حق

صدارت-فعال‌تر شدن جمهوری‌خواهان، و سلب و ایجاب جمهوری‌خواهی!

با متزلزل‌تر شدن رژیم و قدرت‌های داخلی، و با افول قدرت‌های خارجی، و با افزون شدن دردسرها و بلکه ضررهایی که از جانب اسرائیل و به‌خصوص نتانیاهو متوجه امریکا و بریتانیا و اروپا می‌شوند، و با افسارگسیخته‌گی صهیونیست‌ها در جنایت‌ها علیه بشریت و جنایت‌های جنگی و استفاده از فقر و گرسنگی به عنوان اسلحه کشتار جمعی، و هم‌زمان با اینها، با افزایش آگاهی افکار عمومی دنیا از این تجاوزها به حقوق و خشونت‌گستری‌ها، و… نوید کوتاه‌تر شدن زمان رسیدن به سقوط فیزیکی رژیم به گوش‌ها می‌رسد!

صدارت-فعال‌تر شدن جمهوری‌خواهان، و سلب و ایجاب جمهوری‌خواهی! بیشتر بخوانید »

صدارت-سقوط فیزیکی رژیم، و برخی(۱۰)اصول حاکم بر دولت موقت، که ضمانت اجرایی آن، حضور ما مردم است

مهمترین عامل «حفظ نظام»، رسانه‌های ملیِ تحت تصرف رژیم هستند که مدیریت اصلی جبهه‌های مختلف جنگ روانی قدرت‌ها علیه مردم را به عهده دارند.
منظور از «براندازی» یا «گذار» حقیقتا این است که در واقع «نظام» و ساختار استبدادی و دیکتاتوری براندازی شود و از آن گذار کنیم، نه این که شاه برود و خمینی بیاید، یا خامنه‌ای برود و یک مستبد دیگری مثل او یا بدتر از او بیاید!
برای این منظور، ضروری است که دیوارهای سانسور و خودسانسوری درهم شکسته شوند، و افکار عمومی بتوانند نه به صورت هرمی از بالا به پایین و قدرت‌فرموده، بلکه به صورت افقی و مردمی، هرم مدیریت کشور را از پایین به بالا، با مشارکت و مشاورت هرچه فراگیرتر، با توسل به خردِ جمعی شکل دهند.
با تجربه‌ی چند نسل از ولایتِ مطلقه‌ی پهلوی و ولایتِ مطلقه‌ی فقیه، امروزه شاهدیم که این مفهوم بسیار مهم و حیاتی، به مثابه گفتمانی خودانگیخته و خودجوش، بیش از پیش در جامعه راه خود را باز کرده، و هرچه فراگیرتر شده است.
برای برپایی، و پویایی، و پیشبرد مردمسالاری، ضروری است که گردانندگی و مدیریتِ رسانه‌های ملیِ همگانی، یعنی رسانه‌هایی که با بودجه‌ی دولتی اداره می‌شوند، توسط افرادی انجام شود که مستقیما توسط خود ما مردم انتخاب شده‌اند. در این صورت است که مجبور خواهند بود که مستقیما به ما مردم پاسخگو باشند. بدین ترتیب، در یک قانون اساسی پیشرو و مردمی و حقوقی، در کنار شاخه‌های مقننه، ، قضاییه، و مجریه، لازم است که شاخه‌ی چهارمی هم در نظر گرفته شود: «رسانه‌های ملیِ همگانی به مثابه شاخه‌ی چهارم دولت»
برخی وظایف «رسانه‌های ملیِ همگانی به مثابه شاخه‌ی چهارم دولت» از این قرار هستند:
فراهم آوردن و پیشبرد امکانات و وسایل لازم برای درآمیختن افکار عمومی، جهت استقرار و استمرار و پیشبرد مردمسالاری
سیر آزاد اخبار، اطلاعات، اندیشه‌ها، نظرها، هنرها،
نظارت مستقل بر سایر شاخه‌های دولتی، و دیوان محاسبات، کارگروه‌های ضد فساد، و همچنین تضمین شفافیت، مقابله با فساد به‌خصوص فسادهای مقامات دولتی چه در کارمندان کشوری و هم در کارمندان لشکری و نیز بخش خصوصی که طرف تعامل‌های مالی\اقتصادی با دولت قرار می‌گیرند، و حمایت از حق دسترسی به اطلاعات مربوطه و تضمین امنیت اطلاع‌رسانان و رسانه‌گران.
تضمین آزادی‌های رسانه‌ای و اطلاعاتی شهروندان،
آموزش‌های مدنی، آموزش حقوق پنجگانه،
فراهم‌کردن سازوکارهای دائمی برای آگاهی‌های مردمی، و افزایش مشارکت مستقیم مردم در تصمیم‌گیری (مثلاً رفراندوم، بودجه‌ریزی مشارکتی، شوراهای مردمی).
نهادینه کردن و سازماندهی ابزارهای مردمسالاری مشاورتیِ مشارکتیِ مستقیم
احقاقِ حقوقِ نسل‌های آینده با نگهداری و پاسداری از منابع بین‌نسلی (مثل منابع طبیعی، آب‌وهوا، محیط زیست)

صدارت-سقوط فیزیکی رژیم، و برخی(۱۰)اصول حاکم بر دولت موقت، که ضمانت اجرایی آن، حضور ما مردم است بیشتر بخوانید »

‎⁨تزویر رسانه‌ای-جنگِ روانی، مادرِ همه جنگ‌ها است، ولی تنها جنگی است که ما دا آن، ابزار و توانایی دفاع پیروزمندانه از خود را داریم⁩

صدارت- سقوط فیزیکی رژیم، و برخی(۹)اصول حاکم بر دولت موقت، که ضمانت اجرایی آن، حضور ما مردم است

«شورای رسانه‌های ملی دوران گذار» به مثابه شاخه‌ی چهارم دولت موقت انتقالی
منظور از «رسانه‌های ملی» فقط و فقط آن دسته از رسانه‌ها است که بودجه‌ی آن‌ها از منابع ملی (بودجه‌ی دولتی) تامین می‌شود، و در نتیجه متعلق به مردم هستند.
منحل کردن و از بین بردن رسانه‌های ملیِ به ارث رسیده از رژیم ولایت مطلقه، نابخردانه، و اخراج و بی‌کار کردن کارمندان آن‌ها، تجاوز به حقوق این هموطنان است. این رسانه‌ها و هم استعدادهای انسانی و متخصصانِ اصحابِ رسانه‌ها، و هم منابع مالی و تکنولوژیک آنها متعلق به مردم ایران هستند و نباید حیف و میل شوند.
بکارگیری حقوق‌مند این ثروت‌های ملی، در جهت برپایی و پویایی و پیشبرد مردم‌سالاری، نقشی حیاتی دارد. برای ساماندهی این امر، شاخه‌ی چهارم دولت موقت انتقالی، یعنی «شورای رسانه‌های ملی دوران گذار»  برای رسیدگی و اداره‌ی همه‌ی رسانه‌های مختلفی که با بودجه دولتی عمل می‌کنند تشکیل می‌شود.
دوران گذار از استبداد به مردمسالاری، از مدت‌ها پیش شروع شده، و توسط ما مردم(هر کدام به سهم خود و به نوبه‌ی خود)، به قدرت‌ها تحمیل شده است. در این مدت، بسیاری از ما مردم(هر کدام به سهم خود و به نوبه‌ی خود) در «دولتِ مردمیِ موازی» مشغول کار بوده‌ایم، و تا زمانی که فروپاشی فیزیکی رژیم حاکم بر ایران را به قدرت‌ها تحمیل کنیم، به همین ترتیب برای تغییر وضعیت فاجعه‌بار کنونی، و برای ساختن سرنوشت‌های خوب و خوب‌تر فعال خواهیم ماند(هر کدام به سهم خود و به نوبه‌ی خود)!
https://alisedarat.com/2025/04/06/14105/
بعد از فروپاشی فیزیکی رژیم حاکم بر ایران، با ادامه‌ی کارهای نظری «دولتِ مردمیِ موازی» از سایه بیرون آمده و به صورت «دولتِ موقتِ انتقالی برای مدیریت دوران گذار برای انتقال حاکمیت به ما مردم ایران»، به کارهای عملی و علنی خواهد پرداخت. 
این دولتِ موقتِ انتقالی برای مدیریت دوران گذار برای انتقال حاکمیت به ما مردم ایران دارای چهار شاخه است:
اول- شورای ملی انتقال حاکمیت به مردم ایران (پارلمان، شاخه‌ی مقننه)
دوم- شورای عالی قضائی موقت (شاخه‌ی قضاییه) و هئیت حقیقت‌یاب و صلح همگانی
سوم- حکومت دوران انتقال (شاخه‌ی مجریه)
چهارم- شورای رسانه‌های ملی دوران گذار (شاخه‌ی چهارم، رسانه‌هایِ ملیِ همگانی) (موضوع جلسه‌ی امروز)

شناسنامه‌ی دولتِ موقتِ انتقالی، قانون اساسیِ موقت است.
این قانون اساسی موقت، یک سند غیرِ ایدئولژیک است.
این قانون اساسی موقت، یک سند لائیک است.
اندیشه‌ی راهنمای این قانونِ اساسیِ موقتِ غیرِ ایدئولژیک، حقوق است، پنج دسته حقوق است (۱-حقوقِ بشر، و ۲-حقوقِ شهروندی، و ۳-حقوقِ ملی، و ۴-حقوقِ ملت ایران در جامعه‌ی جهانی، و ۵-حقوقِ طبیعت)

در جلسه‌ی امروز می‌پردازیم به ادامه‌ی بحث در باره‌ی سندِ اساسیِ دوران گذار برای انتقال حاکمیت به ما مردم ایران:
https://alisedarat.com/2019/08/17/5108/
به این سند، در واقع می‌توان به عنوان قانون اساسی موقت نگریست.

صدارت- سقوط فیزیکی رژیم، و برخی(۹)اصول حاکم بر دولت موقت، که ضمانت اجرایی آن، حضور ما مردم است بیشتر بخوانید »

تزویر، دروغ، سیاستمداران، مغزشویی، جنگ روانی، پروپاگندا، وعده دروغ، حقه

صدارت- فاجعه‌ی بندرعباس، جرقه‌ای برای کوتاه‌تر کردن زمان رسیدن به سقوط فیزیکی رژیم

بر اساس گزارش‌های رسمی رژیم، صدها تن از هموطنان، به علت انفجار بندرعباس، کشته، و مفقود، و مصدوم شده‌اند. مقامات مسئول خود را پاسخ‌گو نمی‌دانند، و کمترین ارزشی برای سلامتی و جان و مال مردم قائل نیستند. اگر اعتراض و پرسشگری ما مردم به اندازه لازم و با صدای هرچه بلندتر نباشد، بدون شک باید منتظر حوادث مشابه و بسیار بدتر از آن باشیم. در آن صورت شکایت کردن بعد از وقوع هر فاجعه‌ای، فایده‌ای نداشته، ندارد، و نخواهد داشت!

راه حلی به غیر از براندازی رژیم، توسط خود ما مردم، نیست.

می‌خواهیم این رژیم را براندازیم:

براندازی ساختار دیکتاتوری، برافراشتن ساختار دموکراسی (استقرار، استمرار، و پیشبرد مردمسالاری، فرهنگ مردمسالاری)

فرهنگ مردمسالاری، به معنای «پشت به قدرت، روی به ملت»

این براندازی باید توسط خود ما مردم انجام شود، هر کسی به سهم خود و به نوبه خود!

فرهنگسازی: فرهنگ مردمسالاری، حقوقمداری (حقوق، همه‌مکانی، و همه‌زمانی، و همه‌کسانی هستند، در نتیجه می‌توانند یک مخرج مشترک بین همه ایرانیان باشند، که حول محور حقوق، با هم به همکاری و پرکاری بپردازیم. همکاری و پرکاری برای ساختن سرنوشت‌های خوب و خوب‌تر.

ما مردم توانسته‌ایم فرهنگ مردمسالاری و حقوقمداریِ خود را، هم در سطح فردی و افراد، و هم در سطح جمعی و ملی، غنی‌تر کنیم، و به این علت در  خشونت‌زدایی بسیار موفق بوده‌ایم. اسلحه‌ها را در دست سرکوب‌گران، بی‌اثرتر کرده‌ایم. علی‌رغم این‌که فرمانده کل انتظامی رژیم، باز هم دیروز خود را مجبور دید که بر وحشتناک‌تر شدن خط و نشان کشیدن‌های خود بیافزاید، تهدیدات و تحدیدات این رژیم، هرچه بی‌اثرتر شده و می‌شوند. 

صدارت- فاجعه‌ی بندرعباس، جرقه‌ای برای کوتاه‌تر کردن زمان رسیدن به سقوط فیزیکی رژیم بیشتر بخوانید »

اعدام، خشونت، تجاوز به حق حیات، مجازات، هیئت مرگ، زندانی سیاسی

صدارت- سقوط فیزیکی رژیم، و برخی(۶)اصول حاکم بر دولت موقت، که ضمانت اجرایی آن، حضور ما مردم است

دولتِ موقتِ انتقالی برای مدیریت دوران گذار برای انتقال حاکمیت به ما مردم ایران دارای چهار شاخه است:
شورای ملی انتقال حاکمیت به مردم ایران (شاخه‌ی اول، پارلمان، مجلس، شاخه‌ی مقننه)
حکومت دوران انتقال (شاخه‌ی دوم، شاخه‌ی مجریه)
شورای عالی قضائی موقت (شاخه‌ی سوم، شاخه‌ی قضاییه)
شورای رسانه‌های ملی دوران گذار (شاخه‌ی چهارم، رسانه‌هایِ ملیِ همگانی)

شناسنامه‌ی دولتِ موقتِ انتقالی، قانون اساسیِ موقت است.
این قانون اساسی موقت، یک سند غیرِ ایدئولژیک است.
این قانون اساسی موقت، یک سند لائیک است.
اندیشه‌ی راهنمای این قانونِ اساسیِ موقتِ غیرِ ایدئولژیک، حقوق است، پنج دسته حقوق است (۱-حقوقِ بشر، و ۲-حقوقِ شهروندی، و ۳-حقوقِ ملی، و ۴-حقوقِ ملت ایران در جامعه‌ی جهانی، و ۵-حقوقِ طبیعت)

صدارت- سقوط فیزیکی رژیم، و برخی(۶)اصول حاکم بر دولت موقت، که ضمانت اجرایی آن، حضور ما مردم است بیشتر بخوانید »

صدارت:سقوط فیزیکی رژیم، و برخی(۵)اصول حاکم بر دولت موقت، که ضمانت اجرایی آن، حضور ما مردم است

… در ابتدای کار، از همین الان، گروه‌هایی از ایرانیان در سراسر دنیا، در فضای مجازی گرد هم آمده‌اند. کانون همکاری‌های این گروه‌ها، باید حقوق باشد، باید حقوق باشد. در غیر این صورت، و در صورت نبود این «باید»، و در صورتی‌که این ضرورت در هر یک از این گروه‌ها لحاظ نشود، آن گروه‌ها از هم خواهند پاشید!
هسته‌های حقوق‌مدار و همکاری‌های هسته‌های مردمی را به مناسبت‌های مختلف، به بحث گذاشته شده است:
https://alisedarat.com/?s=هسته‌های
به تدریج، و با ضعیف‌تر شدن سرکوب و خفقان، وزنه‌ی هسته‌های داخل ایران سنگین‌تر می‌شود. با افزایش اعتماد به نفس فردی و با افزایش اعتماد به نفس ملی، ما ایرانیان بیشتر به توانایی‌های خود پی می‌بریم، و بدین ترتیب قدرت سرکوب و خفقان رژیم، کمتر و کمتر می‌شود. به این شکل، ما مردم ایران، اسلحه‌های موجود در دست سرکوبگران را، باز هم بی‌اثرتر می‌کنیم. با این تدابیر حقوقی، اعتراضات خودانگیخته‌ی مردمی و تظاهرات خودجوش ولی پراکنده‌ای که هرروز شاهد آن‌ها بوده‌ایم را به هم می‌پیوندانیم.
نقطه‌ی عطف این روند، حرکت معترضان و تظاهر‌کنندگان به سمت زندان‌ها و گشودن درب‌های زندان‌های سیاسی، و آزادی همه‌ی زندانیان سیاسی خواهد بود. این نقطه‌ی عطف را در بهار ایران، در انقلاب ۱۳۵۷ شاهد بودیم. بی‌دلیل نیست که قدرت‌ها، در جبهه‌های متعدد جنگ روانی، مردم را از انقلاب ترسانده‌اند! (و نیز بی‌دلیل نیست که شعارِ ’بهش نگید اعتراض، اسمش شده انقلاب!‘ شعارِ پرشعور و خودانگیخته‌ی مردم ایران، به‌خصوص دهه‌ی هشتادی‌ها در جنبش اخیر گشت!) در نتیجه در هم شکستن دروازه‌های زندانهای سیاسی توسط ما مردم، و با ازادی همه‌ی زندانیان سیاسی، وزنه‌ی هسته‌های داخل ایران، باز هم سنگین‌تر می‌شود.
در هر صورت و در هر مرحله، این هسته‌ها و فعالیت‌های آن‌ها، نباید به جامعه سیاسی محدود شود و در انحصار عده‌ای خاص قرار بگیرد.
بسیار ضروری است که از همین الان، سایر ایرانیان هم به کار تشکیل شوراها و هسته‌ها، بیشتر مشغول شوند.
هسته‌هایی که خشونت و قدرت و زور و تبعیض و برتری‌طلبی و هجمونی و سلطه‌سالاری را کانون فعالیت‌های خود کنند، برای مردم ایران جاذبه‌ای نداشته و نخواهند داشت، بلکه دافعه دارند. این افراد و گروهها، به‌تدریج مطرود و منزوی و سرانجام خودبه‌خود حذف می‌شوند.
اما هسته‌هایی که حقوق را کانون فعالیت‌ها قرار داده‌اند، در عمل بر توانایی‌های خود می‌افزایند، و پرکارتر و پرمحصول‌تر می‌شوند…

صدارت:سقوط فیزیکی رژیم، و برخی(۵)اصول حاکم بر دولت موقت، که ضمانت اجرایی آن، حضور ما مردم است بیشتر بخوانید »

حقوق‌مداری، خشونت‌زدایی قدم‌های استوار، در راه- مردم‌سالاریِ مشارکتیِ مشاورتیِ مستقیم

صدارت- دعوت از هموطنان برای عضویت در دولت موازی.

…اگر به نظر تو هموطن عزیزی که این سطور را می‌خوانی، تمامی و یا حتی برخی قسمت‌ها و مفاد این نقشه‌ی راه، چیزی به غیر رویاپردازی، و حتی توهم نیست، اگر تو هموطن عزیزی که این سطور را می‌خوانی باز هم می‌گویی که «…آخه از دست ما که کاری بر نمی‌آید…» و می‌گویی «…این حرفهای قشنگ، ایده‌ال‌های دست نایافتنی هستند…» بدان که در جنگ روانی قدرت‌ها علیه مردم، شکست خورده‌ای که خود را ناتوان می‌بینی! بدان که در جنگ روانی قدرت‌ها علیه مردم، شکست خورده‌ای که تا این حد اعتماد به‌نفس فردی، و اعتماد به‌نفس ملی خود را از دست داده‌ای، که حتی برداشتن یک قدم را هم (هر چقدر هم آن قدم در ظاهر به‌نظر کوچک بیاید) در توان خود نمی‌بینی! 

اگر تو هموطن عزیزی که این سطور را می‌خوانی، همین خودِ تو هموطن عزیز، بالاخره به وظیفه‌ی حیاتی خود مبنی بر مشارکت در ساختن سرنوشت‌های خوب و خوب‌تر آگاه شوی (احقاقِ حقِ اطلاع‌یابی)، و به سهم خود و به نوبه‌ی خود به آن عمل کنی، و در آگاهی دیگران هم بکوشی (احقاقِ حقِ اطلاع‌رسانی)، و برای از انفعال بیرون آمدن خود و دیگران تلاش کنی، چاره‌ی این وضعیت اسف‌بار را، به‌درستی در خودت و در حالِ حاضر و در زمان خودت، خواهی یافت!

صدارت- دعوت از هموطنان برای عضویت در دولت موازی. بیشتر بخوانید »

لاجوردی=ثابتی-ساواک=واواک-خشونت، تجاوز به حقوق، زندانی سیاسی، شکنجه، اعدام،

صدارت- سقوط فیزیکی رژیم، و برخی(۴)اصول حاکم بر دولت موقت، که ضمانت اجرایی آن، حضور ما مردم است

به این سند، در واقع می‌توان به عنوان قانون اساسی موقت نگریست.
در جلسه‌ی امروز، در روند بررسی و به‌روزرسانی و بحث «سندِ اساسیِ دوران گذار برای انتقال حاکمیت به مردم ایران» تغییری لازم دیده شد. امروز، در خارج از نوبتِ شماره‌ی مفادِ سندِ قانونِ اساسیِ موقت، به بحثی در رابطه با بخش « 4. هیئت حقیقت یاب و صلح همگانی» و «اصل بیست و نهم» این سند می‌پردازیم.
هیئت حقیقت یاب و صلح همگانی:
هیئتی برای یافتن حقیقت‌ها و واقعیت‌ها،
هیئتی برای ترمیم بی‌عدالتی‌ها و تجاوزها به حقوق،
هیئتی برای صلح همگانی،

برخی دلایلی که رسیدگی به خشونت‌ها (خشونت‌های سیاسی، و فرهنگی، و اجتماعی، و اقتصادی، و فیزیکی، و نیز خشونت‌های احساسی\روحی\روانی) و تجاوزهای رژیم به حقوق را در اولویت قرار می‌دهد، از جمله موارد ذیل هستند، و اینکه اصولا این هیأت برای چیست؟:

برای خشونت‌زدایی،
برای دفع و رفع خشونت‌هایی که توسط این رژیم تحمیل شده،
برای اینکه قربانیان باید توان دادخواهی پیدا کنند، تا که با دردها و رنج‌های خویش، تنها نمانند و بتوانند به نظام جدید که بر میزان عدالت اجتماعی برپا می‌شود، اعتماد بیابند، و امید به حال و آینده و شرکت در جامعه حق‌وند، آنها را از غم گذشته و یأس و احساس ناتوانی که گرفتارش هستند، برهاند،
برای اینکه بر وفقِ میزانِ عدالتِ ترمیمی، قربانیان و خانواده‌ها و نزدیکان آنان و تمامی جامعه، و از جمله متجاوزان به حقوق، بر ترمیم و جبران حق دارند،

صدارت- سقوط فیزیکی رژیم، و برخی(۴)اصول حاکم بر دولت موقت، که ضمانت اجرایی آن، حضور ما مردم است بیشتر بخوانید »

صدارت- تشدید بحران‌ها، افزایش تنش‌های قدرتمداران، نقش ما مردم برای دفع خطرها

آیا ایدئولژی اصالت قدرت و اقتصاد سرمایه‌سالاری، و تحمیل انواع بحران‌ها و خشونت‌ها به مردم دنیا، حکایت از سرنوشتی مانند سرنوشت شوروی را برای رژیم‌های حاکم بر ایران، و اسرائیل، و… و بسیاری دیگر از کشورهای دنیا، و حتی به‌طور کلی سرمایه‌سالاری را پیش‌گویی می‌کند؟ 

پاسخ این پرسش از دید من مثبت است، اما فقط با یک شرط! به این شرط که یک حداقل لازمی از ما مردم دنیا بالاخره به این حقیقت آگاهی پیدا کنیم که ما باید در ساختن سرنوشت‌ خود، فعال باشیم.

در ادامه‌ی جنگ سرد، بین دو بلوک شرق و غرب، شوروی از درون فروپاشید. در یک پروپاگندای وسیع، دولت امریکا، فروپاشی شوروی را به حساب تدابیر خود نوشت! ولی واقعیت این بود که دستگاههای اطلاعاتی\امنیتی\نظامیِ امریکا حتی احتمال این فروپاشی را هم پیش‌بینی نکرده بودند! افزایش خشونتها، هزینه‌های هنگفت صنایع نظامی\امنیتی، افزایش کیفی و کمی فشار خشونت‌های اقتصادی بر لایه‌های بیشتری از مردم، اعمال انواع تبعیض‌های مثبت یا منفی، و تشدید سایر بحران‌ها، و…، باعث خودبراندازی شوروی شد. اصلاحات دیرهنگام، دکترین دوگانه‌ی گورباچف پرسترویکا (اصلاحات اقتصادی) و گلاسنوست (فضای باز سیاسی) موثر واقع نشدند.

آیا ترامپ و شرکا، به همان نتیجه‌ای رسیده است که گرباچف در اواخر دهه ۱۹۸۰ رسیده بود؟ و یا آیا شرایط و بحران‌های مشابه دارد در این زمان به آن‌ها تحمیل می‌شود؟…

صدارت- تشدید بحران‌ها، افزایش تنش‌های قدرتمداران، نقش ما مردم برای دفع خطرها بیشتر بخوانید »

کودکان کار کارتن خواب، پسر کتابخوان زباله‌گرد، فقر، خشونت اقتصادی، فرزندان بی‌خانه‌مان، احقاق حق تحصیل آموزش

صدارت- سقوط فیزیکی رژیم، و برخی(۳)اصول حاکم بر دولت موقت، که ضمانت اجرایی آن، حضور ما مردم است

با عرض تبریک سال‌روز ملی شدن صنعت نفت ایران ۲۹ اسفند ۱۳۲۹ برابر با ۲۰ مارچ ۱۹۵۱ 

جانم ملول گشت ز فرعون و ظلم او—آن نور روی موسی عمرانم آرزوست  

زین خلق پرشکایت گریان شدم ملول—آن های هوی و نعره مستانم آرزوست  

با عرض تبریک عید، سال ۱۴۰۴، نوروز!

عید بر عاشقان مبارک باد!—عاشقان! عیدتان مبارک باد!

روزه مگشای جز به قند لبش،—قند او در دهان مبارک باد!

با آرزوی افزودن بر تلاش‌های من، و تو، و همگی ما، در میدانِ فعالیت برای استقرار، و استمرار، و پیشبرد مردمسالاری، که آن است عید!

عید آمد و عید آمد، وان بخت سعید آمد—برگیر و دهل می‌زن، کان ماه پدید آمد  

برخیز به میدان رو، در حلقه رندان رو—رو جانب مهمان رو، کز راه بعید آمد  

غم‌هاش همه شادی، بندش همه آزادی—یک دانه بدو دادی، صد باغ مزید آمد

چون ز خوان فضل روزه بشکنم—عید باشد روزگارم روز و شب!

باز آمدم چون عیدِ نو، تا قفلِ زندان بشکنم—وین چرخِ مردم‌خوار را چنگال و دندان بشکنم

با آرزوی تندرستی و شادی و شادکامی!

بیا کامروز ما را روز عیدست—از این پس عیش و عشرت بر مزیدست

بزن دستی بگو کامروز شادی‌ست—که روز خوش هم از اول پدیدست

و البته و صد البته با آرزوی فراموش نکردن نیازمندان و دردمندان، که گفت:

ای صاحب کرامت، شکرانه‌ی سلامت—روزی تفقدی کن، درویش بی‌نوا را
❊❊❊
در این شرایط خطیرِ میهن، و با توجه به فعال‌تر شدن تجزیه‌طلبان (با تزویر فئودالیسم!) بحث در باره‌ی سند اساسی دوران گذار برای انتقال حاکمیت به ما مردم ایران، قانون اساسی موقت برای دوران انتقالی:
https://alisedarat.com/2019/08/17/5108/
در این فرصت، به بعضی دیگر اصولی که لازم است بر تدبیر امور ایران و ایرانیان، در دوران انتقالی، حاکم باشد را به بحث می‌گذاریم. این یادآوری مهم ضروری است، و باید باکید شود که ضمانت اجرایی این اصول، فقط و فقط حضورِ خودِ ما مردم است:

– هدف، براندازیِ ساختارِ استبداد و دیکتاتوری است. هدف، فقط براندازیِ این مستبد یا آن دیکتاتور نیست! برای همین لازم است که دولت انتقالی و موقت، با پشتوانه و مشارکت مردمی، از همین ابتدای کار سازوکارهای مورد نیاز را بسنجد و……

صدارت- سقوط فیزیکی رژیم، و برخی(۳)اصول حاکم بر دولت موقت، که ضمانت اجرایی آن، حضور ما مردم است بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا