صدارت- خشونتها، عوامل وابسته، قدرتها، من و وژدان احساسی-روانی، جنبش ۷دی و بعد از آن
…با این یادآوری که اگر چه جنگ روانی مادر همهٌ جنگها است! تاکید میگردد که البته این تنها جنگی است که ما مردم در آن، توانایی و دانش و وسایل دفاع پیروزمندانه از خود را دارا هستیم. روشِ عملیِ این دفاع پیروزمندانه برای همهُ ما مردم به آسانی میسر است! هریک به سهمِ خود! و به نوبهُ خود!: تلاش برای احقاق حقوق، از جمله احقاقِ حقِ آگاهییابی، و احقاقِ حقِ آگاهیرسانی، احقاقِ حقِ استقلال!
قدرتها، بدون شکست دادنِ ما مردم در جنگ روانی، مطلقا نمیتوانند انواع جنگهای فیزیکی را حتی شروع و بر ما تحمیل کنند! انواع خشونتها و تجاوزها به حقوق را هم همینطور!
در رابطه با ایران، تمام تلاش ژنرالهای جنگِ روانیِ قدرتها علیه ما مردم، نابود کردن هویت ملی ایرانیان است، ابتدا در سطح من، و تو، و افرادی دیگر. سپس وقتی کمکم تعداد این افراد (از ما مردم)، به یک حداقل لازمی برسد، آن وقت است که سلطهسالاران قادر خواهند بود به نیات شوم و دیرینهٌ خود علیه ایران و ایرانیان، جامهّ عمل بپوشانند:
بعد از خُرد و خمیر کردن ایرانیت و خنثیسازی آن، تکهپاره کردن ایران!
مصاحبه با خانم سرور سامانی از کانون دفاع از حقوق بشر در ایران، برنامهٌ دریچه ای رو به آگاهی:
سؤال ۱: با توجه به کشته شدن صدها نفر در سرکوبها و اعتراضات، چه راههایی برای کاهش خشونت وجود دارد که جان مردم حفظ شود و کشتار تکرار نشود؟
سؤال ۲: مردم تا کجا حق دفاع از خود دارند، بدون اینکه این دفاع باعث افزایش تعداد کشتهها و تشدید خشونت شود؟
سؤال ۳: وقتی از خارج کشور درباره خشونت یا تقابل صحبت میشود، آیا این مواضع میتواند به افزایش کشتهها در داخل منجر شود؟ مسئولیت گویندگان چیست؟
سؤال ۴: ادامه کشتار و خشونت دولتی چه تأثیری بر جامعه دارد؟
آیا جامعه را به سمت رادیکالیسم میبرد یا فرسوده و بیجان میکند؟
سؤال ۵: اگر اولویت اصلی نجات جان مردم و جلوگیری از کشتههای بیشتر است، چه گزینههای عملی و غیرخشونتآمیزی در شرایط فعلی ایران وجود دارد….
