صدارت- راه نجات فردی در شرایط جنگی قدرتها
حمله امریکا و اسرائیل به وطن ما، زمان رسیدن به سقوط فیزیکی رژیم را به تعویق انداخت. طرفداری معدودی از مردم از ترامپ و نتانیاهو و مهرهٌ وابسته به آنها، و عملکرد شرمآور پهلوی و شرکا در دریوزگی و چاکریِ دشمنان ایران و ایرانیان، بسیاری از ایرانیان را «اپوزیسیون» دلسرد کرده است.
سقوط فیزیکی رژیم میتواند با خشونتزدایی و حقوقمداری، به دست خود مردم ایران مدیریت شود. بیکفایتی رژیم هم ممکن است به سقوط فیزیکی، و خودبراندازی منجر شود.
اکثریت مردم ایران، رژیم حاکم بر کشور را نمیخواهند. ولی مسلما این به خود مردم ایران مربوط است که با این رژیم چه کنند.
ولی آنچه که مسلم است، گذار از استبداد به مردمسالاری، با تجاوز اجنبیان حاصل نمیشود. بوتهٌ آزمایش عراق و افغانستان، در آزمایشگاه زمان، به وضوح ابعاد فاجعهٌ تجاوز به حقِ استقلال و تجاوز به حقِ حاکمیتِ ملی را در مقابل چشمان مردم به نمایش گذاشته است. بهقتل رساندن خامنهای و شرکا، نه تنها باعث گذار از استبداد به مردمسالاری نمیشود، بلکه آنرا به تاخیر میاندازد. خدا میداند که تجاوز اسرائیل و امریکا به وطن ما منجر به تجاوز به حقِ حیاتِ و تجاوز به سایر حقوق بشر خواهد شد. فرصتطلبی احزاب و گروههایی که از قدرتهای خارجی پول و اسلحه میگیرند، و ادعای نمایندگی از «اقوام» و اتنیک»های خاصی را دارند، بدون هیچ تردیدی منجر به تجاوز به حقِ حیاتِ و تجاوز به سایر حقوق بیشمار از همان «اقوام» و اتنیک»های خاص خواهد شد. جای تعجب نیست که انزجار هموطنان «اقوام» و اتنیک»ها، از آن احزاب و گروهها، بیشتر از سایر هموطنان ایرانی مقیم در سایر مناطق میهن بوده است.
در این شرایط وخیم، همه ما مردم ایران باید با روشهای خشونتزدا از همدیگر مراقبت و محافظت کنیم.
برای این کار، باید ضمن یادآوری اهمیت وجودی و حیاتیِ حقِ استقلال، با اعتماد به نفس فردی و اعتماد به نفس ملی، برای راهِ حل و راهِ نجات، سه مشخصهٌ خاص را در نظر داشت:
۱- جستجوی راه حل در خود و با ابتکارات و خلاقیتهای خویش، و پرهیز از احساس علیل و ذلیل و ناتوان بودن،
۲- جستجوی راه حل در زمانِ خود، و پرهیز از انفعال در زمان حال و با بیعملی منتظر اتفاقی و عملی توسط قدرتها در آینده،
۳- جستجوی راه حل در روشهای حقوقی و خشونتزدا، و پرهیز از همجنسِ قدرتها شدن و اِعمال خشونت و خشونتگستری…
…در میانه شعلههای جنگ، انسان بیش از هر زمان دیگری به این حقیقت میرسد که میان «سازندگی» و «تخریب» هیچ منطقه خنثیای وجود ندارد. فقط دو صوورت ممکن است یا میسازیم، و یا در غیر این صورت تخریب میکنیم. اگر منفعلانه در کناری نظارهگر باشیم، در ساختن سرنوشت مشارکت نکنیم، چه بخواهیم و چه نخواهیم، و چه بدانیم و چه ندانیم، در واقع به تخریب مشغول هستیم! اگر نسازم، اگر در سازندگی فعال نباشم، بهناچار به شکلی پنهان و خاموش در صف ویرانی و ویرانگری و تخریب ایستادهام!
به خود یادآوری کنم که انفعال من، هر چقدر هم با نیت خیر و بیطرفی باشد، به تخریب یاری میرساند.
به خود یادآوری کنم که صلح از من شروع میشود!
صدارت- راه نجات فردی در شرایط جنگی قدرتها بیشتر بخوانید »
