تدبیر برای خشونت‌زدایی در امروز و فردای ایران: تحقیق و گزارشی از ایران از تجاوزها به حقوق

۳۰ آبان ۱۳۹۸

تحقیقی در باره زندانهای ایران:زندانهای رﮊیم ولایت مطلقه فقیه، شکنجه گاهها و قتلگاه مبارزان و جوانان – بخش نخست

زندانهای رﮊیم ولایت مطلقه فقیه که دﮊخیمان خمینی و خامنهای دانشگاهش میخوانند:

یکی از مراکز سرکوب، دستگیری، شکنجه، اعدام، قتل، خودکشی، ناقصالعضو کردن، تجاوز و… مبارزان و زندانیان منتقد حاکمیت ولایت فقیه که بعد از استقرار استبداد فقیه، هماره کمک کار نیروهای نظامی، امنیتی و اطلاعاتی  بودهاست، بازداشتگاه ها و ‌ها یا به قول خمینی دانشگاهها می‌باشد.

این دانشگاهها توسط خشن ترین و مخوفترین نیروهای رﮊیم ولایت فقیه اداره میشوند. اینان که بندگان زور هستند و طرزفکرشان حذف مخالف را واجب میداند، با زندانیان  هرچه بخواهند میکنند. برای شکستن مقاومت زندانیان از هیچ سبعیتی رویگردان نیستند.

در این زندانها، نیروهای «متعهد، مکتبی و انقلابی» از کلیه وسایل، از جمله «تعزیرات حکومتی»، (شلاقهای مختلف «مورد تایید حضرت امام خمینی»، به قول سید هادی خامنهای)، تا تجاوز به دختران و زنان و از آن، تا خواباندن در زندانهای قبری شکل، اعدام های مصنوعی، جوجه کردن (اویزان کردن)، و… استفاده میکنند. دینشان، النصر بالرعب، «فرموده امام خامنهای» است. مأموریتشان شکستن مقاومت زندانیان بهر قیمت، از جمله کشتن زیر شکنجه یا «خودکشان» است.

     بجا است بدانیم هستند جوانان مقاومی که حقارت بازجویان و شکنجه گران را، به یمن استقامت در برابر شکنجه، بیادشان میآوردند.  آنها موفق نمیشوند از این گونه جوانان دلیر، حتی نامشان را از زبانشان بشنوند. بسیار پیش آمدهاست که قضات شر حکم اعدام کسانی را صادر کنند که ندانستهاند کیستند و جرمشان چیست.

    از آن زمان تا کنون زندانهای کشور به همان روال ابتدای انقلاب به کار خود ادامه می دهند و هر فردی که در راس آنها قرار می گیرد به خوبی میداند با زندانیان چه باید بکند. او باید آنقدر هزینه زندانی شدن را بالا ببرد تا هم زندانیان و هم خانواده آنها سعی کنند تا اقدام به انجام کاری نکنند که سر و کارشان با زندان و قوه قضاییه بیفتد. در اینجا بار دیگر به نامه آیهالله منتظری در سال ۶۷ اشاره می‌شود که وضعیت زندان و زندانیها را برای خمینی شرح میدهد، مینویسد:

   «حدود هشت سال است با خشونت و اعدام زیاد و بازداشت زیاد و مصادره‌های بیجا حکومت کردیم و به جائی نرسیدیم. آیا میدانید در زندانهای جمهوری اسلامی به نام اسلام جنایاتی شده که هرگز نظیر آن در رژیم منحوس شاه نشده است؟ آیا می‌دانید عده زیادی زیر شکنجه بازجوها مردند؟ آیا می‌دانید در زندان مشهد در اثر نبودن پزشک و نرسیدن به زندانیهای دختر جوان، بعدا ناچار شدند حدودبیست و پنج نفر دختر را با اخراج تخمدان و یا رحم ناقص کنند؟ آیا می‌دانید در زندان شیراز دختری روزه دار را با جرمی مختصر بلافاصله پس از افطار اعدام کردند؟ آیا می‌دانید در بعضی زندانهای جمهوری اسلامی دختران جوان را به زور تصرف کردند؟ آیا می‌دانید هنگام بازجوئی دختران استعمال الفاظ رکیک ناموسی رائج است؟ آیا می‌دانید چه بسیارند زندانیانی که در اثر شکنجه های بی رویه کور یا کر یا فلج یا مبتلا به دردهای مزمن شده اند و کسی به داد آنان نمی رسد؟ آیا می‌دانید دربعضی از زندانها حتی از نور روز هم برای زندانی دریغ داشتند این هم نه یک روز و دو روز بلکه ماهها؟ آیا می‌دانید برخورد با زندانی حتی پس از محکومیت فقط با فحش و کتک بوده؟ و…»

     این اعمال تا کنون نیز ادامه یافته است به گونه ای که در جریانات سال ۸۸ حتی انجام شکنجه را برخی از نمایندگان مطرح کرده بودند:

● در این مورد به خبر پارلمان نیوز توجه فرمایید که مینویسد:

    «یک عضو کمیته ویژه مجلس فاش کرد: تجاوز با باتوم و شیشه نوشابه به برخی از بازداشت‌شدگان محرز شد» (پارلمان‌نیوز، ۴ شهریور ۱۳۸۸)

● همچنین نامه حجت الاسلام کروبی به هاشمی رفسنجانی در مورد تجاوز به دختران و پسران، در مورد شکنجه و قتل نیز گزارش های زندان کهریزک به صورت علنی مطرح شده است.  در تاریخ ۱۸ مرداد ۱۳۸۸، مهدی کروبی در نامه‌ای جنجال برانگیز به هاشمی رفسنجانی  رئیس مجلس خبرگان، از وی خواست تا به موضوع «تجاوز به دختران و پسران» بازداشتی پس از انتخابات ریاست جمهوری  رسیدگی کند. وی نوشته بود:

    «عده‌ای از افراد بازداشت شده مطرح نموده‌اند که برخی افراد با دختران بازداشتی با شدتی تجاوز نموده‌اند که منجر به ایجاد جراحات و پارگی در سیستم تناسلی آنان گردیده‌است. از سوی دیگر افرادی به پسرهای جوان زندانی با حالتی وحشیانه تجاوز کرده‌اند به طوری که برخی دچار افسردگی و مشکلات جدی روحی و جسمی گردیده‌اند و در کنج خانه‌های خود خزیده‌اند».

●مجید انصاری، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام هم از موارد متعدد تجاوز جنسی به بازداشت‌شدگان خبر داد و آن را قطعی و اثبات‌شده دانست( همین حجت الاسلام اولین رییس سازمان زندانها در سال ۶۵ بود)

    نوشته آیهالله منتظری بیانگر عمق جنایت در زندانها می‌باشد و جالب اینکه در میان اسامی رؤسای سازمان زندانها نام مجید انصاری عضو با سابقه دفتر خمینی دیده می‌شود که این روزها دم از اصلاح طلبی و آزادگی سر میزند. این ایام، او منتقد استفاده از شنودها شده است.

    بعد از انقلاب،ابتدا  به موجب لایحه‌ی قانونی واگذاری امور زندان‌ها به وزارت دادگستری، اداره‌ کل‌امور مربوط به زندان‌ها و مؤسسات وابسته به آن در سراسر کشور به این وزارتخانه واگذار گشت و به‌ عنوان اداره کل زندان‌ها، جزو سازمان دادگستری کشور قرار گرفت.  به موجب همین مصوبه، مقرر شد زندان‌ها به صورت شورایی اداره شود.

     به این ترتیب که شورایی مرکب از سه نفر از کارکنان موظف دولت که توسط شورای عالی قضایی انتخاب می‌شدند، زیر نظر دادستان کل کشور، مدیریت اداره‌زندان‌ها را بر عهده داشتند. بنا بر ماده‌ یک مصوبه، طبق این لایحه و آیین‌نامه‌ی اجرایی آن، زندان‌های کشور به لحاظ تشکیلاتی، اداری و بودجه در ردیف سایر ادارات قوه قضاییه درآمدند.

    سال‌های بعد،در تاریخ بهمن ۱۳۶۴،  قانون تبدیل شورای سرپرستی زندان‌ها و اقدامات تأمینی و تربیتی کشور به «سازمان زندان‌ها و اقدامات تأمینی و تربیتی به تصویب رسید که طبق ماده‌یک این قانون شورای سرپرستی زندان‌ها و اقدامات تأمینی و تربیتی که در سال ۱۳۵۸ تشکیل شده بود، به «سازمان زندان‌ها و اقدامات تأمینی و تربیتی تغییر یافت و این سازمان زیر نظر شورای عالی قضایی قرار گرفت.

    بر اساس آیین نامه، رئیس این سازمان به پیشنهاد دادستان کل کشور و با تصویب شورای عالی قضایی به مدت دو سال انتخاب می‌شد. عزل وی نیز در صلاحیت شورای عالی قضایی قرار گرفت. طبق این مصوبه، از نظر حقوقی جایگاه اداره زندان‌ها به سازمان ارتقا یافت و بودجه و اعتبارات آن همانند دیگر سازمان‌ها در ردیف مستقل در بودجه کشور پیش‌بینی شد.

    با جایگزینی ریاست قوه‌قضائیه به جای شورای عالی قضایی در بازنگری قانون اساسی به سال ۱۳۶۸، مدیریت عالی زندان‌ها بر عهده‌ریاست قوه قضائیه قرار گرفت و ایشان عزل و نصب رئیس سازمان زندان‌ها را بر عهده دارد.

● ماده‌۲ قانون ۱۳۶۴ وظایف سازمان زندان‌ها را به شرح زیر احصا کرده است:

۱٫ اداره‌کلیه‌امور مربوط به زندان‌ها، بازداشتگاه‌ها و مراکز اقدامات تأمینی و تربیتی کشور و کلیه مؤسسات صنعتی و خدماتی وابسته به آنها.

* این در حالی است که نهادهای به اصطلاح انقلابی مانند سپاه پاسداران، نیروی انتظامی ، بسیج، وزارت اطلاعات و… هر کدام برای خود زندانهای مخصوصی داشتهاند و دارند که نه اداره زندانها و نه سازمان زندانها هیچ دخالتی در اداره آنها نداشتهاندو اینک نیز ندارند

۲٫ ایجاد امکانات و تسهیلات لازم در زمینه‌اصلاح و ارشاد و آموزش زندانیان و اشتغال و حرفه‌آموزی آنها

۳٫ کمک به رفع مشکلات مادی و معنوی خانواده زندانیان

۴٫ جذب کمک‌های مردمی و مؤسسات خیریه

۵٫ برنامه‌ریزی جهت اشتغال زندانیان داوطلب ‌کار با استفاده از امکانات سازمان و…

۶٫ تهیه‌آمار و اطلاعات لازم به منظور استفاده در مطالعات مربوط به جرم شناسی و…

۷٫ تهیه‌فهرست اسامی زندانیان محکوم واجد شرایط عفو یا تخفیف مجازات و…

۸٫ برنامه‌ریزی برای مراقبت بعد از خروج با همکاری دستگاه‌های ذی‌ربط

* بند ۸ این قوانین از همه خنده دارتر است زیرا این سازمان برنامهای برای حفظ جان زندانیان و سلامت آنها در درون زندان ندارد، آن وقت در پی حل مشکل آنها در خارج از زندان است .

وضعیت زندان‌ها تا قبل از سازمان زندانها:

   زندان‌ها و بازداشتگاه ها،تا قبل از تشکیل سازمان زندانها، در ایران تابع نظام ولایت فقیه،هر نهاد، ارگان، بنیاد، سازمان و شخص و…برای خود زندانی جداگانه داشت و هر آنچه را میخواست، در آن زندان، بر سر کسانی که به هر دلیل بازداشت می‌شد، می‌آورد.

اقای بنی‌صدر در عاشورای سال ۵۹ در میدان آزادی به وجود این زندانها اشاره میکند و حال بعد از حدود ۴۰ سال باز هم همان زندانها با نامهای دیگر را می‌توان در سراسر کشور مشاهده نمود. زیرا این نظام نیازمند دراختیار داشتن زندانهای فراوان و متفاوت برای سرکوب مردم میباشد و نمی خواهد مردم از جنایات آنها آگاه شوند.

● بنی‌صدر در سال ۵۹ با اعتراض به وجود زندانها تلاش کرد مانع از تبدیل زندان به شکنجه گاه و قتلگاه شود. اما آن زمان همین اصلاح طلبان و اعتدالیون به مخالفت با او برخواستند و الان مشاهده می‌شود که او چگونه پیش بینی آینده سیاه ایران را کرده بود. اکنون دیده می‌شود، در زندانهای مختلف در ایران چه بلایی بر سر مردم و جوانان معترض می‌آورند. وقتی هم زیر شکنجه میکشند، مدعی میشوند که خودکشی کرد. در بسیاری مواقع اصلا صدایش را هم در نمیآورند. جالب اینکه تنها ۴۰ نفر از نمایندگان مجلس در نامهای خواستار بازدید از زندان و مطلع شدن از وضعیت زندانیها شدهاند در حالیکه ۱۷۰ نفر از همین نمایندگان خواهان فیلتر شدن تلگرام گشتهاند.

● بنی‌صدر  در عاشورای ۵۹ گفت:«در قانون اساسی مگر شکنجه حرام نشده؟ ممنوع نشده؟ در کجای دنیا، در کدام دین و در کدام کشور و حکومت اسلامی ۶ نوع زندان وجود دارد؟ چرا اینها تعطیل نمیشود؟

     ما الان شش نوع زندان داریم. زندان‌های آقای خلخالی، زندان دادگاه انقلاب، زندان شهربانی، زندان دادگستری، زندان کمیته‌ها ، زندان سپاه پاسداران. ده‌ها و صدها نفر بی‌جهت گرفتار شده‌اند . با این ۶ نوع زندان ما چیزی بدتر از گذشته‌ایم.

    چرا باید هر کس و هر نهادی یک زندان داشته باشد؟ اینها باید تعطیل شوند. جو اسلام جو اعتماد است این همه دستگاههای ترسناک مخوف درست نکنید. چرا هیئتی تشکیل نمیشود که به کار زندان‌های گوناگون برسد؟ چرا در رژیم اسلامی، انسان و جان او این همه بی‌منزلت شدهاست که بتوان مثل آب خوردن محکوم کرد و بدون اینکه کسی بفهمد کار او را تمام کرد؟

    چطور می‌شود که اشخاص را می‌گیرند و به زندان میبرند و ماهها جزو فراموش‌شدگان می‌گردند؟ بس کنید این کارها را. دستگاه قضایی نباید ابزار قدرت شود. اگر این طور شد این همان است که حسین به خاطرش قیام کرد و شهید شد».

    بنی‌صدر همان زمان به جنایات سپاه پاسداران اشاره کرد. همان نهادی که هم اینک به دلیل سکوت و حمایت اصلاح طلبان و اعتدالیون به کار خود به شدیدترین وجه ادامه می‌دهد و نه تنها زندانهایش را تعطیل نکرد بلکه در حال حاضر دهها زندان بدون نظارت سازمان زندانها در اختیار دارد و جنایات بیشماری را مرتکب می‌شود.

● در سال ۵۹، بنی‌صدر در رابطه با شکنجه زندانیان توسط سپاه و کشته شدن مردم به دست بازجویان آن نهاد گفت :

   «وقتی فهرست شکایات واصله از سپاه را طی دو ماه برای آقای موسوی اردبیلی فرستادم کمترین عملی از سوی دستگاه قضایی که باید عدل اسلامی را برقرار سازد مشاهده نشد. آنچه از این فهرست به یادم مانده ، ۲۵۰ مورد شکنجه ، ۳۱ مورد قتل و بسیاری موارد توقیف و مصادره بود، با آقای خمینی هم در این باره صحبت کردم. اما هیچ جوابی نداد».

    باید خاطر نشان کرد که هم اینک، در زندان اوین، که سابقاً خانه سید ضیاءالدین طباطبایی بود و اینک زندان معروف ایران گشته، برخی از بندهای آن، زیر نظر قوه قضائیه(سازمان زندانها و…)، نبوده و توسط سایر نهادها اداره می‌شود.(گویا هنوز ابتدای انقلاب است و صدای بنی‌صدر به گوش میرسد که چرا این همه زندان‌های مختلف در ایران وجود دارد).  برای مثال،

● بندهای ۲۰۹ و ۲۴۰وابسته و تحت نظر واواک میباشند. در این بازداشتگاهها، بازجویان واواک هر بلایی را بر سر زندانی می‌آورند و سازمان زندانها حق دخالت در کار آنها را ندارد.

● بند ۲-الف یکی از بندهای غیر مخفی سازمان اطلاعات سپاه پاسداران می‌باشد. بازجویان سازمان اطلاعات سپاه انچنان با زندانیان برخورد می کنند که گویی اگر نتوانند انها را از اندیشه هایشان برگردانند باید به نوعی به خودکشی وادار کنند یا زمینه ایجاد و بروز بیماریهای لاعلاج را فراهم آورده و یا به انحاء مختلف به قتل برسانند.در گزارشی نام بر خی از بازجویان این بند را آورده اند که در زیر می‌آید:

● حمید نمازی ملقب به حاج حمید بازجوی و شکنجه گر بند ۲ الف زندان اوین و یکی از مجریان اعدامهای محکومین سیاسی در سالهای گذشته

● حمزه شریفی دوست ملقب به حاج شریف بازجوی بند ۲ الف زندان اوین و یکی از متصدیان پرونده سازی علیه اشخاص مورد بازجویی

● علی ناصری راد بازجو بند ۲ الف زندان اوین و یکی از مجریان اعدامهای محکومین سیاسی در سالهای اخیر

● بازجو رحیمی ( نام مستعار) مجری پروژه پرونده سازی علیه اشخاص  همراهان عرفان کیهانی و رابط قرارگاه ثارالله در دادگاه انقلاب. بازجو رحیمی دراعدام زندانیان عقیدتی سیاسی نقش عمدهای داشته است.

● محمود رضا قاسمی رحمانی بازجو و شکنجه گر زندان اوین ملقب به حاج رحمان – او بعنوان کارشناس مذهبی بر روند پرونده محکومین عقیدتی اعمال نفوذ مینماید.

● بند ۳۵۰ بند مخصوص قوه قضاییه در زندان اوین است. این بند در سال‌های گذشته مورد حمله اراذل و اوباش حزباللهی و زندانبانان قرار گرفت.

● بندهای ۷و ۸ مخصوص زندانیان مالی می‌باشد و نهاد یا سازمان دستگیر کننده مسئولیت بازجویی از زندانی را بر عهده دارد

بند ویژه روحانیون بندی است که بیشتر زندانیان آن  توسط دادگاه ویژه روحانیت محکوم شدهاند .

    بندهای دیگر و مخفی زندان اوین را کسی نمیداند .

زندانهای مخفی:

    چندی پیش وب سایت کلمه نزدیک به حامیان موسوی گزارشی را از کانون حمایت از جان باختگان درباره شیوههای دستگیری و بازجویی زندانیان توسط بازجویان سپاه پاسداران ایران تهیه نمود که به بخشهایی از آن، اشاره می‌شود تا معلوم شود چرا آقای بنی‌صدر میخواست مانع از زندانسازی نهادهای نظامی و سرکوبگر شود:

    تعداد زندان‌های مخفی سپاه همواره در حال افزایش بوده است. به طوریکه در استان تهران بیش از ١۵ زندان و در هر شهرستان و مرکز استان، تقریباً، بیش از ٣ زندان مخفی دارد.

    البته سپاه پاسداران از هر گونه امکاناتی برای ساختن و ازدیاد چنین مکان‌هایی استفاده میکند تا بلکه بتواند مخالفین خود را در آن زندانی و شکنجه کرده و تحت بازجویی قرار دهد وحتی به شکل پنهان و مخفیانه مورد تجاوز قرارداده و اعدام کند.

    برخی از زندانهای  واواک و سپاه و نیروی انتظامی و بسیج  در تهران را شناسائی میکنیم:

● سپاه، این ارگان نظامی، که مدعی محافظت از انقلاب می‌باشد علاوه بر نظامی گری و ایفای نقش نیروهای پلیس درون شهری با در اختیار داشتن بسیج طرحهای سرکوبگرانه خود را به اجرا در می‌آورد.

    این ارگان نظامی – امنیتی در طول سال‌های بعد از انقلاب و با توجه به اختلافاتی که با نهاد ریاست جمهوری و مجلس و قوه قضاییه دارد، تلاش کردهاست همچون واواک، سازمان اطلاعاتی خود را به مدرن ترین امکانات تجهیز نماید تا متکی به واواک و حتی اطلاعات بیت رهبری نباشد. این نهاد سرکوبگر هر زمان که توانسته است، بنا بر دستور رهبری ، قوه مجریه را نیز به چنگ آوردهاست. هر زمان که امکان نیافتهاست، با استفاده از نیروهایش در مجلس نفوذ کرده و با وجود داشتن نیروهای اصلی در قوه قضاییه کنترل کشور را در اختیار گرفتهاست.

    نباید این نکته را فراموش کرد برخی از فرماندهان این نیرو، حتی به بیت رهبری هم اعتماد نداشته و سعی میکنند آنچه را که به سود خود و آینده سپاه است، به چنگ آورند. فرقی هم نمیکند با چه کسی و کدام جانشین ولایت فقیه .

● زندان‌ها و بازداشتگاههای وابسته به نیروهای سپاه، اطلاعات، بسیج و نیروی انتظامی که تحت نظر سازمان زندانها نیستند، عبارتند از:

بازداشتگاه مرصاد واقع در زیر پل کالج

 بازداشتگاه ۵۹ سپاه واقع در پادگان عشرت آباد

بازداشتگاه ۶۴واقع در ۳۰ متری جی(پادگان جی)

بازداشتگاه ۳۶ واقع در چهار راه فاطمی ( متعلق به حفاظت اطلاعات سازمان قضایی نیروهای مسلح)

بازداشتگاه ثارالله واقع در قرارگاه ثار الله سپاه پاسداران

بازداشتگاه عبدالله انصاری واقع در اتوبان همت شرقی

بازداشتگاه مطهری واقع در زیر زمین گذرنامه ناجا

بازداشتگاه فرودگاه واقع در محوطه فرودگاه مهر آباد

بازداشتگاه امام زمان واقع در پشت پارک طالقانی ،پشت ایستگاه مترو میرداماد

بازداشتگاه اطلاعات(واحد پیگیری واواک) چهارراه ولی عصر ، خیابان برادران مظفر(صبا)

بازداشتگاه ارتش واقع در اکثر پادگانهای ارتشی که بوسیله حفاظت اطلاعات ارتش و سپاه اداره میشود و تمامی آنها خارج از حیطهِ نظارتی سازمان زندانها میباشد.

بازداشتگاه حشمتیه

بازداشتگاه زیر زمین وزارت کشور، خیابان فاطمی

سوله یا  بازداشتگاه کهریزک

سوله یا بازداشتگاه پاسارگاد

بازداشتگاه نبوت در خیابان سهروردی . اداره آن مشترکا با واواک و سپاه پاسداران است

بازداشتگاه سئول معروف به ابوغریب در خیابان سئول و داخل شهرک مسکونی فاطمیه واقع شده و وابسته به نیروی انتظامی است

بازداشتگاه وصال واقع در ابتدای خیابان انقلاب – وصال جنب پمپ بنزین که حفاظت اطلاعات نیرویانتظامی از انجا به عنوان شکنجه گاه استفاده می کند.

بازداشتگاه خاص متعلق به سپاه پاسداران که به ۶۶ سپاه معروف است در اتوبان افسریه محدوده بلوار هجرت پشت پادگان علامه طباطبائی قرار دارد و دارای سلولهای انفرادی متعدد و حتی بند عمومی است

بازداشتگاه قمر که در خیابان دبستان محدوده بین رسالت و سید خندان واقع شده است و نزدیک وزارت دفاع و در کوچه پشتی بیمارستان قمر بنیهاشم است و تحت مدیریت واواک قرار دارد.

و…

و دهها بازداشتگاه و خانههای امنی که در اختیار نیروهای سرکوبگر، شکنجه گر و جنایتکار «رهبر» قرار دارد و خارج از نظارت سازمان زندانها می‌باشد.

در گزارش یاد شده، در باره سرکوبگری سپاه، فهرست شکنجهها آمده است:

    «یکی از مواردی که سپاه پاسداران در آن زمینه به جنایات آشکار پرداخته است، مبحث زندان و زندانی است که این مقوله مستقیما فعالین سیاسی، اجتماعی، مدنی ، فرهنگی،دانشجویی و روزنامه‌نگاران را در جمع قربانیان خود قرار داده است…سپاه پاسداران در واحدهای حفاظت اطلاعات خود ارگانی را مدیریت می‌کند که اعضای آن همواره بدون نام و نشان و با لباس شخصی در حال فعالیت هستند. این افراد که بیشتر به واحد شناسایی و پیشگیری شهرت دارند، در یک گسترهِ وسیع اجتماعی در حال فعالیت هستند. فعالیت این ارگان از سپاه پاسداران در هیبت مشاغل گوناگون اجتماعی از راننده تاکسی و رفتگر گرفته تا اساتید دانشگاهی و پست‌های مدیریتی ادارات و ارگان‌ها شعبه و شاخه دارد…هدف اصلی این واحد علاوه بر حضور همه جانبه‌ی سپاه در میان جامعه، همواره جمع آوری تحرکات اجتماعی و هرگونه اخبار و رویداد در سطح جامعه است که این اخبار به شکل مداوم به مقامات ارشد واحد مربوطه سپاه پاسداران در طول ٢۴ ساعت شبانه روز مخابره می‌شوند.

    در این واحد از سپاه پاسداران یک شاخه کاملا مستقل نیز طراحی شده است که به شکل تخصصی مسوول شناسایی و کنترل افرادی هستند که در جامعه دارای اسم و رسم و جایگاه خاص باشند. این واحد علاوه بر انجام ماموریت‌های مخوف خود در داخل کشور و همکاری مستقیم با وزارت اطلاعات در دستگیری و شکنجه و از بین بردن مخالفین حکومت، در کشورهای همسایه مانند سوریه، عراق، لبنان و فلسطین نیز دارای شعبه و یگان مرتبط بوده و در آنجا نیز به همین شکل در حال فعالیت می‌باشد. درکل انهدام و منفعل ساختن هرگونه حرکت که به تشخیص سپاه پاسداران خطرناک برای منافع سپاه پاسداران باشد، وارد انجام عملیات شده و این افراد و اشخاص و گروه‌هارا به شکل مخفیانه در داخل و خارج از کشور دستگیر و منهدم می‌سازد.

    روزنامه‌نگاران، دانشجویان، پزشکان، اساتید دانشگاه، وکلا، فعالین مدنی و اجتماعی جزو افراد صدرنشین لیست کنترل‌های این واحد از سپاه پاسداران هستند که در صورت مشاهده هرگونه تحرک، فعالیت و موارد مشکوک که به ذائقه سپاه پاسداران خوش نیاید، مراتب بعدی جهت دستگیری این افراد به فرماندهی حوزه حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران منتقل می‌گردد.

…دستگیری افراد مورد نظر به تشخیص واحد حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران به هیچ عنوان نیازمند حکم قضایی و  اجازه از ارگان‌های ناظر بر صدور حکم بازداشت نبوده و دستگیری‌ها کاملا خودسرانه و به تشخیص سپاه انجام می‌شوند.

    افراد دستگیر شده تحت شرایط فوق همواره به مکان‌هایی انتقال داده می‌شوند که جزو زندان‌های رسمی و آشکار تحت نظارت قوه قضائیه و سازمان زندان‌های کشور نمی‌باشند و معمولا در اختفای کامل ساخته و یا در نظر گرفته شده‌اند…تعدادی از این مکان‌ها در داخل پادگان‌های آموزشی سپاه، پایگاه‌های فرماندهی‌ و اماکنی که کاملا محیط‌های حفاظت شده و تحت نظر و حراست هستند قرار دارند. تعدادی دیگر از این مکان‌ها که زندان‌های مخفیانه سپاه پاسداران هستند، معمولا خارج از محیط‌های نظامی و در مکان‌هایی هستند که فقط مسؤلین رده بالای سپاه و واحد حفاظت اطلاعات از آنها مطلع می‌باشند. این مکان‌ها به شکل منازل خارج از شهر، زیر زمین‌های ادارات و نهادهای وابسته به سپاه پاسداران، بخشی از شرکت‌ها و آپارتمان‌هایی که مخفیانه توسط سپاه پاسداران کنترل و نگهداری می‌شوند می‌باشد.

     ساختمان‌هایی با گنجایش متفاوت و دارای نوع ساختمان سازی متفاوت، کاملا عایق بندی شده و دارای چندین راه‌ برای عبور و مرور به داخل با اتومبیل که در داخل آنها، مخالفین حکومت اسلامی و سپاه پاسداران تحت بازجویی، شکنجه، اعتراف و حتی اعدام‌های نهانی قرار می‌گیرند.

    سپاه پاسداران یک بخش ویژه از این نوع زندان‌ها را نیز مدیریت می‌کند که مختص به افراد و اعضای سپاه پاسداران می‌باشد. اعضایی که بنا به هر دلیلی از سیاست‌های سپاه پاسداران تخطی نمایند و یا بر خلاف نوع سیاست سپاه پاسداران دست به اعتراض و یا هرگونه حرکتی نمایند که سپاه به واسطه آن احساس خطر نماید، به این بخش از زندان که بخش نظامی اعضای سپاه می‌باشد منتقل خواهند شد. اغلب این افراد که از اعضای کادر سپاه پاسداران بوده‌اند در صورتی که سپاه پاسداران حضور و وجود آنها را خطرناک و یا مایه دردسر بداند، معمولا بعد از آزادی از زندان و بازداشت دچار عارضه‌های قلبی، مرگ و میر ناشی از حمله و سکته قلبی یا مغزی می‌شوند و در ظاهر با مرگ طبیعی فوت می‌نمایند اما در واقع این بخشی از شیوه عملکرد سپاه برای ازبین بردن مخالفین خود است.

*آیا این بخش از سپاه پاسداران می‌تواند در مرگ چند سردار زیر که در عرض ۵ ماه به علت سکته مغزی و قلبی فوت کرده اند(سال‌های ۹۰ و ۹۱ بعد از سرکوب های کودتای انتخاباتی)، دخیل باشند گفتنی است سه سردار اول از دوستان و یاران و همسنگران سردار احمد غلامپور بوده اند که بعد از جنگ به هیچ مقامی که زیر دستی های او دست یافته اند،نرسید:

● سردار سرتیپ سوداگر در دوران جنگ ایران و عراق مسوول اطلاعات قرارگاه کربلا یعنی مهمترین قرارگاه رزمی ایران در سال‌های اول جنگ و قبل از تشکیل قرارگاه جنگی خاتم الانبیاء وهمچنین فرمانده سه لشکر رزمی ۲۷ محمد رسول الله تهران، ۸ نجف اصفهان و ۲۵ کربلای مازندران بوده که   آخرین سمت او موسس و رییسپژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس بود.

● سردار سرتیپ احمد سیاف زاده،قبلا همکار سرتیپ سوداگر و از مسوولان طرح و عملیات قرارگاه مرکزی کربلا و معاون احمد غلامپور فرمانده وقت این قرارگاه بوده است.

● سردار سرتیپ محمد مهدی قاصدی در دوران جنگ مسوول ترابری سنگین قرارگاه کربلا بوده و آخرین مسولیتش مدیر عامل شرکت جهاد نصر بوده است.

    او  در عملیات خیبر در سال ۱۳۶۲ در جزایر مجنون، از مسولان حمل و نصب قطعات عظیم پل خیبر بود که در نیزارها و هورهای منطقه مجنون عراق در شرق رودخانهدجله نصب شد. در عملیات والفجر- ۸ یا همان عملیات تصرف فاو در سال ۱۳۶۴ هم مسوول حمل و نقل پل بزرگ بعثت برای عبور دادن هزاران نفر از نیروهای ایرانی تک کنندهبه فاو و نیز عبور دادن هزاران تن تدارکات و مهمات برای این نیروها بوده است.

● سردار سرتیپ وفا غفاریان که مدتی معاون وزیر دفاع و رییس هیات مدیره مخابرات متعلق به سپاه بوده است. وفا غفاریان در زمان جنگ از مسئولان مخابراتی و الکترونیکی سپاه بود و بعد از جنگ هم شش سال مدیر عامل شرکت صنایع مخابرات ایران (صما) و چند سال هم مدیر عامل صا ایران بوده است. وی در سال ۷۹ مدیر عامل سازمان صنایعدفاع شد و همزمان استاد دانشگاه صنعتی مالک اشتر یعنی مهمترین دانشگاه دفاعی- صنعتی ایران بوده است.

● سردار مهندس منصور ترکان برادر اکبر ترکان وزیر دفاع در دولت اکبر هاشمی رفسنجانی. او از فرماندهان سابق سپاه بوده که آخرین سمتش مدیرعامل شرکت یادمان سازه، سازنده برج میلاد تهران بود.

● سردار سرتیپ احمد منصوری، معاون سابق نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران

● سردار سرتیپ عباس مهری، جانشین دانشکده فرهنگی دانشگاه نظامی امام حسین سپاه پاسداران

     علاوه بر این نوع زندان و بازداشتگاه‌های مخفی، سپاه پاسداران در زندان‌های مرکزی و تحت نظارت اداره کل زندان‌های کشور که تحت نظر مستقیم قوه قضائیه می‌باشد، نیز، دارای بندهای مختص به خود می‌باشد که تعدادی از زندانیان سیاسی که حکومت جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران آنان را امنیتی می‌نامند، در آن‌ها نگهداری و تحت مهار دارند. این بندها نیز کاملا توسط سپاه پاسداران کنترل می‌شوند و ریاست زندان‌ها و مامورین زندان فاقد قدرت اجرایی و یا دخالت در پرونده و امورات این دسته از زندانیان بند مخصوص سپاه هستند (بند ۲- الف زندان اوین از این دسته زندان‌ها است).

    بخش دیگری از زندان‌های مخفی سپاه پاسداران در ساختمان‌های پلیس و نیروی انتظامی قرارگرفته است. در کنار شعبه‌های مختلف اداره اگاهی و بازداشتگاه‌های معمول ومشخص نیروی انتظامی نیز ساختمان و یا مکان‌هایی تحت فرماندهی و کنترل سپاه می‌باشند که تعدادی از زندانیان و قربانیان خود را در آنجا نگهداری و تحت بازجویی و شکنجه قرار می‌دهند. در این زندان‌ها یک سلسله کادر تخصصی مشغول به کار هستند که شامل گارد حفاظتی، بازجوها، شکنجه گران و پزشکان و کادر بهداری هستند. این کادر تخصصی و آموزش یافته دارای امکانات و ادوات کاملا حرفه‌ای بوده که اکثرا از کشور چین و یا دیگر کشورهای همکار و همیار ایران و سپاه پاسداران تهیه و تامین می‌شوند:

– داروهای تشنج دهنده

– آمپول‌های منتقل کننده بیماری‌های ناشناخته

– داروهای محرک روان و اعصاب که شخص را در مسیر کارهای خطرناک همچون خودکشی قرار می‌دهد

– بروز حمله و سکته‌های قلبی و مغزی در افراد به وسیله یک سری دیگر از داروها و آمپول‌های مخصوص شکنجه نیز تنها تعداد بسیار کمی از ابزار آلات مورد استفاده در این زندان‌های مخفیانه هستند.

    در این زندان‌ها، زندانی مورد آزار و آسیب‌هایی قرار می‌گیرد که کاملا طاقت فرسا و شکننده است. شکنجه‌هایی همچون؛

انواع شکنجههای رایج در زندانها:

١- شکنجه‌های فیزیکی شدید

٢ – شکستن عمدی استخوان‌های دست و پا و سر زندانیان..

*در کالبد شکافی شکستگی برخی از انگشتان دست و پای خانم زهرا کاظمی و ستار بهشتی نشان دهنده همین مسئله می‌تواند باشد.

٣ – ضربه زدن به بدن زندانیان با کابل‌های ضخیم با دست و پای بسته شده

۴   فشارهای روحی روانی و جلوگیری از استراحت و خواب زندانی

۵ – انجام مانور اعدام‌های نمایشی و قلابی بر روی زندانی

۶ – تجاوز جنسی به زندانی

٧ – تجاوز به اعضای خانواده زندانی در مقابل چشم وی

٨ – تهدید به هتک حرمت زندانی در جامعه

٩ – تهیه عکس برهنه از زندانی یا اعضای خانواده وی و تهدید به انتشار آنها

١٠ – وادار نمودن زندانی به اعترافات تلویزیونی و تصویری دروغین

۱۱داغ کردن و سوزاندن بدن زندانی با اتو و سیگار

*علاوه بر شکنجههای فوق می‌توان انواع دیگر شکنجه را یادآور شد که بازجویان با زندانیان دستگیر شده سال ۸۸، بکار میبردند.  ا برخی از آنها سابقه در ابتدای انقلاب دارد :

– زدن ،شلاق بر کف پا

– استفاده از شوکر برقی در بازجویی ها

-ضربات متوالی به بیضه تا حد بیهوشی

-ادرار کردن بازجویان روی سر و صورت بازداشت شده

– بی خوابی دادنهای طولانی

– استفاده از انبردست برای نیشگون گرفتن از جاهای مختلف بدنپ

– انداختن در بشکه آب سرددر زمستان،

– ده روز نگه داری در سلولی که ارتفاعش یک متر و بیست سانتی متر است

– فرو کردن سر درکاسه توالت و کشیدن سیفون (عبدالله مومنی و احمد باطبی)

– ساعتها نگه داشتن بصورت ایستاده بطوریکه برخی اوقاتمنجر به بیهوشی می‌شود.

– خوراندن قرصهای روانگردان(هنگامه شهیدی و سعید حجاریان ومحمد علی ابطحی )

● هنگامه شهیدی که خبرنگار و عضو ستاد مهدی کروبی بود پس از مدتها بازداشت در سلول انفرادی توانست با مادر خود دیدار کند و بخش‌هایی از شکنجه‌های صورت گرفته را افشا نماید. وی از جمله تأکید کرد که بارها بطور مصنوعی اعدام شده‌است. او همچنین اشاره کرده‌است که قرص‌هایی به وی می‌دهند که آثار شدیدی بر ذهن وی دارد.

● همسر محمدعلی ابطحی گفت که همسرش پس از دستگیری هجده کیلو وزن کم کرده است و از محمد علی ابطحی نقل کرد که قرص‌هایی به او می‌دهند که او را از جار و جنجال و هیاهوی این دنیا فارغ می‌کند.

– آویزان کردن از کتف یا پا

– کوبیدن سر و صورت به دسته صندلی

– لگد زدن به نقاط حساس بدن همچون بیضه ها

– خواباندن روی شکم و سپس ایستادن دو سه نفری روی کمر زندانی ،

     واحد بهداری  زندان‌های سپاه نیز به نوبه خود گونه‌هایی از شکنجه را در مورد زندانیان اعمال می‌کند که در نوع خود کاملا ضد انسانی و غیر قابل تصور است:

١- تزریق داروهای تاثیر گذار بر روان زندانی

٢- تخلیه مقادیر زیادی از خون زندانیان برای بانک خون سپاه

٣- تست آزمایشات مختلف دارویی و شیمیایی بر روی بدن زندانیان

۴- تزریق مقادیر زیادی مرفین و معتاد کردن زندانیان به مواد مخدر

۵- تجزیه بدن زندانیان کشته شده و قربانی و استفاده از اعضای بدن آنها

۶- خوراندن داروهای محرک اعصاب و مجنون کردن زندانیان پس از آزادی

٧- استفاده از داروهایی که موجب سکته مغزی و یا حمله قلبی زندانی در دراز مدت بشود

منبع:

❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊

تحقیقی در باره زندانهای ایران: زندانهای رﮊیم ولایت مطلقه فقیه، شکنجه گاهها و قتلگاه‌های مبارزان و جوانان – بخش دوم

نمونه‌هائی از کشتن و وادارکردن به «خودکشی»:

● «…یکی از این موارد شکنجه، دختری است به نام «شلر» که محمد نوری زاد در وبسایت رسمی خود در موردش می‌نویسد. دختری که دانشجوی مقطع لیسانس علوم سیاسی بوده و تنها به جرم امضاکردن طوماری اعتراضی به وضعیت دانشگاه دستگیر و به سرنوشتی شوم دچار می‌شود.

منبع: ((دوماه سه ماه چهارماه. کمی به پنج ماه مانده است که اززندان اوین به پدرزنگ می‌زنند. که: بیا ودخترت را ببر.پدرسراسیمه به تهران می‌رود. به زندان اوین. بعد ازکلی معطلی، درِزندان گشوده می‌شود. بانوانی زیربغل شلر را گرفته‌اند. روی پایش بند نیست.

ای خدا، این که شلرنیست. شلر برورویی داشت. چالاک و ورزشکار وکمی حتی تپل بود. این دخترکه چهل پنجاه کیلو بیشتر وزن ندارد. پدر، شلررا تحویل می‌گیرد. بشرطی که هروقت زنگ زدند وگفتند: بیاورش، بیاوردش. سال گذشته کمی پیش ازاین روزها، « برادران» زنگ می‌زنند که: شلررا بیاور. داستان تلفن را به شلر می‌گویند. که آماده شو. سه روز مهلت داده‌ا‌ند. شلردو روز درخود فرومی‌شود. بازهمان سکوت و بُهت و زانوان لرزان. درانتهای روز دوم، که فردایش باید حرکت می‌کرده‌اند، شلررا می‌بینند

که خوابیده. این چه وقت خواب است؟ پدربزرگ، ازسالهای دور، یک تفنگ شکاری داشته که درخانهِ آنها نگهداری می‌‌شده است. یک حولهِ خیس، پیچیده برسرِلولهِ تفنگ، انگشت برماشه، و: شلیک!»

● پیمان کاوسی ، مهندس برق نیز یکی از قربانیان مورد تجاوز قرارگرفته در زندان‌های سپاه پاسداران است. دو مورد دیگر که خودکشان کرده‌اند را می‌آوریم تا بگوییم که کشتن یا خودکشی کردن زندانیان برای حاکمیت فرقی نمی‌کند در مورد چه کسانی باشد، اگر لازم بود «برادران» به آن اقدام می‌کنند:

● روح الله حسینیان از قاتلان معروف و اعضای برجسته جنایت در ایران در مورد خودکشی سعید امامی در مدرسه فیضیه می‌گوید: «ما خودمان یک زمان قاتل بودیم، یک زمانی زندانبان بودیم. تاکنون صدها نفر واجبی خوردند و نمردند. آخه چه طور با یک استکان آن هم که شما می‌گویید که بلافاصله بردید به بیمارستان و شستشو دادید، این خورد و مرد؟

    میگوید نه نمرد، ۴ روز زنده ماند و خوب شد. حتی تماس هم گرفتند با ما که بیایید و ببریدش که یک مرتبه اعلام کردند که ایست قلبی پیدا کرده و بیایید و ببرید که تمام کرد. گفتم آخه جای تحقیق دارد. اولاً من نمیگویم نخورده، شاید، شاید خط بهش دادند همان بازجوهایی که چپ بودند و کسانی که پرونده دستشان است، این کار را بکن، بیا بیرون نجاتت میدیم، چون خودش هم گفت، گفت آنجا داد و بیداد میکرد و میگفت آقا به داد من برسید، پدرم را درآوردند، کشتنم، شکنجه‌ام میکنند. توی بیمارستان داد و فریاد میکرد. شاید واقعا همین خطی به او داده‌اند و بعد آوردهاند بیمارستان، آمپول هوا بهش زدند، سکته کرده. تحقیق کنید، بررسی کنید. آخه سعید اسلامی آدمی نبود که خودکشی کند. ما می‌شناختیم. سعید اسلامی را. به هر حال جواب قانع کننده‌ای آقای نیازی واقعا برای این مسأله نداشتند و ندارند. همین هم پیشبینی شده. یکی از عواملی هم که باعث شد بنده به ختم سعید اسلامی بروم همین هست که همان وقتی که این جریان اتفاق افتاد به دوستان گفتم که اینها میگویند سعید اسلامی از جناح راست بود، متهم شماره یک هم بود و همه قتلها هم زیر سر ایشان بود و خودشان کشتنش که قضیه را تمام کنند و سرنخ را قطع بکنند. همین جور هم شد.

● در بیانیه‌ای که نشان از درگیری میان نیروهای اطلاعاتی در مورد مهدی محمودی یکی از افراد دخیل در دزدیدن و خوردن دکل ها نفتی بوده است بخشی از نیروهای اطلاعات در حمایت از او اینگونه نوشته اند:

    «مصطفی احدی معروف به مصی افغانی عضو اطلاعات سپاه و فامیل آقای دکتر سعید که هر پنج شنبه جلسات نهار و شام خانوادگی دارند ( و در خصوص پرونده های مختلف صحبت میکنند ) از شکنجه گران معروف اوین و با همکاری مهدی بادی و در حضور امیر حسین سلطانی و یاسینی در قسمتی از بند دو الف زندان اوین  ( معروف به اتاق آخرت ) متهمین را با شیوه های خاص منجمله: نوشتن وصیت نامه ، تماس با خانواده برای خداحافظی ، پرکردن فیلم ویدئویی قبل از اعدام ، خوابیدن در قبر و …. تهدید به مرگ مینمایند. پس از آن از متهمین قبض روح شده هر آنچه که میخواهند و اهداف سیاسی و کثیفشان میطلبد را اخذ کتبی اطلاعات می‌‌کنند. این موضوع را مهدی محمودی بارها به مادرش در ملاقاتها گفته وایشان به اطلاع بازپرس دکتر سعید رسانده  اما ایشان خود را به نفهمی زده تا جایی که محمودی  تهدید کرده اگر به دادم نرسید دست به خود کشی میزنم ».

چند نمونه در سال‌های اخیر :

●زهرا بنی یعقوب پزشک و نفر ششم کنکور سراسری که در حین گفتگو با نامزدش در یکی از پارک های همدان در تاریخ  ۲۰ مهر ۱۳۸۶توسط نیروهای بسیج دستگیر و به بازداشتگاه ستاد امر به معروف و نهی از منکر شهر همدان فرستاده شده بود. پس از ۴۸ ساعت، خانواده‌اش که برای آگاهی از وضعیتش به نیروی انتظامی همدان مراجعه کرده بودند با خبر مرگ وی روبرو شدند. به آنها گفتند او خودکشی کرده‌است.

    شیرین عبادی میگوید: «من به اتفاق سه وکیل دیگر برای خواندن پرونده به دادسرای همدان رفتیم و از محل بازداشت زهرا دیدن کردیم. مسوولان به ما نشان دادند که زهرا چطور خود را حلق آویز‌کرده بود. اما آنچه ما دیدیم در واقع صحت ادعای خانواده زهرا مبنی بر اینکه خانم دکتر جوان خودکشی نکرده است را تایید می‌کند.چرا که زهرا ۱۷۵ سانتی متر قد و ۸۰ کیلو وزن داشته است و اگر این دختر پارچه را به چارچوب در یعنی جایی که به ما نشان دادند نصب کرده‌باشد، باید بلندی پارچه و چارچوب را هم در نظر بگیریم

که با این اوصاف پای زهرا هنگام خودکشی به زمین می‌رسیده و وی معلق نمی‌شده است».

   در ۱۹ تیرماه ۸۷ از طرف بازپرس شعبه سوم دادسرای عمومی و انقلاب دادگاه همدان حکمی به دست خانواده بنی یعقوب رسید که براساس آن «مرگ دکتر زهرا بنی یعقوب خودکشی تشخیص و پرونده مختومه اعلام شد». و «برای متهمان این پرونده قرار منع تعقیب صادر شد».

    اما غلامرضا موحدیان رئیس این شعبه در ۲۸ بهمن ۱۳۸۸ با صدور حکم نهایی «محمد حسین قره باغی، رییس ستاد امر به معروف و نهی از منکر همدان را به «اتهام جعل در اسناد» و «بازداشت غیرقانونی» و همچنین به اتهام استنکاف از انجام دستور قضایی به دو سال زندان و شش ماه انفصال از خدمات دولتی و حسن مستقیمی دیگر عضو ستاد امر به معروف و نهی از منکر همدان و از نیروهای بسیج همدان که زهرا بنی یعقوب را در پارک دستگیر کرده بود به اتهام «توقیف اشخاص بر خلاف قانون در جرم غیر مشهود»، به یک سال حبسمحکوم کرد.

● ولی الله فیض مهدوی در مهرماه سال ۱۳۸۰ بازداشت شد و در ۱۵ شهریور سال ۱۳۸۵ مقام‌های زندان اوین خبر مرگ او را به طور رسمی اعلام کرده و مدعی شدند که « ولی‌الله فیض مهدوی خود را در سلولش حلق‌آویز کرد و پس از انتقال به بیمارستان، در آنجا فوت کرد.

    سهراب سلیمانی در حالیکه مهدوی کشته شده بود از او به عنوان «محارب» نامبرد و با این ادعا که «وضعیت مهدوی عادی بوده و هیچ گونه اعتصاب غذایی نبوده است»، گفت: «در حال حاضر وی در بیمارستان شریعتی بستری و تحت نظر است».

    در همان زمان، خبرگزاری فارس به نقل از سهراب سلیمانی نوشت: مدیرکل سازمان زندانهای استان تهران:خودکشی یک عضو فعال منافقین در زندان ناکام ماند. دو روز بعد مدیر روابط عمومی سازمان زندان‌ها از مرگ ولی الله فیض مهدوی خبر داد و برخلاف سازمان زندان‌ها که ادعا کرده بود این زندانی در حمام زندان خودکشی کرده، این بار ادعا کرد که «ولی‌الله فیض مهدوی خود را در  سلولش حلق‌آویز کرد و پس از انتقال به بیمارستان، در آنجا فوت کرد». (خبرگزاری ایسنا،۱۵ شهریور ۱۳۸۵)

● ابراهیم لطف اللهی فعال دانشجویی در شهر سنندج در ۱۶ دی سال ۱۳۸۶ بازداشت شد و تنها ۹ روز بعد در ۲۵ دی ماه ۱۳۸۶ ماموران امنیتی در تماس با خانواده او ادعا کردند این فعال دانشجویی در بازداشتگاه اطلاعات سنندج خودکشی کرده و جسدش را در گورستان سنندج دفن کرده اند.

● هاشم رمضانی،شهروندی کرد اهل مهاباد، در هفته دوم دی ماه ۱۳۸۷ از سوی ماموران واواک ارومیه بازداشت شد. ماموران پس از بازداشت وی باردیگر به منزلشان مراجعه کرده و کامپیوتر و دیش و رسیور دریافت شبکه‌های تلویزیون‌های ماهواره‌ای موجود در منزل را با خود بردند. چهار روز بعد، ماموران در تماسی با خانواده هاشم رمضانی اعلام کردند برای تحویل گرفتن جسد او به واواک ارومیه مراجعه کنند. در مراجعه خانواده وی به واواک ارومیه، به آن ها اعلام شد که هاشم رمضانی در جریان بازداشت «خودکشی» کرده است.

کشته شدگان زیر شکنجه و مرگ با بیماری:

    این اعمال و رفتار در حالی است که قانون در مورد شکنجه این‌گونه مقرر کرده‌است:

    ماده ۵۷۸ قانون مجازات اسلامی که در مورد شکنجه است مقرر می‌دارد: «هر یک از مستخدمین و مأمورین قضائی یا غیر قضائی دولتی برای آن که متهمی را مجبور به اقرارکند او را اذیت و آزار بدنی نماید علاوه بر قصاص یا پرداخت دیه حسب مورد به حبس از شش ماه تا سه سال محکوم می‌گردد و چنانچه کسی در این خصوص دستور داده باشد فقط دستور دهنده به مجازات حبس مذکور محکوم خواهد شد و اگر متهم بواسطه اذیت و آزار فوت کند مباشر مجازات قاتل و آمر مجازات قتل را خواهد داشت».

    در زیر به برخی از جنایات نظام ولایت مطلقه فقیه در حق زندانیان بی‌دفاع اشاره می‌شود که برخی زیر شکنجه به قتل رسیده‌اند  و برخی به دلیل نرساندن به بیمارستان فوت کرده اند.

● امیر جوادی فر، یکی از بازداشت شدگان سال ۸۸ که در زندان کهریزک به دلیل شکنجه و ضرب و شتم کشته شد

● محمد کامرانی، یکی از بازداشت شدگان سال ۸۸ که در زندان کهریزک به دلیل شکنجه و ضرب و شتم کشته شد . او جوان ۱۸ ساله‌ای بود که در درگیریهای ۱۸ تیر در میدان ولیعصر دستگیر شد از جمله قربانیان بازداشتگاه‌های ایران است. وی که به گفته خانواده اش تنها در حال عبور از میدان بوده‌است، توسط نیروهای امنیتی دستگیر و پس از چند روز در بیمارستان لقمان در وضعیت وخیم جسمی به خانواده‌اش تحویل می‌شود. مقامات ابتدا از خانواده او خواسته بودند که با اتومبیل برای تحویل گرفتن او به زندان اوین مراجعه کنند. اما با جنازه او روبرو شدند.

● محسن روح‌الامینی، یکی از بازداشت شدگان سال ۸۸ که در زندان کهریزک به دلیل شکنجه و ضرب و شتم کشته شد، پدر او به دلیل وابستگی به مافیاهای امنیتی تنها کسی بود که قاضی مرتضوی را نبخشید و به دادگاه کشاند و به زندان محکوم کرد.

    پدر محسن روح‌الامینی نیز بعد از دیدن جسد پسرش گفت او مورد ضرب و شتم شدید قرار گرفته و دهانش را خرد کرده بودند. او گفت: «فرزندم انسان صادقی بود. دروغ نمی‌گفت. مطمئنم هر چه از او سؤال کرده‌اند، درست پاسخ داده‌است. آن‌ها احتمالاً نتوانسته‌اند صداقت او را تحمل کنند و وی را به شدت کتک زده و زیر شکنجه کشته‌اند.»

● رامین آقازاده قهرمانی، یکی از بازداشت شدگان سال ۸۸ که در زندان کهریزک به دلیل شکنجه و ضرب و شتم کشته شد، او در زندان شکنجه شد و هنگامی که آزاد شد فوت کرد.

    بعداز افشای جنایت در زندان کهریزک مسئولان هر کدام بهانه وتوجیه کردند که کار غلطی بوده است و عوامل باید محاکمه شوند .

حمید درخشان نیا،قائم مقام رییس دادگستری تهران،اعلام کرد که «تعطیلی بازداشتگاه غیرقانونی کهریزک را از دو سال پیش درخواست کرده بودند و این بازداشتگاه زیرنظر سازمان زندان‌ها نبوده است». ازبی‌تفاوتی دو ساله نسبت به تذکر رییس دادگستری تهران درباره تعطیلی این بازداشتگاه انتقاد کرد و «از دادسرای انتظامی قضات خواست تا با قضاتی که متهمان را به کهریزک معرفی کرده‌اند، برخورد کند». (خبرگزاری ایسنا،۷ مرداد ۱۳۸۸)

    در ۲۱ دی ماه سال ۱۳۸۸، «کمیته ویژه مجلس شورای اسلامی برای پیگیری حوادث پس از انتخابات»  گفته‌است: «فقدان جا و ظرفیت زندان اوین، مطلب صحیحی نیست و زندان اوین کاملا آمادگی پذیرش آن بازداشت‌شدگان را داشته‌است. علاوه براین علت مرگ بازداشت شدگان نیز ضرب و شتم و بی‌توجهی مأموران و مسئولان بازداشتگاه، ازدحام زندانیان، ضعف امور بهداشتی، تغذیه نامناسب، انتقال نامناسب با اتوبوس و گرما بوده است».

● عبدالرضا رجبی به اتهام عضویت در سازمان مجاهدین خلق در سال۱۳۸۰ پس از یک درگیری مسلحانه دستگیر شد.ابتدا از سوی دادگاه انقلاب به اعدام محکوم شد. اما پس از چندی محکومیت او با یک درجه تخفیف به حبس ابد تبدیل شد. عبدالرضا رجبی دوران محکومیت خود را در زندان دیزل آباد کرمانشاه،و بند ۳۵۰ زندان اوین و پس از آن اندرزگاه ۸ این زندان گذراند. او در ۷ آبان ۱۳۸۷  از زندان اوین به گوهردشت (رجایی شهر) منتقل شد و همان شب خبر مرگ این زندانی اعلام شد.

● کاوه عزیز پور در سال ۱۳۸۵ وقتی ۲۳ سال داشت به اتهام ارتباط با احزاب اپوزیسیون کرد از سوی واواک مهاباد بازداشت شد.دادگاه انقلاب مهاباد او را به ۳سال زندان محکوم کرد.این اما در اوایل اردیبهشت ۱۳۸۷ پس از انتقال به بیمارستان ارومیه و ۲۰ روز کما، در۲۷ اردیبهشت درگذشت.

     کاوه عزیز پور در دومین سال از دوران محکومیت خود بر اثر آنچه که نزدیکانش «سکته مغزی در اثر شکنجه» اعلام کردند، در بیمارستان ارومیه بستری و دو بار تحت عمل جراحی قرار گرفته بود.گزارش‌هایی نیز علت بستری شدن او بر اثر”تومور مغزی” در بیمارستان و جراحی مغز حکایت کرده اند.

● ستّار بهشتی، کارگر و وبلاگ‌نویس در تاریخ ۹ آبان ماه ۱۳۹۱توسط پلیس فتا دستگیر شد. او به اتّهام «اقدام علیه امنیت ملی از طریق فعالیت در شبکه اجتماعی و فیس بوک» بازداشت و به مکانی نامعلوم منتقل شده بود. در مدّت بازجویی به شدت از سوی پلیس فتا شکنجه شدو زیر شکنجه درگذشت و در گورستان رباط کریم (محل زندگی‌اش) به خاک سپرده شد. بر اساس گزارش ثبت شده در روابط عمومی بهشت زهرای تهران، بهشتی در۱۳ آبان ماه فوت کرده‌است.(یعنی در طول چهار روز باداشت با او کاری کردند که با دست و پای شکسته و بیضه های ترکیده به قتل رسید.

    او در تاریخ ۱۰ آبان ۱۳۹۱: وارد بند ۳۵۰  زندان اوین شد. وی به شدت شکنجه شده بود و مچ‌های هر دو دستش به شدت کبود بود که نشان می‌داد جوجه شده‌است. (نوعی شکنجه که در پلیس آگاهی ایران مرسوم است. دست‌ها را می‌بندندو مظنون یا متهم را مانند جوجه از سقف آویزان می‌کنند) این زندانی پیش از انتقال به بند در بهداری بستری بوده‌است.

    در ۱۶ آبان ۱۳۹۱، سایت اصلاح طلب کلمه خبر مرگ این وبلاگ نویس را منتشر کرد و نوشت که به خانواده ستار بهشتی اطلاع داده شده که برای تحویل گرفتن جنازه او به پزشکی قانونی کهریزک مراجعه کنند

    در تاریخ ۲۰ آبان ماه ۱۳۹۱زندانیان سیاسی محمدعلی دادخواه، علیرضا رجایی و علیرضا بهشتی شیرازی گواهی‌نامه‌ای را امضا کردند. بنابر آن: «زمانی که ستار به بند ۳۵۰ آورده شد آثار شکنجه در تمام قسمت‌های مختلف بدنش مشهود بود و وی در شرایط کاملاً دردناک و مجروحی قرار داشت.» زندانیان سیاسی امضاکننده این گواهی‌نامه می‌گویند بهشتی از اوین به بازداشتگاه پلیس امنیت منتقل شده و هنگام انتقال نگران بوده و گفته: «اینها قصد کشتن مرا دارند.

    در ۲۱ آبان ماه ۱۳۹۱، احمد توکلی نماینده مردم تهران در مجلس ضمن انتقاد از سکوت دستگاه قضایی نسبت به موضوع مرگ یک وبلاگ نویس در زندان گفت: «دولت‌های خارجی در اینباره غوغا به پا کردند چرا وزارت خارجه و دستگاه قضایی در این خصوص توضیح نمی‌دهند، مرگی اتفاق افتاده و باید توضیح داده شود.

    ستاد حقوق بشر قوه قضاییه، با صدور بیانیه‌ای از عزم جدی دستگاه قضایی کشور برای برخورد سریع، قاطع و بدون اغماض با مقصر یا مقصرین فوت یک شهروند ایرانی در زندان خبر داد.این هم یکی از طنزهای قوه قضاییه و عدالت در کشور است که محمد جواد لاریجانی دلش برای زندانیان سوخته باشد.

    در ۹ دی ۱۳۹۱: ۵۰روز پس از مرگ ستار، در گزارش محرمانه پزشکی قانون فاش شد:ستار بهشتی براثر ضربه و شوک فیزیکی و متلاشی شدن، بیضه‌اش کشته شده‌است. همچنین آثار سوختگی نیز در ناحیه بیضه‌های وی نیز ثبت شده‌است.

   در ۱۸آبان ۱۳۹۲، دکتر رضا حیدرپور که پس از مرگ ستار بدن او را معاینه کرد و در گزارش خود آثار ضرب و شتم و شکنجه‌هایی که روی بدن ستار بود را در پرونده وی درج‌کرده بود بازداشت شد و به بند ۲۰۹ انتقال یافت.

● محسن دکمه چی زندانی سیاسی در تاریخ ۱۶ شهریور سال ۱۳۸۸ توسط واواک دستگیر و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد و روز دوشنبه ۸ فروردین ماه سال ۱۳۹۰ در گذشت و همسر او به خاطر حفظ جان فرزندش از پیگیری مرگ او خودداری کرد.

● حسن ناهید مهندس مخابرات در سال ۱۳۸۳ به اتهام «افشای اسناد طبقه بندی شده» بازداشت شد. او از سوی دادگاه انقلاب به ۳ سال زندان و پرداخت ۶۳ هزار یورو محکوم و دوران حبس خود را در بند۳۵۰ زندان اوین گذراند و به دلیل ابتلا به سرطان و ممانعت مسئولان از مداوا در خارج از زندان در مراحل اولیه درگذشت

● زهرا کاظمی خبرنگار ایرانی کانادایی به هنگام تهیه گزارش مقابل درب زندان به دستور سعید مرتضوی دستگیر و بعد از شکنجه و وارد شدن ضربه به سر او به قتل رسید اما کسی از این بابت مسئول شناخته نشد. اینک یونسی می‌گوید برابر تحقیق واواک، او جاسوس نبود اما مرتضوی پرونده را از واواک گرفت و او مسئول قتل زهرا کاظمی است.

    او از زمان بازداشت (ساعت ۱۷ و ۴۰ دقیقه، ۲ تیر ۸۲)، تا ساعت ۲۰ دقیقه بامداد ششم تیر ماه که به بیمارستان بقیهالله الاعظم منتقل شده، به ترتیب در اختیار دادستانی،اطلاعات نیروی انتظامی و واواک بوده‌است.

● اکبر محمدی فعال سیاسی در ۱۰ تیر ۱۳۷۸ و در جریان اعتراضات دانشجویی دستگیر شد و از سوی دادگاه انقلاب به اعدام و پس از آن به ۱۰ سال زندان تعزیری و ۵ سال زندان تعلیقی محکوم شد.

    بعد از گذشت نیمی از زندان جهت مداوا آزاد شد. اما در تاریخ  خرداد ۸۵ باردیگر دستگیر شد و اعتصاب غذا کرد و مورد ضرب و شتم قرار گرفت و روز ۸ تیرماه همان سال به طرز مشکوکی فوت کرد. رییس زندانهای تهران یعنی سهراب سلیمانی برادر سردار سلیمانی مدعی شد  او در اعتصاب غذا نبوده است. وکیل مدافع محمدی، خلیل بهرامیان از قول زندانیان دیگر همبند موکل‌اش از جمله

علی افشاری گفت که محمدی در طول چند روز پیش از مرگ، بارها وحشیانه مورد ضرب و شتم قرار گرفته بود و آثار شکنجه بر بدن او به خوبی نمایان بوده‌است.

● امیرحسین حشمت ساران از زندانیان سیاسی زندان گوهر دشت در کرج، جمعه ۱۶ اسفند ۱۳۸۷ پس از چهار سال تحمل زندان،به مرگی مشکوک در زندان درگذشت. همسر ساران به دیده بان حقوق بشر گفت: «متخصص پزشکی که مراقبت از او را به عهده داشت به من گفت وی خونریزی مغزی کرده و عفونت ریوی داشت که به همه بدنش سرایت کرده بود و باید زودتر به بیمارستان آورده می‌شد. او موقعی به بیمارستان آورده شد که در واقع مرده بود»/

● امید رضا میرصیافی – وب لاگ نویس: او  اولین بار در ۳ اردیبهشت سال ‍۱۳۸۷ به اتهام «توهین به علی خامنه‌ی رهبر جمهوری اسلامی» در وبلاگش، «روزنگار»، بازداشت و پس از ۴۱ روز با تعیین وثیقه ۱۰۰ میلیون تومانی آزاد شد. در آبان ۸۷ او از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران محاکمه و به اتهام «فعالیت تبلیغی علیه نظام» به ۶ ماه و به اتهام «توهین به آیهالله خامنه‌ای» به ۲سال زندان محکوم شد.

    این وبلاگ نویس زندانی در ساعت ۱۲ ظهر ۲۸ اسفند ۸۷ در زندان اوین تهران «دچار افت شدید فشار خون» شده و به درمانگاه اندرزگاه شماره ۷ و پس از آن به بهداری زندان اوین منتقل و با تاخیری سه ساعته به بیمارستان لقمان حکیم منتقل شد. اما یک ساعت بعد در بیمارستان در گذشت و این بیمارستان علت مرگ امیدرضا میرصیافی را ” مسمومیت دارویی ناشی از ۵۰ قرص پروپرانولول ثبت کرده‌است. اما معصومه میرصیافی خواهر امید میرصیافی پس از شناسایی جسد برادرش اعلام کرد: «گوش سمت چپ خونریزی داشت،

بینی‌اش پر از لخته‌های خون بود. صورتش کبود بود. پشت کتف‌ها و کمر نیر آثار کبودی پیدا بود و ظاهرا قسمت پشت گوش، آن قسمت جمجمه شکستگی هم داشت».

منبع:

https://www.enghelabe-eslami.com/component/content/article/35-didgagha/nevisandegane-ma/28090-2018-03-03-15-45-22.html

❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊

گزارش در باره زندانهای رﮊیم ولایت مطلقه فقیه – بخش سوم: دستگاه قضائی تحت امر «ولایت مطلقه فقیه»، دستگاه شکنجه و ترور

وقتی دﮊخیمان شکنجه را تعزیر می‌خوانند:

● «تعزیر باید پوست را بدرد، از گوشت عبور کند و استخوان را بشکند» قول محمد محمدی گیلانی، حاکم وقت شرع و رئیس دادگاه‌های انقلاب و از جلادهای بنام خمینی، درباره، نحوه شلاق‌زدن زندانیان (در مصاحبه با روزنامه کیهان، مورخ ۲۸ شهریور ۱۳۶۰ خورشیدی)

● موسوی تبریزی، یکی دیگر از قصابان اوین که دادستان انقلاب شد تا با جلادی، رﮊیم خمینی را حفظ کند، گفته‌است: «یکی از احکام جمهوری اسلامی این است که هرکس در برابر این نظام امام عادل بایستد، کشتن او واجب است. زخمی‌اش را باید زخمی‌تر کرد تا کشته شود.(محمد راجی،زهرا کاظمی،هدی صابر،…)این حکم اسلام است. چیزی نیست که تازه آورده باشم».

     روشن‌است که تعزیرات مبنای قرآنی ندارند و مأخوذ احکام دوران تفتیش عقاید در قرون وسطای اروپا است و «اسرائیلیات» هستند. وقتی دینی وسیله توجیه قدرت می‌شود، همانند هر دولت توتالیتری، نخست، توجیه‌گر سرکوب و روش گرداندن جنایت دولت بر ضد شهروندان می‌شود. همان بلا که رﮊیم خمینی و جانشین او بر سر اسلام آورده‌اند.

    با بر سر کار آمدن نظام ولایت فقیه و تثبیت استبداد ملایان، برای هر چه بیشتر تحت کنترل داشتن مبارزان و مردم، با توجه به ممنوع بودن شکنجه طبق قانون اساسی،در زندان‌ها ، روحانیون ولایت مدار با استفاده از قوانین ضد بشری و خود ساخته فقه ولایتی، تعزیر را جایگزین شکنجه کردند. این در حالی بود که با توجه به سخنان برخی از حکام شرع، تعزیر در برخی اوقات باید منجر به مرگ شود( گفته «آیهالله» محمدی گیلانی).

    به شهادت رسیدن درویش بیگناهی به نام محمد راجی، زیر شکنجه و همچنین نمایش ویدئو کلیپ‌هایی از چگونگی وارد کردن ضرباتی به سر و  صورت دستگیر شدگان بی‌پناهی که تنها به حمایت از رهبرشان که هم اینک در حصر کامل خانگی است، می‌گویند و به وضوح می‌گویند که رﮊیم به «تعزیر» در همه جا  و در باره همه ایرایان کاربرد بخشیده‌است.

    قبل از ورود به معرفی حکام شرع، رؤسای زندان‌ها، دادستان‌ها، بازجویان، بازپرسان، شکنجه گران، زندان بانان و… بهتر دیدیم نگاهی به تفاوت‌های شکنجه و تعزیر بیندازیم. شکنجه‌گران نه هم شکنجه را تعزیر می‌خواندند و می‌خوانند، بلکه آقای بنی‌صدر را متهم به غیر اسلامی اندیشیدن می‌کردند. خمینی هم گفته بود او حدود را قبول ندارد.

    اولین کس و تنها رییس جمهوری که بر ضد شکنجه زندانیان در برابر نظام شکنجه گر ولایت فقیه ایستاد ابوالحسن بنی‌صدر بود که فریاد بر می‌آورد طبق قانون در زندان‌ها نباید شکنجه باشد اما همانگونه که بیان شد ، ملایان جاه طلب و مستبد در برابر رییس جمهور موضع گرفتند که ما کسی را شکنجه نمی‌کنیم بلکه تعزیر اسلامی می‌کنیم!!

    هنگامی که بنی‌صدر به شکنجه‌ها در زندان اعتراض کرد، عوامل موثر در استبداد بعد از کودتا بیاناتی به شرح زیر ایراد کردند :

● «حجه‌الاسلام ری‌شهری:  «اگر مقصود رئیس جمهور از شکنجه، همان تنبیهاتی است که اسلام به عنوان حدود و تعزیرات مطرح می‌کند، ما منکر آن نیستیم، زیرا دستور اسلام است.»

● لاجوردی، معروف به قصاب اوین: «تعزیر می‌کنیم و تعزیر با اجازه حکام شرع است.»

● محمدی گیلانی: «محارب بعد از دستگیر شدن، توبه‌اش پذیرفته نمی‌شود و کیفرش همان است که قرآن گفته. کشتن به شدید‌ترین وجه. حلق آویز کردن به فضاحت‌بارترین حالت ممکن. تعزیر باید پوست را بدرد، از گوشت عبور کند و استخوان را درهم شکند.»

● «آیه‌الله» قدوسی: «در زندان‌ها شکنجه صورت نمی‌گیرد، اما مجازات‌های شرعی اسلامی اعمال می‌گردند.»

● «آیه‌الله» موسوی تبریزی: «یکی از احکام جمهوری اسلامی این است که هرکس در برابر این نظام امام عادل بایستد، کشتن او واجب است. زخمی‌اش را باید زخمی‌تر کرد تا کشته شود.این حکم اسلام است. چیزی نیست که تازه آورده باشم.»

● خلخالی: «بنی‌صدر مرتبا مسئله شکنجه را برای کوبیدن دادگاههای انقلاب عنوان می‌کرد و تا این اواخر دست بردار نبود . بنی‌صدر تعزیرات شرعی را جزو شکنجه به حساب می‌آورد و می‌خواست با روش اروپایی عمل نماید.»

● محمد منتظری: «اتهام وارده از سوی بنی‌صدر به روش بازجویی و بازپرسی به هیچ‌وجه صحیح نمی‌باشد.» ( کیهان، ۳۰ فروردین ۶۰)

● در رابطه با گفته‌های محمد منتظری،  بخشی از گفته‌های آقای محمد آخوندان ، دوست محمد منتظری را می‌آوریم: «… آقای خمینی بدنبال محمد فرستاد که برود جماران و آقای خمینی را ملاقات بکند. روزی‌که به ملاقات آقای خمینی رفت من هم، همراه وی بودم. آقای خمینی به محمد توصیه کرد که برود و اعلام کند که شکنجه وجود نداشته است. محمد پاسخ داد من خودم شکنجه را در زندانها مشاهده کرده‌ام. آقا گفتند فعلاً جمهوری‌اسلامی در خطر گروههای ملحد و ضد انقلاب است. فعلاً تو برو و اعلام کن که شکنجه وجود نداشته و شایعه‌ای بیش نبوده است. بعد که وضعیت کشور آرام شد و قدرت ما تثبیت گشت و گروه‌های ضد انقلاب و ضد جمهوری‌اسلامی از بین رفتند، به همه امور رسیدگی می‌شود و جلو این‌گونه مسائل گرفته می‌شود. محمد هم با فشار و اصرار آقای خمینی چاره دیگری نداشت و به خواست آقای خمینی آمد و اعلام کرد». (، سید مهدی جعفری – خاطرات زندان اوین .)

● «آیهالله» بهشتی از سازمان دهندگان سرکوب و شکنجه، بنی‌صدر را به محاکمه تهدید کرد وگفت: «بی‌شک در موقع خود، کسانی که شایعه شکنجه در زندان‌ها را درست‌کرده‌اند، تحت تعقیب قضایی قرار می‌گیرند.»

    پس از اعتراضات پی‌در پی بنی‌صدر، «هیئت بررسی شایعه شکنجه در زندان‌ها» تشکیل شد. هیأت را خمینی تشکیل داد که حق این کار را نداشت. اعضای آن را هم خود او برگزید و به آنها مأموریت داد منکر وجود شکنجه در زندان‌ها بگردند و آنها هم بدستور او عمل کردند.

     بنی‌صدر در این‌باره نقل می‌کند: «یک عضو همین هیأت رسیدگى به «شایعه وجود شکنجه»، آقاى بشارتى به من گفت: شکنجه‌ها رواجى دارند که مپرس. آنچه به شما گزارش کرده‏اند، در مقایسه با آنچه هست، مشت در برابر خروار است. گفتم پس گزارش کنید بلکه پیش از آنکه دیر شود، بتوان آن را ریشه کن کرد. گفت: نمى‏توانم. ما مأموریم بگوئیم شکنجه نیست.»

    بدین ترتیب شکنجه‌های غیر انسانی به نام تعزیرات شرعی، با حکم حکام شرع و فرمان اجرای افرادی مانند لاجوردی، محمدی گیلانی، موسوی تبریزی، ریشهری و… آن چنان گسترده شد که بسیاری زیر شکنجه(تعزیر)، کشته شده یا برای فرار از زجر کشیدن، زیر ضربات شلاق‌های استخوان خوردکن و تجاوزهای دردآور (دختران و زنان که از آنها به عنوان دشمن اسیراستفاده می‌کردند)، اقدام به خودکشی کردند. حساب آنها از حساب کسانی که خودکشی می‌شوند جدا است.

    دانش معتمدی که از افراد مطلع در امور مربوط به زندان‌ها و تعزیرات است، در رابطه با شکنجه افرادی که به اتهام ارتکاب «قتل‌های زنجیره‌ای» (جنایتهای سبعانه رﮊیم که خود برآنها قتلهای زنجیره‌ای نام نهاده‌است) دستگیر شده‌اند، می‌گوید: «…تمامی فشارهای اعمال شده بر متهمان و ماموران دستگیر شده با صدور فرمانهای قانونی برای انجام تعزیر بشکل زدن دستبند قپانی واردکردن ضربات شلاق برکف پا و پشت ران و روی کفل از سوی حجه‌الاسلام محمد نیازی و عباسعلی فراتیان صورت گرفته و نمایندگان رؤسای قوه قضاییه و مجریه مستقیما از روند و کیفیت بازجویی‌ها و نحوء رسیدگی مطلع بوده‌اند. مکررا و بی‌محابا، آیین دادرسی در مورد متهمین نقش شده‌است.  بازجویان مطلقا از بابت پی‌گرد بدلیل نقض حقوق انسانی و قوانین و مقررات، دغدغه‌ای نداشته اند و این اثبات می‌کند که برای خشونت و ددمنشی علیه متهمان و مظنونان پرونده مجوز تام و تمام داشته اند».

● محسن مخملباف از نیروهای نزدیک به حاکمیت تا قبل از خروج از کشور در مورد تجاوز جنسی می‌گوید: «…باید اضافه کنم که این مسئله تازه نیست، فقط الان رو شده‌است. سی سال است که در جمهوری اسلامی چنین اتفاق‌هایی می‌افتد. در دهه‌ی اول به دلیل فضای انقلابی بیشتری که حاکم بود این موضوع کمتر دیده شد. اما رفته رفته با بالاتر رفتن فساد در نظام شدت پیدا کرد. در بعضی موارد جنبه‌ِ شرعی و قانونی به آن دادند، مثل تجاوز به دختر باکره‌ای که قرار است روز بعد اعدام شود، فقط برای اینکه دختر اگر باکره باشد به بهشت می‌رود، با این توجیه او را به اصطلاح به عقد و صیغهِ اجباری همین بازجوها و شکنجه‌گرها یا مأموران اعدام در می‌آوردند، حتی مبنای شرعی هم برایش درست کردند.خارج از این، حتی یکی از تاکتیک‌های رژیم جمهوری اسلامی است که فرض کنید در مورد زن سعید امامی، اینها نه تنها بازجویی کردند، نه تنها تجاوز کردند که حتی اسنادش را خودشان منتشر کردند، به قصد اینکه بگویند که اگر منافع ما به خطر بیافتد، افراد نزدیک به نظام را هم این‌جوری قربانی می‌کنیم تا بقیه حساب دستشان باشد. منتهی مردم و آدم‌هایی که خود یا نزدیکان شان مورد تجاوز جنسی واقع شدند همیشه می‌توانستند تصور کنند که شاید این مورد، موردی استثنائی بوده است. شاید هر عیب که هست از مسلمانی ماست و شاید یک فرد خاصی این کار را کرده‌است. ولی رو شدن این موضوع به این شکل گسترده مردم را شوکه کرد، همان‌طوری که در شب انتخابات تقلب گسترده مردم را شوکه کرد. این موضوع قطعی است، اسناد آن هم موجود است….»(۶)

تعزیر چیست و چگونه بکار برده می‌شود؟:

● معنی تعزیر در لغت نامه دهخدا این‌است: تعزیر در اصطلاح فقه، شرعا تادیبی است مادون حد شرعی… و فرق بین تعزیر و حد آن است که

اول:حد معین است اما تعزیر منوط به رأی امام یا حاکم می‌باشد  (چون تعزیر به حکم امام یا حاکم شرع است بنابراین می توان به شکل کوبیدن سر به جسمی سخت مانند زهرا کاظمی یا کوبیدن مشت به طحال، مانند هاله سحابی و ترکاندن بیضه مانند ستار بهشتی … استفاده کرد. ا.ا)

دوم: حد در شبهات برطرف و تعزیر با شبهات واجب می‌گردد (مانند شبه جاسوس بودن زهرا کاظمی و دکتر سید امامی که انقدر تهزیر کردند تایا شبه برطرف شود و یا  کشته شوند. ا.ا)

سوم: حد برکودک واجب نشود اما تعزیر شرعا بر کودک هم وارد است (یکی از علل به قتل رساندن و شکنجه دختران و پسران زیر ۱۵ سال در زندان‌های ایران همین است. ا.ا)

چهارم: حد بر زنهاریان اطلاق می‌شود اگر معین باشد و تعزیر درباره ، زنهاریان غیروارد است.

● معنی دیگر تعزیر: تعزیر در حقوق کیفری ایران عبارت از مجازاتی است مادون حد شرعی. به عبارت دیگر تعزیر کیفری است برای

جرائمی غیر از آنهایی که در حقوق جزای اسلامی برایشان حد، قصاص و دیه در نظر گرفته شده‌است.

تعزیردر شرع از حیث مقدار مشخص نیست و در فقه به کیفری گفته می‌شود که برخلاف حد، قانون‌گذار اندازه‌ای برای آن تعیین نکرده باشد و تعیین آن به صلاحدید قاضی می‌باشد (تعزیر باید کمتر از حد باشد). تعزیر در لغت به معنای تعظیم، تأدیب، نصرت و منع می‌باشد

   ماده ۱۸ قانون مجازات اسلامی مقرر می‌دارد: تعزیر مجازاتی است که مشمول عنوان حد، قصاص یا دیه نیست و به موجب قانون در موارد ارتکاب محرمات شرعی یا نقض مقررات حکومتی تعیین و اعمال می‌گردد. نوع، مقدار، کیفیت اجراء و مقررات مربوط به تخفیف، تعلیق، سقوط و سایر احکام تعزیر به موجب قانون تعیین می‌شود.

۱٫ تعزیرات کیفرهای معین یا نامعین هستند، اما حدود مجازات معین و منصوص بر اساس کتاب و سنت می‌باشند.

۲٫ بر خلاف حد، مقدار و کیفیت تعزیر در صلاحدید حاکم شرع (قاضی) است.

۳٫ در تعزیر شخصیت مجرم، وضع روحی و جسمی و زمان و مکان دخالت دارد، در صورتی که حد تابع صدق عنوان است.

۴٫ در تعزیر، امید به اصلاح و تأدیب مجرم شرط است، امّا فلسفهٔ اجرای حد، دفاع از مصالح بنیادین جامعه است.

۵٫ تعزیر با توبه ساقط می‌شود، در حدود اختلاف نظر است، ظاهر سقوط آن است در اثر توبه قبل از رسیدن نزد حاکم و قیام بینه.

۶٫ تعزیر قابل شفاعت است، اما در حد، وساطت و شفاعت ممنوع است.

۷٫ در تعزیر، حاکم اسلامی حق عفو دارد ولی در حد چنین حقی ندارد.

    حکومت گران برای تعزیر که با حکم حاکم شرع در زندان‌های ایران به اجرا در می‌آید، از میان عوامل خود و بازجوها و شکنجه گرها کسانی را که به لحاظ روانی و شخصیتی توانایی اعمال شکنجه‌های جسمی، روحی و جنسی را دارند، برمی‌گزینند. خصوصیات این افراد عبارتند از :

● افرادی که از قربانیان خشونت‌ها و ناهنجاری‌های خانوادگی یا اجتماعی بوده‌اند؛

● کسانی که از قربانیان تجاوزهای جنسی در کودکی ( توسط افراد خانواده یا دیگران) بوده‌اند

● افرادی که از اوباش و اجامر جامعه  بوده‌اند

● کسانی که محرومیت‌هاو انحراف‌های جنسی داشته‌‌اند.

● افرادی که شستشوی مغزی و توجیه ایدئولوژیک یا مذهبی می‌شوند. و

●کسانی که از نظر آنها زندانی کافر و مرتد و منافق است و حکم «غنیمت جنگی» را دارد و تصاحب و تصرف

آن «خلاف شرع» نیست.

اعتبار اقرار زیر شکنجه:

    بسیاری از قضات، حکام شرع، بازجویان و بازپرسان نیروهای امنیتی و اطلاعاتی معتقدند که زندانیان در برابر استفاده از تعزیرات حکومتی اقدام به اقرار نموده‌اند. در این باره، ریشهری می‌گوید: «مهدی هاشمی تا زمانی که تعزیر نشد هیچ کلامی را به زبان نیاورد». همین جمله دروغگوئی شکنجه‌گران رﮊیم را آشکار می‌کند. چراکه تعزیر برای تنبیه مرتکب به عملی است. وقتی برای گرفتن اعتراف بکار می‌رود دیگر نه تعزیر که شکنجه با هدف گرفتن اعتراف دلخواه شکنجه‌گر است. نه هم اسلام شکنجه به قصد گرفتن اعتراف را ممنوع می‌داند که اینک یک قانون جهان شمول است ولو حتی حکومتی چون حکومت ترامپ نیز آن را رعایت نکند و شکنجه‌گر زندان گوانتانامو، را رئیس سیا کند.

   سئوال اینجاست : در کدام یک از زندان‌های ایران، اقرار سیاسیون بدون تعزیرات شدید و استخوان شکن به دست آمده‌است؟ آیا زهرا کاظمی خود اقرار به جاسوسی کرده بود؟ آیا دکتر سید امامی خود اقرار به جاسوسی کرده بود؟ آیا ستار بهشتی خود و…

● امیر شریفی خضارتی ـ مدرّس دانشگاه – در مورد عدم اعتبار اقرارِ مبتنی بر اکراه و اجبار می‌گوید: «طرح هر دعوایی ـ اعم از دعوای مدنی یا دعوای کیفری ـ در محاکم دادگستری، مستلزم اثبات آن است. به همین جهت به ‌طور معمول در قوانین شکلی یا بعضاً قوانین ماهوی، به بحث‌های پیرامون «ادلّه اثبات دعوا» پرداخته شده‌است و انواع این دلایل و تمامی احکام و مقررات راجع به آنها مورد اشاره قرار گرفته‌اند.

    یکی از مهمترین دلایل اثبات دعوا ـ چه در امور مدنی و چه در امور کیفری ـ «اقرار» است. تفاوت اقرار با سایر ادلّه اثبات دعوا در این است که به‌طور معمول اقرار به جهت دلالت بیشتری که بر واقع دارد، از ارزش و اعتبار خاصی برخوردار است. اقرار از زمان‌های گذشته به عنوان بهترین و مطمئن‌ترین دلیل برای اقناع وجدان قاضی نسبت به محکوم کردن شخص محسوب ‌شده است، هرچند که امروزه در صحت این سخن تردیدهایی به وجود آمده است».

    «قانون مجازات اسلامی جدید (مصوّب ۱۳۹۲ کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس شورای اسلامی که پس از موافقت مجلس با اجرای آزمایشی آن به مدت پنج سال، در تاریخ۱۳۹۲ به تأیید شورای نگهبان رسیده و در روزنامه رسمی جمهوری اسلامی ایران درج شده است) برای پایان بخشیدن به اختلاف نظرهای حقوقدانان در تعریف اقرار و شهادت، هر کدام از این مفاهیم را به طور دقیق تعریف کرده‌است:

    مطابق مادّه ۱۶۴ قانون مذکور: «اقرار عبارت از اِخبار شخص به ارتکاب جرم از جانب خود است.» لیکن مطابق مادّه ۱۷۴ قانون فوق: «شهادت عبارت از اِخبار شخصی غیر از طرفین دعوا به وقوع یا عدم وقوع جرم توسّط متّهم یا هر امر دیگری نزد مقام قضایی است.» همچنین براساس مادّه۱۷۵۵ این قانون: «شهادت شرعی آن است که شارع آن را معتبر و دارای حجّت دانسته‌است اعم از آنکه مفید علم باشد یا نباشد.»

چه زمانی اقرار قابل قبول نیست؟:

    از جمله مواردی که اقرار از دیدگاه حقوقی بدون ارزش و اعتبار قلمداد می‌شود، موردی است که «اقرارکننده» (مُقِر) شرایط قانونی لازم را که غالباً عبارتند از بلوغ، عقل، قصد و اختیار نداشته باشد. مطابق مادّه ۱۶۸ قانون مجازات اسلامی مصوّب ۱ر۲ر۱۳۹۲: «اقرار در صورتی نافذ است که اقرارکننده در حین اقرار، عاقل، بالغ، قاصد و مختار باشد.»

    آنچه که از شرایط فوق به بحث شکنجه مربوط می‌شود، شرط اختیار است. در واقع، یکی از شرایط قانونی اقرارکننده این است که او باید در ادای اقرار، مختار باشد. بنابراین، هرگاه با تهدید و اعمال فشار، فردی را وادار به اقرار کنند، مُقِر به دلیل مُکرَه بودن (یا حتّی در مواردی مجبور بودن) دارای اختیار نیست، لذا اقرارش محل اعتبار نخواهد بود.

    از این رو، اقرار مبتنی ‌بر شکنجه هم که غالباً براساس فشارهای مادی ـ جسمی یا روحی ـ روانی به مُقِر، به عمل می‌آید، از لحاظ حقوقی بی‌اعتبار است. به همین دلیل مادّه ۱۶۹ قانون مجازات اسلامی مصوّب ۱ر۲ر۱۳۹۲ مقرّر داشته است: «اقراری که تحت اکراه، اجبار، شکنجه و یا اذیّت و آزار روحی یا جسمی اخذ شود، بدون ارزش و اعتبار است و دادگاه مکلّف است از متّهم تحقیق مجدّد نماید.»

    قابل توجه نیروهای افراطی مستقر در سازمان اطلاعات سپاه پاسداران و قوه قضاییه که همواره مدعی هستند که فلان شخص زندانی خود اقرار به گناه یا خیانت نموده‌است. در این مورد توجه شود به گفته های این مقامات در مورد مرحوم دکتر سید امامی که ادعا کرده اند او خود اعترافاتی در باره جاسوس بودن خویش، انجام داده است.  دستگاه قضائی دروغ ساز، را روزنامه جوان مورخ چهارشنبه ۱۷ اسفند سال ۹۶ (وابسته به سپاه پاسداران) تکذیب می‌کند: با وجود زندانی بودن دکتر سید امامی از ابتدای بهمن، او مطالب مهمی را بیان نداشته‌است (نقل به مضمون). اگر او مطالب مهمی را مطرح نساخته‌است، پس ادعای مسئولان امنیتی و قضایی دروغ است. بنابر اطلاعی، او قربانی اطلاع از ثروت شخصی شد که سپاه بر آن دست گذاشته بود و به خود یارای اقدام برای بیرون کشیدن آن ثروت از چنگ سپاه داد.

اما قانون اساسی در باره شکنجه چه می‌گوید: 

    قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران (همسو با قوانین اساسی غالب کشورهای جهان و اسناد بین‌المللی و همچنین نظر مشهور فقهای شیعه، ارتکاب شکنجه را ممنوع اعلام کرده‌است. مطابق اصل ۳۸ این قانون:

    «هرگونه شکنجه برای گرفتن اقرار و یا کسب اطّلاع ممنوع است. اجبار شخص به شهادت، اقرار یا سوگند، مجاز نیست و چنین شهادت و اقرار و سوگندی فاقد ارزش و اعتبار است. متخلّف از این اصل طبق قانون مجازات می‌شود.»

     بنابراین اقرار مأخوذه به وسیله اجبار یا تهدید، فاقد اعتبار است و محکومیّت مستند بر چنین اقراری در معرض بطلان است.

    در واقع قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، شهادت و سوگند و اقرار توأم با اجبار و اکراه را هم ممنوع اعلام کرده است و هم باطل. به عبارت دیگر، قانون اساسی در صدر اصل ۳۸ حکم بر عدم جواز اقرار و سوگند و شهادت اجباری داده و مقرّر داشته است: «هرگونه شکنجه برای گرفتن اقرار و یا کسب اطّلاع ممنوع است. اجبار شخص به شهادت، اقرار یا سوگند، مجاز نیست…»  بدین‌سان، در ادامه این اصل، حکم بر بطلان و عدم اعتبار این نوع اقرار، سوگند و شهادت و گفته‌است: «چنین شهادت و اقرار و سوگندی فاقد ارزش و اعتبار است.»

    بدین‌قرار، اصل ۳۸ قانون اساسی واجد دو حکم است:

اول ـ ممنوعیّت و حرمت که حکم تکلیفی است.

دوم ـ بطلان و عدم اعتبار که حکم وَضعی است.

    البته نکته مهم آن‌است که قانون اساسی برای تأمین دو حکم فوق، در پایان اصل ۳۸، ضمانت اجرا هم مقرّر کرده‌است: «متخلّف از این اصل طبق قانون مجازات می‌شود.»

رویکرد قوانین کیفری ایران نسبت به ممنوعیّت شکنجه:

    ماده ۵۷۸ کتاب پنجم قانون مجازات اسلامی «تعزیرات و مجازات‌های بازدارنده» (مصوّب ۲ر۳ر۱۳۷۵ مجلس شورای اسلامی که در تاریخ ۶ر۳ر۱۳۷۵ به تأیید شورای نگهبان رسیده و در روزنامه رسمی جمهوری اسلامی ایران به شماره ۱۴۹۴۳ـ۴ر۴ر۱۳۷۵ درج شده است) و به نوعی تکمیل‌شده ماده ۵۸ قانون تعزیرات (مصوّب ۱۳۶۲) است مقرّر می‌دارد: «هر یک از مستخدمین و مأموران قضایی یا غیر قضایی دولتی برای این که متّهمی را مجبور به اقرار کند، او را اذیّت و آزار بدنی نماید، علاوه بر قصاص یا پرداخت دیه حسب مورد، به حبس از شش ماه تا سه سال محکوم می‌گردد و چنانچه کسی در این خصوص دستور داده باشد، فقط دستوردهنده به مجازات حبس مذکور محکوم خواهد شد و اگر متّهم به واسطه اذیّت و آزار فوت کند، مباشر، مجازاتِ قاتل و آمر، مجازات آمرِ قتل را خواهد داشت.»

    قابل توجه قوه قضاییه و عدالت خواهان در رابطه با قتل زهرا کاظمی، ستار بهشتی، دکتر سید امامی، محمد راجی، زهرا بنی یعقوب و ….

    قسمت آخر ماده فوق بر موقعیّت جزایی دستوردهنده شکنجه تأکید کرده و از این جهت، همسو با مادهّ ۲۱۱ قانون مجازات اسلامی سابق (مصوّب ۸ر۵ر۱۳۷۰ کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس شورای اسلامی) بود که مقرّر ‌می‌کند: «اکراه در قتل و یا دستور به قتل دیگری مجوز قتل نیست. بنابراین اگر کسی را وادار به قتل دیگری کنند یا دستور به قتل رساندن دیگری را بدهند مرتکب، قصاص می‌شود و اکراه‌کننده و آمر، به حبس ابد محکوم می‌شوند.»

    نکته مهمی که در مورد دیدگاه حقوق کیفری ایران نسبت به ممنوعیّت شکنجه مطرح می‌باشد، این است که مطابق اصل ۳۸ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران «هرگونه شکنجه برای گرفتن اقرار یا کسب اطّلاع ممنوع است.» عبارت «هرگونه شکنجه» مذکور در این اصل به طور مطلق ذکر شده است و دارای قید نیست و به این ترتیب، هم شامل شکنجه بدنی و فیزیکی (شکنجه مادی) می‌شود و هم شامل شکنجه روحی و روانی (شکنجه معنوی).

    امّا ماده۵۷۸ کتاب پنجم قانون مجازات اسلامی «تعزیرات و مجازات‌های بازدارنده» (مصوب ۱۳۷۵) که مجازات شکنجه کردن را معیّن کرده بود، فقط به عبارت «اذیّت وآزار بدنی» اشاره کرده و همین امر، این مطلب را به ذهن متبادر می‌کرد که از نظر قانون مجازات ایران، تنها شکنجه بدنی و جسمی (شکنجه مادی) جرم و قابل مجازات است.این گونه تردیدها ادامه داشت تا این که قانونگذار با تصویب «قانون منع شکنجه» در ۱۸ اردیبهشت۱۳۸۱ به آن خاتمه داد و انواع شکنجه‌های روحی و روانی را نیز داخل در تعریف شکنجه قرار داد.

    مطابق ماده یک قانون فوق: «موارد مذکور در این قانون در حکم شکنجه و اعمال آن ممنوع است:

۱ـ هرگونه اذیت یا آزار بدنی برای گرفتن اقرار و نظایر آن

۲ـ نگهداری زندانی به صورت انفرادی یا نگهداری بیش از یک نفر در سلول انفرادی

۳ـ چشم‌بند زدن به زندانی در محیط زندان و یا بازداشتگاه

۴ـ بازجویی در شب

۵ـ بی‌خوابی دادن به زندانی

۶ـ انجام اقداماتی که عرفاً اعمال فشار روانی بر زندانی تلقی می‌شود

۷ـ فحاشی، به کاربردن کلمات رکیک، توهین و یا تحقیر زندانی هنگام بازجویی یا غیرآن

۸ـ استفاده از داروهای روان گردان وکم و زیاد کردن داروهای زندانیان مریض

۹ـ محروم کردن بیماران زندانی از دسترسی به خدمات ضروری

۱۰ـ نگهداری زندانی در محل‌های با سروصدای آزاردهنده

۱۱ـ گرسنگی و یا تشنگی دادن به زندانی و رعایت نکردن استانداردهای بهداشتی و محروم کردن زندانی از استفاده از امکانات مناسب بهداشتی

۱۲ـ طبقه ‌بندی نشدن زندانیان و نگهداری جوانان یا زندانیان عادی در کنار زندانیان خطرناک

۱۳ـ جلوگیری از هواخوری روزانه زندانی

۱۴ـ ممانعت از دسترسی به نشریات و کتب مجاز کشور

۱۵ـ ممانعت از ملاقات هفتگی یا تماس زندانی با خانواده‌اش

۱۶ـ فشار روانی به زندانی از طریق اعمال فشار به اعضای خانواده زندانی

۱۷ـ ممانعت از ملاقات متهم با وکیل خود

۱۸ـ ممانعت از انجام فرایض مذهبی.»

     بدین‌ترتیب، موافق قانون اساسی و قانون مجازات، در ایران، شکنجه ممنوع است. اما در عمل، رﮊیم زندانهای دستگاه ولایت مطلقه فقیه، رﮊیم انواع شکنجه‌ها – تمامی انواع شکنجه را نشریه انقلاب اسلامی انتشار داده‌است – است. و چون شکنجه را قانون ممنوع می‌کند، اعمال شکنجه به حکم حکومتی انجام می‌گیرد. زندان کهریزک که ابوغریب خامنه‌ای نام گرفت، زندان کشتن زندانیان با شنیع‌ترین و بی‌رحمانه‌ترین شکنجه‌ها شد. کسانی بسیاری زیر شکنجه کشته شدند. دستگاه قضائی در باره آمران و مأموران آن جنایت‌ها، قانون را اجرا نکرد. زیرا مجوز را «رهبر» و « رئیس» این دستگاه صادر می‌کنند. اسامی یک چند از متصدیان این دستگاه و واواک، می‌گویند چرا دستگاه قضائی، دستگاه شکنجه و ترور است:

۱٫ شیخ محمد یزدی

۲٫ «آیهالله» محمود شاهرودی

۳٫ شیخ صادق لاریجانی

۴٫ حجت الاسلام دری نجف‌آبادی

۵٫ حجت الاسلام علی رازینی

۶٫ حجت الاسلام مصطفی پور محمدی

۷٫ حجت الاسلام ابراهیم رییسی

۸٫ حجت الاسلام محسنی اژه‌ای

۸٫ حجت الاسلام جمال کریمی راد

۹٫ صفار هرندی

۱۰٫منوچهر متکی

  طرفه اینکه سخنگوی این ستاد است بر عهده دکتر محمد جواد لاریجانی است . و او مسئول برخورداری ایرانیان از حقوق انسان است!!

❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊

گزارش در باره زندانهای رﮊیم ولایت مطلقه فقیه – بخش چهارم: فهرست اسامی “قاضیان”،زندانبانان و شکنجه گران

فهرست اسامی قاضیان و زندانبان و شکنجهگران نامآور در جنایت در زندانها:

ابراهیم خانی سرپرست دادگاههای تجدید نظر استان تهران

ابراهیمی، از قضات دادگاه های انقلاب که سال ها در زندان اوین به نام قاضی احکام شدیدی را صادر نمود.

ابطحی، سید عباس، پاسدار و شکنجه گر زندان و راننده حسینعلی نیری حاکم شرع زندان اوین

اتابکی  دادستان انقلاب ارتش  که موجب صدور احکام بسیاری از نظامیان مبارز گردید .

اثنی عشری،محمد، پرسنل معاونت امنیت . شاغل در اداره عملیات آن معاونت و مشارکت در قتل داریوش و پروانه فروهر تحت امر عزیزپور(مسئول مستقیم).

اجیر،رجبعلی، مسئول فرهنگی زندان گوهردشت

احدزاده، احد، رئیس زندان فردیس کرج در سال۸۴ و بعد به ریاست زندان کرج رسید

احسانی – پاسدار و شکنجه گر زندان چالوس در «دهه طلایی خمینی»

احمد زاده، ماشاالله، دادیار شعبه ششم اجرای احکام که مانند دیگر دادیاران در صدور احکام شقاوت آمیز شرکت داشت

احمدی،  ناصر، از مسئولان و دادیاران زندان اوین بود که موجب اعدام جوانان  می‌بود .

احمدی، او از شغل دادیاری به ریاست زندان  رسید و  به دلیل دزدی اخراج شد .

احمدی، مدیر کل زندانهای استان هرمزگان

احمدی،حسین، جانشین سرپرست دادسرای عمومی و انقلاب ناحیه ۶

اخریان،حسن ، پاسدار سپاه و رئیس بند۲ زندان گوهردشت

اخوان، مهدی، مدیر کل استان چهار محال و بختیاری  واواک در وزارت علی فلاحیان

ارجمندی معاون دادستان تهران و سرپرست اجرای احکام تهران . او معاون سعید مرتضوی بوده است

ارض پیما،کامران از عناصر اطلاعاتی و از زمینخواران معروف تهران در مصادره اموال زندانیان سیاسی

ارغوان مدیر کل زندانهای استان بوشهر

ارگانی، مهدی، از عوامل سرکوب و شکنجه که زمانی در شهرداری تهران مسئولت داشت

آرمین، محسن، از مجاهدین انقلاب اسلامی و سازماندهندگان سرکوب مبارزان و دستگیر و شکنجه در دهه طلایی که بعدها اصلاح طلب شد .

آزاد، مهدی، مدیر کل آسیا و اسراییل واواک دوران ریشهری و جانشین معاون امنیت سعید امامی در دوران فلاحیان

استادی، رضا، از عوامل سرکوب دهه طلایی و امام جمعه موقت قم که بعدها تغییر موضع داد.

استکی، فرید، پاسدار زندان اوین

اسداللهی، از روسای با سابقه زندانها. وی زمانی رییس زندان آمل بود .

اسدزاده، کریم، معروف به امین از عوامل دخیل در سرکوب و دستگیری  مبارزان

اسدی خونساری، سیدمحمدباقر، از حکام شرع دادگاههای انقلاب

اسدی، افسر نگهبان زندان مرکزی اصفهان که بعد به ریاست بند ۳ این زندان رسید

اسدی،حسین، پاسدار بند۳۵۰ زندان اوین

اسکندری، صادق، جانشین مدیر کل فن آورری واواک در دوران ریشهری و فلاحیان

اسکندری، محسن، جانشین مدیر کل اداری واواک در دوران ریشهری

اسلامی، علی، از مرتبطین با قوه قضاییه

اسلامی، سرباز جو شعبه ۷ اوین  و از شکنجه گران اصلی اوین

اسماعیلی پاسدار زندان صومعه سرا  در دهه طلایی

اسماعیلی، غلامحسین، سردار سپاه، رئیس سابق سازمان زندانها و رییس دادگستری فعلی استان تهران ترتیب دهنده حمله و کشتار وحشیانه زندانیان بی‌دفاع قزل‌حصار کرج در اسفند ماه ۸۹ و حمله به بند ۳۵۰ زندان اوین.

اشتری از پاسداران مقیم کرج در گوهر دشت .

اشجعی،خلیل، ازنیروهای مرتبط به سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که در کمیته مستقر بود و در سرکوب مردم به صورت فعال شرکت داشت .

اشراقی گلپایگانی، مرتضی، از جنایتکار ترین دادستانهای نظام ولایت که در کشتار زندانیان در سال ۶۷ شرکت داشت.

اشک تلخ، صادق، از نیروهای سرکوبگر انصار حزب الله در کرمانشاه و سرکوبگر مردم

آشنا، حسام الدین، جانشین مدیر کل آموزشی واواک دوران ریشهری و مشاور فعلی حسن روحانی و داماد دری نجف آبادی  وزیر سابق واواک که در جنایت‌های سیاسی که رﮊیم بر آنها، «قتلهای زنجیره‌ای» نام نهاد، از آمران بود.

اصغر پور از روسای زندانهای ایران در زندان قزلحصار .

عابدی، حسین، از روسای زندانهای ایران رییس زندان انزلی . وی از شغل بازجویی و سر بازجویی به این مقام رسید .

اصغر زاده ، ابراهیم،مسئول روابط عمومی واواک در دوران ریشهری، عضو اسبق شورای شهر تهران و از دانشجویان خط امام و اصلاح طلب فعلی

اصغرزاده، از قاضیان مستقر در اوین  وی فردی بسیار خشن و سفاک بوده که در قتل زهرا کاظمی هم نام او برده شده است.

اصفهانی،جمال، از سربازجویان ابتدای انقلاب که مسئولیت سرپرستی بازجویی از گروه فرقان را بر عهده داشت

اعتمادیان  از نیروهای وابسته به هیات موتلفه که سالها در امر اعدامها همکاری صادقانه با دستگاه ولایت فقیه  داشت

اعرابی، عباس، مدیر کل استان سمنان واواک در دوران ریشهری و فلاحیان

افراشته، محمد باقر، مدیر کل استان مرکزی واواک در دوران علی فلاحیان

افشار،علیرضا، سردار سپاه پاسداران ، از عوامل سرکوب های دهه طلایی

آقا پور، مدیر کل زندان بابل

گرگانی مدیر کل زندان گنبد

آقا تهرانی، مجتبی، معلم اخلاق دولت احمدی نژاد از حکام شرع ابتدای انقلاب و دارای گرین کارت امریکا و عامل حمله به حسینیه دراویش در قم

آقایی، از پاسداران سرکوبگر معروف بند یک گوهر دشت

اکبری، از مسئولان اجرای حکم اعدام در گوهر دشت کرج

امامی، سعید، جانشین مدیر کل امنیت واواک دوره ریشهری و  مدیر کل اروپای واواک بعد از مهدی نصیری ، جنایتکار معروفی که گفته شد خودکشی کرد

امامی کاشانی،محمد از عوامل سرکوب و حکام شرع ابتدای انقلاب و عضو خبرگان رهبری و امام جمعه موقت تهران

امانی، محمد علی، از عوامل دادستانی و زندان اوین و از وابستگان به سعید امانی و لاجوردی ، رییس زندان که در بازجویی شرکت داشت .

امیر خانی دادستان عمومی و انقلاب اهواز

شفیعی خورشیدی،علی اصغر، دادستان کرج و از عوامل سرکوب

امین زاده، محسن، از نیروهای متخصص و مدیر در واواک . از بازجویان و سرکوبگران دهه طلایی که در سال ۸۸ به زندان افتاد، وی زمانی مدیر کل آسیای واواک در دوران ریشهری بود.

امینی  پاسدار زندان اوین مستقر در آسایشگاه

امینی پاسدار سپاه زندان گوهر دشت در سال ۸۹

انصاری، جمال، رییس کل دادگستری استان بوشهر

انصاری، غلامرضا، رییس کل دادگستری استان اصفهان

ایئجی، رضا، درقتل فرزین مقصودلو و شبنم حسینی درگرگان دست داشت

ایرانفر،  شکنجه گر و از بازجویان زندان گوهر دشت

ایرانی، حسین، از باند خشونت طلب مصباح یزدی در قم  .

ایزد پناه از قضات با سابقه در جنایت و از شاگردان مدرسه حقانی.

ایلخانی، هاشم، پاسدار زندان اوین .

ایوبی ، حیدرعلی، از باند خشونت طلب مصباح که زمانی معاون روح الله حسینیان بود و بعد به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی آمد و در بخش فیلم مسئول شد

باباپور در خرداد۸۹ رئیس بند مخوف ۲۴۰ زندان اوین بود

بابازاده، داریوش، مدیر کل استان خوزستان واواک دوران ریشهری ومعاون خارجی علی فلاحیان

بابایی، جمشید، جانشین مدیر کل امنیت واواک در دوره ریشهری و علی فلاحیان

بابایی رئیس زندان دستگرد اصفهان در سال۸۷

بابایی مدیر دفتر اجرای احکام زندان گوهردشت

بابایی،مظفر با نام مستعار تهرانی از شکنجه گران و جلادان زندان اوین است. وی همراه محمد بخشی از جمله دست اندرکاران قتل خانم زهرا کاظمی بودند.

بادمچیان، اسدالله، از عوامل سرکوب و جنایت دستگاه ولایت فقیه و دخیل در امر دستگیری، شکنجه، قتل و ترور

باریک بین، هادی،از مرتبطین با قوه قضاییه در قزوین و امام جمعه سابق

باقری، علی، جانشین مدیر کل  حقوقی و پارلمانی واواک در دوران ریشهری

باقری کنی ، محمد باقر ، برادر مهدوی کنی و پدر مصباح الهدی باقری کنی که داماد خامنه‌ای است از عوامل خشونت و سرکوب در دهه طلایی

باقری منشی دادگاه انقلاب

باوند، علی اکبر،” معروف به “مجتبی بابایی” مشهور به “امیری”؛ – از گروه شکنجه گران متهمان به قتل های زنجیره ای و از نیروهای جنایتکار واواک .

بحرینی، سردار سپاه  مأمور خدمت در واواک و از سر بازجویان .

بختیاری، مرتضی، از روسای زندانها و رییس سازمان زندانها بود و در حال حاضرمعاون رییسی است و قبلا استاندار اصفهان بود.

بدیعی، مجتبی ، جانشین مدیر کل بولتن ها واواک در دوران ریشهری

براتی، اکبر، از اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که در دوره‌ای به دستگیری و بازجویی مبارزان می‌پرداخت.

 برخورداری،  روحانی بازجوی زندان امل

بروجردی،محمد، سردار سپاه، مسئول واواک در زندان اوین و در بند ۲۰۹ بود . او یکی از سرپرستان بازجویی از زندانیان وابسته به گروه فرقان بود .

بزرگ نیا، مصطفی،رئیس بند۳۵۰ اوین از عوامل حمله به زندانیان و جمعه سیاه زندان اوین . او قبلا در سکوب زندانیان گوهر دشت دخالت داشت.

بشیری به نوشته خبرگزاری حکومتی فارس (۳شهریور۸۳) رئیس سازمان اطلاعات تهران بود.

بصیرت، مسئول کلاسهای آموزشی در زندان اوین

بعدها در گمرک مهرآباد  به مقام و منصب رسید .

بنایی رئیس حفاظت و اطلاعات زندان اصفهان

بوذری  از بازجویان مخوف زندان که به سرگرد سعد حداد معروف بود .

بهادر معروف به حاج آقا بهادر از اعضای واواک

بهجتی، محمد حسین ، از عوامل  قوه قضاییه

بهرامی، محمد کاظم، حاکم شرع دادگاههای نظامی و از جمله قضاتی که در بسیاری از جنایات دست داشت

بهروش، سرهنگ و  فرمانده یگان حفاظت زندانها

بهشتی، سید محمد حسین ، رییس دیوان عالی قضایی و از عوامل گسترش استبداد و سرکوب در ایران

بهمنیار، حسین، معاون آموزشی واواک فلاحیان

بیات، مسئول بهداری زندان گوهر دشت گفته می‌شود دستور داد یک زندانی را با برانکاد به میدان اعدام ببرند .

بیاتی، علی ، مدیر کل فن‌آوری واواک در دوران ریشهری و فلاحیان

بیگلری،اکبر،دادستان کل استان همدان

بهزادی پور، معاون دادگستری استان خوزستان

امی،محمد حسین، دادستان عمومی و انقلاب ورامین

بیگی،از بازپرسان امنیتی سابق واواک که در دادگاه انقلاب بازجو است

پروانه معروف به حاج آقا پروانه از اعضای بالای واواک  مشغول به کار در دادگاه انقلاب

پرورده، مهدی،موسوم به مجیدی، از عوامل واواک در امر شکنجه و قتل

پناهنده، سید کاظم، مدیر کل استان مرکزی واواک در دوران ریشهری و  معاون قاره امریکای وزارت و جانشین اداری مالی  دردوره علی فلاحیان

پور حیدری، جواد، مدیر کل استان بوشهر واواک در دوران ریشهری و فلاحیان

پور رزاز، جعفر، پاسدار زندان که بعدا یکی از مسئولین زندانها شد .

پور سیف، سید مجید، ابتدا منشی قاضی حداد بود و بعد دادیار شد و حالا در مجتمع قضایی میرداماد مشغول به کار است .

پور علی، مسعود، جانشین امریکای واواک دردوران ریشهری و معاون التقاط واواک در دوران فلاحیان

پور محمدی، مصطفی، معاون خارجی واواک در دوران ریشهری  و وزیر اسبق دادگستری و از عوامل دخیل در ترورهای داخلی و خارجی و یکی از سه «قاتل تاریخی» کشتارکنندگان زندانیان در تابستان ۱۳۶۷٫

پهلوانی، علی ، از عناصر قوه قضاییه و مصباح یزدی

پیر عباسی  قاضی‌ای  که جعفر پناهی و محمد رسول‌اف را به شش سال حبس و ۲۰ سال محرومیت از فیلمسازی و حتی خروج از کشور محکوم کرده است

 پیشوا از مدیران میانی زندان اوین وی قبلا بازجو و سپس سر بازجو شده بود . او به دلیل سابقه در کار اعتراف گیری به پست های بالاتری رسید .

پینه دوز، علی ، مدیر کل استان کرمانشاه واواک در دوران ریشهری و فلاحیان

تاجزاده،مصطفی، از اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که دورانی به دستگیری و بازجویی مبارزان می‌پرداخت.

تاجیک، محمد رضا، مدیر کل آموزشی واواک  در دوران ریشهری و فلاحیان

تاجیک، بیژن، از نیروهای امنیتی و اطلاعاتی سالهای ۵۹ به  بعد که در جریان سرکوب مردم و کودتا در کنار افرادی چون بهزاد نبوی و سعید حجاریان و …بود.

تاروردی از مسئولان زندان گوهردشت در شهریور۸۹ بعدا رییس بند ۴ زندان گوهر دشت شد.

تبریزی، مصطفی مدیر کل ایلام واواک در دوران ریشهری و فلاحیان

تبریزی،مجید، از مدیران داخلی زندان اوین و از بازجویان و شکنجه گران از سال ۶۰ به بعدو در سال ۶۷ درجریان اعدامها بسیار فعال بود  او در سال ۶۶ مسئول بخش آسایشگاه زندان اوین بود

ترابی، رضا، از مأموران واواک در زندان گوهردشت شکنجه گرو متجاوز به زنان و دختران

تسخیری، محمدعلی ، از حکام شرع و وابستگان به قوه قضاییه و دیگر مافیاها از جمله افرادی است که با خانواده در سالهای بعد از انقلاب تا به حال مشغول حیف و میل اموال ایرانیان است

تقوی، سیدرضا از حکام شرع و مسئولین تبلیغاتی  وابسته به بیت رهبری، دبیر ستاد ائمه جمعه و جماعت

توانا، محمد،  از نیروهای واواک در زندان اوین .وی در کار بازجویی مشغول بود .

توکلی، از مسئولین زندان قزلحصار ، وی مسئول تدارکات و شکنجه بود

توکلی، احمد، از عوامل سرکوب و شکنجه در ابتدای انقلاب در شهرهای شمالی و دادستان بهشهر بود و زن جوان آبستنی را اعدام کرد و…

تهرانی،علی اکبر،  از یاران گروه بهزاد نبوی که در امور امنیتی، بازجویی و شکنجه دخالت داشت .

تیموری، عباس، پاسدار  زندان در بخش کارگاه که بعد به مسئولیت در این بخش رسید .

ثقفی، دادیار ناظر زندان گرمسار

سرهنگ جاسمی، علی، پاسدار زندان گوهر دشت که به مقام  افسر نگهبانی ارتقا یافت .

جاوید، مهران، مدیر کل بولتن های واواک

جباری، ابراهیم، سردار سپاه و از عوامل سرکوبو دستگیری و شکنجه مبارزان و مسئول حفاظت خامنه‌ای

جباری، سیدصابر، از مرتبطین به قوه قضاییه

جدی از مدیر کل های سیاسی واواک.

جلالی جعفری ، رشید، معاون واواک و از نیروهای امنیتی دهه شصت  او در مجلس هفتم عضو کمیسیون امنیت ملی بوده است .

از جنایتکاران دهه طلاییی و بعد از آن

جنتی، علی، جانشین مدیر کل افریقای واواک در دوران ریشهری  و مدیر کل آسیای واواک  در دوران علی فلاحیان

جنتی، احمد، از عوامل سرکوب و ترور و قتل و عضو شورای نگهبان و رئیس خبرگان رهبری و…

جوادی آملی، از مسئولان شورای عالی قضایی در دهه شصت .

جواهری از وابستگان به قوه قضاییه و رییس تحقیقات قضایی

جولایی، سید اسدالله، از یاران لاجوردی در زندانها و دادستانی که بعدها به سرپرستی ستاد دیه رسید

جوهری فرد با نام مستعار حاج مهدوی، از دوستان لاجوردی و از بازاریان تهران او سالها مسئولیت زندان دادستانی را بر عهده داشت و در جریان اعدامهای سال ۶۷ شرکت داشت و بعد از آن به سرپرستی زندان قصر رسید .

چوپان، رمضان زندانبان و شکنجه گر زندان اوین

حائری زاده از وابستگان به قوه قضاییه و مصباح یزدی

حاج امجد پاسدار نگهبان زندان اوین . در دهه طلایی

حاج خاموشی،محمد از مدیران میانی زندان قزلحصار . او معاون  زندان بود و از بازجویان روانی ساز بود و

حاج شیرینی از مسئولان بخش کارگاه زندان اوین .در دهه طلایی

آقایی، ناصر، از مسئولان قسمت کارگاه زندان اوین

حاج فلاح معاون قاضی حداد

حاج مهدی از زندانبانان و شکنجه گران دهه شصت و یکی از مسئولان ایجاد درگیری در عربستان

حاجی کاظم  از روسای باسابقه زندانهای کشور وی زمانی رییس زندان گوهردشت کرج بود .

حبیبی، اکبر، مدیر کل استان خوزستان  علی فلاحیان

حجاریان، سعید، جانشین وزیر واواک (ریشهری)، و معاون امنیت واواک و از عناصر مهم امنیتی و اطلاعاتی دهه طلایی که در دوره خاتمی ترور شد و در سال ۸۸ به جرم فتنه انگیزی به زندان افتاد و اصلاح طلب است.

حجازی، سید جواد، رئیس ستاد اجرائی در همدان

 چهاردولی معاون ستاد اجرائی در همدان و از عوامل قتل زهرا بنی‌یعقوب

حسنی، از دادیاران زندان اوین که در جنایات بسیاری شرکت داشت .

حسین پناه، علی، از نیروهای توبه کرده که خود مدتها بازجوی توابین بود و بعدها به مسئولیت تهیه بولتن های سیاسی رسید و در کنار حسین شریعتمداری کار می کرد.

حسین زاده  از مدیران داخلی زندان اوین که از سال ۶۰ در  اکثر شکنجه دادنها شرکت داشت و در سال ۶۷ در کشتار زندانیان شرکت داشت. وی شوهر خواهر  حاج محمد کچویی رییس مقتول زندان اوین بود .

حسین زاده ، محمد، از باند مصباح یزدی در قوه قضاییه

حسینی بوشهری،سیدهاشم، از مرتبطین قوه قضاییه و مدیران حوزه های علمیه

حسینی رئیس بند زندان  دستگردی اصفهان

حسینی، مظفر، از نیروهای واواک و مجری قتل‌ها در گرگان

حسینی، آصف، رئیس شعبه یک دادگاه انقلاب

حسینی،جلال ، پاسدار کمیته زندانهای ارومیه

حسینیان، روح الله، دادیار ناظر و معاون پور محمدی در مشهد، همه کاره در جنایت و قتل و شکنجه که گرفتار سرطان بد خیم روده شده است .

حقانی  از باند خشونت طلب مصباحیه .

 حقانی پرسنل معاونت اطلاعات مردمی و مدیرکل پشتیبانی عملیاتی آن معاونت  در واواک. به لحاظ اداری تحت مسئولیت محمد شفیعی (معاونت وقت اطلاعات مردمی) قرار داشته، در انجام دوفقره قتل دو نویسنده، مختاری و پوینده، به درخواست موسوی شرکت کرده‌است.

حقی فرمانده گارد زندان کهریزک

حلوایی،مجتبی، از شکنجه گران و بازجویان معروف زندان اوین او معاون انتظامات اوین را بر عهده داشت

حیدری‌فر  از معاونان سعید مرتضوی  که به جرم دزدی و اختلاس در زندان است

خادم رئیس بند یک زندان گوهردشت که در سرکوب زندانیان نقش بسیار فعال دارد.

خاکی مسئول ملاقات زندانیان در گوهر دشت .

خالدی از نیروهای نزدیک به گروه خسرو تهرانی که در کمیته مستقر بود و در جریان سرکوب سالهای ۵۹ و ۶۰ شرکت فعال داشت و بعدا به پست معاون وزیری بازرگانی نیز رسید

خامنه‌ای، سید هادی، از جمله نمایندگان خمینی در سرکوب ملت ایران که اصلاح طلب شده است

خامنه‌ای، محمد، از حکام شرع دهه طلایی خمینی و مسئول ستاد ملا صدرا

خانی زاده، عباس، رئیس سابق زندان اوین بود. وی فشارهای بسیار زیادی بر زندانیان اعمال می‌کرد.

خدایاری، اصغر، جانشین مدیر کل التقاط واواک در دوران ریشهری

خداییان دادستان خرم آباد  و از عوامل سرکوب

خدیوی، نوید، رئیس حفاظت و اطلاعات زندان گوهردشت

خرازی ، محسن، از حکام شرع دادگاه های انقلاب در دهه طلایی و پدر عروس سید علی خامنه‌ای و صادق خرازی

خرسند، ناصر، مدیر کل استان کردستان واواک در دوره علی فلاحیان

خزائی از عناصر سابقه دار واواک است. وی در دوران دری نجف آبادی مدیر کل اطلاعات قم و مدیر حوزه وزارتی و رییس دفتر و مسئول انتشارات واواک بود.

خزعلی، ابوالقاسم ، از حکام شرع دادگاههای انقلاب

خضرایی، عباس، پاسدار نگهبان آموزشگاه زندان اوین.

خطیب، سید محمد، جانشین معاون حفاظت اطلاعات واواک در دوران ریشهری

خلیلی پاسدار زندان گوهر دشت کرج

 خلیلی پاسدار سپاه و از نگهبانان سلولهای انفرادی زندان اوین

خوشکوش، اکبر، از نیروهای معروف واواک در بازجویی و ترور و بمبگذاری

خوشوقت، عزیز الله ، از  حکام شرع و مفتیان قتل‌های زنجیره ای

خوشه چین پاسدار زندان انزلی

داداشی، حبیب، از نیروهایی که به اصطلاح اصلاح طلب شده است. او در جریانات سال ۵۹ و ۶۰  از عوامل مهم دستگیری و شکنجه در کنار نیروهای سازمان مجاهدین انقلاب بود.

داراب کلایی از باند خشونت طلب مصباح .

دارابی ، کاظم، از نیروهای تروریست واواک که در ضرب و شتم دانشجویان در المان شرکت داشت. بعدها به جرم ترور شرفکندی ۱۵ سال در زندانهای آلمان بود او دوست نزدیک حسین شریعتمداری است .

داوود آبادی، محمد، محمد مهر آیین، از مسئولان بند هفت زندان اوین و کسی که به قول لاجوردی ستون فقرات دادستانی بود .

داوودی پاسدار نگهبان زندان انزلی

دبیری، عباس، مدیر کل استان یزد واواک در دوران ریشهری و جانشین مدیر کل ضد جاسوسی در دوره فلاحیان

دزفولی دادیار زندان قزلحصار  از جمله دادیارانی بود که در اعدام مبارزان بسیار کوشا بود .

دستواره ، ناصر ، جانشین مدیر کل اداره التقاط واواک در دوران فلاحیان

دعاگو، حجت الاسلام از عوامل دستگیری و بازجویی زندانیان و امام جمعه مرحوم شمیرانات پسر او داماد عباسعلی علیزاده است

دفتری پاسدار سپاه و از نگهبانان سلولهای انفرادی زندان اوین

دنیا مالی، احمد، از عوامل سرکوب و شکنجه که به مقام معاونت سازمان بنادر و کشتیرانی و زمانی رییس فدراسیون شنا و  قایقرانی شد.

دوستی، جلیل، پاسدار نگهبان زندان قزلحصار

ده نمکی، مسعود ، از نیروهای وابسته به سپاه و از عوامل سرکوب و شکنجه و بازجویی

دهقان طرزجانی، محمد رضا ، رییس دادگاههای انقلاب یزد

ذوالقدر،محمد باقر، سردار سپاه از عوامل سرکوب، دستگیری، شکنجه، ترور، ادم ربایی و….زمانی مشاور رییس قوه قضاییه و زمانی معاون وزیر کشور بود.

ذوالنور، مجتبی، از حکام شرع دادگاههای انقلاب و نماینده فعلی مجلس و قائم مقام اسبق نماینده رهبری در سپاه

رئوف منش، پرویز، جانشین ،مدیر کل حوزه وزارت واواک (از سال ۱۳۶۵)

راجی رئیس بند بدنام ۲۴۰ اوین بوده است

رازینی ، ابراهیم، برادر علی رازینی و حاکم شرع دادگاههای مرتبط با امر به معروف و نهی از منکر

رازینی ،علی، از جنایتکارترین حکام شرع دادگاههای انقلاب و ویژه روحانیت و رییس دیوان عالی قضایی

راستی کاشانی ، از حکام شرع دادگاه های انقلاب و مسئول نظارت بر انحلال سازمان مجاهدین انقلاب از سوی خمینی شد

رامش پاسدار نگهبان و از مسئولان بند در زندان قزل‌حصار  در دوران طلایی

راوندی، از قضات و حکام شرع دادگاههای انقلاب و مستقر درزندان اوین که در دهه شصت احکام بسیاری راصادر نمود

ربانی املشی  دادستان  کل و از حکام شرع دادگاه های انقلاب در ابتدای دهه طلایی

ربیعی، علی، مدیر کل آذربایجان غربی  واواک  در دوران ریشهری و معاون حقوقی، پارلمانی علی فلاحیان و وزیر کار و امور اجتماعی فعلی

 رجبی، محمود، از شاگردان برجسته گروه مصباحیه که مورد تایید او است. وی نیز مانند دیگر اعضای این باند در قوه قضاییه جایگاه خاصی دارد .

رحمانی از حکام شرع دادگاههای انقلاب

رحمتی، امان الله  از بازجویان زندان اوین

رحیم پور ازغدی، حسن، از بازجویان دهه طلایی و متخصص تواب سازی زندانیان و عضو شورای انقلاب فرهنگی

رحیم زاده، مهدی، مدیر کل اداری واواک در دوران ریشهری و معاون نیروی انسانی واواک در دوره علی فلاحیان

رحیمی مجری پروژه پرونده سازی علیه اشخاص  همراهان عرفان کیهانی و رابط قرارگاه ثارالله در دادگاه انقلاب. بازجو رحیمی دراعدام زندانیان عقیدتی سیاسی نقش عمده‌ای داشته است.

رحیمی، پاسدار زندان اوین که بازجوی زندانیان بود

رسولی،  حمید، پرسنل امنیت و مدیر کل پشتیبانی عملیاتی آن معاونت در واواک بود. او مستقیما تحت مسئولیت سرمدی بود اما در انجام دو جنایت سیاسی، یعنی کشتن داریوش و پروانه فروهر، به دستور موسوی(قائم مقام معاونت امنیت) عمل کرد.

رضایی پاسدار زندان اوین و بازجوی گروههای اقلیتهای مذهبی .

رضایی راد سرهنگ و فرمانده حفاظت زندان های استان مرکزی

رضایی، عباس ، جانشین مدیر کل حراست واواک  در دوران اول فلاحیان

رضایی، محسن، سردار سپاه،از عوامل امنیتی و اطلاعاتی و از بازجویان خشن دهه طلایی خمینی

رضایی، ناصر، مدیر کل سیاسی دوران فلاحیان

رضوانی جیحونی، علی، پاسدار و شکنجه گر زندان اوین بند ۲۰۹ .

رضوانی، غلامرضا، از مرتبطین با قوه قضاییه

رضوی ، محمد ، از اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که دورانی به دستگیری و بازجویی مبارزان می‌پرداخت.

شیخ عطار، از اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که دورانی به دستگیری و بازجویی مبارزان می‌پرداخت.

رضوی، محمد، از نیروهای مستقر در تیم های عملیاتی و اطلاعاتی در سالهای ۵۹ و ۶۰ که در بسیاری از برنامه های سرکوب شرکت داشت .

رفیعی، جمشید، مدیر کل واواک استان اصفهان در دوران ریشهری و فلاحیان

رمضان‌زاده، مجتبی، جانشین مدیر کل آسیای واواک  در دوران ریشهری

رمضانی  پاسدار زندان اوین در بخش آموزشگاه .

رمضانی،غلامحسین، فرمانده سابق سازمان حفاظت و اطلاعات نیروی انتظامی و رئیس فعلی سازمان حفاظت و اطلاعات وزارت دفاع از عوامل خشن و سرکوبگر دهه طلایی

رویایی فرج، مرتضی، پاسدار زندان گوهر دشت که به افسر نگهبانی ارتقا یافت .

رهبر، فرهاد، مدیر کل استان لرستان واواک در دوران ریشهری  و فلاحیان، رییس اسبق دانشگاه تهران و رئیس فعلی دانشگاه آزاد اسلامی از عنصر سرکوبگر و خشونت طلب

رهنما  از باند خشونت طلب مصباح .

رهنما، احمد، از روحانیون حامی مصباح یزدی و عوامل قوه قضاییه

ریاحی،مهدی، از پرسنل واواک و از بازداشت شدگان پرونده قتلهای زنجیره‌ای

ریایی از مسئولان زندان اوین و معاون «اندرزگاه ۸» این زندان است که در ضرب و شتم دانشجویان دربند نقش فعال دارد.

رییس السادات ، ابراهیم ، از بزرگان سرکوب، شکنج، قتل، ترور، کشتار و… در ادوار تاریخ انقلاب

رئیسی، ابراهیم، یکی از سه «قاضی» جنایتکار ثبت در تاریخ که کشتار زندانیان در تابستان ۱۳۶۷ را تصدی کرد. او نامزد ریاست جمهوری شد و اینک نایبالتولیه آستان قدس رضوی است.

روحانی، حسن، رییس جمهور فعلی و دبیر شورای عالی امنیت ملی و از عوامل سرکوب و کودتا در دوران طلایی خمینی

زارع  از مسئولان زندانها فومن و گیلان که بعد مسئول سازمان زندانها در استان گیلان شد .

زارع بیدکی،محمود از عناصر اطلاعاتی و نزدیک به قاضی حداد

زارع دهنوی قروه، حسن، معروف به قاضی حداد از دهه۶۰ در کشتار و شکنجه زندانیان سیاسی حضوری فعال دارد. او در کنار لاجوردی بکار جنایت مشغول بود.

زارع،کمال، بعد از عباس خانی زاده در سال۸۴ به ریاست زندان اوین برگزیده شد. وی قبلا ریاست زندان کرج را به عهده داشت

زرگر ، احمد، از حکام شرع دادگاههای انقلاب و مواد مخدر و از عوامل سرکوب و شکنجه

زرین گل پاسدار زندان اوین و عامل اجرای اعدام از بند ۲۰۹ .

زفرقندی از حکام شرع دادگاههای انقلاب مستقر در شهرستان کرج

زنجانی معاون  داوود رحمانی رییس زندان قزل‌حصار

زندی حاکم شرع دادگاههای انقلاب کرمانشاه و امام جمعه  آن شهر

زندی معاون شکنجه گاه کهریزک. او سروان پاسدار است.

زیارتی سنگسری، سید صادق(حمید روحانی)، از حکام شرع دادگاههای انقلاب و رییس اسبق مرکز اسناد انقلاب اسلامی و مسئول مجله ۱۵ خرداد

سازگارا، محسن، از عوامل دخیل در سرکوب ملت ایران به همراه بهزاد نبوی که اصلاح طلب شد و به زندان افتاد و مهاجرت کرد

ساعی، احمد رضا، مدیر کل استان خراسان واواک در دوره علی فلاحیان

سالار کیا ، محمود، از معاونین دادستانی در دوره سعید مرتضوی.  او  سالها در یک خیاطی شاگرد بود

ستاری‌فر رئیس دفتر قاضی پیرعباسی و از ماموران واواک است.

سجادی، سید رضا (نام مستعار فیروزآبادی)، معاون فن‌آوری  واواک  دردوران ریشهری و فلاحیان

سخی، مجید،  از اعضای واواک

سراج ، رضا، سردار سپاه، از شکنجه گران و بازجویان کارکشته نظام می‌باشد.

سرافراز از نیروهای بازجو و تواب ساز زندانهای کشور و رییس سابق صدا و سیما و از اعضای هیات موتلفه و رییس اسبق شبکه تلویزیونی پرس – تی – وی –  بود.

سرحدی زاده، ابوالقاسم، از وزرای نظام ولایت و از مسئولین سازمان زندانها

سرلک، – مجید، پاسدار زندان اوین و تیر خلاص زن .

سرلک، محمود، از اهالی الیگودرز و از زندانبانان شکنجه گر که تا سال ۶۱ در اوین بود و بعد به گوهر دشت انتقال یافت .

سرلک، مصیب، – پاسدار زندان گوهر دشت در دوران طلایی خمینی

سرمدی پارسا، ناصر، جانشین مدیر کل اروپای واواک  در دوران ریشهری و معاون امریکای واواک در دوره فلاحیان

سرمدی، حمید معاون واواک، قبلا مسئول اطلاعات پاکستان و  افغانستان بود

 سرهنگ کتیبه  از نیروهای مرتبط با دستگیری ها و بازجویی ها که در تصادفی مشکوک کشته شد

سعادت پرور، از باند خشونت طلب مصباح .

سعادتی رییس زندان  گوهر دشت بعد از صبحی .

سعد الدین ، علی، جانشین معاون افریقای واواک در دوره فلاحیان

سعیدی، علی، جانشین معاون اداری و مالی  واواک  در دوران ریشهری

سعیدی فر، عباس ، افسر پاسدار زندان اصفهان

سلامتی، محمد،  از بزرگان سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و از نیروهای فعال در بسیاری از عملیات دستگیری بازجویی و شکنجه مبارزان

سلیم، اکبر، پاسدار سپاه  با نام مستعار شیخ، افسر کشیک بند۶ زندان گوهردشت

سلیمانی، عباسعلی، از حکام شرع دادگاههای انقلاب حائری شیرازی،  محمدصادق، از امامان جمعه و حکام شرع شیراز

دستغیب،سیدعلی اصغر، از مرتبطین با قوه قضاییه و وابسته به دستغیب بزرگ که در بسیاری از جنایات شرکت داشت

بهشتی،احمد،  از حکام شرع دادگاههای انقلاب که کشته شد

شب زنده دار، مهدی، از حکام شرع دادگاههای انقلاب و وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم ایمانی، اسدالله، از حکام برجسته دادگاههای انقلاب  در پرونده وی می توان رد صدور دهها حکم اعدام مبارزان را مشاهده نمود .

سلیمانی، سهراب، مسئول زندان های مرکز و برادر سردارقاسم سلیمانی

سلیمی، محمد رضا، معروف به محمد صداقت از عوامل سرکوب و شکنجه

سلیمی،محمد، دادستان ویژه روحانیت و حاکم شرع دادگاههای انقلاب در شهرستان های مختلف

سود مند فرمانده یگان انتظامی  زندان گوهر دشت

سیاح، اصغر، پرسنل معاونت امنیت شاغل در اداره کل چپ  واواک – اداره چپ نو – او تحت مسئولیت اداری صادق در قتل پوینده شرکت کرده بود.

براتی، خسرو، منبع اداره چپ نو ، بنا به درخواست صادق، در دو قتل مختاری و پوینده شرکت داشت.

سید حاتمی، سیدابراهیم  از حکام شرع و مرتبط با قوه قضاییه

سیف‌اللهی، رضا، سردار سپاه،از عوامل امنیتی و اطلاعاتی دهه طلایی و معاون شورای عالی امنیت ملی

شاه محمدی از سپاه پاسداران در زندان اوین

شاهچراغی امیر، معاون حقوقی، پارلمانی واواک  در دوران ریشهری، فوت کرد

شاهچراغی، سیدمحمد، از مرتبطین با قوه قضاییه و برادر شاهچراغی  همکار لاجوردی

شاهرودی، احمد، از وابستگان به قوه قضاییه  مسئول  توسعه قضایی

شاهمرادی، مرتضی، از بازجویی به بازپرسی در زندان رسید .

شریعتمداری، محمد، از جمله نیروهای ا واواک و مسئول بسیاری از دستگیری ها و شکنجه ها و اعدام ها که بعدها به وزارت بازرگانی رسید .

شریعتمداری،حسین،از مسئولان زندان قزلحصار در سال ۱۳۶۴ . او مسئول تواب سازی زندانیان بود و اینک روزنامه کیهان در تیول او است.

شریعتی، حسن، مدیر کل دادگستری استان خراسان رضوی

شریف زاده، محمد،  – معروف به محمدی – از مسئولین گروه ضربت دادستانی در زندان اوین .و مسئول حفاظت دادستانی . زمانی مسئول بند ۲۰۹ بود

شریفی دوست، حمزه، ملقب به حاج شریف بازجوی بند ۲ الف زندان اوین و یکی از متصدیان پرونده سازی علیه اشخاص مورد بازجویی

شریفی منش پاسدار زندان اوین .

شریفی، حمید، از نیروهای سعید مرتضوی و از حلقه دادستانی

شفیعی، احمد، مدیر کل استان گیلان واواک در دوران ریشهری و فلاحیان که در زمان دری نجف آبادی به معاونت دانشجویی این وزارتخانه رسید و در قتل های زنجیره‌ای دخالت داشت .

 شکاری رییس بند جهاد در زندان گوهر دشت .

شکوهی، علی، مدیر کل التقاط واواک  در دوران ریشهری

شمس آبادی معاون فرهنگی زندانهای خراسان شمالی

شمس، سعید، پاسدار زندان قزل‌حصار بود وی یکی از پاسدارانی است که در قتل عام روستای قارنا شرکت داشت.

شهاب، احمد، از نیروهای هیات موتلفه مأمور «خدمت» در دادستانی و زندانها

شیخا،احمد، معروف به “احمد نیاکان” مشهور به “تفتازانی”، از گروه شکنجه گران  و متهمان به ارتکاب قتل های زنجیره ای و از نیروهای جنایتکار واواک.

شیرازی از پاسداران زندان گوهر دشت

شیرازی، عباس، عضو ارشد گروه ضربت دادستان انقلاب

شیرخانی پاسدار زندان گوهر دشت

صابری همدانی، احمد ، از حکام شرع دادگاههای انقلاب در همدان

محمدی،غیاث‌الدین، از وابستگان به قوه قضاییه

صادقی پاسدار و بازجوی زندان انزلی

صادقی زندانبان پاسدار زندان اصفهان

صادقی، حسین، از اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که دورانی به دستگیری و بازجویی مبارزان می‌پرداخت.

صادقی، محمد، از مسئولان زندان اوین که زمانی معاونت آموزشگاه را بر عهده داشت .

صادقی،محمد تقی، مدیر کل استان اذربایجان شرقی واواک  در دوره علی فلاحیان

صادقی،نور الدین، رییس کل دادگستری استان کرمانشاه

تویسرکانی رییس کل دادگستری استان کرمان

طالبی رییس کل دادگستری استان مازندران

آقا زاده رییس کل دادگستری استان ﺁذربایجان شرقی

صافی از حکام شرع دادگاههای انقلاب

صالحی،  سید محمد حسین، جانشین معاون فن‌آوری واواک  دردوران ریشهری و فلاحیان

صانع، صادق، مدیر کل استان کهکیلویه و بویر احمد وزارت اطلاعات دوران ریشهری و معاون خاورمیانه وزارت اطلاعات فلاحیان

صانعی ، یوسف،عضو شورایعالی قضاییه دهه طلایی  و از حکام شرع دادگاه های انقلاب

صبحی، (مرتضی صالحی) ازمهرماه سال۶۱ رئیس زندان گوهردشت بود

صداقت، علیرضا، از سربازجویان با تجربه  زندانهای کشور که دوره های خاص روانگردانی را در کشور کره گذرانده است

 صدر- محمد، مدیر کل افریقای واواک در دوران ریشهری و فلاحیان

 صدیقی از مسئولان شورای عالی قضایی در دهه شصت و امام جمعه موقت تهران و از حکام شرع  .

صفائی پرسنل معاونت امنیت . شاغل در اداره عملیات آن معاونت مشارکت در قتل فروهر و همسرش تحت امر عزیز پور(مسئول مستقیم) قرار داشت.

صفار هرندی، محمدحسین،سردار سپاه، جانشین فرماندهی  منطقه ۶ کشوری درسالهای ۵۹ تا۶۴، مسئول دفترسیاسی سپاه ،از بازجویان ابتدای انقلاب

صفاری،حسین، از نیروهای بازجو و شرکت کننده در ترورهای خارج از کشور

صفری تبار ، حسین، از پاسداران زندان و از اعضای گروه انصار حزب الله .

صفری مهدی، جانشین مدیر کل ضد جاسوس واواک در دوران ریشهری و مدیرکل معاونت ضد جاسوسی واواک در دوران فلاحیان

صلح جو، مرتضی، مدیر کل استان کهکیلویه و بویر احمد  واواک  در دوره علی فلاحیان

ضرابی، مرتضی، مدیر کل استان تهران واواک  در دوره علی فلاحیان

ضیایی،سید مجید، از بازجویان زندان اوین که به مقام دادیاری در اوین رسید .

طالبی، علی،  پاسدار زندان اوین

طالقانی از پاسداران زندان اوین .

طاهری خرم آبادی، سید حسن، از حکام شرع دادگاههای انقلاب و مرتبطین با سپاه و قوه قضاییه

شاهرخی، سیدمحمد نقی، از امامان جمعه و وابستگان به قوه قضاییه

طاهری، طه، با نام مستعار صدر الاسلام، بازجو و شکنجه گر و از مسئولان امنیتی و اطلاعاتی از ابتدای انقلاب، سردار سپاه

طاهریان، بهمن، معروف به حاج حبیب از معاونان واواک در دوران احمدی نژاد که خرابی های فراوان در رابطه با جاسوس کردن کسانی که جاسوس نبودند ببار آورد. بعدها سفیر ایران در کشورهای امریکای جنوبی شد.

طباطبای، محمد، رییس جامعه الزهرا و از عوامل قضایی

طباطبایی از بازجویان زندان اوین

طباطبایی، سیدیوسف، از مرتبطین قوه قضاییه

طباطبایی،حمید رضا، دادستان استان اصفهان

طبرسی،نورالله از حکام شرع دادگاههای انقلاب

طوسی مدیر کل زندانهای استان کرمانشاه

پستچی، مدیر کل زندانهای استان خراسان شمالی

خلف رضایی،غلامرضا، مدیر کل زندانهای استان مرکزی

ولی نیا مدیر کل زندانهای استان یزد

گلپایگانی مدیر کل زندانهای استان اصفهان

جفعر قلی،ناصر، مدیر کل زندانهای استان فارس

محمدی،محمد علی، مدیر کل زندانهای استان همدان

مهربان مدیر کل زندانهای استان مرکزی

علوی مدیر کل زندانهای استان خوزستان

طیرانی، از اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که دورانی به دستگیری و بازجویی مبارزان می‌پرداخت.

عابدی ، حسین ، مدیر کل استان یزد واواک در دوره علی فلاحیان

عادلی مسئول روابط عمومی زندان جیرفت

عاصف،رضا، از جمله نیروهای مستقر دراطلاعات نخست وزیری که در تیم عملیاتی بود و در دستگیری و سرکوب و شکنجه مبارزان در سالهای ۵۹ تا ۶۰ فعال بود .

عالمی، حسین، جانشین معاون اورپا واواک  در دوران اول فلاحیان

عالیخانی( صادق)، پرسنل معاونت امنیت اداره کل چپ واواک و مسئول اداره چپ نو. مدیرکل وقت چپ محمد صداقت بود. وی  در دوران ریشهری و فلاحیان مدیر کل استان زنجان بوده است .

عاملی،سیدحسن  از حکام شرع دادگاههای انقلاب

عباس زاده از پاسداران زندان اوین

عباسپور، احمد، مدیر کل اطلاعات تهران واواک  در دوران ریشهری  و مدیر کل امنیت واواک  در دوران اول فلاحیان

عباسی پاسدار بازجو و شکنجه گر زندانهای اصفهان

عباسی معاون دادستان عمومی و انقلاب تهران

عباسی کنگوری، جواد  معروف به “آزاده” مشهور به “آملی” از گروه شکنجه گران متهمان به قتل های زنجیره‌ای و از نیروهای جنایتکار واواک.

عباسی،  ابتدا معاون دادیار  ناصری بود و بعد خود دادیار شد. او نیز مانند بسیاری از نیروهای دادستانی در امر اعدام مبارزان دخالت مستقیم داشت .

عباسی،حمید،  از بازجویان زندان اوین و گوهر دشت بود او سالها ی بعد از کشتار سال ۶۰ به دادیاری اوین رسید و در کشتار سال ۶۷ بسیار فعال بود و بعد از آن نیز در اوین به شغل شریف دادیاری مشغول شد.

عبدالله زاده، از اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که دورانی به دستگیری و بازجویی مبارزان می‌پرداخت.

عبداللهی ، محمود، از حکام شرع دادگاههای انقلاب

عبداللهی از حکام شرع دادگاههای انقلاب و ارتش، حاکم شرع خوزستان

عبدی، عباس، از به گروگان‌گیران اعضای سفارت امریکا و جانشین معاون امنیت واواک، یعنی سعید حجاریان، و زمانی در کنار موسوی خوئینی‌ها در جریان کشتار ۶۷ قرار داشت عضویت در  واواک او را فلاحیان نیز تایید می کند.

عبودیت، عبدالرسول، از وابستگان به قوه قضاییه و مصباح یزدی

عجمین از شاگردان مصباح یزدی و نزدیک به قوه قضاییه

 عزت الله شاهی، مطهری – عرب شاهی، سربازجو و از نیروهای بالای کمیته های انقلاب اسلامی در سالهای ابتدای انقلاب و از دوستان فلاحیان و…

عزیزپور، محمد، پرسنل معاونت امنیت و مسئول اداره عملیات امنیت به لحاظ اداری تحت مسئولیت حمید رسولی بوده و امر به انجام دو قتل  داریوش و پروانه فروهر را از رسولی گرفته و به زیر مجموعه خود ابلاغ کرده‌است.

عسگری، علی ، از اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که دورانی به دستگیری و بازجویی مبارزان می‌پرداخت.

عسگری، علی ، از اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که دورانی به دستگیری و بازجویی مبارزان می‌پرداخت.

عطریانفر،محمد، بازجوی زندان اوین – بند ۲۰۹- از مسئولان بازجویی از گروه فرقان و از اعضای اطلاعاتی کمیته های انقلاب اسلامی و نیروی انتظامی که بعدها اصلاح طلب شد

علوی تبار  از نیروهای وابسته به سازمان مجاهدین انقلاب که گفته می‌شود از جمله بازجویان در ابتدای انقلاب بوده است و هم اکنون در طیف اصلاح طلبان است

علوی، نام مستعار سردار رضا سراج بازجوی اطلاعات سپاه پاسداران.

علوی، هاشم، از مسئولین واواک. وی بعدها از مسئولین امنیت واواک شد . وقتی فهمید سعید امامی همجنس باز است اطاق محل کار وی را با آب شست. در زمان احمدی نژاد به قائم مقامی آن وزارتخانه رسید

علی عبدالله دادستان دادگاه ویژه روحانیت قم

بهرامی،حسین ، دادستان دادگاه ویژه روحانیت قم

مصدق، محمد، معاون قضایی و حقوقی سازمان قضایی نیروهای مسلح

عبداللهی قائم مقام دادستان خراسان شمالی

علی محمدی از مدیران زندانهای کشور وی زمانی معاون زندان گوهر دشت بود .

علیزاده ، قاسم، پاسدار زندان اوین

 عندلیب حاکم شرع دادگاههای انقلاب شیراز

غرضی، محمد، -با نام مستعار حیدری – سربازجو کمیته‌های انقلاب اسلامی و عامل دستگیری فرزندان آیهالله طالقانی که موجب قهر کردن  او شد.  عضو سپاه پاسداران و…

غضنفری دادستان همومی و انقلاب گرمسار

قربانی دادستان استان خراسان جنوبی

غلامی  پاسدار نگهبان زندان گوهر دشت

غلامی،  رضا، از جمله نیروهایی بود که تحت امر رازینی و پور محمدی کار بازجویی و شکنجه زندانیان در مشهد را عهده دار بود .

غیاث الدین، حسین، جانشین مدیر کل حفاظت اطلاعات وزارت اطلاعات دوران اول فلاحیان

فاتحی مسئول اطلاعات کرج که در اعدام بسیاری از زندانیان شرکت داشت

فاضل، بازجوی شعبه ۷ اوین گفته می‌شود عضو هیات علمی دانشگاه بهشتی بود.

فتح علیخانی، سعید، مدیر کل استان هرمزگان وو جانشین  نیروی انسانی علی فلاحیان

فتوت، عباس، پاسدار نگهبان اوین که به افسر نگهبانی ارتقا یافت .

 فخر آرا رییس کل دادگستری استان خراسان جنوبی

فدایی، حسین، سردار سپاه، از عوامل اطلاعاتی و امنیتی در سرکوب و شکنجه و بازجویی‌ها شرکت داشت .

فرجی معاون اطلاعات زندان گوهر دشت

فروتن از مسئولان زندان های کشور وی در سالهای ۶۴ و بعد از ان به مدت کوتاهی سرپرستی زندانهای اوین و گوهردشت را در اختیار داشت .

فروزان،رضا مسئول سونای زعفرانیه و از یاران سعید امامی

فروغی، عطاء الله، مسئول بهداری زندان اوین که مجوز مرگ  اعدام شدگان را صادر می‌کرد .

فریمانی، عباس، مدیر کل استان خراسان می کرد  در دوران ریشهری

فقانی مدیر کل زندانهای استان گیلان و نصیری جانشین آذر مهر مدیر کل زندانهای استان سمنان

فلاح سرتیم عملیات و قائم مقام اداره عملیات امنیت واواک. فلاح نیز تحت مسئولیت و هدایت مسئول مستقیم اش محمد عزیزپور که در خارج از منزل در ارتباط با آنها در داخل بوده قرار داشته‌است.

روشن، رضا،پرسنل معاونت امنیت واواک شاغل در اداره کل التقاط در اداره پدیده های التقاط تحت مسئولیت ( احتمالا کامیار) قرار داشته که او تحت مسئولیت آقای اسماعیلی مدیر کل وقت التقاط بوده است . به دستور موسوی، روشن در دو فقره قتل مختاری و پوینده شرکت کرده‌است.

فلاحی زندانبان و شکنجه گر زندانهای اصفهان .

فلاحیان ، علی، وزیر معروف واواک و از عوامل سرکوب و قتل و ترور و شکنجه

فنایی،محمد، از باند خشونت طلب مصباحیه .

فولاد آملی، محمد رضا، رییس کل دادگستری استان مازندران

فهیم کرمانی نماینده موسوی تبریزی در زندان اوین، از حکام شرع جنایتکار

فیاضی، غلامرضا، از باند خشونت طلب مصباح .

فیض، اکبر، رییس کل دادگستری استان آذربایجان غربی

سیاوش پور، احمد، رییس کل دادگستری استان فارس

کیخسروی، احمد،ریس کل دادگستری استان خراسان شمالی

ملکشاهی، الله یار، رییس کل دادگستری استان لرستان

قاسمی  از بازجویی به معاونت بخش آموزشگاه رسید معروف به مهندس بود .

قاسمی رحمانی، محمود رضا،بازجو و شکنجه گر زندان اوین ملقب به حاج رحمان . او بعنوان کارشناس مذهبی بر روند پرونده محکومین عقیدتی اعمال نفوذ مینماید.

قاسمی رییس کل دادگستری استان قزوین

قالیباف، محمد باقر،فرمانده نیروی انتظامی و از سرکوبگران و چمقاداران معروف

قبه،مرتضی،– معروف به اصفهانی – رییس دفتر سعید امامی، برادر دیگر او همراه کرباسجی در جریان خورد و بردهای زمین قرار دارد

قدوسی، علی، حاکم شرع و دادستان جنایتکار ایران که ترور شد. داماد علامه طباطبایی بود.

قدوسی، مجید،از نزدیکان شاهچراغی که در دادستانی بود.  او از سال ۶۳ تا ۶۵ مسئول آموزشگاه زندان اوین بود  و بعد از آن دادیار شد و بعد از مدتی نیز مسئول گرفتن  فیلم مصاحبه زندانیان گشت . او مدتی مسئول ورزشگاه آزادی بود .

قدیانی، پرویز ، از اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که دورانی به دستگیری و بازجویی مبارزان می‌پرداخت.

قدیری،جواد، از نیروهای مستقر در اطلاعات نخست وزیری و شوهر خواهر محمد عطریان فر که از سران سازمان مجاهدین بود . او در تیم عملیاتی شرکت داشت و زیر نظر خسرو قنبری کار می‌کرد .

قدیریان، احمد، سردار سپاه و از دوستان لاجوردی در دادستانی و زندانها بود.

قربانی از پاسداران زندان اوین

قربانی، زین العابدین ، از حکام شرع و امام جمعه دزد رشت، که جریان ساخت و ساز مجتمع تجاری وی این روزها بر سر زبانها افتاده است

قریب،سیدجلیل، تحت نظارت و فرماندهی رئیس اوین و حیدری‌فر به ناصر زرافشان، هجوم برده و او را به شدت مجروح کرد. زرافشان  وکیل دادگستری که وکالت قربانیان قتل‌های سیاسی رﮊیم (قتلهای زنجیره‌ای) را بر عهده داشت.  .

قریشی، سیدعلی اکبر، از حکام شرع و امامان جمعه

قره باغی،سیداکبر، از حکام شرع و مسئولین قضایی

شکوری، سیدرضیی، از مرتبطین قوه قضاییه

قطبی از باند خشونت طلب مصباح .

قطبی مدیر نمونه بسیجی استان و مدیر کل زندانها استان قم

عرب مدیر کل زندانهای استان گلستان

الوندی مدیر کل زندانهای استان گیلان

علی پور معاون مدیر کل زندانهای استان لرستان

مباشری مدیر کل زندانهای استان لرستان

سلیمان نصب مدیر کل زندانهای استان جنوبی

امیری مدیر کل زندانهای استان کرمان

قلی پور، عباس، جانشین مدیر کل بولتن های واواک

قنادان از نیروهای نزدیک به طیف بهزاد نبوی که در کمیته انقلاب اسلامی مستقر بود و در جریان سرکوب ها نقش داشت

قنبری تهرانی ،خسرو، از مسئولان امنیتی و اطلاعاتی دفتر نخست وزیری و از عاملان سرکوب مبارزان در دهه طلایی

قوامی هنر، مهدی، معروف به “قوام” از گروه شکنجه گران متهمان به قتل های زنجیره‌ای و از نیروهای جنایتکار واواک.

کاظمی  شکنجه گر و مسئول اعدام زندانیان در اصفهان

کربلایی از بازاریان تهران که در ابتدا مسئول ملاقات‌ها بود و بعد مسئول کارگاه زندان اوین شد و درآمد زیادی را به چنگ آورد وی از دوستان لاجوردی بود .

کرمانی رییس اطلاعات زندان گوهر دشت

کریمی، عباس،  پاسدار نگهبان زندان گوهر دشت کرج

کاشفی ، علی، جانشین معاون خارجی واواک در دوران ریشهری و فلاحیان که فوت کرد

کاظمی، مصطفی، مدیر کل استان فارس واواک  در دوران ریشهری و لی فلاحیان

کاظمی،((موسوی)، قائم مقام معاونت امنیت، مدیر کل طرح و بررسی واواک و دخیل در ۴ فقره قتل. نامبرده به لحاظ اداری تحت مسئولیت معاونت وقت امنیت واواک، سرمدی بوده‌است.

کاوه، کمیل، از سربازجویان زندان های اصفهان و از عوامل سرکوب و فرمانده چماقداران این استان

کبیری ارانی،اکبر، حاج فکور از بازجویی کار خود را شروع کرد و در نهایت به ریاست زندان در اوین رسید . وی بازجوی شعبه هفت زندان اوین بود .

کبیری،قاسم، معاون مجید قدوسی بود و بعدها به معاونت رییس زندان رسید و در سال ۶۷ در کشتار زندانیان در همان پست بود.

کچویی،محمد، از روسای زندانهای کشور و رییس زندان اوین بود که ترور شد

کرباسی بازجوی زندانهای مشهد . وی پاسدار سپاه پاسداران بود .

کردی پاسدار سپاه و از نگهبانان سلولهای انفرادی زندان اوین

کرمی  افسر سپاه در زندان اصفهان

کرمی، وحید، جانشین مدیر کل سیاسی واواک  در دوران اول فلاحیان

کریمی ، نظر علی، از نیروهای واواک گرگان

کریمی، حمید، از بازجویان و شکنجه گران در سال ۶۰ بود او در سال ۶۱  معاونت آموزشگاه را  عهده داشت و در سال ۶۸ به مسولیت ورزش زندان رسید و سپس مدیریت ورزشگاه امجدیه را عهده دار شد . او از نیروهای سپاه پاسداران بود .

کریمی، رییس کل دادگاههای عمومی و انقلاب استان تهران

ماندگاری، معاون قضایی دادستان عمومی و انقلاب تهران

مظفری مستشار دادگاه کیفری استان تهران

سراج،ناصر، رییس کیفری استان تهران

کشاورز، علی، جانشین معاون حقوقی، پارلمانی واواک  دردوران ریشهری و فلاحیان

کعبی ، عباس، از حکام شرع و عضو شورای نگهبان

کمالی، خسرو، مدیر کل معاونت ضد جاسوسی واواک در دوران ریشهری و فلاحیان

کنگرلو،محسن، از نیروهای فجر اسلام و فردی اطلاعاتی و امنیتی که به گروه میر حسین موسوی مربوط بود و در کودتای خرداد ۶۰ شرکت داشت. در افتضاح ایران گیت (معامله‌های پنهانی سیاسی – تسلیحاتی) یکی از رابط ها بود. ایران گیت امریکائی با افشای سفر محرمانه مک فارلین به ایران، از پرده بیرون افتاد.

کوشادادستان دهه ۶۰ در بندر انزلی که موجب صدور احکام اعدام مبارزان در آن شهر شد .

کولیوند، عباس، پاسدار نگهبان زندانهای اوین و گوهر دشت

کهفی، رضا، مدیر کل استان کرمان واواک در دوره علی فلاحیان

کیانی، بیژن، مدیر کل استان همدان واواک  در دوران ریشهری و فلاحیان

گرجی،عباس، معاون حفاظت و اطلاعات زندان اصفهان

گلپایگانی،معاون اداری، مالی واواک در دوران ریشهری

گوهری پاسدار زندان اوین

گیوه چی، محمد تقی،(مصباح یزدی)، از عوامل سرکوب و از حامیان قضات خشونت طلب

لاجوردی،اسدالله،  – دادستان انقلاب – معروف به قصاب اوین. او زمانی هم  رییس سازمان زندانها شد از خشن ترین نیروهای امنیتی و اطلاعاتی رﮊیم ولایت فقیه بود.

لاریجانی، محمد جواد، سخنگوی سازمان حقوق بشر اسلامی از سرکوبگران وحامیان ترور و خشونت

لاریجانی،صادق، از وابستگان به شورای نگهبان و رییس قوه قضاییه

لاوندی،حمزه، پاسدار زندان اوین  در دهه طلایی

لشکری،داوود، – مدیر زندانهای ایران – گوهر دشت.  وی از جمله افرادی است که در کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۷ از مسئولان زندان گوهر دشت بوده است

لطفی،محمدنقی، از حکام شرع دادگاههای انقلاب

لطفیان، هدایت الله، فرمانده اسبق نیروی انتظامی و از عوامل سرکوب دانشجویان

الله بخشی، محمد، پاسدار زندان اوین

الله کرم ، حسین، سردار سپاه، گفته می‌شود یکی از شقی ترین بازجویان و سرکوبگران بود. او در جمع انصار حزب الله گروهی بود که به مردم حمله می‌کرد.

ماکویی، بهروز، از اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که دورانی به دستگیری و بازجویی مبارزان می‌پرداخت.

ماندگاری معاون قضایی دادستان عمومی و انقلاب تهران

مبشری،علی، از رؤسای دادگاه‌های انقلاب

متقی رییس دادگاه انقلاب همدان و از جمله بازپرسان این دادگاه

متولیان، ابراهیم، مدیر کل استان مازندران واواک در دوران ریشهری

مجتهد شبستری، حسن، از حکام شرع و امامان جمعه تبریز

محبی نیا، جهانبخش، مدیر کل آذربایجان غربی دوره علی فلاحیان

محتشم ، عبد الحمید، عبداللهی،سردار سپاه و از سرکوبگران انقلاب اسلامی و مدیر مسئول نشریه یا لثارات الحسین

محتشمی پور،علی اکبر،وزیر اسبق و نماینده مجلس از حکام شرع دادگاههای دهه طلایی خمینی

محسنی ،از حکام شرع دادگاههای انقلاب

محسنی اژه‌ای، غلامحسین معروف به غلام بلبل، از عوامل مهم سرکوب و شکنجه و ترور و قتل. دادستان و از حکام شرع دادگاههای انقلاب  و اینک سخنگوی قوه قضائیه.

محسنی پرسنل معاونت امنیت واواک. شاغل در اداره عملیات آن معاونت. مشارکت در قتل فروهر و همسرش تحت امر عزیزپور(مسئول مستقیم).

جعفرزاده پرسنل معاونت امنیت واواک. شاغل در اداره عملیات آن معاونت مشارکت در قتل فروهر و همسرش تحت امر عزیزپور(مسئول مستقیم).

هاشمی پرسنل معاونت امنیت واواک. شاغل در اداره عملیات آن معاونت. مشارکت در قتل فروهر و همسرش تحت امر عزیزپور

محمدی عراقی،محمود، رییس اسبق سازمان ارتباطات اسلامی و داماد مصباح یزدی از حکام شرع دهه ۶۰

محمدی گلپایگانی، غلامحسین، از حکام شرع دادگاههای انقلاب و نظامی و رییس دفتر خامنه‌ای

محمدی گیلانی ، رییس حکام شرع ، حاکم شرع زندان اوین و معروف به جلاد اوین.

محمدی معاون قضایی سازمان زندانها

محمدی نیک، محمد(ریشهری)، وزیر اسبق واواک و آمر و عامل سرکوب و قتل و ترور و شکنجه

محمدی، تقی، از نیروهای امنیتی در نخست وزیری که بعدها در زندان لاجروردی گفته شد که خودکشی کرده است

محمدی، تقی، از نیروهای مرتبط با واواک و دانشجویان خط امام که به اتهام بمب گذاری دفتر نخست وزیری  دستگیر شد و در زندان گفتند خودکشی کرد.

محمدی، حسین،از نیروهای واواک  در دوران فلاحیان . وی مدیر کل بود

محمدی،علی،معاون زندان گوهر دشت

مراد فانی رییس زندان سنقر

مرتضوی، سعید، دادستان معروف و جنایتکار تهران که در قتل زهرا کاظمی و کهریزک فعال بود.

مرتضوی، شیخ حسین،معروف به حاجی زمانی، رییس زندان اوین در سال ۶۷ به هنگام اعدام زندانیان

مرتضوی،صولت، از مسئولان زندانها که به استانداری رسید

مرعشی،جواد، مدیر کل استان کرمان واواک  دردوران ریشهری و جانشین معاون سیاسی واواک در دوران اول فلاحیان

مرویان حسینی، سید علی، از دوستان اسدالله لاجوردی در دادستانی تهران

مسرور از  دادیاران دادگاههای انقلاب و معاون دادستان بندر انزلی بود که بسیار سختگیر و خشن بود

مسعودی خمینی ، علی اکبر، از حکام شرع ابتدای انقلاب

مسلم پرسنل معاونت امنیت واواک. شاغل در اداره عملیات آن معاونت. مشارکت در قتل فروهر و همسرش تحت امر عزیزپور(مسئول مستقیم) . زمانی معاون سعید مرتضوی بود.

مصباح مدیر کل زندان انزلی

 مصباح، مدیر زندان رشت بعد از اعدامهای سال ۶۷  او قبلا در اداره اگاهی مشغول به کار بود .

مصطفوی، رضا، مدیر کل استان آذربایجان شرقی دوران ریشهری

مصطفوی پاسدار بازجوی بند ۲- الف زندان اوین

مصطفوی، علی، معاون حفاظت اطلاعات واواک در دوران اول فلاحیان

مصلحی عراقی، حیدر، وزیر اسبق واواک و از عوامل دخیل در ایجاد اطلاعات موازی و حاکم شرع و عامل ترور و شکنجه و اعدام مبارزان

مظاهری حاکم شرع دادگاههای انقلاب در اصفهان

مظفری از مسئولان زندانها که به استانداری رسید.

مظفری مستشار دادگاه کیفری استان تهران

مظفری،سعید، از نیروهای دخیل در دستگیری و بازجویی از نیروهای مستقر در اطلاعات نخست وزیری. او زیر نظر خسرو قنبری تهرانی بود .

 معتمدی، حمید، جانشین مدیر کل حفاظت اطلاعات واواک در دوران ریشهری و فلاحیان

 معصومی  از باند خشونت طلب مصباح و قوه قضاییه

معصومی، حسین،  شوهر خواهر فلاحیان که در ترورهای خارج از کشور دست داشت .

مغنیان، محمود، پاسدار سپاه و رئیس بند۴ گوهر دشت

مغیسه‌ای، محمد(ناصریان)،  از بازجویان زندان اوین بود  از سال ۶۴ به عنوان دادیار به زندان قزل‌حصار رفت و بعد  دادیار زندان گوهر دشت شد

مفیدی ، حسن، از حکام شرع دادگاههای انقلاب در دهه شصت که زمانی  در شورای عالی قضایی بود .

مقتدایی،مرتضیی هنوز در مناصب قضایی مشغول به کار است، از حکام شرع ، فرزند او اختلاس گر بود. .

مقدس، حسن، سرپرست دادسرای ویژه ارشاد و از عوامل دخیل در قتل زهرا کاظمی

ملاکی رییس زندان دستشتان

ملکیان، علیرضا، جانشین مدیر کل مالی واواک در دوران ریشهری

ممدوحی، حسن، از وابستگان به قوه قضاییه

امینیان، مختار، از حکام شرع دادگاههای گیلان

منتظر قائم، حسن، از اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که دورانی به دستگیری و بازجویی مبارزان می‌پرداخت.

منتظری معاون دادستان کل کشور

منتظری، محمد جعفر، دادستان کل کشور که همواره در سرکوب مبارزان دخیل بوده است.

چاووشی، حمید، رییس سازمان قضایی نیروهای مسلح کرمانشاه

موحدی،حمید رضا، معاون حوزه ریاست قوه قضاییه

سارچی، محمد رضا، قاضی دادگاه مطبوعات

ساعدی معاون مدیر کل دفتر امور بین المللی قوه قضاییه

رزاقی معاون نمایندگی بنگاه تعاون و حرفه آموزی و اشتغال زندانیان استان مازندران

یزدانیان مدیر کل قضایی نیروهای مسلح

محمدی معاون قضایی سازمان زندانها

منتظری، مصطفی، معروف به “فرقانی” مشهور به “شربیانی”  از گروه شکنجه گران  و در شمار متهمان به قتل‌های زنجیره‌ای و از نیروهای جنایتکار واواک

منتظری، مهدی، از جمله نیروهای امنیتی و اطلاعاتی در جریان سالهای ۵۹ به بعد بود او نیزدر کنار محسن رضایی زمانی در جریان کودتا یابی بود

موحدی کرمانی از قضات  نظام ولایت که زمانی نماینده ولی فقیه در سپاه بود و امام جمعه موقت تهران است.

موسوی از نیروهای دادستانی که در زندانهای قزل‌حصار  گوهر دشت و اوین خدمت می‌کرد. وی قبلا در جهاد سازندگی زنجان به کار مشغول بود .

موسوی پاسدار زندان اوین .

موسوی اردبیلی،سید عبدالکریم، رییس قوه قضاییه اسبق و از حامیان سرکوب و ترور و شکنجه که فوت کرد

موسوی تبریزی، محمد حسین، دادستان کل بعد از مرگ قدوسی از خشن ترین حکام شرع دادگاه ها که اصلاح طلب شده است

موسوی جزایری، سیدمحمد علی، از حکام شرع و امامان جمعه در خوزستان  نقش وی در اعدام های سراسری در این استان در دهه شصت مشهود است .

شفیعی،سیدعلی از حکام شرع و جنایتکاران به نام خوزستان. وی نیز از سالهای اول انقلاب در راه حفظ نظام ولایت فقیه، موجبات صدور دهها حکم اعدام جهت نظامیان و مبارزان را فراهم آورد .

حیدری، محسن، از حکام شرع دادگاههای انقلاب

موسوی شوشتری، سید محمد حسن، از حکام شرع و اعضای شورای عالی قضایی در دهه شصت .

موسوی فراز، محمد رضا، از باند خشونت طلب

مومن، محمد، عضو شورایعالی قضاییه دهه طلایی، از حکام شرع و عضو شورای نگهبان و خبرگان رهبری

مویدی از باند خشونت طلب قوه قضاییه

مهاجری، مسیح، از حکام شرع ابتدای انقلاب و نماینده رهبری در نشریه جمهوری اسلامی که فعلا اصلاح طلب شده است

مهدوی کنی، محمد رضا، رییس کمیته های انقلاب و وزیر کشور اسبق

مهدوی، سید ابوالحسن،  از حکام شرع دادگاههای انقلاب

شریعتی کاشانی، حسن آقا، از حکام شرع دادگاههای انقلاب

مهمان نواز، حبیب الله،  از مرتبطین با قوه قضاییه

مهندس، رضا، جانشین معاون  آسیای واواک در دوره فلاحیان

میانجی،احمد، از وابستگان به قوه قضاییه رییس گزینش

میثم از مدیران زندانهای کشور از اوایل انقلاب وی زمانی رییس زندان  شیراز بود. بعدها در سال ۱۳۶۳ به زندان قزل‌حصار رفت و دو سال در آنجا بود و بعد به زندان اوین آمد .

میر حجازی، سید علی اصغر،معاونت حفاظت واواک  دردوران ریشهری و از حکام شرع خشن و معاون سید علی خامنه‍ای

میردامادی یکی از مسئولین و برنامه ریزان اغتشاش در مکه و از عوامل امنیتی و اطلاعاتی دهه طلایی که در سال ۸۸ دستگیر شد او پسر دایی خامنه ی است .

میرزا آقایی افسر پاسدار زندان گوهردشت.

میرزایی پاسدار زندان لنگرود

میرزایی مسئول دفتر اسدالله لاجوردی که مجوز مرگ زندانیان را صادر می‌کرد .

میرمحمدی، ابوالفضل، از حکام شرع دادگاههای انقلاب

محسنی گورکانی، احمد، از مرتبطین به قوه قضاییه

میری،جواد، پاسدار نگهبان زندان

میریان، حجت ، جانشین معاون ضد جاسوسی واواک در دوران ریشهری و فلاحیان

نادران، الیاس، سردار سپاه، از بازجویان و شکنجه گران سالهای ابتدای انقلاب

ناصری راد،علی، بازجو بند ۲ الف زندان اوین و یکی از مجریان اعدامهای محکومین سیاسی در سالهای اخیر

ناصری، محمدرضا، از حکام شرع دادگاههای انقلاب

ناصری، مسئول روابط عمومی زندانهای خراسان رضوی

  ناصریان، دادیار زندان اوین و از یاران لاجوردی  او در کنار لاجوردی در اعدام مبارزان بسیار خشن بود.

ناظری، علی ، پرسنل معاونت اطلاعات مردمی واواک و مسئول اداره عملیات آن معاونت بود و تحت مسئولیت حقانی قرار داشت و به دستور او در دو فقره قتل مختاری و پوینده شرکت کرد.

 فلاح پرسنل معاونت امنیت و در اداره عملیات آن معاونت در قتل فروهر و همسرش شرکت داشت .

ناظمی اردکانی، محمود، نمایندگی حاکم شرع دادگاه های انقلاب ارتش در غرب کشور و همکاری با دفتر سپاه پاسداران کردستان

نبوی، بهزاد، از مسئولان امنیتی و اطلاعاتی مستقر درکمیته ها که ازابتدای انقلاب در سرکوب مردم نقش داشت و بعدها اصلاح طلب شد . او همچنان مدافع دهه طلایی است. قرارداد خائنانه الجزایر را در باره گروگانها امضاء کرد و خود این خیانت را با خیانت وثوق‌الدوله عاقد قرارداد ۱۹۱۹ برابر شمرد.

نجمی،محمدصادق  از حکام شرع و مفتیان احکام شرعی

فیض سرابی، محمد،  از حکام شرع دادگاههای انقلاب

پور محمدی، محمدنقی از حکام شرع دادگاههای انقلاب

نسب زاده، امیر، مدیر کل مالی واواک در دوران ریشهری و فلاحیان

نصیری،  مهدی، مدیر کل اروپای واواک در دوران ریشهری ومدیر کل حوزه وزارت از سال ۱۳۶۵

نعیم آبادی،غلامعلی، از امامان جمعه و مرتبط با قوه قضاییه

نعیمی پور، محمد، مدیر کل بولتن‌های واواک در دوران ریشهری. او از نیروهای مستقر در اطلاعات است که موجبات دستگیری – شکنجه و اعدام دهها نفر را به فراهم می‌آوردند.

نقدی، محمد رضا، وی سربازجوی نیروهای مبارز و از جمله شهرداران تهران بود. او مسئول و شریک ترور مهاجرانی و عبدالله نوری بود.

نمازی،  عبدالنبی،  از حکام شرع و توجیه کننده  اعدام مبارزان

نکونام از دادستانهای برجسته و از قضات نمونه دوران طلایی خمینی بود

نمازی،حمید، ملقب به حاج حمید بازجوی و شکنجه گر بند ۲ الف زندان اوین و یکی از مجریان اعدامهای محکومین سیاسی در سالهای گذشته

نواب، سید حسن، از یاران مصباح یزدی و از حکام شرع جوان ابتدای انقلاب که بعدها به مقام ریاست سازمان تبلیغات اسلامی تحت امر احمد جنتی رسید.

نوبری مهدی، جانشین مدیر کل آسیا و اسراییل واواک در دوران ریشهری

نوجوان از بچه‌های مسجد شهدا که در درگیری‌ها با دانشجویان شرکت داشت و بعد به بازجویی از دستگیر شدگان می‌پرداخت .

نوربخش، مجید، مدیر کل کردستان واواک در دوران ریشهری ومدیرکل حوزه وزارت واواک  در دوره علی فلاحیان

نوری حمدانی، میرزا علی، از خشن‌ترین ملایان و برادر همسر مصباح یزدی. او در سال ۶۷ در جریان اعدام زندانیان قرار داشت .

واعظ طبسی، عباس، – سلطان خراسان – از حکام شرع و بزرگان مافیا در بخش‌های قضایی – اقتصادی و…

علم الهدی، سیداحمد،هدی، از حکام شرع و امامان جمعه مشهد

معصومی، علی اصغر ، از حکام شرع و مرتبط با واواک

فاکر،محمدرضا، از حکام شرع دادگاههای انقلاب

واعظی، حسن، ، از اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که دورانی به دستگیری و بازجویی مبارزان می‌پرداخت.

واعظی، محمدتقی ، از مرتبطین با قوه قضاییه

واعظی، موسی، – با نام مستعار حاجی زمانی – نماینده واواک در زندان اوین و یکی از دست اندرکاران اعدام زندانیان سیاسی در زندانها .

واعظی،محمد، از حکام شرع دادگاههای انقلاب  ورییس شعبه ویژه ۱۰۱۰

واله(والی)، حسن ، مدیر کل حفاظت اطلاعات واواک در دوران ریشهری و فلاحیان

وردی نژاد، فریدون(مهدی نژاد)، از نیروهای امنیتی و اطلاعاتی و نظامی وابسته به سپاه که در سرکوب دهه ۶۰ فعال بود و همچنین داز است اندرکاران روابط پنهانی بود که افتضاحها ببار آورد که بدانها ایران گیت نام دادند.

وکیل زاد  حاکم شرع بندر انزلی و بعدها به حاکمیت شرع کل استان گیلان رسید

 وکیلیان از وابستگان به قوه قضاییه

الوندی مدیر کل روابط عمومی سازمان زندانها

الوندی، از مسئولان زندانها که به استانداری رسید .

الویری،مرتضی، از نیروهای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که در ابتدایانقلاب در بسیاری از اعمال اطلاعاتی و امنیتی و سرکوب فعال بود

هاشمی ، یاسر، معاون اروپای واواک در دوران اول فلاحیان

هاشمی رفسنجانی اکبر، همه کاره در امور مختلف سرکوب، ترور، شکنجه، قتل، ادم ربایی، بمب گذاری ، اختلاس و…

هاشمی شاهرودی، محمود، رییس قوه قضاییه سابق که در پرونده او جنایات زیادی از جمله حمایت از قاتل زهرا کاظمی و… دیده می شود. او اینک رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام است.

هاشمی، سید محمد ، مدیر کل امریکای واواک در دوران ریشهری

هاشمیان، محمد‌ از حکام شرع دادگاههای انقلاب

هدایتی پاسدار سپاه و از نگهبانان سلولهای انفرادی زندان اوین  هم بازجو بود و هم تیر خلاص زن زندانیان

همتی، محمد رضا مدیر کل چهارمحال و بختیاری واواک در دوران ریشهری و معاون اسراییل واواک در دوران اول فلاحیان

الهی،محمد، پاسدار زندان اوین .

یاوری، حسین، مدیر کل حقوقی، پارلمانی واواک در دوران ریشهری

یزدان پناه، عباس، از اعضای هیات علمی در دانشگاه شیراز  می‌باشد. او در ابتدای انقلاب به کمیته‌های انقلاب اسلامی رفت و در بسیاری از سرکوب ها شرکت داشت

یزدانی، روح الله، مدیر کل استان سیستان و بلوچستان واواک در دوران ریشهری و فلاحیان و مدیر کل حراست در دوره فلاحیان

یزدی، محمد، رییس اسبق قوه قضاییه از حکام شرع و عضو شورای نگهبان و خبرگان رهبری و فاسدان و مفسدان طراز اول.

یساقی،علی اکبر، از معاونین عباسعلی علیزاده در مشهد

 یکتا از حکام شرعی که مورد تایید خمینی بود..

یکتن خدایی رییس دادگستری استان هرمزگان

الساران، اکبر، رییس کل دادگستری استان خوزستان

یوسفی  پاسدار زندان گوهر دشت

یوسفی نگهبان زندان اوین

یوسفی، بازجوی زندان انزلی  او  در کشتار زندانیان نقش زیادی داشت .

یونسی، علی ، معروف به ادریسی از حکام شرع و قضات دادگاههای انقلاب و نیروهای نظامی و وزیر اسبق واواک که اینک اصلاح طلب شده‌است.

منبع:‌

https://www.enghelabe-eslami.com/component/content/article/35-didgagha/nevisandegane-ma/28507-2018-04-06-09-06-03.html?Itemid=0

❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *