صدارت- استقلال! و باز هم استقلال! و باز هم با تاکید استقلال!
…جریانهایی که به اجنبی مراجعه میکنند؛
به این دلیل است که پایگاه مردمی ندارند، حتی در «اتنیک» ادعاییِ خودشانپایگاه مردمی ندارند؛
و به این دلیل که پایگاه مردمی ندارند، مجبورند به جنگ و مبارزات قهرآمیز و خشونتگستری متوسل شوند؛
و به همین دلیل باید بیشتر متکدیِ قدرتها بگردند،
و به این دلیل خود را ناچار میبینند از رسانههای انیرانیان و یا انواع رانتهای رسانهای استفاده کنند تا به زور پروپاگندا و جنگ روانی برای خود طرفدار پیدا کنند، و به این وسیله به سایر مردم بباورانند که از «ملیت» و یا «اتنیک» خاصی نمایندگی دارند؛ و به این دلیل که حتی در میان «ملیت» و یا «اتنیک» ادعایی خود طرفداران چندانی ندارند، در گفتوگو ناتواناند،
و در نتیجه بعد از بهراه انداختن انواع جبهههای جنگ روانی، چارهای ندارند بهجز تن ندادن به هیچ دعوتی برای بحث آزاد، و ادامهٌ انواع خشونتها و مبارزات قهرآمیز!
پهلوی هم از همین جنس است، و خواهان انواع ادامهٌ انواع خشونتها علیه ایران و ایرانیان! انواعِ خشونتهای سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی علیه ایرانیان و البته خشونتهای فیزیکی و دریوزگی از رژیم اسرائیل و امریکا برای انواع تجاوزها به ایران و ایرانیان، تا رسیده است به حملهٌ نظامی به میهن ما!
حال بعد از آنکه به علت دفاع پیروزمندانهُ مردم (بهخصوص هموطنانی که احزاب «قومی» و «اتنیکی» بر آنها منت گذاشته و آنها را در «قوم» و «اتنیک» خود راه میدهند!) از خود در رابطه با تزویر «فدرالیسم ’قومی‘» هم تیرشان به سنگ خورده، حالا به «فدرالیسم جغرافیایی» یا «فدرالیسم اقلیمی» و یا «فدرالیسم استانی» پناه آوردهاند. (البته بعد از تلاش برای تجزیهٌ عراق با جدا کردن «اقلیم کردستان» از آن، واژه «اقلیم» را کمتر بهکار میبرند! در آن رسوایی، هیچ کشوری حاضر نشد آن اقلیم جدا شده را به رسمیت بشناسد، هیچ کشوری به غیر از؟؟؟ بله صد البته به غیر از رژیم اسرائیل!!!)
توجه!:
پرسیدنی یک سوال مهم است که در «فدرالیسم جغرافیایی» واقعا مرز بین «جمهوری کردستان» و «آذربایجان» و »عربستان» یا «الاحواز» از کجا شروع، و به کجا ختم میشود؟ آیا بر سر این مهم میان مبلغان «فدرالیسم جغرافیایی» و یا «فدرالیسم استانی» بحث و توافقی بوده است؟ آیا مردمِ این «اقوام» حق ندارند از حالا بدانند که حد و مرز کشور آیندهٌ آنها چیست و کجاست؟ اگر مذاکراتی برای تعیین مرزها وجود داشته، با سابقهٌ اسلحهکِشی و آدمکُشی که در بین بعضی از این احزاب با احزاب رقیب، و حتی بین اعضای حزبِ خودشان، شاهد بودهایم، آیا این مباحثات دوستانه و روا دارانه و خشونتزدایانه و متمدنانه بوده است؟ آیا مقامات و رهبران این احزاب «اتنیکی» اعضای «اقوام» را قابل میدانند که این بحثهای بسیارمهم که سرنوشت آنها و نسلهای بعد از آنها را تعیین میکند را در علن مطرح و از آنها نظرخواهی کنند؟ یا اینکه آنها هم چون پهلوی میخواهند حتی بهزور مردم را به دروازههای تمدن بزرگ ببرند! و یا چون خمینی میخواهند مردم را حتی به زور به بهشت ببرند!؟ خیر! آنها این توهم را دارند که «…مردم مهم نیستند، تشکیلات و احزاب مهمند…» و یا «…هر چی احزاب بگویند، مردم بهدنبال آنها میدوند…» یعنی همان توهم ولایت مطلقه پهلوی و ولایت مطلقهٌ فقیه! ولی این قدرتمدارانِ متجاوز به حقِ ذاتیِ استقلال میگویند اگر آنها بکنند بد است، ولی اگر من بکنم خوب است، چرا که برای دموکراسی میکنم و هدف، هر وسیلهای را توجیه میکند!!
صدارت- استقلال! و باز هم استقلال! و باز هم با تاکید استقلال! بیشتر بخوانید »
