صدارت- افزایش خطر تکهپاره شدن ایران، خطراتِ بالقوه افکار «اتنیکی» و «فدرالیسم»، افزایش خشونتگستریها در منطقه
جنبش شهریور ۱۴۰۱، معروف به جنبش «زن، زندگی، آزادی» (یا جنبش مهسا/ژینا)، یک رویداد بسیار بزرگ و ارزشمند بود که رسانهگران دلیر، خانمها الهه محمدی و نیلوفر حامدی، اطلاعات آن را یافتند (احقاقِ حقِ اطلاعیابی) و با جان و دل به آگاهی مردم ایران رساندند، (احقاقِ حقِ آگاهیرسانی). این جنبشِ خودجوش مسیر مطلوبی را طی میکرد و با استقلال، هر چه فراگیرتر میشد. تا اینکه قدرتسالاران، اعم از داخلی و خارجی، در ابتدا لازم دیدند که به حق استقلال تجاوز کنند، و پای وابستگان را به میان آوردند. با شعار «رضا شاه روحت شاد» در چند خیابان، برای باری دیگر حرمت وابستگی شکسته شد. شعاری که در ابتدا در زمان روحانی، و با هدف چوب لای چرخ «ریاست جمهوری» گذاشتن، توسط علمالهدی و رئیسی در مشهد ساخته و پرداخته شده بود.
این جنگ روانی، منجر به سلسلهای از رویدادها شد، از جمله ماجرای رسوای «توییت گیت» و «وکالت گیت»، و در انتها «منشور مهسا گیت» در واشنگتن امریکا. افرادی که به سمت این چهرهها که پندارشان قدرتمکان بوده و وابستگی خود به قدرتها را پنهان نکردهاند (نظیر سفر به اسرائیل و دیوار ندبه)، متمایل شدند، بعد از مدتی متاسفانه خود را با دست خود به «مهرههای سوخته» مبدل کردند. این افراد، که از جمله شامل برنده جایزه صلح نوبل، تجزیهطلب، فوتبالیست، هنرمند، فعال «حقوق بشر» و رسانهگر بودند، جهتگیری خود را به سمت یک فرد قدرتمدار و وابسته گرفتند و در نتیجه سوختند.
هر کسی به پهلوی نزدیک میشود، چه جامعه سیاسی و چه «مردم معمولی»، دیر یا زود خود را در یک مهرهُ سوخته ناچیز میکند!
تحلیل ظریفتر به بیراهه رفتن آن جنبش نشان میدهد که یکی از ضعفهای اصلی آن در شعار محوریاش نهفته بود. در حالی که شعار، «زن، زندگی، آزادی» بود، آنچه از آزادی جدا نیست، استقلال است. اگر شعار، «زن، زندگی، استقلال، آزادی» بود، کمتر در معرض سوءاستفاده قدرتسالاران داخلی و خارجی قرار میگرفت.
تهدید جنگ و گفتمان تجزیهطلبانهٌ «اتنیکیِ» فدرالیسم
همزمان با ضعفهای داخلی جامعه سیاسی، تهدیدهای خارجی علیه تمامیت ارضی ایران رو به افزایش است. باید به تحلیل ظریفتر توجه نمود، و از تکرار آن تجربهٌ تلخ، پیشگیری کرد. نباید اجازه داد که باری دیگر حرمت استقلال شکسته شود، و این بار، با جنگ روانی و غوغاسالاری و پروپاگندا، با میدان دادن به خشونتگستران و وابستگان، باز هم به حق استقلال تجاوز شود. نباید اجازه داد که با مطرح کردن کلیدواژههایی چون «ملیت»، یا «قوم»، یا «اتنیک»، یا «فدرالیسم» باز هم به هموطنان ساکن مناطق مختلف وطن، از جمله ساکنین مناطقی چون بلوچسالن و خوزستان و آذربایجان و گوردستان، باز هم توسط احزاب تجزیهطلب و مسلح و خشونتگستر، «ظلم مضاعف» اعمال شود! فدرالیسم برای به هم پیوستن برخی سرزمینها مطرح شد، و ممکن است برای برخی کشورها تصمیم خوبی بوده باشد.
ولی مطرح کردن فدرالیسم برای ایران، کوبیدن نعل وارونه است! و نه برای به هم پیوستن برخی سرزمینهای جدا از هم، بلکه برای تجزیه و تکهپاره کردن میهن، و تجزیه و جدا کردن قسمتهایی از سرزمین ایران است! بیراههای درست مانند پهلوی و توئیت زدن و وکالت دادن و منشور مهسا امضا کردن! بیراههای که عمر رژیم ملاتاریا را طولانیتر خواهد کرد و سپس عواقبِ بسیار فاجعهباری را در پی خواهد داشت.
