گفتگوی آقای بنی‌صدر و علی صدارت – دنیای بعد از کرونا، چه دنیایی خواهد بود، درسهایی در بُعد سیاسی

۵ خرداد ۱۳۹۹

بنی‌صدر صدارت – درسهای سیاسی دنیای پساکرونا

گفتگوی آقای ابوالحسن بنی‌صدر و علی صدارت – دنیای بعد از کرونا، چه دنیایی خواهد بود، درسهایی در بُعد سیاسی

تاریخ تولید و انتشار: دوشنبه ۵خرداد۱۳۹۹ برابر با ۲۵ می ۲۰۲۰ – که آمار مبتلایان به تا امروز ۵,۳۷۱,۷۰۰ و تعداد فوت شدگان ۳۴۴,۸۱۵ اعلام شد.

(با ابراز تاسف از اینکه به آمارهای اعلام شده توسط رژیم، اصلا اعتمادی نیست و آنرا قابل انتشار نمی‌دانیم)

یک سینه سخن

عالم‌گیر ویروس کووید۱۹، ادامه دارد. 

در جلسه قبل، ابعاد اقتصادی، و در جلسه هفته قبل از آن، ابعاد اجتماعی بحران کووید۱۹، بررسی شد. 

فساد و بی‌کفایت قدرت‌های سیاسی در دنیا، اگر قبل از بحران کووید۱۹ مخفی بود، الان به وضوح قابل رویت است. 

در گفتگوی امروز، ابعاد سیاسی بحران کووید۱۹ را به بحث می‌گذاریم.

❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊

مطلب را به شکل صوتی، در همین‌جا بشنوید: 

❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊

❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊

با جنگ روانی است که رژیم ولایت مطلقه، توانسته است ۴دهه مردم ایران را منفعل و بی‌عمل نگاه دارد که بتواند بر آنها سلطه داشته باشد. تا جایی که بعضی از مردم با پای خود به حوزههای رای‌گیری میروند و با دست خود به این رژیم مشروعیت میدهند، تا باز هم بر سر کار بماند و به تجاوزها به حقوق آنها، ادامه دهد!

و نیز با جنگ روانی است که رژیم  ولایت مطلقه، توانسته و می‌تواند افراد یگان ویژه و سایر قوای سرکوب و قوای اطلاعاتی و امنیتی را، به مانند حیوانات وحشی،  به جان هموطنانشان، خواهران و برادرانشان، بیاندازد. 

همه به کمک همدیگر میتوانیم هرگونه سانسوری را از بین ببریم، و برای اینکار وسایل متعددی در اختیار شما و همهٌ ما موجود است.

جنگ واقعی ، جنگ روانی است. 

❊❊❊❊❊

❊❊❊❊❊

هم‌وطن و هم‌زبان عزیز، آنچه که در ذیل آورده شده است، همان مطلب فوق است که در  شبکه‌بند‌های اجتماعی مختلف، و به این منظور که کار شما عزیزان، در گسترش فرهنگ مردم‌سالاری، با مشارکت در مبارزه با سانسورها، آسان‌تر گردد. 

امیدواریم که هرکدام از ما، به سهم خود و به نوبه خود، خویشتن را از لذت همکاری در ساختن سرنوشت خوب و خوب‌تر، برخوردار کنیم.

❊❊❊❊❊

❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊

Telegram

فایل در کانال تلگرام برای هم‌رسانی و عضویت در کانال: 

https://t.me/sedaratMD/1035 

❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊

YouTube

فایل در کانال یوتیوب علی صدارت، برای اشتراک(subscription) در کانال، ابراز نظر(کامنت) و پسندیدن(لایک) و یا نپسندیدن،  و هم‌رسانی: 

https://youtu.be/STLw7IfrjM0 

❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊

Instagram

آدرس لینک مطلب برای ابراز نظر(کامنت)، و پسندیدن(لایک) و یا نپسندیدن، و هم‌رسانی،  و دنبال کردن(follow)مطالب در اینستاگرام: 

پست: 

https://www.instagram.com/p/CAn9m3Hprj6/

❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊

FaceBook

آدرس لینک مطلب برای ابراز نظر(کامنت)، و پسندیدن(لایک) و یا نپسندیدن، و هم‌رسانی، و دوست(friend)شدن در صفحهٌ  فیس بوک: 

نوشته (Notes):

https://www.facebook.com/notes/علی-صدارت/گفتگوی-آقای-ابوالحسن-بنیصدر-و-علی-صدارت-دنیای-بعد-از-کرونا-چه-دنیایی-خواهد-بود-د/۲۹۱۴۵۸۷۰۴۵۲۸۴۵۵۹/?av=549157828494171&eav=AfaO–c-zwTRu-h0XHdRXWNm-RtrTeX3dtstwpwsC3iOEu91yHfLuUEBoj0GQEFLzMA 

 –

  و همچنین در پروفایل فیس بوک: 

 https://www.facebook.com/ali.sedarat.75  

❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊

Twitter

آدرس لینک مطلب برای پسندیدن(لایک)، ری‌توییت، و ابراز نظر(کامنت-توییت)، و هم‌رسانی، و دنبال کردن(follow)مطالب در در تویتر: 

https://twitter.com/sedaratmd/status/1265021726968160262 

❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊

❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊

سایت

آدرس لینک مطلب در سایت علی صدارت برای مشترک شدن(subscribe)، ابراز نظر(کامنت)، و پسندیدن (لایک) و یا نپسندیدن، و لطفا هم‌رسانی: 

https://alisedarat.com/1399/03/05/6151/ 

مطالب مرتبط بیشتر در سایت در آدرس ذیل:

https://alisedarat.com/?s=%D8%B5%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AA

❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊

فایل در پادکست علی صدارت، برای مشترک شدن(subscribe)، و هم‌رسانی: 

https://podcasts.google.com/feed/aHR0cDovL2ZlZWRzLmZlZWRidXJuZXIuY29tL2FsaXNlZGFyYXQ/episode/aHR0cHM6Ly9hbGlzZWRhcmF0LmNvbS8_cD02MTUx?ved=0CAcQ38oDahcKEwjA55PU8M_pAhUAAAAAHQAAAAAQAQ 

❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊

آدرس لینک مطلب در وب‌لاگ علی صدارت برای ابراز نظر (کامنت)، و پسندیدن (لایک) و یا نپسندیدن،  و لطفا هم‌رسانی: 

https://ali-sedarat.blogspot.com  

❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊

:  وضعیت سنجی سی‌صد و ششم: عصر وجدان؟

   در وضعیت سنجی‌های پیشین، از منظر جامعه‌شناسی و اقتصاد، در جامعه خود و جامعه‌های دیگر، در «جهان بعد از کرونا» نگریسته و درس‌ها و راه‌کارهای پیشنهاد شده نقل و نقد شدند. این نوبت به راه کار سیاسی می‌پردازیم و برای این پرسش پاسخ می‌جوییم: جامعه‌ها چگونه جامعه‌هایی باید باشند و چگونه باید اداره شوند؟:

 امروز در هیچ جامعه‌ای انسان‌ها از حقوق بنیادی برخوردارنیستند؛ باید وارد عصر وجدان به حقوق شد: 

   روزنامه لوموند، مورخ ۲۶ ماه مه ۲۰۲۰، نظر آلن تورن، جامعه شناس فرانسوی را انتشار داده ‌است. او نخست یادآور می‌شود که جامعه‌ها دوران‌ شناسایی و بهره‌برداری از منابع موجود در طبیعت و سپس دوران ایجاد صنعت را پشت سرگذاشته‌اند و اینک باید وارد مرحله جدیدی از دموکراسی بگردند. در این مرحله، جامعه‌های ما باید جامعه‌های وجدان به حقوق بنیادی باشند:

     بعد از این‌که منابع طبیعی را تغییر شکل دادیم و شتابان تمامشان کردیم، به تغییر دادن انسان با بکاربردن زیست‌شناسی یاخته‌ای و پزشکی مشغول شدیم. با آموزش دادن همگان، ما درباره خود و جانورانی که هستیم، در باره مغز و زبان خود و تاریخی که ما خود می‌سازیم، آگاهی بدست می‌آوریم. و اغلب توسط بیماری‌های واگیر و سانحه‌های دیگر که دنیای طبیعی ایجادشان می‌کند، غافلگیر می‌شویم؛ باوجود این، بیش از پیش، ما نه تنها بمثابه صاحب طبیعت، بلکه، بمثابه صاحب انسان نیز، خود را تغییر می‌دهیم. ما زبان‌ها ابداع می‌کنیم و ماشین‌ها می‌سازیم که آنها را اشاعه می‌دهیم. همان‌طور که شهرهای جهانی شده ما، بیش از پیش، چند فرهنگی می‌شوند، نظریه اطلاعات همه دانسته‌های ما را به عناصر اولیه‌شان، فرو می‌کاهند. این همان است که ما «جامعه ارتباطات» می‌خوانیم. برخی وسوسه می‌شوند انسانها را نیز به انقیاد درآورند. می‌پندارند همان‌طور که طبیعت را تسلیم و منقاد خود کرده‌اند، می‌توانند انسان‌ها را نیز به تن دادن به تسلیم و انقیاد ناگزیر کنند. حال این‌که انسان‌ها هستند که با زبان و نهادهای خویش، تجربه‌های خود را تعبیر و تفسیر می‌کنند.

 ما باید بر خود عمل کنیم: 

   بسا بیماری جهانگیر ناگزیرمان می‌کند در خود، نه تنها بمثابه شهروندان و کارگران، بلکه بمثابه نقشمند‌ها بنگریم؛ ما می‌توانیم و باید بر خود عمل کنیم. بدین‌معنی که سمت‌یابی‌های جمعی و شخصی را مهار کنیم. این برعهده علوم اجتماعی است که ما را برآن دارند که برای حقوق بنیادی خود، بعنوان انسان، تقدم قائل شویم. امری که مقامات فرانسوی قرنی است که نیک در نمی‌یابند، این‌است که دستگاه دولت، گرچه ما را از جامعه مالکان که سرمایه‌داری است، بیرون برده ‌است و سرمایه‌داری مرحله دوم از سه مرحله ‌است که من تشخیص داده‌ام، اما ما را در یک جامعه اداری نیز زندانی کرده ‌است که، در آن، دولت، تنها مقامی است که هدف‌هایی را تعیین می‌کند که باید به آنها رسید، حال این‌که ما باید بمثابه انسانهای نقشمند، در معنای فلسفی کلمه، بیاندیشیم و عمل کنیم.

   بدین‌خاطر است که، در عصری که داریم واردش می‌شویم، جامعه‌ها تا آنجا که ممکن است باید توسط زنان اداره شوند. زیرا زنان هم زندگی خصوصی و هم زندگی عمومی، هم زندگی عاطفی و هم زندگی حرفه‌ای دارند و هم حالا دیگر، نقشمندان جامعه جدید باید، هم‌زمان، اقتصادی و سیاسی و ارتباطی باشند. حال آن‌که، در عصر صنعتی، تنها سیاسی و اقتصادی بودند.

   جامعهِ پیش از عصر صنعت، شکل جماعت می‌داشت و تجربه‌گر و در همین حد از منابع طبیعت بهره‌برداری می‌کرد؛ جامعه صنعتی جامعه شناسایی‌های علمی و فنی شد و جامعه جدید، جامعه وجدان به حقوق است و باید مرحله جدیدی باشد از دموکراسی. پیش از هرکار به دفاع از زندگی، از آزادی، از برابری و از کرامت هر موجود زنده باید پرداخت. در این دموکراسی جدید که، هم‌زمان، سیاسی و اقتصادی و فرهنگی است، نیاز به نهادهای جدید است، نیاز به آموزش و پرورش جدید است، نیاز به اشکال جدید آزاد زیستن است. شوق و شورآور است اگر به دنبال قد راست کردن کشور و در صورت امکان اروپا، در قلب‌ها و سرهای ما و نیز در نهادهای این جامعه، وجدان به حقوق انسان که، در حال حاضر، تقریباً در هیچ کجا، وجود ندارد پدید آید.

   دانستنی است که جامعه‌شناس فرانسوی این نظر را در کتاب خود، «دفاع از مدرنیته» بسط داده‌ است. در کتاب، – فصلی از فصل‌های جلد سوم کتاب رشد نوشته ابوالحسن بنی‌صدر – توضیح می‌دهد چرا، باید مدرنیته را وجدان شهروندان به حقوق و خلاقیت خویش، تعریف کرد. اما آیا «دموکراسی جدید» که او از آن سخن بمیان آورده‌ است، موضوع بحث روز است؟ نه هنوز. باوجود این،

 دموکراسی جدید بر وفق قانون اساسی برپایه حقوق پنج‌گانه:

   در غربی که آلن تورن «دموکراسی جدید» را به آن پیشنهاد می‌کند، در واقع، نظام‌های مسلط – زیرسلطه و نظام جهانی مسلط – زیرسلطه برجایند. گرایش‌های راست افراطی بی‌کار نیستند و در کوششند تا مگر، کرونا را وسیله تصرف دولت، کنند. گرایش راست و چپ که خود را دموکرات می‌خوانند بدیلی پیشنهاد نمی‌کنند. لوموند هشدار می‌دهد که ضعف احزاب سیاسی در جامعه‌های دارای دموکراسی بر پایه انتخاب، این دموکراسی را ضعیف می‌کند. در بقیه دنیا نیز، انتخاب میان حقوق و قدرت، حتی مطرح نیز نیست. در همه‌جا اسطوره قدرت پرستش می‌شود و رابطه‌ها را بطور روزافزون قدرت تنظیم می‌کند. جامعه‌شناس فرانسوی نیز خطر پویایی‌های نظام سلطه‌گر – زیرسلطه را درست نمی‌بیند. آیا ویروس کرونادر همگان، وجدان به خطر زندگی انسانها در این نظام را پدیدآورده‌ است؟ نه.

   باوجود این، ویروس ناتوانی نظام‌های سیاسی همه کشورها را عیان کرده‌ است. بنابراین، بسا گوش‌ها برای شنیدن و چشم‌ها برای خواندن هشدارها و انذارها آمادگی بیشتری یافته باشند. بنابر قاعده نیز تا وقتی هشدار و انذار دهندگان وجود دارند و از هشدار و انذار مستمر بازنمی‌ایستند، زندگی بکام مرگ نمی‌رود.

   در ، هشدار و انذار دهندگانی که بر اصول استقلال و آزادی، بطور مداوم راه‌کار پیشنهاد کرده‌اند و در آنچه به حقوق و جامعه حقوندان مربوط می‌شود، در جهان، پیشرو و پیشقدم هستند: پیشنهاد حقوق پنج‌گانه و قانون اساسی برپایه این حقوق راه‌ بیرون رفتن از نظام سلطه‌گر – زیرسلطه و زندگی در نظام بازی است که، در آن، هر شهروند، برخوردار از حقوق، بمثابه مجموعه‌ای از استعدادها و فضل‌ها، فعال می‌شود.

   اما چرا پیشنهادکنندگان این حقوق و قانون اساسی برپایه‌ آن، براین نظر شده‌اند که ایران بتواند الگو/ بگردد وقتی جامعه‌های غرب سابقه طولانی در دموکراسی دارند؟ زیرا جامعه‌های غرب هم گرفتار بن‌بست اندیشه راهنما هستند و هم متفکری از متفکران غرب، گراهام فولر، به این نتیجه رسیده ‌است که اندیشه راهنمای جدید، در یکی از جامعه‌های چین و ایران و مصر و یکی دو کشور دیگر می‌تواند پیدا شود. نظر او بر این واقعیت مبتنی است که وجود زمینه در ایران، قابل مشاهده است. افزون براین، ایران قلب مهم‌ترین حوزه تمدنی جهان است. بنابراین، تغییر در ایران، می‌تواند موجی بگردد و بخش مهمی از جهان و بسا همه جهان را فراگیرد.

 wazyatsanji306

 عامل مهم دیگری که مساعد الگو/بدیل شدن جامعه است:

   عامل مهم دیگری نیز گویای آمادگی ایران برای تغییر و برانگیختن جهان به تغییر وجود دارد و آن این‌است: ایرانیان در دوره‌ای از تاریخ خود زندگی می‌کنند که از دست دادن موضع مسلط و قرارگرفتن در موضع زیرسلطه، در زمانی کوتاه انجام گرفته و در طول دو قرن، درجامعه‌های دیگر، اگر یک و یا دو کار تجربه شده‌است یا شده‌اند، در ایرانی که چهار راه جهان گشته ‌است، نزدیک به تمام راه‌کارها آزموده شده‌اند. بنابراین، موفقیت ایرانیان در ایجاد جامعه بازی که شهروندان حقوند و توانا به شرکت در مدیریت جامعه، در مدیریت آن صاحب نقش می‌شوند، ممتاز است. بمحض دست بکار بنای این جامعه شدن، الگو/بدیل همه دیگر جامعه‌های روی زمین می‌گردند.

   راستی این‌ است که اگر هم گراهام فولر نمی‌گفت اندیشه جدید در یکی از کشورها، از جمله ایران، می‌تواند پیدا شود، واقعیت می‌گفت که سرمایه‌سالاری و سالاریهای همزاد، در همان‌حال که جهانیان را گرفتار جبر پویایی‌های سامانه سلطه‌گر – زیرسلطه کرده‌اند، بدیل ساز نیستند و بدیل کُش هستند؛ چنان‌که بدیل‌هایی را کشته و یا در خود ادغام کرده‌اند که چون خودشان، قدرت محور بوده‌اند. این زمان، به بدیلی نیاز است که قدرت محور، بنابراین، تخریب‌پذیر و یا جذب شدنی در نظام نباشد. از آنجا که ایران دائم نیروهای محرکه از دست داده و مانند جامعه‌هایی چون ژاپن و کره جنوبی اقتصاد تولید محور نجسته ‌است و جمعیت افزون بر ۸۰ میلیون آن، باید میان جوان ماندن و تسلیم پیری شدن در سرزمینی که باید، یکی را انتخاب کند و نیروهای مسلح آن نیز دارند به این امر واقع وجدان پیدا می‌کنند که باوجود فقر همه جانبه در درون و باوجود ناتوانی در دفاع از اقتصاد کشور حتی دربرابر تحریم و باوجود فرار نیروهای محرکه (مغزها و سرمایه‌ها و نفت و گاز و…)، دفاع نظامی از کشور ناممکن می‌شود، لذا باید نقش ستون فقرات استبداد وابسته درمانده را رها کنند، واجد انگیزه‌های لازم برای بنای جامعه‌ای با شیوه مدیریتی است که شهروندان درآن صاحب نقشند. پیش از انقلاب، ارتش وجدان به ضرورت بنای جامعه باز را یافت و این خود، یکی از عوامل پیروزی انقلاب شد و اینک سپاه است که باید این وجدان را بیابد.

   می‌ماند این ایراد: جامعه ایرانی فرهنگ دموکراسی که جامعه‌های دارای دموکراسی برپایه انتخاب دارند را نیز ندارد. این جامعه چگونه بتواند جامعه حقوندانی بگردد که، در آن، حقوق پنج‌گانه رابطه‌ها را تنظیم می‌کنند؟ پاسخ این‌ است: فرهنگ یافتنی نیست ایجادکردنی است. ایران در شمار نخستین کشورهای جهان است که در تاریخ خود، دموکراسی را تجربه کرده‌اند و ایرانیان هیچ‌گاه جبر باور نبوده‌اند و همواره می‌دانسته‌اند جبرباوری با ادامه حیات ملی‌شان، سازگار نیست. در ایران، تفکر در باره استقلال و آزادی، امر واقع مستمر، دست کم از سه هزار سال پیش تا امروز – در غرب ایران، در منطقه ایلام کنونی، ۵ هزار سال پیش دموکراسی مستقر بوده است. این امر که حقوق پنج‌گانه و قانون اساسی برپایه این حقوق از ایرانیان است، نه امری فرآورده اتفاق که حاصل شناساسی نظام سلطه‌گر – زیرسلطه و پویایی‌های آن و نقش جامعه ایرانی بمثابه جامعه‌ای الگو/بدیل در جامعه جهانی امروز است. اما آیا جامعه ایرانی خود نیز به موقعیت خویش و امکان رهایی از نظام و توانایی خود در بنای جامعه الگو/بدیل وجدان پیدا می‌کند و یا می‌گذارد این فرصت نیز چون فرصت انقلاب بسوزد؟

   این امر که جامعه‌ها، به موقع، هشدارها و انذارها را نمی‌شنوند، امر واقع مستمر و جهان شمول است. جامعه‌هایی، درست بدین‌خاطر که نخواسته‌اند بشنوند و فرصت را سوزانده‌اند، از میان رفته‌اند. از اتفاق، همین آلن تورن، فرصت‌های سوخته در جامعه فرانسوی را بخاطر گوش و چشم بستن بر هشدارها، خاطر نشان کرده‌ است. جامعه ایرانی سه فرصت که خود با جنبش همگانی خویش پدید آورد، انقلاب مشروطیت، ملی‌کردن صنعت نفت و انقلاب دوران سازی که جهان را وارد دوران جدیدکرد، از دست داد. این‌بار، جهان در برابر یک مسئله، مسئله زندگی در استقلال و آزادی قرارگرفته‌ است، یا جهانیان به حقوندی خویش وجدان می‌یابند و یا بسا، دیگر فرصتی نخواهد بود تا مغتنم بشمارند.

   امیدوارباشیم که ما ایرانیان این فرصت را مغتنم می‌شماریم و پس از سه انقلاب و پرشمار جنبش‌ها، حالا دیگر می‌دانیم وجدان به حقوق و عمل به حقوق، آغاز جریان تحول است و هرگاه به بعد از تحول واگذاشته شود، تحول پیشاپیش سوخته است.

❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊

❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊

❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊

هر ایرانی، یک رسانه‌گر!

(جمله فوق، عنوان درشت صفحه اول رسانه‌های معتبر دنیا در جنبش۱۳۸۸ بود که با شوق، جنبش خودجوش را ترسیم میکردند)

اگر با مطالب و فایلهای نوشتاری/صوتی/تصویری که خدمتتان تقدیم می‌شود مخالفت عمده‌ای در کلیت آنها ندارید و مطلب را کمکی و قدمی، هرچند بسیار کوچک، برای یک تلاش فرهنگی و خشونت‌زدا جهت آزادی و استقلال میهن می‌دانید، در پخش و نشر آن (لااقل با به اشتراک گذاشتن در شبکه‌بند‌های اجتماعی، و یا ارسال آن به آدرس‌های ای‌میل  دوستان خود) ما را یاری فرمایید. 

لینک‌های مربوطه، برای راحتی کار شما، در بالا و نیز انتهای این صفحه آورده شده است. اگر راههای دیگری برای راحت‌تر شدن کار شما به نظرتان می‌رسد، ما را با ارسال پیشنهادهای خود، خوشحال کنید.

دموکراسی در هیچ کشوری بدون وجود فرهنگ مردمسالاری، متصور نیست. تا تغییر نکنیم، نمی‌توانیم تغییر بدهیم. 

بدون فعالیت و ابتکار در امور فرهنگی و رسانه‌آی، و بدون مشارکت در جنبش خودجوش، (و تلاش برای هرچه فراگیرتر کردن آن)، استقرار و استمرار و پیش‌برد مردمسالاری در میهن ممکن نمی‌شود. 

برای ساختن سرنوشتی بهتر، کسب قدرت و در اختیار خود گرفتن و بکار بردن قدرت،  لازم نیست. 

برای ساختن سرنوشتی خوب و خوب‌تر، من و شما و هر کدام از همه ما مردم باید کاری بکنیم، هرچقدر هم که  آن کار، در ظاهر،  به نظر کوچک بیاید.

مردم باید یک کاری بکنند! چه باید کرد؟ 

https://alisedarat.com/1397/08/06/4317/ 

❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊

برای دریافت خبرنامه/مطالب سایت به صورت خودکار، آدرس ایمیل خود را در قسمت مربوطه در بالای این صفحه برای ما بفرستید.

دریافت مطالب سایت به صورت خودکار توسط: 

توسط پادکست:

https://podcasts.google.com/?feed=aHR0cDovL2ZlZWRzLmZlZWRidXJuZXIuY29tL2FsaXNlZGFyYXQ&ved=0CAQQrrcFahcKEwiYm5XxuJzoAhUAAAAAHQAAAAAQBQ 

❊❊❊

توسط فیدبرنر:

https://feeds.feedburner.com/alisedarat 

❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊

فلاحت پیشه، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس: ۲۰ تا ۳۰ میلیارد دلار به سوریه پول دادیم/عصبانیت کیهان از اظهارات فلاحت پیشه

https://www.enghelabe-eslami.com/component/content/article/13-khabar/siasi/38064-2020-05-21-17-44-31.html?Itemid=0 

حشمت‌الله فلاحت‌پیشه، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس گفته است که جمهوری اسلامی ایران ۲۰ تا۳۰ میلیارد دلار به سوریه کمک کرده و این پول را باید پس گرفت. او تاکید کرد: “ملت باید بدانند که پولشان کجا هزینه می‌شود”.  

حشمت‌الله فلاحت‌پیشه، نماینده اسلام‌آباد غرب و دالاهو، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس ایران با اشاره به سفرش (ژانویه ۲۰۱۹) به سوریه در گفت‌وگوی ویدیویی با “اعتمادآنلاین” که روز چهارشنبه ۳۱ اردیبهشت منتشر شد، گفته است: «زمانی که به سوریه رفتم عده‌ای گفتند هزینه درست کردم! ولی باز هم تکرار می‌کنم ما شاید ۲۰ تا ۳۰ میلیارد دلار به سوریه پول دادیم و باید از سوریه پس بگیریم. پول این ملت آنجا هزینه شده است.»

حشمت‌الله فلاحت‌پیشه حدود یک سال ریاست کمیسیون امنیت ملی مجلس را برعهده داشت.

زمانی که فلاحت‌پیشه ریاست کمیسیون امنیت ملی مجلس را برعهده داشت در راس یک هیئت به سوریه سفر کرد و با عماد خمیس، نخست‌وزیر سوریه در آن زمان دیدار کرد. او در دیدار با نخست‌وزیر سوریه گفت که کمک‌های ایران به سوریه باید در مناسبات بین تهران و دمشق تسویه شود.

جمهوری اسلامی ایران تابحال رسما مقدار کمک‌های خود به سوریه را اعلام نکرده است، بنابراین اظهارات این مقام بلندپایه ایرانی به سوریه “فاکتی” شده بود مبنی بر میزان کمک‌های جمهوری اسلامی ایران برای حفظ و بقای بشار اسد در سوریه جنگ‌زده.

فلاحت‌پیشه در گفت‌وگوی ویدئویی با اعتمادآنلاین تاکید دارد که او تلاش کرده در سیاست خارجی از افراط جلوگیری شود.

او در بخشی از صحبت‌های خود ضمن اشاره به موضوع گروه ویژه اقدام مالی FATF تاکید می‌کند که در ارتباط با کمک‌های ایران باید شفافیت وجود داشته باشد.

فلاحت پیشه در مصاحبه ویدیوئی خود همچنین می‌گوید: «چرا خیلی‌ها نگران شفافیت مالی هستند؟ به هر حال در این مملکتی که بیش از همه دنیا خبر از اختلاس می‌رسد،‌هر روز دادگاه مفاسد داریم… من حالم به هم می‌خورد از اینکه هر روز برای من پیامک می‌آید، امروز دادگاه مفسدان بزرگ و مفسد فی‌الارض است… مفسد فی‌الارض یعنی چه؟ تعریف کنیم. مفسد فی‌الارض یعنی فسادش کل این کشور را در بر گرفته باشد. هر روز یک نفر را محاکمه می‌کنیم! پس در همین کشور نیازمند شفافیت مالی هستیم.»

گروه ویژه اقدام مالی FATF فوریه امسال ایران را در لیست سیاه خود قرار داد.

 

عصبانیت روزنامه کیهان از اظهارات فلاحت پیشه

در واکنش به اظهارات فلاحت پیشه حسین شریعتمداری مدیر مسئول کیهان در یادداشتی به او به شده حمله کرد. شریعتمداری نوشت:

آقای حشمت‌الله فلاحت‌پیشه، نماینده مردم اسلام‌آباد غرب در مصاحبه‌ای که بلافاصله با استقبال گسترده رسانه‌های دشمن رو‌به‌رو شد، ادعا کرده است: «ما شاید ۲۰ تا ۳۰ میلیارد دلار به سوریه پول دادیم و باید از سوریه پس بگیریم»!

آقای فلاحت‌پیشه اگرچه عضو کمیسیون امنیت ملی بوده است ولی اینگونه اظهار‌نظرهای غیرکارشناسی و عوامانه از ایشان دور از انتظار نبوده و نیست. اما، اظهار‌نظر اخیر وی را به سختی می‌توان مانند موارد قبلی به «کم‌دانی» و نگاه «عوامانه» او نسبت داد! توضیح آنکه اظهارات اخیر آقاى فلاحت‌پیشه ضمن آنکه عوامانه است، با دروغ‌های شاخداری همراه است که حتی دشمنان تابلو‌دار انقلاب هم به خاطر حفظ پرستیژ خود حاضر به طرح و بیان آن نیستند… و این تردید جدی وجود دارد که عوامل خزنده دشمن با استفاده از نگاه دم‌دستی و معلومات ‌اندک فلاحت‌پیشه، ایشان را در پس‌معرکه طوطی‌صفت کرده باشند، بخوانید!

۱- می‌گوید «ما شاید ۲۰ تا ۳۰ میلیارد دلار به سوریه پول دادیم»! و معلوم نیست این عدد و رقم را از کجا آورده است؟! ادعای ایشان در حالی است که آمریکا به عنوان اصلی‌ترین دشمن جمهوری اسلامی ایران که در این موارد به اغراق‌گویی شهرت دارد، مدعی است که ایران ۱۶ میلیارد دلار در منطقه هزینه کرده است! یعنی آمریکا ادعا می‌کند در کل منطقه ١۶ میلیارد دلار هزینه کرده‌ایم (البته به دروغ) و حتی نه اینکه این ۱۶میلیارد دلار را به این یا آن کشور یا این و آن گروه مقاومت داده باشیم. حالا باید از آقای فلاحت‌پیشه پرسید رقم ۲۰ تا ۳۰ میلیارد دلار را از کجا آورده‌اید؟! و از طرح این دروغ شاخدار چه انگیزه‌ای داشته‌اید که حتی در دروغگویی علیه وطنتان روی دست آمریکا نیز بلند شده‌اید؟!

۲- می‌گوید «شاید ۲۰ تا ۳۰ میلیارد دلار به سوریه داده‌ایم»! و توضیح نمی‌دهد که بالاخره ۲۰ میلیارد دلار یا ۳۰ میلیارد دلار؟! یعنی عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس فرق میان ۲۰ و ۳۰ میلیارد دلار را نمی‌داند؟! و در ادعای ٢٠ و ۳۰ میلیارد دلاری ایشان ۱۰ میلیارد دلار فاصله آنهم به «احتمال»! و «شاید»! مطرح کرده است! خنده‌دار نیست؟!

۳- این مبلغ کلان از کجا تهیه شده و به سوریه داده شده است؟! ظاهراً آقای فلاحت‌پیشه فرق میان خزانه دولت و دخل بقالی سر کوچه خودشان را نمی‌داند! و تصور می‌کند به همان آسانی که بقال سر کوچه دست توی دخل می‌کند و فلان مبلغ را به شاگردش می‌دهد تا مثلاً برای ناهار دوتا دیزی آبگوشت بخرد، می‌توان از خزانه دولت هم برداشت کرد! و متاسفانه ایشان عنوان نمایندگی مجلس را هم یدک می‌کشیده است!

۴- این روزها دولت آمریکا از سوی افکار عمومی جهانیان به شدت تحت فشار است که چرا در جریان شیوع کرونا نیز تحریم‌های ایران را لغو نکرده و حتی دارو و ملزومات پزشکی را هم در فهرست تحریم‌ها قرار ‌داده است (بگذریم که به لطف خدای مهربان امروزه نه فقط در تامین لوازم و داروهای مورد نیاز خود به خودکفایی رسیده‌ایم بلکه به کشورهای بزرگ صنعتی نیز صادر می‌کنیم). دولت آمریکا در پاسخ به این اعتراض‌ها ادعا کرده است که اگر دارایی‌های ایران را از انسداد و بلوکه‌بودن آزاد کنیم از آن برای کمک به کشورهای منطقه استفاده می‌کند!

حالا کلاه خود را قاضی کنید! آیا اظهارات آقای فلاحت‌پیشه غیر از توجیه جنایت آمریکا علیه مردم ایران وکمک‌رسانی

به ترامپ، کاربرد دیگری هم می‌تواند داشته باشد؟! و در این باره گفتنی‌های دیگری نیز هست که بگذریم!

خوشبینانه‌ترین احتمال درباره اظهارات سخیف آقای فلاحت‌پیشه، کم‌دانی و عوامی ایشان است و احتمالات دیگر اگرچه با برخی از شواهد همراه است ولی ان‌شاءالله که صحت نداشته باشد!

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *