علی صدارت: راز نجات بنیصدر: حقوقمداری! استقلال! پرکاری! عشق به ایران و ایرانیان! امید! امید! امید!
ایران سرزمین پهلوانان است
درس استقامت و پایداری، درس زنده شدن از مردگی– بنیصدر، مولانا، درس عشق به ایران و ایرانیان:
کانال یوتیوب علی صدارت:
مولانا خوانی بنی صدر: دولت عشق آمد و من، دولت پاینده شدم … و درخواست او از جوانان
❊
کانال اینستاگرام و یوتیوب:
راز نجات بنیصدر:
–
حقوقمداری! استقلال! پرکاری!
عشق به ایران و ایرانیان!
امید! امید! امید!
هیچ فردی با اندازه بنیصدر مورد ترور شخصیت و سانسور قرار نگرفته است!
نتیجه این سانسورهای عظیم و گسترده، اعمال و پذیرش خودسانسوری بوده است، نه فقط در جامعه سیاسی، بلکه حتی در تعداد بسیار کثیری از لایههای مختلف «مردم عادی»
در مدیریت این جنگ روانی بسیار مهم، منافع حیاتی همه قدرتپرستان، حتی آنها که با هم دشمنان خونی هستند، به همدیگر گره خورده. این منافع در جبهههای متعدد و حتی متضاد، نه تنها یکدیگر را ایجاب میکنند، بلکه همدیگر را تقویت میکنند!
از جمله قدرتپرستان داخلی و خارجی عبارتند از:
رژیم ولایت فقیه، اصلاحطلب و اصولگرا و… بسیاری از سایر اپوزیسیون داخل کشور، فرقه پهلوی و سلطنت و مشروطه، فرقه رجوی، فرقه “چپ” بهخصوص استالینیستها،…(که البته همه از یک جنس هستند)….
نتانیاهو و شرکا و بسیاری دیگر خشونتگستران در سپهر صهیونیسفر
ترامپ و شرکا، و بسیاری دیگر خشونتگستران و سرسپردگان سرمایهسالاری
قدرتهای غیر دولتی هم همدست قدرتهای سیاسی و دولتی بوده و هستند:
شرکتهای چندملیتی نفتی، صنایع نظامی، دادهورزی، رسانهگری، و شبکههای خبری، و… که اعمال انواع خشونتهای اقتصادی و فرهنگی و سیاسی، روش کار و فعالیتشان بوده است
پوتین و شرکا
شی و شرکا
کشورهای همسایه ایران
–
قدرتها همیشه ناچارند خادمان را خائن، و خائنان را خادم معرفی کنند و با مغزشویی، به افکار عمومی تحمیل کنند! علیرغم اعتراف بسیاری از مقامات عالیرتبه امریکا و انگلیس و نیز اسناد از طبقهبندی خارج شده در رابطه با کودتای انگلیسی–امریکایی ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، هنوز برخی ادعا میکنند که این مصدق بود که علیه پهلوی کودتا کرد!!!!! اسناد بیشتری از کودتای خرداد ۱۳۶۰ هم به تدریج افشا خواهند شد. به این قهرمانان ملی باید به عنوان یک الگو و سرمشق نگریست که راز موفقیت آنها در روش زندگی معمولی و روزمرهشان بوده است، و آن روش برای هر کسی قابل اجرا است. نباید از هیچ فردی بت ساخته شود، یک خدایان دست نایافتنی!
باید از خود پرسید:
مصدق و بنیصدر چه کردند، و چه نکردند که مصدق و بنیصدر شدند؟
❊❊❊
صفحه اینستاگرام:
❊
❊
گفتگوی آقای بنیصدر با خانم خانلرزاده:
مینا خانلرزاده: دو تا سئوال می خواهم بپرسم، چون شما همیشه به هر حال مخاطبین شما یا از طریق کارهای روشنفکری یا از طریق کارهای سیاسی تان شما را می شناسند. می خواهم اگر می شود یک مقدار، سئوال شخصی بپرسم؟ یک سئوالم اینست که شما چطوری امیدوار می مانید، از لحاظ سیاسی، با توجه به تمام سختی ها که برای شما پیش آمده، آنهمه امید انقلاب، من خودم به شخصه وقتی مطالب شما یا شریعتی را می خوانم، مطالبی که قبل از انقلاب نوشته اید، برایم واقعاً سخت است. بدلیل آن امید که در آن می بینم، بهم یک حس افسردگی سیاسی می دهد. چون می دانم آن امید وجود داشته و شما تا پای پیروزی هم رفتید و بعد آن اتفاقها افتاده و شما که شخصاً کودتا تجربه کردید و بعد هم مهاجرت و همه این حرفها… شما چطوری امیدوار می مانید؟ من از لحاظ شخصی می خواهم بدانم که از نظر سیاسی چطوری امیدوار می مانید، با توجه به این همه تجربه ها؟
بنی صدر: اولاً می دانید که امید، یکی از ویژگی های حق است. آدم وقتی به حق عمل می کند، طبیعتاً امیدوار است؛ یک. دو، امید نه، یعنی چه؟ یعنی یاس بله دیگر. یاس به کجا می رسد؟ یعنی فلج بشوم، مایوس بشوم یعنی فلج بشوم. یعنی کار نکنم! در حالی که من در این چهل سال، هر سال یک کتاب نوشتم. امید، حیات است، زندگی است. گفتم از ویژگی های حق است، از ذاتی حیات است. حیات یعنی امید، یاس یعنی مرگ. من هیچوقت قصد مردن نکرده بودم. هنوز هم نکردم.
مینا خانلرزاده: انشاالله که همیشه زنده باشید.
بنی صدر: مرگ نزدیک است، آخرهای عمر است
مینا خانلرزاده: خدا نکند
بنی صدر: با این حال من هیچوقت به مرگ فکر نمی کنم. به زندگی فکر می کنم، و آنچه که برای یک زندگی در حقوندی، شاداب و رشدیابنده لازم است، در آن ها فکر می کنم و کار می کنم، مطالعه می کنم و آنها را به اصطلاح به صورت نوشته یا گفتار در می آورم، و با دیگران در میان می گذارم. این از یک نظر.
اما از یک نظر دیگر، تجربه. تجربه زندگی. با زندگی گذشته تاریخ. من آدمی هستم که تاریخ ایران را از آغاز تا حال، فیش کردم. در برگدانهای بزرگ ترتیب دادم که امرهای واقع مستمر را شناسایی کنیم و ببینیم چطور جامعه تحول کرده و تا امروز آمده. بعد هم راجع به جامعه های دیگر کار کردم؛ شخصیتها، گروه های سیاسی و … شما شاهنامه را بخوانید، هم اینها را می بینید. از این جهت که بهش می گویند حکیم، چون واقعاً نظریه قدرت را خیلی دقیق شما در شاهنامه می بینید که طرف توانسته بر مبنایش ساختار قدرت را توضیح بدهد، درونی، بیرونی و لحظه های یاس را شما می بینید لحظه های مرگ ملی است!
مینا خانلرزاده: درست است
بنی صدر: در ماجرای رستم و اشکبوس، که شب، قشون ایران، پراکنده، شکست خورده، مایوس. یکی از دور می بینید که یک سوار دارد می آید و نزدیک می شود و داد می زند «رستم آمد، رستم آمد!». رستم آمد، یعنی امید آمد، و فردا هم آنها برمی گردند و پیروز می شوند.
همین کار را من در جنگ ایران و عراق کردم. وقتی وارد شدیم به خوزستان، خلبانها را جمع کردم، آنها به من گفتند که دو ساعت دیگر، دزفول سقوط می کند. و ما داریم جمع می کنیم که هواپیما و اینها را ببریم که اینجا به دست عراقی ها نیافتد. من آنجا ماجرای رستم و اشکبوس را آنجا برای آنها گفتم. و گفتم به اینکه سقوط درفول، یعنی سقوط خوزستان، سقوط خوزستان، یعنی مجروم شدن ما از درآمد نفت، با توجه اینکه ما تازه اقتصاد مصرف محور شاه را تحویل گرفتیم، یعنی گرسنگی و مرگ ملی از گرسنگی.
اینهم قابل تحمل نیست. بنابراین شما می باید مانع سقوط دزفول بشوید تا ما بتوانیم قوای زمینی تدارک بکنیم و بیاوریم برای دفاع از دزفول. آنها همین کار را کردند. یک هنر عظیمی، بی مانندی. آن هیئت آمدند به ایران، گفتند کار ارتش ایران، حماسه نبود، معجزه بود! واقعاً معجزه بود! برای اینکه نیروی هوایی با نیروی زمینی جنگید. امری که می گفتند محال است. و دزفول نجات پیدا کرد.
حال زندگی و تجربه خود من. بیمار بودم وقتی که دبیرستان را تمام کردم، ۴۲ کیلو وزن داشتم. و خودم برای خودم رژیم نوشتم. در ۶ ماه، نزدیک به ۸۰ کیلو شده بودم. دیگر از این وری افتاده بودم. مدتی باز رژیم و اینها که مقداری از وزن کم کنم.
بطور روزمره اثرات یاس و امید را در زندگی خودم تجربه کردم و دیدم که دل سپردن به یاس، یعنی سرنهادن به بالین مرگ. و این نه کار صحیح است، نه با حق و حقوق می خواند. جامعه هایی را هم دیدم، هر جامعه ای که رسید به نقطه یاس و نتوانسته از آن بیرون بیاید، مرده است.
مثلاً ایران در دوران بعد از حمله مغولی. آن وقتی که می خواند، آن وضعیتی که آن زمان بوده، آن فریاد – حالا خیلی ها جلال الدین رومی را از دید عرفانی نگاه می کنند، شما از دید ملی نگاه کنید، ببینید آن فریاد که انسان، امید را از دست نده، زنده ای، برخیز، زندگی کن!
مینا خانلرزاده: درست است
بنی صدر: این یک فریاد است که ماندگار شده. به جلال الدین رومی، یک حیات جاودانه داده است. ولا افکار عرفانی که تا بخواهی است، وجود دارد. اما آگاه، ناآگاه ایرانی می داند که یک فریادی آن زمان، او را به خود آورده، از آن چنگال یاس بال گرفته، امید زندگی در او برانگیخته و او رفته مغول را رانده و دوباره ایران مستقل و آزاد را بازیافته. شما در قضیه ضحاک در شاهنامه، عیناً آنرا می بینید. ایرانی که می رسد به نقطه مرگ، یاس و کاوه آهنگر را می بینید، جنبش همگانی و بازیافت زندگی.
اینها را که به شما می گویم، اینها همه چیزهایی است که من زندگی کرده ام. تنها مطالعه تاریخی نبوده.
مینا خانلرزاده: درسته
بنی صدر: مطالعه و تجربه و زندگی بوده. اینست که من در عمر هیچوقت مایوس نشدم، به پای یاس که من را ببرد به آنکه ول کنم، نه هیچوقت نرفتم!
❊
❊
❊
برخی نظرها و پیامها و کامنتها:
با افزودن بر تلاشهای برای استقرار، و استمرار، و پیشبرد مردمسالاری، روحش را شاد میکنیم
به اعتراف افراد بیطرف و آگاه به امور جنگ ،مرحوم بنی صدر با خواندن شاهنامه در جمع خلبانان سرنوشت جنگ را تغییر داد .روحش شاد ،یاد و نامش مانا😍
ایرانیان تا ابد مدیون بنی صدر هستند ، در ابتدا جنگ اگر نبود ،قدرت پرستان ایران را برباد میدادند احمت ابدی بر روح امیدوارش❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️😍😍
باسواد و روشنفکر ، واقعا با کسی قابل مقایسه نیست همراه با قدرت بیان قوی
من صدای این رادمرد را که میشنوم، تصویرش را که میبینم امیدوار میشوم❤️هر لحظه در من و با من هستید. امید است که بتوانم اندیشه شما را در کردار، پندار و گفتارم عملیاتی کنم.
روحش شاد و یادش گرامی و نامش همیشه جاوید مردی بی همتا در زمانه خود افسوس که ملت او را نشناخت و اسیر جو روزگار خود شد
زندگی سرشار از تلاش و مبارزه بنی صدر در عین امیدواری و ایمان به پیروزی حق بر ظلم و ستم دیکتاتور های زمانه از شاه تا خمینی و خامنه ای و ایستادگی او در برابر استعمار و استثمار جهانی میتواند الگویی برای امید و شیوه زندگی همه حق طلبان و مبارزان راه آزادی و استقلال باشد. درود بر روح پاکش و پایدار و برقرار اندیشه بکر و پویایش❤️❤️❤️❤️
اشراف اقاي بني صدر به ادبيات ايران ستودني است 🌺
بنی صدر: من هیچوقت به مرگ فکر نمی کنم. به زندگی فکر می کنم،
👏👏استوار و امیدوار درراه استقلال و آزادی ایران
انسانی که همواره امیدواربود.یاد و خاطره او جاوید
❊❊❊❊❊
❊
❊
❊
بنی صدر : معجزه ارتش ایران در جنگ. خاطرهای از خلبانان دلیر ایران در پایگاه دزفول.
youtube.com/watch?v=zV5SWlg2YOQ
سوال:
ببخشید آقای بنیصدر این پایگاه وحدتی که میگن که تعطیل کردن و آقای غرضی هم یه مقدار ایشون اونجا کارایی انجام دادن که خیلی ضد ارتش بود…
بنیصدر:
پایگاه وحدتی، بله من که وقتی وارد شدم، هواپیما میخواست به زمین بشینه پایگاه وحدتی زیر شلیک خنبارههای توپ عراقی بود!
فرمانده پایگاه آمد به من گفت که ما داریم اینجا تخلیه میکنیم پایگاه رو! و مقاومت هم بیفایده است. این ارتشیهای نیروی زمینی به شما راست نمیگویند. ما چیزی برای مقاومت در برابر ارتش عراق نداریم.
گفتم شما خلبانات رو جمع کنید من با اونا صحبت کنم ببینیم چه میکنیم.
[خلبانها را] جمع کرد.
من رفتم برای خلبانها. صحبت کردم، گفتم شاهنامه خوندید؟ خوندید یا نخوندید برای شما داستان اشکبوس رو میگویم! وضعیتی که الان ما داریم عین وضعیتی است که شاهنامه میگوید، وقتی قوای ایران شکست خوردند از قوای افراسیاب به سرکردگی اشکبوس! [نیروهای اسران] پراکنده شدند! دیگر هیچ امیدی نموند! همه در یاس بودن!
تا شب دیدن، یه کسی دید رخش را از دور، فریاد زد رستم آمد! رستم آمد!
ارتشیها جمع شدن بر دور او، روز بعد رفتن به جنگ دشمن، پیروز شدند! دشمن را از ایران راندند!
رستمهای این زمان شمایید!!!
اینکه چگونه ارتش دشمن رو میشکنید، من نظامی نیستم پاسخ این سؤال رو شمایید که میدهید!
ندید! من خلبانی رو دیدم که سوخته بود! اینقدر! یه جسم سوخته اینقدی! ۵۰ بار در اینا پرواز کردن! و من به اونها نشان دادم! درجه داد!م برای این رشادت و فداکارهای بیمانندشون!
ایران رو نجات دادن و چه بر سر اونها آمد! و چه بر سر اونها آمد!
به هر حال ایران موند! اونها هر کجا هستند، زنده یا مرده، نمادهای پایدار استقامت ایرانی هستند، رستمهای زنده و حی جامعه ایرانی هستند!
❤️🤍💚بهترین درودهای من و همه مردم ایران نثار اونها باد ❤️🤍💚
❊
❊❊
❊❊
بنیصدر– معجزۀ ارتشیان دلیر ایران (رستمهای زمان ما) در پیشگیری از سقوط دزفول و خوزستان
youtube.com/watch?v=IRnfxQPhZGA
بنیصدر: بله عرض کنم به شما من وقتی میخواستم وارد فرودگاه دزفول بشوم، فرمانده پایگاه [وحدتی] با [من] ارتباط گرفت با هواپیما [هواپیمای من] که این دشمن داره ما، این فرودگاه زیر بمبه، زیر ببخشید توپخانه دشمنه، خطر داره نشستن. و از من خواست که ننشینم، برگردم! نپذیرفتم.
گفتم خب وقتی که اینها که ما میخوایم از وطن دفاع کنن، خودشون تحت خطرن، و ما برگردیم، چگونه از اونا بخواهیم که با خطر مقابله کنه؟
هواپیما نشست! نشست و من خواستم از او که خلبانها رو جمع کنه. جمع کرد، گفتن وضعیت اینجوریست و ما هم در کار تخلیه پایگاه هستیم! تا دو ساعت دیگه قوای عراق وارد خوزستان، و دزفول رو میگیرن.
گفتم به اونا که شاهنامه خوندید؟ اگرم خواندید یا نخواندید، ماجرای اشکوس رو میدونی؟
گفتم براشون که شب بود و تاریک بود و قوای ایران شکست خورده پراکنده مایوس!…. و یکی دید که در اون تاریکی یک سوار داره میاد، رخش را شناخت، رستم را شناخت! و فریاد کرد رستم آمد! رستم آمد!.…
قوای ایران جمع شدن بر گرد رستم ،و صبح که شد قوای ایران آماده جنگ شد، و در اون جنگ بر اشکبوس پیروز شد.
حالا این زمان رستمهای ما شما هستید رخشهای ما هم این هواپیماهاست!
این شمایید که وطن رو باید نگه دارید. اینکه شما چگونه این کار رو انجام میدهید، این رو متأسفانه من بلد نیستم برای اینکه من نظامی نیستم ولی شما بلدید!
خب اونجا همه با هم گریه کردیم، و سرود «ای ایران» رو خوندن و کردن اون معجزه رو!
دزفول اگر سقوط میکرد، خوزستان سقوط کرده بود!
سقوط کرده بود خوزستان، دست ایران به هیچ جا بند نبود! نفت و اینها هم قطع میشد هیچ امکان مالی هم نبود، با توجه به اینکه گروگانگیری سبب شده بود که ذخایر ایرانم توقیف شده بودن.
شما میبینید که چه فاجعهای میتونست رخ بده، و چه معجزهای واقع شد، و چه کردن اینها با اون معجزهگرها، و بدتر از دشمن اونها رو از بین بردن!
❊
❊
❊
ادرس مطلب در سایت:
https://alisedarat.com/2025/12/17/14834/
❊
بیشتر از رسانههای ملیِ همگانی بهمثابه شاخه چهارم دولت ❊سایت شخصی علی صدارت❊ کشف کنید
برای دریافت آخرین پستها به ایمیل خود مشترک شوید