نسل‌کشی

صدارت- نقش تو و نقش من در پیشگیری از تجاوزهای مجدد اسرائیل، و در عین حال ادامه مبارزه با ملاتاریا

دشمنِ دشمنِ من، الزما دوست من نیست!
نتانیاهو و ترامپ و پهلوی و رجوی و سایر شرکا، ادعا می‌کنند دشمن خامنه‌ای و شرکا هستند! 
خامنه‌ای و شرکا، ادعا می‌کنند دشمن نتانیاهو و ترامپ و پهلوی و رجوی و سایر شرکا هستند؟!
آیا من می‌توانم این ننگ را بر خود روا دارم که دوست هر کدام از این‌ها (خامنه‌ای و نتانیاهو و ترامپ و پهلوی و رجوی و سایر شرکا، که همه از یک جنس هستند!) باشم؟! آیا تو می‌توانی!!؟
میهن ما در خطر است! در این روزها، احتمال تجاوز و حملهٌ مجدد رژیم اسرائیل به میهن ما، بیشتر به نظر می‌آید.
به اجلاس سالانه سازمان ملل، حدود سه هفته مانده. با توجه به موفقیت نسبی مردم غزه در آگاهی‌رسانی جنایت‌ها، به سایر مردم جهان، افکار عمومی در کشورهای مختلف، با قلبی جریحه‌دار، به دولت‌های مطبوع خود فشار آورده‌اند و تعداد افزاینده‌ای از آن‌ها اعلام کرده‌اند که در اجلاس ۲۰۲۵، دولت فلسطین را به‌رسمیت خواهند شناخت. 
نتانیاهو و شرکا که باز هم خود را در بن‌بست بیشتری می‌بینند، با یک ضرورت حیاتی مواجه هستند، و آن این‌که باید بحران‌های دیگری را بر سر منطقه و جامعه بین‌الملل بکوبند. 
چند روز پیش در یک سخنرانی، نتانیاهو ادعا کرد که در هفت جبهه با ایران در جنگ است. او به «جبههٌ هشتم» هم اشاره کرد، که آن جبهه جنگ دروغ‌گویی، و دروغ‌پراکنی، و پروپاگندا، و جنگ روانی است. برای نتانیاهو و شرکا، جنگ روانی مهمترین اولویت را دارد، زیرا که شکست آن‌ها در این جنگ، بیش از سایر جبهه‌ها بوده است. بدون پیروزی آن‌ها در جنگ روانی، هیچ پیروزی در هیچ جنگی برایشان ممکن نخواهد بود.
در ۲۱ اوت ۲۰۲۵ ماتیو Miller میلر، سخنگوی وزارت خارجه امریکا در زمان جو بایدن، افشا کرد که ’واشنگتن می‌دانسته که اسرائیل در همان زمان که در حال مذاکرات آتش‌بس بود، ولی نقشهٌ واقعی این بود که جنگ را برای «دهه‌ها» به‌طول بکشاند!‘
حال که شرایط برای صلح، یا لااقل یک آتش‌بس، و به‌رسمیت شناختن کشور فلسطین با راه حل «دو کشور» مناسب‌تر شده، نتانیاهو و شرکا، به خصوص دست‌راستی‌های افراطی کابینهٌ ائتلافی او (بن‌گویر Itamar BenGvir وزیر امنیت ملی، عضو کنست و رهبر حزب قدرت یهودی؛ و اسموتریچ Bezalel Smotrich وزیر اقتصاد و دارایی و رهبر حزب صهیونیست مذهبی) خود را مجبور می‌بینند که فتیله‌های بحران‌ها را بالا بکشند. صهیونیست‌ها و سایر قدرت‌های غربی، بیش از چهار دهه است جنگ روانی در جبهه‌های مختلف و متعدد را علیه ایران و ایرانیان به‌راه انداخته‌اند. متاسفانه آن‌ها در بدنام کردن ایران و ایرانیان، و هم‌طراز تبلیغ کردن ما با خامنه‌ای و شرکا، موفق بوده‌اند. افکار عمومی دنیا، به اندازه‌ای که برای جنایت‌های اسرائیل در غزه به اعتراض برخواسته، در مورد تجاوز به ایران، اعتراضات جهانی، با کمال تاسف، بسیار ناچیز بود. پشتیبانی پهلوی و شرکا و بعضی «ایرانیان» از حملهٌِ اسرائیل به میهن ما، یک گیجی و سردرگمی را در افکار عمومی دنیا باعث شده است. مثلا بهت و تعجب رسانه‌گر در مصاحبه با رضا پهلوی در این زمینه بسیار دیدنی بود. او خوب می‌دانست اگر یک امریکایی در مورد وطن خود چنین حرف‌هایی را بزند، او به عنوان خائن به وطن، در دادگاه قابل محاکمه است، و ممکن است حکم اعدام بگیرد. (در این باره، به نوشتاری از آقای دکتر محمود دلخواسته در ذیل مراجعه بفرمایید)
بدین ترتیب، و با وجود خائنان به ایران و ایرانیان، نتانیاهو و شرکا، ممکن است حمله به وطن ما را، یک راهِ حلِ ساده فرض کنند. آیا ما می‌توانیم ننگ طرفداری و یا حتی سکوت در مقابل تجاوز این جنایت‌کاران به مام وطن بر خود روا داریم!؟ آن‌ها که در «جنگ ۱۲روزه» جشن و شادی کردند، چگونه می‌توانند در چشمان نسل بعد نگاه کنند؟! 
طی ۸۰ سال گذشته، سیاست‌های اقتصادی صهیونیسفر در رژیم اسرائیل، از اقتصاد استعمارگری استیطانی، به اقتصاد نسل‌کشی مبدل شده است:
https://www.instagram.com/reel/DNzEyv3Xg1v/
مدیر عامل این شرکت «اقتصاد نسل‌کشی»، نتانیاهو و شرکا هستند. آیا با هیچ منطقی می‌توان دعوت از نتانیاهو و شرکا برای تجاوز به میهن را توجیه کرد!؟
وظیفهٌ ما ایرانیان این است که این فرار به جلو را برای آن‌ها، غیرِممکن بنماییم. به‌طوری که حمله به ایران نه یک راهِ حل ساده، بلکه یک اشتباه بزرگ که باید جدا از آن پرهیز کنند باشد.
در این رابطه، هر کدام از ما به سهم خود و به نوبهٌ خود، می‌توانیم یک عامل بازدارندهٌ حمله تجاوز به ایران و ایرانیان باشیم.
از جمله اندیشمندانی که تغییر اوضاع و راه حل را توسط مردم می‌دانند، جان هالووِی «تغییر جهان بدون در دست گرفتن قدرت» و هنری جنکینز «تغییر جهان با هر رسانه‌ای که لازم باشد» هستند.
از جمله اندیشمندانی که تغییر اوضاع و راه حل را توسط مردم می‌دانند، جان هالووِی «تغییر جهان بدون در دست گرفتن قدرت» و هنری جنکینز «تغییر جهان با هر رسانه‌ای که لازم باشد» هستند.
هر چند نفر از ما، می‌توانیم یک گروه یا «هسته» را تشکیل دهیم و لذت مشارکت در ساختن سرنوشت‌های خوب و خوب‌تر را برای خود، به ارمغان بیاوریم.
هسته‌های مردمی:
نقش من در استقرار و استمرار مردمسالاری-هسته‌های خودجوش حقوقمدار
https://alisedarat.com/2011/01/18/72/

نقش من در مدیریت بحران‌های جهانی: پاندمی کووید۱۹ -پاندمی آلودگی طبیعت -پاندمی خشونت
https://alisedarat.com/2025/07/28/14409/

دومین خلعِ سلاحِ داوطلبانه‌ی اتمی در تاریخِ تسلیحاتِ کشتارِ جمعیِ هسته‌ای؟ نقش من!؟  نقش ما!؟
https://alisedarat.com/2023/12/04/12640/

…اگر آتش است یارت، تو برو در او همی‌سوز—به شب فراق، سوزان، تو چو شمع باش تا روز
تو مخالفت همی کش، تو موافقت همی‌ کن—چو لباس تو درانند، تو لباس وصل می‌دوز
به میان بیست مطرب، چو یکی زند مخالف—همه گم کننده ره را، چو ستیزه شد قلاوز
تو مگو همه به جنگند، و ز صلح من چه آید—تو یکی نه‌ای، هزاری، تو چراغ خود برافروز
که یکی چراغ روشن، ز هزار مرده بهتر—که به است یک قد خوش، ز هزار قامت کوز…

دفاع از ایران و ایرانیان در مقابل تجاوز و حمله‌ی انیرانیان، هیچ بستگی به رژیم حاکم ندارد، و وظیفه‌ی همه ما است، هر کدام از ما به سهم خود و به نوبهٌ خود!
اتحاد همگانی در هر نقطه‌ای از دنیا برای خشونت‌زدایی و دفاع از ایران، در مقابل تجاوز اجنبی، صرف نظر از اینکه چه کسانی حاکم بر ایران هستند، هر کدام از همهٌ ما به سهم خود و به نوبهٌ خود!

صدارت- نقش تو و نقش من در پیشگیری از تجاوزهای مجدد اسرائیل، و در عین حال ادامه مبارزه با ملاتاریا بیشتر بخوانید »

صدارت- رسانه‌های دولتی و گروهی در کشورهای مختلف، نگاهی مختصر و تحلیل

از رسانه‌ها به عنوان کلیۀ وسایلی که در فضای حقیقی و مجازی می‌توان از آنها برای سیر اندیشه و خبر و نظر و علم و هنر و… استفاده کرد، یاد شده است. به عبارت دیگر هر وسیله‌ای که افکار عمومی بتوانند توسط آنها با یکدیگر در تماس باشند، نوعی از انواع رسانه‌ها هستند که به قرار ذیل از آنها یاد شده است:  
۱- رسانه‌های همگانی: 
از عنوان «رسانـه‌های همگانی» به معنای وسایل ارتباط جمعی آزاد و مستقل، که بودجه آن‌ها توسط ملت، و از منابع دولتی پرداخت می‌شود و گردانندگان آن،  توسط مردم، به طور مستقیم، برای دوره‌ای محدود، انتخاب می‌شوند، و در نتیجه مستقیما به مردم پاسخگو هستند. در حال حاضر، چنین حالت مطلوبی، در هیچ کشوری وجود ندارد. برای کشوری مثل ایران که قانون اساسی جدیدی باید تدوین شود، و به همه‌پرسی و رفراندم گذاشته شود، «رسانه‌های ملیِ همگانی به‌مثابه شاخه‌ٌ چهارمِ دولت» پیشنهاد شده است.
https://alisedarat.com/2021/03/21/7612/
رسانه‌هایی که بودجهٌ آنها توسط دولت (در واقع ما مردم، ملت) فراهم می‌شود، یعنی رسانه‌های ملیِ همگانی، متعلق به ما مردم است، پس گردانندگان آن باید توسط خود ما مردم، مستقیما انتخاب شوند، که مستقیما به ما مردم پاسخ‌گو باشند، و اگر از برنامه‌هایی پخش می‌کنند و مدیریت آن‌ها راضی نبودیم، و هرگاه نظرات مردم را نمایندگی نکنند، مستقیما توسط ما مردم قابل عزل باشند. تاکید مجدد و موکد: منظور از «رسانه‌های ملیِ همگانی»، فقط و فقط و فقط رسانه‌هایی هستند که هزینهٌ آنها از بودجهٌ دولت پرداخت می‌شوند.
۲- رسانه‌های گروهی: 
از وسایل ارتباط جمعیِ غیرآزاد و نامستقل و وابسته به قدرت‌های دولتی و یا قدرت‌های غیردولتی، تحت عنوان رسانه‌های قدرت‌پیشه یا گروهی یاد شده است، زیرا که آنها منافع قدرت و گروهی  خاص را، چه بسا از راه ضایع کردن حقوق افراد و جامعه، پاسداری می‌کنند.
در دنیای امروز، قدرت‌های سلطه‌گر، وسایل ارتباط جمعی را در اختیار دارند، بطوری که همگان، با اجبارهای گوناگون، خود را مخاطب آن‌ها می‌یابند.
 در غرب، رادیو و تلوزیون و سایر رسانه‌ها، به شکل شبکه‌های عظیمی، که اکثرا متعلق به شرکت‌های خصوصی چندملیتی و فرامرزی هستند، پوشش رسانه‌ای را به اکثریت مطلق جامعه، در سلطه خود دارند. 
این رسانه‌ها، در زمره رسانه‌های گروهی قرار داده شده‌اند، بدین دلیل که منفع و منویات گروه خاصی را نمایندگی می‌کنند.
اگر درک قدرت‌پیشگی رسانه‌های غرب، در ظاهر به نظر مشکل بیاید، در میهن خود ایران، اختیار مطلق بر وسایل ارتباط جمعی، با ولایت مطلقه (قبلا ولایت مطلقه پهلوی و حالا ولایت مطلقه فقیه) بوده است. 
۳- رسانه‌های شخصی و یا رسانه‌های مردمی:
وسایل ارتباط جمعی از نوع تلفن همراه، وسایل ضبط صوت و تصویر، و وسایل انتشار مطلب و محتوی در اینترنت، کامپیوتر، نامه‌های الکترونیک (ای‌میل) به صورت محدود و گروهی و یا به صورت ارسال ای‌میل‌های انبوه، فیس‌بوک، توئیتر، وب‌سایت، وب‌لاگ، تلگرام، اینستاگرام، و…… و بسیار وسایل ارتباط جمعی دیگر که امروزه اکثرا  به طور رایگان و به سادگی در اختیار همگان قرار دارد و  مردم عادی و هسته‌های مردمی می‌توانند از آنها بطور آزاد و مستقل استفاده کنند، تحت عنوان «رسانه‌های شخصی  یا مردمی» یاد کرده شده است.

ملت اسرائیل، یکی از شکست‌خورده‌ترین مردم در جنگ روانی قدرت‌ها علیه ملت‌ها هستند. در این رابطه، نقش رسانه‌های گروهی و رسانه‌های دولتی، بسیار عبرت‌آموز است. ولی همین ملت، کم‌کم بیدار می‌شود، و این بیدار شدن به علت فعال بودن و فعال‌تر شدن رسانه‌های شخصی و یا رسانه‌های مردمی است که توسط مردمی که در غزه هستند تولید و به خارج از فلسطین، از جمله یهودیان، ارسال شده است

صدارت- رسانه‌های دولتی و گروهی در کشورهای مختلف، نگاهی مختصر و تحلیل بیشتر بخوانید »

صدارت- رسانه‌های ملی به مثابه شاخه چهارم دولت

صدارت-ورودی در مبحثِ رسانه‌های ملیِ همگانی به‌مثابه شاخهُ‌ چهارمِ دولت

برای تدوین قانون اساسیِ ایرانِ آینده، چرا باید از انیرانیان تقلید کنیم، و باز هم قانون ما، ترجمهٌ قانون اساسی دیگران باشد؟
 قانون اساسیِ ایرانِ آینده، چرا باید حتما سه شاخه (مجریه، مقننه، قضائیه) داشته باشد؟
«رسانه‌های ملیِ همگانی به‌مثابه شاخهٌ‌ چهارمِ دولت»
https://alisedarat.com/2021/03/21/7612/
این طرح چیست؟
هستهٌ پنداری این طرح چیست:
رسانه‌هایی که بودجهٌ آنها توسط دولت (در واقع ما مردم، ملت) فراهم می‌شود، یعنی رسانه‌های ملیِ همگانی: 
متعلق به ما مردم است، پس:
گردانندگان آن باید توسط خود ما مردم، مستقیما انتخاب شوند، که:
مستقیما به ما مردم پاسخ‌گو باشند، و
اگر از برنامه‌هایی پخش می‌کنند و مدیریت آن‌ها راضی نبودیم، و هرگاه نظرات مردم را نمایندگی نکنند، مستقیما توسط ما مردم قابل عزل باشند.
تاکید مجدد و موکد: منظور از «رسانه‌های ملیِ همگانی»، فقط و فقط و فقط رسانه‌هایی هستند که هزینهٌ آنها از بودجهٌ دولت پرداخت می‌شوند.
رسانه‌های شخصی، شامل شاخه چهارم دولت نمی‌شوند.
در آینده، ما ایرانیان این فرصت را خواهیم یافت که قانون اساسی جدیدی برای نظام آینده کشورمان تدوین کنیم.
(در همینجا این یادآوریِ واضح مهم است که زمان رسیدن به این «آینده» می‌تواند خیلی کوتاه باشد، در صورتی‌که هر کدام از ما، به سهم خود و به نوبهٌ خود، در این زمینه فعال باشیم. در غیر این صورت نباید شکایت کنیم اگر «ملاتاریا» تا صد سال دیگر هم بر ایران و ایرانیان سلطه‌گری کنند!)
با توجه به تجربیات دهه‌های گذشته در دنیا با قوانین اساسی ایدئولژیک (چه باورها و ایدئولژی‌های دینی، و چه عقاید و ایدئولژی‌های دنیوی)، و به‌خصوص تجربهٌ ما ایرانیان با رژیم تئولژیک ولایت فقیه، قانون اساسی آینده باید لائیک و غیرِایدئولژیک باشد.
https://alisedarat.com/2019/06/23/4991/
نظام مطلوب برای اداره جامعه، «مردمسالاریِ مشاورتیِ مشارکتیِ مستقیم است. یک قانون اساسی لائیک و غیرِایدئولژیک، قدم بزرگی در آن جهت است. با ورود نظارت مردم در امور کشور و ملت و دولت این قدم‌ها، استوارتر می‌گردند. مدیریت و اداره رسانه‌هایی که هزینهٌ آنها از بودجهٌ دولت پرداخت می‌شوند، توسط متصدیانی که توسط خود ما مردم، مستقیما انتخاب می‌شوند، زمینه‌های عملی این نظارت را برای ما مردم فراهم می‌سازد. «رسانه‌های ملیِ همگانی به‌مثابه شاخهٌ‌ چهارمِ دولت» تبلور عملی این نظارت است. «رسانه‌های ملیِ همگانی به‌مثابه شاخهٌ‌ چهارمِ دولت» فعالیت‌های حقوقی آگاهی‌یابی و آگاهی‌رسانی را برای همه ما مردم فراهم می‌کند. در این صورت است که همهٌ می‌توانیم با احقاقِ حقِ آگاهی‌یابی و احقاقِ حقِ آگاهی‌رسانی، به عنوان کنش‌گران حقوقِ بشر، برای ساختن سرنوشت‌های خوب و خوب‌تر فعال شویم.

صدارت-ورودی در مبحثِ رسانه‌های ملیِ همگانی به‌مثابه شاخهُ‌ چهارمِ دولت بیشتر بخوانید »

صدارت- سواد رسانه‌ای از منظر حقوق، حقِ آگاهی، احقاقِ حقِ اطلاع‌یابی، احقاقِ حقِ اطلاع‌رسانی

تواناترین و بزرگترین «ابرقدرت دنیا» افکار عمومی است.
از خود بپرسیم، آیا ما می‌خواهیم سرنوشتی مانند مردم فراموش‌شدهٌ آفریقا را داشته باشیم؟ چرا نباید از تجربه‌های موفق از بهره‌گیری از تواناترین و بزرگترین ابرقدرت، باز هم استفاده کنیم و دفع شر دشمنان داخلی و خارجی را، ، خودمان مدیریت کنیم؟
اینکه سرنوشت ما چه خواهد شد، با ماست!
تصمیم اینکه سرنوشت ما چه بشود، واقعا با خودِ ماست!
مردم ایران، و مردم سایر مناطق، می‌توانند با درآمیختن با افکار عمومی دنیا، به قدرت‌ها (قدرت‌های داخلی و خارجی، قدرت‌های غربی و شرقی، و قدرت‌های دولتی و غیرِدولتی)، فشار بیاورند و برای خود سرنوشت‌های خوب و خوب‌تری را رقم بزنند.
ما مردم ایران می‌توانیم و باید با استفاده از رسانه‌ها، با این بزرگترین «ابرقدرت دنیا» در بیامیزیم، و با احقاقِ حقِ اطلاع‌یابی، و با احقاقِ حقِ اطلاع‌رسانی، میهن را از خطرات قدرت‌های داخلی و خارجی، مصون نگه داریم. در این باره، حداقل از سه تجربه خوبِ رسانه‌ای کردن جنبش خودجوش و درآمیختن با افکار عمومی می‌توان یاد کرد: جنبش خودجوشِ ۱۴۰۱؛ جنبش خودجوشِ ۱۳۸۸؛ و جنبش خودجوشِ ۱۳۵۷. اهمیت پرداختن به رسانه‌ها و سواد رسانه‌ای، از جمله در این است. مساله، مسالهٌ سرنوشت ماست!
…تعریف دقیق‌تر سواد رسانه‌ای، از زاویه حقوقی را می‌توان این گونه ارائه کرد:
باسواد کسی است که بتواند با آموخته‌ها و دانسته‌های خود، تغییری مثبت در جهت حقوقمدارتر شدن در زندگی خود و دیگران و در جامعه و در زیست‌بوم ایجاد کند….
❊ اول- سواد رسانه‌ای:
«توانایی دسترسی، تحلیل، ارزیابی، تولید و مشارکت آگاهانه در رسانه‌ها و محتوای دیجیتال به صورت انتقادی و اخلاقی.»

صدارت- سواد رسانه‌ای از منظر حقوق، حقِ آگاهی، احقاقِ حقِ اطلاع‌یابی، احقاقِ حقِ اطلاع‌رسانی بیشتر بخوانید »

صدارت- واقعیت‌های امروز، حکایت دارد از موفقیت مردم در روند پایان دادن به استعمارگریِ استیطانی

…اکثریت خشونت‌گستری‌ها و تجاوزها به حقوق و خونریزی‌ها و جنگ‌ها، در دنیای امروز، از تفکر سلطه‌گریِ صهیونیسم، و به‌خصوص از اسرائیل، سرچشمه‌ای مستقیم یا غیرِمستقیم دارند. این معضل و مشکل جهانی، به‌خصوص در منطقهٌ ما بسیار بارزتر است. تجاوز اسرائیل به میهن ما در ۲۳ خرداد – ۳ تیر ۱۴۰۴ اولین و آخرین خشونت‌گستری اسرائیل علیه ایران و ایرانیان نبوده و نیست!
سلطه‌سالاری بدون اِعمال تبعیض، و آن بدون اِعمال خشونت غیرِممکن است! اسرائیل، به عنوان جنگ‌جوی نیابتی قدرت‌های حاکم بر دنیای امروز، سلطه‌سالاری را در جهان سیطره داده است.
سلطه‌گری، بدون «دشمن» امکان‌پذیر نیست! و آن «دشمن» امروزه «اسلام» است! در میان تمام کشورهای «اسلامی»، ایران موقعیتی استثنایی دارد، و به آن جهت، نوک پیکان دشمنی‌ها به طرف ایران نشانه‌گیری شده است.
این یادآوری، نقش ما ایرانیان را در سرنوشت امروز و فردا گوشزد می‌کند. هر کدام از ما به سهم خود و به نوبه خود، در ساختن سرنوشت نقش داریم. در ماههای اول جنبش شهریور ۱۴۰۱ که با قتل مهسا امینی شعله‌ور شد، عده‌ای از هموطنان بر حقوق و حقوق‌مداری، به‌خصوص حق حاکمیت ملی و حق استقلال و خشونت‌زدایی،  ایستادگی و تاکید کردند. آنها به افزایش ابعاد جنبش خودجوش یاری رساندند. جنبشی که می‌رفت تا کار «ملاتاریا» را یک‌سره کند. ولی متاسفانه برخی دیگر، با تجاوز به حق استقلال و حاکمیت ملی، مراحل نهایی انحراف جنبش را به «منشور مهسا» کشاندند. این کژرویِ آن گروه، نه تنها جنبش را از جوشش انداخت، بلکه زمینه‌ساز تجاوز نظامی اسرائیل و امریکا به میهن ما شد. از همان روز اول حمله اسرائیل، بسیاری از این گروه از کردهٌ خود شدیدا پشیمان شده‌اند. امیدواریم این درس تجربه، عبرتی پایدار باشد، و به‌کارگیریِ مثبت این درس، زمان رسیدن به سقوط فیزیکی رژیم را کوتاه‌تر کند، و تعداد بیشتری از هموطنان، پشت به قدرت، و روی به ملت کنیم. بدین ترتیب در موقعیت بعدی، قدمهای موثرتری برای استقرار و استمرار و پیشبرد مردمسالاری بر خواهیم داشت.

با پیشرفت تمدن‌های بشری، پایان اَشکالِ کلاسیک برده‌داری، و فئودالیسم، و استعمارگری، و… را شاهد بوده‌ایم.
نمونهٌ بارز استعمارگریِ استیطانی، در امریکا رخ داد. مهاجرت‌های وسیع، به‌خصوص از اروپا، با غصب سرزمین‌های و گستردهٌ «سرخپوستان» ساکنان بومی،  کشتارهای وسیع و نسل‌کشی شروع شد. سپس بازماندگان را با جنگ و اعمال خشونت و زور، به مناطق محدودی کوچ دادند.
اشغال و اسکان و استیطان یهودیان در منطقه‌ای خاص، و تشکیل کشور یهود، موضوعی قدیم است. در اواخر قرن نوزدهم، و اوایل قرن بیستم، و به خصوص بعد از شکست عثمانی در جنگ جهانی اول، ایده شدت گرفت. قدرت‌های پیروز در جنگ، قلمرو امپراطوری عثمانی را تکه‌پاره و بین خود تقسیم کردند. با نام‌هایی که امروز به گوش آشنا است، فلسطین به سرزمین‌هایی در غرب دریای مدیترانه، در شرق سوریه و اردن، در شمال لبنان، و در جنوب مصر محدود شد. مالکیت این منطقه مورد توافق قدرت‌های پیروز در جنگ قرار نگرفت، ولی ادارهٌ آن به بریتانیا رسید. 
به علت جنایت‌های قدرت‌مداران آلمان و حزب نازی، مهاجرت یهودیان از اروپا به فلسطین، طی جنگ جهانی دوم، و بعد از شکست آلمان، بسیار پرشمار شد. یهودیان ثروتمند، بیشتر در بریتانیا ساکن بودند، و زمینهٌ کوچ یهودیان کم‌ثروت‌تر به فلسطین را فراهم آوردند. در این دوره، شعار «مهاجرت مردمِ بدون سرزمین، به سرزمینِ بدون مردم» وسیله‌ای برای جنگ روانی و آماده کردن افکار عمومی جهت راندن مردم فلسطین از سرزمین‌های آبا و اجدادی آن‌ها شد.
این اشغال‌گری و استیطان، بدون خشونت‌گستری و تجاوز به حقوق و خونریزی و جنگ، حتما غیرِممکن بود، و فقط در صورتی می‌توانست ممکن شود که مورد پذیرش افکار عمومی واقع شود. مادر همه خشونت‌گستری‌ها و تجاوزها به حقوق و خونریزی‌ها و جنگ‌ها، جنگ روانی است. جنگ روانی، در واقع، مانند یک مادر، زمینهٌ همه خشونت‌گستری‌ها و تجاوزها به حقوق و خونریزی‌ها و جنگ‌ها را به‌وجود می‌آورد و آن‌ها را می‌پرورد و بزرگ می‌کند. بدین ترتیب در انحصار خود قرار دادن رسانه‌ها و وسایل ارتباط جمعی، با اولویتی بالا، در دستور کار صهیونیست‌ها قرار گرفت.
ولی در چند سال اخیر، این سلطه‌ٌ جهانی صهیونیسفر بر رسانه‌ها و وسایل ارتباط جمعی، با چالش‌هایی روبرو شده است. با عملیات نظامی هفتم اکتبر ۲۰۲۳، این فقط دیوارها جداکنندهٌ شمال غزه و سرزمین‌های اشغالی نبود که در هم شکسته شدند!  شکسته شدن اسطوره‌ای که رسانه‌های تحت سلطهٌ صهیونیسفر از قدرت مطلقهٌ نظامی-امنیتی-اطلاعاتی ساخته و پرادخته بودند، بسیار عظیم‌تر از دیوارهای بتونی بود!
از همان ابتدای اشغال و استیطان یهودیان در سرزمین‌های فلسطینیان، خون‌ریزی و خشونت و تجاوز به حقوق، به طور گسترده شایع بود، ولی تقریبا تماما از چشم و گوش افکار عمومی، دور نگه داشته می‌شد.
بعد از هفتم اکتبر ۲۰۲۳، بخشی از این خون‌ریزی‌ها و خشونت‌ها و تجاوزها به حقوق و جنگ‌ها، توسط مردم، به دنیا گزارش شد، و در اختیار افکار عمومی قرار گرفت. دیوارهای قطور و بلند سانسورها، و از آن بدتر خودسانسوری‌ها، با کمیت و کیفیتی بی‌سابقه شکسته شدند.
امروز می‌بینیم که نتانیاهو و شرکا، در عرصه‌ٌ جنگ روانی، موقعیت تهاجمی سابق را ندارند و قافیه را باخته‌اند و حتی موضع دفاعی آن‌ها، ضعیف‌تر و ضعیف‌تر می‌گردد.

در هفته‌ای که گذشت، بیش از ۳۰ کشور برای اعتراض به جنایت‌های اسرائیل و ناپاسخگو بودن آن، در بوگوتا پایتخت کلمبیا جمع شدند. از آنها، ۱۲ کشور رسما اعلام کردند که اسرائیل را مورد تحریم نظامی قرار می‌دهند. 
این گونه تحریم‌ها را در اواخر عمر رژیم آپارتاید افریقای جنوبی هم دیدیم. 
این کشورها، شرکت در کارزار منزوی کردن، و عدم سرمایه‌گذاری، و تحریم کردن اسرائیل (Boycott, Divestment and Sanctions (BDS)) را اعلام کردند. جنبشی که در سال ۲۰۰۵ توسط فلسطینیان پایه‌گذاری شد، و از روش مبارزه سیاهپوستان علیه دولت آپارتاید آفریقای جنوبی، و از یکی از بیانیه‌های سازمان ملل متحد علیه آن رژیم آپارتاید ایهام گرفته است…………

صدارت- واقعیت‌های امروز، حکایت دارد از موفقیت مردم در روند پایان دادن به استعمارگریِ استیطانی بیشتر بخوانید »

صدارت- بررسی و تحلیل زوایایی از تجاوز اجنبی‌ها به میهن؛ جنگ روانی

رسانه‌های بزرگ، در جنگ روانی قدرت‌ها علیه مردم، ابزار و اسلحه موثری بوده‌اند.

مردم اسرائیل یکی از شکست‌خورده‌ترین ملت‌ها در جنگ روانی هستند!

بسیاری از آن‌ها، به سراغ رسانه‌های غیراسرائیلی نمی‌روند، و این خودسانسوری باعث شده که پروپاگندای «مسلمانان حیوانات انسان‌نما هستند» را بپذیرند. سانسور خبرها توسط بسیاری از رسانه‌های اسرائیل، بسیار وسیع بوده است. ایجاد بحران و جنگ و خشونت و… در منطقه، و در نتیجه ترس و اضطراب از «دشمن» در دل‌ها، بسیاری از آن‌ها پذیرنده‌ی سیاست‌های نتانیاهو کرده است. بعد از حمله به ایران، محبوبیت نتانیاهو بالا رفت و برای مدتی، خطر از دست دادن مقام نخست‌وزیری را از خود دور کرد.

هنوز اکثریت مردم اسرائیل عقیده دارند که باید جنگ با فلسطینی‌ها را ادامه داد، و سرزمین آن‌ها را غصب کرد.

بسیاری از آن‌ها واقعا باور دارند که «قوم برگزیده» هستند که وظیفه دارند به «سرزمین موعود» باز گردند و آنجا را «پاکسازی» و اشغال کنند. کسانی که این جعلیات را به عنوان فرمان خداوند و احکام دین بپذیرند، به زبانی دیگر: کسانی که در این جنگ روانی شکست بخورند، بر خود واجب می‌دانند که به حقوق تجاوز کنند.

ذهنیت بسیاری از مردم امریکا، در اثر مشاهده خبرهای دلخراش از «نسل‌کشی» و «جنایات جنگی» به‌درد آمده است و جنگ روانی رسانه‌های صهیونیسفر و وابسته به اسرائیل، اثرگذاری سابق را از دست داده است. به عبارت دیگر، در جنگ روانی قدرت‌ها علیه مردم، این افراد توانسته‌اند از خود دفاع پیروزمندانه‌ای را مدیریت کنند.
قدرت‌ها، برای ادامه سلطه‌سالاری، نیازمند تجاوز به حقوق و اِعمال انواع خشونت‌های سیاسی، و فرهنگی، و اقتصادی، و اجتماعی، و احساسی-روانی، و نیز خشونت‌های فیزیکی و انواع جنگ‌ها هستند. مادرِ همه جنگ‌ها، جنگ روانی است! نکته مهم این است که جنگ روانی، این مادر همه‌ی جنگ‌ها،  نه فقط تنها جنگی است که ما مردم، به‌راحتی توانایی و دانش و وسایل دفاع پیروزمندانه از خود را دارا هستیم، بلکه حتی این توانایی را دارا هستیم که اصلا از شروع آن همه‌ی جنگ‌ها جلوگیری کنیم، هر کدام از ما به سهم خود و به نوبه خود.

جنگ روانی مادرِ همه‌ی جنگ‌ها است، ولی تنها جنگی است که در آن، هر کدام از همه ما مردم (هر کدام از ما به سهم خود و به نوبه خود) توانایی و دانش و وسایل دفاع پیروزمندانه از خود را دارا هستیم.

❊❊❊

صدارت- بررسی و تحلیل زوایایی از تجاوز اجنبی‌ها به میهن؛ جنگ روانی بیشتر بخوانید »

علی صدارت- جنگ روانی مادر همهُ جنگهاست، ولی تنها جنگی است که ما مردم در آن، توانایی و وسایل دفاع پیروزمندانه از خود را دارا هستیم!

صدارت- جنگ روانی مادر همهُ جنگهاست، ولی تنها جنگی است که ما مردم در آن، توانایی و وسایل دفاع پیروزمندانه از خود را دارا هستیم!

در پی تجاوزِ تروریستیِ دولتیِ رژیم اسرائیل و امریکا به وطن ما، باری دیگر، پیام واضح و روشن ایرانیان، به انیرانیان و دریوزگان آنها این بود:
❊ تکلیف خامنه‌ای و شرکا و سران قوای سرکوب و پاسداران و بسیجی‌های خائن به وطن را خود ما ایرانیان در دادگاه‌های عادله مشخص خواهیم کرد، ، نه انیرانیان و اجنبی‌یان!
❊ باز کردن درب‌های زندان اوین و آزاد کردن زندانیان سیاسی را خود ما ایرانیان انجام می‌دهیم، نه انیرانیان و اجنبی‌یان!
❊ هر گونه تغییری در حاکمیت ایران، حتما باید توسط خود ما ایرانیان انجام بگیرد، نه انیرانیان و اجنبی‌یان! همیشه همه تغییراتی که توسط انیرانیان و اجنبی‌یان انجام شده، تماما بدون استثنا، فاجعه‌آمیز بوده است. 

توهم پهلوی و هذیان او و سلطنت‌طلبان و سایر وابستگان غرب، و آنچه تحلیل اطلاعاتی-امنیتی‌های قدرت‌های خارجی امیدوار بود، واقع نشد. البته بنا بر عقل سلیم، قرار هم نبود واقع شود. مردم نه تنها به خیابان‌ها نریختند که برای سلطنت، فرش قرمز پهن کنند و رضا پهلوی را به شاهی برسانند (البته سلطنت به صورت دورکاری از امریکا!!! زیرا او صریحا گفت دوستان و خانواده‌اش در امریکا هستند، و لازم نیست در ایران میخ‌کوب شود!!!) بلکه ایرانیان، در دفاع از وطن، از خود همبستگی نشان دادند. حتی بمب‌باران و تخریب دروازهُ زندان اوین هم با انزجار و محکوم کردن توسط ایرانیان روبرو شد. 
در روز یازدهمِ جنگ دوازدهم روزه، اسرائیل دروازه‌ی زندان اوین را بمب‌باران می‌کند. به دنبال این تجاوز تروریستی به وطن، در همان روز، رضا پهلوی که در امریکا زندگی می‌کند، به ناگهان سر و کله‌اش در فرانسه پیدا می‌شود! وی به زبان انگلیسی (نه فارسی، انگلیسی!)، پیامی را از روی کاغذ می‌خواند، و به ایرانیان می‌گوید …این برای ما لحظهُ دیوار برلین است…!!! و می‌گوید …امروز من اینجا هستم که خود را برای رهبری ایرانیان معرفی کنم…!!!

صدارت- جنگ روانی مادر همهُ جنگهاست، ولی تنها جنگی است که ما مردم در آن، توانایی و وسایل دفاع پیروزمندانه از خود را دارا هستیم! بیشتر بخوانید »

صلح با من شروع میشود-peace begins with me-آدمی دیگر بباید ساخت-تا تغییر نکنی نمیتوانی تغییر دهی-

صدارت- درس‌گیری از تجاوز اسرائیل و امریکا- عمل در زمان حال- پیش‌گیری از تجاوزهای اجنبیان در آینده

درس‌گیری واجب و حیاتی است! (غنای وژدان تاریخی) وگرنه از یک سوراخ چندین و چند بار گزیده خواهیم شد.
 با سازندگی، و یا با تخریب و خودتخریبی
آیا ممکن است در آینده اصلا اشتباه نکنیم؟! آیا انتظار اصلا اشتباه نکردن از هیچ بشری ممکن است!؟
آیا بهتر نیست تلاش کنیم در آینده کمتر اشتباه کنیم؟
برای این منظور، باید روش ریشه‌یابی را پیشه کنیم (علت بیماری را درمان کنیم، و نه علام بیماری را!)، و پیوسته تلاش کنیم توان خود را برای ریشه‌یابی معضلات، افزایش دهیم.
❊ 
هر کدام از ما= من (بسیار مهم است که مرتب گفته نشود «مردم» و در نتیجه کاملا فراموش شود که خودِ من هم جز این «مردم» هستم، و از آن مهمتر این «مردم» از من شروع می‌شود  https://alisedarat.com/1397/08/06/4317/ ) 
 هر انسانی یک موجود نسبی، و فعال است.
پس بدون اینکه خود را مطلق بپندارم، تلاش می‌کنم منفعل نباشم، بلکه فعال باشم: به سهم خود، به نوبه خود
به خود یادآور می‌شوم که پایه و اساس کارهایی که باید انجام دهم، حقوق است.
هر فردی و هر جامعه‌ای می‌تواند و باید پیوسته تلاش کند که حقوق‌مدارتر شود.
به خود یادآور می‌شوم که پایه و اساس و مخرج مشترک همکاری‌هایی که باید انجام دهم، حقوق است.
تلاش برای احقاق هر حقی از حقوق هر کسی، در هر زمانی، و در هر مکانی!
همین نگاه از زاویهُ دیکر: مقاومت در مقابل قدرت‌ها برای اینکه مردم را، هرچه بیشتر (کمی و کیفی)  از جنس خود کنند: سانسور و خودسانسوری حقوق، تجاوز به حقوق، خشونت و خشونت‌گستری (در زمینه‌های سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، فیزیکی، و روحی-روانی)
قدرت داخلی: رژیم ولایت ملاتاریا: فساد و خشونت اقتصادی،…
قدرت خارجی: رژیم صهبونیست: از خوشحالی برای زدن درب زندان اوین تا جاسوسی برای اجنبی،…

صدارت- درس‌گیری از تجاوز اسرائیل و امریکا- عمل در زمان حال- پیش‌گیری از تجاوزهای اجنبیان در آینده بیشتر بخوانید »

صدارت- تجاوز تروریستی اسرائیل و امریکا به مام وطن، و نیز حامیان آنرا محکوم می‌کنیم!

تجاوزهای تروریستی اسرائیل و امریکا به مام وطن، و نیز حامیان آن‌ها را شدیدا محکوم می‌کنیم!
موضع‌گیری افراد مختلف در رابطه با حملات تروریستی مشترک اسرائیل و امریکا، چهرهُ واقعی آن‌ها را به مردم ایران نشان داد. به یادها خواهد ماند که در این تجاوز وحشیانه، چه کسانی پشت قدرت‌ها و تروریست‌های دولتی قرار گرفتند. 

تاثرانگیز است که در زمانی که اجنبی‌ها به مام وطن ما تجاوز می‌کردند، برخی «ایرانیان» مشغول شادی کردن در فضای مجازی و حقیقی بودند.

خوشبختانه بسیاری از این گروه، با دیدن صحنه‌های تحمل‌ناپذیر اثرات جنگ، خیلی زود به بقیه‌ی ایرانیان پیوستند، و در محکوم کردن پهلوی و شرکا، در کنار مردم قرار گرفتند.

همچنین به یادها خواهد ماند که چه کسانی، با اعتماد به نفس فردی، و با اعتماد به نفس ملی، در ایران و در سراسر دنیا، در کنار مردم ایران ماندند.

صدارت- تجاوز تروریستی اسرائیل و امریکا به مام وطن، و نیز حامیان آنرا محکوم می‌کنیم! بیشتر بخوانید »

نفی خشونت، گره به اسلحه، خشونت‌زدایی

صدارت- تبعات سیاست ترامپ در امریکا و در دنیا

❊❊تو مگو همه به جنگند و ز صلح من چه آید!؟ — تو یکی نه‌ای، هزاری! تو چراغ خود بر افروز!❊❊
آیا با این شرایط، از ترامپ و نتانیاهو چه کاری ساخته است!؟
جمله هوایی!؟
حمله دریایی!؟
حمله زمینی!؟
با توجه به کارنامه ارتش «ابرقدرت» و نوچه‌های او درچند دههُ اخیر، این تجاوزها به مام وطن ما، به ترتیب فوق، اگر با شکست کامل همراه نباشد، قطعا با با موفقیت‌های ظاهریِ سبک و با تبعات بسیارسنگین‌تری همراه خواهد بود.
خامنه‌ای: «حفظ نظام!» —>حفظ خامنه‌ای! دشمن: همهُ مردم دنیا نظام‌ستیز هستند! گرچه دشمن اصلی امریکا و اسرائیل است، ولی با آن یکی معامله غیرقانونی و پنهانی می‌کنیم (اکتبر سورپرایز) و با این یکی هم بده بستان داریم (ایران‌گیت، خرید اسلحه)
برای خامنه‌ای و شرکا، خشونت‌گستری‌ها کمال مطلوب است! در داخل در دورانی که تظاهرات صلح‌آمیز اوج می‌گرفتند، قوای سرکوب به آتش‌زدن و تخریب اموال عمومی می‌پرداختند! در خارج هم هر گونه خشونتی، به‌خصوص علیه ایران، برای «حفظ نظام» لازم است!
ولی برای بعضی، این یادآوری ضروری است: ما مردم هم در این وادی، وجود خارجی داریم!
هر کدام از ما به سهم خود، و به نوبه‌ی خود می‌توانیم در بی‌اثرتر شدن اسلحه در دست سرکوبگران، موثرتر باشیم، و بیشتر بکوشیم.
❊❊که یکی چراغ روشن ز هزار خفته بهتر! — که به است یک قد خوش، ز هزار قامت کوز❊❊

صدارت- تبعات سیاست ترامپ در امریکا و در دنیا بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا