صدارت :هرگونه وارد کردن قدرتهای خارجی در امور داخلی، منجر به سونوشت بدتر می‌شود

۲ خرداد ۱۳۹۷

علی #صدارت
گفتگوهایی در تلوزیون رنگین کمان با عنوان : تبادل اندیشه، خبر، و نظر
جلسه سوم:
علی صدارت :(رنگین‌کمان۳)رجوع به قدرت خارجی بدون خشونت و تخریب نخواهد بود

در بارهُ:
مراجعه به قدرت خارجی مردود است و مقام والای استقلال در فرهنگ ایرانی، اجازه پیرزوی قدرت‌ها برای ساختن یک بدیل وابسته را نداده است.
رجوع به قدرت خارجی بدون خشونت و تخریب نخواهد بود. رجوع کنندگان به قدرت‌ها بدانند که خود آنها، اگر نه از اولین کسان، بالاخره از کسانی خواهند بود که خودشان قربانی خشونت‌ها و تخریب‌هایی خواهند بود که مراجعه کردن به قدرت‌ها، نمیتواند به همراه نداشته باشد.
لینک در تلگرام:
t.me/sedaratMD/579
در صفحه فیس‌بوک:

علی #صدارت گفتگوهایی در تلوزیون رنگین کمان با عنوان : تبادل اندیشه، خبر، و نظرجلسه سوم:صدارت :(رنگین‌کمان۳)رجوع به…

Publiée par ‎علی صدارت‎ sur lundi 14 mai 2018

در یوتیوب:

تمام برنامه‌های رنگین کمان در  پلی-لیست کانال یوتیوب شاخهُ چهارم:
https://www.youtube.com/watch?v=lrbGvd8YM2s&list=PLy3IwskQaIzoZmZshXkZGWMpeKnqPc4zH

لینکها در سایت رنگین کمان:

https://rangin-kaman.net/page/1/?s=sedarat

 از گروگانگیری تا خارج کردن اسناد از ، استفاده از قدرت خارجی در استقرار استبداد ناقض استقلال و آزادی:

   بخاطر تقویت وجدان تاریخی مردم ایران و تن ندادن به تصرف کامل دولت توسط حزب سیاسی مسلح،

نمونه‌هایی از استفاده از قدرت خارجی، در بازسازی استبداد را فهرست میکنیم:

فایل صوتی در تلگرام:    http://t.me/sedaratMD/570

  1. ۱. پیام خمینی به کارتر: ما از بختیار بهتریم در سال ۱۳۵۷

خمینی بهمن ۱۳۵۷ – بهشت زهرا

۲٫ گروگانگیری که خمینی آنرا انقلاب دوم بزرگتر از انقلاب اول خواند

۳٫ تجاوز عراق به ایران که استبدادگرایان زمینه ساز آن بودند و هم هدف با انگلستان و امریکا و اسرائیل در ادامه دادن به جنگ: فرو شکستن امواج طوفانی که انقلاب بود و بازسازی استبداد در ایران با هدف حفظ رﮊیمهای استبدادی دست نشانده

۴٫ سازش پنهانی با ریگان و بوش، نامزدهای ریاست و معاونت ریاست جمهوری در انتخابات ریاست جمهوری امریکا تا که بتوان به قول بهشتی، «از گروگانها مثل آتو برضد بنیصدر و کارتر استفاده کرد». از پرده بیرون افتادن این معامله ننگین، «افتضاح اکتبر سورپرایز» نام گرفت.

۵٫ کودتای خرداد ۱۳۶۰ با استفاده از گروگانگیری یعنی معامله پنهانی در آلودن خمینی به آن معامله کثیف برضد بنیصدر و در واقع بر ضد انقلاب و هدف آن که استقرار مردم سالاری بر اصول استقلال و آزادی بود. 

۶٫ معاملههای پنهانی برای خرید اسلحه از امریکا و کشورهای اروپائی که با از پرده بیرون افتادن سفر هیأت مک فارلین به ایران، افتضاح بینالمللی «» نام گرفتند. حاصل ها (با هر کشور یک افتضاح ایران گیت)، کودتا بر ضد منتظری و تصرف دولت توسط ایران گیتیها شد. هم اکنون نیز آنها بر کشور حکومت میکنند:

روحانی – نورت – اکتبر سورپرایز – – ایران گیت

۷٫ دادن فهرستی از ۶۰۰ «میانه رو» به سرهنگ نورث، طرف گفتگو در معامله پنهانی خرید اسلحه در ازای آزادکردن گروگانها و توضیح دادن به او که چرا باید ایران در جنگ شکست بخورد تا که میانه روها دولت را از آن خود کنند. طرفه اینکه، در آغاز، خواستار دریافت اسلحه کامل از امریکا بودهاند برای سرنگون کردن رﮊیم صدام. سرهنگ نورث نیز به آنها میگوید: ریگان دستور سرنگون کردن رﮊیم صدام را داده است. اما بتدریج، شکست خوردن در جنگ شرط زمامداری میانهروها میشود.

۸٫ مراجعه به کاخ سفید از طریق اسرائیل (حامل پیام کمیچی، مدیر کل وزارت خارجه امریکا بوده است) برای درخواست حمایت و وعده قتل خمینی را در ازای حمایت امریکا از دولت «میانهرو» دادن. 

۹٫ قراردادن کشور در حلقه آتش: استقرار پایگاههای نظامی و اطلاعاتی امریکا و اسرائیل در دورادور ایران.

۱۰٫ جلوگیری از عادی شدن روابط ایران با امریکا و اروپا در حکومت خاتمی: حمله به اتوبوس بازدیدکنندگان امریکائی از تهران از این سو و در سطل آشغال انداختن پیشنهاد صادق خرازی و سفیر سوئیس در ایران که با موافقت خامنهای و خاتمی تهیه شده بود، توسط بوش و حکومت او. 

۱۱٫ بحران اتمی و استفاده از آن، برای تحمیل احمدی نژاد به مردم ایران از طریق «انتخابات مهندسی شده» و همه کار کردن برای این که ایران تحت تحریمها قرارگیرد و تسلط مافیاهای نظامی – مالی بر کشور کامل گردد. در این دوره است که سپاه بر بخش بزرگی از اقتصاد مسلط میشود و در خوردن و بردن چنان افراط میکند که احمدی نژاد نیز آنها را برادران قاچاقچی میخواند.

۱۲٫ امر واقع مستمر ادامه دادن بحران تا تمام کردن آن در شکست: ادامه دادن به گروگانگیری تا تن دادن به نقره داغ شدن (میلیاردها دلار ثروت ایران را امریکا برد و خورد) و گرفتار جنگ شدن و ادامه دادن به جنگ تا تمام کردن آن در شکست و جام زهر سرکشیدن و ادامه دادن به بحران اتمی تا تن دادن به «نرمش قهرمانانه» و تسلیم شدن به امضای قرارداد وین با سپردن ۱۰۵ تعهد. روحانی میگوید امریکا مدعی است ایران سر غرب کلاه گذاشته است. دروغ میگوید. امریکا نمیگوید ایران سر امریکا کلاه گذاشته است. ترامپ میگوید: باید فشار را تشدید میکردیم تا جان ایران به لب برسد.  

۱۳٫ وارد کردن ایران در هفت جنگ که حاصل آن، موضوع استراتژی نظامی و طرح سیاسی حکومت ترامپ شدن ایران است. 

۱۴٫ خارج کردن اسناد اتمی از کشور و استفاده نتان یاهو از آن در زمینه سازی برای خروج امریکا از توافق اتمی که اسرائیل مدعی است کار جاسوسان اسرائیل بوده است. الا اینکه روزنامه جوان متعلق به سپاه، دو ماه بعد از خارج کردن اسناد از ایران و دو ماه پیش از نمایش تلویزیونی نتان یاهو خبر استفاده از اسناد بر ضد برجام را داده بود. در نتیجه،

۱۵٫ نگاه داشتن کشور در بحران و انزوا و تحریم و  استفاده از آن در

۱۶٫ تبدیل سپاه به ستون فقرات رﮊیم. جانشین مردم شدن سپاه، جانشین استقلال و آزادی شدن استبداد وابسته شد. اما سپاه بنابر قانونی که قدرت از آن پیروی میکند، به حزب سیاسی مسلط بدل شد و اینک، با استفاده از قدرت خارجی، در کار تصرف دولت است:

۱۷٫ خیز برداشتن برای تصرف کامل دولت با دستآویز کردن خطر خارجی که خود آن را ایجاد کرده است: تشدید سانسور و تنگ کردن روز افزون عرصه بر حکومت روحانی و زمینه سازی برای آلت فعل کردن «رهبر». جانشین خامنهای بیشتر از او  آلت فعل خواهد شد.

   بدینسان، نبود استقلال و آزادی، بود بیابان شدن ایران و تخریب روزافزون نیروهای محرکه (ثروت نفت و گاز و فرار استعدادها و سرمایهها از کشور و تخریب نیروی محرکهای که نسل جوان کشور است از جمله با بیکاری) و حضور خفقانآور قدرتهای خارجی منطقه و جهانی در زندگی روزمره یکایک ایرانیان و گرفتار فقر و خشونت روزافزون شدن مردم ایران گشته است. آیا تجربه دوران پهلوی و سپس تجربه دوران ملاتاریا و پیدایش حزب سیاسی مسلح و مسلط شدنش بر اقتصاد و دولت، کافی نیست که ایرانیان دریابند زور فقر میآورد و فقر نمیزداید و تا ایرانیان از غفلت از استقلال و آزادی بدر نیایند و از اعتیاد به اطاعت از اوامر و نواهی قدرت نرهند و زندگانی روزانه خود را عمل به استقلال (استقلال در گرفتن تصمیم) و آزادی (انتخاب نوع تصمیم) و دیگر حقوق خویش نکنند، تخریب نیروهای محرکه در شبکه جهانی تخریب نیروهای محرکه، ادامه مییابد. 

    اگر ایرانیان محض عبرتآموزی، در نظرها که از پیش از انعقاد قرارداد وین تا امروز اظهار شدهاند، لختی تأمل کنند، راست گویان را از دروغگویان تمیز میدهند. آنها که واقعیتها را همانسان که روی میدادند، میدیدند، از آنها که دلخواه خود و نه واقعیت را میدیدند، باز میشناسند. تفاوت استقلال و آزادی را با قدرتطلبی و وابستگی را در موضعگیری در مییافتند. با آنکه تجربه چون روز، روشن کرده است که راهکار، بازیافت استقلال و آزادی، بنابراین، استقرار ولایت جمهور مردم است، دست نشاندگان بیگانه، یکی با صراحت  بیشتر و دیگری با صراحت کمتر، میگویند و مینویسند: خروج از توافق و برقرار کردن تحریمها را باید با قشون کشی به ایران و سرنگون کردن «فرقه» حاکم پیگرفت. موضع همسان مثلث زورپرست، یکبار دیگر، وحدت ذاتی سه رأس آن را آشکار کرد!    

منبع:   https://www.enghelabe-eslami.com/component/content/article/37-khabar/tahlil/28912-2018-05-09-15-17-43.html?Itemid=0 

❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊

یادداشتی درباره “افشاگری” جدید آقای نتانیاهو، مهران مصطفوی

mehran5بارها نوشته و گفته بودم که رژیم ایران در آغاز برنامه ساختن بمب هسته‌ای را داشته است و تا سال ۱۳۸۲ اینکار را بطور جدی ادامه داده است و از آن به بعد این برنامه را مجبور شده است متوقف کند. خلاصه تحقیقات آژانس که برای عملی شدن برجام به به آن نیاز بود نیز همین را گزارش می‌کرد که ایران تا قبل از سال ۲۰۰۹ (۱۳۸۸) درگیر یک سلسله فعالیت‌های مرتبط با طراحی یک سلاح هسته‌ای اورانیومی بوده و این فعالیت‌ها تا قبل از سال ۲۰۰۳ سازمان‌ یافته بوده است. فرمول‌بندی گزارش آژانس چنین بود:

“آژانس ارزیابی می‌کند که طیفی از فعالیت‌های مرتبط با توسعه یک وسیله انفجاری هسته‌ای در ایران قبل از پایان سال ۲۰۰۳ میلادی بعنوان تلاشی هماهنگ انجام شده، و برخی فعالیت‌ها بعد از سال ۲۰۰۳ میلادی اتفاق افتاده است. آژانس همچنین ارزیابی می‌کند که این فعالیتها فراتر از امکان سنجی و مطالعات علمی، و کسب مهارتها و توانمندی‌های فنی مرتبط و مشخص، پیشرفتی نداشته است. آژانس نشانه‌های معتبری از فعالیت‌ها در ایران در ارتباط با توسعه وسیله انفجاری هسته‌ای بعد از سال ۲۰۰۹ میلادی در اختیار ندارد. “

حال با توجه به گفته‌های دیشب آقای نتانیاهو چند توضیح ضروری است:

۱ ـ هیچ یک از گفته‌های آقای نتانیاهو جدید نبود و غربی‌ها این اطلاع را داشتند که در آغاز ایران بدنبال تهیه سلاح هسته‌ای بوده است اما این برنامه دیگر ادامه پیدا نکرده است. تعداد زیادی از اسنادی را که آقای نتانیاهو به آنها اشاره کرد قبلا در مطبوعات غرب از آنها یاد شده بود. در ضمن آقای نتانیاهو هیچ مدرکی دال بر اینکه ایران بعد از برجام بدنبال سلاح هسته‌ای باشد نشان نداد.

۲ ـ آقای نتانیاهو مدعی است که ایران دروغ گفته است و این درست است که ایران در باره فعالیتهای قبل از برجامش دروغ گفته است اما آقای نتانیاهو فراموش می‌کند که نخست وزیر کشوری است که ۲۰۰ کلاهک اتمی دارد و همواره اسرائیل در اینباره به جهانیان دروغ گفته است. پس آقای نتانیاهو به هیچ وجه صلاحیت اخلاقی و سیاسی برای انتقاد کردن از سیاست هسته‌ای ایران را ندارد.

۳ ـ گفته‌های آقای نتانیاهو بیشتر برای تبلیغات در افکار عمومی است و قصدش آماده کردن زمینه برای خروج آقای ترامپ از برجام است. خروجی که از دید نگارنده برای ایران تغییر مهمی در پی نخواهد داشت. آقای خامنه‌ای در پی این خروج سعی خود را خواهد کرد که هر چه بیشتر به روسها نزدیک شود.

۴ ـ اما آنچه در روزهای آینده بیشتر در باره آن خواهیم دانست این است که اسرائیل چگونه به این اسناد دست پیدا کرده است. رزیم ولایت فقیه حتی قادر نیست از مهمترین اسناد خود حفاطت کند. عملیات خارج کردن اسناد از ایران هر طور که صورت گرفته باشد بیانگر ضعف مفرط رژیم است. سپاه پاسداران که حافظ این اسناد بوده بر خلاف ادعاهای پوچی که می‌کنند حتی قادر به حفظ اسناد خود نیز نیست.

و این تکرار لازم است که برجام راه حل قدرتها برای تسلیم ایران بود. آنها هر آنچه می‌خواستند بدست آوردند. اما از آنجا که برجام بر اساس این دروغ که هدف ایران از سیاست هسته‌ای اش تولید انرژی است بوده، و هدف خامنه‌ای از آن تنها برای کم کردن فشار اقتصادی بود و نه باز کردن فضا در داخل کشور و یا رابطه سالم گرفتن با غربی‌ها، برای ما ایرانی‌ها برجام دستاوردی نداشته است. مذاکره‌کنندگان برای نیاز آقای خامنه‌ای و “حیثیت” او مذاکره کرده‌اند و الا در توافقی که بدست آمده است و من بدون تردید از آن بعنوان “ترکمانچای هسته‌ای” نام بردم از حقوق ملی مردم ایران خبری نیست. بدون تردید می‌توانم بگویم که راه‌حل دیگری وجود داشت و دروغ است که گفته شود تنها راه‌ حل یا تشدید تحریم‌ها و بالاخره جنگ بود و یا توافقی که بدست آمده است. به ایرانی‌ها گفته شد که با برجام بسیاری از مشکلات حل خواهد شد اما وضیعتی که در آنیم بما می‌گوید چه کسانی صمیمانه حقیقت را با مردم در میان می‌گذاشتند. در این نظام برای مسئله هسته‌ای راه حلی نیست همچون که برای بسیاری از مسائل اساسی ایران راه حل نخواهد بود.

منبع:      https://www.enghelabe-eslami.com/component/content/article/35-didgagha/nevisandegane-ma/28848-2018-05-03-19-45-52.html?Itemid=0

❊❊❊❊❊❊❊❊❊

مهران مصطفوی: دروغ های بی شرمانه آقای خامنه ای از قول نسلهای آینده

mehran mostafavi2013بعد از اینکه آقای نتانیاهو با نمایش اسنادی مربوط به ۱۵ سال پیش که اسرائیل در عملیاتی در درون ایران بدست آورده است زمینه را برای سخنرانی آقای ترامپ برای خارج شدن از برجام آماده کرد، آقای ترامپ در سخنانی که حاوی مطالب خلاف واقع بود اعلام کرد که آمریکا دیگر خود را پایبند به برجام [برنامه جامع اقدام مشترک] نمی داند. قبل از اینکه به صحبتهای آقای خامنه ای بپردازیم دلایل اتخاذ این تصمیم از سوی آقای ترامپ را به اختصار می آورم:

۱ ـ آقای ترامپ بیشتر از آنچه ایران در برجام تعهد داده است می خواهد از ایران بگیرد. به یاد بیاوریم در زمان بستن قرارداد وین که بعد به برجام معروف شد ایرادی که جمهوریخواهان به اوباما می گرفتند این بود که از دید آنها “اکنون که دست امریکا بر گلوی ایران است باید فشار را ادامه داد تا کاملا خفه شود نه اینکه دست را از گلو برداشت”. در اصل آقای ترامپ قصد تضعیف کامل جمهوری اسلامی را دارد تا جمهوری اسلامی حداقل مزاحم جدی برای سیاستهای امریکا در منطقه نباشد. مسئله آقای ترامپ اصولا دیکتاتور بودن و ضد حقوق بشر بودن رژیم جمهوری اسلامی نیست زیرا با عربستان که رژیمی سخت استبدادی و عقب مانده دارد، رابطه بسیار نزدیک دارد. آقای ترامپ حتی با ریس جمهوری کره شمالی، کشوری که توتالیترترین رژیم روی زمین است و به تازگی قدمهایی در جهت سیاست آمریکا برداشته است، می خواهد دیدار کند. نمونه های دیگر برای درک سیاست آقای ترامپ در منطقه که تنها از پشتیبانی اسرائیل و عربستان برخوردار است فراوانند. و نباید این سناریو را خیالی دانست که روزی آقای ترامپ با همین رژیم نیز معامله کند.

۲ ـ سیاست آقای ترامپ آنطور که می خواستند در سوریه پیش نرفت و مجبور شدند که بپذیرند که بشار اسد در قدرت باقی بماند. اما اسرائیل نمی خواهد در همسایگی خود ایران را داشته باشد و درخواست اسرائیل از بین بردن نیروهای ایران در سوریه است. آقای ترامپ هم با این سیاست توافق کامل دارد و حتی دنباله رو اسرائیل است. از اینرو باید ایران را در وضعیت سخت تر قرار دهد.

۳ ـ اقای ترامپ نسبت به اوباما و سیاستهای او حساسیت بسیار زیادی دارد و قصد دارد هر آنچه را او پرداخته است پنبه کند. چنانچه همین روش را در مورد توافق پاریس بر سر گرم شدن کره زمین که اوباما پذیرفته بود انجام داد و یا در مورد بیمه های اجتماعی اوباما نیز همین روش را بکار برد. از روز آغازین روش او بر اوبامازدائی بوده است و این سیاست برای نگاه داشتن رای سفید پوستان امریکاست.

۴ ـ و بالاخره اینکه آقای ترامپ در داخل امریکا مشکلات بسیار دارد. از افتضاح رابطه داشتن با زنهای مختلف گرفته تا مورد اینکه کمک احتمالی روسها به او در زمان انتخابات ریاست جمهوری پرونده های مختلفی باز است و او بدنبال این است که افکار عمومی را از این مسائل برگرداند و در مطبوعات و رادیو تلویزیون اینگونه مسائل مطرح نباشند.

اما نوشته نگارنده مربوط به آقای ترامپ و اظهارات خلاف واقعیت او نیست بلکه مربوط به رهبر جمهوری اسلامی است که ما ایرانی ها مسئول اول حضور او در قدرت هستیم. آقای خامنه ای فردای سخنرانی آقای ترامپ موضع گرفت. او چند دروغ مهم اظهار کرد که نمی توان در مقابل آنها سکوت کرد.

آقای خامنه ای در بازخوانی کوتاه روند منتهی به قرارداد برجام گفت: “وقتی مسئله هسته‌ای و تحریم‌ها شروع شد، برخی چهره‌های شناخته شده به اینجانب می‌گفتند چرا بر روی مسئله هسته‌ای می‌ایستید، این مسئله را کنار بگذارید تا آمریکایی‌ها خباثت و دشمنی نکنند.این حرف البته از چند زاویه غلط بود؛ یکی اینکه انرژی هسته‌ای نیاز واقعی کشور است و تا چند سال دیگر، ایران به ۲۰ هزار مگاوات برق هسته‌ای نیاز دارد.می‌گویند برای تأمین نیاز خود به انرژی، «نفت» دارید اما مگر نفت، ابدی است؟ آیا وقتی نفت تمام شد تازه به دنبال امکانات هسته‌ای برویم؟ آیا نسل‌های آن روز ما را لعنت نمی‌کنند که چرا به موقع، سراغ انرژی هسته‌ای نرفتید؟”

این دروغی است که جمهوری اسلامی تکرار می کند و حال آقای خامنه ای از قول نسلهای آینده نیز می خواهد سیاست هسته ای را توجیه کند. اما او بی شرمانه در اینباره دروغ می گوید. سالهاست به تکرار نوشته ام که بحران اتمی با دروغهای بزرگ همراه بوده است. خلاصه این دروغهای بزرگ و پرهزینه اینها بودند:

۱- اولین خلاف حقیقت که حدود ۲۰ سال است حاکمیت آن را تکرار می‌کند این است که ایران به انرژی هسته‌ای نیاز دارد

۲- فریب دوم این است که ایران برای انرژی هسته‌ای نیاز به صنعت غنی سازی اورانیوم دارد.

۳ـ دروغ سوم درباره انتخاب تکنولوژی آب سنگین برای راکتور اراک بود.

علت ساختن این سه دروغ این بود که روحانیون حاکم و سپاه پاسداران در آغاز بدنبال ساختن بمب بودند و نه پاسخ دادن به نیازهای انرژی کشور. اگر نه غیر ممکن بود که بدنبال غنی سازی اورانیوم بروند. اکنون نیز آقای خامنه ای می گوید ایران تا چند سال دیگر به ۲۰۰۰۰ مگاوات انرژی هسته ای نیاز دارد. اولا این عدد و رقم مربوط به زمان محمدرضا شاه بود مشاوران آمریکایی در آنزمان گفته بودند که ایران به این میران برق هسته ای نیاز دارد و از آن زمان ۴۵ سال می گذرد. ایران الان یک نیروگاه هسته ای دارد که با نصف توان خود کار می کند. چطور ۴۵ سال است این نیاز تغییری نکرده است! ساختن ۲۰ راکتور دیگر برای تامین ۲۰۰۰۰ مگاوات هم حداقل ۲۰ سال دیگر طول می کشد. پس این استدلال اصلا پایه جدی ندارد و تنها چون امریکایی ها ۴۵ سال پیش این را مطرح کرده اند باید جلو گذاشت تا همه را ساکت کرد! و همه می دانند راههای دیگر برای تامین انرژی که مناسب تر هم هستند وجود دارد. شما آقای خامنه ای خوب می دانید که همه این حرفها برای پرده کشیدن بر واقعیتهای آشکار است. و ما می دانیم که دروغ چهارم از آنسوی مرزها ساخته شد و خلاصه اش این بود که “ایران تا چند وقت دیگر بمب اتمی می‌سازد”. از دید نگارنده برای غرب همیشه واضح بود که ایران حدود ۱۵ سال است که پروژه ساختن سلاح اتمی را کنار گذاشته است و دهها سازمان اطلاعاتی این گزارش را داده اند اما چون ایران برای پیشبرد سیاستهای خود هنوز از این بحران استفاده می کرد، غرب نیز با انگشت گذاشتن بروی خطر ساختن بمب به ایران فشار لازم را ‌آورد تا از موضع قدرت وارد مذاکره بشود چنانچه در این امر غرب با توافق ژنو موفق شد.و اکنون امریکا و اسرائیل دست بردار نیستند زیرا برای پیش بردن سیاست خود در منطقه باید جمهوری اسلامی را ضعیف تر از آنچه هستند بکنند. این توضیح لازم است که بدون سه دروغ اول ممکن نبود اسرائیل و محافظه کاران جدید بتوانند دروغ چهارم را بسازند. مردم ایران هنوز هزینه می پردازند و آنها به گفتن این دروغ ادامه می دهند. روزی که برجام به امضا رسید نوشتم که برجام و تسلیم شدن راه حل نیست زیرا راه حل را نمی توان بر اساس دروغها ساخت بجای تسلیم شدن به قدرتهای خارجی تسلیم ملت خود شوید. اما بنای رژیم بر حل کردن مسائل نبود و نیست بر ادامه بحران سازی است تا به عمر خود بیافزاید.

آقای خامنه ای در بخش دیگری از سخنانشان به برخی حرف‌ها درباره‌ی ادامه دادن برجام با سه کشور اروپایی اشاره کرد و گفت: “من به این سه کشور هم اعتماد ندارم و می‌گویم به این‌ها هم اعتماد نکنید. اگر میخواهید قراردادی ببندید، تضمین واقعی و عملی بگیرید وَالّا فردا این‌ها هم همان کار امروز آمریکا را به شیوه‌ی دیگری خواهند کرد.”

در اینباره نیز آقای خامنه ای دروغ می گوید. اگر دیروز برای برخی روشن نبود اکنون بر همه روشن شده است که خود او آغازگر مذاکرات با امریکا بود، او بود که همان زمان که در سخنرانی ها در زمان ریاست آقای احمدی نژاد بدروغ می گفت “ما هرگز با امریکا مذاکره نمی کنیم” آقای ولایتی را بعنوان نماینده برای مذاکره با مقامات بلند پایه امریکا به عمان فرستاد. او بود که در همه مراحل برجام نظارت مستقیم داشت و به قول مذاکره کنندگان جزیی ترین موارد را نیز بررسی می کرد، او بود که دستور داد که مجلس در عرض ۱۵ دقیقه برجام را بپذیرد و آقای لاریجانی رئیس مجلس قبل از شروع بحث در باره برجام در صحن علنی بگوید “کشور تصمیم گرفت که برجام به تصویب برسد!” و حال که ماجرا به افتضاح کشیده شده است آقای خامنه ای می گوید “من از اول به امریکایی ها اعتماد نداشتم و دیدید حق با من بود”. بله، آقای خامنه ای شما بی شرمانه دروغ می گویید و شجاعت قبول مسئولیتهای تان را ندارید. امروز هم دروغ می گویید زیرا یک ماه پیش گفتید که “اگر امریکایی ها برجام را پاره کنند ما آن را به اتش می کشیم” آقای ولایتی مشاور شما نیز همین حرف را تکرار کرد و گفت “فکر نکنند که اگر از برجام خارج شوند، ایران پایبند می ماند؛ اگر برجام را پاره کنند ما آن را به آتش می کشیم” .و حال که اعلام کرده اید در برجام باقی می مانید به غیر عملی دلقک وار در مجلس برای آتش زدن پرچم آمریکا برای حفظ شئونات! می گویید باید با اروپایی ها مذاکره کرد ولی اینبار باید تضمین گرفت!

در هر کشور دیگری بود و رهبرش به این میزان دروغ می گفت و هزینه های هنگفت دروغهایش را هم به پای مردم می گذاشت ملت بر او می شورید. با این رژیم هزینه ها هرگز کاسته نخواهد شد. جنبش همگانی برای کنار زدن این رژیم پلید کاری است که باید انجام داد. تجربه ما را بس است. ایران نیابد بین دو سنگ اسیاب ترامپ و خامنه ای له شود. آیا ما بعنوان یک ملت به مسئولیت خود عمل می کنیم؟ و برای دادخواهی و تغییر بدست ملت ایران و مستقل از قدرتهای خارجی بر می خیزیم؟

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *