صدارت- توازن قوا در هشتاد سالگی سازمان ملل، و عقاید دینی و دنیوی
در حالی که در هشتادمین سالگرد تأسیس سازمانی به نام «سازمان ملل متحد» به سر میبریم که بیشتر به «بیسازمانی دوَل متخاصم» شبیه است، راهی مناسب و عملی برای ساختن سرنوشتهای خوب و خوبتر چیست؟
اینها پرسشهایی هستند که ذهن بسیاری از ما ایرانیان را به خود مشغول کرده است. برای یافتن پاسخ، باید از تحلیلهای سطحی فراتر رویم و به ریشهی مشکلات، یعنی وجودِ موازنه قوا و مفهوم قدرت و اصالت آن، و سلطه و سلطهسالاری، بپردازیم.
اخیراً در مطلبی به تجاوزها و خشونتگستریهای رژیم اسرائیل در منطقه اشاره کردم، هموطن عزیزی برایم نوشتند: «دشمن اصلی مردم داخل ایران ’جمهوری اسلامی‘ست… نه اسرائیل و امریکا». این دیدگاه، هرچند از دردی عمیق و واقعی نشأت میگیرد، اما بخشی از تصویر بزرگتر را نادیده میگیرد. آیا میتوانیم وضعیت ایران را تنها با تمرکز بر عامل داخلی تحلیل کنیم و از تأثیر عوامل خارجی چشم بپوشیم؟
پاسخ این پرسش منفی است. به تکرار به یاد خود بیاوریم که قدرتهای داخلی و خارجی مانند ظروف مرتبطه به یکدیگر متصل هستند، یکی به دیگری نیاز دارد، و یگدیگر را ایجاب میکنند. این یک خیالپردازی است که تصور کنیم با حذف رژیم ولایت فقیه، بدون در نظر گرفتن نقش سلطهسالاری و قدرتهای خارجی، میهن ما به کشور گل و بلبل تبدیل خواهد شد! جنبشهای مردمی ما، از جمله جنبش «زن، زندگی، آزادی»، که مفهوم ’استقلال‘ در این شعار در این شعار دیده نشد. در خیابانها، شعار حقوقیترِ «زن، زندگی، استقلال، آزادی» شنیده نشد! جنبش دقیقاً زمانی از جوش و خروش افتادند که حملات خارجی به کشورمان صورت گرفت و مهرههای خودفروخته و وابسته به خارج، نبض آن را از دست مردم گرفتند. پس چگونه میتوانیم تأثیر این دو عامل را از هم جدا بدانیم؟
مسئله اصلی، باور به سلطهسالاری و اصیل دانستن قدرت است. جغرافیا و خطوط مرزی و کشورگشایی و اشغالگری، وجه رایجی است که در چهار سوق بازار روابط قوا، مبادله میگردند…..
صدارت- توازن قوا در هشتاد سالگی سازمان ملل، و عقاید دینی و دنیوی بیشتر بخوانید »









