فلسطین

صدارت- واقعیت‌های امروز، حکایت دارد از موفقیت مردم در روند پایان دادن به استعمارگریِ استیطانی

…اکثریت خشونت‌گستری‌ها و تجاوزها به حقوق و خونریزی‌ها و جنگ‌ها، در دنیای امروز، از تفکر سلطه‌گریِ صهیونیسم، و به‌خصوص از اسرائیل، سرچشمه‌ای مستقیم یا غیرِمستقیم دارند. این معضل و مشکل جهانی، به‌خصوص در منطقهٌ ما بسیار بارزتر است. تجاوز اسرائیل به میهن ما در ۲۳ خرداد – ۳ تیر ۱۴۰۴ اولین و آخرین خشونت‌گستری اسرائیل علیه ایران و ایرانیان نبوده و نیست!
سلطه‌سالاری بدون اِعمال تبعیض، و آن بدون اِعمال خشونت غیرِممکن است! اسرائیل، به عنوان جنگ‌جوی نیابتی قدرت‌های حاکم بر دنیای امروز، سلطه‌سالاری را در جهان سیطره داده است.
سلطه‌گری، بدون «دشمن» امکان‌پذیر نیست! و آن «دشمن» امروزه «اسلام» است! در میان تمام کشورهای «اسلامی»، ایران موقعیتی استثنایی دارد، و به آن جهت، نوک پیکان دشمنی‌ها به طرف ایران نشانه‌گیری شده است.
این یادآوری، نقش ما ایرانیان را در سرنوشت امروز و فردا گوشزد می‌کند. هر کدام از ما به سهم خود و به نوبه خود، در ساختن سرنوشت نقش داریم. در ماههای اول جنبش شهریور ۱۴۰۱ که با قتل مهسا امینی شعله‌ور شد، عده‌ای از هموطنان بر حقوق و حقوق‌مداری، به‌خصوص حق حاکمیت ملی و حق استقلال و خشونت‌زدایی،  ایستادگی و تاکید کردند. آنها به افزایش ابعاد جنبش خودجوش یاری رساندند. جنبشی که می‌رفت تا کار «ملاتاریا» را یک‌سره کند. ولی متاسفانه برخی دیگر، با تجاوز به حق استقلال و حاکمیت ملی، مراحل نهایی انحراف جنبش را به «منشور مهسا» کشاندند. این کژرویِ آن گروه، نه تنها جنبش را از جوشش انداخت، بلکه زمینه‌ساز تجاوز نظامی اسرائیل و امریکا به میهن ما شد. از همان روز اول حمله اسرائیل، بسیاری از این گروه از کردهٌ خود شدیدا پشیمان شده‌اند. امیدواریم این درس تجربه، عبرتی پایدار باشد، و به‌کارگیریِ مثبت این درس، زمان رسیدن به سقوط فیزیکی رژیم را کوتاه‌تر کند، و تعداد بیشتری از هموطنان، پشت به قدرت، و روی به ملت کنیم. بدین ترتیب در موقعیت بعدی، قدمهای موثرتری برای استقرار و استمرار و پیشبرد مردمسالاری بر خواهیم داشت.

با پیشرفت تمدن‌های بشری، پایان اَشکالِ کلاسیک برده‌داری، و فئودالیسم، و استعمارگری، و… را شاهد بوده‌ایم.
نمونهٌ بارز استعمارگریِ استیطانی، در امریکا رخ داد. مهاجرت‌های وسیع، به‌خصوص از اروپا، با غصب سرزمین‌های و گستردهٌ «سرخپوستان» ساکنان بومی،  کشتارهای وسیع و نسل‌کشی شروع شد. سپس بازماندگان را با جنگ و اعمال خشونت و زور، به مناطق محدودی کوچ دادند.
اشغال و اسکان و استیطان یهودیان در منطقه‌ای خاص، و تشکیل کشور یهود، موضوعی قدیم است. در اواخر قرن نوزدهم، و اوایل قرن بیستم، و به خصوص بعد از شکست عثمانی در جنگ جهانی اول، ایده شدت گرفت. قدرت‌های پیروز در جنگ، قلمرو امپراطوری عثمانی را تکه‌پاره و بین خود تقسیم کردند. با نام‌هایی که امروز به گوش آشنا است، فلسطین به سرزمین‌هایی در غرب دریای مدیترانه، در شرق سوریه و اردن، در شمال لبنان، و در جنوب مصر محدود شد. مالکیت این منطقه مورد توافق قدرت‌های پیروز در جنگ قرار نگرفت، ولی ادارهٌ آن به بریتانیا رسید. 
به علت جنایت‌های قدرت‌مداران آلمان و حزب نازی، مهاجرت یهودیان از اروپا به فلسطین، طی جنگ جهانی دوم، و بعد از شکست آلمان، بسیار پرشمار شد. یهودیان ثروتمند، بیشتر در بریتانیا ساکن بودند، و زمینهٌ کوچ یهودیان کم‌ثروت‌تر به فلسطین را فراهم آوردند. در این دوره، شعار «مهاجرت مردمِ بدون سرزمین، به سرزمینِ بدون مردم» وسیله‌ای برای جنگ روانی و آماده کردن افکار عمومی جهت راندن مردم فلسطین از سرزمین‌های آبا و اجدادی آن‌ها شد.
این اشغال‌گری و استیطان، بدون خشونت‌گستری و تجاوز به حقوق و خونریزی و جنگ، حتما غیرِممکن بود، و فقط در صورتی می‌توانست ممکن شود که مورد پذیرش افکار عمومی واقع شود. مادر همه خشونت‌گستری‌ها و تجاوزها به حقوق و خونریزی‌ها و جنگ‌ها، جنگ روانی است. جنگ روانی، در واقع، مانند یک مادر، زمینهٌ همه خشونت‌گستری‌ها و تجاوزها به حقوق و خونریزی‌ها و جنگ‌ها را به‌وجود می‌آورد و آن‌ها را می‌پرورد و بزرگ می‌کند. بدین ترتیب در انحصار خود قرار دادن رسانه‌ها و وسایل ارتباط جمعی، با اولویتی بالا، در دستور کار صهیونیست‌ها قرار گرفت.
ولی در چند سال اخیر، این سلطه‌ٌ جهانی صهیونیسفر بر رسانه‌ها و وسایل ارتباط جمعی، با چالش‌هایی روبرو شده است. با عملیات نظامی هفتم اکتبر ۲۰۲۳، این فقط دیوارها جداکنندهٌ شمال غزه و سرزمین‌های اشغالی نبود که در هم شکسته شدند!  شکسته شدن اسطوره‌ای که رسانه‌های تحت سلطهٌ صهیونیسفر از قدرت مطلقهٌ نظامی-امنیتی-اطلاعاتی ساخته و پرادخته بودند، بسیار عظیم‌تر از دیوارهای بتونی بود!
از همان ابتدای اشغال و استیطان یهودیان در سرزمین‌های فلسطینیان، خون‌ریزی و خشونت و تجاوز به حقوق، به طور گسترده شایع بود، ولی تقریبا تماما از چشم و گوش افکار عمومی، دور نگه داشته می‌شد.
بعد از هفتم اکتبر ۲۰۲۳، بخشی از این خون‌ریزی‌ها و خشونت‌ها و تجاوزها به حقوق و جنگ‌ها، توسط مردم، به دنیا گزارش شد، و در اختیار افکار عمومی قرار گرفت. دیوارهای قطور و بلند سانسورها، و از آن بدتر خودسانسوری‌ها، با کمیت و کیفیتی بی‌سابقه شکسته شدند.
امروز می‌بینیم که نتانیاهو و شرکا، در عرصه‌ٌ جنگ روانی، موقعیت تهاجمی سابق را ندارند و قافیه را باخته‌اند و حتی موضع دفاعی آن‌ها، ضعیف‌تر و ضعیف‌تر می‌گردد.

در هفته‌ای که گذشت، بیش از ۳۰ کشور برای اعتراض به جنایت‌های اسرائیل و ناپاسخگو بودن آن، در بوگوتا پایتخت کلمبیا جمع شدند. از آنها، ۱۲ کشور رسما اعلام کردند که اسرائیل را مورد تحریم نظامی قرار می‌دهند. 
این گونه تحریم‌ها را در اواخر عمر رژیم آپارتاید افریقای جنوبی هم دیدیم. 
این کشورها، شرکت در کارزار منزوی کردن، و عدم سرمایه‌گذاری، و تحریم کردن اسرائیل (Boycott, Divestment and Sanctions (BDS)) را اعلام کردند. جنبشی که در سال ۲۰۰۵ توسط فلسطینیان پایه‌گذاری شد، و از روش مبارزه سیاهپوستان علیه دولت آپارتاید آفریقای جنوبی، و از یکی از بیانیه‌های سازمان ملل متحد علیه آن رژیم آپارتاید ایهام گرفته است…………

صدارت- واقعیت‌های امروز، حکایت دارد از موفقیت مردم در روند پایان دادن به استعمارگریِ استیطانی بیشتر بخوانید »

علی صدارت- جنگ روانی مادر همهُ جنگهاست، ولی تنها جنگی است که ما مردم در آن، توانایی و وسایل دفاع پیروزمندانه از خود را دارا هستیم!

صدارت- جنگ روانی مادر همهُ جنگهاست، ولی تنها جنگی است که ما مردم در آن، توانایی و وسایل دفاع پیروزمندانه از خود را دارا هستیم!

در پی تجاوزِ تروریستیِ دولتیِ رژیم اسرائیل و امریکا به وطن ما، باری دیگر، پیام واضح و روشن ایرانیان، به انیرانیان و دریوزگان آنها این بود:
❊ تکلیف خامنه‌ای و شرکا و سران قوای سرکوب و پاسداران و بسیجی‌های خائن به وطن را خود ما ایرانیان در دادگاه‌های عادله مشخص خواهیم کرد، ، نه انیرانیان و اجنبی‌یان!
❊ باز کردن درب‌های زندان اوین و آزاد کردن زندانیان سیاسی را خود ما ایرانیان انجام می‌دهیم، نه انیرانیان و اجنبی‌یان!
❊ هر گونه تغییری در حاکمیت ایران، حتما باید توسط خود ما ایرانیان انجام بگیرد، نه انیرانیان و اجنبی‌یان! همیشه همه تغییراتی که توسط انیرانیان و اجنبی‌یان انجام شده، تماما بدون استثنا، فاجعه‌آمیز بوده است. 

توهم پهلوی و هذیان او و سلطنت‌طلبان و سایر وابستگان غرب، و آنچه تحلیل اطلاعاتی-امنیتی‌های قدرت‌های خارجی امیدوار بود، واقع نشد. البته بنا بر عقل سلیم، قرار هم نبود واقع شود. مردم نه تنها به خیابان‌ها نریختند که برای سلطنت، فرش قرمز پهن کنند و رضا پهلوی را به شاهی برسانند (البته سلطنت به صورت دورکاری از امریکا!!! زیرا او صریحا گفت دوستان و خانواده‌اش در امریکا هستند، و لازم نیست در ایران میخ‌کوب شود!!!) بلکه ایرانیان، در دفاع از وطن، از خود همبستگی نشان دادند. حتی بمب‌باران و تخریب دروازهُ زندان اوین هم با انزجار و محکوم کردن توسط ایرانیان روبرو شد. 
در روز یازدهمِ جنگ دوازدهم روزه، اسرائیل دروازه‌ی زندان اوین را بمب‌باران می‌کند. به دنبال این تجاوز تروریستی به وطن، در همان روز، رضا پهلوی که در امریکا زندگی می‌کند، به ناگهان سر و کله‌اش در فرانسه پیدا می‌شود! وی به زبان انگلیسی (نه فارسی، انگلیسی!)، پیامی را از روی کاغذ می‌خواند، و به ایرانیان می‌گوید …این برای ما لحظهُ دیوار برلین است…!!! و می‌گوید …امروز من اینجا هستم که خود را برای رهبری ایرانیان معرفی کنم…!!!

صدارت- جنگ روانی مادر همهُ جنگهاست، ولی تنها جنگی است که ما مردم در آن، توانایی و وسایل دفاع پیروزمندانه از خود را دارا هستیم! بیشتر بخوانید »

نه! به جنگ، آری! به خشونت‌زدایی، ما جنگ نمی‌خواهیم

صدارت- بالاخره سَرِ مار را بزنیم!!!؟، یا اینکه به مردم مراجعه کنیم؟

بعد از شکست ارتش اسرائیل و امریکا در تجاوز به مام وطن، آن کسی که زمینه‌ساز اصلی جنگ روانی برای تجاوز اجنبی به ایران است، یعنی آن وطن‌فروشی که می‌گفت: « سَرِ مار را…، سَرِ اختاپوس را… باید در تهران بزنند!»، باز هم از اربابان خود، یعنی «ابرقدرت» در دنیا و «ابرقدرت» در آسیای باختری (خاور میانه)، ناامید و سرخورده شد! وی حتی نمیداند که سَرِ مارِ واقعی چیست!

متاسفانه بودند برخی ایرانیانی که راه حل را حمله قشون خارجی تصور کرده بودند. بسیاری از این افراد، با مشاهده اثرات تخریبی این تصورِ غلطِ خود، در همان روز اول تغییر موضع دادند و در کنار مردم قرار گرفتند. اکنون هر چه می‌گذرد به وضوح بیشتری می‌بینیم، تعداد افرادی که از پهلوی و شرکا روی برگردانده‌اند و با پشت کردن به قدرت، به مردم روی آورده‌اند، بیشتر و بیشتر می‌شود. 

ولی در جامعه سیاسی هم، اکنون هر چه می‌گذرد به وضوح بیشتری می‌بینیم که افرادی هم که با ناامیدی و سرخوردگی در کنار پهلوی و شرکا، روی به قدرت‌ها آوردند و آن‌ها را دعوت به حمله به ایران کردند، و یا از حمله خوشحال شدند، توسط مردم، بیش از پیش طرد و منزوی می‌شوند.

صدارت- بالاخره سَرِ مار را بزنیم!!!؟، یا اینکه به مردم مراجعه کنیم؟ بیشتر بخوانید »

صدارت- شتابگیر شدن حذف نتانیاهو از معادلات قدرت، شباهت‌ها به سرنوشت آپارتاید افریقای جنوبی

سفر اخیر ترامپ، مرد هزارچهره، به کشورهای منطقهُ ما، برجسته بودن پرهیز وی از سفر به اسرائیل، طرد نتانیاهو و متزلزل شدن قدرت وی در اسرائیل و در منطقه و در دنیا، همراه با افزایش خشونت‌های اسرائیل در منطقه و جریحه‌دارتر شدن قلب مردم دنیا و افزایش انزجار افکار عمومی، بزرگترین قرارداد نظامی به ارزش بیش از ۱۴۰ میلیارد دلار،… از جمله خبرهای مهم امروز و روزهای اخیر هستند.
رژیم آپارتاید اسرائیل، آخرین نمونهُ استعمار از طریق اشغال‌گری و نسل‌کشی و سایر جنایت‌ها و تجاوزها به حقوق است. این رژیم، پای خود را جای پای رژیم آپارتاید افریقای جنوبی گذاشته و می‌گذارد، و همان راه را به سوی افول و سقوط می‌پیماید.
در دوران پسااستعماری، بسیاری از کشورهای جهان به استقلال دست یافتند، اما هنوز پدیده‌هایی چون استعمار نو و اشغال‌گری نظام‌مند در برخی مناطق ادامه دارد. رژیم استعمارگر و اشغال‌گرِ اسرائیل یکی از آشکارترین نمونه‌های این روند است. این رژیم ساختاری تئولژیک-سیاسی-نظامی که بر پایه اشغال سرزمین‌های مستعمره، تبعیض نژادی و دینی، آپارتاید، و سرکوب هر آن‌که کلیمی نیست، شکل گرفته و تداوم یافته است. این رژیم با بهره‌گیری از حمایت صهیونیسم جهانی، قدرت‌های بزرگ جهانی، به‌ویژه امریکا، اعتراضات و انتقادات بین‌المللی را نادیده گرفته و هر کسی که جرات کند از رژیم اسرائیل انتفاد کند را، به برچسب یهودستیزی، مورد خشن‌ترین حمله‌ها قرار می‌گیرد. رژیم صهیونیستی، با زیربناهای اجتماعی و ساختاری بر پایه اشغال و تبعیض، از سال ۱۹۴۸ تا امروز دوام آورده است؛ اما نشانه‌های افول و بلکه فروپاشی تدریجی آن، اکنون بیش از هر زمان دیگری مشهود است.

صدارت- شتابگیر شدن حذف نتانیاهو از معادلات قدرت، شباهت‌ها به سرنوشت آپارتاید افریقای جنوبی بیشتر بخوانید »

صلح با من شروع میشود-peace begins with me-آدمی دیگر بباید ساخت-تا تغییر نکنی نمیتوانی تغییر دهی-

صدارت- سرنوشت مشابهِ خامنه‌ای و نتانیاهو، در صورت ادامه‌ی روند کنونی

در آستانه‌ی انقلاب بزرگ ۱۳۵۷ هستیم. یکی از کلیدواژههایی که به صورت مستقیم و غیرمستقیم در شعارهای پرشعور و خودجوش در تظاهرات پرپژواک بود، مفهوم استقلال بود.

حق استقلال، در هر پنج دسته حقوق(حقوق بشر، و حقوق شهروندی، و حقوق ملی، و حقوق بین‌المللی، و حقوق طبیعت)، از اهمیتی ملموس برخوردار است.

مفهوم مهم دیگر، نفی خشونت، و ایجاب خشونت‌زدایی بود. با اینکه گروههایی بودند که مبارزات قهرآمیز را راه حل می‌دانستند، و گرچه اعضای آن گروهها چه بسا در آن زمان قهرمانان کشور دانسته می‌شدند، ولی این خشونت و قهر نبود که منجر به پیروزی انقلاب شد.

روشی که باعث فروپاشی «ژاندارم منطقه» و «جزیره‌ی ثبات» شد، خشونت‌زدایی بود.

نفی جنگ و خشونت در چهار دهه‌ی اخیر بیشتر از پیش ملموس است. خشونت‌پرهیزی و اهمیت خشونت‌زدایی جایگاهی مهمی در افکار عمومی یافته است. 

دود آتش خشونت‌گستری‌هایی که از یک سو از جانب قدرت‌های خارجی و قوای نیابتی آن‌ها، و از سوی دیگر از طرف قدرت داخلی بر مردم مناطق مختلف، بیش از همه به چشم ساکنان مناطق مرزی وطنمان رفته و می‌رود. در نتیجه قابل تصور و فهم است که ایرانیانی که در مناطق مرزی وطنمان ساکن هستند، بیش از سایر ایرانیان به اهمیت خشونت‌زدایی واقف باشند. 

در این دوران که خودبراندازیِ رژیم ولایت مطلقه فقیه، شتابگیرتر می‌شود، گروههای تجزیه‌طلب یا جدایی‌خواه و یا فدرالیست، که به علت فقدان پایگاه مردمی، چاره‌ای جز وابستگی و خشونت‌گستری نمی‌بینند، دست به تهدیدهایی زده‌اند تا بلکه به زور خود را به افراد و گروههایی که برای انتقال حاکمیت به مردم هستند، تحمیل کنند. 

سرنوشت افراد و حاکمان احزاب و تشکیلات وابسته به قدرت‌ها، سرنوشتی مشابه و عبرت‌آموز بوده است. سرنوشت حاکمانی که با تجاوزها به حقوق در کشورها حکمرانی می‌کنند هم همان تشابه را دارد.

خامنه‌ای و نتانیاهو، گرچه در دو سر مخالف کشمکش‌ها هستند نیز مشابهِ هم هستند.

لرزان‌تر شدن پایه‌های حکم‌رانی خامنه‌ای برای ما ایرانیان بیش از پیش نمایان می‌گردد. لرزان‌تر شدن پایه‌های حکم‌رانی نتانیاهو، از قدرت‌نمایی ترامپ نیست، بلکه از ضعف رئیس جمهور امریکا در مقابل افکار عمومی است.

صدارت- سرنوشت مشابهِ خامنه‌ای و نتانیاهو، در صورت ادامه‌ی روند کنونی بیشتر بخوانید »

سه جنبش(مشروطه، نفت، انقلاب ۱۳۵۷ بهار ایران) قانون اساسی حقوق پنجگانه، چو ایران نباشد، دوباره میسازمت وطن،

صدارت-ترامپ با ایران و ایرانیان چه خواهد کرد!؟

رسمیت یافتن مقام ریاست جمهوری امریکا در ۲۰ژانویه۲۰۲۵، با مراسم سوگندخوردن، یعنی کمتر از دو ماه، آغاز خواهد شد. پرسش‌های فراوانی در مورد حکمرانی ترامپ در دور دوم ریاست جمهوری مطرح است. آنچه که به ایران و ایرانیان مربوط می‌شود، ذهن بسیاری را مشغول کرده است.
ولی با گشایش افق دید، ابعاد نگرش را بهتر است به ترامپ محدود نکرد. می‌توان پرسش را به بقیه رئیس جمهورهای امریکا، و یا بهتر، به سایر مقامات دولت امریکا افزایش داد.
ولی تکلیف بریتانیا، فرانسه، آلمان، و اتحادیه اروپا، و…، و یا سایر دولت‌های غربی چه می‌شود؟ چرا نپرسیم که تک تک آنها، و یا همه‌ی آنها با ایران و ایرانیان چه خواهند کرد؟
چرا افق دید را گسترده‌تر نگردانیم. تکلیف روسیه و چین و اقمار آن‌ها و سایر قدرت‌ها در این سوی دنیا چه می‌شود؟
چرا افق دید باز هم گسترده‌تر نگردانیم و به منافع ایران و ایرانیان در رابطه با همه‌ی دیگر کشورهای دنیا نیاندیشیم؟
ولی این هم باز، نگرشی با زاویه محدود به «منافع» است. آیا جور دیگری هم می‌توان نگریست؟
 اگر افق دید به منافع محدود شود و ارتباط کشورها به فقط منافع ناچیز گردد، باز هم قدرت را اصیل دانسته‌ایم. بدین ترتیب لاجرم در پیشبرد روابط قوا و «توازن قوا» (بخوانید بی‌توازنی ضعف‌ها!) شرکت جسته‌ایم، و خود را به مشکلی از مشکلات و معضلات جهان امروز مبدل کرده‌ایم. چرا که روابط بین ملت‌ها را، در منافع ایران و ایرانیان در مقابل ضررهای بقیه کشورها و ملت‌ها، تقلیل داده‌ایم. با این دید و در این گونه روابط، رابطه‌ی مادی-مادی تنها راه ارتباطات شناخته شده است. انسان و انسان‌ها و ملت‌ها، در مادیات ناچیز می‌شوند.
ولی می‌توان با احقاقِ حقِ مطلع‌گردانی (احقاقِ حقِ اطلاع‌یابی و احقاقِ حقِ اطلاع‌رسانی) به حقوق اندیشید. می‌توان به حقوقِ جامعه‌ی ملیِ ایران، و حقوق هرجامعه‌ی ملی به‌مثابه عضو جامعه جهانی اندیشید و بدین ترتیب کانون همکاری‌های بین‌المللی را، حقوق قرار داد. با این دید، حقوق بر منافع اولویت پیدا می‌کنند. با این دید و در این گونه روابط، رابطه‌ی حقوقی-مادی راه بهتری برای روابط و ارتباطات شناخته شده است. با این دید و در این گونه روابط، که رابطه‌ی حقوقی-مادی بر روابط مادی-مادی الویت پیدا می‌کند، و با تلاش برای مخرج مشترک قرار دادن حقوق در روابط بین‌المللی، تلاش‌ها برای دست‌آوردهای مادی، هرچه خشونت‌زداتر می‌شوند.

صدارت-ترامپ با ایران و ایرانیان چه خواهد کرد!؟ بیشتر بخوانید »

تزویر، دروغ، سیاستمداران، مغزشویی، جنگ روانی، پروپاگندا، وعده دروغ، حقه

صدارت- زوایای دیگری از انتخابات امریکا

بی‌ثباتی‌سازی‌هایی که امریکا در کشور ما و سایر ملت‌های سلطه‌بر اعمال کرده است و می‌کند، همان روش‌های جنگ روانی است که ترامپ و شرکا برای انتخابات در ۲۰۱۶، ۲۰۲۰، و ۲۰۲۴ در کشور خود امریکا هم انجام دادند. در اوج خود، نتیجه‌ی ملموس آن روش‌ها، کودتای انتخاباتی و حمله به کنگره در ۶ژانویه۲۰۲۱ را بروز داد.
در چهار سال گذشته، و به‌ویژه از ۷ اکتبر تا امروز، جو بایدن (که در امریکا بسیاری او را «جنوسید جو» می‌نامنند) چشم بر جنایت‌های اسرائیل بست و سیل اسلحه و پول را به آنجا روانه کرد. با کمبودهای اقتصادی و خدمات اجتماعی در امریکا، و از سوی دیگر با گرانی‌ها و افزایش تورم، بسیاری از فقرا و کم‌درآمدها، به سمت ترامپ متمایل شدند. بدین ترتیب دمکرات‌ها یک شکست تاریخی را تجربه کردند. 

صدارت- زوایای دیگری از انتخابات امریکا بیشتر بخوانید »

صدارت: اکتبر سورپرایز، از ویتنام تا غزه! و البته باز هم وطن ما!

گرچه ژنرال‌های جنگ روانی در دیوان‌سالاری سای‌آپ‌کراسی (Psyopcracy) در ظروف مرتبط قدرت‌ها، مشغول به کار هستند، ولی ما مردم هم آهوی لنگی در کفِ شیرِ نرِ خونخواره‌ای نیستیم! تجاوزها به حقوق و جنایت‌های صهیونیسفر در فلسطین و لبنان، و نیز در ایران و سایر کشورها، موضوع جدیدی نیست و قدمتی ۷۰-۸۰ ساله دارد. منتها فقط یک سال است که ما مردم توانسته‌ایم، با احقاق حق اطلاع‌یابی و با احقاق حق اطلاع‌رسانی، این جنایت‌ها و تجاوزها به حقوق را به گوش و چشم و قلب مردم دنیا برسانیم. ولی در این فقط یک سال، به علت درآمیختنِ حقوقیِ افکار عمومی، پایه‌های امپراطوری ژنرال‌های جنگ روانی صهیونیسفر، متزلزل گشته. پدیده‌ای کاملا بی‌سابقه و حیرت‌انگیز! به‌طوریکه نشریه‌ی اسرائیلی هاآرتز در ۶ اکتبر ۲۰۲۴ به درستی می‌نویسد: «یک شکست جهانی: فروپاشی رعدآسای وجهه‌ی اسرائیل از ۷ اکتبر[۲۰۲۳]»!  باید به خود یادآور شویم که این «شکست جهانی» و این «فروپاشی رعدآسای وجهه‌ی اسرائیل» حاصل تلاش‌های حقوقی ما مردم در احقاق حقوقی چون حق اطلاع‌یابی، و حق اطلاع‌رسانی، و حق استقلال و آزادی و خودانگیختگی بوده است. اگر یک حداقل لازمی از ما مردم در احقاق این حقوق کوشاتر بگردیم، اسلحه‌هایی که در اختیار خشونت‌گستران و جنگ‌ طلبان هستند، هر چه بیشتر بی‌اثر خواهند شد. بدین ترتیب به هر مقداری که هر کدام از ما در خشونت‌زدایی فعال شویم، به همان مقدار استفاده از اسلحه توسط سلطه‌سالاران را ناممکن کرده‌ایم!

صدارت: اکتبر سورپرایز، از ویتنام تا غزه! و البته باز هم وطن ما! بیشتر بخوانید »

صدارت- موضع‌گیری در رابطه با تجاوز به مام وطن، آینه‌ی سرنوشت ما!

همانطور که متاسفانه پیش‌بینی در مورد ایجاد وقفه در جنبش زن زندگی آزادی به علت پشت کردن به ملت، و روی کردن به پهلوی درست از آب در آمد، بدون شک  پشت کردن به ملت، و روی کردن به نتانیاهو و هر اجنبی دیگری، زمان رسیدن به سقوط فیزیکی رژیم را طولانی‌تر می‌کند.

صدارت- موضع‌گیری در رابطه با تجاوز به مام وطن، آینه‌ی سرنوشت ما! بیشتر بخوانید »

صدارت- حمله اسرائیل؟ مرگ خامنه‌ای؟ کودتا؟ کدامیک از اینها!؟ وجه مشترک اینها چیست؟ چه باید بکنم؟

حمله اسرائیل و هر قشون دیگری، محکوم است! و منجر به طولانی‌تر شدن زمان رسیدن به سقوط فیزیکی می‌گردد!

وجه مشترک حمله اسرائیل؟ مرگ خامنه‌ای؟ کودتا؟ چیست؟
خارج از من هستند،
موکول به آینده هستند،
موجب انفعال هستند،
زمان رسیدن به سقوط فیزیکی رژیم را طولانی‌تر و خشونت‌آمیزتر می‌کنند،
دوران موقت بعد از فروپاشی رژیم را طولانی و خشونت‌آمیز می‌کنند،
بعد از فروپاشی مستبد فعلی، و بعد از دوران موقت، خطر حفظ ساختار استبدادی فعلی و برآمدن مستبدان بعدی را بیشتر می‌کند،

صدارت- حمله اسرائیل؟ مرگ خامنه‌ای؟ کودتا؟ کدامیک از اینها!؟ وجه مشترک اینها چیست؟ چه باید بکنم؟ بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا