پیام اولین رئیس جمهورى به مردم ایران در تاریخ ۲۲ خرداد ۱۳۶۰

۲۱ خرداد ۱۳۹۷

این پیام آقای بنی‌صدر، در ۲۴ خرداد ۱۳۶۰، توسط آقاى غضنفرپور در مجلس شورا خوانده شد.

ESS_PasteBitmap005835

 

پیام اولین رئیس جمهور ایران، ابوالحسن بنی‌صدر، به مردم  ایران در تاریخ ۲۲ خرداد ۱۳۶۰

بسمه تعالى

مردم مسلمان ایران:

شما با راى قاطع خود مرا به ریاست جمهورى انتخاب کردید. اینک از خود بپرسید اگر اینجانب با توقعات قدرت گرایان هم آهنگى مىکردم، آیا در وضعى که مرا قرار دادهاند، قرار مىگرفتم؟ اگر زبان شما نمیشدم و اعتراض نمیکردم، اگر وضع کشور را روزانه به شما گزارش نمیکردم، اگر هر چه واقع میشد را قانونى میشمردم، اگر… با من اینطور رفتار میکردند؟

به دین خود و راى و اعتماد شما خیانت نکردم و تا جائیکه توانستم کوشیدم. بسیارى از جریانها را بموقع مطلع شدم و هشدار دادم. صدایم را در قیل و قالهاى جوسازان گم کردند و اینک نیز مثل جدم حسین ابن على (ع) آنچه از خطرها که مىبینم براى شما پیش بینى میکنم:

از سه شعار انقلاب اسلامى: استقلال آزادى جمهورى اسلامى هیچ محتوایى بجاى نخواهند گذارد (۱).

۱- استقلال اقتصادى با بودجه ایکه تهیه کردهاند و با نفتى که صادر مىکنند و با قراردادهائى که امضاء میکنند از بین میرود و چون امنیت نیست وضع شما محرومان جامعه بدتر خواهد شد و گرانى و بیکارى روزگار شما را سیاه خواهد کرد.

۲- استقلال سیاسى بدون استقلال اقتصادى و با وجود ناامنى داخلى و جنگ خارجى از دست خواهد رفت.

۳- از آزادى چیز چندانى باقى نمانده است. فقدان امنیت تا بدانجاست که لیره ۲۰۰ تومانى دو سال و نیم پیش پنج هزار تومان شده است. روزنامهها تعطیل و زبانها بسته شدهاند و آینده از اینهم بدتر خواهد شد. گروهیکه مقامات را بتصرف درآورده است، بلحاظ بدتر شدن وضع و بى اعتبار شدن در افکار عمومى، روز بروز بیشتر بوسائل اختناق آور پناه خواهد برد و خود قربانى همین جریان خواهد شد.

۴- روزى محکومى در پاى چوبه دار گفت: اى آزادى چه جنایتها که به نام تو نمیکنند. امروز و فردا بیشتر از امروز خواهند گفت: اى اسلام چه جنایتها که بنام تو نمیکنند. چنان دین را از اعتبار خواهند انداخت که بنام این دین تا یک قرن کسى نتواند حرفى بزند و دعوتى بحق کند.

۵- اینجانب هیچ گناهى بجز اینکه خواستهام استقلال و آزادى و اسلام بعنوان تضمین کننده استقلال و آزادى و زمینه ساز رشد و تعالى همه جانبه انسان به اجرا درآیند نداشته و ندارم. از اسلام نان نخوردهام اما عمر را در خدمت بآن گذراندهام. بشما مردم گفتم کودتاى خزنده اجرا میکنند و مراحل آنرا هم یکایک شرح کردم و تا اینجا نیز بهمان ترتیب انجام دادهاند و مرحله آخر آن که سلب عنوان ریاست جمهورى و گرفتن جان اینجانب است را نیز دست اندر کارند تا انجام دهند. اگر چنین کردند علاوه برآنچه که در بالا پیش بینى کردم امور زیر نیز واقع خواهند شد:

الف- برخوردهاى پایدار در کشور بر برخوردهاى مسلحانه کنونى اضافه خواهند شد و خود بر مشکلات بالا خواهند افزود. مردم ما کر و کور نیستند و وضیعت روزمره خود را مىبینند و مىبینند که دو سال و نیم حکومت حزب حاکم روز به روز وضعیت کشور را بدتر ساخته است و امنیت از بین رفته است. اقتصاد فلج شده است. جنگ داخلى و خارجى بطور مستمر ادامه دارد و اینک خطر گسترش آن نیز است.

ب- جنگ تحمیلى در صورت طولانى شدن به فرسودگى کامل نیروهاى ایران و عراق میانجامد و در خاورمیانه زمینه اجراى برنامه آمریکا فراهم میگردد و همانطوریکه در جریان گروگانگیرى ملاحظه کردید ناچار به شرایط ننگینى تن خواهند داد. همانطور که بیمى بخود راه ندادند روزى گفتند تا گروگانها دردست ماست گلوگاه امپریالیزم آمریکا در دست ماست. و وقتى تسلیم شدند گفتند گروگانها جنس بنجل بودند و آمریکا نمیخواست، ناچار شدیم از سر بازشان کنیم. خواهند آمد و خواهند گفت چاره نداشتیم جز اینکه به شرایط تسلیم بشویم، مردم بدانید.

چهار وزیر خارجه آمدند و و پیشنهاد کردند که قواى عراق بداخل خاک عراق عقب نشینى کنند و مقدارى هم از مرز فاصله بگیرند و از هر دو طرف حریمى غیر نظامى بوجود بیاید و بعد موارد اختلاف از طریق سیاسى حل گردند. ما از آنها خواستیم نقشه بیاورند و روى نقشه پیشنهاد خود را براى ما روشن بگردانند. قرار بود ۱۸ خرداد بیایند که با ملاحظه وضع کشور منصرف شدند. از ابتداى جنگ باین سوى، امروز وضعیت نظامى ما بهترین وضعیت است. عقیده اینجانب این بود که اگر ما را بحال خود بگذارند، با چند پیروزى چشمگیر، ما نه تنها پیروزى نظامى بدست میاوریم بلکه نقشههاى آمریکا را در همه منطقه برهم میریزیم و میتوانیم عصر سوم را در تاریخ آغاز کنیم. ضربه از خارج را تحمل کردیم، ارتش مهاجم را متوقف ساختیم و شروع به اضمحلال آن نمودیم. از پشت سر کردند آنچه که کردند و شما از آن اطلاع دارید. وضع جنگ تا این لحظه اینطور است، هستیم و ببینیم که این وضع چطور تحول خواهد کرد. اگر این خطرها که برشمردم، براى شما مردم ملموس هستند و در دل خود احساس میکنید که راست میگویم و با شما صادقانه حرف میزنم اگر امتحان خود را دادهام که مقام و موقعیت مرا نفریفته و براى وفادارى به دین و براى شما مردم همه چیز حاضر شدهام، اگر بر شما معلوم است که فرق است میان حرف و عمل وقتى انسان سوار اسب سرکش قدرت نشده و وقتیکه سوار میشود و اگر میدانید که امتحان واقعى وقتى است که انسان اسباب سوار شدن بر مرکب خودکامه را داشته باشد و سوار نشود، باور کنید که خطرها که برشمردم همه خطرها نیستند و خطرها هم جدى هستند. باور کنید برای این که این خطرها پیش نیایند خود را در هر خطرى افکندهام، باور کنید که یک لحظه از فکر این خطر بیرون نرفتهام. به هیچ کس خائن نبودهام و خواستهام محیط امن و آزاد اجتماعى بوجود آید و کشور سریع رشد کند.

بگمان اینجانب راه چاره آسانست، به شما مردم همواره سخنم این بوده است:

روزى که به دزفول رفتم، شهر در حال سقوط بود. با ارتشیان صحبت کردم به آنها گفتم شما بخود باور کنید و میتوانید دشمن را متوقف کنید و بشکنید. آنها از این جانب پذیرفتند، عمل کردند و موفق شدند. حالا هم به شما مردم میگویم شما به توانائى خود باور کنید. تسلیم جوسازان و چماق داران نشوید. استقامت کنید. راههاى استقامت را شما خود در گذشته یافتهاید و اینبار نیز میتوانید بیابید.

و اما به کسانى که شتابزده میخواهند کار را یکسره کنند، بارها گفتهام و حالا هم مىگویم:

برنامه کارتان حذف اختیارات رئیس جمهور است. گفتید این حرف دروغ است و معلوم شد که دروغگوى سال که بود.

برنامه کارتان حذف ریاست جمهورى است، گفتید بد گمانى و خیال است، تا اینجا آمدهاید. بیائید هماهنگى بوجود آوریم و با اجراى واقعى قانون، کشور را از مهلکه بیرون ببریم. قانون را وسیله اجراى نیات خود کردید و اجراى واقعى آنرا تا این حد مشکل ساختید. براى پرهیز از خطرها، براى آنکه مردم کشور نگرانتر از آنچه هستند نشوند، بیائید.

الف- آزادیهای مصرح در قانون اساسى را محترم شمرید و آزادى بیان و قلم را تامین کنید و مطمئن باشید مردم ما عاقل و رشید هستند و با مقاله‌ها و حرفهاى تحریکآمیز تحریک نمیشوند.

ب- قانون اساسى را مو به مو به اجرا بگذارید و هر جا را که خلاف انجام شده است معین کنیم و باز گردیم و قانون را اجراء کنید.

ج- دستگاه قضائى را همانطور که اسلام مىگوید مستقل و بى طرف کنیم و اعتماد و امنیت واقعى را پدید آوریم و بجاى پرداختن به حذف همه و همه و اعمال زور در برخورد بهرمشکل، برنامهاى براى حل مشکلات کشور به اجرا بگذاریم و از راه بحث آزاد واقعى، مانع از آن گردیم که برخورد اندیشهها به برخورد چماقها و اسلحهها بدل گردد.

خواهر و برادر،

با کمال صداقت وضعى را که میبینم براى شما شرح دادم. بشما میگویم اگر امروز که هنوز وقت باقى است نایستادید و استبداد را که هنوز قوام نگرفته دفع شر نکردید و استبداد با سلطه خارجى پیوند قطعى پیدا کرد، همه آنچه را که گفتم و بدتر از آن بر شما خواهند آورد و…

امروز از صبح تا شام و از شام تا صبح چماق داران رسمى و غیر رسمى محل زندگى و کار رئیس جمهورى منتخب شما را در محاصره دارند و اینها مستثنى هستند. مىتوانند هر تظاهرى را بکنند و هر رذالتى را انجام دهند. فردا با شما مردم چه خواهند کرد؟

خدا را به گواهى مىگیرم که به وظیفه خود عمل کردم و آنچه را باید به اطلاع شما مىرساندم، بر شما مردم است که نگران سرنوشت انقلاب اسلامى و کشور خود باشید و استقامت کنید.

رئیس جمهور

ابوالحسن بنى صدر

۲۲ خرداد ۱۳۶۰

این پیام  آقای ابوالحسن بنی‌صدر، در ۲۴ خرداد ۱۳۶۰، توسط آقاى غضنفرپور در مجلس شورا خوانده شد.

 

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *