صدارت: چه کسی شاه را برکنار کرد!؟ کارتر افشا می‌کند!

۱۵ فروردین ۱۴۰۰

علی صدارت افشا می‌کند! چه کسی محمدرضا را برکنار کرد!؟

باز هم کارخانه دروغ‌‌پردازی به کار افتاده است که باز هم مردم را منفعل‌تر کنند و با ایجاد ترس و وحشت از انقلاب، و دخالت‌های بیگانگان و تجزیه ایران و ‌ای شدن ایران و… مردم را به حوزههای «رای‌گیری» بکشانند! 

آیا انقلاب، «کار انگلیس‌ها، یا امریکایی‌ها بود» ببینیم وقت ، در این باره، چه می‌گوید:

فیلم این مصاحبه را همینجا ببینید:

 

مصاحبه کننده می‌پرسد:

«…چون بحث بر این است که اگرچه شاه ایران رعایت بشر را نمیکرد اما متحد آمریکا بود و شاید بهتر از رژیم فعلی بود و آمریکا باید متحد شاه باقی میماند»

جیمی کارتر جوابی واضح و روشن و صریح می‌دهد:

«بله میشد که متحد او بمانیم اما شاه بدست ایالات متحده برکنار نشد بلکه او توسط مردم خودش برکنار شد»

 یوتیوب YouTube

مصاحبه در کانال یوتیوب، برای اشتراک(subscription) در کانال، ابراز نظر(کامنت) و پسندیدن(لایک) و یا نپسندیدن،  و هم‌رسانی: 

https://youtu.be/srEnjZnF1p4

 

 

، شاه، ، هایزر، سولیوان، کارتر و سایر قدرتها و انقلاب ۱۳۵۷

گوادلوپ، شاه، بختیار، هایزر، سولیوان، کارتر و سایر قدرتها و انقلاب ۱۳۵۷

درباره کنفرانس گودلوپ که دی ماه ۱۳۵۷ انجام گرفت، دروغهای زیادی گفته شده است از جمله کسانی که باور دارند که هیچ گونه تحولی خارج از اراده قدرتهای غربی امکان پذیر نیست، ادعا می کنند که در این کنفرانس سرنوشت شاه و انقلاب کلید خورد. آنها می گویند که در این کنفرانس، دولتهای غربی بر حمایت از آقای توافق کردند. در اینجا، ترجمه بخشی از کتاب آقای ژیسکاردستن، رئیس جمهوری فرانسه در زمان انقلاب ۱۳۵۷ و از جمله متن گزارش آقای ، وزیر کشور، بعنوان فرستاده نزد شاه را می آوریم. ملاحظه خواهد شد که سران کشورهای فرانسه و آلمان بر این نظر بودند که از رژیم شاه باید حمایت کرد و سران امریکا و انگلیس، شاه را دیگر قابل دفاع نمی دانستند و به مقابله با انقلاب، از طریق بختیار حتی با کودتای نظامی، امید بسته بودند.

۱٫ تاریخ سند ۱۱ ﮊانویه است. کنفرانس سران ۸ کشور ثروتمند جهان آن روز، در گوادولوپ از ۴ تا ۷ ﮊانویه ۱۹۷۹ تشکیل بوده‌ است. بنابراین دو سند، بلافاصله بعد از آن کنفرانس، سیاست کارتر، استقرار حکومت بختیار و حفظ نظام وابسته بوده‌است. بدین‌سان، این دو سند تکذیب می‌کنند دروغهائی را که از سقوط رﮊیم شاه بدین سو ساختند و پراکندند که گویا در آن کنفرانس گوادولوپ قرار بر رفتن شاه و آمدن خمینی شده‌ بود. سندها می‌گویند: سفیر امریکا در ایران است که به این نتیجه می‌رسد که حکومت بختیار استقرار یافتنی نیست. اما رئیس جمهوری امریکا، با نظر سفیر خود مخالف است. کارتر در کتاب خود نیز خودرأیی سفیر را انتقاد کرده ‌‌است. کارتر حتی حاضر نبوده ‌است اجازه گفتگو با خمینی را بدهد و شاه است که اصرار می‌کند برای تثبیت حکومت بختیار، امریکا بطور مستقیم با خمینی مذاکره کند:

۲٫ مقایسه گزارش اول سلیوان، سفیر وقت امریکا در ایران، به وزارت خارجه امریکا، با گزارش دوم آن، دو واقعیت را آشکار می‌کند:

سلیوان قرارمداری را که بنابرآن، با خارج شدن شاه از ایران، حکومت بختیار با حمایت امریکا، می‌تواند استواری بجوید و جنبش فرو می‌خوابد، در آن تاریخ، واقع‌بینانه نمی‌دانسته‌است. این است که خواستار گفتگوی مستقیم امریکا با خمینی است برای این‌که با او بر سر اتحاد ارتش و روحانیت، «در راستای منافع امریکا» به توافق برسد. یعنی همان‌ توافقی که خود او، با مهندس بازرگان و موسوی اردبیلی بعمل آورد و به توافق امریکا و نمایندگان خمینی بر سر«اتحاد چکمه و نعلین» معروف شد. روشن است که کارتر با این کار موافق نبوده ‌است. قرار او با شاه، حفظ حکومت بختیار است:

۳٫ سند دوم آشکار می‌گوید که محتوای قرار و مداری که، بنابرآن، شاه می‌باید کشور را ترک می‌گفته، چه بوده‌است: حمایت امریکا از حکومت بختیار تا که ثبات می‌یافته و امواج انقلاب فرو می‌نشسته‌است. از این‌رو، شاه «با سماجت» می‌خواهد، امریکا، برای حفظ حکومت بختیار با خمینی وارد گفتگو شود. طرز فکر او، طرز فکر یک دست نشانده ‌است تا بدانجا که می‌پندارد رئیس جمهوری فرانسه، وزن یک مأمور امریکائی را ندارد. حال این‌که رئیس جمهوری آن روز فرانسه، با توجه به هم افق بودنش با اشمیت، صدراعظم وقت آلمان، هم وزن امریکا و هم وزن اروپا را در کفه ترازوی گفتگو قرار می‌داد.

کارتر که موافق بقای حکومت بختیار بوده‌، با نظر سفیرش در ایران، مخالف بوده‌است. اما این‌بار، شاه سابق، برای تثبیت حکومت بختیار، از او می‌خواهد با خمینی وارد گفتگو شود. همان‌طور که سندها می‌گویند، تقاضای او پذیرفته می‌شود و نماینده امریکا، از طریق دکتر یزدی، با خمینی وارد گفتگو می‌شود.

و می‌دانیم کارتر، به بختیار اجازه نمی‌دهد از نخست‌وزیری شاه استعفاء کند و خمینی او را نخست وزیر دوران گذار کند.

اما چرا شاه اصرار بر حفظ حکومت بختیار داشته‌است؟ زیرا او هم می‌خواسته‌است سلطنت را حفظ کند و هم به ایران بازگردد. از این‌رو، او به رئیس ستاد ارتش اختیار نمی‌دهد و ارتش را به ﮊنرال هایزر می‌سپارد و مدتی در قاهره می‌ماند. بدان امید که جنبش فرو بخوابد، بازگشت او به ایران فراهم شود و او با بختیار همان کند که با زاهدی، بعد از کودتای ۲۸ مرداد کرد.

منبع:

https://enghelabe-eslami.com/component/content/article/21-didgagha/tarikhi/28339-2018-03-22-22-44-06.html?Itemid=0

❊❊❊❊❊❊❊❊

برای مطالب بیشتر، همچنین رجوع شود به:

https://alisedarat.com/1394/02/06/2401/

https://alisedarat.com/1397/11/14/4612/

https://alisedarat.com/1397/11/06/4589/

https://alisedarat.com/1394/10/06/2981/

❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊

لینک مطلب در شبکه‌بندی‌های اجتماعی، برای: عضو شدن و دنبال کردن و مشترک شدن، رای‌دادن، ابراز نظر، پسندیدن، پیاده کردن، به دوستان خود ایمیل کردن، و…، و لطفا هم‌رسانی:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *