غزه

صدارت- رژیم اسرائیل، به‌خصوص شخص نتانیاهو، نیازمند تحمیل جنگ‌های دائمی و بدون پایان!

…سران کشورهای «اسلامی» خود را به خواب زده‌اند! تنها عاملی که می‌تواند آن‌ها را مجبور به اقدامات عملی برای توقف «نسل‌کشی» و «جنایات جنگی» رژیم اسرائیل نماید، فشار افکار عمومی است. آیا این عمل جنایت‌کارانه امروز هم، مشمول مرور زمان خواهد شد، و رژیم اسرائیل خواهد توانست به تجاوزها به حقوق ادامه دهد؟ ادامهٌ این جنایت‌ها فقط در صورت سکوت من و تو ممکن خواهد شد!
کانال ۱۲ اسرائیل به‌ نقل از یک مقام اسرائیلی گزارش داد حمله به رهبران حماس در قطر، با موافقت دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، انجام شد. امریکا بارها از قطر به عنوان یک کشور دوست و یک همپیمان خارج از ناتو یاد کرده‌اند. امریکا دارای پایگاه‌های نظامی متعددی در منطقه است، ولی بزرگترین آن‌ها در قطر، و در حدود ۳۰ کیلومتری محل مورد حمله رژیم اسرائیل قرار دارد. پایگاه هوایی العُدِیْد همچنین معروف به فرودگاه ابونَخله، فرودگاهی نظامی در جنوب‌غربی شهر دوحه است. این پایگاه مرکز نیروهای هوایی سنتکام است. عملیات ترور قاسم سلیمانی هم از این پایگاه انجام شد. قطر اعلام کرد یک عضو نیروهای امنیتی این کشور در حمله اسرائیل به دوحه کشته شد.
چند ماه پیش ترامپ شخصا به قطر سفر کرده بود، و طی این سفر، امیر قطر یک هواپیمای جت به او هدیه داد! قراردادهای پرسودی هم از این سفر عاید امریکا شد!
ترامپ از این عملیات مطلع بودند، ولی به گفتهٌ مقامات قطر، زمانی «کشور دوست و همپیمان خود» آن‌ها را مطلع کرد که بیش از ۱۰ دقیقه از شروع حمله گذشته بود.
قدرت، دوستی و وفا نمی‌شناسد! ایجاب قدرت و قدرت‌مداری، خشونت و بی‌وفایی و بلکه خیانت است. محمدرضا پهلوی هویدا (نخست وزیر) و تیمسار نصیری (رئیس ساواک) را برای آرام کردن مردم، به زندان انداخت. هنگام آخرین فرار از ایران، شاه سگ‌های خود را هم با خود برد، ولی خدمت‌گذاران خود را حتی از زندان هم آزاد نکرد! خمینی هم بعد از زندانی‌کردن و اعدام کسانی که سال‌ها به او خدمت کرده بودند گفت: «من با کسی عقد اخوت نبسته‌ام»
انفعال و سکوت مردم و بی‌غمی افکار عمومی، مهمترین عامل جنگ‌طلبی‌ها و خشونت‌گستری‌ها بوده است. در رابطه با تکرار عملیات تروریستی علیه وطن ما، سکوت و انفعال، و یا اعتراض و جنبش ما مردم نقش تعیین‌کننده خواهد داشت!

صدارت- رژیم اسرائیل، به‌خصوص شخص نتانیاهو، نیازمند تحمیل جنگ‌های دائمی و بدون پایان! بیشتر بخوانید »

صدارت-وضعیت قدرت‌های خارجی و نقش آن‌ها در موقعیت فعلی ایران

توجه! توجه!
قابل توجه کسانی که از اجنبی، برای تجاوز به مام وطن دعوت می کنند!
تو که خواهان حمله امریکا به میهن هستی، ببین در خودِ امریکا، افرادی مثل تو، چه موقعیت پستی دارند، و سایر مردمِ امریکا نسبت به او چگونه می‌اندیشند:
بر اساس قوانین امریکا، دعوت از اجنبی برای حمله به امریکا، در این کشور مجازات اعدام دارد!
شرم بر «ایرانیانی» که از اسرائیل/امریکا دعوت، و یا حتی خوشحالی می‌کنند که به میهن ما تجاوز کنند.
شرم بیشتر بر «ایرانیان» و «روشنفکرانی» که در نوشته‌ها و مصاحبه‌ها و سخنرانی‌ها، با توجیهات بی‌اساس و کژمنطق، برای مشاطهٌ چهرهٌ کریه خیانت و وابستگی، پذیرفته‌اند که سرباز پیادهٌ حقوق‌بگیرِ قدرت‌ها در جنگ روانی علیه مردم بشوند! همهٌ اینها حقوق‌بگیر نیستند، و برخی خدمتکارانِ بی جیره و مواجب اجنبیان هستند! ولی نقش همه این «ایرانی»ها در مغزشوی و پروپاگندا و جنگ روانی برای فرهم آوردن شرایط مناسب برای پذیرش تجاوزها به حقوق و خشونت‌گستری و جنگ و قتل و ترور و خونریزی، بسیار بیشتر از کارهایی است که خود اجنبیان انجام می‌دهند. 
شما «ایرانیان» ضدِایران و ضدِایرانیان از آن بترسید که چهره خود را در آینه ببینید و خود را نشناسید!
تا به‌حال کمی فکر کرده‌ای که همان شهروندان و مردمِ اسرائیل/امریکا راجع به تو که از حمله خارجی به وطن خودت، وطن من، وطن ما خوشحالی می‌کنی، چگونه می‌اندیشند!؟
با دست خودت، چهره جنگ و خشونت را بر صورت خود و عزیزان خود، و سایر انسان‌ها ثبت نکن:
https://www.instagram.com/p/DAz1k9Bu9mt/ 
نه! به جنگ!
وقتی از « قدرت‌ها» سخن به میان است، باید هم به قدرت‌های داخلی و خارجی؛ و هم به قدرت‌های دولتی و غیردولتی؛ و همچنین به قدرت‌های غربی و شرقی پرداخته شود.
بدون اینکه مثل بعضی از «اپوزیسیون» وقت عزیز خود و شما را با جنگ واژه‌ها (براندازی، فروپاشی، گذار، عبور، اصلاحات، تحولات،…) تلف بکنم، وارد بحث بررسی موقعیت قدرت‌های خارجی می‌شوم. با اطلاع‌یابی از این وضعیت، بهتر می‌توانیم از خود دفاع کنیم، و حتی توانا هستیم که اصلا از شروع جنگ جلوگیری کنیم، هر یک از همهٌ ما به سهم خود و به نوبهٌ خود.
از بزرگنمایی رژیم و قدرتِ نداشته‌اش در مقابل مردم نترسیم!  وضعیتِ “ابرقدرت” شرق در جنگ سرد را، فقط چند ماه قبل از خودبراندازی، ببینید:
https://www.instagram.com/p/DG7DzCSOG3M/ 
اصلا کسی می‌توانست باور بکند!؟ 
حتی “ابرقدرت” غرب هم نمی‌توانست سقوط «ابر قدرت شرق» را باور کند!! کنگره امریکا سی‌آی‌اِی (CIA) را مورد مواخذه قرار داد، که چرا از پیش‌بینی سقوط  روسیه شوروی عاجز مانده بود!
الان هم برخی از ایرانیان ، به علت شکست در جنگ روانی و از دست دادن اعتماد به نفس فردی و اعتماد به نفس ملی، نزدیک‌تر شدن پایان عمر رژیم ولایت فقیه را نمی‌توانند ببینند، و در نتیجه منفعل و منتظر نشسته‌اند تا تراپپ و نتانیاهو میهن را نجات دهند!!! واین هموطنان به علت باور نداشتن به توانایی‌های خود و سایر ایرانیان، در انفعالی مرگبار، با سکوت نظاره گر وضعیت وخیم وطن هستند. 
امریکا:
https://alisedarat.com/2023/01/06/8977/
جان بولتون، و کالین پاول (Colin Powell)، و… سایر کارکشته‌گان سیاسی امریکا که به اسناد سری و طبقه‌بندی شده سازمان‌های جاسوسی و امنیتی امریکا دسترسی دارند، اعتراف کرده‌اند که روش‌های جنگ روانی که طی دهه‌ها در کشورهایی مثل ایران بکار برده‌اند (انواع بی‌ثباتی‌سازی‌ها، القای ترس و اضطراب در جامعه، بحران‌سازی، خصومت و کینه و دشمنی‌سازی، تحقیر یک گروه در مقابل سایر لایه‌های مردم، دوقطبی و چندقطبی کردن جامعه، تنش‌آفرینی، ایجاد ناامنی، ایجاد تزلزل در قلمروهای اقتصادی و سیاسی و فرهنگی و اجتماعی، انتشار ضداطلاعات و سوءاطلاعات، ترور شخصیت، اخبار دروغ، خشونت‌گستری، قدیس کردن قدرت و تقدیس و پرستش قدرت، تخریب و ترور شخصیت، خائن نمایاندن خادمان و خادم معرفی کردن خائنان  اعمال سانسور و تحمیل خودسانسوری، و…)، ترامپ و شرکا برای چیزی که کمتر از کودتا نبود، خودشان در کشور خود امریکا بکار بردند. 
کالین پاول که سابقه ۳۵ سال خدمت در ارتش، ریاست ستاد نیروهای مسلح، مشاور امنیت ملی، و وزارت خارجه امریکا را دارد، ساعت ۶ شب ۷ژانویه۲۰۲۱ یک روز بعد از حمله به کنگره (۶ژانویه۲۰۲۱) در مصاحبه زنده خود با Wolf ولف BLITZER بلیتزر در شبکه رسانه‌ایِ سی‌ان‌ان CNN به وضوح گفت:
«سوال: شما فکر می‌کنید دشمنان خارجی ما (…ایران،…) که این صحنه‌ها را می‌بینند [فیلم‌های حمله به کنگره آمریکا که به طور زنده در سراسر دنیا تماشا می‌شد] چگونه فکر می‌کنند؟
جواب پاول: آنها با اشتیاق فراوان تماشا می‌کنند و باور نمی‌کنند ما این کار را در مورد خودمان انجام دادیم.»
توضیح اینکه روشهای جنگ روانی که امریکا برای سلطه‌گری بر کشورهایی مانند ایران بکار برده و میبرد را ترامپ برای سلطه‌گری بر جامعه سیاسی و مدنی امریکا بکار برد که مورد اعتراض و تعجب پاول و بولتون و… قرار گرفت. یکی از اولین روشهای تخریبی جنگ روانی ترامپ در سال‌هایی که منجر شد به مقام ریاست جمهوری برسد، انتشار سواطلاعات در مورد اوباما بود که می‌گفت او مسلمان است،… و در امریکا بدنیا نیامده، و در نتیجه نمی‌تواند رئیس جمهور بشود. علی‌رغم انتشار عمومی گواهی‌نامه تولد اوباما در یک مریض‌خانه در هاوایی، بسیاری از مردم، در جنگ روانی ترامپ شکست خورده بودند، و دروغ ترامپ را باور کرده بودند.
در این روزها هم می‌بینیم که ترامپ، فرماندهی پلیس پایتخت امریکا را با قلدری گرفته، و در اختیار ارتش تحت کنترل خود درآورده. شبیه این کار را در سال ۱۳۳۲ در ایران انجام دادند. کودتاچیان، طی عملیاتی، شهید افشارطوس، رئیس پلیس، که به مصدق و به ایرانیان وفادار بود را ربودند و به قتل رساندند.
نقش قدرت‌های غیرِدولتی: گوگل قراداد ۴۵میلیون دلاری با دفتر نتانیاهو برای گسترش پروپاگندا و جنگ روانی
https://www.instagram.com/p/DOOGSaPk1L5/
نقش سفارت امریکا در بی‌ثباتی‌سازی‌ها و کودتاها
https://www.instagram.com/p/DONABwiiQ_R/
سوال: «چرا امریکا تنها کشوری است که در آن کودتا نشده؟»
پاسخ: «زیرا که امریکا تنها کشوری‌است که در آن سفارت امریکا وجود ندارد!»

صدارت-وضعیت قدرت‌های خارجی و نقش آن‌ها در موقعیت فعلی ایران بیشتر بخوانید »

رسانه‌های شخصی، عقل را با عقل یاری یار کن، امرهم شورا بخوان و کار کن، همکاری، همیاری، درآمیختن افکار عمومی-هسته

صدارت- خشونت‌زدایی، و تحمیلِ صلحِ جهانیِ پایدار به قدرت‌ها: توسط تو، من، تک‌تکِ ما مردم، هر یک به سهم خود و به نوبه خود!

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد—طلب عشق ز هر بی‌سر و پایی نکنیم!
یادمان باشد….. دشمنِ دشمنِ من، الزاما دوستِ من نیست!
کدامیک از اینها می‌توانند دوستِ من، دوستِ وطن من، و دوستِ هموطنان من باشند:
نتانیاهو و ترامپ و پوتین و پهلوی و رجوی، دشمنِ خامنه‌ای؟!
خامنه‌ای، دشمنِ نتانیاهو و ترامپ و پوتین و پهلوی و رجوی؟!
آیا اصلا کوچک‌ترین امکانی هست که حتی یکی از اینها دوست ایران و ایرانیان باشند؟!
دفاع از ایران و ایرانیان در مقابل تجاوز و حمله‌ی انیرانیان، وظیفه‌ی همه ما است، و هیچ بستگی به رژیم حاکم ندارد! ما ایرانیان در دفاع از وطن در مقابل تجاوز صدام به ایران، این‌چنین معجزه آفریدند و هدف اسرائیل را برای تکه‌پاره کردن میهن، باز هم خنثی کردند. این پیروزیِ ما در حالی بود که بسیاری از کشورهای منطقه و دنیا، به‌کمک صدام شتافتند!
ضرورتی حیاتی: خشونت‌زدایی و  درآمیختن با افکار عمومی و اتحاد همگانی در هر نقطه‌ای از دنیا برای خشونت‌زدایی و دفاع از ایران، در مقابل تجاوز اجنبی، صرف نظر از اینکه چه کسانی حاکم بر ایران هستند.
نتانیاهو و شرکا، بیش از پیش نگران حیات سیاسی خود هستند. آن‌ها بهتر از هر کس دیگری می‌دانند که در صورت صلح، و یا آتش‌بس، و یا حتی عدم افزایش بحران‌ها، با منحل شدن کنست و/یا سقوط حکومت ائتلافی نتانیاهو به علت استعفای دست‌راستی‌های افراطی‌ای چون اسمتویچ یا بن‌گویر، مصونیت سیاسی/قضایی آن‌ها برداشته خواهد شد و دیکر نخواهند توانست در امور قضاوت پرونده‌های فسادهای مالی و سیاسی خود، کارشکنی کنند. آن‌ها به سیاستمداران دنیا، فشار می‌اورند که سیاست‌هایی را اتخاذ کنند که بر کمیت و کیفیت و تنوع انواع بحران‌ها، افزوده شود. توجه کنید که وضعیت آن‌ها به‌قدری متزلزل است که حتی نگه‌داشتن بحران‌ها به شکل و اندازهٌ فعلی برایشان کافی نیست، و نیاز حیاتی دارند که بر آن‌ها بیافزایند. برخی از نظامیان و اطلاعاتی/امنیتی‌های رژیم اسرائیل، دستورات نتانیاهو و شرکا را برای افزایش نسل‌کشی، و جنایت‌های جنگی، و گرسنگی و قحطی مهندسی شده، و اشغال منازل و سرزمین‌های بیشتر، و کوچ اجباری فلسطینی‌ها، و… غیرِعملی و حتی غیرِممکن می‌دانند. به این علت تنش‌ها بین مقامات بالای رژیم اسرائیل، تشدید یافته است.
با تمام این احوال، مقامات لشکری و کشوری در رژیم اسرائیل و ایران، خود را برای حملات نظامی دیگری آماده می‌کنند.
تصمیم روز پنجشنبه ۲۸ اوت۲۰۲۵، تروئیکای اروپایی [فرانسه، آلمان و بریتانیا (E3)]، برای فعال کردن «مکانیزم ماشه» یا «اسنپ بک» با این زمینه، و تحت فشارهای افزاینده به دولت‌ها توسط لابی‌های صهیونیسفر است. با این توجه که مهلت فعال کردن «مکانیسم ماشه» ۱۸ اکتبر۲۰۲۵ است.
از سوی دیگر فشارهای افزایندهٌ بی‌سابقهٌ افکار عمومی به دولت‌های متبوع خود، قدرت‌های دنیا که گرچه در دهه‌های اخیر به دست‌راستی‌ها و  دست‌راستی‌های افراطی متمایل شده‌اند را در موقعیتی خاص قرار داده است. با توجه با موفقیت شهروندخبرنگاران در غزه و سایر ملت‌ها، در احقاقِ حقِ اطلاع‌یابی، و در احقاقِ حقِ اطلاع‌رسانی، تعداد بیشتری از دولت‌ها خود را مجبود دیده‌اند که دولت فلسطین را به رسمیت بشناسند. برخی از آن‌ها شرایطی را به این تصمیم متصل کرده‌اند، و تاریخ آن‌را به اجلاس سالانه مجمع عمومی سازمان ملل موکول کرده‌اند.

صالحی در مصاحبه تلوزیونی:
https://www.instagram.com/reel/DOCfa-wkpuK/ 
«یک پیشنهاد هوشمندانه‌ای امریکایی‌ها دادند…»
«حق وتو را به طور زیرکانه‌ای، از ۵ کشور گرفتند. پیشنهاد «اسنپ بک» اگر به شورای امنیت رفت، کشورهای دارای حق وتو، نتوانند آن را وتو کنند»
امریکایی‌ها قرارداد را طوری نوشتند که پیشنهاد «اسنپ بک» را وقتی یک کشوری به شورای امنیت سازمان ملل بدهد، کشورهای دارای حق وتو، نتوانند ممانعت کنند (چین و روسیه نمی‌توانند به کمک ایران بیایند. در یکی از جلسات مذاکرات «برجام»، لاوروف وزیر خارجه روسی اعتراض کرد: این که حق وتوی ما را می‌گیرد! ) (صالحی: «ولی خوب دیگه حالا…»)
جان کری، وزیر خارجه امریکا:
https://www.instagram.com/p/DOCfnAXgXkX/ 
 در مذاکرات «برجام»: ما این امکان را داریم که اکر از عمل‌کرد ایران راضی نبودیم، حتی یک کشور به تنهایی بتواند به شورای امنیت سازمان ملل مراجعه کند و  [با کشیدن ’ماشه‘ «اسنپ بک»] تمام تحریم‌ها را بازگردانیم [منظور تمام تحریم‌های سازمان ملل است که اعتبار قانونی و ضمانت اجرایی بیشتری از تحریم‌های امریکا و سایر کشورها به تنهایی دارد
«این یک توافقنامه منحصر به‌فرد است که ما به تنهایی می‌توانیم به شورای امنیت مراجعه، و تمام تحریم‌ها را باز گردانیم»
یک منبع ارشد دیپلماتیک اسرائیل یکی از نزدیکان نتانیاهو به شرط ناشناس ماندن، به المانیتور گفت: 
نتانیاهو تردید دارد که دولت ترامپ بتواند به توافقی بی‌نقص با ایران دست یابد که اساساً تلاش‌های این کشور برای دستیابی به توانایی هسته‌ای نظامی را مهار کند. از طرف دیگر  برخی مقامات نظامی اسرائیل معتقدند که چنین توافقی، اگر به دست آید و توسط دولت ترامپ اجرا و اعمال شود، بهترین گزینه است.
«هرچند تمایل ایران برای انتقام‌جویی قوی است، و ما می‌دانیم دیر یا زود تلاش خواهد کرد، اما آن‌ها اکنون مسائل مهم‌تری دارند، مانند تجدید تحریم‌های اروپا علیه ایران به دلیل توقف همکاری با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی.»
«برای ما واضح است که آن‌ها هر کاری خواهند کرد تا توازن قوا را تغییر دهند. موضوع انتقام در دستور کار میان‌مدت و بلندمدت باقی خواهد ماند.»
یک مقام امنیتی اسرائیل به المانیتور گفت: «آن‌ها به نظر نمی‌رسد که از هیچ‌یک از تلافی‌ها یا تهدیدهای اسرائیل متاثر شده باشند.»
چند نکته مهم:

صدارت- خشونت‌زدایی، و تحمیلِ صلحِ جهانیِ پایدار به قدرت‌ها: توسط تو، من، تک‌تکِ ما مردم، هر یک به سهم خود و به نوبه خود! بیشتر بخوانید »

صدارت- نقش تو و نقش من در پیشگیری از تجاوزهای مجدد اسرائیل، و در عین حال ادامه مبارزه با ملاتاریا

دشمنِ دشمنِ من، الزما دوست من نیست!
نتانیاهو و ترامپ و پهلوی و رجوی و سایر شرکا، ادعا می‌کنند دشمن خامنه‌ای و شرکا هستند! 
خامنه‌ای و شرکا، ادعا می‌کنند دشمن نتانیاهو و ترامپ و پهلوی و رجوی و سایر شرکا هستند؟!
آیا من می‌توانم این ننگ را بر خود روا دارم که دوست هر کدام از این‌ها (خامنه‌ای و نتانیاهو و ترامپ و پهلوی و رجوی و سایر شرکا، که همه از یک جنس هستند!) باشم؟! آیا تو می‌توانی!!؟
میهن ما در خطر است! در این روزها، احتمال تجاوز و حملهٌ مجدد رژیم اسرائیل به میهن ما، بیشتر به نظر می‌آید.
به اجلاس سالانه سازمان ملل، حدود سه هفته مانده. با توجه به موفقیت نسبی مردم غزه در آگاهی‌رسانی جنایت‌ها، به سایر مردم جهان، افکار عمومی در کشورهای مختلف، با قلبی جریحه‌دار، به دولت‌های مطبوع خود فشار آورده‌اند و تعداد افزاینده‌ای از آن‌ها اعلام کرده‌اند که در اجلاس ۲۰۲۵، دولت فلسطین را به‌رسمیت خواهند شناخت. 
نتانیاهو و شرکا که باز هم خود را در بن‌بست بیشتری می‌بینند، با یک ضرورت حیاتی مواجه هستند، و آن این‌که باید بحران‌های دیگری را بر سر منطقه و جامعه بین‌الملل بکوبند. 
چند روز پیش در یک سخنرانی، نتانیاهو ادعا کرد که در هفت جبهه با ایران در جنگ است. او به «جبههٌ هشتم» هم اشاره کرد، که آن جبهه جنگ دروغ‌گویی، و دروغ‌پراکنی، و پروپاگندا، و جنگ روانی است. برای نتانیاهو و شرکا، جنگ روانی مهمترین اولویت را دارد، زیرا که شکست آن‌ها در این جنگ، بیش از سایر جبهه‌ها بوده است. بدون پیروزی آن‌ها در جنگ روانی، هیچ پیروزی در هیچ جنگی برایشان ممکن نخواهد بود.
در ۲۱ اوت ۲۰۲۵ ماتیو Miller میلر، سخنگوی وزارت خارجه امریکا در زمان جو بایدن، افشا کرد که ’واشنگتن می‌دانسته که اسرائیل در همان زمان که در حال مذاکرات آتش‌بس بود، ولی نقشهٌ واقعی این بود که جنگ را برای «دهه‌ها» به‌طول بکشاند!‘
حال که شرایط برای صلح، یا لااقل یک آتش‌بس، و به‌رسمیت شناختن کشور فلسطین با راه حل «دو کشور» مناسب‌تر شده، نتانیاهو و شرکا، به خصوص دست‌راستی‌های افراطی کابینهٌ ائتلافی او (بن‌گویر Itamar BenGvir وزیر امنیت ملی، عضو کنست و رهبر حزب قدرت یهودی؛ و اسموتریچ Bezalel Smotrich وزیر اقتصاد و دارایی و رهبر حزب صهیونیست مذهبی) خود را مجبور می‌بینند که فتیله‌های بحران‌ها را بالا بکشند. صهیونیست‌ها و سایر قدرت‌های غربی، بیش از چهار دهه است جنگ روانی در جبهه‌های مختلف و متعدد را علیه ایران و ایرانیان به‌راه انداخته‌اند. متاسفانه آن‌ها در بدنام کردن ایران و ایرانیان، و هم‌طراز تبلیغ کردن ما با خامنه‌ای و شرکا، موفق بوده‌اند. افکار عمومی دنیا، به اندازه‌ای که برای جنایت‌های اسرائیل در غزه به اعتراض برخواسته، در مورد تجاوز به ایران، اعتراضات جهانی، با کمال تاسف، بسیار ناچیز بود. پشتیبانی پهلوی و شرکا و بعضی «ایرانیان» از حملهٌِ اسرائیل به میهن ما، یک گیجی و سردرگمی را در افکار عمومی دنیا باعث شده است. مثلا بهت و تعجب رسانه‌گر در مصاحبه با رضا پهلوی در این زمینه بسیار دیدنی بود. او خوب می‌دانست اگر یک امریکایی در مورد وطن خود چنین حرف‌هایی را بزند، او به عنوان خائن به وطن، در دادگاه قابل محاکمه است، و ممکن است حکم اعدام بگیرد. (در این باره، به نوشتاری از آقای دکتر محمود دلخواسته در ذیل مراجعه بفرمایید)
بدین ترتیب، و با وجود خائنان به ایران و ایرانیان، نتانیاهو و شرکا، ممکن است حمله به وطن ما را، یک راهِ حلِ ساده فرض کنند. آیا ما می‌توانیم ننگ طرفداری و یا حتی سکوت در مقابل تجاوز این جنایت‌کاران به مام وطن بر خود روا داریم!؟ آن‌ها که در «جنگ ۱۲روزه» جشن و شادی کردند، چگونه می‌توانند در چشمان نسل بعد نگاه کنند؟! 
طی ۸۰ سال گذشته، سیاست‌های اقتصادی صهیونیسفر در رژیم اسرائیل، از اقتصاد استعمارگری استیطانی، به اقتصاد نسل‌کشی مبدل شده است:
https://www.instagram.com/reel/DNzEyv3Xg1v/
مدیر عامل این شرکت «اقتصاد نسل‌کشی»، نتانیاهو و شرکا هستند. آیا با هیچ منطقی می‌توان دعوت از نتانیاهو و شرکا برای تجاوز به میهن را توجیه کرد!؟
وظیفهٌ ما ایرانیان این است که این فرار به جلو را برای آن‌ها، غیرِممکن بنماییم. به‌طوری که حمله به ایران نه یک راهِ حل ساده، بلکه یک اشتباه بزرگ که باید جدا از آن پرهیز کنند باشد.
در این رابطه، هر کدام از ما به سهم خود و به نوبهٌ خود، می‌توانیم یک عامل بازدارندهٌ حمله تجاوز به ایران و ایرانیان باشیم.
از جمله اندیشمندانی که تغییر اوضاع و راه حل را توسط مردم می‌دانند، جان هالووِی «تغییر جهان بدون در دست گرفتن قدرت» و هنری جنکینز «تغییر جهان با هر رسانه‌ای که لازم باشد» هستند.
از جمله اندیشمندانی که تغییر اوضاع و راه حل را توسط مردم می‌دانند، جان هالووِی «تغییر جهان بدون در دست گرفتن قدرت» و هنری جنکینز «تغییر جهان با هر رسانه‌ای که لازم باشد» هستند.
هر چند نفر از ما، می‌توانیم یک گروه یا «هسته» را تشکیل دهیم و لذت مشارکت در ساختن سرنوشت‌های خوب و خوب‌تر را برای خود، به ارمغان بیاوریم.
هسته‌های مردمی:
نقش من در استقرار و استمرار مردمسالاری-هسته‌های خودجوش حقوقمدار
https://alisedarat.com/2011/01/18/72/

نقش من در مدیریت بحران‌های جهانی: پاندمی کووید۱۹ -پاندمی آلودگی طبیعت -پاندمی خشونت
https://alisedarat.com/2025/07/28/14409/

دومین خلعِ سلاحِ داوطلبانه‌ی اتمی در تاریخِ تسلیحاتِ کشتارِ جمعیِ هسته‌ای؟ نقش من!؟  نقش ما!؟
https://alisedarat.com/2023/12/04/12640/

…اگر آتش است یارت، تو برو در او همی‌سوز—به شب فراق، سوزان، تو چو شمع باش تا روز
تو مخالفت همی کش، تو موافقت همی‌ کن—چو لباس تو درانند، تو لباس وصل می‌دوز
به میان بیست مطرب، چو یکی زند مخالف—همه گم کننده ره را، چو ستیزه شد قلاوز
تو مگو همه به جنگند، و ز صلح من چه آید—تو یکی نه‌ای، هزاری، تو چراغ خود برافروز
که یکی چراغ روشن، ز هزار مرده بهتر—که به است یک قد خوش، ز هزار قامت کوز…

دفاع از ایران و ایرانیان در مقابل تجاوز و حمله‌ی انیرانیان، هیچ بستگی به رژیم حاکم ندارد، و وظیفه‌ی همه ما است، هر کدام از ما به سهم خود و به نوبهٌ خود!
اتحاد همگانی در هر نقطه‌ای از دنیا برای خشونت‌زدایی و دفاع از ایران، در مقابل تجاوز اجنبی، صرف نظر از اینکه چه کسانی حاکم بر ایران هستند، هر کدام از همهٌ ما به سهم خود و به نوبهٌ خود!

صدارت- نقش تو و نقش من در پیشگیری از تجاوزهای مجدد اسرائیل، و در عین حال ادامه مبارزه با ملاتاریا بیشتر بخوانید »

صدارت- رسانه‌های دولتی و گروهی در کشورهای مختلف، نگاهی مختصر و تحلیل

از رسانه‌ها به عنوان کلیۀ وسایلی که در فضای حقیقی و مجازی می‌توان از آنها برای سیر اندیشه و خبر و نظر و علم و هنر و… استفاده کرد، یاد شده است. به عبارت دیگر هر وسیله‌ای که افکار عمومی بتوانند توسط آنها با یکدیگر در تماس باشند، نوعی از انواع رسانه‌ها هستند که به قرار ذیل از آنها یاد شده است:  
۱- رسانه‌های همگانی: 
از عنوان «رسانـه‌های همگانی» به معنای وسایل ارتباط جمعی آزاد و مستقل، که بودجه آن‌ها توسط ملت، و از منابع دولتی پرداخت می‌شود و گردانندگان آن،  توسط مردم، به طور مستقیم، برای دوره‌ای محدود، انتخاب می‌شوند، و در نتیجه مستقیما به مردم پاسخگو هستند. در حال حاضر، چنین حالت مطلوبی، در هیچ کشوری وجود ندارد. برای کشوری مثل ایران که قانون اساسی جدیدی باید تدوین شود، و به همه‌پرسی و رفراندم گذاشته شود، «رسانه‌های ملیِ همگانی به‌مثابه شاخه‌ٌ چهارمِ دولت» پیشنهاد شده است.
https://alisedarat.com/2021/03/21/7612/
رسانه‌هایی که بودجهٌ آنها توسط دولت (در واقع ما مردم، ملت) فراهم می‌شود، یعنی رسانه‌های ملیِ همگانی، متعلق به ما مردم است، پس گردانندگان آن باید توسط خود ما مردم، مستقیما انتخاب شوند، که مستقیما به ما مردم پاسخ‌گو باشند، و اگر از برنامه‌هایی پخش می‌کنند و مدیریت آن‌ها راضی نبودیم، و هرگاه نظرات مردم را نمایندگی نکنند، مستقیما توسط ما مردم قابل عزل باشند. تاکید مجدد و موکد: منظور از «رسانه‌های ملیِ همگانی»، فقط و فقط و فقط رسانه‌هایی هستند که هزینهٌ آنها از بودجهٌ دولت پرداخت می‌شوند.
۲- رسانه‌های گروهی: 
از وسایل ارتباط جمعیِ غیرآزاد و نامستقل و وابسته به قدرت‌های دولتی و یا قدرت‌های غیردولتی، تحت عنوان رسانه‌های قدرت‌پیشه یا گروهی یاد شده است، زیرا که آنها منافع قدرت و گروهی  خاص را، چه بسا از راه ضایع کردن حقوق افراد و جامعه، پاسداری می‌کنند.
در دنیای امروز، قدرت‌های سلطه‌گر، وسایل ارتباط جمعی را در اختیار دارند، بطوری که همگان، با اجبارهای گوناگون، خود را مخاطب آن‌ها می‌یابند.
 در غرب، رادیو و تلوزیون و سایر رسانه‌ها، به شکل شبکه‌های عظیمی، که اکثرا متعلق به شرکت‌های خصوصی چندملیتی و فرامرزی هستند، پوشش رسانه‌ای را به اکثریت مطلق جامعه، در سلطه خود دارند. 
این رسانه‌ها، در زمره رسانه‌های گروهی قرار داده شده‌اند، بدین دلیل که منفع و منویات گروه خاصی را نمایندگی می‌کنند.
اگر درک قدرت‌پیشگی رسانه‌های غرب، در ظاهر به نظر مشکل بیاید، در میهن خود ایران، اختیار مطلق بر وسایل ارتباط جمعی، با ولایت مطلقه (قبلا ولایت مطلقه پهلوی و حالا ولایت مطلقه فقیه) بوده است. 
۳- رسانه‌های شخصی و یا رسانه‌های مردمی:
وسایل ارتباط جمعی از نوع تلفن همراه، وسایل ضبط صوت و تصویر، و وسایل انتشار مطلب و محتوی در اینترنت، کامپیوتر، نامه‌های الکترونیک (ای‌میل) به صورت محدود و گروهی و یا به صورت ارسال ای‌میل‌های انبوه، فیس‌بوک، توئیتر، وب‌سایت، وب‌لاگ، تلگرام، اینستاگرام، و…… و بسیار وسایل ارتباط جمعی دیگر که امروزه اکثرا  به طور رایگان و به سادگی در اختیار همگان قرار دارد و  مردم عادی و هسته‌های مردمی می‌توانند از آنها بطور آزاد و مستقل استفاده کنند، تحت عنوان «رسانه‌های شخصی  یا مردمی» یاد کرده شده است.

ملت اسرائیل، یکی از شکست‌خورده‌ترین مردم در جنگ روانی قدرت‌ها علیه ملت‌ها هستند. در این رابطه، نقش رسانه‌های گروهی و رسانه‌های دولتی، بسیار عبرت‌آموز است. ولی همین ملت، کم‌کم بیدار می‌شود، و این بیدار شدن به علت فعال بودن و فعال‌تر شدن رسانه‌های شخصی و یا رسانه‌های مردمی است که توسط مردمی که در غزه هستند تولید و به خارج از فلسطین، از جمله یهودیان، ارسال شده است

صدارت- رسانه‌های دولتی و گروهی در کشورهای مختلف، نگاهی مختصر و تحلیل بیشتر بخوانید »

صدارت- رسانه‌های ملی به مثابه شاخه چهارم دولت

صدارت-ورودی در مبحثِ رسانه‌های ملیِ همگانی به‌مثابه شاخهُ‌ چهارمِ دولت

برای تدوین قانون اساسیِ ایرانِ آینده، چرا باید از انیرانیان تقلید کنیم، و باز هم قانون ما، ترجمهٌ قانون اساسی دیگران باشد؟
 قانون اساسیِ ایرانِ آینده، چرا باید حتما سه شاخه (مجریه، مقننه، قضائیه) داشته باشد؟
«رسانه‌های ملیِ همگانی به‌مثابه شاخهٌ‌ چهارمِ دولت»
https://alisedarat.com/2021/03/21/7612/
این طرح چیست؟
هستهٌ پنداری این طرح چیست:
رسانه‌هایی که بودجهٌ آنها توسط دولت (در واقع ما مردم، ملت) فراهم می‌شود، یعنی رسانه‌های ملیِ همگانی: 
متعلق به ما مردم است، پس:
گردانندگان آن باید توسط خود ما مردم، مستقیما انتخاب شوند، که:
مستقیما به ما مردم پاسخ‌گو باشند، و
اگر از برنامه‌هایی پخش می‌کنند و مدیریت آن‌ها راضی نبودیم، و هرگاه نظرات مردم را نمایندگی نکنند، مستقیما توسط ما مردم قابل عزل باشند.
تاکید مجدد و موکد: منظور از «رسانه‌های ملیِ همگانی»، فقط و فقط و فقط رسانه‌هایی هستند که هزینهٌ آنها از بودجهٌ دولت پرداخت می‌شوند.
رسانه‌های شخصی، شامل شاخه چهارم دولت نمی‌شوند.
در آینده، ما ایرانیان این فرصت را خواهیم یافت که قانون اساسی جدیدی برای نظام آینده کشورمان تدوین کنیم.
(در همینجا این یادآوریِ واضح مهم است که زمان رسیدن به این «آینده» می‌تواند خیلی کوتاه باشد، در صورتی‌که هر کدام از ما، به سهم خود و به نوبهٌ خود، در این زمینه فعال باشیم. در غیر این صورت نباید شکایت کنیم اگر «ملاتاریا» تا صد سال دیگر هم بر ایران و ایرانیان سلطه‌گری کنند!)
با توجه به تجربیات دهه‌های گذشته در دنیا با قوانین اساسی ایدئولژیک (چه باورها و ایدئولژی‌های دینی، و چه عقاید و ایدئولژی‌های دنیوی)، و به‌خصوص تجربهٌ ما ایرانیان با رژیم تئولژیک ولایت فقیه، قانون اساسی آینده باید لائیک و غیرِایدئولژیک باشد.
https://alisedarat.com/2019/06/23/4991/
نظام مطلوب برای اداره جامعه، «مردمسالاریِ مشاورتیِ مشارکتیِ مستقیم است. یک قانون اساسی لائیک و غیرِایدئولژیک، قدم بزرگی در آن جهت است. با ورود نظارت مردم در امور کشور و ملت و دولت این قدم‌ها، استوارتر می‌گردند. مدیریت و اداره رسانه‌هایی که هزینهٌ آنها از بودجهٌ دولت پرداخت می‌شوند، توسط متصدیانی که توسط خود ما مردم، مستقیما انتخاب می‌شوند، زمینه‌های عملی این نظارت را برای ما مردم فراهم می‌سازد. «رسانه‌های ملیِ همگانی به‌مثابه شاخهٌ‌ چهارمِ دولت» تبلور عملی این نظارت است. «رسانه‌های ملیِ همگانی به‌مثابه شاخهٌ‌ چهارمِ دولت» فعالیت‌های حقوقی آگاهی‌یابی و آگاهی‌رسانی را برای همه ما مردم فراهم می‌کند. در این صورت است که همهٌ می‌توانیم با احقاقِ حقِ آگاهی‌یابی و احقاقِ حقِ آگاهی‌رسانی، به عنوان کنش‌گران حقوقِ بشر، برای ساختن سرنوشت‌های خوب و خوب‌تر فعال شویم.

صدارت-ورودی در مبحثِ رسانه‌های ملیِ همگانی به‌مثابه شاخهُ‌ چهارمِ دولت بیشتر بخوانید »

صدارت- ادامه کودتای ۲۸ مرداد، ادامه کودتای سلطه‌سالاری علیه مردمسالاری

…برای تاراج منابع طبیعی مناطق و کشورهای دور دست، کشورهای استعمارگر در قرون گذشته، به آن مناطق قشون‌کشی و حمله می‌کردند، و ساکنان را به خاک و خون می‌کشیدند، و ضمن تجاوزهای گسترده به حقوق، منابع آن‌ها را به یغما می‌بردند.
با فشار افکار عمومی، این روش از اواخر قرن پیش، رو به مشکل‌تر شدن گذاشت. از آن زمان استعمارگران لازم دیدند که برای استثمار سرزمین‌های دیگران، وطن‌فروشان و هم‌وطن‌فروشان، و بلکه خودفروشانی از آن سرزمین را به خدمت خویش درآورند. 
هفتاد و دو سال پیش در وطن ما، با این روش، متاسفانه تعدادی «ایرانی» وطن‌فروش و هم‌وطن‌فروش، و بلکه خودفروش، به انیرانیان مراجعه کردند، و رسما سفرهٌ چپاول منابع میهن ما را برای آن‌ها گستردند! چرا که قدرت‌های خارجی، خود را در مقابله با مصدق، شکست‌خورده و ناکام دیدند:
«…در 31 ژوئیه 1952، سفیر امریکا در تهران، به وزارت خارجه آمریکا گزارش می‌کند، چاره‌ای جز حل مسئله نفت بر اساس پیشنهادهای مورد قبول مصدق نیست. او این پیشنهادها را نیز به اطلاع وزیر امور خارجه امریکا می‌رساند. 
اما در 7 و 11 اوت 1952، میدلتون [جرج میدلتون (George Middelton) دیپلمات انگلیسی، کاردار سفارت بریتانیا در تهران] به وزیر خارجه انگلستان و هندرسن [لوی هندرسون (Loy Henderson) سفیر امریکا در تهران] به وزیر خارجه امریکا گزارش می‌کنند چاره‌ای دیگر دارد پیدا می‌شود. میدلتون گزارش می‌کند: زاهدی به ما مراجعه کرده است که کاشانی و بقائی و مکی و … با مصدق مخالف شده‌اند. او اینک نامزد نخست‌وزیری است. در آن نوبت، مصدق موفق می‌شود مخالفان را بی‌اثر کند. 
نوبتی دیگر، 5 روز پیش از کودتا، سفارت امریکا در تهران گزارش دیگری به وزارت خارجه امریکا می‌دهد که مصدق بر اوضاع مسلط است و خطر حزب توده جدی نیست و مسئله نفت را باید با حکومت مصدق حل کرد. این بار نیز این “ایرانی‌ها” هستند که به قدرت خارجی مراجعه می‌کنند: “دست نگه‌دارید تا ما حکومت مصدق را براندازیم و مسئله را به دل‌خواه شما حل کنیم.”…»
در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، پهلوی و شرکا به سراغ انیرانیان رفتند و آن‌ها را مجاب کردند با کودتا حکومت زنده‌یاد دکتر محمد مصدق را ساقط کنند.
پهلوی و شرکا باعث حذف حکومت قانونی و مردمی و دموکراتیک دکتر مصدق شدند! و بدین ترتیب در واقع پهلوی و شرکا زمینه‌ساز به قدرت رسیدن خمینی و شرکا شدند.
امروز هم هم‌پالکی‌های همان خائنان به وطن و هم‌وطنان، به سراغ انیرانیان رفته‌اند تا آن‌ها را مجاب کنند که با تکرار حمله به ایران، و با افزایش حمله‌ها در جبهه‌های مختلف جنگ روانی، فعالیت‌ها و تلاش‌های مردم برای انتقالِ صلح‌آمیز و خشونت‌زدایِ حاکمیت کشور به نظام دموکراتیک، را حنثی کنند.
هشدار!
میهن ما در خطر است! باید از تجربه‌های تاریخ معاصر، از ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ تا شهریور ۱۴۰۱، درس عبرت بگیریم! به همین زودی فراموش نکنیم که ورود پهلوی و شرکا، با پشتیبانی انیرانیان، باعث شد جنبش شهریور ۱۴۰۱ که با قتل مهسا امینی جرقه‌زده شد و با شعار «زن، زندگی، آزادی» معروفیت جهانی پیدا کرد، از جوشش افتاد و هنوز این رژیم بر اریکه قدرت تکیه زده است.
افرادی که برای به قدرت رسیدن، به راحتی حاضرند نقشهٌ شوم رژیم اسرائیل برای تکه‌پاره شدن ایران اجرایی شود، با نگرانی شاهد پیروزی روش‌های حقوق‌مدارانه و خشونت‌زدای مردم برای خشونت‌زدایی و کوتاه‌تر کردن زمان رسیدن به سقوط فیزیکی رژیم هستند، بر تلاش‌های مذبوحانه‌ی خود را برای بازگرداندن رژیم ولایت پهلوی، افزوده‌اند. از طرف دیگر، ضعف افزایندهٌ اربابان این وطن‌فروشان، باعث اضطراب بیشتر آن‌ها شده است، و فوریتی بیش از پیش برای اعمال خیانت‌کارانهٌ خود احساس می‌کنند!…

صدارت- ادامه کودتای ۲۸ مرداد، ادامه کودتای سلطه‌سالاری علیه مردمسالاری بیشتر بخوانید »

صدارت- نقش من در مدیریت بحران‌های جهانی: پاندمی کووید۱۹ -پاندمی آلودگی طبیعت -پاندمی خشونت

سال‌ها دل طلب جام جم از ما (از من) می‌کرد؛ آن‌چه خود داشت، ز بیگانه تمنا می‌کرد!
سه بحران کلان در دنیا:
۱- پاندمی کووید۱۹
۲- پاندمی آلودگی طبیعت و محیط زیست 
۳- پاندمی خشونت و خشونت‌گستری، سلطه و سلطه‌سالاری، و تبعیض و تبعیض‌مداری (این سومی، در دو پاندمی دیگر اثرگذار بوده است: خشونت انحصار علم و دانش، آپارتاید واکسن در  پاندمی کووید۱۹؛ و انواع خشونت‌های اقتصادی در پاندمی آلودگی محیط زیست)
این هر سه ابربحران‌ها، هر یک به طریقی نوعی جنگ هستند.
این هر سه ابربحران‌ها و جنگ‌ها، بدون «خلق رضایت» در مردم، با پروپاگندا و روایت‌سازی و روایت‌پردازی، و انتشار سوءاطلاعات و ضداطلاعات، و…، و در یک کلام بدون جنگ روانی (جنگ روانی قدرت‌ها علیه مردم) و بدون شکست مردم از قدرت‌ها در جنگ روانی، غیرممکن است!
❊ پاندمی آلودگی محیط زیست
روز چهارشنبه ۲۳ جولای (ژوئیه) ۲۰۲۵ برابر با دوم مرداد ۱۴۰۴، به جهت یک ثبت یک پیروزی چشم‌گیر مردم علیه قدرت‌ها (قدرت‌های داخلی و خارجی، قدرت‌های دولتی و غیردولتی، قدرت‌های غربی و شرقی)، روز بزرگی در تاریخ معاصر است. 
بعد از بیش دو سال بحث، و علی‌رغم تلاش‌های پی‌گیر وکلای باتجربهُ سرآمد و ممتاز از طرف کشورهای قدرت‌مند نفتی و سایر سوخت‌های فسیلی، در دیوان بین‌المللی دادگستری (دبد)  یا International Court of Justice (ICJ)، با اتفاق آرای هر ۱۵ قاضی در هیئت قضات، رای محکومیت تجاوز به حقوق طبیعت را، با اجماع صادر کرد:
دولت‌ها وظیفه دارند با فوریت و به صورت موثر، در جهت جبران‌هایی متناسب با نقش خود در ایجاد بحران جهانی آلودگی زیست‌بوم، اقداماتی عملی انجام دهند.
❊ پاندمی خشونت و خشونت‌گستری، سلطه و سلطه‌سالاری، و تبعیض و تبعیض‌مداری:
مثال‌های دیگری در رابطه با نتیجهُ مدیریت ما مردم در سومین بحران جهانی، یعنی خشونت و خشونت‌گستری، سلطه و سلطه‌سالاری، و تبعیض و تبعیض‌مداری:
هفتهُ پیش، فرانسه مجبور شد از آخرین کشور افریقایی در آن‌جا حضور نظامی داشت، یعنی سنگال هم خارج شود. اخیرا شاهد خروج این سلطه‌گرِ استعمارگر تاریخی از برخی دیگر کشورهای مستعمرهٌ خود، مانند مالی، و نیجر، و بورکینافاسو هم بوده‌ایم.
در هفته‌ای که گذشت، دیدیم که فرانسه همچنین زیر یک اجبار دیگر هم کمر خم کرد و مجبور شد در مقابل فشار افکار عمومی زانو بزند، و فلسطین را به عنوان یک کشور مستقل اعلام کند.
آخرین نمونه استعمارگریِ استیطانی در قرن ۲۱، اسرائیل است. این رژیم آپارتاید هم، پای خود را جای پای رژیم آپارتاید آفریقای جنوبی گذاشته است، و همان راه را در جهت خودتخریبی و خودبراندازی طی می‌کند.
یکی از مطالبات اصلی انقلاب ۱۳۵۷، استقلال بود. 
از دلایل مهم این مطالبهٌ ایرانیان، خیانت‌های پهلوی و شرکا، به علت وابستگی آن‌ها به انیرانیان،  طی ۵۳ سال سلطهٌ رضا و محمدرضا بر ایران بود.
گرچه پهلوی و شرکا دست به هر کاری و پروژه‌ی رسوایی زده‌اند، آن را با شکست مفتضح به انجام رسانده‌اند، ولی نتانیاهو و شرکا به خوبی می‌دانند که با پهلوی و شرکا، رسیدن به هدف چندین دهه‌ای صهیونیسفر برای تکه‌پاره کردن وطن ما، بسیار ساده خواهد بود.

صدارت- نقش من در مدیریت بحران‌های جهانی: پاندمی کووید۱۹ -پاندمی آلودگی طبیعت -پاندمی خشونت بیشتر بخوانید »

صدارت-راهکارهای عملی‌ برای هر یک از ما، جهت پیشگیری از تجاوز خارجی به میهن

پرسش‌هایی که در این جلسه پاسخ داده شدند:
– آیا گسترش دموکراسی در داخل کشور می‌تواند به کاهش تهدیدهای خارجی کمک کند؟ اگر آری، چگونه؟
– شما سال‌هاست از «حقوق بشر» سخن می‌گویید. برخی می‌پرسند: آیا تمرکز بر حقوق بشر ما را در برابر تهدیدهای خارجی آسیب‌پذیر نمی‌کند؟ شما این تضاد ظاهری را چگونه توضیح می‌دهید؟
– چگونه می‌توان بین تجاوز نظامی مستقیم و مداخلات غیرمستقیم (مانند تحریم، جنگ شناختی یا جنگ رسانه‌ای) تمایز قائل شد و به هرکدام پاسخ مناسبی داد؟
– آیا تجربه‌ی کشورهای دیگر، به‌ویژه کشورهایی که دچار مداخله‌ی خارجی شدند (مانند عراق، لیبی، اوکراین، سوریه)، می‌تواند برای ما آموزنده باشد؟ کدام تجربه‌ها بیشترین درس را برای ما دارند؟
– در دوره‌ای که «جنگ شناختی و روایت‌ها جای موشک و بمب را گرفته، نقش رسانه‌های مستقل چیست؟
– به نظر شما چگونه می‌توان مردم را نسبت به خطرات واقعی حساس کرد بی‌آنکه گرفتار وحشت‌افکنی یا بی‌اعتمادی شد؟
– از نظر شما، نقش یک شهروند عادی در دفاع از استقلال کشور چیست؟ چه مسئولیت‌هایی بر دوش هر ایرانی است؟
– چه تلاش‌هایی از طرف ایرانیان پرنفوذ و صاحب اعتبار در جامعه مدنی کشورهای غربی در جهت فشار به دولت‌های خود برای محکومیت اسرائیل و حمایت حقوقی از ایران صورت گرفته؟
– چگونه میشه راه سوم بود در عمل؟ یعنی بدون اینکه از سیاست خارجی غیر ملی جمهوری اسلامی حمایت کنیم، بتونیم برای ایران در مقابل دشمن خارجی متحد بشیم.
اساساً آیا چنین چیزی ممکنه؟
آیا ایده رفراندوم و مجلس موسسان که از سوی میرحسین موسوی و به تبعش، بیانیه ۱۷ نفر و بیانیه ۱۷٠٠ امضایی مطرح شد، میتونه به جلوگیری از جنگ مجدد کمک کنه یا برعکس شانس ناامنی رو بالا میبره؟
– آیا امکانش هست که دولت پزشکیان، نیروهای تندرو داخل حکومت رو منزوی و متفرق کنه و یک صلح پایدار به وجود بیاره؟
– در صورتی که حکومت اقدامات اعتمادسازانه مثل تغییر در ترکیب صداوسیما یا آزادی بعضی زندانیان سیاسی بزنه، واکنش ما باید چه باشه؟

صدارت-راهکارهای عملی‌ برای هر یک از ما، جهت پیشگیری از تجاوز خارجی به میهن بیشتر بخوانید »

صدارت- واقعیت‌های امروز، حکایت دارد از موفقیت مردم در روند پایان دادن به استعمارگریِ استیطانی

…اکثریت خشونت‌گستری‌ها و تجاوزها به حقوق و خونریزی‌ها و جنگ‌ها، در دنیای امروز، از تفکر سلطه‌گریِ صهیونیسم، و به‌خصوص از اسرائیل، سرچشمه‌ای مستقیم یا غیرِمستقیم دارند. این معضل و مشکل جهانی، به‌خصوص در منطقهٌ ما بسیار بارزتر است. تجاوز اسرائیل به میهن ما در ۲۳ خرداد – ۳ تیر ۱۴۰۴ اولین و آخرین خشونت‌گستری اسرائیل علیه ایران و ایرانیان نبوده و نیست!
سلطه‌سالاری بدون اِعمال تبعیض، و آن بدون اِعمال خشونت غیرِممکن است! اسرائیل، به عنوان جنگ‌جوی نیابتی قدرت‌های حاکم بر دنیای امروز، سلطه‌سالاری را در جهان سیطره داده است.
سلطه‌گری، بدون «دشمن» امکان‌پذیر نیست! و آن «دشمن» امروزه «اسلام» است! در میان تمام کشورهای «اسلامی»، ایران موقعیتی استثنایی دارد، و به آن جهت، نوک پیکان دشمنی‌ها به طرف ایران نشانه‌گیری شده است.
این یادآوری، نقش ما ایرانیان را در سرنوشت امروز و فردا گوشزد می‌کند. هر کدام از ما به سهم خود و به نوبه خود، در ساختن سرنوشت نقش داریم. در ماههای اول جنبش شهریور ۱۴۰۱ که با قتل مهسا امینی شعله‌ور شد، عده‌ای از هموطنان بر حقوق و حقوق‌مداری، به‌خصوص حق حاکمیت ملی و حق استقلال و خشونت‌زدایی،  ایستادگی و تاکید کردند. آنها به افزایش ابعاد جنبش خودجوش یاری رساندند. جنبشی که می‌رفت تا کار «ملاتاریا» را یک‌سره کند. ولی متاسفانه برخی دیگر، با تجاوز به حق استقلال و حاکمیت ملی، مراحل نهایی انحراف جنبش را به «منشور مهسا» کشاندند. این کژرویِ آن گروه، نه تنها جنبش را از جوشش انداخت، بلکه زمینه‌ساز تجاوز نظامی اسرائیل و امریکا به میهن ما شد. از همان روز اول حمله اسرائیل، بسیاری از این گروه از کردهٌ خود شدیدا پشیمان شده‌اند. امیدواریم این درس تجربه، عبرتی پایدار باشد، و به‌کارگیریِ مثبت این درس، زمان رسیدن به سقوط فیزیکی رژیم را کوتاه‌تر کند، و تعداد بیشتری از هموطنان، پشت به قدرت، و روی به ملت کنیم. بدین ترتیب در موقعیت بعدی، قدمهای موثرتری برای استقرار و استمرار و پیشبرد مردمسالاری بر خواهیم داشت.

با پیشرفت تمدن‌های بشری، پایان اَشکالِ کلاسیک برده‌داری، و فئودالیسم، و استعمارگری، و… را شاهد بوده‌ایم.
نمونهٌ بارز استعمارگریِ استیطانی، در امریکا رخ داد. مهاجرت‌های وسیع، به‌خصوص از اروپا، با غصب سرزمین‌های و گستردهٌ «سرخپوستان» ساکنان بومی،  کشتارهای وسیع و نسل‌کشی شروع شد. سپس بازماندگان را با جنگ و اعمال خشونت و زور، به مناطق محدودی کوچ دادند.
اشغال و اسکان و استیطان یهودیان در منطقه‌ای خاص، و تشکیل کشور یهود، موضوعی قدیم است. در اواخر قرن نوزدهم، و اوایل قرن بیستم، و به خصوص بعد از شکست عثمانی در جنگ جهانی اول، ایده شدت گرفت. قدرت‌های پیروز در جنگ، قلمرو امپراطوری عثمانی را تکه‌پاره و بین خود تقسیم کردند. با نام‌هایی که امروز به گوش آشنا است، فلسطین به سرزمین‌هایی در غرب دریای مدیترانه، در شرق سوریه و اردن، در شمال لبنان، و در جنوب مصر محدود شد. مالکیت این منطقه مورد توافق قدرت‌های پیروز در جنگ قرار نگرفت، ولی ادارهٌ آن به بریتانیا رسید. 
به علت جنایت‌های قدرت‌مداران آلمان و حزب نازی، مهاجرت یهودیان از اروپا به فلسطین، طی جنگ جهانی دوم، و بعد از شکست آلمان، بسیار پرشمار شد. یهودیان ثروتمند، بیشتر در بریتانیا ساکن بودند، و زمینهٌ کوچ یهودیان کم‌ثروت‌تر به فلسطین را فراهم آوردند. در این دوره، شعار «مهاجرت مردمِ بدون سرزمین، به سرزمینِ بدون مردم» وسیله‌ای برای جنگ روانی و آماده کردن افکار عمومی جهت راندن مردم فلسطین از سرزمین‌های آبا و اجدادی آن‌ها شد.
این اشغال‌گری و استیطان، بدون خشونت‌گستری و تجاوز به حقوق و خونریزی و جنگ، حتما غیرِممکن بود، و فقط در صورتی می‌توانست ممکن شود که مورد پذیرش افکار عمومی واقع شود. مادر همه خشونت‌گستری‌ها و تجاوزها به حقوق و خونریزی‌ها و جنگ‌ها، جنگ روانی است. جنگ روانی، در واقع، مانند یک مادر، زمینهٌ همه خشونت‌گستری‌ها و تجاوزها به حقوق و خونریزی‌ها و جنگ‌ها را به‌وجود می‌آورد و آن‌ها را می‌پرورد و بزرگ می‌کند. بدین ترتیب در انحصار خود قرار دادن رسانه‌ها و وسایل ارتباط جمعی، با اولویتی بالا، در دستور کار صهیونیست‌ها قرار گرفت.
ولی در چند سال اخیر، این سلطه‌ٌ جهانی صهیونیسفر بر رسانه‌ها و وسایل ارتباط جمعی، با چالش‌هایی روبرو شده است. با عملیات نظامی هفتم اکتبر ۲۰۲۳، این فقط دیوارها جداکنندهٌ شمال غزه و سرزمین‌های اشغالی نبود که در هم شکسته شدند!  شکسته شدن اسطوره‌ای که رسانه‌های تحت سلطهٌ صهیونیسفر از قدرت مطلقهٌ نظامی-امنیتی-اطلاعاتی ساخته و پرادخته بودند، بسیار عظیم‌تر از دیوارهای بتونی بود!
از همان ابتدای اشغال و استیطان یهودیان در سرزمین‌های فلسطینیان، خون‌ریزی و خشونت و تجاوز به حقوق، به طور گسترده شایع بود، ولی تقریبا تماما از چشم و گوش افکار عمومی، دور نگه داشته می‌شد.
بعد از هفتم اکتبر ۲۰۲۳، بخشی از این خون‌ریزی‌ها و خشونت‌ها و تجاوزها به حقوق و جنگ‌ها، توسط مردم، به دنیا گزارش شد، و در اختیار افکار عمومی قرار گرفت. دیوارهای قطور و بلند سانسورها، و از آن بدتر خودسانسوری‌ها، با کمیت و کیفیتی بی‌سابقه شکسته شدند.
امروز می‌بینیم که نتانیاهو و شرکا، در عرصه‌ٌ جنگ روانی، موقعیت تهاجمی سابق را ندارند و قافیه را باخته‌اند و حتی موضع دفاعی آن‌ها، ضعیف‌تر و ضعیف‌تر می‌گردد.

در هفته‌ای که گذشت، بیش از ۳۰ کشور برای اعتراض به جنایت‌های اسرائیل و ناپاسخگو بودن آن، در بوگوتا پایتخت کلمبیا جمع شدند. از آنها، ۱۲ کشور رسما اعلام کردند که اسرائیل را مورد تحریم نظامی قرار می‌دهند. 
این گونه تحریم‌ها را در اواخر عمر رژیم آپارتاید افریقای جنوبی هم دیدیم. 
این کشورها، شرکت در کارزار منزوی کردن، و عدم سرمایه‌گذاری، و تحریم کردن اسرائیل (Boycott, Divestment and Sanctions (BDS)) را اعلام کردند. جنبشی که در سال ۲۰۰۵ توسط فلسطینیان پایه‌گذاری شد، و از روش مبارزه سیاهپوستان علیه دولت آپارتاید آفریقای جنوبی، و از یکی از بیانیه‌های سازمان ملل متحد علیه آن رژیم آپارتاید ایهام گرفته است…………

صدارت- واقعیت‌های امروز، حکایت دارد از موفقیت مردم در روند پایان دادن به استعمارگریِ استیطانی بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا