صدارت- سواد رسانهای از منظر حقوق، حقِ آگاهی، احقاقِ حقِ اطلاعیابی، احقاقِ حقِ اطلاعرسانی
تواناترین و بزرگترین «ابرقدرت دنیا» افکار عمومی است.
از خود بپرسیم، آیا ما میخواهیم سرنوشتی مانند مردم فراموششدهٌ آفریقا را داشته باشیم؟ چرا نباید از تجربههای موفق از بهرهگیری از تواناترین و بزرگترین ابرقدرت، باز هم استفاده کنیم و دفع شر دشمنان داخلی و خارجی را، ، خودمان مدیریت کنیم؟
اینکه سرنوشت ما چه خواهد شد، با ماست!
تصمیم اینکه سرنوشت ما چه بشود، واقعا با خودِ ماست!
مردم ایران، و مردم سایر مناطق، میتوانند با درآمیختن با افکار عمومی دنیا، به قدرتها (قدرتهای داخلی و خارجی، قدرتهای غربی و شرقی، و قدرتهای دولتی و غیرِدولتی)، فشار بیاورند و برای خود سرنوشتهای خوب و خوبتری را رقم بزنند.
ما مردم ایران میتوانیم و باید با استفاده از رسانهها، با این بزرگترین «ابرقدرت دنیا» در بیامیزیم، و با احقاقِ حقِ اطلاعیابی، و با احقاقِ حقِ اطلاعرسانی، میهن را از خطرات قدرتهای داخلی و خارجی، مصون نگه داریم. در این باره، حداقل از سه تجربه خوبِ رسانهای کردن جنبش خودجوش و درآمیختن با افکار عمومی میتوان یاد کرد: جنبش خودجوشِ ۱۴۰۱؛ جنبش خودجوشِ ۱۳۸۸؛ و جنبش خودجوشِ ۱۳۵۷. اهمیت پرداختن به رسانهها و سواد رسانهای، از جمله در این است. مساله، مسالهٌ سرنوشت ماست!
…تعریف دقیقتر سواد رسانهای، از زاویه حقوقی را میتوان این گونه ارائه کرد:
باسواد کسی است که بتواند با آموختهها و دانستههای خود، تغییری مثبت در جهت حقوقمدارتر شدن در زندگی خود و دیگران و در جامعه و در زیستبوم ایجاد کند….
❊ اول- سواد رسانهای:
«توانایی دسترسی، تحلیل، ارزیابی، تولید و مشارکت آگاهانه در رسانهها و محتوای دیجیتال به صورت انتقادی و اخلاقی.»
