صدارت- برخی راهکارهای عملی روانکاوی و رواندرمانی برای مدیریت افزایش تنش و اضطراب و این روزهای سخت
اینکه فردی خواستار تجاوز اجنبی به مام وطن و کشتار هموطنان خود بشود، حکایت از درد و زخمهای عمیقی در روح و روان او دارد. اما وقتی این فرد خود در امنیت خارج از کشور باشد، و این نسخهٌ مرگبار را برای هممیهنان خود در داخل ایران بپیچد، عمق فاجعه را نمایان میکند. ولی به این هر دو نباید قضاوتمندانه نگریست. این درد مشترکی است که «هرگز جدا جدا، درمان نمیشود!»
با ریشهیابی این درد است که میتوانیم ریشههای انفعالی که ما را به سرنوشت پرخطر امروز کشانده، برسیم و با درمان ریشهایِ آن، قدم بزرگی در راه استقرار و استمرار و پیشبرد مردمسالاری برداریم. این قدم بزرگ باید هم به صورت فردی، و هم به صورت جمعی و نیز به شکل ملی برداشته شود.
در روزگاری که سایه سنگین ناامنی بر زیست روزمره ما سنگینی میکند، درک سازوکارهای ذهنی و اجتماعی برای عبور از این برهه تاریخی الزامی است. ما با وضعیتی روبرو هستیم که فراتر از نوسانات سیاسی، ریشه در زخمها و آسیبهای عمیق روحی یک ملت دارد.
زیستن در یک جامعه استبدادی، در یک روند آسیبگون، فرامنِ جمعیِ سختگیرِ خود را میسازد، آسیبی که توجیهکنندهٌ انفعال است! آسیبی که مجوز پذیرایی خشونت و تجاوز به حقوق است! آسیبی که استقلال، اعتماد به نفس، اخلاقیات، میهنپرستی، بشردوستی، حقوقمداری،، و… و دموکراسی را در تعریفی کاذب، از خود بیگانه میکند. در وطن ما رژیمی با انواع تجاوزها به حفوق، با ایجاد یک اضطراب مزمن، خود را به وژدان احساسی-روانی افراد تحمیل کرده است….
….برای پیروزی جامعه در رابطه با بحرانهایی که توسط قدرتها ساخته میشوند و مردم را به آنها گرفتار میکنند (کشتار مردم در تظاهرات حقطلبانه توسط قدرت داخلی، حمله نظامی توسط قدرت خارجی)، باید حسِ طبیعیِ کرامت و منزلت و شأن و عزت و غرور و عِرق ملی در افراد بازسازی شود. شکسته شدن حرمت مطرح کردن تجاوز اجنبی به وطن، به وضوح یک بیماری است که در جریحهدار شدن و مخدوش شدن وژدان احساسی-روانی ریشه دارد. اخیرا تصویری از دو فرد «چپ» در کنار پهلوی دیدم و متعاقب آن یکی از آن دو فرد، که خانمی بود که خود را «چپِ ضدِ توتالیتر» میخواند، مصاحبهای با بیبیسی داشت که درست مانند مصاحبههای اجباری برخی زندانیان سیاسی شکسته شده در «صدا و سیما» بود! ریشههای روانشناختی در هر دو، یکی و آن خدشه و آسیب به وژدان احساسی-روانی است. وقتی که چپ، تبدیل به راستِ افراطی میشود، ضرورت روانکاوی و رواندرمانی واضحتر میگردد تا به کمک همدیگر از سرایت این بیماری مسری پیشگیری کنیم!
صرف نظر از اینکه ترامپ و نتانیاهو در رابطه به تجاوز مجدد به ایران چه نقشههایی داشته باشند، و صرف نظر از اینکه خامنهای و شرکا برای تجاوزها به حقوق چه نقشههایی در سر میپرورانند، مجموعهٌ این کاوشها و درمانها و غنایِ وژدان احساسی-روانی است که پیشبینی میکند که ما برای خود چه سرنوشتی خواهیم ساخت. انتخاب با خودِ ما است!









