صدارت- «اینکه میگویید ”حقوق، همهمکانی و همهزمانی و همهکسانی هستند“ به چه درد من میخورد!؟»
عرض تسلیت خود را به هموطنان گرامی در آستانهٌ چهلم کشتار هزاران انسان تجدید میکنم.
امیدوارم مراسم سوگواری چهلم عزیزان از دسترفتهٌ ما، مانند موقعیتهای پیشین در داخل و خارج کشور، توسط نتانیاهو و ترامپ و پهلوی و شرکا، باز هم به نفع قدرت مصادره نشود. امیدوارم که قدرتها ما را لااقل در عزاداری، راحت بگذارند. گرچه با توجه به سابقهٌ قسیالقلبی آنها، خوشبین نیستم که حتی در سوگ و عزا هم ما شاهد تجاوز به حقوقمان نباشیم.
ولی با نگاهی به رسانههای دنیا، میپرسم که چرا ما ملت ایران، در سوگ این فاجعهٌ عظیم، تنها هستیم؟ چرا سایر ملتها با ما همدردی نکردهاند؟ چرا در افسردگیِ از دست دادن فاجعهآمیز هزاران هموطن، و در اضطرابِ تجاوزِ مجدد اجنبیان به مام وطن، ما خود را در دنیا منزوی میبینیم؟
پاسخ به این پرسش، در رویکرد برخی از هموطنان به پهلوی و شرکا، و در نتیجه در همراهی و همصدایی آنها با نتانیاهو و شرکا و رژیم اسرائیل است.
این جهان کوه است و فعل ما ندا—سوی ما آید نداها را صدا
……..بدین ترتیب، درآمیختن با افکار عمومی توسط یک فرد، یا یک جمع، و یا یک ملت، میتواند به صورت مثبت و یا منفی باشد، میتواند برای افکار عمومی جاذبه و یا دافعه داشته باشد، میتواند حول دو محور متضاد باشد و در نتیجه میتواند در دو جهت مخالف حرکت کند:
۱- حقوقمحور: حقوق، مبنای کارها و کنشها قرار میگیرند. در این صورت بنی آدم که اعضای یکدیگر و اعضای یک پیکر هستند، به یاری همدیگر برمیخیزند. اعضای این پیکر، از هزارها کیلومتر دورتر، در هم میآمیزند و بههم میپیوندند.
۲- قدرتمحور: قدرت و توازن قوا و زور و خشونت مبنای کارها و کنشها قرار میگیرند. در این صورت، تبعیض و سلطهسالاری، پیوندهای اعضای یک پیگر را درمیشکافد و آنها را در تقابلهای کاهنده، علیه یکدیگر میشوراند. برادر و خواهر را از کنار هم جدا میکند و به دوردستها پرتاب میکند.
افکاری عمومی دنیا متاسفانه دیدند که مردم ایران یکی از نادر مردم دنیا هستند که جنایتهای صهیونیستها را علیه مسلمانان و حتی عربهای باورمند به مسیحیت و یا سایر باورها، به اندازهٌ کافی محکوم نکردهاند، و بسیاری حتی از رژیم اسرائیل طرفداری نمودهاند. شعاری در مورد پرچم فلسطین که مدتها قبل توسط معدودی از تماشاگران یک بازی فوتبال کوچک در یکی از شهرستانهای ایران سر داده شد، همین اخیرا توسط داماد ترامپ (کوشنر) یادآوری شد! هر کنش و هر عملی که از هر کسی در این دنیا وارد شود، به سهم خود و به نوبه خود در سرنوشت این دنیا اثر میگذارد، به سهم خود و به نوبه خود! این اثرگذاری میتواند به صورت منفی و یا مثبت باشد، و بدین ترتیب جهنم و بهشت، نه در آن دنیا، که در این دنیا تجربه شود.
مجموعهٌ رفتارهای غیرِحقوقیِ برخی از ایرانیان در رابطه با پهلوی و رژیم اسرائیل، نمیتواند از دیدهٌ نقاد افکار عمومی پنهان بماند.
در دورانی که به جنبش ۱۴۰۱، و اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ و بهویژه به فراخوان سهشنبه ۱۶ دی و تظاهرات ۱۸ و ۱۹ دیماه رسید، جمع جبری و برآیند کارها و کنشهای یک حداقلِ لازمی از ما ایرانیان، قدرتمحور بوده و نزد افکار عمومی، دافعه داشته است.
ما نتوانستیم با افکار عمومی به طور مثبت در بیامیزیم، بلکه این درآمیختن ما، جنبهٌ منفی هم هم پیدا کرد. چرا که کردار و گفتار و نوشتار یک حداقل لازمی از ما ایرانیان، ضدِ مردمی و ضدِ حقوقی، و حاکی از پندارِ قدرتمحور بوده، و به جهتی رفته که در دادگاه افکار عمومی، در کنار نتانیاهو و ترامپ، و در کنار مهرههای وابسته قرار گرفتیم و «آپوزیسیون» رژیم ولایت فقیه، در رژیمی ناچیز شد که در حقیقت «ولایت مطلقه پهلوی» خواهد بود که سران آن از جانب نتانیاهو و ترامپ، «بر جان و مال ناموس مردم ایران بسط ید» خواهند داشت! جانبداری از پهلوی و در نتیجه تجاوز برخی ایرانیان به حق استقلال و حق صلح ایران و ایرانیان، از نظرهای افکار عمومی مخفی نمانده است!
سرانجام، وقتی که ایران و ایرانیان منتظر پشتیبانی افکار عمومی بودند، همان رفتاری با ما شد که عدهای از ایرانیان با مردم فلسطین کردند.
این جهان كوه است و گفت و گوی تو—چون صدا، هم باز آید سوی تو
