تاریخ‌نگاری حقایق کودتای ۱۳۶۰، (جلسه۴از۷) به نقل از آقای بنی‌صدر در گفتگو با علی صدارت

۲ اردیبهشت ۱۴۰۰

علی صدارت در گفتگو با آقای بنی‌صدر: تاریخ‌نگاری حقایق واقعی کودتای خرداد ۱۳۶۰

(جلسه چهارم از هفت جلسه)

به شهادت آقای ابوالحسن بنی‌صدر 

“شاید ۹۰-۹۹% از واقعیات کودتای ۱۳۶۰ علیه بنی‌صدر بی‌خبرند“

مطلب را به شکل صوتی، در همین‌جا بشنوید:

 

❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊

یوتیوب YouTube

این گفتگو قابل دسترسی است در کانال یوتیوب علی صدارت، برای اشتراک(subscription) در کانال، ابراز نظر(کامنت) و پسندیدن(لایک) و یا نپسندیدن،  و هم‌رسانی:

https://www.youtube.com/watch?v=4eVo0j4yfcQ

فایل صوتی در ساندکلاد استقلال و آزادی، برای پیاده کردن (دانلود)، و پسندیدن (لایک) و یا نپسندیدن و لطفا هم‌رسانی:

# #خرداد۱۳۶۰ علیه اولین منتخب مردم ایران (۴) گفتگوی علی صدارت با ابوالحسن

https://soundcloud.com/a-banisadr/banisadr-96-03-29

(با تشکر فراوان از هموطنان عزیزی که مسئولیت پیاده کردن نوشتار این گفتگو، و ویراستاری آن را متقبل شدند)

علی صدارت:

 آقای بنی صدر با عرض سلام امیدوارم که شاد و سلامت و خوشوقت باشید ، در این روزی که بیست و هشتم تیر ماه ۱۳۹۵ هستش برابر با هجدهم ماه جولای برج هفتم ماه فرنگی در سال ۲۰۱۶ در جلسه چهارم که مربوط به کودتای ۱۳۶۰ میشه در خدمت شما هستیم 

امروز دو شنبه هست و در جلسه پیش صحبت خیلی خوبی داشتیم و یکی از چیزهایی رو که شما اشاره کردید نامه ای بود که بعد از اون لایحه ای که به مجلس بردند که دست و پای رو بیش تر از انکه  بود به صورت قانونی ببندند ،

 در ۷ اسفند شما نامه ای نوشتید به آقای و حوادث چهار ماه بعد رو در اون پیش بینی کردید که متاسفانه به تحقق انجامید،  دیروز دیدم با آقای جواد زاده در صحبت میکردید ویادآوری بود برای هموطنان عزیزمون که تمام پیش گوییهایی هایی که قبل و بعد از امضای قرار داد ننگین و اسارت بار در مورد مسئله هسته‌ای و اتمی ایران ،  شما و این خطا و ربط  پیش بینی کرده بودید ،   اینها هم متاسفانه باید بگیم به خاطر اسارت بار بودنش ،  به وقوع پیوست.

 یادم میاد که حالا در مصاحبه ای که کرده بودید با رادیو صدای یا تلویزیون صدای آقای فلاحتی که گفته بود که اگه درست یادم باشه یه روز بعد از امضای قرارداد بود به حالت حتی شوخی و جدی از شما می پرسید که : آقای بنی صدر شما قبل از اینکه اینها به اصطلاح منتشر بشه شما تقریبا همش رو مو به مو پیشگویی کردید قبل از اینکه حتی منتشر بشه ،

  بعد  از شما می پرسید که راستش را  بگویید آیا واقعاً در این جلسات چون میکروفونی آدمی جاسوسی کسی رو دارید یا ندارید ؟

 این جالبه راجع بهش صحبت کردن که  بر اساس به اصطلاح اندیشه راهنمایی که هرچه بیشتر به سمت موازنه عدمی سوق پیدا میکنه این پیشگویی ها می تونه درست در بیاد و متاسفیم که بعد از گذشت ۳۵ سال از خرداد ۶۰ همه اون پیشگویی ها در مورد خسرانی که کشورمون و  هموطنانمون شامل حالشان شده درست از آب دراومده

آقای بنی صدر :  متاسفانه  

آقای صدارت : بله متاسفانه ، یعنی خوشحالیم که روش پیشگویی و روش تحلیل درست بوده واسه دیدن آینده در جام بلورین زمان ، ولی متاسفیم که اون پیشگویی هایی که بد هستند  متاسفانه برای کشورمان به واقعیت پیوسته .

 حالا درسی که میشه گرفت اینه که با همین روش یه پیشگوییهایی داره واسه آینده میشه و از این درس تجربه در این تاریخ شفاهی که در خدمت شما هستیم در مورد کودتای ۱۳۶۰  این رو باز پیشگویی هایی در مورد ایران ، در مورد وطنمون و در مورد هموطنانمون شده که امیدواریم که اینها رو بتونیم قبل از اینکه جنبه به اصطلاح واقعیت پیدا بکنه و باز ضررهای دیگه ای رو شامل حال ما بشود را بتونیم خنثی بکنیم

یعنی اتفاقاتی که در آینده میتونه بر اساس تصمیم ها و روش ها و اندیشه راهنمایی که این رژیم در اختیار داره 

 یه اتفاق خیلی مهمی هم افتاد آقای بنی صدر بین این دوتا جلسه‌ای که با هم دیگه داشتیم از دوشنبه پیش تا حالا ،  در ترکیه کودتا شد کودتای نظامی که سران به اصطلاح ارتش گفتند صد و صد و چند نفر از حتی ژنرالهای ارتشی رو آقای اردوغان دستگیر کرده توی خبرهای امروز بود 

حالا واسه یادآوری در تاریخ که معلوم نیست که چه کسی در چه تاریخی به این صحبت‌ها ما گوش می‌کند .

 یک کودتای نظامی شد در ترکیه  در چهار پنج روز پیش و آقای اردوغان تونست به وسیله این تلفن‌های همراه فیس تایم بهش میگن اون با یکی از رسانه‌ها ارتباط برقرار کند و مردم را دعوت بکنه به توی خیابان‌ها آمدن ، ما راجع به رسانه‌ها مکررا با همدیگه صحبت کردیم و آرزو داریم که رسانه را بتوانیم به عنوان حقوقمدار در کشورمان ببینیم در آنچه که مربوط به رسانه های مردمی میشه این از این تلفن استفاده شد از آن فیس تایم هم استفاده شد از اون عرض کنم که حتی وقتی که این خبر پخش شد ،

در بلندگو های مسجد ها و اون اماکن عمومی هم این دعوت آقای اردوغان رو پخش کردن و واقعا اگه اشتباه نکنم به حدود ۱۲ ساعت طول کشید که این کودتا خنثی شد البته با کمال تاسف می میبینیم که بگیر و ببندها ادامه دارد ، 

اینهم یه درس تجربه ایست برای جوان ایرانی که با اعتماد به نفس خود و با اعتماد به نفس به سایر ایرانیان ،  اعتماد به نفس فردی ،  اعتماد به نفس ملی و با در صحنه بودن برای احقاق حقوق ملی چطور میشه وضعیت رو کاملاً عوض کرد ، هیهات که در آن روزهای تاریخ ساز ، تاریخ تلخ متاسفانه بعد از ۳۵ سال از آن ماجرا گذشته  این امکاناتی که الان در اختیار هست  در آن زمان شاید در اختیار نبود متاسفانه 

آقای خمینی که تمام رسانه‌ها را در اختیار داشت با مرتد خوندن این و اون را ضد دین خوندن و نمی دونم همه مردم بگویند بله من می‌گویم نه ، و اینها متاسفانه توانست با اون اهرم‌های قدرتی که دستش بود سر قدرت بمونه و الان ۳۵ سال بعد می‌بینیم که چه فاجعه ای بوده

صرف نظر از اون حالا  باید یک انتقادی هم از خودمان بکنیم و اون که خوب اون سال ۶۰ بود ، ولی سال ۱۳۵۷ که بازم کمتر این رسانه‌ها در اختیار بود و ما تونستیم ظرف سال سال ۵۵ _ ۵۶ _ ۵۷ برسونیمش به بهمن ۵۷  و اون جنبش عمومی را به اون ترتیب به نتیجه برسونیم ،

هیهات که چنین چیزی در کودتای ۱۳۶۰ ، خرداد ۶۰ اتفاق نیفتاد به هر حال بعد از این یادآوری های متاسفانه کمی تلخ یا بسیار تلخ باید بگویم درستتر خواهش می کنم که اگر که موافق هستید ادامه بدیم به بحثمون ] .

بله عرض کنم که یه تفاوت های بین ترکیه و ایران آن روز است ترکیه امروز آقای خمینی ندارد ، ایران آن روز داشت ،  ترکیه امروز در جنگ نبود نیست ،  ایران آن روز بود ، و اینکه او توانست با مردم ارتباط برقرار کنه یعنی وسیله بود و من این وسیله را نداشتم ،

 با این حال مردم ایران بیرون آمدند اما قاعدتا میباید که می ایستادند تا شکست کودتا و اگر اون ایستادگی را کرده بودند از آن روز تا به امروز این همه بلا بر سر ایران و طبیعت ایران نمی آمد و امروز اصلاً منطقه و جهان منطقه و دنیای دیگری  بود 

آقای صدارت : دقیقا همینطوره ، بله  

آاقای بنی صدر : این کاری که در ترکیه شد باز هم‌ درس به اون مردم ایرانه  ، که میگویند در ایران  مردم ایران را  میکشند و خوب اینها در ترکیه هم کشتند ، هواپیماهای اف ۱۶ نمیدونم  و هلیکوپترها و تانکها را هم به کار انداختند

 در ایران خوشبختانه اون رژیم این امکانات را که ارتش ترکیه داشت و بکار برد ندارد ، و جنبش مردم می‌تواند بر اون مقاومت قوای سر کوب غلبه کنه ،  علاوه بر اینکه بالاخره اون قوای سرکوب هم زندگی خودشون و خانواد شون و آیندگانشون تو اون کشور خواهد بود و مقاومتشان در برابر خواست یک ملتی یک مقاومتی نیست تا هر جا و همه جا ، 

اگر مردم را ببینند که استوار ایستادند و می دانند که مردم از بین رفتنی نیستند پس اون رژیمه که محکوم به از بین رفتنه ، جانب مردم را خواهند گرفت

 عرض کنم به شما اما برگردیم به این گفتگو که اون کودتا ،  این رو  تا ماه بهمن رسیده بودیم ولی حالا از ماه  آذر شروع می کنم تا بهمن ،  به لحاظ اینکه در واقع از این ماه است که به طور رویارویی وارد مرحله قطعی برگشت ناپذیر شده ،  به این معنا که آنها بعد از اینکه آقای ریگان رئیس‌جمهور آمریکا شد و اون زد و بند هم  که در ماه مهرماه انجام داده بودند دیگه کار انجام شده ای بود ناچار یا باید رئیس جمهور رو تسلیم اون سازش می‌کردم و یا این که عزل می‌کردند.

آقای صدارت : آقای بنی‌صدر ببخشید یه یادآوری بکنم که منظورتون آذر  ۱۳۵۹ هستش و طبق چیزی که دیروز در جلسه قبل با همدیگه صحبت کردیم داریم از خرداد ۶۰ کم کم به عقب برمی گردیم 

آقای بنی صدر : بله عرض به اینکه به طور فهرست وار چون این ها رو بعد در جلسه بعدی که امیدوارم جلسه آخری باشه برای این بررسی ، خواهم گفت از آنچه که در مهرماه انجام گرفته که اون سازش پنهانی است بر سر گروگان ها ، بعد در ماه  آذر یک روز بعد از اون انتخاب ریگان به ریاست جمهوری 

طرح عزل رئیس جمهور از فرماندهی کل قوا در مجلس عنوان شده و بعد رسیده به اینکه ، اول فرزند و نوه آقای خمینی  با رئیس جمهوری به مقابله برخاستند ،   بعد هم در واقع خود ایشان از طریق از زبان فرزندش و و نوه اش ،  بعد هم خود او خود در بهار ۶۰  به طور علنی وارد عمل شده است 

 این است که ماه آذر در واقع  ،  بعد از آن نیز دی و بهمن این سه ماهی هست که رویارویی ها به اون کودتای خزنده دوباره به مرحله برگشت ناپذیر می شود و  شتاب می‌گیرد

در ۴ آذر پاسخی نوشتم به آقای احمد خمینی  ، زیرا  ایشون یک نامه ای به من نوشته بود که شما قصدتون از این نامه ها که می نویسید به آقای خمینی و دیگر آن این است که سند برای تاریخ تهیه کنید بعد هم تهدید کرده بود که امام می تواند شما را خرد کند

 خب این  نامه  اون هم که در سومین ماه جنگ میشد ، کشوری که قرار بود در همان چهار روز اول سقوط کنه حالا در سومین ماه جنگ که ابتکار عمل هم به دست نیروهای مسلح افتاده ،  به جای تشکر از اون کار شبانه روزی و جانبازی ها ، آدم همچین نامه‌ای دریافت کنه خب حالا من به او جواب دادم:

 جواب دادم که اولاً چه سود دارد که اگر شکست بخوره این نظام جدید رژیم جدید حالا چه سود داره که شکست خورده ها بشینن با هم نامه مکاتبه کنند ؟ این بگه تقصیر تو بود اون بگه تقصیر تو بود ؟

حالا چرا این فکر تو کله شما نیست که اگر به آنچه بنی صدر رئیس جمهوری پیشنهاد می کند عمل بشود وضع کشور خوب بشود همه خواهند گفت که آقای خمینی امام سعه صدر داشته رئیس‌جمهور مسائل رو خوب دیده راه حل ها را خوب سنجیده عمل به آن راه‌ حل‌ها وضعیت کشور را خوب کرده و ایران بعد از انقلاب شده ایران پیشرو و خوب ؟

چرا این تو کله شما نمیاد ؟ تو کله شما باید این باشه که شکست میخوریم بعد این بنی صدر داره برای بعد از شکست سند تهیه می کند ،

آقای صدارت : اصلا آقای بنی صدر چیز خوب را  که بد نیست که آدم تاریخ نگاری بکنه ، اون تو ذهنش می دونسته که این چیز بدی است و لازم نیستش که افشا بشود  درست نیست افشا بشه 

آقای بنی صدر : بله اون به اصطلاح نمی خواسته که این اسناد راجع به اون کودتای  خزنده ای که این آقا هم‌در اون نقش مهمی بازی کرد اینها مستند بشود آیندگان بدانند روز به ‌روز چگونه جریان پیدا کرده این کودتای خزنده

خب و گفتم که چرا این فکر در کله شماست که رئیس‌جمهوری در فکر اینه که قطعاً شکست خواهد خورد و خواهیم خورد و از حالا داره تقصیرها را به گردن آقای خمینی میندازه ؟

بعد ایشان گفته بوده که در نامه اش که میتونه جواب حرف‌های مرا بدهد بهش نوشتم که اصلاً نمی‌توانید و

 حالا بنابر آنچه که الان هم شما هم گفتید دو جور ارزیابی وجود دارد یا دو جلسه شناسایی وجود داره .

یک شناسایی این است که همان موازنه عدمی است که عقل بر اصل موازنه عدمی انجام می دهد یعنی از هر جانبداری و موافقت و مخالفت خالیست و رهاست ، میخواد واقعیت را اونجور که هست شناسایی کنه این شناسایی به واقعیت بسیار نزدیکه چون اثر ذهن رو به کلی نمیشود طرد کرد و آنکه ببینیم این واقعیت چگونه تحول پیدا میکنه اون هم میشه دقیق دید

 به او نوشتم که نمیتوانید چرا نمیتوانید ؟ به لحاظ اینکه اونچه که بنی صدر میبیند و می‌گوید واقعیت است  آن طور که هست شما چی میخواید بگید می‌خواهد انکار کنید واقعیت رو ؟ 

پس نمی توانید جواب بدهید و اینکه آنچه واقع شده است همیشه اینجوره یه اموری واقع می‌شود اما این معناش این نیست که جبر تو کاره ممکن نبوده که واقع نشود 

نه میتونسته واقع نشود اگر طرز فکر دیگری بود طرز رفتار دیگری بود ،  اگر هدف قدرت مداری نبود هدف این پیشرفت کشور بود 

بعد وضعیت کشور و اقتصادی کشور را توضیح دادم و اینکه در این وضعیت خراب گزارشی را آقای صراف تهیه کرده بود که برای آقای خمینی هم فرستاده شد

آقای صدارت : آقای فریدون صراف 

آقای بنی صدر: بله و خوب حالا شما هم از او پرسیدم میگید که این وضعیت بد اقتصادی که من مو درآورد زبانم از بس نسبت به این وضعیت اقتصادی هشدار دادم این بی دلیل اینجوری شده ؟ 

شما یه حکومتی را تحمیل کردید که این جز تخریب ازش ساخته نیست حاصل تخریبش شده این وضعیت اقتصادی 

بعد ایشون تهدید کرده بود در نامه اش که امام می تواند بنی صدر را خرد کند شما را خرد کند

 جواب نوشتم که بدون شک من تردید ندارم که این آقای خمینی میتونه بنی صدر رو خرد کنه اما این هم یادآور می شوم بارها هم گفته ام :

مردم آقای خمینی رو مرجع قبول دارند سیاست‌مدار قبول ندارند ، خب یعنی چه یعنی اینکه خوب این قدرت باز و قدرت دوست و اینا قبول ندارند 

این تهدیدها مال آدمیست که دنبال قدرت سازی و قدرت بازیست و پرسیده ام اون جمهوری که رئیس‌جمهور اون با محبوبیتی که به دست آورده از بین خرد بشود یک سال هنوز کار نکرده و این آقای خمینی او را خرد کند این از این جمهوری چه می ماند؟

 جواب دادم هیچی نمی ماند می‌بینید که عملا هم متاسفانه هیچ چیز از اون جمهوری نمانده ، شده ولایت مطلقه فقیه و به وضعیت اسفاری که الان چه الان کشور دارد 

آقای صدارت : متاسفانه  

آقای بنی صدر : بعد هم گفتم مرا تهدید نکنید تهدید در مزاج من موثر نیست ،

 اینجا یک نکته مهمیست که گفتم :

 و استعفای من نزد آقای خمینی موجوده و اینکه زودتر جانم را خلاص کنید خوب ایشان آقای خمینی می تونسته این استعفا نامه را منتشر کند و بگه آقای رئیس جمهور استعفا داد چه حاجت به کودتای خرداد ۶۰ بود ؟ 

آقاب صدارت : بله شما همون در همان ابتدا چنین استعفا نامه ای رو نوشته بودید و داده بودید 

آقای بنی صدر : بله ایشان به اصطلاح اطمینان داشته باشه من قصد مواجهه و رویارویی با او را ندارم 

آقای صدارت : قابل توجه کسانی که می گویند مسئله بنی صدر و خمینی مسئله جنگ قدرت بود .

آقای بنی صدر : بله و اینکه ایشان نه از آن استعفانامه استفاده نکرد و کودتا کرد یک دلیل واضح داره خب اون کشتارها و سرکوب ها و ادامه جنگ ، که بارها هم از خودم پرسیدم که :

 آقای خمینی چرا می باید جنگی را که وزیر دفاع انگلستان می‌گفته در سود انگلستان و غرب بود می باید به مدت هشت سال به زیان ملت ایران و مردم عراق و کل منطقه و کل بشریت زیر سلطه ادامه بدهد؟ 

هنوز هم این سوال  جواب روشنی ندارد و هنوز هم این سوال جواب روشنی ندارد جز این که ایشون می خواسته میخ استبدادشو محکم کنه

آقای صدارت : آقای آلن کلارک

آقای بنی صدر :  بله خوب به اصطلاح دو دید درباره آقای خمینی بود که در آن نامه هم این دو دید را یادآور شدم ،

 یکی دید ما بود که می خواستیم او یک مقام معنوی و عرض کنم که نماد حق مداری باقی بماند یکی دیگه اون دورو بریاش بود که می خواستند او نماد قدرت باشه از جمله آقا  پسر ایشون 

متاسفانه تمایل خود او به قدرت سبب شد که دید دوم غلبه کنه 

عرض کنم به شما ایشون در اون نامه اش باز گفته بود که کسانی طرفدار شما بودند حالا دیگر نیستند ، 

باز هم یک نکته جالب دیگری در اون نامه وجود دارد و آن اینکه من به او جواب دادم :

 اول اینکه طلحه و زبیر کم نیستند زیادند ،

و دوم  اینکه من به کسی آجیل نمی دهنم در پی قدرت نیستم تا به کسی آجیل بدهم و

 بعد هم به اصطلاح وضعیت صنعت کشور رو کشاورزی کشور رو  توضیح دادم بنابر همان گزارشی که گفتم 

و در آخر گفتم که در وضعیت کنونی و خصوصاً از لحاظ جنگ کسی را نمی بینم که بتواند کاری که از من ساخته است از او ساخته باشد، و این جنگ رو با موفقیت به پایان برساند 

همان زمان این که بعدها در خرداد ۶۰ تکرار شده آغازش بنابراین نامه‌ای که به آقای احمد خمینی نوشته ام  معلوم می‌شود که در آذر ۵۹ بوده که اینها گفته بودند توی جلسه حزب جمهوری شون 

همین سران اون حزب :

که اگر بنی‌صدر شکست بخورد میاندازه گردن تهران نشینها که ماها باشیم ،

 اگر پیروز بشه سوارتانکهایش میشه میاد تهران  و دیگه کسی حریفش نیست 

در نامه نوشتم این حرف‌ها حرف‌های ستون پنج است یعنی دشمنان ایران و دستیاران صدام در تجاوزش به ایران ،

چون آنها بودند که میگفتن نصف ایران برود بهتر است که ایران با بنی صدر پیروز شود  

و از او  پرسیدم که اگر شما هم به حرفهای آقای حسن آیت رسیده‌اید ، خب حرفی نیست و الا خب قاعدتاً باید از خود بپرسید که :

این یعنی چه که عده ای می نشینند در باب عزل رئیس جمهوری شور می‌کنند در اجتماع به مناسبت تاسوعا به اصطلاح به او حمله می برند بگیر و ببند راه می‌اندازند و تعطیل روزنامه و خبر های خائنانه و احمقانه رو تحمیل می‌کنند ؟

و در پایان نامه از او پرسیدم چرا می‌خواهید از امام یک خود کامه بسازید ؟

جان کلام اینجاست ،

 خوب حالا اونا که می‌خواستند از خمینی آقای خمینی یک خود کامه بسازند ، ولی خود این آدم هم خود این آدم هم می خواست که یک خود کامه بشودو تمایل به زور داشت و الا  و الا  خوب نمی‌گذاشت آلت فعل اونا نمیشد که خودکامه بشود

 خب عرض کنم که این نامه به اندازه کافی گویای وضعیت در اون آغاز ماه آذر است ،  نامه تاریخش چهارم ماه آذره ، با این حال در یک نامه دیگری به تاریخ ۱۰ آذر به آقای خمینی نوشتم در آن زمان صحبتی شده بود که ممکن است  مداخله نظامی در ایران بکند در برابر وزارت امور خارجه هم یک بمب منفجر شده بود ،

خوب اینکه ولو هم مداخله نظامی نکند همین تهدید نظامی برای ایران یک تقویت نظامی از متجاوز بود یعنی قشون صدام

 و طبیعتاً ما می باید داخلی را خیلی متحد و تقویت میکردیم نه به عکس 

با اینکه به عکس ، در قم عرض کنم اجتماع می شد و در مشهد و و در اون مشهد شعار دهندگان هم ازشون فیلم و اینها گرفته بودند و در خود مجلس و در رادیو تلویزیون و بنابراین به قول خودشون هجمه از هر سو به اصطلاح به عمل می‌آمد و

 از آقای خمینی خواستم که به اصطلاح هیئت تحقیق معین بشه  رسیدگی بشه ببینند در قم و مشهد قطعنامه نویس و قطعنامه خوان چه کسی بود ؟

اینطوری که الان یادمه درون راه قطعنامه ها به اصطلاح زمینه سازی می شده برای این که رئیس جمهوری رو  از فرماندهی نیروهای مسلح کنار بگذارند ،

عرض کنم از او هم خواسته بودم یک هیئتی انتخاب بشود برای رسیدگی به  زندان‌ها و و باز هم رسیدگی به حرف هایی که در مجلس و جلسات خصوصی درباره ارتش و جبهه ها گفته میشد 

در همان نامه هست که گفتم که کسانی گفته اند که خوزستان از دست برود بهتر است که بنی صدر پیروز بشود ، و گفته اند که باز هم اونا یعنی که آقای بهشتی و این تیپ ها ، 

 من بنی صدر دارم جنگ بعد از جنگ رو تدارک میکنم و در پایان اون نامه ۱۰ آذر ۵۹ به آقای خمینی توضیح دادم که برای من با شما بر وفاست 

حالا من عرض  می‌کنم به آنهایی که می‌شنوند این گفتگوها رو در اصل موازنه عدمی عهد و وفا شکستنی نیست ، کسی که وفا کرد و عهد بست باید بر عهد استوار بماند ، من هم با آقای خمینی برعهد استوار ماندم او شکست ، هیچ بهانه ای هم نداشت برای شکستن عهد 

دلیل این که خود او یک کلمه نگفت چرا این کار را کرده ؟

چرا برخلاف قانون اساسی به اصطلاح خودش رئیس جمهوری رو عزل یا فرماندهی کل قوا عزل کرده؟ 

چرا به رئیس مجلس قلابی انتخابات قلابی گفته است که کار بنی‌صدر را زودتر تمام کنید ؟

چرا وقتی که امضا می کرده و اصطلاح حکم عزل رئیس جمهوری را گفته اگر امروز بشنوم ۳۶ میلیون می‌گویند بر خمینی من این حکم رو امضا می کنم؟

 اونکه خودش چیزی نگفت یک کلمه هم تا امروز نتوانستند بگویند که بنی‌صدر مثلاً با اینکه به آقای خمینی عهد وفا داشت این اقدام رو در اینجا یا آنجا بر ضد این آقا انجام داده ،

در مجلس هم که خوندم برای شما و ضبط کردید ،

دلایلی که آنها آوردند خیلی راحت می گفتند من مخالف ولایت فقیهم ، که امر واقع بود 

اما نگفتند که من با آقای خمینی نقض  عهد کردم ، همیشه هم اینجوری است اگر کسی با دیگری در اصل موازنه عدمی تعهد و عهدی بست ، او بر همان عهد اگر بایستد طرف مقابل یکی از دو کار خواهد کرد :

  1. یا بر عهد وفا میکنه که کار درستی انجام می‌گیرد یا
  2. عهد رو میشکنه که این ابتلاء و آزمایش است و اونی که عهد  رو میشکنه رسوا می شود شرش دفع می شود 

کاش که ما با آقای خمینی قبل از انقلاب به اصطلاح وارد آزمایش و ابتلا شده بودیم ،

 ما نه نکردیم اینکار را ، خطای کار ما اینه از زمانی با ایشان وارد به اصطلاح ابتلا شدیم که دیگه اون ابزار قدرت را در اختیار داشت 

آقای صدارت : از جمله رسانه‌ها آقای بنی صدر و ارتباط افکار عمومی 

آاقای بنی صدر : بله از جمله  وسایل ارتباط جمعی سپاه کمیته ها انقلاب ، منبرو همه و روزنامه‌ها همه چیز نتیجه ابتلا اما هم درست از آب درآمد به لحاظ اینکه  کسی که وقتی وارد ایران شد نماد اتحاد ملی بود و اینکه همه مردم با او بودند 

در خرداد ۶۰ در سه نوبت گفت که او یکی در برابر تمام مردم است ، این ابتلا اگر قبل از این بود که دستش به قدرت برسه انجام گرفته بود خب بیخطر بود این است که من به او اصرار  میکردم که این گروه های سیاسی رو به جای سرکوب بهترین روش ابتلاست

 نخیر ولی اون چون می خواست که پایه های استبداد را استوار کنه لازم داشت ، به قول خودشون گروهکها  و سرکوب آنها رو ، و گرنه ابتلا بهترین روش بود چنانکه در شورای ملی مقاومت همین روش ابتلا به کار رفت و اون گروه‌هایی که با استقلال و با آزادی سازگاری نداشتند شناسایی شدند قبل از اینکه خطری برای این کشور به بار بیاورند 

و بدون این که ما کمترین خشونتی هم به کار ببریم ، مورد خشونت اون گروه ها هم واقع شدیم ، ولی خوب برحق ایستادیم

 امروز نتیجه اش این است که  در صحنه سیاسی ایران این سه ضلع  مثلث زور پرست و راس مثلث زور پرست اینها در صحنه سیاسی ایران ضعیف و ناتوانند و زمینه برای مردم سالاری مهیا است

 یعنی اگر خود مردم حقوقی خویش را بشناسند و خویشتن رو شهروند بشناسند،  شهروند برخوردار از حقوق سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی ،  اقتصادی ، مانعی برای استقرار دموکراسی بلکه بسیار پیشرفته تر از آنچه که در غرب وجود دارد نیست 

دو قسمت از این به اصطلاح کار یعنی ابتلا :

 این به یمن ورود من و دوستانم در ابتلاء ایستادگی ما بر حق بوده که اگر این کار را نمی کردیم راه برای دموکراسی باز نمی شد

الان شما وضعیت ترکیه را در آغاز گفتگو آوردید میبینید که ،  از زمانی که اینها بساط انتخابات و اینها راه افتاده ، ارتشی ها چند نوبت کودتا کردند ،  تازه دموکراسی هایی هم که اینها بر ضدش اونها کودتا می‌کردند  خیلی فاصله دارد با دموکراسی حتی این دموکراسی که در غرب هست ،

 خوب حالا اگر این مردم ایران به اصطلاح همین مقاومت را می کردند در برابر کودتاچیان طبیعتاً ایران یک دموکراسی خیلی پیشرفته ای داشت ، کشور پیشرفته ای بود و  سرزمینش هم بیابان نشده بود ، و الان قلب  بزرگترین حوزه فرهنگی جهان بود ، 

که این حوزه فرهنگی رو راهبر بود به دموکراسی .

آقای صدارت : این همه هم خشونت در تمام دنیا نبود قطعا .

آقای بنی صدر : بله  نبود ،  این باب اینکه به مناسبت اهمیت وفای به عهد 

اما  ماجرای نزدیکان آقای خمینی به همین جا پایان نمی پذیرد ، آقای حسین خمینی ناگهان یک مصاحبه ای با اطلاعات انجام داد و در آنجا به اصطلاح رئیس‌جمهوری هجوم آورد که رئیس جمهوری  برضد امام شده 

آقای صدارت : حسین خمینی نوه آقای روح الله خمینی 

اقای بنی صدر : آقای حسین خمینی 

 من هم نامه‌ای به او نوشتم در تاریخ ۱۳ آذر نوشتم که آقای عرفات گفته است ،  این را آقای عرفات آن زمان گفته بود :

ارتش عراق می‌تواند اهواز رو تصرف کند دست نگه داشته است منتظر فعل و انفال در تهران است حقیقت را ۱۸۰ درجه وارونه کرده به آقای خمینی گفته بودند ، به خمینی در رابطه با معنای حرف عرفات گفته بودند که :

 معنای حرف عرفات به نقل از صدام این است که صدام  منتظر است که ارتش در تهران کودتا کند.

 من به نوه این آقا نوشتم به اینکه ارتش در تهران نیرو نداره که کودتا کنه دوتا گردان این ارتش در تهران نیرو داشت با آن  نمی‌شد کودتا کرد ،

 پس وارونه سخن رو آقای عرفات گفته ، و اون گفته اش این است که قوای صدام  توانایی حمله به اهواز را ندارد ، قوای صدام منتظر است فعل و انفعالی در تهران رخ بده  و این توانایی را حاصل کند 

در واقع آقای صدام هم منتظر بوده که این آقای خمینی سرشاخ بشه با بنی صدر رئیس جمهوری و گرنه خوب ارتش عراق ۵۰ روز نوشتم به اون آقا ، ۵۰ روز بیکار موند و هرروز تلفات می‌بیند و این فقط به انتظار این است که در تهران ارتش کودتا کند ؟

اگر  ارتش کودتا کنه که دلیلی ندارد که تواناییش برای مقابله با قوای مهاجم بیشتر نشده باشه 

خب بعد هم از او پرسیدم که غیر آقای خمینی چه کسی می توانه رئیس جمهوری رو خرد کند و نقشه نوار آقای حسن آیت را به یادش آوردم که گفت بود که ، طرح ما این است که امام رو با بنی‌صدر رویارو کنیم 

در اینجا در این نامه یک مطلب مهمی هم هست ، همه اینها مهم بودا ولی این یک نکته مهم است

 من یک نامه ای نوشته بودم که وقتی به ماه‌های مهر و آبان رسیدیم اون مفاد اون نامه را خواهم گفت نامه تندی بود خطاب به آقای خمینی ، 

تند به این معنا ها نه اینکه بد و ردی توش نبود به مذاق ایشون تند می آمد که :

تجاوزها به حقوق چرا اینها را می کنید؟

 من از ایشون پرسیده بودم این تجاوز به حقوق رو تند تلقی فرموده بودند ، اونوقت این نامه پخش شده بود من که با آقای خمینی دیدار کردم او گفت که شما به عمد این نامه را پخش کردید که آبروی مرا ببرید ،

 این نامه برای علمای قم فرستاده شده بود ،  من از همه جا بی خبر اصلا چه معنی داره که من نامه را آقای خمینی برای روحانیون فرستاده بشود ، گفتم اینو از دفتر خودتون بپرسید 

بپرسید که چرا این نامه را برای این مقامات روحانی در قم و تهران و جاهای دیگر فرستادند؟

 البته بعدها یعنی به مهاجرت که ما آمدیم این آقای مهدی تهرانی یه روز گفت که اون انتشارش کار ما بود 

آقای صدارت : مهدی تهرانی کی بود آقای بنی صدر ؟

آقای بنی صدر : آقای مهدی خان بابای تهرانی، مهدی خان بابا تهرانی که از اعضای چپ بود و بعد عضو شورای ملی مقاومت بود و حالا هم در آلمان زندگی می کند ،

معلوم شد که کسی که نامه رو میبرده برای آقای خمینی سر راه رفته به خونه این آقایون اونجا نامه رو برای اینها خونده اینها هم سر او را گرم کردند و نامه را بردن در اتاق به اصطلاح مجاور فتوکپی گرفتن ازش بعد هم به اصطلاح پخش کردند

 البته پخشی که آنها کرده بودند پخش  به اصطلاح محیط هایی که مال خودشون بود و ترجمه اش هم به مطبوعات خارجی ایران داده شده بود

 اما قم و روحانیون اونها اطلاع نداشتند که به آنها بدهند و نمی‌شناختند به کی بدهند به کی ندهند به کدوم خانه بره به کدام خانه نره ،  احتمال قریب به یقین هم اینهایی که خودشان گفتند که اینها کرده بودند دفتر آقای خمینی هم برای اینکه ایشان را  با من مقابل کنند این کار را کرده بودند حالا یا با اطلاع احمد خمینی یا بدون اطلاع او

 خوب من هم به آقای خمینی گفتم خب آقا شما این زحمتی نداره یه ادم بی‌طرفی را معین کنید که تحقیق کنه ببینه که این نامه از کجا درز کرده ؟

البته اون زمان هیچ نمی دونستم که این به اصطلاح از این طریق هم به اصطلاح درز کرده ، بله این هم مال این و بعد هم به ایشان گفتم که شما که در ستایش می‌کردید همیشه بنی‌صدر رو  که این در برابر آقای خمینی به صراحت آنچه را که حقیقت می‌یابد می‌گوید ، حالا چی شده که این کار رو ناصواب می‌بینید ؟

 خوشمزه اینکه اون زمان به اصطلاح در مقام تخطئه رئیس‌جمهور شایعه پراکندند و آقای خمینی هم همین را دستاویز کرد و همین هم این آقای نبا هم این را در مصاحبش آورده بود که حالا اینها با نهضت آزادی هم به اصطلاح نزدیک شده و این قطب زاده و یزدی هم ازش حمایت میکنن ،

 اینها این جو اون زمان رو شنونده امروزی بیبینه با اینکه اصلا بکلی حرف نامربوطی بود هیچ گونه ارتباطی اون زمان بین من و این آقایان نبود .

امر مهم دیگری که در این خواب نامه خاطرنشان شده این است که آقای بهشتی از راه اتفاق ، رفته بود به دانشگاه که قانون اساسی درس بده برای دانشجویان

 از قانون اساسی اونکه قابل درس دادن یافته بود  اصل ریاست جمهوری بود به این ترتیب این زمینه ذهنی میساختند برای  عزل رئیس جمهوری ، کاری که بعد در خرداد ۶۰ انجام دادند .

 بعد این آقای حسین خمینی بعد از اینکه نامه را دریافت کرده بود یه روز دیدم آمد به حال غمگین و خیلی به اصطلاح عذرخواهی و پشیمانی 

گفت آقا این عموی من منو فریب داد

آقای صدارت : یعنی آقای ؟

آقای بنی صدر : یعنی احمد خمینی ، گفتم :  چطور شما را فریب داد؟ 

 گفت به اینکه : عرض کنم من در آبادان بودم و تلفن کرد که حال پدربزرگ خراب است زود خود را برسانید به تهران من هم خود را رساندم به تهران آمدم به همین جماران و گفت برو برو برو برو ببین حالت پدربزرگت چقدر در هم ریخته است رفتم پیش پدربزرگم و دیدم خیلی منقلب و تا منو دید زد توی سرش و گفت که این بنی‌صدر میخواد  مرا از بین ببرد ، 

و بعدهم که از پیش او اومدم بیرون ، دیدم خبرنگار اطلاعات حاضر است و احمد به من عمو به من ،

 گفت که : حالا با ایشون بشین مصاحبه کن و اون سوال و جواب هایی رو هم که ترتیب داده بودند و سوال‌ها شون رو من جواب دادم 

همینها هم  بعد در انقلاب اسلامی منتشرشد ،

 حرفهای ایشون که عموی ایشون اونو کشونده به تهران برای این کار ،

خب به این ترتیب به اصطلاح در ماه آذر است نه در خرداد ، که آقای خمینی  به اصطلاح عهد را شکسته و وارد عمل شده بر ضد رئیس جمهوری و این کار رو توسط فرزند و نوه خودش آغاز کرده 

ما بنایمان رو گذاشته بودیم بر اینکه یک جلسه گفتگوی دیگه بکنیم تمام بشه ، ولی الان ساعت شده ۵  ما هنوز به اصطلاح دی ماه را  تمام نکردیم ،؛ حالا یک چند دقیقه دیگر هم صحبت می کنیم حالا عیبی نداره که دقیق باشه و اینکه نکات اصلی گفته بشه برای نسل هایی که می آیند بهتر از این است که عجله کنیم در تمام کردن 

آقای صدارت : آقای بنی صدر من گرفتاری شما رو خیلی خوب واقف هستم تنگی وقتتون رو خیلی خوب می دونم ولی همون جور که شما فرمودید این اهمیت به نظر من بسیار فوق‌العاده داره که با توجه به گذشته این بیش از سه دهه با رجوع به خاطرهتون و رجوع به خاطراتتون بشه هر چه بیشتر یک مجموعه شسته رفته و خوبی را در اختیار نسل جوان بگذاریم ،

اونم همانطور که عرض کردم در بند وقت نباشیم آقای بنی صدر شما هر موقع که ادامه میدید هر چند جلسه شد از نظر من اشکال نداره 

آقای بنی صدر :  سند که نامه‌ها هست می گوید ولی این  مستنده 

در ۲ دی‌ماه ۵۹ به هیات منتخب روحانیت مبارز تهران نامه نوشتم اونها یه هیاتی معین کردند که به اصطلاح خودشون به اختلافات رسیدگی کنه یک قرار و مداری هم گذاشتند که هر که تخلف کرد اونها اون تخلف رو یادآور بشوند عرض کنم به شما

 اول مسئله ای که در آن نامه آورده بودم مسئله وزیران است :

 اولِ کار که این آقای رجایی را تحمیل کردند با چماق آقای خمینی ،  من به آقای خمینی گفتم که من مسئولیت این حکومت را به عهده نمی گیرم و می گویم هم  مسئول آن نیستم و جز در مورد وزیر دفاع و این جور که یادمه  وزیر خارجه،  به لحاظ وضعیت جنگ  ، نسبت به بقیه وزیران هم اظهار نظر نمی‌کنم ، شما خود هر که را قبول کردید 

این آقای رجایی یک هیئت وزیرانی ترتیب داد و فرستاد برای من ، آقای مهدوی کنی و آقای موسوی اردبیلی این صورت را  دیده بودند و طوری که آقای مهدوی کنی گفت : دیده بودند این فاجعه است با این آدمها چه جوری کشور می‌شود اداره کرد؟

 و رفته بودند پیش آقای خمینی که آقا با این آدم ها نمیشه کشور اداره کرد، آقای خمینی گفته بود که بروید با آقای بنی صدر از راه گفتگو یه هیئت وزیران مناسب رو انتخاب کنید ،  و گفته بود من دخالت نمی کنم منم به او گفتم که اگر شما دیگه دخالت نمی کنید من از اختیار قانونیم استفاده می کنم چون وزیر باید به تصویب رئیس جمهور برسد

آنها آمدند پیش من ، یه قسمت راجع به همین آقای صدر بود وزیر بازرگانی حکومت آقای بازرگان 

آقای صدارت : دکتر رضا صدر که در کابینه شما هم در دولت در حکومت شما هم ابقا شد ایشون تنها وزیری بود که ابقا شد اگر اشتباه نکنم 

بنی صدر : نه اونهای دیگه هم  من وزیران عوض نکردم یعنی من نخواستم مسئولیتی بپذیرم که نداشتم ، 

 ولی با ایشان کار کردم و کارای کشور خوب اداره می‌شد ، خصوصا مورد ایشان را هیئت فرستادم تحقیق کردم معلوم شد که خیلی خوب اداره کرده کار رو ، و او که آمده بود پیش من استعفا بده وقتی دید که نه نتیجه هیئت این بوده که کار را خوب اداره کرد و گفتم نه سر کارتون بمانید خیلی تعجب می‌کرد خیال میکرد مثلاً من آدمی ام که به اصطلاح بنای کارم نه بر صلاحیت و لیاقت ، بلکه بر این روابط گروهی و این چیزهاست 

عرض کنم که خوب حالا از این آقای رجایی  پرسیدند که: چرا این آقای رضا صدر که خوب کار کرده شما نمیخواهید ؟

رجایی گفت : دقیقاً امام گفته که مردم ریاضت بکشد این آقا که ( در بحث گروگانگیری محاصره اقتصادی شدیم دیگه)  این آقا از هر جای دنیا شده رفته کالا پیدا کرده وارد کرده که کشور در مشکل نمونه جرمش این بود به اصطلاح که کشور را نگذاشته بود کشور در از لحاظ غذا و نمیدونم دوا و این چیزها و صنایعش از لحاظ مواد لازم و اینا در مشکل بمانند

 آقای مهدوی کنی گفت : آقا کی به شما ماموریت داده مردم را در ریاضت نگه دارید شما ؟  حکومت باید کشور را اداره کنه اصل بر عسر نیست اصل بر یسر است بر گشادگی است نه بر تنگدستی ،

حالا اینجا این دید که آقای هاشمی رفسنجانی دید که خب همچین آدمی نخست وزیر ایران است و شروع کرد به اصطلاح رفع و رجوع کردن ، این آقای مهدوی کنی اوقاتش تلخ شد  و

گفت : آقای هاشمی شد ما یک کاری را بخواهیم به یه جایی برسانیم و شما مانع نشید؟

 آقا یه همچین آدمی چجوری میخواد نخست‌وزیر ایران  باشه ؟

به هر حال از آن زمان به بعد دیگه من با وزرایی که به اصطلاح صلاحیت شان را نمی پذیرفتم موافقت نمی کردم ،  به اون هیئت نوشتم که خب ایران عجب جایی شده به رئیس جمهور میگن چون شما چرا اینها را تصویب نمی کنید ؟

 آقا به این آقای نخست وزیر باید بگویید چرا شما وزیرانی که قابل تصویب توسط رئیس‌جمهور نیستند معرفی می کنید؟

 چون قانون اساسی گفته وزیر رو رئیس‌جمهور باید صلاحیتش رو تصویب کنه ، خب شما آدم با صلاحیت چرا معرفی نمی کنید که این آدم تصویب کنه ؟

 وارونه شده بعد هم رفتن تو مجلس به اصطلاح طرحی تصویب کردند که نخست وزیر می تونه کفیل معین کنه برای وزارت خانه ها ، بر خلاف قانون اساسی .

به هر حال در آن نامه گفتم که اعلام جرمی که کردم برای اون بر ضد اون آقایان نخست وزیر ( رجایی ) و وزیر مشاورش ( بهزاد نبوی )این به خاطر خیانتیست  که اونها به کشور کردند ، 

و حالا بعد به  اون مرحله گروگانگیری که رسیدیم به تفصیل خواهم گفت و بعد گفتم که ظرف ۱۰ روز 

خوب توجه کنید !!  این آقای بهشتی همان کسی است که طرح انحلال ارتش را به شورای انقلاب آورده بود حالا در این سه ماه از جنگ گذشته در بحبوحه جنگ در ظرف ده روز سه نفر رفته بودند در هوانیروز برای آنها سخنرانی کردن 

که یکیش آقای بهشتی بود 

یکیش آقای باهنر بود 

یکیش هم آقای معادیخواه آقای بهشتی با خودش ۶ تا خبرنگار هم برده بود به اصطلاح می خواستن نمایش بدهند که ارتش حامی رئیس‌جمهور نیست البته موفق هم نشده بودند

 حالا این مجلس چون به اصطلاح کارش این شده بود رویارویی با رئیس جمهور شده بود هیچ فرصتی را از دست نمی دادند خب رئیس جمهوری یک حساب باز کرد برای کمک به جنگ زدگان مردم پول آوردن به اون حساب ریختند ،  خوب این رئیس قوه مجریه است دیگه دیگه معنی نداره که نخست وزیر هم بره در برابر رئیس‌جمهوری یه حساب باز کنه و نخیر رفت و یک حساب باز کرد حالا مجلس رفتند گفتند که باید اینها بشود یک کاسه در اختیار هیئت وزیران باشه .

در همین نامه گفتم آقا این مردم به رئیس‌جمهور اعتماد کردند و اگر می خواستند که اختیار دست هیات وزیران باشه  به حساب آقای نخست وزیر پول میریختند .

 البته اونها  دیدند خیلی افتضاحه طرح را  تصویب نکرده بودند ولی خوب مجلس ارائه کرده بودند

 باز در این نامه نوشتم که به اصطلاح آقای نخست‌وزیر مرتکب جرائم مشهود شده است ، خب اینکه یک توافق را امضاء کنه که قرارداد الجزایر است و  به اون یه نامی  داده بودند آخه چون قرارداد ها رو باید رئیس جمهور امضا می کرد چون او  امضا نمیکند

آقای صدارت : بیانیه گفتن 

آقای بنی صدر : آره بیانیه ، بیانیه الجزایر عنوان  داده بودند که به اصطلاح بگن دیگه احتیاج به امضای رئیس‌جمهور نبوده ،

  1. خود اینکه اون پول‌های ایران بر باد رفت ، یک خیانت 
  2. تجاوز به قانون اساسی ، دو خیانت
  3. اینکه با اینکه رئیس‌جمهور باید  قراردادها رو امضا کنه پس باید از مفادش مطلع باشه اینکه رئیس جمهور را تا لحظه آخر حتی در لحظه آخر مطلع نکردند ، سه خیانت 

خوب عرض کنم به شما دیگه حالا بقیه رو بگذاریم به گفتگوی بعدی الان شد ۵ و نزدیک به ۱۲ دقیقه 

آقای صدارت : بسیار خوب آقای بنی صدر اینها استاد هستند  برای به اصطلاح مغز شویی افکار عمومی و به یک مفهومی یک اسم صوری می دهد که حواس ها پرت بشه .

 مثل حالا نماد بارزش مسئله است که شکنجه در زمان محمدرضا پهلوی بد بود ،  ولی خوب برای اینکه خوب بشه اسمش شد حد و تعزیر 

عرض کنم که به همین قرارداد ننگین وین هم اسم دهن پرکن را گذاشتند که اصلاً نتونه یک شخص معمولی که به جزئیاتش واقف نیست بگه آخه برجام چی هست چی نیست چی شد چی نشد؟

آقای بنی صدر : قرارداد وین .

آقای صدارت : بله اگه بگن قرارداد وین باز اون  مشکلات همان بیانیه به قول اینا  بیانیه .

آقای بنی صدر: آخر اگر اینا میگذاشتند  قرارداد ، آن وقت باید می‌رفت مجلس یک به یک موادش رسیدگی می‌شد دیگه نمی شد ۲۰ دقیقه‌ای ته قضیه را به هم آورد .

آقای صدارت : بله و در پی اون شورای نگهبان قانون اساسی هم باز به همین ترتیب ،

بله در مورد به قول اینها گروهکها صحبت کردید یک نمیخواستم حرفهاتون قطع بشه  حالا به صورت غیر مستقیم با صحبت های ما مربوطه است 

در تاریخ دوشنبه ۳۰ مهرماه ۱۳۵۹  روزنامه جمهوری اسلامی که ارگان حزب جمهوری اسلامی هستش  از شما یک نقل قولی کرده :

سخنان ابوالحسن بنی صدر در خرم‌آباد در مورد که گفتید که :

در آنجا گفتید که در مسئله کردستان ۸۰ درصد دولت مقصر است اینهم جالبه که یادآوری بکنیم که یک رئیس جمهوری در مقام اپوزیسیون اون رژیم و سیستم و دولت به طور کلی قرار گرفته بود در دید اندیشه راهنمای موازنه عدمی 

و همانطور که گفتم برای عمل برای اندیشه و عمل دو جا بیشتر محل کار نیست

یکی قدرت است یکی هم مردم،   یکی زور هست یکی حقوق.

بر اساس دید مردمسالاری و حقوق مندی شما به وضوح بدون هیچ مهابایی در مقام رئیس جمهوری گفتید که در مسئله کردستان ۸۰ درصد دولت مقصر است یادآوریش را خالی از حسن نمی دونستم 

یادی هم باید  بکنیم از آقای دکتر رضا صدر که به خاطر همان خدمت هایی که به کشورمان کرد به زندان افتاد و شامل شکنجه های بسیار بدی شد .

آقای بنی صدر : بله متاسفانه اینطور است .

آقای صدارت : بله بسیار خوب  آقای بنی صدر اگر که چیز دیگه ای رو به ذهنتون نمیرسه میتونیم بقیه رو بذاریم برای هفته آینده انشاالله

آقای بنی صدر : بسیار خوب روز شما خوب و خوش 

❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊

راههای ارتباط با ما:

https://alisedarat.com/contact-us/

برای مشترک شدن و دریافت خودکار مطالب جدید، به آدرس ذیل مراجعه و آدرس ایمیل خود را بنویسید:

https://feedburner.google.com/fb/a/mailverify?uri=alisedarat

❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊

با جنگ روانی است که رژیم ولایت مطلقه، توانسته است ۴دهه مردم ایران را منفعل و بی‌عمل نگاه دارد که بتواند بر آنها سلطه داشته باشد. تا جایی که بعضی از مردم با پای خود به حوزههای رای‌گیری میروند و با دست خود به این رژیم مشروعیت میدهند، تا باز هم بر سر کار بماند و به تجاوزها به حقوق آنها، ادامه دهد!

و نیز با است که رژیم  ولایت مطلقه، توانسته و می‌تواند افراد یگان ویژه و سایر قوای سرکوب و قوای اطلاعاتی و امنیتی را، به مانند حیوانات وحشی،  به جان هموطنانشان، خواهران و برادرانشان، بیاندازد. 

همه به کمک همدیگر میتوانیم هرگونه سانسوری را از بین ببریم، و برای اینکار وسایل متعددی در اختیار شما و همهٌ ما موجود است.

جنگ واقعی، جنگ روانی است.

❊❊❊❊❊

❊❊❊❊❊

هم‌وطن و هم‌زبان عزیز، آنچه که در اینجا آورده شده، همان مطلب فوق است که در  شبکه‌بند‌های اجتماعی مختلف، و به این منظور که کار شما عزیزان، در گسترش فرهنگ مردم‌سالاری، با مشارکت در مبارزه با سانسورها، آسان‌تر گردد.

دیگر اینکه، به علت انواع فیلترهای اینترنت و سانسورها در وطن، همه هموطنان، به همه سایت‌ها دسترسی ندارند و طبق پیشنهاد بعضی از هموطنان تلاش‌گر در داخل ایران، محتواهای تولید و ارائه شده، در شبکه‌بندی‌ها و سایت‌های مختلف متشر می‌شوند که مشارکت در کارِ مهم هم‌رسانی، آسان‌تر گردد.

امیدواریم که هرکدام از ما، به سهم خود و به نوبه خود، خویشتن را از لذت همکاری در ساختن سرنوشت خوب و خوب‌تر، برخوردار کنیم.

❊❊❊❊❊

لینک مطلب در شبکه‌بندی‌های اجتماعی، برای: عضو شدن و دنبال کردن و مشترک شدن، رای‌دادن، ابراز نظر، پسندیدن، پیاده کردن، و لطفا هم‌رسانی:

پادکست گوگل

https://podcasts.google.com/feed/aHR0cDovL2ZlZWRzLmZlZWRidXJuZXIuY29tL2FsaXNlZGFyYXQ

اپل پادکست:  Apple Podcasts

https://podcasts.apple.com/ca/podcast/%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D8%B5%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AA/id1526471145

پادکست انکر:

https://anchor.fm/sedarat

Telegram

توضیحی درباره مطالب ارائه شده در کانال تلگرام در مورد کودتای خرداد ۱۳۶۰:

https://t.me/sedaratMD/290

دسترسی به گفتگو در کانال تلگرام برای هم‌رسانی و عضویت در کانال:

جلسه چهارم:   https://t.me/sedaratMD/259 

واتساپ:

https://chat.whatsapp.com/IT11IqMZ44v9L62gPRghhu

اینستاگرام Instagram

آدرس لینک مطلب برای ابراز نظر(کامنت)، و پسندیدن(لایک) و یا نپسندیدن، و هم‌رسانی،  و دنبال کردن(follow)مطالب در اینستاگرام:

 

https://www.instagram.com/ali.sedarat/

فیس‌بوک :

https://www.facebook.com/Sedarat57

  تویتر :

https://twitter.com/sedaratmd

سایت نشریهٌ انقلاب اسلامی در هجرت :

دربارۀ کودتای خرداد ١٣۶۰، گفتگوی علی صدارت با ابوالحسن بنی صدر، قسمت های (١) تا (٣)

https://www.enghelabe-eslami.com/component/content/article/10-banisadr/mosahebe/24745-2017-06-14-22-32-16.html?Itemid=0

دربارۀ کودتای خرداد ١٣۶۰، گفتگوی علی صدارت با ابوالحسن بنی صدر، قسمت های (١) تا (۵)

https://www.enghelabe-eslami.com/component/content/article/10-banisadr/mosahebe/24850-2017-06-22-13-19-27.html

دربارۀ کودتای خرداد ١٣۶۰، گفتگوی علی صدارت با ابوالحسن بنی صدر، قسمت های (١) تا (۶)

https://www.enghelabe-eslami.com/component/content/article/10-banisadr/mosahebe/24957-2017-06-30-06-06-10.html

لینک گفتگو در وب سایت علی صدارت:

https://alisedarat.com/1400/02/02/7311/

لینک مطلب در شبکه‌بندی‌های اجتماعی، برای: عضو شدن و دنبال کردن و مشترک شدن، رای‌دادن، ابراز نظر، پسندیدن، پیاده کردن، به دوستان خود ایمیل کردن، و…، و لطفا هم‌رسانی:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *