکتیکی یافته و هم صدا شوید، چرا که خدای ناخواسته احساس کنید منافع گروهی شما لطمه خورده و آراء کافی بدست نیاورده اید. آیا گمان شما بر این بود که چون نام رئیس جمهور را همراه داشته و ایشان نیز در پیام انتخاباتی خود، تلویحاً دیگران را تکذیب و شما را تبلیغ کرده است، حتماً آراء بسیار زیادی را بخود اختصاص داده و اینک چون محاسباتتان درست از آب در نیامده است، ناچار به طرح مسئلۀ “انحصار طلبی” شده اید؟!

ما در اینجا خطابمان به جناح هایی نیست که به همین دلایل و نیز برخی عوامل دیگر از این واژه سود می جویند، زیرا آن ها چه کنند؟! آیا می توانند بگویند، که به دلیل نداشتن پایگاه توده ای رأی نیاورده اند و یا اینکه توده را تحمیق شده حساب نمایند و اعلام کنند؟! ( گرچه پس از انتخابات مجلس خبرگان این کار را کرده و نماینده چریک های خلقی هم درست در لحظه ای که در حال شعار دادن بنفع مردم نزدیک بود، از صفحه تلویزیون به بیرون پرتاب شود، وقتی در برابر سئوال بجای رئیس جمهور قرار گرفت که آیا اگر همین مردم بگویند که اسلحه تان را تحویل دهید، آیا می دهید؟ بلافاصله پاسخ داد: :کدام مردم، همان مردمی که تا دیروز 95 در صدشان بازرگان را تأیید می کردند؟” بدین ترتیب ایمان و نظر خود را نسبت به خواست توده ها نشان داد؟

ما برادرانه از شما می خواهیم که بصف آنها نپیوسته واقعیتها را بپذیرید. قبول کنید که اگر مردم به برادر بنی صدر رأی دادند، دلیلی وجود ندارد که به تمام کسانی که مدتی با ایشان همکاری داشته اند، نیز رأی بدهند. واقعیت این است که ملت ما آگاه است. این را خود رئیس جمهور بارها تأکید کرده اند. شما در جریان انتخابات شاهد وسعت تبلیغات بعضی از گروه ها و احتمالاً نتیجه کار آن ها بوده اید. در عین حال مردم ما گول نام ها و زرق وبرق های تبلیغاتی را نخورده و آگاهانه راه خود را در خط امام و انقلاب ادامه می دهند.

و اما بعد از این مقدمه: پاسخگویی به مقاله شما را به ترتیب ذیل آغاز می نماییم:

1-در ابتدای مقاله نوشته اید “… لیست نامزدهای گروه های مخالف حکایت از وحدت و نظمی می کرد، اما از جانب گروه ها و کسانی که خود را مسلمان و پیرو خط امام می دانند، لیست های منتشره…از وحدت فکری و نظری کمتری برخوردار بود…” اولاً نظری گذرا به لیست نامزد های مخالفین، خلاف نظر شما را بثبوت می رساند: چپ و راست، “لیبرال” و “مترقی” در خط شرق و صاحب سند در جاسوسخانه ” مائوئیست، استالینیست، ریویزیونیست و … همه این ها را در کنار همدر لیست مخالفین می بینیم و در این طیف وسیع تنها نقطه مشترکشان غیر از خط امام بودنشان می باشد. ثانیاً در ” لیست کسانی که خود را مسلمان و پیرو خط امام می دانند، گمان ما این است که این ها حد اقل ناهمآهنگی را دارا بوده، در عین حال لیست نامزدهای ” دفتر… خود عدم وحدت فکری و نظری بیشتری را نشان می داد که در این طیف تنها خط مشترکشان موافقت مرحله ای با رئیس جمهور بود. ثالثاً د ر لیست کاندیدای “ائتلاف بزرگ” ( که قعدتاً نظیر هر لیست ائتلافی، هماهنگی کاملی نمی تواند وجود داشته باشد) جز در یکی دو مورد ( که آن هم بخاطر حفظ وحدت، نماینده سازمان مجبور به پذیرش آن ها شده بود) عدم تجانس عمده ای بچشم نمی خورد.

2-در جای دیگر مرقوم فرموده اید که “…در تمام مدت بحثها بر روی این مسائل دور می زد که از جانب دفتر … زیر لیست حزب جمهوری را امضاء کند و در گرفتن این امضاء مجاهدین انقلاب اسلمی بیش از پیش کوشا بود…” بشهادت تمامی حاضرین در جلسه آنچه در با لا آمده کذب محض است. اگر بخاطر داشته باشید در اولین جلسه قرار بر این شد که در مرحل اول کاندیدای مشترک هر 4 لیست مشخص گردیده، بدین ترتیب 3 نفر برای لیست ائتلاف بزرگ تعیین شدند . در مرحله بعدی کاندیدای مشترک 3 لیست ( جمعاً 15 نفر) مشخص گردیده بر روی 7 نفر آنان توافق جمعی حاصل گشت ( از طرف دفتر) و در خاتمه قرار بر این شد که دفتر و حزب بقیه کاندیداهای مشترک تا جلسه دوم نظر های خود را بدهند ( دفتر در مورد 5 نفر و حزب در باره 3 نفر)، لازم به تذکر است که این 18 نفر بطور مشترک هم در لیست روحانیت بوده و هم در لیست گروه های مؤتلفه ( 6 گروه). بعد هم قرار بر این شد که در دور بعد به نامزد های مشترک در دو لیست توجه نموده و در نهایت هم اگر از 30 نفر کمتر بودند ( مشترکین بتوافق رسیده) در مورد افرادی که تنها در یک لیست بوده و صلاحیت شان بیشتر از دیگران است، بحث نموده و بتوافق برسند.

اگر نویسنده مقاله هوشیارانه مطالب مطروحه را دنبال می کرد و پیش داوری هم در کار نبود، متوجه می شد که هیچ کس از ایشان نخواسته بودکه زیر لیست حزب را امضاء نماید. بنظر ما طرح مطلب، آن هم بصورتی که گویا ما مدافع حزب بوده و بیش از خود آنها علاقه مند بوده ایم که لیستشان مورد توافق قرار گیرد، نمی تواند خالی از غرض باشد. البته در دنبالۀ جمله نویسنده همین حکم را نسبت به حجت الاسلام شاه آبادی ( نماینده روحانیت مبارز) تعمیم داده که درست نبوده، و در شرایط مساعد خود ایشان توضیحات کافی را خواهند داد ولی با کمی توجه و و اقعگری، لسیت نهایی ” ائتلاف بزرگ” خود بیانگر صادق کذب ا دعای نماینده دفتر است.

3-فرموده اید که “… کوشش می شود که حزب جمهوری مجلس را قبضه کند…” باز هم نتیجه نهایی و با ” ائتلاف بزرگ” می تواند به صحت اظهارات شما گواهی بدهند، اما آنچه ما از نوشته شما استنباط کرده و ناگزیر به تذکریم، اینست که خدای ناکرده شما با طرح مسئله به صورت فوق، قصد دارید گروه های مؤتلفه و جامعه روحانیت مبارز را باین فکر وادارید که در این ائتلاف کلاه بر سرشان رفته و در نتیجه ائتلاف حد اقل در مرحله دوم بهم بخورد. امیدواریم با شناختمان نسبت به شما قصد توسل به چنین شیوۀ ماکیاولیستی را نداشته باشدید.

4-نوشته اید که دفتر “… پیشنهاد کرد…چند نفری که ضدیت آن ها با رئیس جمهور…آشکار شده بود از لیست بردارند…” ما از نویسنده مقاله سئوال می کنیم که آیا این همان ملاکهای طاغوتی نیست؟! آیا اختلاف فکری و سیاسی با رئیس جمهور ، مادام که به کار شکنی و تضعیف دولت منجر نشود، جرم است؟ اگر چنین است و ضدیتی وجود دارد که منجر به کارشکنی و تضعیف گشته، بگذارید که مردم، خود آگاه شده و به قضاوت نشینند. در اینجا توجه شما را به ملاک هائی که امام و حضرت آیت ا… منتظری در مورد کاندیداهای مطرح کردند جلب می کنیم که در هیچکدام از این معیارها موافقت با افکار و نظریات ایدئولوژیک سیاسی رئیس جمهور را شرط انتخاب کردن کاندیداها از طرف مردم ندانسته و یادآور می شویم که پیام تبریک و پر معنوی جامعه روحانیت مبارز اصفهان به برادر بنی صدر را ( بعد از انتخاب شدن) بار دیگر با دقت بخوانیدو این جمله با معنا را دریابید که ” رئیس جمهور باید سعی کند خود را با مجلس همآهنگ کند و نه بالعکس” با توجه به اینکه کاندیداهای خود این جامعه برای برای ریاست جمهوری برادر بنی صدر بود!

5-در ادامه مقاله آمده است ” لیستی که انتشار یافت (ائتلاف بزرگ) مشاهده شد 24 نفر از آن لیست از حزب جمهوری ( که عده ای نیز با روحانیت مبارز مشترک بودند)، و 6 نفر دیگر از لیست روحانیت مبارز بودند… که در واقع نمی توان آن را ائتلاف نامید بلکه لیست حزب جمهوری اسلامی است…” توضیحاً یادآور می شویم که در لیست مشترک از 30 نامزد روحانیت و حزب هر کدام 23 نفر و از لیست 23 نفری گروه های مؤتلفه (6 گروه) 20 نفر در لیست “ائتلاف بزرگ” شرکت دارند. اما آیا نویسنده گمان کرده که در مورد مسائل مربوط به چند هزار سال قبل از میلاد که هیچگونه سند و مدرکی از آن ها در دست نیست، صحبت می کند؟! ایشان زیرکانه و ناصادقانه بخشی از واقعیت را درشت کرده ( 24 نفر از لیست حزب جمهوری که تازه آن هم 23 نفر بود نه 24 نفر!) و قسمت دیگر را به سکوت برگزار کرده اند. چه خوب بود نویسنده محترم و نماینده دفتر از این گونه برخورد های سیاسی به دور باشند، زیرا جدای از خود، نام رئیس جمهور به همراه می کشند. اما چرا واقعاً ایشان در آن مقاله کذایی ننوشته اید 23 نفر از روحانیت مبارز ( که عده ای نیز با حزب مشترک بودند) و 7 نفر از حزب جمهوری در این ائتلاف بزرگ شرکت دارند و با این که 30 نفر از گروه های مؤتلفه بوده و 10 نفر از روحانیت مبارز و حزب جمهوری اسلامی؟! حدس ما بر این است که مطرح کردن لیست کاندیداهای “ائتلاف بزرگ” بصورت ” لیست حزب جمهوری اسلامی” ( آن هم با توجه به حساسیتها و جو خامی که فعلاً در جامعه و خصوصاً بین روشنفکران نسبت به حزب ( درست یا غلط که فعلاً مد نظر ما نیست) وجود دارد معانی خاصی را در بر دارد که به احتمال زیاد، خود برادر نویسنده از آن بخوبی آگاه است! و حد اقلش ضربه ای است به وحدت نیروهای خط امام.

6-در اواخر مقاله آمده است ” …مطلع شدذیم که بسیاری از روحانیون مبارز مخالف این ائتلاف بودند… و آقای حجت الاسلام شاه آبادی و از جمله ابداً چنین اجازه ای از جانب ما نداشته است و …حتی اطلاعیه تهیه کرده بودند که … آن هم از رسانه های گروهی انتشار نیافت” . اینکه در درون “جامعه روحانیت مبارز ” نیز برادرانی باشند که ( البته بسیاری نبودند!) از روی بی اطلاعی و یا خدای ناخواسته بخاطر مسائل شخصی ناشی از روی بی اطلاعی و یا خدای ناخواسته مسائل شخصی ناشی از حذف شدن از لیست، به این ائتلاف اعتراضی داشته باشند، دلیل بر بی اعتباری نمایندگی برادر شاه آبادی نخواهد بود و ما در اینجا چند سئوال از نویسنده مقاله داریم که مطرح می کنیم:

اولاً مگر در حضور خود شما در ابتدای جلسه اول نبود که چند تن از روحانیون حاضر در نشست ( منجمله خود آقای مروارید) هنگام ترک جلسه فرمودند ( در جواب اعتراض به ترک جلسه) که نماینده تام الاختیار جامعه روحانیت مبارز آقای شاه آبادی در مذاکرات حضور دارند؟ ثانیاً مگر در همان ابتدای مذاکرات وقتی از حدود اختیارات نمایندگان حاضر در جلسه سئوال شد، نمایندگان دفتر و جامعه ( در حضور 7 تن از روحانیون شورای مرکزی جامعه) نفرمودند که ما اختیارات تام داشته و نمایندگان گروه های مؤتلفه و حزب گفتند ما اختیاراتمان محدود بوده و باید دوباره در جلسات درون گروهی مطالب را مطرح کرده و اصولاً بر این اساس جلسه دوم در همان شب پیشنهاد گشت. آن هم در ساعت شب که بتوانیم به روزنامه های صبح لیست را برسانیم ( در صورت توافق)؟ ثالثاً اگر واقعاً ایشان نماینده جامعه نبودند به چه مجوزی نویسنده مقاله به همراه دیگر نمایندگان دفتر اصرار بر این داشتند که با ایشان بتوافق برسند و لیست مشترک را امضاء نمایند! ( مخصوصاً در جلسه دوم که غیر از این برادر هیچیک دیگر از اعضاء مرکزی جامعه حضور نداشتند!) اگر در جلسه دوم 4 جناح به توافق مری رسیدند باز هم شما می نوشتید که ایشان نماینده جامعه روحانیت مبارز تهران نبوده اند؟! رابعاً ما همچنان از آ… خسرو شاهی سئوال می کنیم که اگر واقعاً آقای شاه آبادی نماینده جامعه … نبودند چرا قبل از شروع جلسه اول ( که خود شما هم حضور داشتید) این مطلب را بیان نفرمودید تا ما یا جلسه را تشکیل نداده ، ( با کسی که نماینده نیست) و یا اینکه به دنبال نماینده واقعی “جامعه” برای ائتلاف باشیم؟ سکوت شما در آن موقع چند معنائی داشت؟

7-در خاتمه بیان فرموده بودید که ” اگر لزومی پیدا کرد جزئیات مسئله را به اطلاع همگان خواهیم رساند…” بگمان ما بسیار لازم است، ولی مشروط بر اینکه حد اقل نمایندگان دیگر دفتر ( خصوصاً برادر مبلغی اسلامی و نیز حاضران در جلسه حجت الاسلام شاه آبادی – نماینده حزب_ 4 نفر از نمایندگان سپاه و نماینده گروه های مؤتلفه) آن جزئیات را گواهی نمایند. ما نیز در صورت لزوم خود رأساً اینکار را خواهیم کرد! در خاتمه ضمن یادآوری و تأکید مجدد بر روی نکات ذیل خواهشمند است با درج کامل این ” نامه سرگشاده” (یا بهتر بگوئیم پاسخنامه) در روزنامه خود مخالفت خویش را با سانسور ( به معنای واقعی کلمه) عنیت بخشید. الف- آنچه ما را مجبور به نگارش ” نامه سرگشاده” نمود اولاً: پاسخی باشدبه تمامی سئوالات و ابهاماتی که در بخشی از جامعه ( بخصوص برای برادران و خواهران هوا دار سازمان در رابطه با ائتلاف ) مطرح است. ثانیاً درج مقاله ” ائتلاف یا انحصار” و بعد هم نحوه برخورد دوباره روزنامه انقلاب اسلامی به همان مقاله در فردار همان روز (یکشنبه 26.12 ) بود که بجای تصحیح اشتباهات و تحلیل ها و برخورد ها ، صحبت از تلفن های تهدید آمیز رفته بکار ” که شما را به سرنوشت بامداد دچار خواهیم کرد؟!” ( این تیتر نیز بنظر ما خود یک برخورد غیر اسلامی بود که با مظلوم نمائی، حقانیت مقاله مزبور را به اثبات رسانید، و در عین حال مسائل دیگری را در ذهن جامعه مطرح ساخته که شاید خود بهتر از آنها آگاهید!)

ب-سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی نسبت به وحدت نیروهای مسلمان و معتقد به مشی امام ارزش فوق العاده قائل بوده، معتقد است که تفرقه و تشتت بین این نیروها، سردی تودۀ مردم به انقلاب و خطوط موافق و هم آن خط، و نیز کناره گیری آنان از صحنه اجتماع و سیاست و در نهایت جز شکست انقلاب اسلامی گریزی در پیش ندارد. بر این اساس بود که قبل از ” ائتلاف بزرگ” نیز ، سازمان با 5 گروه هم فکر دیگر به توافق رسیده بود و برای ائتلاف بزرگ نیز نماینده ما از برخی از دیدگاه های خاص سازمان نسبت به معرف کاندیدا هاصرفنظر نمود ( در همین جا توضیح می دهیم که تفکر سازمان و خمیر مایه نظریاتش نسبت به معرفی کاندیداها، کمابیش همان 23 نفر لیست مؤتلفه 6 گروهی بود). اما ضرورت ائتلاف، نفع کلی آن برای انقلاب از طرفی ( هر چند خود این امر ضربات کوتاه مدتی را بر سازمان تحمیل کند) و اینکه ما به هر حال مقداری از نظرها (از هر جناحی) حذف می گردد به امر ائتلاف برای وحدت هر چه بیشتر نیروهای اسلامی تن داده و در حد توان از آن پشتیبانی و تبلیغ نمودیم.

در خاتمه ناگزیر از یادآوری این نکته ظریف نیز می باشیم که فرق است بین وحدت و ائتلاف زیرا در اولی رسم بر این است که معرفی افراد با یک سری معیارهای مشترکی انجام گیرد که از ابتدای جناح های مختلف آن معیارها را قبول کرده و سپس در صدد معرفی افراد بر می آیند و در نتیجه لزوماً پاسخگوی تک تک نامزدها می باشند ( مانند ائتلاف اولیه سازمان با 5 گروه)، اما در نوع دوم ممکن است که تک تک معیارها برای انتخاب افراد یکی نبوده، لیکن خود جناح های شرکت کننده در کل، در یک سری از اصول و ارزشها مشترک باشند که همین ملاک ها و ارزش ها آنان را بهم نزدیک و در نهایت به ائتلاف وامی دارد که در این نوع احتمال دارد فرد فرد نامزدهای معرفی شده مورد تأیید جناح های شرکت کننده نبوده، اما در مجموع بخاطر وحدت از دیدگاه های خاص خویش گذشته اند ( مانند ائتلاف یزرگ)، و بیشتر نارضایتی ها نیز، چون ناشی از همین امر است. و توکل بر خدااست و او بر همه چیز آگاه است

به امید سربلندی و پیروزی جهانی جمهوری اسلامی برهبری امام خمینی

سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی 27/12/58 » (21)

پاسخ حزب جمهوری انقلاب اسلامی به مقاله ائتلاف یا انحصار

«سر دبیر محترم روزنامه انقلاب اسلامی

در شماره 215 مورخ 25/12/58 آن روزنامه مقاله ای بامضای آقای جعفری با عنوان درشت ائتلاف یا انحصار چاپ شده که چون ضمن تحریف حقایق اهانت هایی به حزب جمهوری اسلامی در آن شده است خواهشمند است بمنظور روشن شدن حقایق و رفع ابهامات وارده، طبق قانون مطبوعات با همان حروف و در همان جا این پاسخ را دستور فرمائید چاپ شود. با تقدیم احترامات روابط عموی حزب جمهوری اسلامی

پاسخی به مقاله ائتلاف یا انحصار

آقای جعفری، هنگامی که مقاله شما را خواندم شدیداً متأسف شدم که کسی که از جانب دفتر همآهنگی همکاری های مردم با رئیس جمهور برادرمان آقای بنی صدر در جلسه مذاکره برای ائتلاف شرکت کرده بود چرا بایستی بدین گونه قلب حقایق کند و این ائتلاف بزرگ که ضربه ای بر مخالفین و کمکی به وحدت بیشتر ملت بود بناحق انحصار بخواند و طوری مطالب را تنظیم نماید که مردم تصور کنند دفتر همآهنگی منتهای فداکاری را کرده و این حزب و روحانیت مبارز و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و سایر سازمان های مورد اعتماد مردم بوده اند که خواسته و بلکه کوشیده اند لیست حزب را به امضاء برسانند و انحصار طلبی حزب را تأیید نمایند.

آقای جعفری آیا براستی مطلب همین گونه بود که نوشته اید و آیا همین طور هم به برادرمان آقای بنی صدر گزارش داده اید؟ آیا علت این که برای من اجازۀ ملاقات با ایشان در صبح سه شنبه نگرفتند همین بوده است؟ من که به عنوان نماینده حزب جمهوری اسلامی در آن جلسات شرکت کرده ام اکنون برای اطلاع ملت بزرگ ایران و رئیس جمهورمان قضایا را شرح می دهم و قضاوت را بعهده ملت می گذارم و از برادرمان آقای بنی صدر می خواهم تحقیق از برادر ابوشریف و چند نفر دیگر از شهمد بحث بنمایند و در صورت لزوم خود نیز ادای توضیحات حضوری آماده ام و اما قضایا بدین گونه بود که:

حزب از ابتداء آماده ائتلاف با جامعه مبارز تهران و سازمان های دیگر اسلامی بوده و با آنها مجملاً به گفتگو نشست ولی بخاطر جریانات گنگره و دفتر همآهنگی، چون روش آن ها که آیا نامزد معرف می کنند یا نه و اگر کردن چگونه و بچه طریق، روشن نبود این گفتگوها به ائتلاف نینجامید چرا که عده ای منتظر روشن شدن مسائل بودند و عده ای نظر داشتند که با انتشار لیست نامزدهای گنگره با دفتر همآهنگی اگر با هم ائتلاف کنیم ممکن است چنین تلقی شود که در مقابل رئیس جمهوری جبهه گرفته ایم و چون همه و از جمله حزب معتقد بوده و هستند که باید ضمن رعایت کامل قانون اساسی و اصول مکتبی با قاطعیت از رئیس جمهور حمایت بشود بهتر است با همه فواید ائتلاف این کار انجام نشود. ولی پس از انتشار لیست های جامعه روحانیت مبارز و سازمان های مؤتلفه اسلامی معلوم شد که اکثریت نامزدهای حزب از طرف آن ها نیز مورد تأیید قرار گرفته اند ( 17 نفر در لیست جامعه روحانیت مبارز و 19 نفر از 23 نفر در لیست سازمان های مؤتلفه اسلامی قبل از این ائتلاف)

خوشبختانه در غروب روز یکشنبه 19/12/58 تلفنی از طرف ابوشریف برادر رزمنده و انقلابی شده بود که دفتر همآهنگی آماده ائتلاف است و از جامعه روحانیت مبارز و سازمان های مؤتلفه پذیرفتیم و حزب دعوت به جلسه ای در ساعت 8 همان روز شد. بدیهی است که همه با خوشحالی فراوان پذیرفتیم که هر چند با یکدیگر همیشه در خط امام بوده ایم اما این نمایشی دیگر از وحدت بین رئیس جمهور منتخب ملت و نهادهای انقلابی اسلامی می باشد. در آن شب ابوشریف و چند دوست دیگر بعنوان بی طرف آمدند و از دفتر همآنگی آقای اسلامی و آقای تقی زاده تشریف آوردند و چون دوشنبه جامعه روحانیت مبارز تهران شورا داشت و می خواستند در شورای روز دوشنبه راجع به ائتلاف و انتخاب نماینده ای تام الاختیار صحبت کنند بحثی نشد و جلسه مذاکره برای ائتلاف به ظهر روز دوشنبه در کمیته ولی آباد موکول گردید و فقط قدری راجع به مسائل روز و فوائد ائتلاف صحبت شد و من گفتم سیاست حزب حمایت از رئیس جمهوری است و این کار را کرده است و باید بدانیم ملت ما شدیداً نگران این است که در اثر اختلاف به انقلاب صدمه وارد آید و حتی از روش روزنامه انقلاب اسلامی گله کردم که بجای کوشش در وحدت موضعی دارد که برای بعضی این تصور پدید می آید که به خلاف خط مشی لازمه یک روزنامه موضع خاصی نسبت به حزب دارد. برای روز دوشنبه ظهر من به نمایندگی از طرف حزب به کمیته ولی آباد رفتم و در آنجا پس از پایان جلسه روحانیت معلوم شد که حجت الاسلام حاج آقا مهدی شاه آبادی نماینده تام الاختیار جامعه روحانیت مبارز شده اند ( و جنابعالی در مقاله خود این موضوع را تأیید کرده اید) و آقای اسلامی و جنابعالی از طرف دفتر همآنگی نماینده تام الاختیار هستید و من به نمایندگی از طرف حزب و برادر مصطفی نیز از سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی جلسه تشکیل گردید. در این جلسه ابتدا افرادی که مشترک بین 4 نهاد بودند مشخص گردیدند و سپس آن ها که مشترک بین 3 نهاد و آنها که فقط از سوی یک نهاد نامزد شده اند ( نمونه کاغذهای نوشته شده موجود است) و قرار شد غیر از 4 نفر کاملاً مشترک کسانی که 3 نهاد آن ها را نامزد کرده اند مورد بحث قرار گیرند و اولین آن ها آقای دکتر حبیبی که حزب معرف نکرده بود و من گفتم که ما مخالف نیستیم و پس از روشن شدن کل ائتلاف بحث خواهیم کرد و پس از چند مورد نوبت به حجت الاسلام موسوی خوئینی ها رسید که دفتر همآهنگی مخالفت کرد و این اولین مخالفت با نامزد مشترک 3 نهاد بود. و بعد نوبت به آقای دکتر آیت رسید در اینجا آقای اسلامی از دفتر همآهنگی صریح گفتند که ما از 24 نفر که معرفی کردیم می توانیم از 21 نفر آن ها بگذریم و سه نفر حتماً بایستی باشند. آقایان اسلامی – تقی زاده- جعفری و چند نفر حتماً نباید باشند از جمله دکتر آیت- دکتر سید محمود کاشانی-زواره ای- دکتر یزدی آقای چمران – موسوی خوئینی ها این موضوع از طرف جامعه روحانیت و سازمان های مؤتلفه اسلامی و حزب مورد اعتراض قرار گرفت. جلسه تا ساعت 5 به طول انجامید و من گفتم در ائتلاف شرایطی را پیشنهاد کنید که برای طرف قابل قبول باشد و این پیشنهادات شما بیشتر به تصفیه کردن لیست نامزدها می ماند و یک تحمیل است نه ائتلاف.

و من از شما خواستم که با توجه به اهمیت فراوان ائتلاف خود شما راه حلی برای این کار تهیه نمایید و بالاخره قرار شد چون حزب در آن شب شورا داشت و نظریات نهاد ها نیز تقریباً روشن شده بود هر کسی برود و پس از مشورت ها ساعت 11 همان شب به کمیته ولی آباد و دبیرخانه جامعه روحانیت مبارز برگردد. جلسه از ساعت 30/11 تا ساعت 30/4 صبح سه شنبه با حدود سه نفر از دفتر همآهنگی آقایان اسلامی، تقی زاده، جعفری و اینجانب و حجت الاسلام شاه آبادی و برادر مصطفی ادامه یافت. آقای اسلامی در اول جلسه مطرح کرد که ما سه شرط داریم و غیر از آن ائتلاف نمی کنیم:

1-لیست حتماً 30 نفر باشد

2-حتماً سه نفر نامبرده ما در آن باشند

3-5 نفر از آقایان چمران، یزدی، آیت، کاشانی، زواره ای نباشند

سه نهاد دیگر در مورد دو شرط اول محلی نداشتند و اما در مورد حذف افراد فوق مشکل این کار را گوشزد می کردند و تنها دلیل اصلی دفتر همآهنگی در این پافشاری این بود که این ها با رئیس جمهور ضدیت دارند و نباید به مجلس راه یابند. من توضیح دادم که سه برادر نامزد حزب ضدیت ندارند بلکه انتقاد دارند و کسی را نمی توان به جرم افکار سیاسی اش محکوم کرد و منزوی ساخت و در ضمن برای تنظیم لیست 30 نفره عده ای حذف می شوند و عده ای می مانند که مرد توافق گروه های دیگر نیستند و یا پس از حذف مشکلاتی پدید می آید و پیشنهاد کردم که بجای لیست 30 نفره یک لیست 24 نفره معرفی از طرف 4 نهاد تهیه شود که ضمن ائتلاف مشکلات بعدی را بهمراه نداشته باشد و با اینکه دو نهاد دیگر این موضوع را پسندیدند و با همه تلاش بی طرف ها اسامی آنها را هم تقریباً مشخص کردیم. دفتر همآهنگی باز در ساعت 5 مذاکره همان سه شرط را تکرار کرد و حاضر نشد قدمی فراتر برد و لذا جلسه بدون نتیجه به اتمام رسید و فردای آن شب یعنی روز سه شنبه باز به پیشنها بی طرفها و جامعه روحانیت مبارز و با شرکت سه نهاد جلسه تشکیل شد و بالاخره لیست 30 نفره (ائتلاف بزرگ) منتشر گردید و دیدیم که با استقبال عظیم مردم قهرمان تهران مواجه گردید. بنابراین بایستی توجه داشت:

1-کسی که ائتلاف نکرد نماینده دفتر همآهنگی بود که حاضر نشد فکر منتقد را بپذیرد و اجازه نفس کشیدن به او بدهد و آیا این انحصار طلبی نیست که فقط باید طرفداران شما به مجلس بروند؟ و آیا برادرمان بنی صدر که سیاست عدم زور را مطرح می کنند خبر دارند که نماینده دفتر همآهنگی چگونه کوشیده زور را بکار ببرد و بعد که موفق نشده است این چنین در روزنامه دیگران را به انحصار طلبی متهم و بلکه محکوم می نماید؟ و باز هم برای رسیدن به مقاصد خویش و پوشاندن ضعفهایشان از زور استفاده می کنند و آیا برادرمان بنی صدر که با چریکهای فدائی خلق بر سر میز مناظره تلویزیونی می نشینند خبر دارن که آقای جعفری اجازه نمی دهند دکتر سید حسن آیت نامزد مشترک حزب و سازمان های مؤتلفه اسلامی و بسیاری گروه های دیگر و نایب رئیس مجلس خبرگان و استاد دانشگاه ها و از مسئولین دفتر سیاسی حزب جمهوری اسلامی فقط و فقط بجرم اینکه انتقاداتی بر آقذای بنی صدر بخصوص قبل از رئیس جمهوری داشته اند به مجلس بروند؟ آیا این ترور عقیده نیست؟ و از همه بدتر اینکه (بنا به نوشته مقاله)حاضرند 24 نفر نامزد دفتر همآهنگی را فدا کنند که آیت ها به مجلس راه نیابند؟ آیا این تنگ نظری و استبداد رأی نیست؟ و من که یقین داشتم که رئیس جمهور آقای بنی صدر دارای این طرز فکر نیستند از آقایان خواست که صبح سه شنبه برای من وقت ملاقاتی از آقای بنی صدر بگیرند اما متأسفانه خبری نشد و خبری هم ندارم که مطالب را چگونه به آقای بنی صدر گزارش داده اند؟

2-در لیست ائتلاف بزرگ تنها نامزدهای سازمان های مؤتلفه اسلامی تغییر نکردند و بنابراین لیست حزب نبود که امضاء شد بلکه لیست آن ها بود که البته 23 نفر را معرفی کردند در حالیکه آقای جعفری بدون رعایت اخلاق و غیر عادلانه عبارت را آگاهانه بنحوی تنظیم کرده اند که گویا فقط 6 نفر از روحانیت مبارز به لیست حزب افزوده شده اند و من از آقای جعفری می پرسم: شما که می دانستید 17 نفر از 30 نفر جامعه روحانیت مبارز قبل از ائتلاف با حزب و سازمانهای مؤتلف یکی بوده اند چرا بدین گونه تحریف حقایق می کنید؟ ما با روحانیت مبارز 13 نفر اختلاف داشتیم که 6 نفر ما کم کردیم و 6 نفر آن ها و یک نفر یعنی برادرمان پور استاد را از مشترکات حزب و روحانیت یعنی در حقیقت در این لیست 24 نفر مشترک بین سه نهاد هستند و 6 نفر آن ها تنها متعلق به جامعه روحانیت مبارز می باشد و سازمان های مؤتلفه نیز 7 نفر کم داشتند که اضافه شد و آیا ائتلاف چیزی غیر از این است؟

3- اینکه نوشته اید بسیاری از روحانیون مبارز مخالف این ائتلاف بوده اند این بعهده جامعه روحانیت مبارز است که پاسخ بگوید و معلوم نماید که آیا شخصیتی متقی و مبارز و پاک مانند حجت الاسلام شاه آبادی در جلسه دوشنبه بنمایندگی آنان انتخاب شده بودند یا نه؟ و نیز آیا در تماسهائی که روز سه شنبه با اکثریت آنان گرفته شد و موافقت با طرح معرفی و ائتلاف داشتند چه گفتند؟ و شما نیز که در مقاله تان تصریح کرده اید که حجت الاسلام شاه آبادی از طرف جامعه روحانیت مبارز صحبت می کرد و خودتان بودید که تصریح به تام الاختیار بودن ایشان کردید چرا و به چه دلیل این مطالب را می نویسید؟

4-حزب بخلاف تهمت هائی که در این مقاله به او زده شده است نه تنها انحصار طلبی نکرد بلکه در این ائتلاف از 6 برادری گذشته است که 4 نفر آن ها عضو شورای مرکزی حزب هستند و سوابقشان در مبارزه و انقلاب و خدمات گذشتهآن ها بر همگان روشن است ضمن تقدیر و تشکر از همه آن ها و اطمینان به اینکه برای آن هنا نمایندگی یک سنگر است نه یک پست. اگر چه بعلت مسافرت نتوانسته ام سریعاً به مقاله مورد نظر پاسخ دهم از سردبیر روزنامه محترم انقلاب اسلامی می خواهم که ضمن تذکر به آقای جعفری این مقاله را طبق قانون مطبوعات در همان صفحه و با همان حروف که مقاله ایشان چاپ شده درج نمایند.

با تقدیم احترام   اسدالله بادامچیان» (22)

پاسخ نویسنده مقاله انحصار یا ائتلاف؟ به سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و حزب جمهوری اسلامی

تقلب کجاست؟

«در جواب به مقاله یا انحصار یا ائتلاف؟ سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و نیز حزب جمهوری اسلامی هر کدام جداگانه بدان پاسخ داده اند اما چون در این پاسخ ها قلب حقیقت شده است بدین جهت به روشن کردن پاره ای از آن ها می پردازم و قضاوت را بعهده خوانندگان می گذاریم:

الف- سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی

سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در نامه سرگشاده خود که در شماره های 219 و 220 روزنامه انقلاب اسلامی به چاپ رسید می گویند: نویسنده هوشیارانه مطلب را جوری طرح می کند نشان دهد ما ( یعنی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی) مدافع حزب بوده ایم و بیش از خود آن ها علاقمند بوده ایم که لیستشان مورد توافق قرار گیرد نمی تواند خالی از غرض باشد.

1-خود محتوای این نامه سرگشاده بهترین دلیل بر این است که شما مدافع حزب بوده و هستید.

2-از ما می پرسند که چون ما پیشنهاد کرده ایم که چند نفری که ضدیت آن ها با رئیس جمهور آشکار شده بود را از لیست بردارند، آیا این همان ملاک های طاغوتی نیست؟ و آیا اختلاف با رئیس جمهور جرم است؟ نه چنین نیست. البته فرق است بین ضدیت و اختلاف فکری. اختلاف فکری قبول است و کسی بدان اعتراض نکرده است و اما اینکه ما اصرار داشتیم که آقای دکتر آیت در لیست مشترک نیاید بعلت اختلاف فکری او با شخص رئیس جمهور نبود و ما این مسئله را آنجا در حضور همه توضیح دادیم: اولاً بعلت ضدیت ایشان چه پیش و چه بعد از انتخاب شدن آقای بنی صدر به ریاست جمهوری در مجامع مختلف است. ثانیاً ایشان قبل از در حزب بقائی بر علیه حکومت دکتر فعالیت می کرد که بعضی از سخنرانی های ایشان در روزنامه های آن زمان درج است. ثالثاً بحث کردیم که از 28 مرداد به بعد چه کاری در خط انقلاب کرده است؟ شما گفتید انقلابی بوده است ما در جواب گفتیم برای ما روشن کنید و خود شاهد بودید که چیزی برای بیان نداشتید . ثالثاً (صحیح آن رابعاً است ن.) زمانی که انقلاب نضج گرفته بود و دانشجویان و دانش آموزان اعتصاب می کردند و کلاس ها را تعطیل می کردند ایشان نه تنها کمک به این اعتصاب ها نمی کرد بلکه خود تنها سر کلاس می رفت و وقتی از او سئوال می شد کسی که نیست چرا درس را تعطیل نمی کنید؟ در جواب می گفت:”من حقوق می گیرم و بایستی درس بدهم” و این شما نبودید که گفتید: ” برای حزب حتی برداشتن حجت الاسلام خامنه ای و رفسنجانی و باهنر خیلی ساده تر است تا دکتر آیت” در همان زمان این سئوال برای ما پیش آمد که آیا دکتر آیت حزب است؟ البته ما در مقالات جداگانه ای روشن خواهیم کرد که اگر نمایندگان مجلس ضدیت با رئیس جمهور منتخب مردم داشته باشند چه خطراتی مملکت و اسلام را تهدید می کند. علاوه بر اینها اگر این ملاک طاغوتی است؟ این شما نبودید که می گفتید ما به هیچ وجه زیر لیستی که آقای دکتر یزدی باشدامضاء نخواهیم کرد؟ یک بام و دو هوا چه معنی دارد؟!

ب- حزب جمهوری اسلامی

1-این درست است که ما بدواً گفتیم: دکتر زواره ای، دکتر یزدی، چمران و موسوی خوئینی ها در لیست مشترک نباشند. اما همه بعد از بحث ناظران شاهد هستند که ما تنها روی دکتر آیت و زواره ای اصرار داشتیم آن هم نه به دلیل اختلاف عقیده با آقای رئیس جمهور و نه به جرم انتقاداتی که ایشان بنا بگفته شما قبل از انتخاب شدن آقای بنی صدر به رئیس جمهور داشته اند، بلکه همانطوری که گفتیم ضدیت آشکار ایشان پیش و پس از انتخاب شدن و دلایلی که در قسمت الف بند 2توضیح دادم و اما عملکرد آقای زواره ای زمانی که تصدی زندان قصر را داشت موجود است و در ثانی خود شما حاضر بودید زواره ای را حذف کنید و او جزو حذف شدگان بود.

2-این مطلب که ما حاضر شده ایم لیست خود را فدای آیت کنیم کذب محض است. لیست ما با روحانیت مبارز بیش از 13 نفر مشترک داشت. همان طوری که خود اذعان دارید قرار بود اول کسانی که بین همه مشترک بودند بعداً بین 3 گروه و پس از آن بین 2 و روی مابقی نیز بحث کنیم. آنچه را ما حاضر به پذیرفتن آن شدیم آن است که ما حاضر شدیم بخاطر وحدت و جلوگیری از تشتت از خود درگذریم یعنی از سه نفری که شما ذکر کرده اید مشروط بر اینکه . وحدت بر اساس ضوابط باشد. بحث این بود و آنچه که شما نوشته اید اگر این طور که شما عنوان کرده اید بود چه جا داشت که بنویسید:”آقای جعفری اجازه نمی دهند دکتر سید حسن آیت نامزد مشترک حزب و سازمان های مؤتلفه اسلامی و سازمان های دیگر و نایب رئیس مجلس خبرگان و استاد دانشگاه ها و از مسئولین دفتر سیا سی حزب جمهوری اسلامی فقط و فقط بجرم اینکه انتقاداتی بر آقای بنی صدر بخصوص قبل از رئیس جمهوری داشته اند بمجلس بروند؟ ” پس ملاحظه می کنید که بحث اصلی روی دکتر آیت دور می زد نه آنطوری که شما نوشته اید. ما خود حجت الاسلام شاه آبادی را قبول داریم بیایند و توضیح بدهند.

3-اگر بخاطر داشته باشید جلسه روحانیت مبارز تشکیل شده بود و نمایندگانی پرسیدند که شما تام الاختیار هستید یا نه از جمله حجت الاسلام مروارید گفت هر وقت تام الاختیار بودید صحبت می کنیم چون تام الاختیار نیستید صحبت نمی کنیم و بحالت اعتراض از جلسه خارج شد و گفت بدون تام الاختیار بودن مثل قضیه رئیس جمهوری می شود. واقع مطلب این است که روحانیت مبارز منتظر بودند که آقایان: دکتر بهشتی، هاشمی فسنجانی و حجت الاسلام سید علی خامنه ای بیایند که با آنها صحبت کنند و چون دیدند که شما آمدید تک تک رفتند، منتها بعضاً می گفتند آقای شاه آبادی هست. اینکه آقای حجت الاسلام شاه آبادی نماینده تام الاختیار نبوده است دلیلش نامه ای است که بیش از 13 نفر از روحانیون مبارز آن را امضاء کرده اند. شما جواب حجت الاسلام مروارید را دادید اما اینکه آیت الله خسرو شاهی عنوان کرده اند که ما خبر نداشتیم و اگر آقای شاه آبادی یک بار دیگر چنین کاری کند از جامعه روحانیت مبارز طرد خواهد شد، ساکت هستید. ما از خود حجت الاسلام شاه آبادی می خواهیم که برای روشن شدن این جریان جواب بدهند که ایشان نماینده تام الاختیار بوده اند یا خیر؟

4-بر سر ائتلاف حرفی نبوده است. اصل این بوده که با دفتر همآهنگی همکاری های مردم حجت الاسلام شاه آبادی رئیس جمهور ائتلاف شود.

5-اگر بنا بگفته شما حجت الاسلام شاه آبادی نماینده تام الاختیار بوده است پس چرا درجواب به مروارید می نویسید: ” و آیا مگر یک نماینده که ساعت 22 بعد از نیمه شب از جلسه خارج می شود آن هم با کهولت سن ممکن است صبح هم افراد آن خبردار شوند؟” و باز چرا می گویید ” با بسیار از نمایندگان روز سه شنبه تماس گرفته اند” چه جای این حرف ها داشت. بیانات آیت الله خسرو شاهی تکذیب مدعای شما است.

6-شما در جواب حجت الاسلام مروارید می نویسید: ” و از همه بدتر این که شما صفحه بندی روزنامه را که کاری است تخصصی و اهمیت هر یک توسط صفحه بند ها تنظیم می شود آن هم در آن ساعت شب دلیل بر خدعه گرفته اید و به ملت بیدار و آگاه اهانت کرده اید که ساده دلند و خیال کرده اند با وجود تیترهای بزرگ، امام هم لیست گراور شده را امضاء کرده اند و بعد بدون دادن حق دفاع و یا لااقل یک تلفن توضیحی از مسئولین روزنامه آن ها را محکوم کرده و تهمت ها خدعه ها صحنه سازی، تزویر و بی انصافی و عدم انطباق با اخلاق و اصول به آن ها زده اید و مجازات را به تاریخ محول ساخته اید؟”

ما عین آن صفحه را برای خوانندگان گراور می کنیم(23). توضیح اینکه تقلب همین جاست. اگر خیال کنید که مردم عادی چون از طرز صفحه بندی اطلاع ندارند گفتار شما را باور خواهند کرد، به بیراهه رفته اید. ما خود مطبوعاتی و اهل روزنامه هستیم شما می دانید که:

1-صفحات و بخصوص صفحه اول با نظارت سردبیر و یا مسئول اصلی روزنامه بسته می شود.

2-اندازه تیتر ها و اینکه کدام تیتر در کجای صفحه اول واقع شود با نظارت سردبیر است.

3- هر صفحه را تا مسئول امضاء و چک نهائی را نکند حق چاپ نخواهد داشت.

اینکه اندازه حروف را و مطالب را جوری بالا و پائین و این طرف و آن طرف کنید که امضاها در یک خط قرار گیرد کاملاً آگاهانه بوده است و نه اینکه صفحه بند خود به خود این کار را کرده است. لا اقل اجازه بدهید ما که از جریان روزنامه نگاری و نگارش صفحه مطلع هستیم که صفحه را به این فرم در آوردن که امضاها در یک خط قرار گیرد و خواننده را به خود جلب کند که خواست امام هم بوده است، از روی آگاهی و اطلاع بوده است نه کار صفحه بند ها. (24)امیدوارم که به خود آئید و اخلاق اسلامی را اساس کار خود قرار دهید و الا بر شما همان خواهد رفت که بر بیش از 180 حزب، از زمان مشروطیت تا به امروز رفته است. محمد جعفری» ( 25)

محمد جعفری   4/ اردیبهشت/96

mbarzavand@yahoo.com


1-تقابل دو خط یا کودتای خرداد 1360، محمد جعفری، فصل اول، مجلس و تقلبات وسیع، ص 44-56.

2-اعضای کمیسیون هفت نفری رسیدگی به شکایت تقلبات در انتخابات اولین دوره مجلس شورای ملی عبارت بودند از: 1ـ دکتر آزاد 2ـ شیخ مصطفی ملکی امام جماعت تجریش 3ـ شمس آل‌احمد 4ـ سجادیان 5 ـ خوشنوسیان 6 ـ دکتر اسدی 7ـ مهندس قزوینی (کیهان، یکشنبه 17 فروردین 59، شماره 10965، ص 2).

3-انقلاب اسلامی، یکشنبه 10 فروردین 59، ص 1 و 12.

4-تا جائی‌که به خاطر دارم بعضی از حوزه‌هائی که حکم به ابطال داده بودند، عبارتند از: تهران، ساوه، ملایر، توسیرکان، فیروزآباد، زنجان، قزوین، کرمانشاه و… .

5- قابل دو خط یا کودتای خرداد 1360، محمد جعفری، ص 47.

6- همان سند ؛ به نقل از: کیهان، پنجشنبه 25 اردیبهشت 59، شماره 10997، ص 3.

7- همان سند؛ به نقل از: صحیفه نور، ج 12، ص 100.

8-

 http://www.bbc.co.uk/blogs/legacy/persian/viewpoints/2013/03/post-503.html

9-

http://news.gooya.com/politics/archives/2013/03/157456.php

10- آدرس بایگانی (آرشیو) روزنامه انقلاب اسلامی:

http://www.roshanbakhsh.com/ 

11- انقلاب اسلامی، شنبه 18 اسفند 1358، شماره 209، ص 3.

12- انقلاب اسلامی، پنجشنبه 23 اسفند 1358،شماره 214، ص 12.

13- اطلاعات شنبه 25 اسفند 58، شماره 16099، ص 12.

14- اطلاعات سه شنبه 28 اسفند 58، شماره 16102، ص2.

15- انقلاب اسلامی، شنبه 16 فروردین 1359،شماره 223، ص2.

16- اطلاعات پنجشنبه 18 اردیبهشت 59، شماره 16136، ص2.

17- اطلاعات شنبه 20 اردیبهشت 59، شماره 17137، ص2.

18- انقلاب اسلامی، پنجشنبه 18اردیبهشت 59، شماره 250،ص 1.

19- انقلاب اسلامی، شنبه 20 اردیبهشت 59، شماره 251 ص 12

20- انقلاب اسلامی، شنبه 25 اسفند ماه 1358، شماره 215، ص 1 و 12.

21- انقلاب اسلامی شماره 219، ص 10و12، و شماره 220، ص 3.

22- انقلاب اسلامی شماره 224، یکشنبه 17 فروردین 59، ص 3.

23-در شماره 224 روزنامه انقلاب اسلامی، ص 3، کپی ائتلاف بزرگ! برای اطلاع عموم گراور شده به آنجا مراجعه کنید. http://www.roshanbakhsh.com/Download/EE-224.pdf

24- عین تصویر اطلاعیه ائتلاف بزرگ! در ذیل همین قسمت قابل دسترسی است.

25- انقلاب اسلامی ، شماره 224، یکشنبه 17 فروردین 59، ص 3و12.

بازنشر از سایت انقلاب اسلامی- بخش1 – بخش 2

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
  • Twitter
  • Facebook
  • Google Reader
  • Tumblr
  • Delicious

    پاسخ دهید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *