بعضی از اسناد و مطالب در مورد مسائل کوردستان

۲۶ فروردین ۱۳۹۱

 

 یکشنبه چهاردهم آوریل 2012    نیویورک

 

علیرغم تلاشهای تمام اقوام ایرانی برای استقرار و استمرار مردمسالاری، افزون بر سه دهه ازعمر قدرت‌پرستان رژیم ولایت مطلقۀ فقیه گذشته است.

با تحقیق و ریشه‌یابی‌های بی‌طرفانه در تاریخ سیاسی معاصر وطنمان، به طور خلاصه از جمله دلایل و شواهدی که برای علت این فاجعه می‌توان آورد از این قراراند:

باور به اصالت قدرت، هدف قرار دادن قدرت و سعی در رسیدن به آن به هر وسیله‌ای، عدم باور به حقوق ذاتی بشر و نقض مکرر آنها، ذاتی دانستن خشونت و تشبث به روشهای خشونت‌آمیز و خشونت‌‌زا به هر بهانه‌ای و عادی دانستن و بلکه ارزش دانستن خشونت و اشاعۀ آن،  ظلم مضاعفی که بر هموطنان کورد رفته است یکی از جانب دولت مرکزی و یکی از جانب بعضی رهبران کورد که برای رسیدن به قدرت و در موضع قدرت ماندن  به پیروان خود خیانت و با دولتهای خارجی زد و بند کرده‌اند؛ عدم اعتماد نفس فردی و ملی، عدم اعتماد به مردم ایران به طور عام و به هموطنان کورد به طور خاص و عدم اعتماد به نفس و ناتوان دانستن خویش و دست تکدی به سوی هر قدرتی دراز کردن برای کسب مقداری از قدرت به هر قیمتی،…….

 آنچه در پی می‌آوریم، بعضی مطالبی است که در رابطه با مسائلی هستند که در باره منتشر شده‌اند:
:::::::::::::::

بعد از همه‌پرسی در اقلیم کردستان انتقاد از بارزانی بالا گرفت

https://www.enghelabe-eslami.com/component/content/article/13-khabar/siasi/26358-2017-10-18-14-51-05.html?Itemid=0   تاریخ ایجاد در چهارشنبه, 26 مهر 1396

رادیو زمانه: همزمان با پیشروی نیروهای نظامی عراق و حشد شعبی در اقلیم کردستان عراق، درگیری لفظی سران اقلیم شدیدتر شده است. رئیس پارلمان اقلیم از بارزانی خواسته که برای خدمت به کردستان از مقام خود کناره بگیرد.

مسعود بارزانی رئیس اقلیم کردستان عراق در دو روز گذشته با انتقادهای فراوانی روبرو شده است. حزب گوران (تغییر) از او و دیگر رهبران اقلیم خواسته است که از مقام خود کناره‌گیری کنند.

بارزانی شامگاه سه‌شنبه دو روز پس از سقوط کرکوک سرانجام با صدور بیانیه‌ای به سکوت خود پایان داد. او در این بیانیه بدون نام بردن از فرد یا گروه خاصی، وقایع کرکوک را «حاصل تصمیمات یک‌جانبه برخی طرف‌های کرد» دانست.

پیش از او رسانه‌های نزدیک به حزب دموکرات کردستان، و به ویژه شبکه خبری «روودا» اتحادیه میهنی و بافل طالبانی را عامل سقوط کرکوک خوانده بودند.

اگرچه در بیانیه بارزانی نامی از فرزندان طالبانی و یا حزب اتحادیه میهنی برده نشده است، اما با واکنش سریع و تند برخی از اعضای این حزب روبرو شده است.

فرید اسد بیانیه رئیس اقلیم کردستان را «بسیار بد» خواند و گفت که او در مقام فرمانده همه نیروهای نظامی اقلیم، «خودش را تبرئه می‌کند و از دیگران طلبکار است».

دو عضو دیگر اتحادیه میهنی نیز از دست رفتن کرکوک را «پیامد رفراندوم» و «عدم توجه بارزانی به هشدارها» دانستند.

رفعت عبدالله از اعضای ارشد اتحادیه میهنی گفت که اگر مسعود و نیچروان بارزانی به راهکارهایی که قبلا در باره کرکوک پیشنهاد شده بود، توجه می‌کردند این مسئله رخ نمی‌داد.

رزگار علی هم در انتقاد از بارزانی و حزب دموکرات کردستان زبان تندتری انتخاب کرد. او گفت که پیشتر به بارزانی گفته شده که در صورت برگزاری همه‌پرسی کرکوک از دست خواهد رفت.

به گفته او، بارزانی وعده کرده بود که پس از برگزاری رفراندوم با بغداد گفت‌وگو کند و به یک راه حل مشترک برای کرکوک برسد.

رزگار علی انتقاد بارزانی از اتحادیه میهنی را «فرافکنی پس از برگزاری همه‌پرسی» خواند و گفت: «اگر اتحادیه میهنی در کرکوک خیانت کرده، اقدام حزب دموکرات در شنگال خیانتکارانه‌تر است».

به‌رغم انتقاد شدید تعدادی از اعضای ارشد اتحادیه میهنی از بیانیه رئیس اقلیم کردستان، این حزب تا بامداد چهارشنبه ۱۸ اکتبر به صورت رسمی به این بیانیه واکنش نشان نداده است.

استعفاء: بزرگ‌ترین خدمت بارزانی به کردستان

در پیوند با همین موضوع یوسف محمد رئیس پارلمان کردستان عراق که از دو سال قبل اجازه ورود به اربیل را ندارد، با انتشار یک پیام ویدئویی از رئیس اقلیم خواست که از مقام خود کناره گیری کند.

او ۱۶ اکتبر را روز شکست و یک روز «تراژیک» برای اقلیم و «چهار پارچه کردستان» خواند که نتیجه حکمرانی ۱۲ ساله «مشروع و نامشروع بارزانی است».

یوسف محمد در بخش دیگری از این پیام بزرگ‌ترین خدمتی را که بارزانی می‌تواند برای کردستان انجام دهد کنار رفتن او و خانواده‌اش از قدرت دانست و خواستار ایجاد سیستمی تازه و نو بدون رهبرانی که شکست را بر مردم تحمیل کرده‌اند، دانست.

همه‌پرسی را فراموش کنید

در ادامه واکنش‌ها به رویدادهای دو روز گذشته در عراق و اقلیم کردستان، فواد معصوم رئیس جمهوری عراق نیز در پیامی از مردم کرکوک که از شهر خارج شده‌اند، خواست که به خانه‌هایشان بازگردند.

فواد معصوم در این پیام که از شبکه‌های تلویزیونی عراق و تعدادی از شبکه‌های اقلیم کردستان پخش شد، همزمان با تقدیر از نیروهای پیشمرگه، آنان را بخشی از نیروی نظامی عراق دانست.

او از طرفین در اربیل و بغداد خواست که به قانون اساسی عراق پایبند باشند و برای حل مسئله و رعایت حقوق همه کسانی که در عراق زندگی می‌کنند، به گفت‌وگوهای سازنده بازگردند تا حقوق کردها، عرب‌ها و ترکمن‌ها تضمین شود.

رئیس جمهوری عراق «برگزاری همه‌پرسی به اصرار یک حزب» را نقطه آغاز اختلاف‌ها دانست و گفت که دخالت نظامی در کرکوک و کنترل آن توسط دولت مرکزی عراق بر اساس قانون اساسی انجام شده است.

حیدر عبادی نخست وزیر عراق اما زبان تندتری را برای گفت‌وگو با رسانه‌ها برگزید. او گفت که همه‌پرسی در کردستان به یک گذشته تبدیل شده و به پایان رسیده است.

عبادی همه‌پرسی استقلال را عامل از دست رفتن هرآنچه که حکومت اقلیم تا به حال به دست آورده بود، دانست و گفت که به وعده‌هایی که پیش از این برای حل مسئله و توافق با اربیل داده، پایبند است.

او در واکنش به تشکیل سه استان جدید در اقلیم کردستان هم گفت که چنین توافقی صورت نگرفته و تشکیل استان‌ جدید در اقلیم ممنوع است.

پیشتر شبکه‌های خبری اقلیم کردستان از توافق بافل طالبانی و بغداد برای تشکیل یک حکومت خودمختار با محوریت سلیمانیه خبر داده بودند. نخست وزیر عراق هرگونه توافق در این باره را تکذیب کرد.

عبادی همچنین نسبت به انجام هرگونه اقدام تحریک‌آمیز در کرکوک و سایر نقاط عراق هشدار داد.

پارلمان تشکیل جلسه خواهد داد

به گزارش شبکه خبری «خندان» پارلمان کردستان عراق قرار است که امروز چهارشنبه ۱۸ اکتبر تشکیل جلسه دهد. پارلمان کردستان عراق دو سال قبل به دنبال اختلاف فراکسیون گوران با تمدید ریاست بارزانی تعطیل شد.

همزمان با آغاز تبلیغات همه‌پرسی استقلال، حکومت اقلیم اعلام کرد که پارلمان بازگشایی و انتخابات آن نیز برگزار خواهد شد.

قرار است در نخستین نشست پارلمان پس از سقوط کرکوک و سنجار (شنگال) و توافق حکومت اقلیم برای بازگشت به مرزهای ۲۰۰۳ مسئله برگزاری انتخابات پارلمانی بررسی شود.

 

^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

مهران مصطفوی: درسهای کمک خواستن از قدرتهای خارجی

https://www.enghelabe-eslami.com/component/content/article/35-didgagha/nevisandegane-ma/20766-2016-08-13-10-56-17.html?Itemid=0

نظام حاکم بر ایران این استبداد سیاه که بنام دین غارت، فساد و ترور می‌کند، جامعه را به تنگ آورده است. هر روز از ایران خبرهای بد در زمینه‌های مختلف می‌رسد. از دید نگارنده مسئول وضعیت حاضر، نظام حاکمی است که در رآس آن آقای خامنه ای قرار دارد و هر آنچه ـ خصوصا در این بیست سال اخیر بر ایران گذشته، ایشان در آن مسئولیت نخست را دارد. بنابراین در مبارزه برای دمکراسی و آزادی باید ایشان را مورد خطاب فرار داد. تجربه «برجام» بخوبی نشان داد که او که خود مذکرات را، به طور پنهانی در کشور عمان، آغاز و خود در همه مدت مذاکره را تصدی می‌کرد. همانطور که سالهاست به تکرار گفته‌ام نمی‌خواست و نمی‌خواهد “بحران‌ها” فروکش کنند و از آنجا که به بحران نیاز دارد اکنون به شدت تمام مشغول «دشمن‌تراشی»، «دشمن‌بازی» و «بحران‌سازی» است. او وابسته به قدرتهای خارجی است و از رابطه با آنها برای اهداف خود استفاده می کند. اما در این میان وظیفه ما بعنوان نیروی مخالف چیست؟ ما که خواستار تغییر این نظام و استفرار یک نظام دمکراتیک هستیم در این بزنگاه چه باید کنیم. در این مقاله تنها به یک مورد که آن را بسیار با اهمیت می‌دانم، می‌پردازم و آن پاسخ به دو پرسشی است که در آن قدرتهای بیگانه نقش پیدا می کنند.

1 ـ آیا برای مبارزه با جمهوری اسلامی می توانیم از قدرت‌های خارجی کمک بگیریم؟

برای چندمین بار است که برخی از نیروهای مخالف جمهوری اسلامی دست بسوی قدرت‌های خارجی دراز می‌کنند و درخواست می کنند که آنها را در مبارزه با رژیم جمهوری اسلامی کمک کنند. آخرین نمونه آقای «مصطفی هجری» دبیرکل حزب دمکرات کردستان ایران است که در مصاحبه‌ای که اخیرا با روزنامه اسرائیلی ژروزالم پست کرده مدعی شده “ایران تهدیدی برای منطقه است. دولت ایران با حمایت خود از حزب الله و حماس نشان می دهد که اسرائیل دشمن اصلی ایران است. حزب او و اسرائیل دشمن مشترکی دارند. ایران مقادیر زیادی پول به آنها (حماس و حزب الله) می دهد. من فکر می کنم که اسرائیل باید ایران را بعنوان دشمن اصلی خود بداند و سعی کند که دشمنش را تضعیف کند. بنابراین اسرائیل باید به گروه های مخالف جمهوری اسلامی کمک کند.” i البته نخستین ‌بار نیست که آقای هجری دست بسوی قدرت‌های خارجی دراز کرده اند. ایشان در سال ۲۰۱۱ از آمریکا و پیمان ناتو نیز تقاضای برقراری منطقه پرواز ممنوعه برفراز کردستان ایران را کرد و گفت پیشمرگ‌های کردستان در اختیار آنها هستند. اما قبل از این تجربه مخالفان جمهوری اسلامی دیگری دست به سوی قدرتهای خارجی دراز کرده بودند. البته در زیر به تجربه حزب توده و همراهی و وابستگی اش به شوروی و تجربه برخی دیگر از گروههای چپ نمیپردازم زیرا اکنون دیگر اینگونه نظامها وجود ندارند که بخاطر مسانل ایدوئولوژیک طرح جهانی داشته باشند و تنها به چند مورد بسنده می کنم.

بعد از استقرار جمهوری اسلامی دکتر احمد مدنی بهنگام اولین انتخابات ریاست جمهوری در ایران از امریکائی‌ها کمک مالی گرفت. او که نفر دوم شد بعد از مدتی مجبور به ترک کشور شد. اما باید انصاف داشت که در خارج از کشور از خود انتقاد کرد و از مردم ایران پوزش خواست و شاید در این زمینه او تنها مخالفی است که از کار خود در کمک گرفتن از قدرت خارجی پشیمان شده است. این نکته نیز لازم است گفته شود که او در خارج از این پول برای خود استفاده نکرد و آن را خرج کمک به پناهندگان نمود و در اواخر در شرایط سخت مالی نیز بسر می برد. اما همین امر کمک گرفتن به او لطمه زد و به او اجازه نداد نفشی را که می توانست در همراهی با نیروهای ملی دیگر بازی کند ایفا کند.

بعد از ایشان مرحوم دکتر شاپور بختیار به همراهی با صدام حسین پرداخت. نگارنده بخوبی بیاد دارد زمانی که روزنامه فرانسوی فیگارو نوشت که بختیار روز بعد از جنگ به عراق با هواپیما اختصاصی به عراق رفته، بسیاری از اینکار از سوی کسی که خود را ملی می‌دانست متعجب شدند و باورشان نمی شد.ii اما متاسفانه این همکاری واقعیت داشت او در جمع 6 بار به عراق رفت. خود ایشان هم در مصاحبه های مختلف مسئله کمک گرفتن از صدام را مطرح کردند. این سخن او که “برای مبارزه با خمینی با شیطان هم همکاری می کنم” چندین بار تکرار شد.iii اما جنگ آن چنان نشد که صدام گمان می‌کرد و ایران در عرض یک هفته از پا در نیامد. در اینجا باز هم باید تکرار کرد که دکتر بختیار نیز کمکهای مالی را خرج شخصی خود نمی کرد بلکه برای فعالیتهای سیاسی خود و کمک به نظامیان و خانواده هایشان خرج می کرد دکتر بختیار تیز در روزهای آخر در شرایط مالی بدی بسر می برد. همکاری دکتر بختیار با صدام ـ همراهی با شیطان ـ نه تنها کمکی به او نکرد بلکه او را از مسلک مصدقی که مدعی آن بود کاملا دور کرد. تا جائی که افرادی مانند حسن نزیه و دکتر احمد مدنی و رحمت الله مراغه ای به همین دلیل حاضر به همکاری با او نشدند. رژیم جنایتکار ایران بعدا شخصی که از بختیار حقوق می‌گرفت را با حقوقی بیشتر خرید و با کمک او دکتر بختیار را بصورت هولناکی به قتل رساند. لازم به گفتن است آقای هاشمی خود به این جنایت از سوی وزارت اطلاعات اعتراف کرده است.iv

زمانی بعد که مسعود رجوی تصمیم به رفتن به عراق گرفت, صدام حسین بخاطر نیروی نظامی ای که مجاهدین داشتند او را فردی قابل تر برای همراهی با سیاستش دانست و از آن زمان که مجاهدین به عراق رفتند عراق دیگر کمکی به بختیار نکرد. طارق عزیز در مصاحبه ای یعد از دیدار با رجوی پاریس در سال 1985 گفت که رجوی رئیس جمهور مناسب برای آینده ایران است. از آنزمان عراق سیاستش را تنها بر کمک به برخی نیروهای کرد منطقه و خصوصا نیروی مسعود رجوی استوار کرد. اما این تجربه نیز با حمله امریکا به عراق شکست خورد. و اکنون رژیم حاکم بر عراق متحد ایران شده است و اینروزها آخرین نیروهای مجاهدین از عراق خارج می‌شوند و خانم مریم رجوی در اتحاد با عربستان و گروههای جنگ‌طلب محافظه‌کارهای جدید در آمریکا بسر می برد. اکنون تنها امید سازمان مجاهدین خلق حمله نظامی به ایران است و در این امر هم تلاش می کند. این سازمان اکنون کم اعتبارترین خری خارج از قدرت است. اینها چند تجربه تاریخ معاصر هستند که شکست کمک گرفتن از خارجی در مبارزه را به روشنی نشان می‌دهند. نمونه های دیگر بسیارند. افرادی بسیاری نیز به ایم امر دست زده اند که نمونه آخرش شهرام امیری بود که قربانی کارهای خود شد و بدست رژیم پلید حاکم اعدام شد.

نگارنده در جلسه ای در اواخر دهه 60 در پاریس از آقای دکتر ممکن که زمانی عضو شورای مقاومت بود و بدنبال مسعود رجوی به عراق رفت، اما 2 سال بعد بازگشته بود در جلسه ای پرسید چرا اینکار را کردید؟ ایشان در مقابل پاسخ داد یاسر عرفات در جنگ با اسرائیل از کمکهای کشورهای عربی برخوردار است چرا ما برای مبارزه با رژیم ایران کمک نگیریم! برخی دیگر همچون ایشان بر این نظرند که ویتنام در جنگ آزادیبخش با آمریکا از کمکهای شوروی برخوردار بود کوبا و فیدل کاسترو در جنگ با حکومت کوبای طرفدار آمریکا از کمک شوروی برخوردار بود یا دوگل از انگلیسیها کمک گرفت. اما همه اینها ـ ویتنام کوبا عرفات دوگل ـ یا کشور بودند و یا کشورشان در جنگ در اشغال بود (برای مثال فرانسه و انگلیس متفق یکدیگر بودند و همراه یکدیگر با آلمان وارد جنگ شده بودند و مستقر شدن دوگل در فرانسه بخشی از ادامه مبارزه بود و یا عرفات خود را ریس دولتی می دانست که در جهان برسمیت شناخته شده بود)، که با خارجی‌ها همکاری کردند و کوچکترین ربطی به اینکه یک گروه اپوزیسیون از خارجی کمک بگیرد ندارند. گاهی این گروهها مدعی شده اند اینکار را برای ملت ایران می کنند! یعنی همان دیدگاه ولی فقیه که برای مردم تصمیم می گیرد. شاید بهتر است مثال‌های دیگر بزنند که مثلا شیعەهای لبنان در جنگ با سنیهای لبنان و اسرائیل از کمکهای ایران برخوردارند، حوثیهای یمن در جنگ با حکومت یمن و عربستان از کمکهای ایران برخوردارند داعش از کمکهای ترکیە برخوردار است، شیعەهای عراق از کمک ایران برخوردارند، مبارزان کشمیر علیە سلطەی هند از کمکهای پاکستان برخوردارند ، طالبان و القاعدە را پاکستان کمک میکند. اما از اتقاق یکی از دلایل موفق نشدنش نیروهائی مانند حزب الله، مسلمانان کشمیر و حوثیهای یمن و داعش و شیعه‌های عراق و همان وابسته شدن به قدرتهای خارجی است که دشمنشان از آن استفاده می کند و در نهایت روش آنها منجر به گسترش جنگ و خشونت می شود. در واقع همین دخالتهای خارجی موجب تقویت و تدوام خشونت و جنگها در همه این نقاط شده است. بر اینها می توان تحربه های متعدد گروههای کردهای عراق و ده ها گروه دیگر را در جهان نام برد.

سئوال دوم چنین مطرح می شود:

2 ـ آیا دشمن ما جمهوری اسلامی است و یا اسرائیل و عربستان و امریکا و یا…؟ به سه گونه متفاوت می توان پاسخ این سئوال را داد. کسانی که موافق کمک گرفتن هستند دشمن را جمهوری اسلامی می دانند. اما آیا دولت اسرائیل حقوق “اقلیت” فلسطینی را رعایت می‌کند که مثلا آقای هجری بدنبال کمک گرفتن از اسرائیل برای نجات از رژیم ایران است؟ چگونه از دولتی تقاضای کمک می‌کنید که نفس بودنش بر نقض حقوق انسانی و ملی فلسطینی ها بنا شده است؟ چگونه است که رژیم عربستان با وجود ساختار بسیار عقب مانده اش دوست امریکا و فرانسه و غرب است؟ آیا در عربستان کوچکترین اثری از دمکراسی وجود دارد؟ آیا پاسخی برای این سئوالها دارند؟ البته نه. زیرا قدرتهای خارجی چه امریکا، چه کشورهای اروپائی، چه اسرائیل چه عربستان تنها و تنها بدنبال منافع خود هستند و در این میان در بازه ای از زمانه از گروههای استفاده می کنند و اهیمتی چندانی به خواسته های آنان نمی دهند. حال در وضعیت فعلی خاورمیانه، تقاضای کمک آقای هجری از اسرائیل و عربستان نه تنها برای ایران بسیار خطرناک است، نه تنها کمکی به مبارزه برای حقوق مردم کرد ایران نمی‌کند بلکه برای همه مردم منطقه ـ از جمله کردها ـ فاجعه‌بار خواهد بود. اینگونه سیاستها ما را ممکن است برای سالهای دراز درگیر برخوردها و جنگهایی کند که تنها فروشندگان اسلحه و مستبدین حاکم سودش را خواهند برد.

اما کسانی هم هستند که معتقدند دشمنان ایران قبل از هر چیز اسرائیل و عربستان و امریکا و نه جمهوری اسلامی می‌باشد. این افراد که اغلب از اصلاح طلبان هستند گمان می کنند جمهوری اسلامی موجودی مستقل از عربستان و اسرائیل است. براستی اگر عربستان و اسرائیل دست از زورگویی بردارند و صاحب رژیمهای دموکرات و حقوقمند شوند حاکمیت جمهوری اسلامی میتواند به حیات خود ادامه دهد؟ آقای خامنه ای که اعتیاد به داشتن دشمن دارد اگر مسلمانانی که از عربستان تغذیه می شوند بانی خود را از دست بدهند آقای خامنه ای با چه کسانی می خواهد بحران بسازد و به جنگ شیعه سنی بپردازد. رژیم ایران دوست ایران نیست؛ بلکه رژیمی دشمن ایران است. براستی هزینه‌های بیشماری که این رژیم تنها برای تحکیم خود به ایران وارد کرده است چه اندازه است؟ بنابراین پاسخ سوم این است که ما باید مستقل از رژیم ایران و قدرتهای خارجی باشیم. مسئله ما دشمنی نیست مسئله ما مبارزه برای داشتن رژیم دمکراتیک در ایران است و این مبارزه زمانی موفق می شود که مستقل از رژیم ایران و قدرتهای خارجی صورت گیرد.

جهانی شدن اصل استقلال را تضعیف نکرده است استقلال به معنی ایزوله شدن نیست و مانع همکاری های منطقه ای و جهانی نمی شود. بدون استقلال آزادی ممکن نمی‌شود. کسی که به قدرت خارجی مراجعه می‌کند قبل از هر چیز به دو مسئله اعتراف می کند. اول اینکه خود ناتوان و عاجز است و مهمتر اینکه اینکه ملت ایران ـ که خود را حامی آنها می دانند ـ در کلیت و تمامیت خود ملتی ناتوان و عاجز است و توانائی تغییر رژیم تبهکار حاکم بر وطن را ندارد! در این‌صورت این پاسخ را می‌طلبد که اگر ملتی توانا نباشد و گروهای سیاسی مدعی دفاع از حقوق آنها هم توانا نباشند چگونه ممکن است حاکمیت ملی را برقرار کرد؟ در مبارزه برای دمکراسی ـ اگر هم اعتقاد داشته باشیم که ملت توانائی تغییر رژیم را ندارد ـ باید کاری کرد که این توانائی در ملت حاصل شود و خود را صاحب این خانه بداند و غاصبان حقوق او را از خانه بیرون بیاندازد. تغییر و تحول از طریق تغییر ملت آغاز می‌شود و چشمه مردم باید خود جوشان شود.

امور واقع، بخصوص در منطقه بما می‌گویند که از زمانیکه مداخله خارجی آن هم از طریق حمایت از سازمانهای مسلح و تسلیح و تجهیز آنها شروع شود دیگر ملت صاحب اختیار نیست و این قدرت خارجی است که از این سازمانها در راستای منافع خود استفاده می کند. تجریه لیبی و عراق و سوریه را در جلوی چشمانمان است، آخر چگونه نمی شود از این فجایع در حال انجام درس نگرفت و اشتباه را تکرار کرد؟

نتیجه اینکه مبارزه موفق و راهگشا مبارزه ای است که هم در استقلال از قدرت تبهکار حاکم و هم مستقل از قدرتهای خارجی شکل بگیرد و انجام شود؛ منابع و توان خود را از ملت و جامعه ملی بگیرد. باز تجربه می گوید که گروهها و اشخاصی که با قدرتهای خارجی همکاری می کنند، بسرعت از جنس رژیم حاکم می شوند، یعنی از جنس رژیمی که قرار بود بر علیه آن مبارزه کرد! ما از ملتی تاریخی که تاریخ آن باید در شروع تمدنها و تمدنهای باستانی پی‌گرفت هستیم؛ تلاش در راه حقوق انسانی و ملی و شهر‌وندی ساکنان ایران زمین، چیزی نیست جز کوشش در آگاه شدن جامعه ملی به توانایی های خود. تا اینگونه مردم از طریق مسئولیت پذیری معماران سرنوشت خود و وطن شوند. این امر هم تنها شامل مردم ایران نمی شود به همه انسانهای منطقه که در یکی از سیاه ترین دوران معاصر خود بسر می برند مربوط می شود.

i- http://www.kurdistanmedia.com/farsi/idame/24752      مصاحبه آقای شرفی

ii- https://khodnevis.org/article/46760

iii- مصاحبه دکتر شاپور بختیار با روزنامه فرانسوی “کوتیدین دو پاریس” در تاریخ 22 اکتبر 1980 (30 مهر 1359)،

iv- https://www.enghelabe-eslami.com/tamas/21-didgagha/tarikhi/9628-2014-07-09-22-25-33.html

 

@@@

http://www.kurdistanmedia.com/farsi/idame/24752

میدیا: دبیرکل حزب دمکرات کردستان ایران در مصاحبه با روزنامه‌ی “اورشلیم پُست” اعلام کرد که توافق هسته‌ای رژیم ایران با گروه ۵+١ به زیان مردم و به نفع رژیم بوده است.

روزنامه‌ی “اورشلیم پست” مصاحبه‌ای در رابطه با مبارزات نوین حزب دمکرات کردستان ایران، با “مصطفی هجری” دبیرکل حزب دمکرات کردستان ایران انجام داده است که متن این مصاحبه درپی می‌آید:

نخستین سخن مصطفی هجری در این‌ رابطه که چرا ایران با اسرائیل دشمنی می‌کند، این بود: “ما دشمن مشترک داریم، اما اکثریت کشورها از اسرائیل حمایت می‌کنند”.

دبیرکل حزب دمکرات کردستان ایران اظهار داشت: “ایران پول زیادی را صرف حمایت از حزب‌الله و حماس علیه اسرائیل می‌کند و به نظر من اسرائیل باید رژیم ایران را دشمن اصلی خود تلقی نموده و در جهت تضعیف آن تلاش نماید. حزب‌الله و حماس کمک‌های مالی فراوانی از ایران دریافت می‌کنند و آنان نیز با ایران در جهت دشمنی با اسرائیل همکاری دارند، به همین دلیل باید اسرائیل از احزاب اپوزیسیون ایران علیه رژیم ایران حمایت نماید”.

دبیرکل حزب دمکرات کردستان ایران به این امر اشاره می‌کند که آنان خواستار یک حکومت دمکراتیک فدرال هستند و در این زمینه می‌گوید: “ما به دنبال حکومتی دمکراتیک هستیم، ما می‌خواهیم تمامی ملیت‌ها از خودمختاری برخوردار باشند و هر ملتی نماینده‌ی خود را در حکومت مرکزی داشته باشد”.

هجری تأکید کرد که حزب دمکرات با کنگره‌ی ملیت‌های ایران فدرال همکاری می‌کند که احزاب ملیت‌های دیگر اعم از ملیت‌های آذری، عرب، بلوچ و ترکمن را دربر می‌گیرد و به دنبال تحقق مطالبات خود می‌باشند.

احساس بدبینی و خیانت در کردها نسبت به اروپا و آمریکا وجود دارد به دلیل اینکه آنان از دمکراسی و حقوق ملیت‌ها حمایت نکرده‌اند.

دبیرکل حزب دمکرات کردستان ایران با طرح این پرسش کە چرا غرب بە دمکراسی اهمیت نمی‌دهد؟ اظهار داشت: ” نگاه سیاست آمریکا صرفاً بە زمان حال معطوف است، اما آینده را مد نظر قرار نمی‌دهند. برای مثال، آنان نقشەای برای ساقط کردن صدام داشتند، اما هیچ راە‌حلی برای بعد از آن نداشتند”.

هجری از اینکه آمریکا طی سال‌های گذشته نفوذ مشروع و دوستان خود را در منطقە از دست دادە، نگران است، زیرا با گذشت ۵ سال، آنان در جنگ داخلی سوریه شکست خوردە و بە تروریست‌های رژیم ایران اجازە دادەاند کە بە خاک این کشور وارد شدە و از رژیم دیکتاتور بشار اسد حمایت کنند”.

@@@@@
28 جولای 2016:
کاوش -مبارزە و شهادت د،قاسملو از زاویە دیگر مهمان برنامە ; آقای مازیار شکوری فعال سیاسی و نویسندە سایت انقلاب اسلامی

@@@@
اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
آدینه  
۲ فروردین ۱٣۹۲ –  ۲۲ مارس ۲۰۱٣

 


 اخبار روز: خبرگزاری فرات ترجمه ی فارسی متن کامل پیام ۲۱ مارس عبداله اوجالان رهبر پ کا کا را به شرح زیر منتشر کرده است:

سلام به خلقهای خاورمیانه و آسیای میانه که با یک همبستگی در سطحی عالی نوروز را در کنار یکدیگر جشن می گیرند .
سلام به برادری خلقها که با هیجانی مضاعف با خواست دمکراسی و خوشبینی، نوروز عصر اخیر را با نوروزهای جدید در کنار یکدیگر جشن می گیرند.
سلام به رهروان راه مقدس، کسانی که راه دمکراسی، آزادی و همسانی را هدف خود قرار داده اند.
سلام به ملتی که در امتداد سلسله کوههای زاگرس و توروس در میان رودخانه های دجله و فرات واقع در جغرافیای مزوپوتامیا و آناتولی نقش مادری برای تمدن روستایی و شهری ایفا کرد و از کهنترین اجتماعات است، سلام به ملت کرد.

این تمدن کهن هزاران ساله را کردها با همکاری و برادری جوامع همسایه به وجود آوردند و در کنار آنها در صلح و آشتی زندگی کردند. رودهای دجله و فرات برادران ساکاریا و مریچ و کوههای آگری و جودی دوستان کوههای کاچکار و ارجییس هستند. گووند و دلیلو از فامیل هورون و زیبک اند. قدرتهای فرادست همواره تلاش کرده اند که با مداخلات خارجی برای تأمین منافع گروه هایی با اعمال فشار و سیاستهای مختلف این جوامع کهن و متمدن را به دشمنان یکدیگر مبدل کنند و برای همین نیز همیشه سعی کرده اند که قدرتهایی در تضاد با حق و حقوق تشکیل دهند.
امپریالیسم غربی طی دو قرن اخیر با فتوحات جنگی و دخالتهای خارجی درپی آن بود که در خاورمیانه ذهنیت دولت- ملت را پیشبرد دهد و در این مسیر نیز با ترسیم مرزهای ساختگی، با بر روی کار آوردن حکومت های سرکوبگر در تلاش بودند خلقهای عرب، فارس، ترک و کرد را به دشمنی با هم وادارند.

اما دوره عقلیت سرکوبگری به پایان رسیده است و دیگر جوامع خاورمیانه و آسیای میانه هوشیار شده و به اصالت خویش بازمی گردند. این جوامع خواهان پایان جنگ های ریشه ای و جلوگیری از تعمیق اختلافات هستند.
صدها هزار و میلیونها انسانی که دل آنها با آتش نوروز روشن می شود و صحنه ها را با حضور خود پر می کنند دیگر خواهان برادری اند و بدنبال چاره یابی مسائل.

عصیانی که من در ابتدا به تنهایی در برابر نادانی و بردگی آغاز کردم با آرمان شکل دهی تفکری مبارز در برابر انواع سرکوبها و شکل دهی ذهنیت و روحی تازه بود.
من امروز شاهد آن هستم که فریاد من تا سطح قابل توجهی پیشرفت داشته است.
تقابل ما نه در مقابل هیچ ملت و دینیست و نه در تضاد با هیچ مذهب و گروهی.
جنگ ما در برابر ظلم، نادانی، بی عدالتی، عقب افتادگی و هرگونه فشار و ستمکاری بوده است. ما امروز دیگر برای ترکیه ای نوین، خاورمیانه ای جدید و آینده ای تازه هوشیار می شویم. فراخوان من به‌ جوانان است که با دل و جان پیشنهاد من را می پذیرند، حرف من با مادران مقدسی است که پیام مرا در عمق دل جای می دهند، سخن من با دوستانی است که با تمام وجود پیام من را تأئید می کنند و برای انسانهاییست که مشتاقانه به پیام من گوش فرا می دهند.

امروز دوره ای جدید آغاز می شود و از دوره مقاومت مسلحانه، دروازه ای بسوی مرحله سیاست دمکراتیک باز می شود. مرحله ای که عمدتا از موارد سیاسی، اجتماعی و اقتصادی شکل می گیرد. در این مرحله ذهنیتی که حقوق دمکراتیک، آزادی و برابری را اساس قرار می دهد مطرح خواهد بود. ما دهها سال از زندگی خود را فدای این ملت کردیم و بهای سنگینی نیز برای آن پرداختیم. این فداکاری و مبارزه بی دلیل نبوده‌ و از طریق آن کردها مجددا شخصیت ذاتی و هویت خویش را بازیافتند.

سلاحها بهتر است خاموش شوند چرا که دیگر به سطحی رسیده ایم که لازم است فکر و گزینه سیاسی در اولویت قرار گیرد.
پارادایم مدرنیسم که همه چیز را نادیده می گرفت، انکار می کرد و خارج از دور باقی می گذاشت دیگر به زوال خود رسیده و پایان یافته‌ است. خونهایی که ریخته‌می‌شوند خون ملتهای ترک، لاز، چرکس، کرد و همه انسانهای ساکن این جغرافیاست. من امروز در محضر میلیونها نفر که به سخنان من گوش می دهند اعلام می کنم که دیگر مرحله ای جدید آغاز می شود. ما اکنون به زمان چنان مهمی رسیده ایم که نیروهای مسلح ما به آنسوی مرزها عقب نشینی کنند. من مطمئنم کسانی که به من ایمان دارند و دلشان را برای من باز گذاشته اند حساسیت موضوع را درک کرده‌ و از آن دفاع خواهند کرد.
البته این نه یک پایان بلکه آغازی برای مبارزات سیاسی-دمکراتیک است.
این نه به معنای رها کردن مبارزات که به معنای تداوم آن به شیوه ای دیگر است .

تشکیل جغرافیای اتنیکی و تک ملتی از اهداف غیرانسانی مدرنیته سرمایه داری و به معنای انکار اصلیت و موجودیت ماست.
برای آنکه تمامی جوامع آناتولی و کردستان به مانند تاریخ گذشته شان قادر باشند همسان و صلح آمیز زندگی کنند مسئولیت بر عهده همگان است. به مناسبت این نوروز من می خواهم که دست کم به اندازه کردها؛ ترکمنها، آسوریان، اعراب و جوامع دیگر نیز اشعه های آزادی و برابری را همچون آزادی و برابری ذاتی خویش بپندارند.
خلق ترکیه باید متوجه باشند که اگر امروزه در آناتولی قدیم تحت نام ترکیه قادر به تداوم حیات هستند این را مدیون همکاری و برادری کردها و ترکها در هزاران سال هستند که تحت لوای برادری مسلمانان تشکیل دادند. در قوانین آنزمان انکار، عقب راندن و همسان سازی اجباری با توسل به حذف دیگری وجود نداشت. سیاستهای کاپیتالیستی مدرن صد ساله اخیر که حاوی فشار، ستم و آسیمیلاسیون است نیروی خود را از مردم نگرفته اما با این وجود مردم نتوانستند خود را از آن رها کنند.
این سیاستهای سخت تنها حاصل تلاش گروهی بود که تمام حقوق و تاریخ برادری را انکار می کردند. ولی در عصر امروز این تلاشهای ضدحقوقی بخوبی تحلیل شده اند. برای پایان یافتن این ستم من دعوت می کنم هر دو نیروی اصلی و استراتژیک خاورمیانه دست در دست هم قرار دهند و طبق تاریخ و فرهنگ کهن خود مدرنیته ی دمکراتیک را تأسیس نمایند.

دوره دیگر دوره اختلاف، جنگ و تنش نیست بلکه دوره اتفاق، همکاری و مهرورزی به یکدیگر و بخشش است.
ملت کرد و ترک در کنار یکدیگر برای آزادی جنگیدند و در چاناکالا در کنار یکدیگر شهید شدند. در سال ۱۹۲۰ نیز مجلس بزرگ ترکیه با همکاری کردها و ترکها تأسیس شد. واقعیت تاریخی مشترک ما چگونگی آینده مشترک ما را نیز تعیین کرده و طرحهای مشترک ما را می طلبد. روحیه تأسیس مجلس ترکیه امروز نیز عصر ما را روشن خواهد کرد.
خوب است که همه جامعه در نظام مدرنیته ی دمکراتیک جای بگیرند؛

نمایندگان جوامع تحت ستم، نمایندگان طبقات و فرهنگها؛ فراخوان من آنست که تنها راه رهائی طبقات زیر دست، زنان، مذهب، طریقت و تمامی جامعه و گروههای فرهنگی دیگر که از دایره خارج مانده اند، از این وضعیت، جای گرفتن در مدرنیته ی دمکراتیک است.
خاورمیانه و آسیای میانه به دنبال آن هستند که مطابق با جوهره تاریخی خود سیستمی امروزی و دمکراتیک تشکیل دهند. در این جریان بیش از نان و آب به جستجو و تحقیقات برای مدلی که همه بتوانند در آن آزادانه و برابر زندگی کنند وجود دارد. برای دست یافتن به چنین مدلی پیشاهنگی فرهنگهای موجود در جغرافیای مزوپوتامیا و آناتولی غیرقابل انکار است.
همانطور که در مدتی نه چندان دور کردها و ترکها در چارچوب میثاق ملی دست به مبارزات آزادیخواهانه زدند امروز هم چنین روابطی می تواند در ابعادی گسترده تر برقرار شوند.

با وجود همه اشتباهات و قصورات نود ساله اخیر بار دیگر تمامی جوامع زیر دست و ضربه دیده که با مصیبتهای فراوانی روبرو مانده اند سعی در ایجاد مدلی جدید دارند.
بر خلاف میثاق ملی، کردها تقسیم شدند و امروز در جمهوری عراق و سوریه با سختیها و مسائل بسیار روبرو ماندند. من خلقهای کرد، ترکمن، آسوری و عرب را دعوت می کنم که زیر چتر ‘کنفرانس همکاری ملی و صلح’ به گفتگو درباره‌ حقایق خود بنشینند و قادر به درک یکدیگر باشند.
در برابر سیاست تقابل با یکدیگر ما برادری را پیش می کشیم و در برابر سیاست انشقاق نیز اتحادیه خلقها را تشکیل می دهیم.

کسانی که قادر به قرائت صحیحی از این دوره نباشند به زباله دان تاریخ می روند، کسانی که در برابر حرکت آب مقاومت کنند نیز سرنوشتی مشابه دارند.
خلقهای خاورمیانه از جنگ و تنش و جدایی و انشقاق خسته شده اند و از این رو می خواهند بر روی ریشه و روان خود با همکاری و مساعدت، دست در دست هم دوباره پا بگیرند.

این نوروز مژده ای برای همه ماست؛
حقایقی که در داستانهای حضرت موسی، حضرت عیسی و حضرت محمد جای دارند امروز با مژده ای نو وارد زندگی می شوند و انسانیت به دنبال آن است که فطرت خود را باز یابد.
ما منکر همه دستاوردهای تمدن امروزه‌ غرب نیستیم و از جوانب روشنفکری، برابری طلبی و دمکراتیک آن سود می گیریم، ما با تلفیقی از تفکرات خود و غرب، عنصر دیگری ساخته و وارد حیات می کنیم.
امید تلاشی نو، اندیشه‌ و آرمان، و توسعه‌ سیاست دمکراتیک کمپین جدیدی از دمکراتیزاسیون را آغاز کرده‌ است.
در پایان درود می‌فرستم به‌تمام آنانیکه‌ به‌ این روند نیرو بخشیده‌ و از حل دمکراتیک و صلح حمایت می‌کنند.
درود بر آنانیکه‌ برای برادری، یکسانی، دمکراسی و آزادی قبول مسئولیت می‌کنند.

عبدالله‌ اوجالان ۲۱ مارس ۲۰۱٣ زندان امرالی

 

 

 

@@@@@@@@@@ @

 

بیانیه تعدادی از فعالان کُرد حوزه شمال غرب و غرب کشور
http://www.kordha.ir/?p=1939

 


همه عالم تن است و ایران دل
هموطنان گرامی، ملّت بزرگ ایران
بدنبال اعمال تهدیدها و فشارهای بین المللی در خصوص اوضاع سیاسی، اجتماعی  وفرهنگی ایران و برخی سوءتدبیرهای داخلی در پاسداشت حقوق اساسی مردم ایران؛ طی روزهای اخیر و به دنبال انتشار پیمان نامه اتحاد میان دو شعبه از شعب متعدد سازمان های مسلح و نظامی دموکرات و کومله و نیز انتشار اطلاعیه ای به نام تعدادی از فعالان و نویسندگان کُرد در خصوص نفی تمامیت ارضی کشور ایران، جمعی از فعالان و شهروندان ایرانی کُرد، نکاتی برای تنویر افکار عمومی و تاکید بر پیوندهای عمیق و دیرین فرهنگی، اجتماعی و تاریخی میان همه شهروندان ایرانی و نفی هرگونه حرکت جدایی خواهانه و ضدایرانی، معروض میدارند.
ایرانیان عزیز
مردم کُرد، همچون دیگر هموطنان سهم بسیار برجسته و با اهمیتی در شکل گیری و شکوفایی تمدن ایران زمین ایفا کرده اند. پیشینه ی تاریخی روشن این دیار را میتوان از سنگ نوشته های حک شده بر سینه کوه های زاگرس تا صدای یکی از اسطوره های هُنر آواز ایران، استاد شهرام ناظری دید؛ آفرینش و انتشار آثار بی شمار هُنری،فکری،علمی و ادبی به زبان ملّی فارسی و با درونمایه ها و تعلقات تماما” میهن دوستانه و ایرانی ستایانه از سوی هنرمندان و شاعران و نویسندگان کُرد، گواه دیگری بر ایران دوستی این مردمان پاک نهاد است؛ کُردها در پاسداری از مرز و خانمان این دیار نقش برجسته و گسترده داشته اند ، ازایستادگی در جنگ چالدران و فتح هرات تا پاسداری و حفظ فرهنگ ایران با بزرگانی چون شیخ شهاب الدین سهروردی، شیخ اشراق احیاء کننده اسطوره¬های ایرانی در قالب حکمت اشراق، عبدالحمید بدیع الزمانی کردستانی استاد برجسته دانشگاه تهران و علی اصغر کردستانی ،این لیست را می توان با نام برجستگان دیگری آزین بست ؛ حسن کامکار موجب اعتلای موسیقی ایران و منطقه گردید، محمد قاضی و ابراهیم یونسی از پایه های اصلی ترجمه و ادبیات ایران شدند. بسیاری از بزرگان و صاحب منصبان کُرد بر ریشه ایرانی و حفظ فرهنگ و بوم خود تکیه داشته اند، یا والی نشین اردلان که نسب خود را به ساسانیان می رساند. کمااینکه عزیز خان مکری، امیرنظام گروسی و یارمحمد خان کرمانشاهی  و صدها و هزاران کُرد دیگراز جمله نخبگان کُردزبانی هستند که با جان و هستی خود برای آزادی و اعتلای ایران و ایرانی از دوران قاجار و مشروطیت  تاکنون کوشیدند؛ در این لیست بی پایان می توان برجستگان اهل این دیار دیگری را مثال زد ، بنیانگذار نیروی دریایی نوین ایران، دریاسالار شهید غلام علی بایندر و برادر رشیدش ناوسروان شهید یداالله بایندر از آن جمله است که در دوران هجوم متفقین به ایران، در جنوب و شمال کشور، جان خود را فدای استقلال ایران کردند. علی خان حبیبی در سقز  و منطقه تیلکوه برابر دفع شررات محمد رشیدخان جان خود را فدا کرد. دکتر کریم سنجابی و زنگنه یاران وفادار شادروان دکتر مصدق در جریان فعالیتهای ملّی بودند . به استاد شهید کامران نجات اللهی هم بایداشاره کرد که، در کوران مبارزات آزادیخواهانه مردم ایران در انقلاب ۱۳۵۷ هستی خود را پیش کش آزادی کهن دیارمان، ایران کرد. هزاران شهید دوران جنگ عراق با ایران هم، میثاق خونین و مکرر مردمان این دیار، در دفاع از تمامیت ارضی این مرز و بوم و سرزمین مادری¬مان، ایران است. هنوز زخم های بمباران شیمیایی  بر تن و جسم مردم کُرد در سردشت و زرده و مریوان  و حلبچه عراق جراحت وارد می کند در حالیکه در همان زمان بمباران شیمیایی منطقه ی کُرد نشین، احزابی با صدام داد و ستد داشتند و به تکذیب بمباران شیمیایی می پرداختند.
هموطنان آزاده
در دوره هایی از تاریخ معاصر و البته با دخالت دولت های منطقه ای و فرا منطقه ای، سلسله حوادثی در برخی از مناطق کشور از جمله در بخشی از مناطق کُردنشین روی داد که نتیجه آن تحمیل هزینه های بسیار سنگین توسعه ای ،سیاسی ،مالی و جانی بر مردم منطقه و سایر هموطنان بود. تلفات چندین هزار نفری ناشی از درگیری های نظامی گروه های کُرد و غیر کُرد مستقر در حوزه مناطق کُردنشین در دهه اول انقلاب و بقای آثار دیرپای آن حتی تا امروز و عقب ماندگی چشمگیر از قافله آبادانی و سازندگی کشور برای سال های متمادی نمونه ای از این خسارات سنگین است که چندین نسل باید تاوان آن نابخردی ها را پس بدهند؛ آیا گروه هایی با نام های رنگارنگی چون دموکرات، کومله و … که با حضور و فعالیت مسلحانه و نظامی  خود در منطقه  جز ترویج خشونت و نفرت و خونریزی ثمره دیگری برای حرکت دمکراسی خواهانه وحق طلبی مردم ایران نداشته اند وسهم غیرقابل انکاری در ایجاد خسارات بزرگ انسانی، اجتماعی، فرهنگی و توسعه‌ای داشته‌اند، میتوانند مدعی دفاع از حقوق بشر و برآورده کردن منافع همه ایرانیان و بویژه اهالی  حوزه های کُرد نشین غرب ایران با تمام تنوع و کثرت فرهنگی،مذهبی و زبانی آن باشند؟ هر کسی با تاریخ ایران و کُردانش آشنا باشد بخوبی به این نکته واقف است که تاریخ کُرد و ایران از هم جدا نیست و عناصر فرهنگ کُردی مانند جشن بزرگ نوروز جزیی از مجموعه فرهنگ ایرانی است، مگر بی اطلاعان یا دشمنان آزادی و آسایش  مردم منطقه و ایران زمین.
ما امضاء کنندگان این بیانیه، ضمن اعتقاد و التزام به دموکراسی، اصول حقوق بشر و توسعه پایدار در همه نقاط ایران، انزجار خود را از اصوات گاه و به گاه و تحرکات تجزیه طلبانه گروه اندکی که منافع باندی، سیاسی و طایفه ای خود را به منافع ملی همه ایرانیان ترجیح میدهند، ابراز میداریم و بر این اعتقادیم که حقوق پایمال شده همه ایرانیان و از جمله مسائل و مشکلات حوزه های کُرد نشین غرب ایران، با اتخاذ روش های دموکراتیک، مدنی، به دور از خشونت و با رعایت حقوق بشر و تمسک به قانون چه از سوی مردم و گروه‌های سیاسی و چه از سوی نهادهای حکومتی در چارچوب حفظ استقلال،همبستگی ملّی ، یکپارچگی و تمامیت ارضی کشور، دست یافتنی خواهد بود و هرگونه تلاش در راستای ایجاد ناامنی،بی اعتمادی ،خشونت و بی ثباتی در ایران و درمنطقه را محکوم می کنیم. سده های پیش  شاعر کُردتبار، نظامی گنجوی  چه زیبا سرود:

 

 

همه عالم تن است و ایران دل           نیست گوینده زین قیاس خجل
چونکه ایران دل زمین باشد               دل ز تن به بود یقین باشد
میانگیز فتنه میافروز کین                   خرابی میاور در ایران زمین
با سپاس از تمامی هم میهنان گرامی
 

@

 ابوالحسن بنی صدر و رحیم رشیدی از تحریف تاریخ تا واقعیت 

 http://rehim.blogspot.com/2012/09/blog-post_6016.html 

2012-09-29دستوربنی صدر به درنیاوردن پوتین ها از پا، کی و کجا بود؟ 59-01-12

 

@

 

فرمان بنی صدر به ارتش درمورد بیرون نیاوردن پوتین ها
فیلم کامل
@

 

آیا شما به ارتش گفتید که پوتین هایتان را در نیاورید

 

@

Koln 31/9=شما به سربازان گفتید پوتین هایتان را درنیاورید

http://www.youtube.com/watch?v=sGq0u8tYo2E&feature=relmfu#t=43s





@@@@@@@@@@@@@@@@

 

new_winفرمان بنی صدر به ارتش درمورد بیرون نیاوردن پوتین ها   

 

در برنامۀ افق بتاریخ 2012-09-17 آقای رشیدی در انتها دو جملۀ کوتاه را بیان فرمودند که بسیار گویائی دارد:
http://www.youtube.com/watch?v=QqoEB4RcRFY&feature=player_detailpage#t=520s

ایشان از زحمات موفق آقای بنی‌صدر برای محکومیت سران رژیم جاا در جنایت میکونوس بدرستی قدردانی فرمودند. علیرغم سانسور و تخریب فراوان در بارۀ آقای بنی‌صدر، ایشان منصفانه از وی یاد کردند.2-متاسفانه در مورد دیگری، اطلاعات ایشان صحیح نبود و اظهار فرمودند که “مردم کوردستان همیشه از آقای بنی صدر به خاطر این فرمانی که پوتین ها را باز نکنید تا کوردستان را تصرف کنید عصبانی بودند ……” این را میتوان به تعبیر خودشان، به حساب سن کم ایشان در آن زمان گذاشت. برای کمک به خشونت‌زدائی در منطقه و به تبع آن بهبود وضع همۀ ایرانیان از جمله هموطنان کرد، لینک سخنرانرانی آقای بنی صدر را در سال 1359 در بالا آورده‌ایم. متن پیاده شدۀ سخنرانی از این قرار است:« ….در آذربایجان غربی کسی که یاغیگری پیشه کرده و عده‌ای را به گروگان گرفته، از جمله فرماندار خوی، دیروز در کمیسیون امنیت ملی این مساله گفته شد و آن‌ها سه روحانی فرزند پیغمبر را کشته‌اند و 6 نظامی را تهدید کرده‌اند اگر تا 24 ساعت پادگان‌های ژاندارمری را منحل نکنید و گروگان‌های ما را رها نکنید ما گروگانهای شما را خواهیم کشت. در آن‌جا گفته شد که مبادله انجام بگیرد، من مخالف بودم. اگر رئیس‌جمهور شما را هم به گروگان گرفتند، شما حق ندارید تسلیم منطق دشمن شوید. بنا براین اگر آن‌ها تهدید خود را اجرا کردند «انالله و انا الیه راجعون» ما آن گروگان‌ها را شهید ملت تلقی می‌کنیم. اما از همین لحظه ارتش حق ندارد پوتین از پا درآورد مگر آن‌ که آن خطه را از وجود این یاغی‌ها پاک کند».

 

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
گزارش

 

 

یکشنبه ۲۶ شهریور ۱۳۹۱ برابر با 16 سپتامبر 2012

 

مصاحبه روز با صلاح الدین خدیو، تحلیلگر مسائل کردستان

 

این چند ده مسلح به چه درد می خورند

 

کاوه قریشی

 

k.ghoreishi(at)roozonline.com

 

صلاح الدین خدیو، فعال و تحلیلگر سیاسی کرد ساکن مهاباد، در مصاحبه با روز ضمن انتقاد از مفاد توافقنامه دو حزب کرد می‌گوید: “اولویت‌های مردم در این وانفسا بیشتر از جنس اقتصادی و تلاش معاش بوده و مسائل سیاسی در درجات کم اهمیت تری قرار دارند.”

 

حزب دموکرات کردستان ایران و حزب کومله کردستان ایران در هفته‌های گذشته با امضای توافقنامه‌ای بر ضرورت اتخاذ سیاست واحدی برای رویارویی با تحولات سیاسی جاری در ایران و منطقه تاکید کردند.

 

 این توافقنامه که از آن به عنوان “نوعی همپیمانی میان این دو جریان سیاسی” یاد شده، روز چهارشنبه، یکم شهریور ماه ۱۳۹۰ در منطقه کوی سنجاق، در کردستان عراق به امضای عبدالله مهتدی و مصطفی هجری، رهبران این دو حزب رسیده است.

 

به دنبال انتشار متن این همپیمانی، محتوای آن با موجی از موافقت‌ها و مخالفت‌ها روبرو شد. برخی از فعالان ایرانی این دو حزب کرد را متهم به “تجزیه طلبی” و تلاش برای خدشه دار کردن تمامیت ارضی ایران کردند. تعداد دیگری هم با حمایت از مفاد این بیانیه آن را گامی در راستای ایجاد اتحاد بیشتر میان دیگر احزاب سیاسی کردستان ارزیابی کردند.

 

صلاح الدین خدیو، فعال و تحلیلگر سیاسی در کردستان در مصاحبه با روز از زاویه متفاوتی به این توافقنامه پرداخته کرده است. در این مصاحبه که به صورت مکتوب انجام شده، نخست از او پرسیده‌ام:

 

 

 

س: بیش از یک دهه است که تقریبا تمامی احزاب کرد از ضرورت و نیاز به تشیکل یک جبهه متحد کرد سخن می‌گویند. آیا توافقنامه‌ای که اخیرا بین دو حزب دمکرات و کومله امضا شده را می‌توان تلاشی در این راستا و گامی برای رفع این نیاز ارزیابی کرد؟

 

ج:  زمان مورد اشاره شما یعنی حدود یک دهه پیش زمانی بود که صحنه سیاسی کردستان – عرصه‌ای که احزاب سیاسی کرد خارج از کشور در آن فعالیت می‌کردند- به رکودی بی‌سابقه دچار شده بود. در داخل کشور گفتمان اصلاحات در اوج اقتدار و محبوبیت قرار داشت و کرد‌ها هم تا حدود زیادی با آن همراه شده بودند. عرصه سیاسی بویژه اپوزیسیون هم تا حد زیادی به اشغال گفتمان فرامرزی حزب کارگران کردستان در آمده بود که سعی در تشکیل نوعی بین الملل کردستانی داشت. در چنین شرایطی احزاب قدیمی کرد مثل دمکرات و کومله هریک به نوعی درگیر مشکلات و بحران‌های خاص خود بودند. حزب دمکرات با ترور رهبران و توقف فعالیت‌های نظامیش دچار رخوت و سستی شده بود. کومله اما با بحران‌های عمیق تری روبرو بود. پروژه تشکیل حزب کمونیست نه تنها موفقیت امیز نبود بلکه تقریبا به انزوای مطلق کومله در سراسر دهه هفتاد منجر شده بود.

 

در چنین شرایطی جناحی از کومله با خوانش شرایط جدید و درک بحران‌های پیشگفته به انشعاب از حزب کمونیست ایران دست زد و حزب کومله کردستان ایران را بوجود آورد. طرح شعار فدرالی برای ایران و تشکیل جبهه‌ای کردستانی متشکل از احزاب کرد شعارهایی بودند که حزب کومله کردستان ایران در آن مقطع در پیش گرفت.

 

هر جناح انشعابی در ابتدای جدا شدن از جریان قبلی احتیاج به کسب مشروعیت و به تبع آن مقبولیت در میان مردم دارد. طرح شعارهای مذکور در عین اینکه الگوبرداری از تجربه کردستان عراق بود با هدف کسب مشروعیت در میان مردم و نیز ایجاد توازن استراتژیک با حزب دمکرات کردستان صورت گرفت که تا آن موقع اصلیترین نماینده هویت خواهی مردم کردستان به شمار می‌رفت و به نسبت کومله از پیشینه ناسیونالیستی روشن تری برخوردار بود.

 

نمی‌توان انکار کرد که این دو شعار هر چند با اهدافی سیاسی و تاکتیکی مطرح شدند اما بعد‌ها به صورت گفتمانی رایج و مورد توافق همگانی در آمدند. هر چند که شعار جبههٔ کردستانی در حد شعار باقی ماند و هیچگاه عملی نشد. اما چرا در عرصه عمل با مشکل روبرو شد؟ من در چندین نوشتار احزاب کردستان ایران را به دو دسته تحت االحمایه حکومت اقلیم – دو حزب عمده آن- و حزب کارگران کردستان تقسیم کرده‌ام. هریک از این دو دسته بدنبال الگو برداری از احزاب عمده کرد ترکیه و عراق هستند. این الگوبرداری‌ها چقدر دقیق است و اصلا ممکن یا غیر ممکن است از حوصله این مصاحبه خارج است. منظورم بیشتر این است که انشعابی که در سال ۲۰۰۰ در حزب کمونیست ایران روی داد نقطه عطفی است که می‌توان ان را آغاز الگوبرداری از تجربه کردستان عراق و تلاش برای القا و نهادینه کردن هنجار‌ها و نظام ارزشی آن دانست.

 

شما دقت کنید واژه “جبهه کردستانی” واژه‌ای برگرفته از ادبیات سیاسی کردستان عراق است. در سال ۱۹۸۷ جمهوری اسلامی که در جبهه‌های جنگ در جنوب به بن بستی استراتژیک رسیده بود. تصمیم به فعال سازی جبهه شمال عراق گرفت. در این راستا به کمک کردهای عراق احتیاج داشت و خصومت میان دو حزب اصلی و احزاب اقماری آن‌ها مانعی بر سر اجرای تام و تمام این سیاست بود. پس با اعمال فشار بر آن‌ها و تشکیل کنفرانسی در تهران موفق شد موقتا اختلافات آن‌ها را مهار و در قالب جبهه کردستانی متحدشان کرد.
شما دقت بفرمایید در سال ۲۰۰۰ هیچ یک از این متغیر‌ها وجود نداشت. نه احزاب فعال کرد و نه قدرتی خارجی که بخواهد آن‌ها را مورد حمایت قرار دهد. فورمل‌هایی هم که برای تشکیل این جبهه هم پیشنهاد می‌شد با هم تفاوت بنیادی داشت. کومله روی تشکیل جبهه‌ای با محوریت خود و حزب دمکرات تاکید داشت و دمکرات هم با درک وزن و اهمیت بیشتر خود – به نسبت کومله – راضی به کوتاه آمدن از نقش برادر بزرگ‌تر نبود.
بعد‌ها که انشعاب‌های مکرر دیگر در میان دمکرات و کومله بوجود آمد داستان جبهه متحد از این هم پیچیده‌تر و در واقع دست نیافتنی‌تر شد.
اکنون که بخشی از این ایده جامه عمل پوشیده می‌تواند برخواسته از نگرانیهایی چون تحولات کردستان سوریه – که حزب طرفدار پ. ک. ک دست بالا را در آن پیدا کرد و طرفداران اقلیم کردستان عراق به نحوی در حاشیه قرار گرفتند – و نیز تحت فشار قرار دادن جناحهای انشعابی خود باشد. به نظر من در آینده این اتحاد به مثابه کارتی در بازیهای سیاسی چه در میان احزاب هم گفتمان – جناح‌های انشعابی- و چه احزاب خارج از گفتمان عراقی مانند پژاک و یا گروههای اسلامی کردستان ایران به کار خواهد رفت.
 س: به موضوعات مختلف و قابل بحثی اشاره کردید که نیازمند بررسی جداگانه است، اما رویهمرفته تاکید دارید که شعار “تشکیل جبهه متحد کردستانی” ابزاری برای کسب مشروعیت این دو حزب کرد بوده است؟
ج: این را فقط من نمی‌گویم. تجربه ۱۰ سالهٔ اخیر در این زمینه این را نشان می‌دهد. در سیاست اگر قرار باشد فقط سخن سیاستمداران با لباسهای اتوکشیده و براق در استودیوهای شیک و پر زرق و برق را بشنویم هیچگاه به نکات تحلیلی جدی نمی‌رسیم. موضوع جبهه کردستانی هم در این چند سال سوژه سخن‌پردازی و لفاظیهای فراوانی بوده است. اعلام نظر دکتر سامان شالی در مورد پشت پرده‌های این موضوع گویای واقعیات زیادی است. اما چرا در مورد این موضوع اینقدر لفاظی می‌شود؟ بخاطر مساله کسب مشروعیت و احیانا بدست آوردن هژمونی. و چرا عملی نشد؟ چون دو عاملی که در تجربه کردستان عراق در این زمینه در سال ۱۹۸۷ حاضر بودند هیچکدام الان حضور ندارند.
س: ولی الان به نظر می‌رسه که حداقل این دو حزب این شعار را عملی کرده‌اند. اعلام همپیمانی این دو حزب که تشکیل “جبهه کردستانی” را تبلیغ می‌کردند، ‌عکس نظر شما را نشان نمی‌دهد؟
ج: اگر فقط این دوتا حزب بودند بله حق با شما بود. اما یک شاخه مهم حزب دمکرات و دو یا سه شاخه کومله خارج از این توافق مانده‌اند. پژاک هم که جای خود دارد. این وضعیت ممکن است به تشکیل ائتلافهای جدید و موازی با توافق کنونی بینجامد. اگر بخواهیم به تجربه کردستان عراق بازگردیم لاجرم باید به این نکته هم اشاره کنیم که دو حزب پارت دمکرات و اتحادیه میهنی قبل از تشکیل جبهه کردستانی در قالب دو ائتلاف جود و جوقد با هم می‌جنگیدند. این نکته هم شایان گفتن است که یکی از دلایل رنجش فعالان ایرانی از مفاد این توافق به لحن و زبان نگارش خاص آن بر می‌گشت که عمدتا مخاطبین کردستانی و بویژه احزاب رقیب را در برمی گرفت.
س: رهبران دو حزب می‌گویند که توافقنامه با استقبال مردم کردستان صورت گرفته. شما ساکن ایران هستید، برخورد مردم با این توافقنامه در چه سحطی قابل ارزبابی است؟
ج: پاسخ دادن به این سوال مستلزم تحقیقات میدانی و کارهای پژوهشی است. هر چند که نمی‌توان انکار نمود که بصورت کلی مردم از کوشش‌هایی از این دست خوشحال می‌شوند اما نباید در دام این مغالطه هم افتاد و بین جامعه کوچک و عمدتا سیاست زده کردهای عضو شبکه‌های مجازی این همانی برقرار نمود. اولویت‌های مردم در این وانفسا بیشتر از جنس اقتصادی و تلاش معاش بوده و مسائل سیاسی در درجات کم اهمیت تری قرار دارند.
س: ولی امضا کننده گان این توافقنامه در مصاحبه‌های مختلف گفته‌اند که جدا از ارتباطهای مجازی، طریق سازمانهای مخفی خود و ملاقات حضوری با طیف‌هایی از مردم از استقبال آن‌ها مطلع شده‌اند؟
ج: من در اینجا به نقل قولی از سعید حجاریان برای پاسخ به این سوال می‌پردازم. وی در پاسخ به این پرسش که حاکمیت برای تصمیم گیری در مورد پروژه هسته‌ای رفراندوم برگزار کند ضمن مخالفت گفت که مردم به خاطر فقر و گرانی در حال اغما هستند و حوصله انجام رفراندوم را ندارند. باور کنید کردستان هم اینگونه است. برای درک دقیق این موضوع اولا باید مردم را به روشنی در جریان تمامی جوانب مساله قرار داد و مثلا سویه‌های انحصار طلبانه این موضوع را در کنار ابعاد مثبت آن مورد بحث قرار داد بعدا به شیوه‌ای علمی دست به نظر سنجی زد. در ضمن نباید جامعه متکثر و پیچیده کردستان ایران را‌‌‌ همان جامعه سی سال پیش فرض کرد. کردستان ایران امروز به قول دکتر سروش فربهتر از احزاب موجود است. بخصوص برای طبقات متوسط شهری که به سرعت هم در حال گسترش است. گفتمان احزاب فعلی چندان جذابیتی نمی‌تواند داشته باشد.
س: به محتوای بیانیه برگردیم، از نگاه شما مباحث مطرح شده در این توافقامه تا چه اندازه بیانگر خواسته‌های جامعه کردستان ایران است؟
ج: طبیعتا بخش عمده‌ای از مفاد بیانیه مذکور مطابق منویات مردم کردستان و زبان حال آنهاست. در حاکمیت هم مدتی است که با درک موضوع بحث‌های اینچنینی مطرح می‌شود. مثلا قایباف چند سال پیش کتابی در مورد فدرالیسم نوشت و برای بسیاری از نخبگان قومیت‌ها فرستاد. من بار‌ها گفته‌ام که می‌انشان روشنفکر و سیاستمدار- به تعبیر ماکس وبر – تفاوت وجود دارد. وظیفه حزب سیاسی یا سیاستمدار پیاده کردن این بیانیهای رنگارنگ با کمترین هزینه و در راستای منافع مردم است. تجربه کردستان عراق در‌ای زمینه درس آموز است. فدرالیزم در آنجا پیاده شده ولی دو حزب عمده با داشتن هزاران نفر میلیشیای مسلح و انحصار گلوگاههای اقتصادی به سمت نوعی اقتدارگرایی رفته‌اند.
س: شما الگوبرداری از نمونه کردستان عراق و عدم فراگیری این توافقنامه را به عنوان انتقاد مطرح می‌کنید، در حالی که آن‌ها درتوافقنامه امضا کنندگان به صراحت گفته‌اند که دخالت احزاب کردستانی در امور یکدگیر سیاستی “زیانبار و نسنجیده است”، همچنین “اتحاد و انسجام ملی در کردستان ایران” به عنوان رسالت خود مورد تاکید قرار داده‌اند. این در تعارض با مطلبی نیست که شما عنوان می‌کنید؟
ج: توجه بفرمایید که منظور آن‌ها از دخالت احزاب کردستانی در امور یکدیگر مشخصا حزب کارگران کردستان است و نه مثلا احزاب اتحادیه میهنی و پارت دمکرات کردستان. این را می‌شود از رهگذر مواضع و بیانیه‌های گذشته‌شان به راحتی فهمید. من قبلا هم عرض کردم برای تحلیل سیاسی نمی‌شود صرفا به سخنان و بیانیه‌های رسمی اکتفا کرد. مثلا الان اگر جمهوری اسلامی بگوید ما در امور داخلی عراق دخالت نمی‌کنیم – که رسما همیشه این را می‌گوید- آیا شما باور می‌کنید؟ حتی بعضی‌ها معتقدند انعقاد این توافق نامه بدون پشتیبانی پارت دمکرات که اخیرا رابطه‌اش با کومله بهبود یافته ممکن نبود. اما چرا پارت دمکرات کردستان؟ چون این حزب اکنون بخشی از محور منطقه‌ای بزرگی شده که در موضوع سوریه کنار کشورهایی چون ترکیه و قطر و عربستان و بازیگرانی فرا منطقه‌ای مانند امریکا و فرانسه و… قرار گرفته. به همین میزان هم رابطه‌اش با ایران خراب شده. در موضوع کردستان سوریه پارتی تا حد زیادی زمینه را به حزب کارگران کردستان واگذار کرده.
اما رابطه کومله ایران با پارت دمکرات چگونه بهبود پیدا کرده؟ احتمالا از طریق برخی اعضای قدیمی و اخراجی حزب دمکرات که امروز به کومله نزدیکترند و با پارت دمکرات هم رابطه نزدیکی دارند.
ملاحظه می‌فرمایید که سیاست در کردستان و تصمیمات سیاسی در غیاب نهادهای جاافتاده و مشروع بیشتر در محافل و کانون‌های پشت پرده ساخته و پرداخته می‌شود.
س: در حرف‌هایتان به احتمال ایجاد ائتلاف جدید در کردستان اشاره کردید، برخی از ناظران همزمان با انتشار توافقنامه، از احتمال تکرار تجربه کردستان سوریه در ایران حرف زدند و احتمال اینکه احزاب کرد بر دو ائتلاف مشابه، یکی نزدیک به پ ک ک یکی هم نزدیک به اقلیم کردستان عراق تشکیل شود. این موضوع چقدر محتمل است؟
ج: پیش بینی در علوم انسانی سخت است. و بسیاری از سنجه‌ها را دشوار می‌توان با معیارهای مادی و عینی سنجید. از دو سه سال پیش صاحب نظران پیش بینی می‌کردند که در کردستان‌های سوریه و ایران که مساله کرد در آن‌ها چندان داغ نیست به صحنه رقابت گفتمانی و سیاسی پ. ک. ک و حکومت اقیم تبدیل شوند. چرا که هرکدام از این احزاب در غیاب احزاب قدرتمند و موثر در این بخش‌ها بدنبال عمق استراتژیک برای خودشان می‌گردند. رویدادهای کنونی در کردستان سوریه تا حدودی صحت این فرضیه را نشان داد.
پاسخ دقیق به سوال شما مستلزم دانستن حداقلی از ویژگیهای دوران پسا اردوگاه نشینی و نیز کیفیت مختومه شدن پرونده انشعاب هاست.
در هر صورت بعید است که کردستان ایران مانند عراق دو قطبی و یا مانند کردستان ترکیه تک قطبی شود. ویژگیهای کردستان ایران در کنار این نیروهای برآمده از اقلیم و پ. ک. ک احتمالا ساختاری تک- چند حزبی به آن ببخشد. این اصطلاح ساخته سامئل هانتینگتون برای توصیف جهان فعلی است. یک قدرت بر‌تر که آمریکا باشد در کنار چند قدرت نوظهور و جدی مانند چین و روسیه و هند و برزیل. برخلاف دوران جنگ سرد که جهان دو قطبی بود و برخلاف دهه نود و اوایل قرن حاضر که جهانی تک قطبی به رهبری امریک وجود داشت. می‌توان تصور کرد تا آینده میان مدت وزن حزب دمکرات از دیگر احزاب بیشتر باشد.
س: شما الگوهای رویارویی با مساله کرد در سایر کشورهای محل سکونت کرد‌ها را نمی‌پذیرید، با این اوصاف چه آینده‌ای برای کردهای ایران متصور هستید؟
ج: من سوال شما را تصحیح می‌کنم. آنچه که من نقد می‌کنم الگو برداریهای مکانیکی و سخت افزاری از تجربه کشورهای دیگر است. این وضعیت البته زمانی پیش می‌آید که طرف‌های الگو بردار از لحاظ سیاسی ضعیف و از نظر گفتمانی هم چیزی در چنته نداشته باشند. در این وضعیت است که تناقض‌های نظری و عملی متعدد و سیاست‌های ناروشن هویتی به چشم می‌خورد. مثلا شما ادبیات حقوقی این بیانیه را مقایسه کنید با بیانیه مشترک حزب دمکرات با حزب پان ایرانیست در چند سال پیش. این کجا و آن کجا؟ یا اختلاف نظر اساسیش با حزب کومله کردستان ایران بر سر مقوله جنبش سبز در یکی دو سال پیش. اینجاست که آدم احساس می‌کند چقدر می‌توان این مسائل را جدی گرفت. این مثال‌ها را برای این گفتم که نشان دهم در شرایطی که گفتمانی جدی و سر چشمه گرفته از ویِژگیهای کردستان ایران وجود نداشته باشد دامنه این نوسان‌ها و یکی به میخ و یکی به نعل زدن‌ها تا کجا می‌رود.
مساله کرد در ایران پیچیده‌تر از این گرته برداریهای صرف است. پس اول باید آن را به دقت شناخت. مثلا شما دقت بفرمایید که درموج که اخیرا دراینترنت بر سر این بیانیه به راه افتاد شما چقدر به دوگانه فارس- کرد بر می‌خوردید. در حالیکه این دوگانه در متون و ادبیات سیاسی کردهای ایران در گذشته و تا همین چند سال پیش طنینی رسا ندارد. در ست است که هر ناسیونالیسمی برای نضج گرفتن احتیاج به غیریت سازی دارد ولی در کردستان ایران در گذشته ودر مراحل تکوین ناسیونالیسم کردی این “دیگری” عجم بود نه فارس! در واقع ما دوگانه کرد و عجم داشتیم نه کرد و فارس. عجم واژه‌ای است که در کردستان مکری به صورت کلی به ایرانیان شیعه و طور اخص به ترک‌های شیعه گفته می‌شود. هنوز هم واژه‌ای پر بسامد است. منظورم این است که شما با ابزار مفهومی کرد-فارس چگونه تبعیض نهادینه و ساختاری موجود در استان اذربایجان غربی که دامن حدود ۲ میلیون کرد آنجا را گرفته تحلیل می‌کنید؟ این موضوع چه ربطی به فارس‌ها دارد. این یکی از پیچیدگیهای مساله کرد در ایران است. اهمیت تکوینی و سازنده مذهب سنی در هویت خواهی و ناسیونالیزم کردی یکی دیگر از ابعاد این پیچیدگی است.
آرزوی من این است که آینده ایران از روزنه اصلاح امر بگذرد و برای کردستان ایران هم تحولی جامعه محور را می‌پسندم. تحولی که همزمان با رفع انواع تبعیض‌های رواداشته شده سرانجام ره به توسعه سیاسی و آبادانی و توسعه اقتصادی این مناطق ببرد. نقطه عزیمت چنین تحولی مستلزم وجود حوزه عمومی پویا و جامعه مدنی واقعی است. احزاب کرد که در مورد مساله کرد از سابقون هستند و هزینه‌های زیادی پرداخت کرده‌اند اگر می‌خواهند خدمتی بزرگ به این هدف مهم بکنند باید در صورت آمدن بدون سلاح برگردند. اصلا این یکی از تناقضات بزرگ دیگری است که باید به آن رسیدگی شود. بعد از حدود ۲۰ سال از ترک مبارزه مسلحانه هنوز در اردوگاه‌ها به آموزش نیروهای مسلح می‌پردازند. این‌ها برای چه است؟ به قول منصور حکمت این چند ده نفر مسلح که به درد خلع سلاح اولین پاسگاه روستای مرزی هم نمی‌خورد! آیا غیر از این است که به عنوان اهرم فشاری در بازیهای سیاسی احتمالی در آینده به کار خواهند رفت. اینجاست که باید نگران آینده باشیم.

 @

 

بنی صدر از مردم کردستان معذرت بخواهد؟؟؟

 

 

12-Sep-2012

 

Published on Iranian.com(http://www.iranian.com/main)

 

همانطور که در زیر می بینید، یکی از سازمانهای ظاهر حقوق بشری در کردستان، از بنی صدر خواسته است از “جنایتهایش” در کردستان معذرت بخواهد. این پاسخ را نوشتم:

 

این چگونه سازمان حقوق بشری می باشد که در حالیکه هیچ جرمی را ثابت نکرده است و در حالیکه تازه از اهالی کردستان می خواهد که در مورد “جنایتهای” بنی صدر مدرک جمع آوری کنند از قبل حکم را صادر کرده و در نتیجه از اولین رئیس جمهور می خواهد از مردم کردستان عذر خواهی کند؟! آیا تناقض به این آشکاری را در نامه خود نمی بینند؟ آیا اینها واقعا فعال حقوق بشری هستند و یا قدرت آلودگانی هستند که خود را پشت این عناوین پنهان کرده اند؟ نمونه اینها را در بعضی اصلاح طلبان سابق و فعالان حقوق بشر حاضر دیدیم که تا دیدند که امکان حمله به ایران جدیست یادشان رفت که وظیفه دارند از حقوق همه انسانها دفاع کنند و یکدفعه شدند مشوق/مدافع/توجیه گر حمله نظامی به مام وطن و هیچ نفهمیدند که زندگی و صلح، از اصلی ترین حقوق انسانها می باشند.

 

دیگر اینکه این آقایان نیک می دانند که زمانی که احزاب کومله، چریکهای فدایی خلق و حزب دموکرات کردستان و…و جنگ اول سنندج را در فروردین 1358 شروع و اولین نوروز بعد از انقلاب را بر کام ایرانیان بس تلخ کردند، بنی صدر هیچ نقش اجرایی نداشت و دولت بازرگان بر سر کار بود و تنها جرم او این بود که پیشنهاد ایجاد شورای شهر سنندج را داد ( که البته وقتی این سازمانها در اقلیت قرار گرفتند، به زور تهدید و انداختن نارنجک در خانه بعضی از اعضای آن، شورا را از بین بردند.) بعد هم که در زمان ریاست جمهوری او بود که طرح خودمختاری کردستان از تصویب شورای انقلاب گذشته بود و این حزب کومله بود که با شروع جنگ دوم سنندج، مانع اجرای طرح حودمختاری شد.

 

بله آقایان و خانمها صادر کننده این نامه سرگشاده، در این امر با شما همراهم که عذر خواهی لازم است. روحانیت حاکم و خصوص اقای خمینی باید از مردم کرد عذر می خواست که قاتلی به نام آقای خلخالی به جان کردستان بیاندازد و صدها نفر را بدون محاکمه اعدام کند. ولی مهمتر از آن، این حزب دموکرات کردستان و بسیار مهمتر از آن، حزب کومله است که باید از مردم کردستان عذر خواهی کنند که هم جنگی ناخواسته را به آنها تحمیل کردند، هم خلخالی های خود را تولید و هم، به قول جلال طالبانی، تنها شانس خودمختاری را که در زمان بنی صدر برای آنها فراهم شده بود، با بخدمت صدام حسین در آمدن سوزاندند.

 

متاسفانه این احزاب، بعد از سی سال هنوز که هنوز است فرار به جلو می کنند و شانسهایی را که خود از بین بردند و جنایتهایی را که خود مرتکب شد و یا اسباب انجامش را فراهم کردند به گردن بنی صدر می اندازند و اینگونه در فریب نسل جوان کردستان، با مافیای حاکم مسابقه می گذارند.

 

دیگر اینکه اگر قرار بر معذرت خواهی بنی صدر بود، پس چگونه بود که بعد از نقش محوری بنی صدر در دادگاه میکونوس، این حزب دموکرات کردستان بود که از بنی صدر تشکر کرد و سپاسگزاری؟ چگونه از کسی سپاسگزاری می کنند که باید معذرت بخواهد؟ البته نیک می دانید که بعد از حکم دادگاه میکونوس بود که رژیم جنایتکار مجبور شد دست از ترورهای خارج از کشور بر دارد و باینوسیله جان بسیاری از شما حفظ شد، لابد بنی صدر برای اینکار هم باید از شما معذرت بخواهد؟

 

بس کنید، دست از بکار گیری زبان دروغ برای فریب هر چه بیشتر هواداران خود بردارید. مانند آقای رضا پهلوی عمل نکنید که برای جا انداختن خود جز دروغ نمی گوید و با اینکار هر چه بیشتر خود را رسوا می کند. کمی اهل انصاف باشید. حداقل قدری از جوانمردی زنده یاد دهکردی را داشته باشید، که قبل از ترورش، بعد از سخنرانی بنی صدر در حانه صلح برلین، گفت که قاسملو به او گفته بود که بنی صدر به او پیام داده است که اسلحه ها را زمین نگذراید ( توضیح اینکه، حزب دموکرات کردستان و کومله به شرط دادن عفو عمومی پذیرفته بودند که اسلحه ها را زمین بگذارند. بنی صدر از خمینی خواسته بود که با درخواست موافقت شود ولی خمینی قصد خدعه کرده بود و بنی صدر حاضر نشده بود با او در این خدعه همراه شود و در نتیجه این پیام را برای قاسملو فرستاده بود.) آیا بنی صدر باید بابت این کار و حفظ جان بیشماری از اعضای شما هم باید معذرت بخواهد؟

 

آخر اینکه با اینکارها شما فقط عرض خود را می برید، چرا که در زمانی که هر روز بیشتر رسانه های عمومی در دسترس مردم قرار می گیرند، افشا کردن این دروغها آسان و آسانتر می شود و رو سیاهی دروغ بروی شما خواهد ماند. قدری به خود بیایید و برای انسانیت خود و نیز کرامت مردم کردستان احترام قائل باشید، از فریب آنها دست بردارید و به خود و مردم کرد، ظلم نکنید. حیف است که در جنبش آزادیخواهی و مردم سالاری ایرانی ها، شما در صف کسانی قرار بگیرید که در مبارزه برای قدرت، اخلاق را به هیچ گرفتند. بخود بیایید.

 

مخلص

 

محمود دلخواسته

 

 

 

 

Source URL (retrieved on 09/13/2012 – 14:28): http://www.iranian.com/main/blog/mahmood-delkhasteh-26

 

 

 

 

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

 

یکشنبه ۱۹ شهریور ۱۳۹۱ – 9 سپتامبر 2012
آذر ماجدی
پس از۲۰سال عبدالله مهتدی هنوزبدنبال “کوکاکولا” ی معروف!*
حزب دموکرات کردستان ایران و سازمان زحمتکشان کردستان یک توافقنامه همکاری امضاء کرده اند. تاریخ احزاب ناسیونالیست کرد مملو از امضای توافقنامه و جنگ های بقول خودشان “برادرکشی” بوده است. دو حزب ناسیونالیست کردستان عراق، اتحادیه میهنی و حزب دموکرات کردستان عراق، شاهد زنده اینگونه مناسبات اند. بعلاوه، دیپلماسی یک کلمه کلیدی نزد این احزاب است. دیپلماسی پرده شیکی است که بر هر گونه فساد مالی و سیاسی کشیده می شود؛ در آغوش کشیدن و ماچ کردن صدام حسین توسط “مام جلال” یک نمونه از این دیپلماسی است؛ به پایبوسی جرج بوش رفتن تا به عراق حمله کند نمونه دیگری از آن.
همراه ساواک و رژیم سرکوبگر شاه شدن پرده ای و به پایبوسی خامنه ای رفتن پرده ای دیگر از آنست. نمونه آنقدر زیاد است که انسان از فرط وفور در مضیقه می افتد. فساد سیاسی، مالی و اخلاقی این جریانات عشیره ای سرکوبگر و عقب مانده قومپرست آنچنان آشکار است که بهترین مدافعانشان نیز قادر به توجیه آن نیستند. تنها توجیه ای که همه شان در جیب بغل دارند، وردی است که تحت نام “منافع جنبش ملی خلق کردستان” می خوانند و بخود فوت می کنند.
تاریخ کردستان ایران و عراق اما تفاوت های فاحشی دارند. همراه با انقلاب ۵۷ کمونیسم در کردستان ایران به یک پدیده اجتماعی بدل شد و به نقد و افشای ناسیونالیسم کرد پرداخت. کمونیسم بعنوان یک نیروی وسیع و اجتماعی در مقابل ناسیونالیسم عرض اندام کرده است. ناسیونالیسم کرد برای اولین بار در تاریخ با تعرضی مهم و جدی، چه در عرصه سیاسی و چه در عرصه ایدئولوژیک و نظامی از طرف جنبش کمونیستی مواجه گردید. طی سی سال اخیر اشخاص رنگارنگی از جنبش کمونیستی به آغوش گرم “مام وطن” بامید تبدیل شدن به رهبر ملی کردستان، پناه برده اند؛ اما کمونیسم همچنان یک مانع مهم در مقابل ناسیونالیسم کرد است.
یکی از این اشخاصی که با حمله امپریالیستی به عراق در سال ۱۹۹۱ “دوستان حال و آینده اش” را در میان ناسیونالیسم کرد یافت و طی این بیست سال از هیچ حرکت شنیع و غیر انسانی برای وفاداریش به ناسیونالیسم کرد فرو گذار نکرده است، عبدالله مهتدی است که در آن مقطع عضو دفترسیاسی حزب کمونیست ایران بود و اکنون پس از چند فقره چاقوکشی و اسلحه کشی در پلنوم ها و جلسات مختلف سازمانی به دبیرکل سازمان زحمتکشان کردستان بدل شده است. او همراه بارزانی و طالبانی در سال ۱۹۹۱ نقشه راه تبدیل خویش به یک رهبر ملی را در آستانبوسی امپریالیسم آمریکا پیدا کرد و طی بیست سال اخیر مانند یک شاگرد با پشتکار در راه آستانبوسی نیروهای امپریالیستی یهر کاری دست زده است.
جایگاه این توافقنامه
به توافقنامه دو جریان قومپرست کرد بازگردیم. گفتیم که تاریخ مملو از چنین تواقفنامه هایی میان احزاب مختلف کرد است؛ اگر اینطور است پس ضرورت پرداختن به این آخرین نمونه چیست؟ باید جایگاه این توافقنامه را در شرایط عمومی بین المللی و ایران نشان داد. باید نشان داد که چگونه این جریانات ناسیونالیست کوشیده اند در متن آینده سیاه و خونینی که در مقابل مردم ایران گذاشته شده، همچون همتاهایشان در عراق، بکمک بمب های آمریکا، اسرائیل و ناتو و در متن زندگی ویران شده مردم، به رهبران ملی کردستان بدل شوند و به نان و آب بیشتری برسند. این عین کاری است که در سال ۱۹۹۱ دو حزب ناسیونالیست کردستان عراق انجام دادند؛ مهتدی و هجری بخود می گویند: اگر طالبانی و بارزانی توانستند، ما از آنها چه کم داریم؟
دو حزب ناسیونالیست کردستان عراق بدنبال بمباران عراق، بیش از یک دهه تحریم اقتصادی این کشور که منجر به کشته شدن یک میلیون انسان، عمدتا کودکان و سالمندان، شد و بالاخره بدنبال تبدیل عراق به یک گورستان بزرگ به نان و نوایی رسیدند. همزمان به نوکران خالص امپریالیسم آمریکا و حاکمان خونخوار کردستان بدل شدند. کارنامه حکومت این تازه بدوران رسیده ها در کردستان عراق از کارنامه حکومت بعث صدام هم سیاه تر و خونین تر است. موقعیت کارگر و زحمتکش کردستان بمراتب وخیم تر شده است. هر گونه اعتراض و اعتصاب هم با گلوله های ملی پاسخ می گیرد. وضعیت زنان در کردستان اسفناک است. قتل های ناموسی و خشونت علیه زنان بیداد می کند. دزدی های افسانه ای سرکردگان این احزاب و باندهای وابسته به آنها زبانزد خاص و عام است.
مهتدی و هجری هم همین رویا را در سر می پرورانند. خطر جنگ ایران را تهدید می کند. نیروهای تروریسم دولتی بسرکردگی آمریکا در لیبی و سوریه دست به عملیات نظامی زده اند و دست در لجن کثافت و ارتجاع برده و مشتی از این لجن را در لیبی بقدرت رسانده و در روسیه در دو قدمی قدرت قرار داده اند. در این شرایط چه بهتر آنکه متحدانه به پایبوسی نیروهای امپریالیستی رفت؟
توافقنامه مشترک چنین آغاز می کند:
جنبش رهایی‏ بخش ملت کرد در کردستان ایران، سال‏های متمادی از مراحل متفاوت مبارزه‏ی پرفراز و نشیب خود را طی نموده است. مقاومت ملی و فداکاری و به شهادت رسیدن هزاران فرزند فداکار در راه اثبات هویت و حقوق سیاسی ملت کرد که در رأس همه‏ی آنها حق تعیین سرنوشت قرار دارد، واقعیتی انکارناپذیر است.
برای مبارزه‏ ی ملت کرد در عصر حاضر و در این وضعیت، هم تغییرات گوناگون جهانی و هم تحولات اخیر خاورمیانه، همچنین توازن ابرقدرت‏ها و معادلات نوین این عرصه، بیش از همیشه زمینه را جهت طرح خواسته‏های ملی مردم کرد و تأکید بیشتر بر حقوق خویش در سطح جهانی مهیا ساخته است.”
پاراگراف اول قرار است اشاره ای باشد به جنگ کومه له و حزب دموکرات، زمانیکه کومه له یک نیروی کمونیست بود. عبدالله مهتدی که نام کومه له را ربوده است تا از آن برای خود هم نزد اربابان جهانی و هم مردم کردستان اعتبار بخرد، دارد یکبار دیگر به اینکه سر براه شده است، قسم می خورد. هزاران انسانی که طی سی سال اخیر بدست ارتجاع حاکم در کشور و یا نیروهای ارتجاعی منطقه جان باخته اند را نیز دارند وثیقه معاملاتشان با آمریکا و ناتو می کنند.
اما پاراگراف دوم می رود سر اصل مطلب. دلیل امضای این تواقفنامه “تغییرات گوناگون جهانی و تحولات اخیر خاورمیانه، همچنین توازن ابر قدرت ها” است. این تواقفنامه برای قوی تر ظاهر شدن در آستان ناتو و دولتهای غربی است. این یک نمونه دیگر از دیپلماسی زشت و شنیع ناسیونالیسم کرد است. بوی جنگ و ویرانی امپریالیستی بمشام می رسد، شامه لاشخور تیز شده است. از این زمان مناسب تر برای تبدیل تمام و کمال به یک نیروی کنترایی وجود ندارد. همانگونه که نیروهای همتایشان در کردستان عراق به حاکمیت رسیدند، اینها نیز می خواهند بخت خود را به بوته آزمایش بسپرند. غافل از آنکه هم موقعیت ایران با عراق متفاوت است، هم موقعیت کردستان ایران. جامعه ایران از نظر سیاسی و جنبش های اجتماعی بسیار پولاریزه شده است. کمونیسم کارگری در ایران قوی است. براحتی نمی توان نقشه لیبی و سوریه را در ایران پیاده کرد. همانطور که تاکنون هر حرکت بورژوازی امپریالیستی و اپوزیسیون ارتجاعی ایران برای آلترناتیو سازی افشاء شده و سرش به سنگ خورده است.
در این توافقنامه به “فدرالیسم جعرافیایی – ملی” بعنوان ساختار سیاسی آتی ایران اشاره شده است. دو نیرو در جهت پیشبرد این سیاست سازمانی بنام “کنگره‏ ی ملیت‌های ایران فدرال” را ساخته و تبلیغ می کنند. از سال ۲۰۰۳ بدنبال حمله وحشیانه آمریکا و متحدینش به عراق، حزب دموکرات کردستان ایران فدرالیسم را بعنوان شعار اصلیش برگزیده است. در سالهای اخیر نیروهای ارتجاعی ناسیونالیست و برخی از اپوزیسیون راست بعنوان راهی برای بقدرت رسیدن، فدرالیسم را بعنوان ساختار سیاسی “مطلوب” آتی کشور تبلیغ می کنند. فدرالیسم دکان این نیروهای ناسیونالیست است. نقشه راه قدرتگیری و به نان و نوا رسیدن آنها است. فدرالیسم نسخه تبدیل جامعه ایران به حمام خون پاکسازی های قومی است. فدرالیسم یک شعار ارتجاعی و خطرناک است که توسط کمونیست های کارگری وسیعا افشاء شده است.
اما از آنجا که خود به موقعیت متزلزلشان در کردستان آگاهند، از آنجا که بخوبی می دانند کمونیسم یک جنبش اجتماعی عمیق و وسیع در کردستان است، مجبور شده اند در این تواقفنامه قید کنند که آنها “دو جریان سیاسی مشروع” هستند. آیا واقعا جریاناتی که شکی به جایگاه و موقعیت خود ندارند، این چنین از خود دفاع می کنند؟ عبدالله مهتدی می داند که در میان بخش اعظم مردم کردستان بی اعتبار و بی آبرو است. حزب دموکرات کردستان نیز بعنوان یک حزب ناسیونالیست و مرتجع طی این سی ساله برای بخش وسیعی از مردم کردستان شناخته شده است؛ در هراسند که امضای این توافقنامه در عرصه داخلی بعنوان سندی دیگر از بازی های ارتجاعی ناسیونالیسم درک شود؛ لذا خود بخود مشروعیت بخشیده اند. البته همانطور که گفتیم مخاطب این توافقنامه عمدتا تروریسم دولتی بسرکردگی آمریکا و دولت اسرائیل است.
هدف و نیات اصلی پشت این توافقنامه را می توان در بیانیه پایانی اجلاس سالانه “کنگره ملیتهای ایران فدرال” پیدا کرد:
حملە نظامی بە ایران را سیاستی نادرست میدانیم و در صورت وقوع جنگ در این منطقه رسالت ما دفاع از حقوق خلقهای ایران و دست آوردهای دمکراتیک و آزادیخواهانەای است که بیش از سه دهه برای تحقق و دست یابی به آن تلاش و مبارزه کردەایم.”
باید کمی در این دو جمله دقیق شد. اینها اعلام می کنند که در صورت وقوع جنگ “از حقوق خلقهای ایران و دست آوردهای دمکراتیک و آزادیخواهانەای که …” دفاع خواهند کرد. باید پرسید منظور اینها از دستاوردهای دموکراتیک و آزادیخواهانه که سی سال است، بقول خودشان، دارند برای آن مبارزه می کنند، کدامست؟ به تاریخ سی سال اخیر حزب دموکرات نگاهی بیاندازیم، جز سرکوب کارگر و زحمتکش حق طلب در کردستان و مذاکره با رژیم اسلامی (که حتی دبیر کل اش را هم در این راه از دست داد) چیز دیگری عایدمان نمی شود. سازمان زحمتکشان تاریخ پیچیده تری دارد. رهبرش زمانی کمونیست بود و از آزادی و برابری دفاع می کرد. اما از سال ۱۹۹۱ ببعد هر روز بیشتر و بیشتر به منجلاب ارتجاع و قومپرستی فرو رفته است. و راستش کارنامه سازمان جدید التاسیش تا همین جا یک سازمان باند سیاهی را به نمایش می گذارد. پس منظور از این “دستاوردها” کدامست؟ تکرار سناریوی کردستان عراق و دو حزب قومپرستی که در رکاب امپریالیسم آمریکا و کشتار مردم عراق بقدرت رسیدند. این شاه کلید درک تمام تحرکات و بالا پایین پریدن های این دو جریان قومپرست است.
گفتگوی عبدالله مهتدی با تلویزیون العربیه، بدنبال انتشار خبر امضای این توافقنامه، این نیات شوم را بهتر آشکار می کند. او می گوید: “ما از جنگ علیه ایران حمایت نمی کنیم اما در صورت بروز چنین جنگی میان غرب و ایران ما به هیچ عنوان در کنار رژیم تهران نخواهیم ایستاد.” این موضع ناتمام است؛ فقط نیمی را بیان می کند. تکه دوم آن اینست که در کنار غرب قرار خواهیم گرفت. خالی از مزاح نیست که یک تکه دیگر از این مصاحبه را که بگفته سایت شان در “ساعت ۸:۳۰  به وقت مکه مکرمه” پخش شده است، نقل کنیم.
درافشاگری از پایمال شدن حقوق “اقلیت ها” و سیستم فدرالی در ایران، مهتدی می گوید: “حتی یک مسجد برای اهل سنت در تهران پایتخت ایران وجود ندارد.”
در متن شرایط بین المللی و منطقه، در واقعیت شرایط سیاسی ایران و موقعیت نیروهای قومپرست کرد، اجلاس میان دو جریان فوق و امضای این توافقنامه را باید همچون یک خیمه شب بازی دیپلماتیک در نظر گرفت. تلاشی برای بهتر فروختن خویش به نیروهای تروریسم دولتی بسرکردگی آمریکا؛ برای بالا بردن قیمت حال و آینده شان؛ تلاشی برای دستیابی به رویای دیرینه تبدیل شدن به “رهبر ملی”. در حالیکه هر دو طرف در زمان امضاء و ماچ و بوسه می دانند که اگر زمانی به این رویای دیرینه دست یابند و مثل همتای شان در عراق خوش اقبال باشند، حاضرند خرخره یکدیگر را نیز برای ماندن در قدرت بجوند. اینست ماهیت واقعی ناسیونالیسم؛ چهره کریه جریانات قومپرست کرد را باید افشاء کرد. اینها منتظر حمام خون در ایران اند.
*منصور حکمت در مجادلات میان کمونیسم کارگری و گرایش ناسیونالیست کرد در حزب کمونیست ایران، در مقطع حمله آمریکا به عراق، زمانیکه احزاب ناسیونالیست کرد در حمایت از حمله به عراق به نیروهای امپریالیستی پیوسته بودند و گرایش ناسیونالیست درون حزب کمونیست ایران هم فیلش یاد هندوستان کرده بود، استعاره کوکاکولا را برای توصیف اشتیاق و گرایش آنها به “رهبر ملی کرد” بدل شدن در پناه حملات نیروهای امپریالیستی استفاده کرد.
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

 

RFI منتشر شده در (http://www.persian.rfi.fr)

گروهی از شخصیت های ایرانی، دو حزب سیاسی کردستان ایران را متهم به تجزیه طلبی کردند

Par بیژن برهمندی
http://www.persian.rfi.fr/node/83449
Created 2012-09-09 04:00
Sun, 2012-09-09 02
1

DR
چند هفته پس از انتشار یک پلاتفرم همکاری میان دو حزب “دموکرات کردستان ایران” و حزب “کومله کردستان ایران” این روزها اعتراضات وسیعی علیه مواضع اعلام شده در توافق نامه همکاری این دو حزب بگوش می رسد.
بیانیه همکاری میان دو حزب ، مبارزات مردم کردستان را “جنبش رهائی بخش ملت کرد ” نامیده است که در راه اثبات ” هویت و حقوق سیاسی ملت کرد” به مقاومت ملی دست زده است. بیانیه “حق تعیین سرنوشت ” را در راس همه حقوق سیاسی ملت کرد تعریف می کند.
در روز های اخیر ابتدا سازمان جمهوری خواهان ایران و سپس جمعی از شخصیت های سیاسی ایرانی با امضای نامه ای به برخی مطالب منتشر شده در این توافق نامه میان دو حزب اعتراض کرده اند.
در بیانیه جمهوری خواهان آمده است که در سند همکاری دو حزب مبارزه مردم کردستان برای دموکراسی در ایران یکجا فراموش شده است و جنبش مورد نظر آنها تنها به مبارزه در راه اثبات هویت و حقوق سیاسی ملت کرد ” که در راس همه آنها حق تعیین سرنوشت قرار دارد” فرو کاسته می شود.
بیانیه جمهوری خواهان عباراتی همچون “مقاومت ملی” و ” جنبش رهائی بخش” را که در پلاتفرم دو حزب بکار رفته است، نادرست ارزیابی می کند و این عبارات را مختص ملل زیر سلطه استعمار و یا اشغالگران خارجی می داند.
متعاقب این اعلامیه،روز گذشته (شنبه 8سپتامبر) نامه ای با امضای گروهی از شخصیت سیاسی ایرانی منتشر شد که در آن امضاء کنندگان ” مرزبندی روشن و قاطع خود را با این توافقنامه ” اعلام کرده و آنرا زمینه آشکاری ” برای تجزیه و تلاشی ایران” ارزیابی کرده اند.
ماشاء الله آجودانی،دریادار هوشنگ آریان پور، بابک امیر خسروی، مهدی خانبابا تهرانی ، هدایت متین دفتری ، مهدی ممکن ، حسن یوسفی اشکوری و ابولحسن بنی صدر در زمره لیست طویل امضاء کنندگان این نامه هستند.
این نامه تدوین کنندگان بیانیه همکاری دو حزب را متهم می کند که ” بی هیچ پرده پوشی چارچوب نظری و سیاسی تجزیه ایران را ارائه کرده اند.”
امضاء کنندگان نامه نوشته اند ” در این سرزمین هیچ قومی بر آن نبوده است که اقوام دیگر را با قهر و لشگر کشی به زیر سلطه خویش در آورد. بنابر این طرح تز هائی مانند جنبش رهائی بخش ملی نمی تواند پایه و اساس معقولی داشته باشد.” آنها نتیجه گرفته اند که در بیانیه دو حزب ” ایده هائی طرح شده که خواه ناخواه یکپارچگی ملی ایران را زیر سئوال می برد.”
امضاء کنندگان در پایان” سیاست خشن و سرکوبگر و تبعیض آمیز دولت جمهوری اسلامی علیه اقوام و اقلیت های دینی- فرهنگی ساکن ایران را بویژه در زمینه مذهب و زبان مادری” بشدت محکوم کرده اند.

 

در میز گردی که به مناسبت انتشار این نوشته ها برگزار کردیم ، آقایان بابک امیر خسروی،( از بنیادگزاران سازمان جمهوری خواهان ایران و حزب دموکراتیک مردم ایران) عبدالله مهتدی(دبیر کل حزب کومله کردستان ایران) و رضا علیجانی (فعال سیاسی ملی مذهبی) شرکت دارند.

 

در این گفتگو ها بابک امیر خسروی اظهار نظر می کند که اگر این پلاتفرم روزی اجرا شود، یعنی آرزوی طراحان آن تحقق پیدا کند، باید در ایران حکومت ملی کردستان، حکومت ملی آذربایجان ، حکومت ملی بلوچستان ، ترکمنستان، عربستان و احیاناً فارس ها هم تشکیل شود.این یعنی تجزیه و تلاشی ایران.
او میگوید بخصوص این تزها در مقطع کنونی جهانی که انواع و اقسام تحریکات علیه ایران انجام میگیرد تا این کشور را تجزیه بکنند، بنظر ما یک پلاتفرم بسیار نادرست و خطرناک است و نقد آن و مرزبندی با آن وظیفه ماست. امیر خسروی تاکید می کند که به همین مناسبت از همه ایرانیان دعوت کرده اند که با این توافق نامه و مضمون آن مرزبندی کنند.
بابک امیر خسروی معتقد است که ” خواست های بحق مردم کردستان یا آذربایجان “مورد انتقاد ما نیست، اینکه پلاتفرم دو حزب از”جنبش رهائی بخش” صحبت می کند، از نظر انطباق آن با شرایط امروز ایران، مورد نقد ماست.

 

عبدالله مهتدی در این گفتگو از اعتراضات امضاء کنندگان بیانیه(که خود میگوید تعدادی از آنها از دوستان نزدیک او هستند) اظهار تعجب می کند. او در توضیح این که چرا بسیاری از مطالب مندرج در این پیمان همکاری، تنها درباره کردستان تدوین شده ، و صحبتی از ایران در آن نیست، می گوید ” این پیمان دیدگاههای سراسری ما را در مورد کل مسائل ایران بیان نمیکند. ” گر چه او اضافه می کند که این پیمان به صراحت از ایران حرف زده و از یک ایران دموکراتیک و سکولار و فدرال صحبت کرده است. او می گوید این موافقت نامه تاکیدش روی مناسبات دو جانبه این حزب و جامعه کردستان ایران است.
مهتدی می گوید” ما از باز شدن باب یک دیالوگ سازنده در این مورد استقبال می کنیم و انتقاد ها را با دقت می شنویم و متنی هم که نوشته ایم از نظر ما آیه قرآن نیست.”
وی سپس به موارد متعدد انتقاد ها اشاره می کند و میکوشد مواضع پیمان مشترک را توضیح دهد. او میگوید انتقاد به حق تعیین سرنوشت که از جانب معترضین مطرح شده مطلقاً ابداع توافقنامه مشترک نیست. تمام اسناد بیست، سی ،چهل و پنجاه ساله گذشته هر حزب کردستان به این حق اشاره کرده است.
او می پرسد آیا اصطلاح “جنبش رهائی بخش” اصطلاحی است که جدیداً از سوی ما ابداع شده یا در کردستان ایران بیش از پنجاه سال قدمت دارد؟
عبدالله مهتدی می پرسد آیا فدرالیسم در چارچوب ایران است ؟ و خود پاسخ می دهد که ” جواب مثبت است”.
او سپس توضیح می دهد که قدیم تر ها شعار کرد ها “دموکراسی برای ایران و خود مختاری برای کردستان ” بود. الان ده سالی است که کردها شعارشان را به فدرالیسم تغییر داده اند. به این دلیل که اولاً ساختار دولت را در ایران دموکراتیزه می کند و دوم این که بهترین ضمانت برای تامین وحدت ایران است.
مهتدی می گوید “کسانی می توانند با فدرالیسم مخالف باشند، اما نمی توانند مدافعان فدرالیسم را بسادگی متهم به تجزیه طلبی کنند و یا آنها را به وابستگی به خارج متهم کنند.” او در اعتراض به امضاء کنندگان نامه می گوید این ها حکم داده اند که ما قطعاً تصمیم داریم هم ایران را تجزیه کنیم و هم وابسته به خارج شویم.
مهتدی با تکذیب صریح این اتهامات می گوید تمام عملکرد حزب ما این را نشان می دهد که ما خواست هایمان را در داخل ایران مطرح کرده ایم و علاقه مندی خودمان را و همبستگی خودمان را با همه مردم ایران و با نیرو های دموکراسی خواه آن نشان داده ایم .
سومین شرکت کننده در این میز گرد رضا علیجانی فعال سیاسی ملی مذهبی است که بتازگی به خارج از کشور مهاجرت کرده و در سالهای گذشته نزدیک در ایران فعالیت سیاسی میکرده است و از این رهگذر، سالهای متمادی نیز در زندان بوده است.
در این گفتگو علیجانی توضیح می دهد که گروه آنها در ایران سند مفصلی درباره حقوق اقلیت های قومی تهیه کرده است و خود آشنائی زیادی با مسائل مربوط به اقلیت ها دارد.
از آنجا که رضا علیجانی جزو امضاء کنندگان نامه اعتراضی نیست ، داوری های مستقلی نسبت به پیمان همکاری دو حزب دارد که خواهید شنید.
بنظر علیجانی بیانیه مشترک دو حزب ” ابهامات بسیار جدی دارد.” او میگوید دراین سند ” متاسفانه اتصال و ارتباط با کل جامعه ایران ، نه در هدف گذاری و نه در خط مشی مشاهده نمی شود.”
علیجانی در این گفتگو با ذکر مثال هائی از متن پیمان همکاری دو حزب نتیجه می گیرد که این سئوال برای خواننده این پیمان مطرح خواهد شد که آیا اهداف و ایده آل این دوستان فدرالیسم در چارچوب کشور ایران است و یا الگوی عراق مد نظر آنهاست؟
علیجانی می گوید من کشور در کشور ساختن را در ایران تقریباً غیر ممکن می دانم. یعنی الگوی عراق در ایران قابل تکرار نیست.
رضا علیجانی با اشاره به ” ابهامات جدی” که در پیمان همکاری دو حزب موجود است می گوید ” آقای مهتدی و دوستانشان بهتر است هر چه زودتر این ابهامات را رفع کنند. ” بعقیده او جنبش حق طلبانه کرد های ایرانی نباید میان خود و جنبش سراسری شکاف ایجاد کند.
به این گفتگوی شنیدنی گوش کنید.

Links:
[1] http://www.persian.rfi.fr/table-ronde-0909

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

http://rojhelattimes.org/read.php?id=5749

“کردها” هیچ تعهدی در قبال تمامیت ارضی ایران ندارند

8 Sep 2012

avatar
جوابیه‌ای کوتاه به‌ آقای ابولحسن بنی صدر ابراهیم جهانگیری
آیا دوست دارید حقیقت را بشنوید یا با رعایت حال و وضح شما و دیگر دوستان و روشنفکران فارس و به‌ خاطر اینکه‌ مقاله‌ا‌م نیز به‌ راحتی در وبسایتهای فارسی چاپ شود از حقیقت چشم پوشی کرده‌ و طوری بنویسم و با شما و دوستان دیگر سخن بگویم که‌ به‌ قولی نه‌ سیخ بسوزد نه‌ کباب. اما من بخش نخست را انتخاب میکنم و به‌ شما و دیگر دوستان قول میدهم چیزی که‌ مینویسم چکیده‌ فکری یک نفرو یا گروه‌ محدودی از کردها نیست، حتی به‌ صراحت میگویم در این مورد احزاب از مردم کرد عقبتر و ملایمتر در حرکتند. اما حقایق را باید گفت، زیرا زمان بازی با کلمات و طرح شعار و گفتمانهای غیر واقعی بسر آمده‌ و کسی از آن سود نخواهد برد.
جناب آقای بنی صدر در یادداشتی که‌ در وبسایت اخبار روز منتشرکرده‌ است از توافق دو حزب و سازمان سیاسیی کوردستانی ، حزب دمکرات کردستان ایران و کۆمه‌له‌ به‌شدت ابراز نگرانی کرده‌ و به‌ ویژه‌ از تکیه‌ کردن این احزاب بر حق تعیین سرنوشت ابراز ناخرسندی عمیق کرده‌ و باز هم با همان دیدگاه‌ بسیار تنگنظرانه‌ کردها را قوم خطاب کرده‌ و به‌ اصلهایی از توافقنامه‌ تاخته‌ است که‌ در آن از حق تعیین سرنوشت و فدرالیسم ملی_ جغرافیایی بحث شده‌است.
اقای بنی صدر آنچنان در تعصب نژادی خود غرق شده‌اند که‌ حقیقت عیان و تلخ آپارتاید نژادی و مذهبی در حق کردها و دیگر ملتهای ساکن محدوده‌ جغرافیایی ایران را نادیده‌ گرفته‌ و میگوید” برخی از فرمول‌بندی‌های توافق‌نامه یادآور شرایط ملت‌هایی است که یوغ استعمار را به گرده می‌کشند، درحالیکه در ایران علی‌رغم وجود نارسایی های بسیار در رفتارهای حاکمیت‌ها هیچگاه دولتی منبعث از گروهی قومی در رأس “ملت یا ملت‌های زیرسلطه” دیده نشده است.”
انکار واقعیتهای ملموسی که‌ در ایران زمان شاه و بویژه‌ ایران اسلامی و نوع رفتار این حکومتها با کردها و قبول این حقیقت تلخ که‌ این رژیمها ، همیشه‌ کردها را از کمترین حق و حقوق شهروندی محروم کرده‌اند و هرگز آنها را در عمل شهروند درجه‌ یک که‌هیچ بلکه‌ درجه‌ دو هم به‌ حساب نیاورده‌اند میتواند تنها از زاویه‌و دیدگاه‌‌ یک متعصب قومی بیان گردد، چنین انسانی در هر مقام و منزلتی که‌ باشد قطعا نه‌ تحلیل گر منصفی است و نه‌ شایسته‌ آنست که‌ در مورد ملتی سخن بگوید که‌ با گوشت و استخوان تبعیضهای نژادی و مذهبی را حس کرده‌ و تجربه‌ کرده‌ است. رفتار بسیار خصمانه‌ و وحشیانه این رژیمها با مردم کورد بویژه‌ با فعالان سیاسی و مدنی این ملت ستمدیده‌، تبعیضصهای نژادی و مذهبی، ستمهای سیاسیی اجتماعی و اقتصادی همه‌ و همه‌ بیانگر این واقعیت است که‌ از دیدگاه حکومتهایی مرکزی کردها ایرانی نبوده‌ و نیستند. حال چرا در چهارچوب محدوده‌ جغرافیایی ایران زند‌گی کرده‌ و تحت سلطه‌ حکومت مرکزی تن به‌ ایرانی بودن داده‌اند؟ حقیقت این است که‌ یک سیستم استعماری و زورگو آنها را به‌اسارت گرفته‌ است و بجز در مواردی که‌ به‌ کردها نیاز داشته‌ است و برای فریب افکار عمومی و در عین حال سوء استفاده‌ از احساست پاک این مردمان و این ملت که‌ آنها را ایرانیان شریف و اصیل و مرزبانان غیور مینامد، در دیگر موارد رفتار و کردار این حکومتها با این ملت هرگز نوع رفتار حکومتی نیست که‌ با شهروندان خود داشته‌ است. حال ممکن است گفته‌ شود که‌ این حکومت به‌ همه‌ ستم روا میدارد و فرقی بین فارس و کرد و عرب و بلوچ و ترک نیست. این ممکن است به‌ ظاهر درست برداشت شود اما چنانکه‌ به‌ عمق مسئله‌ نگاه واقعبینانه‌ داشته‌ باشیم در خواهیم یافت، این دو‌لتها‌ ستمی راکه‌ در حق ملتهای مختلف به‌ویژه‌ کردها روا داشته‌ومیدارند ستمی است مضاعف و چند برابر.
جناب آقای بنی صدر، بهتر آنست چشمها را گشود و دنیا را آنطوری که‌ هست دید نه‌ آنسان که‌ در ذهن خود داریم. دیگر زمان بیداری ملتها فرا رسیده‌ است و شما نمیتوانید بسان چند دهه‌ گذشته‌ این تئوریهای مسخ و فرسوده‌ را به‌ خورد نسل بسیار روشن و آگاه‌ امروزی بدهید. کردها ایرانی نیستند و هیچ تعهدی نیز در قبال ایران و تمامیت ارض و خاکی را ندارند که‌ شماها به‌ زور و نیرنگ و با طرح شعارهای احساسی آنرا تصاحب کرده‌اید. تا اینجای قضیه‌ روشن و شفاف و بی پرده‌، واقعیتهایی بود که‌ من از درون جامعه‌ی کردها برای شما بازگو کرده‌ام و این را نیز یاد آور شوم که‌ در این مورد نظر بقیه‌ ملتهای ساکن ایران نیز‌ اینچنین است و ترکها و بلوچها و ترکمنها و عربها نیز چنین فکر میکنند، من با آنها و سازمانهای این ملیتها در ارتباطم و درستی این موضوع را نیز خود شما بهتر از هر فرد دیگری میدانید.
اما آیا کردها آماده‌اند در چهار چوب ایرانی دمکراتیک که‌ تمامی حق و حقوق آنها محترم شمرده‌ شود باقی بمانند ، من به‌ جرات میتوانم بگویم که‌ جواب این سوال به‌ احتمال زیاد مثبت خواهد بود. البته‌ در صورتیکه‌ شماها بتوانید اعتماد تام و تمام کردها را با صداقت در عمل به‌ خود جلب کرده‌ و در قانون اساسی آینده‌ حقوق کامل کردها را با گنجاندن اصل حق تعیین سرنوشت ‌ و در یک سیستم فدرال دمکراتیک برسمیت بشناسید. در این صورت احتمالا کردها با ایران ماندن را گزینه‌ برتر بدانند، البته‌‌ این نیز باید در رفراندومی که‌ مردم کرد در آن شرکت خواهند کرد به‌ رای گذاشته‌ شود . اما به‌ عقیده‌ اینجانب این تنها راه حفظ تمامیت ارضی ایران است. ارض و خاکی که‌ مال همه‌ ملتهای ساکن محدوده‌ جغرافیایی ایران بوده‌ و هست. به‌ همین دلیل این کردها نیستند که‌ مسئول حفظ تمامیت ارضی ایران را دارند، بلکه‌ شما و دیگر روشنفکران فارس و مرکزیت گرا هستید که‌ با به‌ روز کردن افکار و اندسیشه‌های کهنه‌ خود میتوانید آنرا حفظ کنید. سخن آخر اینکه‌ در تمام دنیا رسم چنین بوده‌ است که‌ هر خلق و ملتی خود در مورد سرنوشت خویش تصمیم گیری خواهد کردو به‌ هیچ عنوان کسان دیگری از ملیتهای متفاوت حق دخالت در نوع تصمیم گیری آنها را ندارند.http://www.akhbar-rooz.com/news.jsp?essayId=47703
ناردن بۆ تۆڕه‌ کۆمه‌ڵایه‌تی‌یه‌کان

 Facebook My Yahoo Twitter googleBalatarin Balatarin

sadigh|9 Sep 2012 – 04:54
hoseen fekr mikonam to ham hamchon frozande onjat dare misoze ke dari harf moft mizani
خاڵە شەهاب|9 Sep 2012 – 04:39
سخنان آقای حسین بسیار گویا و منطقی می باشد،در ایران آیندە هیچ جایی برای کردها نیست و مردمی بە نام کرد و سرزمینی بە نام کردستان وجود خارجی نخواهد داشت و کردستانیها کشور و سرزمین اجدادی خود را بر اساس مرزهای جغرافی و فرهنگی و تاریخی بنا خواهند کرد،با تشکر از همکاری و موافقت حسین آقا و هم میهنان ایشان.
سردار رحیمی|9 Sep 2012 – 03:31
آقای جهانگیری شما نماینده ی کردها نیستید که به جای ما حکم صادر می کنی. شما فقط می توانی نظر خودتان را بنویسی. من به عنوان یک کرد به ذره ذره ی خاک ایران ایمان دارم و از آن دفاع می کنم. مساله ی کردستان تنها در چهارچوب ایران قابل حل است و لاغیر. افکار فانتزی و انتزاعی شما ره به شام می برد
حسین|9 Sep 2012 – 02:50
در واقعیت کردستان همان که از اسمش پیدا ست هیچ پیوندى با ایران بودن ندارد خط جغرافیاى کردستان معلوم است و انهاى که نگران ایران گربه اى شکل را دارند باید فقط در عکسهاى قدیمى دنبالش را بگیرند
کەماڵ قازی|9 Sep 2012 – 02:38
سڵاو دەست و قەڵەمت خۆش بێت کاک برایمی خۆشەویست بەراستی جوابەکە لە جێگای خۆی دابوو هەر بژی و سەرکەوتوو بیت مامۆستای خۆشەویست
قسەی دڵی هەموو کوردێکی بەشەرەف و نیشتمانپەروەرت کردووە.
milad|9 Sep 2012 – 01:43
‌‌‌‌‌‌حسین فکر کنم نشنیدی کە از قدیم گفتند حقیقت تلخ است!!!!!!! واسە همینە کە جوش آوردی!!!
کاک ابراهیم دە ستە کانت خۆش بیت و هیوای سەرکەوتنت بۆ داخوازم
حسین|8 Sep 2012 – 10:49
آقای جهانگیری اولا بنی صدر فارس نیست بلکه از ترکهای همدان میباشد، دوما کردستان جز لاینفک و غیر قابل جدایی از ایران میباشد و ما ایرانیها شما تجزیه طلبان را از ایران بیروان خواهیم اندخت در ایران آینده هیچ جایی برای نژادپرستان کرد وجود ندارد.
دوکتور. کانادا|8 Sep 2012 – 10:08
یاره‌بی له‌به‌ر او قه‌لمت بمرم

 

تۆش ده‌توانی به‌شداریی له‌و باسه‌دا بکه‌ی به‌ مه‌رجێک:
– به‌شداریت پێوه‌ندیی به‌ ناوه‌رۆکی بابه‌ته‌وه‌ هه‌بێ نه‌ک ره‌خنه‌ له‌ که‌سایه‌تیی نووسه‌ران یان که‌سایه‌تیه‌کان
– زمانێکی وه‌هات به‌ کار نه‌هێنابێ که‌ رۆژهه‌ڵات‌تایمز به‌ بێ‌ڕێزی به‌ که‌س یان لایه‌نێکی تایبه‌تیی بزانێ

@@@@@@@@@@@@@@@@@@
مهتدی(جمعه 18-5-2012 ): در صورت بروز جنگ با ایران کردها در کنار رژیم تهران نخواهند بود




عبدالله مهتدی دبیر کل حزب کومله کردستان ایران در مصاحبه با تلویزیون “العربیه” اعلام کرد ما از جنگ علیه ایران حمایت نمی کنیم اما در صورت بروز چنین جنگی میان غرب و ایران ما به هیچ عنوان در کنار رژیم تهران نخواهیم ایستاد.
مهتدی در این مصاحبه که جمعه 18-5-2012 در ساعت 8:30 بعد از ظهر به وقت مکه مکرمه (9:30 شب به وقت دبى) از تلویزیون العربیه پخش مى شود، بر مبارزه مسالمت آمیز کومله ایران برای دست یابی به حقوق کردها و سایر گروهای اتینیکی تاکید کرد.
وی درباره موضع حزب کومله نسبت به جنبش سبز و تظاهرات سال 2009 بیان داشت که کومله برغم برخی برخی اختلافات با سران جنبش سبز حمایت کامل خود را از آن اعلام کرده بود، چرا که ما جنبش سبز را وسیله ای برای تغییر در ایران بشمار آوردیم.
مهتدی تاکید کرد که حضور اقلیت های قومی در جنبش سبز به اندازه ای که ما آرزوی آن را داشته ایم ، پر رنگ نبود . وی مهمترین عامل عدم حضور قومیت ها در جنبش سبز را سرکوب شدید آنها از سوی نیروهای دولت مرکزی ایران بر شمرد.
وی در پاسخ به سوالی درباره دلایل عدم حضور قومیت های ایرانی در تظاهرات جنبش سبز سال 2009 اظهار داشت:”جنبش سبز هیچ اشاره ای به خواسته های قومیت ها نداشت، همچنین این جنبش، تظاهرات اعتراضی را تنها به تهران محدود کرده بود و این بزرگترین اشتباه جنبش سبز بود.”
مهتدی در بخش دیگری از این گفت و گو اعلام کرد حتی یک مسجد برای اهل سنت در تهران پایتخت ایران وجود ندارد.
دبیر کل حزب کومله کردستان ایران در دفاع از برقراری سیستم فدرال در کشور اظهار داشت این یک حقیقت آشکار است که علاوه بر قومیت فارس پنج قومیت دیگر در ایران وجود دارد که دارای فرهنگ و زبان متفاوتی می باشند.
مهتدی تاسیس ” کنگره ملیت های ایران فدرال” را که شامل احزاب قومیت های ایرانی از جمله حزب کوله می باشد ، تشکیلاتی برای برقراری سیستم فدرال در ایران اعلام کرد.
وی با تاکید بر مبارزه مسالمت آمیز حزب کومله برای دست یابی به حقوق کردها در ایران اعلام کرد:” ادامه مبارزه مسلحانه در حالی که ملت ها و کشورهای جهان در حال تغییر می باشد ، دیگر دشوار است و اکنون برای دست یابی به حقوق خود مبارزه سیاسی و فرهنگی را در پیش گرفته ایم.”
العربیه

 

@@@@@@@@@@@@@@@

 

 

2012-08-24

 

 

 

بیانیه‎ مشترک حزب دمکرات کردستان و کومله
• حزب دموکرات کردستان ایران و حزب کومله ی کردستان ایران توافقنامه ی مشترکی در مورد مبارزه با جمهوری اسلامی ایران و آینده ی کردستان به امضا رساندند …

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 

http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=47444

آدینه  ٣ شهریور ۱٣۹۱ –  ۲۴ اوت ۲۰۱۲

 

کوردستان میدیا: در یک بیانیه، توافقنامه ی مشترک میان حزب دمکرات کردستان ایران و حزب کومله کردستان ایران به امضا رسید.
متن بیانیه ی مشترک بدین شرح است:در ادامه دیدارها و نشست‎های مشترک حزب دمکرات کردستان ایران و حزب کومله کردستان ایران به منظور بحث و بررسی پیرامون مسائل مهم منطقه و مسائل مرتبط با ایران و کردستان، همچنین در ادامه گفتگوها به منظور تدوین توافقنامه‎ای مشترک برای همکاری میان دو حزب که از مدتها قبل، هیئت‎هایی از هر دو طرف برای آن مأمور کرده و بر روی آن کار کارشناسی می کردند، روز سه شنبه، ٣۱ مرداد ۱٣۹۱ خورشیدی برابر با ۲۱ آگوست ۲۰۱۲ میلادی، هیأتی از رهبری دو حزب در مقر دفتر سیاسی حزب دمکرات به سرپرستی آقایان عبدالله مهتدی، دبیرکل کومله و مصطفی هجری، دبیرکل حزب دمکرات تشکیل جلسه داد.
دو هیأت در یک نشست پنج ساعته، ضمن بحث و بررسی پیرامون مسائل مهم منطقه، ایران و کردستان به ادامه گفتگوهای صورت گرفته در رابطه با تدوین توافقنامه همکاری فی‎مابین ادامه داده و این فرایند را به نتیجه نهایی رساندند. سپس متن توافقنامه به امضای آقایان مصطفی هجری و عبدالله مهتدی رسید.
طرفین همچنین ابراز امیدواری کردند که محتوای این توافق نامه زمینه همکاری گسترده تر میان نیروهای سیاسی ایران و کردستان فراهم کند.حزب دمکرات کردستان ایران
حزب کومله کردستان ایران
٣۱/۵/۱٣۹۱ خورشیدی
۲۱/٨/۲۰۱۲ میلادیتوافقنامه‏ ی مشترک حدکا و کومله کردستان ایران
میلادی: ۲۰۱۲-۰٨-۲۲ – خورشیدی: ۱٣۹۱/۰۶/۰۱این توافقنامه میان حزب دمکرات کردستان ایران و حزب کومله‏ ی کردستان ایران امضاء گردیده و از این پس در هر جایی از این توافقنامه نامی از کومله و حزب دمکرات به میان می‏آید، منظور این دو سازمان است.مقدمه:
جنبش رهایی‏بخش ملت کرد در کردستان ایران، سال‏های متمادی از مراحل متفاوت مبارزه‏ ی پرفراز و نشیب خود را طی نموده است. مقاومت ملی و فداکاری و به شهادت رسیدن هزاران فرزند فداکار در راه اثبات هویت و حقوق سیاسی ملت کرد که در رأس همه‏ ی آنها حق تعیین سرنوشت قرار دارد، واقعیتی انکارناپذیر است.
برای مبارزه‏ ی ملت کرد در عصر حاضر و در این وضعیت، هم تغییرات گوناگون جهانی و هم تحولات اخیر خاورمیانه، همچنین توازن ابرقدرت‏ها و معادلات نوین این عرصه، بیش از همیشه زمینه را جهت طرح خواسته‏ های ملی مردم کُرد و تأکید بیشتر بر حقوق خویش در سطح جهانی را مهیا ساخته است.
موج تغییر و دمکراسی‏ خواهی فراگیر در منطقه‏ ی خاورمیانه، پرتوانتر از هر زمان دیگری پایه‏ های دیکتاتوری‏ ها را به سوی فروپاشی سوق داده است. دیر یا زود دیکتاتوری جمهوری اسلامی ایران نیز، با تداوم مبارزه‏ ی توده‏ های مردم و اراده‏ ی راسخ مبارزان راه آزادی، غیر از گسترش بحران همه‏ جانبه‏ ی اقتصادی و سیاسی و رفتن به سوی سرنگونی کامل، افق دیگری پیش‏رو ندارد.
اپوزیسیون ایرانی، گروه‌ها و جریان‌های مخالف جمهوری اسلامی در خارج از کشور، در دو سه سال گذشته، پس از ظهور و افول جنبش سبز در ایران، دور تازه‏ ای از گفتگو و نشست مشترک و فعالیت را آغاز نموده‏ اند. در این میان، علیرغم تفاوت نظر و دیدگاه‏ ها، در مواردی درک متقابل و نزدیکی بیشتری نسبت به گذشته میان آنان ایجاد شده و اندیشه‏ ی اتحاد و نوعی تلاش برای تشکیل جبهه‏ ی دمکراسی‌خواهی با شعار تغییر رژیم در مقایسه با گذشته مقبولیت بیشتری یافته است.
حزب دمکرات کردستان ایران و حزب کومله‏ ی کردستان ایران، به عنوان دو جریان سیاسی مشروع که در این مدت در رابطه با برخی مسائل مهم همکاری‏ و اقدامات مشترکی انجام داده‏ اند، در ادامه‏ ی روند رو به رشد همکاری‏ ها و نزدیکی بیشتر بر این باورند که در چنین شرایطی توافق بر سر مجموعه‏ ای از نقاط اساسی مشترک در چهارچوب این طرح ضرورتی انکارناپذیر است.
این پلاتفورم مشترک به عنوان اصلی‏ ترین دستور کار سیاسی در برابر تغییر و تحولات سیاسی معاصر، در واقع بیانگر نوعی هم‏پیمانی میان این دو جریان سیاسی است.
این توافقنامه‏ ی مشترک که از سوی رهبری هر دو حزب مورد تأیید قرار گرفته، مبنای کار مشترک هر دو حزب در زمینه‏ های سیاسی، دیپلماتیک، تبلیغاتی، رسانه‏ ای و … را تدوین می‏کند. در همان حال، مبنای فعالیت مشترک به منظور گسترش این توافقنامه و تحقق همکاری‏ های بیشتر در میان دیگر نیروهای سیاسی کردستان ایران است.الف) اصول کلی:
۱- دو طرف بر این باورند که بدون سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی، تحقق دمکراسی و حقوق ملی ملیت‏های ایران، به ویژه ملت کرد تحقق نخواهد یافت. همچنین دو طرف بر این باورند که نظام سیاسی آینده ایران لازم است سیستمی سکولار، دمکراتیک و فدرال باشد. از همین رو، ضروریست که هر دو طرف در نشست‏ های خود با اپوزیسیون ایرانی خارج از کشور بر این نکات اصرار ورزند.۲- کومله و حزب دمکرات اعتقادی کامل به انتخابات آزاد توسط مردم کردستان دارند و در چنین انتخاباتی بدون شک صندوق‏های رأی را اصلی‏ترین منبع مشروعیت تمام جریان‏های سیاسی و اصل اساسی دمکراتیزه نمودن جامعه‏ ی آزاد می‏ دانند.

٣- هر دو طرف اعتقاد کامل به جدایی نهاد دین از دولت دارند و بر این باورند که حاکمیت آینده کردستان و قانون اساسی کشور بر پایه‏ ی اصول دمکراسی، منشور جهانی حقوق بشر و حقوق سیاسی و ملی کردستان تدوین گردد. همچنین آزادی مذهبی و اعتقادات مختلف در کردستان را حق مشروع و انکارناپذیر تمام ساکنان کردستان می‏دانند.

۴- هر دو طرف بر برابری کامل حقوق زنان با مردان در تمام زمینه‏ های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، خانوادگی و … در جامعه تأکید می‏ورزند و خود را مدافع قانون مدرن و مترقی و انسانی در این زمینه می‏دانند و برای تصویب آن تلاش خواهند کرد.

۵- حزب کومله و دمکرات خود را مدافع آزادی بیان، آزادی قلم، آزادی مطبوعات، آزادی تأسیس سازمان‏های سیاسی، آزادی بنیان نهادن سازمان‏های مدنی و صنفی همچون کارگران، زنان، دانشجویان، جوانان و معلمان و… می‏دانند و در جامعه از آنان حمایت قانونی خواهند کرد.

۶- طرفین پشتیبانی و پایبندی خود را به عدالت اجتماعی و حفظ محیط زیست کردستان و گنجاندن این موضوعات در قانون اساسی اعلام می‏نمایند.

۷- دو طرف پایبندی خود را به حل مشکلات و مسائل سیاسی فیمابین از طریق دیالوگ و به شیوه‏ ی سیاسی، آرام و به دور از هر گونه خشونت‏ طلبی اعلام می‏نمایند. همچنین این روش را برای کلیه‏ ی نیروهای سیاسی کردستان ضروری دانسته و جهت تثبیت این اصل در سراسر کردستان تلاش می‏کنند.

٨- حزب دمکرات و کومله، فدرالیسم ملی- جغرافیایی را به عنوان شعار اصلی و برنامه‏ ی سیاسی خود برای حل مسئله‏ ی ستم ملی در کردستان برگزیده و خود را پرچمدار این شعار دانسته و برای تثبیت و تحقق آن به اشتراک مساعی می‏‏پردازند.

۹- این توافق‏نامه خدشه‏ ا‏ی به اصل استقلال سیاسی، سازمانی، دیپلماتیک و رسانه‏ ای هیچ یک از طرفین وارد نکرده، بلکه تلاش خواهد نمود که هماهنگی و وحدت نظر میان آنان را در راستای اهداف مشترک یاد شده در این پلاتفرم تأمین نماید.

ب) وظایف پیش از تغییرات سیاسی و سرنگونی رژیم

۱- شناساندن مشکلات و مطالبات ملت کُرد در کردستان ایران به جامعه‏ ی بین‏ المللی و کسب حمایت سیاسی برای جنبش رهایی‌بخش ملت کُرد، به عنوان مثال، سازماندهی اقدامات دیپلماتیک مشترک در سطح جهانی و دیدار از مراکز بین‏ المللی در راستای این هدف.

۲- وحدت در مشارکت یا عدم مشارکت با نیروهای اپوزیسیون ایرانی، با هماهنگی و مشورت قبلی و تأکید بر حقوق و خواست های مردم کردستان به منظور تقویت جایگاه ملت کرد از طریق اتخاذ مواضع مشترک در کنفرانس‏ ها و سمینارهای گوناگون و هماهنگی در این زمینه. تأکید دو طرف بر شعار فدرالیسم به عنوان راه حل مسأله‏ ی ملیت های ایرانی در میان گفتمان‏ های مختلف اپوزیسیون ایران و شخصیت های مخالف جمهوری اسلامی.
تقویت مواضع مشترک و گفتمان ترقی‌خواهانه‏ ی ملی در کنگره‏ ی ملیت‌های ایران فدرال و صیانت از این سازمان و معرفی آن به افکار عمومی جهانیان. تلاش برای تدوین سیاستی مشترک در سطح اپوزیسیون ایرانی که تجلی اصول اساسی جنبش ملی – دمکراتیک مردم کردستان و … باشد.

٣- دو طرف از مبارزه‏ ی برحق مردم کَرد در تمامی بخش‏های کردستان پشتیبانی نموده و در عین‏ حال بر این باورند که هرگونه مداخله از جانب یکی بخش‏ های کردستان در امور سایر بخش‏ ها، سیاستی نسنجیده و زیانبار است. در همین راستا، به منظور تحکیم روابط و کسب جایگاهی مناسب‏تر برای ملت کرد در کردستان ایران و تعقیب سیاستی مشترک، در صورت لزوم، نشست های مشترکی با حکومت اقلیم و نیروهای سیاسی اقلیم کردستان برگزار خواهند کرد.

۴- کومله و حزب دمکرات اتحاد و انسجام ملی در کردستان ایران و استحکام مبارزات مشترک در میان احزاب سیاسی کردستان ایران را رسالت اصلی خود دانسته و برای یافتن راه‏کاری مناسب به منظور از بین‏ بردن مواضع موجود بر سر راه اتحاد و همبستگی تلاش خواهند کرد.

۵- دو طرف برآنند که همکاری‏ های فیمابین را توسعه و استحکام بخشند. در این راستا گام‌های عملی طبق برنامه‌ای منظم و مدون از قبیل همکاری میان ارگان‌های مربوطه‏ ی دو طرف در زمینه‏ رسانه‏ ای، انتشار بیانیه‏‏ ی مشترک در رابطه با حوادث سیاسی مهم و اقدامات مشترک برای افشای سیاست‌های ضد بشری رژیم جمهوری اسلامی یا هرگونه حرکت مدنی و سیاسی بردارند.

حزب دمکرات کردستان ایران
دبیرکل مصطفی هجری
حزب کومله کردستان ایران
دبیرکل عبدالله مهتدی

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

 

آنچه که باید در باره طرح شش ماده ای خود مختاری دانست:
آقای حسن شرفی به عنوان سخنگوی حزب دموکرات کردستان ایران بیانیه ای را انتشار داده و درضمن اشاره به موضوع طرح شش ماده ای خود مختاری که از سوی هیئت نمایندگی کردستان به دولت مرکزی به ریاست آقای بنی صدر ارائه و پس از مذاکرات بین الطرفین مورد توافق طرفین قرار گرفت و آقای بنی صدرچند نوبت از جمله در مصاحبه با صدا و سیما( که متن آن در روزنامه ها از جمله اطلاعات 25/2/ آمده 1359 که خوانندگان گرامی پائین تر ملاحظه خواهند کرد) پذیرش آن را اعلام کرد و نیزاز شهید داریوش فروهر که  مسئول کردستان و یکی از مذاکره کنندگان در باره کردستان بود خواست که مقدمات اجرای آن را فراهم نماید و  قرار بود مفاد آن به اجرا در آیند،پذیرفتن آنرا از سوی شورای انقلاب،که آقای بنی صدراخیرا، در مصاحبه ای بدان اشاره کرده است را رد کرده است. آقای حسن شرفی نوشته است: «اما اینکه اظهار می‌دارد( آقای بنی صدر) که شورای انقلاب خودمختاری برای کردستان را تصویب نموده بود از صحت و واقعیت مسأله به دور است زیرا شورای انقلاب هرگز رسما خودمختاری برای کردستان را تصویب نکرد، بلکه یکی دوبار از سوی یکی دو مسوول آن زمان جمهوری اسلامی شایع شد که خودمختاری اسلامی به کردستان داده شود.»
 در این جا لازم است برای روشن شدن حقایقی از تاریخ ایران که حوادث کردستان، نقشی اساسی درروند و چگونه رقم خوردن آن داشت، نکاتی را با خوانندگان گرامی در میان بگذارم.  اولا آقای شرفی به خوبی واقفند که در تاریخی که آقای خمینی فرمان حمله همه جانبه به کردستان را داد، یعنی در مرداد 58 آقای بنی صدر هیچ گونه مسئولیتی در دولت نداشت و ثانیا˝، از آنجا که تا انتخابات مجلس و تشکیل آن، امور قانونی از مجرای شورای انقلاب میگذشت پس از انتخاب شدن آقای بنی صدر به ریاست جمهوری، برای تصریح در روند امور،ریاست شورای انقلاب نیز بر عهده او گذاشته شد و سخن او، سخن مجموعه دولت،از ریاست جمهوری تا شورای انقلاب، و بالطبع آنچه را که او قبول شدنش را اعلان می کرد، مصوبه شورای انقلاب بود، لازم به یاد آوری است که اغلب اعضای شورای انقلاب، عضو حزب جمهوری اسلامی و از مخالفان سرسخت آقای بنی صدر بودند و اگر او،پذیرش و موافقت با طرح را بدون تصویب و پذیرش اعضای شورای انقلاب اعلام میکرد،آنهم چند بار،قطعا با عکس العمل و تکذیب آنها مواجه میشد که این عکس العمل از دید رسانه ها دور نمیماند،لذا این امر با توافق شورا بود وگرنه او نمی توانست بگوید ما طرح شش ماده ای را پذیرفتیم. ثالثا، اعلام رسمی و چند باره در اجتماعات و رسانه های ارتباط جمعی آنهم از سوی کسی که همزمان رئیس جمهوری و رئیس شورای انقلاب بود، به منزله اعلام رسمی است و شایعه از سوی یکی دو مسئول جمهوری اسلامی نیست.
 در مقاطع مختلف و به مناسبتها، افراد، احزاب و سازمانهای موثر درامور کردستان ،از جمله در باره خود مختاری،آتش بس و شکستن آن،درگیری ها در کردستان حتی بین گروه های مسلح رقیب و… سخنرانی و یا اطلاعیه هایی منتشر کرده اند که در این جا به آنچه که به پذیرش این طرح از سوی شورای انقلاب و توافق از جمله حزب دموکرات کردستان با آن ونیز موانع اجرای این طرح مربوط میشود را تا حد امکان جمع آوری و در اختیار جویندگان حقیقت قرار میدهم. بنا بر این داده ها، آقای بنی صدر اقلا در چهار مورد و به طور علنی موافقت با طرح 6 ماده ای را اعلام داشته إست. ابتدا به توضیح آقای حسن شرفی در این مورد نگاهی می اندازیم و سپس به آنچه در روزنامه های سال های 58 و 59 درج شده است در حد حوصله مطلب و خوانندگان گرامی می پردازم.
توضیح حسن شرفی سخنگوی حزب دموکرات کردستان ایران در مورد مصاحبه آقای بنی صدر
اخیراً در یکی از سایت‌های اینترنتی مصاحبه‌ای انتشار یافت که در تاریخ 12 اسفندماه 1389 خورشیدی، مرکز اسناد حقوق بشر ایران با آقای دکتربنی صدر، رئیس جمهور اسبق جمهوری اسلامی ایران، بعمل آورده بود.
این مصاحبه اختصاص یافته بود به بحث در مورد اعدام فرزندان کُرد در ایران از سوی حکومت جمهوری اسلامی و محدود به سالهای 57 و 1358 خورشیدی که آقای بنی صدر به عنوان رئیس جمهور جمهوری اسلامی ایران و فرمانده کل قوا در آن زمان، خلخالی رئیس به اصطلاح دادگاه‌های تازه تأسیس انقلاب اسلامی را مسئول جنایات انجام گرفته و پایمال نمودن حقوق بشر در مناطق کردنشین ایران معرفی نموده است.
آقای بنی صدر همچنین در این مصاحبه این ادعا را رد نموده که آن‌ زمان مشاور خمینی بوده باشد و بگونه‌ای از اختیارات نامحدود خمینی سخن به میان آورده که در چهارچوب این اختیارات نامحدود فرامینی صادر شده است که فرمان جهاد علیه ملت کرد در 28 مرداد سال 1358 از جمله آنهاست، که ایشان از چنین موضوعی اطلاع نداشته است و بعنوان رئیس جمهور و فرمانده کل قوا حتی با وی مشورت هم نشده است. اینها مسائلی هستند که با موقعیت آنزمان آقای بنی صدر و روابطشان با خمینی ارتباط پیدا می‌کنند و بهمین جهت بحث در این مورد ضروری بنظر نمی‌رسد، لیکن آنچه که در این مصاحبه مورد بحث و نیاز به توضیح دارد این است که آقای بنی صدر در این مصاحبه اشاره دارد به اینکه «شورای انقلاب خودمختاری برای کردستان را تصویب کرده بود و اظهار می‌دارد که این مطلب را دو بار اعلام کرده است، یک بار در تهران و بار دیگر در اهواز، بهمین سبب دیگر توجیهی برای ادامه جنگ در کردستان باقی نمانده بود لیکن آنان(منظور کردها هستند) جنگ را ادامه دادند معلوم شد که خودمختاری تنها بهانه بود؟!»
در این رابطه شایسته ذکر است که آقای بنی صدر آن زمان نسبت به مسئله کرد و خودمختاری در مقایسه با دیگر مسئولان جمهوری اسلامی دیدگاه مثبت و خلوص نیت خاص خود را داشت که بعدها در چهارچوب شورای ملی مقاومت طرح خودمختاری برای کردستان را امضا نمود.
اما اینکه اظهار می‌دارد که شورای انقلاب خودمختاری برای کردستان را تصویب نموده بود از صحت و واقعیت مسأله به دور است زیرا شورای انقلاب هرگز رسما خودمختاری برای کردستان را تصویب نکرد، بلکه یکی دوبار از سوی یکی دو مسوول آن زمان جمهوری اسلامی شایع شد که خودمختاری اسلامی به کردستان داده شود.
دبیر کل وقت حزب دمکرات کردستان ایران دکتر قاسملو، آن زمان نسبت به این شایعات در یک میتینگ در میدان قاضی محمد شهر مهاباد و در بالکن فرمانداری آن شهر خطاب به حاضران اظهار داشت که چنین شایعه‌ای وجود دارد که «خودمختاری اسلامی» برای کردستان تأمین گردد. ما با توجه به اینکه بیش از 80 درصد مردم کردستان مسلمان هستند از تأمین چنین حقوقی استقبال می‌نمائیم و آنچه که برای ما از اهمیت برخوردار است محتوای خودمختاری است. در این رابطه چنانچه روزنامه‌ای در آن زمان مطلبی درج کرده باشد بر مبنای شایعه‌ای بوده که در این زمینه وجود داشت لیکن هیچ اطلاعیه‌ای رسمی در مورد تصویب خودمختاری از سوی شورای انقلاب نه برای افکار عمومی و نه برای هیأت نمایندگی کرد در کردستان ایران صادر نشد و هیچ سندی رسمی هم در دست نیست که مؤید این ادعا باشد که شورای انقلاب خودمختاری برای کردستان را تصویب کرده باشد.
سخنگوی حزب دمکرات کردستان ایران
حسن شرفی
 4 آذروماه 1390 خورشیدی
*هشدار حزب دمکرات کردستان:عده ای از اشخاص و گروهها در کردستان،بنام خلق کرد،با امپریالیسم پیمان بستند.
حزب دمکرات کردستان ایران در سنندج، اعلامیه افشاگرانه‌ای تحت عنوان «مردم باید حقایق را بدانند و به قضاوت بنشینند» منتشر کرده که از سوی خبرگزاری پارس مخابره شده است. در این اعلامیه، حزب دمکرات هشدار داده است که اشخاص و گروههایی بنام خلق کرد و بنام جنبش کردستان ایران، با امپریالیسم پیمانهایی بسته اند. متن اعلامیه مذکور به شرح زیر است: خلق مبارز کرد. مبارزات بر حق خلق کرد، روز بروز ابعاد وسیعتری بخود میگیرد، توده‏های بیشتری را بخود جلب می ‏نماید و از پشتیبانی نیروهای مترقی برخوردار میگردد.وظیفه تاریخی ما این است که این دستاورد خونین خلق را همانند مردمک چشم حفظ کنیم و آنرا هر روز بیشتر بارور سازیم. حزب دمکرات کردستان ایران معتقد به این واقعیت است که تنها جنبشی پیروز است که در خلق ریشه دوانیده باشد و از سوی خلق تامین گردد و هیچگاه حتی در سخت ترین شرایط، هیچ حزب و گروهی حق ندارد برای تامین خود از ضد خلقیان و عوامل امپریالیزم یاری بگیرد، زیرا که تجربه جنبشهای سایر خلق‏ها ثابت کرده است که گرفتن کمک و یاری از دولتهای ضد خلقی، نه تنها جنبش را پیش ‌نمیراند، بلکه باعث انحراف و انهدام جنبش خواهد شد.مثال تاریخی این واقعیت، مبارزات دیگر برادران کرد ما در عراق به رهبری ملامصطفی بارزانی است که حتی با دادن 25 هزار شهید، بعلت تکیه کردن به رژیم ضد خلقی شاه با شکست روبرو شد که در تاریخ بعنوان «آش به تال»‌ثبت گردیده است ما میپرسیم آیا تکرار چنین کارهائی در این مرحله از مبارزات حساس و سرنوشت ساز ما که تاریخ، غلط بودن آنرا ثابت نموده در پیشگاه خلق که این چنین ناجوانمردانه با سرنوشتشان بازی می‏شود، را می توان توجیه نمود. حزب دمکرات کردستان ایران معتقد است جنبش خلق کرد کردستان ایران فقط زمانی شاهد پیروزی را به آغوش می کشد که از دستبرد ضد خلقیان و دوستی آنان بدور باشد. با این اعتقاد، ما وظیفه انقلابی خود میدانیم هرگونه عمل نادرست را برای آگاهی و قضاوت مردم که انقلاب از آن خود آنهاست، افشا کنیم. در تاریخ 26/1/58 پیشمرگان قهرمان حزب دمکرات کردستان ایران، تشکیلات مریوان، در اطراف بایوه و باشماق، مرز ایران و عراق، متوجه ورود سه ماشین از مرز عراق بخاک ایران میشوند. با این اعتقاد که خلق کرد از رژیم‏های ضد خلقی اسلحه دریافت می‏دارد، برای روشن شدن موضوع که اسلحه‏ها از کجا آمده و برای چه کسی است، پیشمرگان اقدام به ضبط محموله ماشین‏ها که حاوی اسلحه ضد هوائی با کالیبر‏های مختلف، نود قبضه کلاشینکف و فشنگ کافی و پتو بود میکنند و شخصی به نام «حامد محمد طاهر بک» مسوول گروهی مسلح در جوانرود نیز که همراه اسلحه‏ها بود بازداشت می‏شود. در موقع ضبط کردن اسلحه‏ها «شیخ جلالدین حسینی» می‏گوید که این اسلحه‏ها بوسیله ما برای دفتر شیخ عزالدین حسینی آورده شده است،  اما نماینده ماموستا در مریوان بعد از تماس با شیخ عزالدین، گفته شیخ جلال الدین را تکذیب میکند. همچنین در این میان، متأسفانه برادران «کومله» از شیخ جلال الدین دفاع نموده و تقاضای استرداد اسلحه‏ها را به شیخ جلال مینمایند و مدعی می‏شوند که حزب دمکرات نباید با چنین اقداماتی مخالفت کند. در این جریان، عده ای مسلح و ناآگاه برای نمایش قدرت و طرفداری از شیخ جلال حسینی در مریوان ظاهر میشوند. همزمان با این اقدام، مردم از حزب دمکرات کردستان ایران برای جلوگیری از ایجاد تشنج استمداد می طلبند. عده ای معتمد برای حل مساله، به مریوان می‏آیند و به بحث و مذاکره میپردازند. حزب دمکرات کردستان ایران با توجه به شرایط حساس کردستان و برای یاری رسانیدن به موقعیت هیات نمایندگی خلق کرد در مذاکره و جلوگیری از ایجاد محیط متشنج و احترام به خواست مردم و معتمدین کرد و برای حفظ و آرامش شهر و منطقه، اقدام به استرداد اسلحه‏ها به شیخ جلال حسینی می کند ظاهر یکی نیز پس از آزادی می‌گوید بگذار حزب دمکرات بمیرد، زیرا که من چهل هزار دینار عراقی همراه خود داشتم که آنها نفهمیدند. همچنین در این جریان، بودند گروه‏هائی که خود را یاور زحمتکشان می نامیدند، اما در این مساله که دخالت بیگانه در سرنوشت ما مطرح بود هیچ دفاعی از استقلال ایران نکردند، بلکه برعکس از طرف وابسته طرفداری می‏نمودند. حزب دمکرات کردستان ایران وظیفه دارد که مردم را با این حقایق تلخ روبرو سازد و هشدار بدهد. اطلاعات رسیده حاکیست که عده‌ای از اشخاص و گروهها بنام خلق کرد و بنام جنبش کردستان ایران، با سرسپردگان امپریالیزم، پیمانهایی بسته‌اند. باید آگاه و بیدار بود که این چنین اقداماتی از سوی هر کس و هر گروه، خطری است بس بزرگ برای مبارزات بر حق خلق کرد و سم مهلکی است برای جلوگیری از وحدت هرچه بیشتر خلقهای ایران در جهت بدست آوردن «دمکراسی برای ایران و خودمختاری برای کردستان»، این گونه اعمال فقط میتواند زمینه ای باشد برای ایجاد محیط برادرکشی و لوث کردن مبارزات ما در راه کسب خودمختاری، دست ضد خلقیان از مبارزات خلق بدور.(اطلاعات14/11/1358) 
*دکتر قاسملو: بدخواهان نمیگذارند مذاکرات سر بگیرد.
سنندج – خبرنگار اطلاعات: در رابطه با مسایل کردستان دکتر قاسملو دبیر کل حزب دمکرات کردستان وارد سنندج شد و ساعت 3 بعداز ظهر دیروز در یک جلسه سخنرانی که از طرف حزب دمکرات کردستان ایران، تشکیلات سنندج، در سالن تختی این شهر ترتیب یافته بود شرکت کرد.در این اجتماع که عده کثیری از اهالی سنندج شرکت داشتند، دکتر قاسملو در قسمتی از سخنان خود در پاسخ به اتهاماتی که از طرف بعضی از گروهای چپ رو وافراطی کردستان به حزب دمکرات زده می‏شود گفت:«همانطورکه امام خمینی فرمودند، بدخواهان نمی‏گذارند مذاکرات سر بگیرد ومیخواهند جنگ تحمیلی برای کردستان تدارک ببینند.فرستادن هیاتی از سوی حزب برای مذاکره با مسؤلین به تهران،بهیچ وجه نفی هیات نمایندگی کرد نیست. ما فقط میخواستیم  راه بازشود واین وضع «نه جنگ، نه صلح »خاتمه یابد. ما هزاران پیشمرگه در این راه داده ایم واکنون هم از اتهام نمی‏ترسیم.احزاب منطقه که تهمت می‏زنند باید بدانند راه مبارزه،بر چسب زدن به گروه‏های دیگر نیست، بلکه همکاری است. قاسملو یاد آور شد که طرح شش ماده ای، 26 ماده  هیات نمایندگی خلق کرد را نفی نمی‏کند.
تظاهرات مخالفین
 هنگام ورود قاسملو به سالن تختی، گروههای هوادار «کومله» و «پیکار» و«چریک‏های فدایی خلق» در خیابان‏ها دست به تظاهرات زدند و حزب دمکرات را سازشکار خواندند ومذاکرات هیات نمایندگی حزب دمکرات کردستان ایران را محکوم کردند.
مذاکرات نمایندگان کرد با رییس‌ جمهوری رضایت بخش بود.
غنی بلوریان معاون حزب دمکرات کردستان گفت: «بنی صدر با طرح خودمختاری کردستان،چندان مخالفتی ندارد وامید برقراری خودمختاری مورد تقاضای کردها در چهارچوب ایران مستقل،  بسیار افزایش یافته است». صبح دیروز غنی بلوریان بهمراه «احمد قاضی»، «فوزیه قاضی»،«حسن زاده» و«نوید معینی» بادسته گلی که روی آن به فارسی وکردی، درود‏های حزب دمکرات نثار روان دکتر مصدق شده بود، در احمد آباد حضور یافتند بلوریان در گفتگو با خبرنگار سیاسی روزنامه اطلاعات، مطالب تازه ای از سفر هیات کرد به تهران شرح داد.وی در پاسخ به این سوال که اگر مذاکرات شما با رییس‌جمهوری، مورد تایید شیخ عزالدین ودیگر گروههای کرد قرارنگیرد، چه خواهد شد.گفت:ما نمایند گان حزب دمکرات هستیم واز طرف حزب دمکرات کردستان ایران، اینجا حاضر شده ایم بنظر ما مهم، خواسته‏های خلق کرد است. ما اگر این خواست‏هارا برآورده کنیم دیگر هیچ حرفی نخواهیم داشت».وی افزود: «آقای رییس‌جمهورهم به ما درمورد آرامش منطقه مطالبی گفتند. به طور کلی، مذاکرات با رییس‌جمهور در تهران، رضایت بخش است. اگر ما بتوانیم برای خلق کرد کاری انجام دهیم، آن وقت می‏توانیم آرامش را برقرار سازیم واز همه بخواهیم امنیت منطقه را حفظ کنند. ما به رییس‌جمهور گفتیم اگر خواست‏های بحق کرد‏ها پذیرفته شود وبه آن جنبه رسمی‏داده شود، دیگر هیچ گروهی قادر نخواهد بود از موقعیت سوء استفاده کرده و آتش افروزی کند».
خودمختاری
غنی بلوریان در پاسخ این سوال که بر سر دو عنوان خود گردانی یا خودمختاری چه توافقی شداست، گفت: «ما،در اصل هیچ اشکالی نداریم، فعلا باید کلیات را حل کنیم تا آرامش برقرار شود، برای جزئیات، فرصت هست.بین آنچه که ما می‏خواهیم با آنچه هیات ویژه تنظیم کرده اختلاف چندانی وجود ندارد». بلوریان همچنین گفت: «درملاقاتهای مکرری که باآقای داریوش فروهر داشتیم، بسیاری از مشکلات حل شده است. ما امیدواریم دیگر با آقای رییس‌جمهور، این وضع نه جنگ ونه صلح برای همیشه حل شود». احمد قاضی، عضو مطبوعاتی هیات نمایندگی کرد که در این گفتگو حضور داشت گفت:«هیات پنچ نفره فردا  (امروز )به کردستان باز خواهد گشت، اما این احتمال هم وجود دارد که باز گشت هیات، چند روز به تاخیر افتد ولی در هر صورت، بستگی به پیشرفت کار دارد ومن در تهران خواهم ماند».(اطلاعات13/12/1358)
*بخشی از سخنرانی آقای بنی صدر در اجتماع مردم تهران به مناسبت سالگرد جمهوری در 14 فروردین59
مردم کردستان تجزیه‌طلب نیستند
اما درباره کردستان از روز نخست من بر این باور بودم که مردم کردستان جدایی از ایران را به هیچ‌قیمت نمی‌خواهند. نه زیر بار می‌روند نه تحمل می‌کنند. بر این باور بودم که مردم کردستان از صمیم دل خواهان پیروزی انقلاب اسلامی ما هستند و خود آن‌ها جزیی از این انقلاب و کوشای در این انقلاب و شریک ما در سرنگون کردن رژیم منفور پیشین بودند بنابراین من به این مردم گفته‌ام که هر وقت آن‌ها بخواهند ارتش با نیروهای مسلح آماده‌اند از خواست آنان پیروی نمایند و عناصر ‌مسلحی را که میخواهند با زور اراده خودشان را برمردم آن سامان وملت ما تحمیل کنند بر سر جای خودشان بنشانند. من در آغاز انتخاب به ریاست جمهوری هیاتی را از حزب دمکرات کردستان پذیرفتیم. آن‌ها یک قطعنامه شش ماده‌ایی  به من ارایه دادند. این قطعنامه در هیات ویژه مورد رسیدگی قرار گرفت. این هیات اصلاحاتی را در آن قطعنامه لازم دید. آن قطعنامه و این اصلاحات را به من دادند من بر سر حرف خود ایستاده‌ام.امام نیز در بیانات خود گفته‌اند از نظر این‌که جای هیچگونه شائبه و تفاوتی میان گرایش به مذهب شیعه و سنی نباشد، این تغییر در قانون اساسی به عمل آید. بنابراین وقتی ما چیزی را پذیرفته‌ایم پیش از این‌که شما با اسلحه خواهان آن باشید، ما خود آن را اظهار کرده‌ایم چه حاجت که شما این چیز را که پذیرفته و قبول داریم به زور اسلحه به ما تحمل بکنید. این است که ما در صداقت گروه‌های مسلح تردید جدی داریم. من تردید دارم که وقتی ما خود پذیرفته‌ایم و شما اسلحه به دست گرفته‌اید این را بهانه کارهای بعدی قرار نداده باشید. اگر شما صداقت دارید اسلحه‌تان را زمین بگذارید و اگر زمین نگذاشتید انتظار نداشته باشید که ما دست روی دست بگذاریم تماشا کنیم. ارتش ما و همه نیروهای مسلح از من فرمان دارند که این اسلحه را از دست شما بگیرند پس از آن‌که نظم و امنیت در آن سامان مستقر شد ما به وعده خود عمل می‌کنیم. ما مردمی هستیم که به عهد خود وفا می کنیم و فرمان امام را عیناً و دقیقاً در آن سامان و در همه استان‌های کشور به اجرا در می‌آوریم. اما درباره وقایع اخیر کردستان، من باید به شما گزارش کنم که آن‌هایی که به پیش ما می‌آیند و زبان تفاهم دارند باید عملاً ‌هم تفاهم‌طلبی داشته باشند. دیشب از ارومیه به من تلفن کردند و گفتند که آماده تفاهم با دولت هستند. اگر این‌طور است پس چرا شما خودتان اعلام آتش‌بس میکنید بعد قدم به قدم روز به روز ساعت به ساعت آن‌چه را که خود پذیرفته‌اید نقض میکنید؟ بنی صدر در ادامه سخنان خود خطاب به گروه‌های مسلح گفت: به پاسگاه‌ها مکرر در مکرر حمله بکنید به شهرها که نباید در آن‌جا مسلحانه باشید، مسلحانه در آن‌جا حاضر باشید….کیهان14/1/58
*بخشی از مصاحبه اختصاصی دکتر قاسملو با روزنامه کیهان
س: طرح شش‌اصلی که شما پیشنهاد کرده‌اید در رابطه با هیات حسن‌نیت و نماینده امام تا چه اندازه موفق بوده و اختلاف شما با دولت بر سر چه موضوعی می‌باشد؟
ج: متأسفم که این حرف را می‌زنم، من نمی‌دانم که با چه کسی طرف هستیم. چندین ماه از روز اعلام آتش‌بس،  تا حالا طرف ما هیات ویژه دولت برای کردستان بوده، این هیات آمد و رفت. هر چه ما گفتیم، هر چه ما سعی کردیم که به یک توافقی برسیم همین که آقای صباغیان از کردستان خارج شدند مثل این‌که همه را فراموش کرد و عملاً به اشکال‌تراشی و کارشکنی پرداخت. روز اول گفتند با نمایندگی خلق کرد وارد مذاکره نمی‌شوند که این را ما بهانه‌ ای بیشتر نمی‌دانیم. بعداً حتی از خود ما و خیلی از گروه‌های دیگر به ما اتهام وارد کردند که چرا تنها با دولت وارد مذاکره شده‌اید و ما برای این‌که علاقه و عقیده داریم و هنوز هم بر سر عقیده‌ خودمان هستیم که مساله‌ کردستان راه حل نظامی ندارد، باید نشست و مذاکره کرد و بدین جهت نشستیم و آن شش اصل را دو ماه پیش به امام دادیم. در همان زمان گفتند که موافقت شد و بعد متأسفانه مساله‌ بیماری امام پیش آمد و قرار بود هیاتی از طرف خود امام به کردستان بیاید. این هیات نیامد و بعد رئیس‌جمهور انتخاب شد و ما به آقای بنی‌صدر رای ندادیم ولی وقتی انتخاب شد، رئیس‌جمهور آن کسانی نیست که به آن رای دادند بلکه رئیس‌جمهور، کشور است و ما به عنوان یک مقام رسمی به ایشان رجوع کردیم، تماس گرفته‌ایم. آقای حسن‌زاده که عضو دفتر سیاسی ما هستند جزو هیاتی بودند که رفتند با خود ایشان مذاکره کردند و آقای رئیس‌جمهور این 6 اصل را قبول کردند. اگر تصریحاً و یا صراحتاً قبول نکرده باشد، تلویحاً قبول کرده‌اند و ما گفتیم که اگر این 6 اصل را عنوان بکنیم آن وقت دیگر نیازی به مذاکره نیست. ما پشتیبانی می‌کنیم از ریاست شما و ما عقیده داریم که اگر این 6 اصل تصویب بشود اکثریت قریب ‌به اتفاق ملت کرد از این 6 اصل طرفداری می‌کنند چرا که خواسته‌های خلق کرد در این 6 اصل گنجانده شده است. یعنی می‌خواهم نتیجه بگیرم که ما حداکثر کوشش خودمان را برای اینکه از طریق مسالمت‌آمیز مساله را حل بکنیم به کار بردیم وقتی که درگیری‌های ارومیه پیش آمد خوب ما متوجه شدیم که عملاً هم آقای استاندار که در حرف طوری نشان می‌داد که مخالف درگیری است و عملاً‌ در درگیری‌ها شرکت داشت و هم کسانی که چندین‌بار در واقع درگیری به وجود آوردند آقای حسنی با آقای ظهیرنژاد بودند و این درگیری‌ها درست دو روز بعد از این‌که آقای ظهیرنژاد به فرماندهی کل ژاندارمری منصوب شد شروع شد و تصادفی نبود، به نظر من ما واقعاً دیدیم که دارند یک جنگ و برادرکشی راه می‌اندازند از آقای بنی‌صدر هم که خبر نشد، در نتیجه هیچ راه دیگری که مجدداً‌به خود امام مراجعه بکنیم نداشتیم این بود که تلگرافی فرستادیم به حضور امام و در روزنامه کیهان هم چاپ شد و تماماً به همان صورتی که مطرح کردیم و خوشبختانه امام بلافاصله جواب داد و آقای حجت‌الاسلام کرمانی را فرستاد برای مذاکره و در واقع ایشان برای مذاکره با حزب دمکرات این‌جا آمدند و در جلسه‌ای که داشتیم و 9 ساعت به طول انجامید، مذاکره کردیم و تقریباً به توافق کامل رسیدیم و ایشان این توافق را اعلام هم کردند و اخیراً که این‌جا بودند پیشنهادهای شخصی را که داده بودیم و این که اعلام همان 6 اصل که از طرف خود امام بود با خودشان بردند. قرار بود که برگردند. در عرض همین هفته که گذشت خبری به ما بدهند ولی متأسفانه که از ایشان خبری نشد. این وضعی است که الان وجود دارد. وضعِ نه جنگ و نه صلح که البته با آن اقداماتی که عده‌ای توطئه‌گر، در ارومیه، در نقده و در کرمانشاه جمع شده‌اند و امکانات زیادی هم در اختیار دارند. با این وضع خطر جنگ و برادرکشی همیشه هست و حالا هم در شرایط فعلی که مبارزه با امپریالیسم آمریکا در واقع گسترش بیشتری یافته ما نظرمان را در اعلامیه‌ای بیان کردیم که برای تحکیم جبهه‌ داخلی باید اول مبارزه ضد امپریالیستی را همه‌جانبه و به صورت پی‌گیر، پیش برد.کیهان 27/1/1359
*بخشی از سرمقاله روزنامه انقلاب اسلامی تحت عنوان کردستان و «اضمحلال قدرت مرکزی» به قلم آقای بنی صدر:
در آغاز انتخاب به ریاست جمهوری، از سوی حزب دمکرات کردستان هیاتی با طرحی 6 ماده ای به نزد من آمد و آن طرح با اصلاحاتی که در آن انجام گرفت پذیرفته شد.هم در آن مجلس مقبول همه شد که آنچه داده میشود به مردم کردستان است و نه به گروه های مسلح…..
….روز سه شنبه در اجتماع بزرگ مردم تهران گفتیم که 6 ماده را با اصلاحاتی که در آن گرفته است پذیرفته ایم.
…. دستور داده شد به محض آن که گروه های مسلح بپذیرند شهر را ترک کنند و به جنگی که تحمیل کرده اند پایان بدهند عملیات نظامی قطع شود. نیم روزی نیز به طور یک جانبه عملیات قطع شد. قرار شد تلگرافی بفرستند و پاسخی در این باره بگیرند که هیچ خبری نشد. در اجتماع مردم اهواز بدون آنکه تلگرام رسیده باشد، از نو تاکیدکردیم که 6 ماده را با اصلاحاتی که در آن انجام گرفته است می پذیریم . تا هر گونه بهانه ای از بین برود . اما باز دست بر نداشتند…انقلاب اسلامی 7/2/59
*تلگراف حزب دمکرات به رییس‌جمهور
امروز حزب دمکرات کردستان ایران تلگرامی به این شرح به رئیس‌جمهور مخابره کرد:
جناب آقای بنی‌صدر رئیس‌جمهور ایران در این لحظات سرنوشت‌ساز که امپریالیسم جهانخوار با توطئه و تجاوز نظامی آشکار چهره ضد انسانی خود را به مردم ایران نشان داده است با احساس مسؤلیت در برابر ایران ضروری می‌دانیم توجه ‌آن ‌جناب را به مطالب زیر جلب نماییم.
1ـ حزب دمکرات کردستان ایران همواره پشتیبانی قاطع خود را از مبارزات ضدامپریالیستی ایران به رهبری رهبر انقلاب اعلام داشته اینک یک بار دیگر این پشتیبانی را اعلام می‌نماییم.
2ـ به خاطر بسیج کلی نیروها علیه دشمن شماره یک انقلاب ایران پیشنهاد می‌کنیم دستور فرمایید نیروی ارتش و پاسداران فوراً حمله به کردستان را متوقف نموده و به پادگانهای خود برگردند. مسلماً چنانچه پیشمرگان مورد تهاجم قرار نگیرند آنها از هرگونه حمله و تهاجم خودداری خواهند کرد.
3ـ به منظور ایجاد حسن‌نیت متقابل و هماهنگی کامل نیروهای انقلابی در نبرد علیه امپریالیسم آمریکا انتظار دارد شش اصل خودمختاری که از طرف حزب دمکرات پیشنهاد شد اعلام فرمایید و ما امیدواریم که آقای رئیس‌جمهور در این شرایط حساس با اقدام قاطع و انقلابی در مورد حل مشکل کردستان همه راهها را بر روی بدخواهان و دشمنان انقلاب ایران ببندد. (کیهان10/2/1359)
*گفتگو با غنی بلوریان
مهاباد ـ خبرنگار اعزامی کیهان: غنی بلوریان عضو کمیته مرکزی حزب دمکرات کردستان ایران دیروز صبح در گفتگویی با کیهان شرکت کرد.وی گفت:
اگر شش اصل پیشنهادی حزب دمکرات کردستان ایران که مورد قبول رییس‌جمهوری قرار گرفته است هر چه زودتر اعلام گردد ، هر نیرویی که دست به تعرض در منطقه کردستان بزند در مقابل تمام مردم ایران قرار می‌گیرد.
غنی بلوریان نماینده مجلس شورای ملی و عضو کمیته مرکزی حزب دمکرات با عنوان این مطلب به خبرنگار اعزامی کیهان به مهاباد گفت: وظیفه تاریخی رییس‌جمهور در شرایط حساس کنونی این است که شش اصل مورد قبول خود را با اصلاحاتی که پیشنهاد کرده است هر چه زودتر اعلام کند تا این جنگ و برادرکشی از بین برود و دست جنگ‌افروزان از منطقه کوتاه شود.
وی همچنین افزود: مردم کردستان شش اصل پیشنهادی حزب دمکرات را قبول دارند و اگر از طرف دولت این پیشنهادات به مرحله اجرا گذاشته شود مردم کردستان نیز دوشادوش مردم ایران در صف مقدم جبهه علیه امپریالیسم جهانی بسرکردگی آمریکا مبارزه خواهند کرد.(کیهان12/2/1359)
*اعلامیه کمیته مرکزی حزب دمکرات کردستان
متن اعلامیه کمیته مرکزی حزب دمکرات کردستان مبنی بر آتش‌بس به این شرح انتشار یافت:
هم وطنان گرامی مردم شرافتمند کردستان نظر به ضرورت اتحاد همه نیروهای ضدامپریالیستی جمهوری اسلامی ایران در شرایط حساس کنونی و نظر به اینکه مقرر است فردا دهم اردیبهشت ماه 1359 یک هیات حسن‌نیت با تایید آقای رییس‌جمهور از تهران عازم مهاباد شود و با توجه به اینکه مردم شهرهای سنندج و سقز و مریوان و بوکان و مهاباد به علت کشتار مردم بیگناه و ویرانی شهرها از ما خواسته‌اند یک بار دیگر دراعلام آتش‌بس و استقرار صلح پیش قدم باشیم کمیته مرکزی حزب دمکرات کردستان ایران به منظور اثبات حسن‌نیت خود و جلوگیری از جنگ و برادرکشی از نیمه شب سه‌شنبه 9 اردیبهشت ماه 1359 در شهرهای سنندج و سقز و مریوان و بانه اعلام آتش‌بس می‌نماید.
از پیشمرگان رزمنده کردستان درخواست می‌نماید که آتش‌بس را دقیقاً رعایت نمایند و بهانه‌ای به دست آتش‌افروزان و کینه‌توزان ندهند. طبیعی است، آتش‌بس در صورتی ادامه خواهد داشت که ریاست جمهوری به عنوان فرمانده کل قوا آتش‌بس اعلام نماید و دو ارتش جمهوری اسلامی ایران و سپاه پاسداران مقررات ‌آن‌را محترم بشمارد.
در ضمن ما یک بار دیگر پیشنهاد خود را تکرار می‌کنیم و از ریاست جمهوری می‌خواهیم که شش اصل خودمختاری حزب ما را که مورد قبول ایشان نیز قرار گرفته است رسماً اعلام نماید.این امر انشاالله به استقرار صلح دائم و حل مساله کردستان کمک موثر خواهد کرد.(کیهان12/2/1359)
*طرح 6 ماده‏ای
 دکتر ابوالحسن بنی صدر،رئیس جمهور در گفتگو با صدا و سیما:
   رییس جمهوری افزود:« من خود را داوطلب این عنوان کردم برای سختی وضع و نه به لحاظ علاقه به این عنوان. و زمان گفت که حق با من بوده و در این وضعیت سخت، انسان اگر در خودش صلاحیت میداند، باید خود را عرضه کند. ولی در همان وقت گفتم که من راضی به تجزیه یک وجب و یک سرانگشت از خاک ایران و اینکه حاکمیت دولت در آنجا نباشد نیستم و همینطور هم عمل کردم. هنوز مجلس کار خودش را شروع نکرده و بحمدالله ،ما در ناحیه ترکمن صحرا و در ناحیه غرب کشور، خصوصاً استان کردستان به استقرار مجدد حاکمیت دولت یا موفق شدیم یا نزدیک شدیم و امیدواریم که این حاکمیت را مستقر کنیم. آیا این منافات دارد با خودمختاری به معنای اسلامی کلمه که مردم هر محل، امور خودشان را تصدی کنند. به نظر ما نه، این منافات ندارد و شش ماده‏ای را که پیشنهاد شده بود، با اصلاحاتی آن را پذیرفتیم و آقای فروهر را هم مسوول کردیم که این را تعقیب کند و شرایط اجرای آن را فراهم بیاورد. مردم کردستان می توانند مطمئن باشند که ما به وعده‏های خودمان عمل خواهیم کرد. بودجه کلانی هم برای عمران آنجا گذاشتیم و عمران آنجا را هم امیدواریم بلافاصله از فردا یا پس فردا شروع کنیم و خرابی هائی اگر ببار آمده است را جبران می کنیم و مسؤلین دولت، در آنجا وظیفه دارند و بودجه هم برای جبران خرابیها دارند.خوشبختانه خرابیها طبق گزارشی که امروز به من دادند، خیلی کمتر از آن است که ابتدا حدس زده میشد. پس آنچه که می ماند حسن نیت از ناحیه این گروهها است که برای خودشان حسن نیت قائل نیستند. از نظر علمی و واقعی، تضاد بدون مشارکت عامل خارجی در یک پدیده بوجود نمی آید، بنابراین درکردستان، اگر عامل خارجی دخالت نمیکرد هیچ خونی از دماغی ریخته نمی‏شد. پس اگر کسانی در کردستان هستند که می‏خواهند عمل کنند، اینها به مردم دروغ میگویند اگر بگویند، دولت به مردم کردستان کمتر توجه دارد و دل می سوزاند تا دولت عراق یا غیر عراق. پس اسلحه‏ها را بگذارند زمین و بمیان مردم بروندو تبلیغ کنند، مردم به آنها رای بدهند و درحدی که قانون معین می‏کند اختیار کارها را در دست بگیرند». اطلاعات25/2/1359
* بخشی از سخنرانی آقای بنی صدر در اجتماع مردم اهواز
اهواز- دکتر ابوالحسن بنی‌صدر روز گذشته برای ایراد سخنرانی در اجتماع نمازگزاران اهواز وارد این شهر شد و طی یک ساعت سخنرانی، جریاناتی را که موجب درگیری‌های خونین در کردستان و شهرها و دانشگاه‌ها شد، تشریح کرد و این حوادث را توطئه ابرقدرتها در داخل کشور خواند.دکتر بنی صدر در ابتدای سخنان خود با اشاره به مذاکرات خود با هیات نظامی(اعزامی) از حزب دمکرات گفت وقتی قرار شد پاسداران انقلاب سنندج را تخلیه کنند این طور قرار شد که باشگاه افسران و رادیو و تلویزیون و فرودگاه سنندج به در خواست نمایندگان مردم از جانب قشون در دست گرفته شود و قرار شد هیچ نیروی مسلحی در شهر نباشد اما در همان روز که سپاه پاسداران شهر سنندج را ترک گفت گروه‌های مسلح به شهر آمدند و شهر را اشغال کردند. آقای بنی‌صدر ضمن اشاره به ابراز تمایل حزب دمکرات به مذاکرات و گفتگو و طرح 6 ماده‌ای اضافه کرد، پس از‌آن ‌که اصلاحات در 6 اصل پیشنهادی انجام گرفت و من‌آن ‌را پذیرفتم، بعد گفتند که گروه کومله این 6 اصل را قبول ندارد و جواب دادند. پس، خود، بین خودتان مشکلاتتان را حل کنید تا معلوم شود آنچه می‌شود حرف نیست. بعد از این قضایا جنایات تهدیدآمیز رژیم صدام‌حسین در عراق و قیافه تهدیدآمیزی که او در مرزها گرفت، حمله این گروههای مسلح در دره قاسملو پیش آمد در ‌آن‌وقت آقای کرمانی پیش من آمد و گفت می‌تواند مشکل را از راه گفتگو حل کند. گفتم این کار را بکند اما معلوم شد که نه، برای کمک به رژیم بعث عراق لازم دیده اند به پاسگاه‌های ژاندارمری و ارتش ما حمله کنند ،این است که ارتش وارد عمل شد و ‌آن‌دره را طی کرد و با این که می‌توانست شهر اشنویه را تصرف کند ما محض این که معتقد بودیم استفاده از زور آخرین کاری است  که باید کرد وقتی راهها دیگر به کلی بسته باشد و از‌آنجا که اعتقاد راسخ داریم که خود مردم هستند که باید سایه شوم این گروههای مسلح را از سر خود کوتاه کنند گفتم این کار را نکنند.
کیهان 28/2/1359
*علل انشعاب درحزب دمکرات کردستان اعلام شد.
 انشعابیون،خود را «کمیته مرکزی حزب دمکرات طرفدار کنگره چهارم» نامیدند.
کرما نشاه ـ خبرنگار کیهان:در پی انشعاب گروهی از اعضای کمیته مرکزی حزب دمکرات یکی از مسئولین حزب، علت آن را اختلاف‌نظر پیرامون طرح شش ماده‌ای و درگیری اخیر دانست. بر اساس گزارش‌های رسیده از مهاباد در پی بروز مسایل و مشکلاتی که اخیراً در حزب دمکرات کردستان پیرامون ماهیت دولت و ضرورت مبارزه امپریالیستی در شرایط کنونی و طرح شش ماده‌ای حزب دمکرات روی داد. روز گذشته 7 تن از اعضای کمیته مرکزی این حزب با انتشار اطلاعیه‌ای در سطح منطقه انصراف خود را از عضویت کمیته مرکزی اعلام کردند. نام 7 تن از اعضای انشعابی کمیته مرکزی حزب دمکرات به شرح زیر است:
غنی بلوریان ـ فروق کیخسروی ـ فوزیه قاضی نوه قاضی محمد از پیشوایان کرد ـ رحیم سیف‌قاضی از خانواده قاضی محمد ـ احمد عزیزی ( هیمن شاعر ملی کردستان) ـ نوید معینی ….. کیهان 28/3/1359
*بخشی از مصاحبه شیخ عزالدین حسینی با روزنامه کیهان
س: آیا 6 اصل حزب دمکرات مورد تایید می باشد در غیر این‌صورت چه اصلاحاتی را پیشنهاد می‌کنید؟
طرح 6 ماده‌ای مورد قبول نیست؟
ج: هیات نمایندگی خلق کرد روز اول طرح 6 ماده‌ای را رد کرد و آن‌را به رسمیت نمی‌شناسد و تنها آن طرح 26 ماده‌ای را که از طرف هیات نمایندگی خلق کرد و از جمله حزب دمکرات به دولت داده شده و آن را مبنای مذاکره و اساس مذاکره خواهیم گذاشت، قبول دارد.
س: اگر این طرح مورد توافق دولت قرار بگیرد و حزب دمکرات آن را تایید بکند موضع شما چیست؟
ج: اساساً‌دولت غیر از تفرقه‌اندازی کاری ندارد و به بعضی از گروه‌ها نزدیکی می‌کند و بعضی دیگر را می‌کوبد، من فکر می‌کنم که هر دسته و هر گروه و هر سازمانی جداگانه با دولت مذاکره بکند گول می‌خورد و دولت اساساً نمی‌خواهد مساله را حل بکند چون ما نمی‌توانیم بگوییم برادر و دوست یکی از سازمان‌ها میباشد و دشمن یکی دیگر، چون همه یک هدف دارند و همه کرد هستند و همه هیات نمایندگی خلق کرد را قبول کردند و هیات خلق کرد اسلحه بیرون آورده و پشتیبانی کرده و آن طرح 26 ماده‌ای خواست هیات نمایندگی خلق کرد بوده و اساساً هیات نمایندگی خلق کرد یک سخنگو را معرفی کرده که از خود حزب دمکرات کردستان می‌باشد. که آقای دکتر عبدالرحمن قاسملو می‌باشد که دبیر کل حزب دمکرات کردستان میباشد. که اگر مذاکره با هیات نمایندگی خلق کرد بشود اساساً چون مسائلی که باید مطرح بشود قبلاً تهیه شده و سخنگو از حزب دمکرات است و سایر سازمان‌ها فقط در هیات حضور دارند می‌تواند دولت با آن‌ها مذاکره کند و ما هیچ اختلافی در مساله خودمختاری نداریم که دولت می‌گوید فلان سازمان می‌تواند بحث کند برای مساله خودمختاری و فلان سازمان نمی‌تواند …کیهان 31/1/1359
 
ج- پاکنژاد

 

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
ج- پاکنژاد
بنی صدر و فرمان او، مبنی بر از پای در نیاوردن “پوتین ها”، حقیقتی که لباس دروغ پوشید
   دروغ و افترا از قدیمی ترین ابزارها برای ترور شخصیت است که دستمایه زور پرستان قرار میگیرد. اما تکرار یک دروغ  خواه عمل و یا نقل قولی، از سوی دو دسته صورت میگیرد. یکی از سوی افرادی که هدفی خاص را دنبال میکنند و یا بدان مامورند و دیگری از سوی نا آگاهانی که در اثر تکرار، دروغ را راست پنداشته اند. اما بدترین نوع دروغ، دروغی است که بخشی از حقیقت را در بر میگیرد و در اثر تکرار، دروغ پرده بر حقیقت یاد شده می شود و جای آن را می گیرد. نقل داستان پوتین پاسداران هم از این نوع است. دور تر بدان میپردازم.
     در محیطی که سانسور حاکم باشد قربانی دروغ کمتر فرصت می یابد پاسخ در خور را بدهد و یا اگر هم فرصتی بیابد و حقیقت را اظهار کند، حقیقت در میان قیل و قال زور پرستان گم می شود. اگر هم او بر اظهار حقیقت اصرار بورزد و دروغ درغگویان افشا بگردد، آنها همچنان به تکرار دروغ ادامه می دهند. از جمله این دروغها که ابتدا از سوی جماعتی با طرز تفکر توتالیتری و با هدفی خاص بر سر زبانها افتاد داستان معروف فرمان آقای بنی صدر به عنوان رئیس جمهور و فرمانده کل قوا یعنی مسئول حفاظت و ضامن امنیت و تمامیت ارضی ایران به نیروهای مسلح است که حق ندارند تا کردستان پاکسازی نشده است، پوتین ها را از پای در بیاورند. این دروغ طی بیش از سی سال دستمایه اخلاق ستیزان و زورپرستان بسیاری شده و حتی از سوی رهبران سازمانهایی که خود میدانستند و آگاه بودند که این ساخته، دروغی بیش نیست، تکرار شده است. اما، حقیقت را نمیشود همواره با دروغ پوشاند. به یمن گسترش وسایل ارتباط جمعی از جمله اینترنت امروز به آسانی میشود دروغ گویان را رسوا کرد و از عاملین انتشار چنین دروغی پرسید سود شما در اشاعه آن چه بوده و چیست؟ گرچه میدانم که این سئوال پاسخ دهنده ای نخواهد داشت.
     روش آقای بنی صدرهمواره عدم زور و ابزار او در وحله اول بحث آزاد به منظور خشونت زدایی بوده است. استفاده از نیروی قهریه را فقط در حد رفع تجاوز زورگو مجاز میداند، حتی به هنگام دفاع از خاک و ناموس وطن، زمانی که توسط نیروهای صدام مورد تعرض و تجاوز قرار گرفت، او از این قاعده خارج نشد و حاظر نشد اجازه مقابله به مثل (حمله به شهرهای عراق) را به نیرو های مسلح ایران بدهد. در اوج جنگ از آزادی ها و بحث آزاد دفاع کرد. در مورد کردستان نیز او از این قاعده پیروی کرده است: بنا بر اسناد موجود، از جمله مصاحبه های رهبران وقت حزب دموکرات کردستان، بخصوص شهید قاسملو و هم چنین اعلام رسمی پذیرفته شدن طرح خودمختاری پیشنهادی از سوی هیئت اعزامی کردستان، از سوی رئیس جمهوری، طرح مذکور با اصلاحاتی که در آن، بعمل آمده بود، پذیرفته شده بود. اما عده ای که صلح در کردستان را در سود خود نمی یافتند، خواه در مرکز و خواه در کردستان، مانع از اجرای آن شدند و با جنگ افروزی به نا امنی دامن زدند.
    سازندگان دروغ «پوتین ها را…» ازتناقض آشکاری که در این دروغ است غافلند. به مناسبت حضور آقای بنی صدر در برنامه پارازیت، مجددا دستگاه دروغ پراکنی را به راه انداخته اند و در صفحه فیس بوک این برنامه، این بار دروغ را به صورت سئوال طرح کرده و می پرسند: « لطفا از آقای بنی صدر بپرسید که چرا ایشان فرمان حمله به کردستان را در 28 مرداد 1358 صادر کرد و به پاسدارها گفت تا پاکسازی کردستان از مبارزان راه آزادی پوتین هایشان را باز نکنند؟» این سوال به روایت های مختلف بارها تکرار شده است. این همان دروغی است که بارها در جلسات بحث آزادهای مختلف به منظور تغییر جهت دادن به موضوع بحث اجتماع و تخریب و ترور اخلاقی بکار رفته است. در برنامه ای که رسما از سوی حزب دموکرات کردستان به مناسبت سالگرد شهید قاسملو در وین بر گزار شد و رهبران حزب از آقای بنی صدر به عنوان میهمان ویژه دعوت به عمل آورده بودند، با بد اخلاقی تمام در قالب دو مصاحبه مطرح کردند و بر روی اینترنت قرار دادند. اما تناقض این دروغ:
Description: IMG_7268kk آقای بنی صدر در28 مرداد 58 سمتی نداشت تا چنین فرمانی را صادر نماید. او در 5 بهمن 58 در انتخابات ریاست جمهوری اکثریت قاطع آراء را کسب کرد و رئیس جمهوری و سپس فرمانده کل قوا شد. آقای بنی صدر درفروردین 59، در اجتماعی به مناسبت بزرگداشت روز جمهوری در میدان آزادی، خطاب به مردم حاضر و عموم مردم ایران سخنانی ایراد کرد که متن آن در روزنامه ها از جمله کیهان و اطلاعات 14 فروردین 59 درج شد. در این سخنرانی است که فرمان از پای در نیاوردن پوتین ها را به نیروهای مسلح میدهد:
« ….در آذربایجان غربی کسی که یاغیگری پیشه کرده و عده‌ای را به گروگان گرفته، از جمله فرماندار خوی، دیروز در کمیسیون امنیت ملی این مساله گفته شد و آن‌ها سه روحانی فرزند پیغمبر را کشته‌اند و 6 نظامی را تهدید کرده‌اند اگر تا 24 ساعت پادگان‌های ژاندارمری را منحل نکنید و گروگان‌های ما را رها نکنید ما گروگانهای شما را خواهیم کشت. در آن‌جا گفته شد که مبادله انجام بگیرد، من مخالف بودم. اگر رئیس‌جمهور شما را هم به گروگان گرفتند، شما حق ندارید تسلیم منطق دشمن شوید. بنا براین اگر آن‌ها تهدید خود را اجرا کردند «انالله و انا الیه راجعون» ما آن گروگان‌ها را شهید ملت تلقی می‌کنیم. اما از همین لحظه ارتش حق ندارد پوتین از پا درآورد مگر آن‌ که آن خطه را از وجود این یاغی‌ها پاک کند».
  خوانندگان گرامی با توجه به سئوال سئوال کننده و متن سخنان آقای بنی صدر، متوجه می شوند که موضوع نه کردستان که گروگانگیری توسط افرادی مسلح بوده و سر سوزنی به کردستان ربط پیدا نمی کرده است. آنها هم یاغی و آدم کش بوده اند و نه « مبارزان راه آزادی».
   مردم ایران بارها ثابت کرده اند که هر گاه به دور از فشار ها و در محیط آزاد انتخاب کرده اند، منتخبشان در خط استقلال و آزادی بوده است. دو اصلی که ضامن بقای ایران و عبور از کوران حوادثی بوده است که هر کدامشان کافی بوده تا ملتی از پای در بیاید. اتکای به رای و وفاداری به اصولی که برای اجرای آن اعتماد عمومی را جلب کرد و وفای به عهد، او را ملزم کرد تا به منظور دفاع از حقوق مردم در برابر زورگویان ولو رهبری وقت، آقای خمینی بایستد. او در مقام ریاست جمهوری، خود را ضامن امنیت تمامی ایرانیان از موافق و مخالف میدانست. بدین سبب بود که در بحبوحه در گیری ها در کردستان، زمانی که احزاب مسلح کرد، کومله و حزب دموکرات به او پیغام دادند که حاضرند اسلحه Description: IMG_7269kkهای خود را زمین بگذارند، او چون نتوانست تامین لازم را از آقای خمینی برای حفظ جان آنها بگیرد به آنها گفت اگر اسلحه خود را زمین بگذارید، همه شما را خواهند کشت. حال هیچ معلوم نیست چرا کسانی که آن دروغ آشکار را در باره فرمان ایشان به کردستان ساخته اند، چشم خود را بر این واقعیت آشکار بسته اند و می بندند. یاد آور میشوم که در جلسه ای که در 2 مه 1992 در برلین، در خانه فرهنگها، برگزار شد و آقای بنی صدر سخنران آن بودند، دهکردی که بعدها، در رستوران میکونوس قربانی ترور رژیم جمهوری اسلامی شد، از قول دکتر قاسملو به این حقیقت شهادت داد، اما هرگز از سوی رهبران و یا دیگر اعضای سازمانهایی که میتوانستند قربانی و به مسلخ بروند، این حقیقت مورد اشاره قرار نگرفته و نمیگیرد. درخاتمه بخش هایی از سخنرانی آقای بنی صدر را در فروردینماه 59 که به گروه های مسلح و همچنین کردستان مربوط است به نقل از روزنامه کیهان که خود صفحه ای از تاریخ است، نقل می کنم:
     سید ابوالحسن بنی‌صدر اولین رئیس‌جمهور ایران، ظهر سه ‌شنبه در مراسم سالروز برقراری جمهوری اسلامی ایران، سخنان مهمی ایراد کرد. رئیس‌جمهور ایران در خصوص مسایل سیاسی، اقتصادی، نظامی و نیز چگونگی مبارزه ایران با امپریالیسم آمریکا، درگیری‌های آذربایجان غربی و هم‌چنین کردستان به تفصیل سخن گفت. بنی‌صدر در سخنرانی طولانی خود هم‌چنین خط مشی جمهوری اسلامی را از جهات گوناگون روشن ساخت.
    «سپاس خدا را و تشکر از شما ملت بزرگ که دعوت مرا پذیرفته و بدون نشانه‌های گروهی و شعارهای دسته‌ای در چنین اجتماع بزرگی حاضر شدید. امروز صحبت من طولانی می‌شود و قرار گذاشتیم که هر 15 روز یکبار از رادیو و تلویزیون گزارش امور را به شما بدهم. پیش از اینکه من سخن خود را آغازبکنم از همه شما دعوت می‌کنم که سکوت کنید و برای شهدای انقلاب اسلامی فاتحه‌ای بخوانید. اما اوضاع کشور را از مسایلی که پیام اول فروردین امام به آن‌ها توجه کرده بودند شروع می‌نمایم. مساله اول که مورد توجه ما است در سال جدید مساله امنیت کشور و تولید است. اما در باره امنیت، همه شما خواهران و برادران می‌دانید که امنیت را باید به وسیله کار برقرار کرد و وسایل کار ما یکی از قوای انتظامی هستند. این است که من خود به کار تنظیم این قوا مشغول هستم من فرماندهان سپاه را به دفتر خودم خواندم و در آن‌جا درباره نظم در داخل سپاه و نقش سپاه انقلاب صحبت کردم. این‌ طور قرار شد که آن‌ها خودشان صحبت کنند و نتیجه را به من بگویند تا براساس آن‌ دستور‌العمل صادر شود. آنان سپس گفتند که حرف‌هایشان را زده‌اند و به قرآن مجید سوگند یاد کرده‌اند که عمل بکنند و نظم و انظباط را در داخل سپاه به وجود بیاورند و سپاه را آماده کنند تا وظایف انقلابی خود را برعهده بگیرند. من امیدوارم که تمام افراد سپاه بدانند که این قسم را که فرماندهان آنان یاد کرده‌اند، آن‌ها هم متعهدند و در سراسر کشور باید به سوگند فرماندهان وفادار باشند. همه باید بدانند که وظایف بزرگی در داخل کشور در مقابل توطئه‌های ضد انقلاب دارند و باید در اموری که در حوزه و عمل صلاحیت آن‌ها نیست وارد نشوند و اگر از حوزه صلاحیت خود بیرون بروند، دو فساد به وجود می‌آید. یکی آنکه سادگی و شفافیت سپاهی از بین می‌رود و دیگر این‌ که در دستگاهها وارد می‌شوند و کشمکش‌ها آنها را خرد می‌کند که سپاه همچنان مورد مهر و محبت مردم باقی باشد و به وظایف انقلابی خودشان اکتفا بکنند. چون من تعهد سپرده‌ام که هر وقت در جایی افرادی از وظایف‌ خودشان بیرون بروند، فرماندهان سپاه آن‌ها را تنبیه جدی بکنند برای این‌ که در نظر ما سرباز مسلمان بیشتر از هر کس دیگری در خور است که نظم و انظباط را رعایت بکنند. رئیس‌ جمهور سپس گفت از همه در ارتش می‌خواهم که نظم و انظباط را رعایت کنند و به ما باید کمی مجال داده شود تا صداقت خود را ثابت کنیم و چون برای انقلاب خود، یک نقش جهانی و برای ارتش یک نقش جهانی قائل هستیم و باید در درون خود و در سازمان خود تجدید به عمل بیاوریم تا بتوانیم این نقش را داشته باشیم. برای شهربانی و ژاندارمری و کمیته‌ انقلاب در شهرها، چون امنیت کشور بر عهده من قرار گرفته است از آن‌ها خواسته‌ام در حضور شما آن‌چه را که خواسته‌ام، می‌گویم. به نظر من افراد کمیته‌ها آن‌ها که لیاقت انقلاب اسلامی را از خود نشان داده‌اند، باید در شهربانی جذب شوند. اگر افراد کمیته‌ها خوب هستند و مومن به انقلاب هستند باید این خدمت را بپذیرند. دکتر بنی‌صدر سپس گفت درباره دادگستری و دادگاه‌های انقلاب طبق رهنمود امام دستورالعمل نوشته و فرستاده می‌شود. پس از آن‌که کارهای انجام شده در این زمنیه‌ها به اطلاع شما رسید. سپس به وعده‌هایی که در انتخابات ریاست جمهوری به شما مردم عرض شده بود می‌پردازم. غالباً سوال می‌شد به گمان این‌که من آزادی گرا و لیبرال هستم و وانمود می‌کردند که قاطعیت انقلابی در کار نخواهد آمد. بنابراین در کردستان، در گنبد و در جاهای دیگر، اگر کسانی باشند که بخواهند از فرصت سوءاستفاده کنند و در این نقاط، مسلحانه یا غیرمسلحانه امنیت و یک‌ پارچگی کشور را به خطر بیاندازند، من آن‌ها را به بحث دعوت خواهم کرد و جواب گلوله را با حرف خودم خواهم داد. از وقتی که من به ریاست جمهوری انتخاب شده‌ام و هنوز مسوولیت‌های خودم را به عنوان رئیس‌جمهوری آن طور که دلخواه من است برعهده نگرفته‌ام. ما هم در گنبد و هم در کردستان با قاطعیت در برابر هر توطئه‌ای ایستاده‌ایم. حضور من در شهر گنبد و اجتماع عظیم مردم آن سامان و وعده ما در باره زمین و اصلاحات و عمران اقتصادی که با آن‌ها در میان گذاشته شده و معلوم شد که مردم آن سامان، خواهان امنیت‌اند. خواهان اصلاحات اساسی‌هستند و خواهان این هستند که امکانات عظیمی که از برکت انقلاب اسلامی ما به وجود ‌آمده است مورد بهره‌برداری قرار بگیرد. مردم آن سامان به جای این‌که یک عده‌ای به نام آن‌ها امنیت را از منطقه سلب کنند و مانع از آن بشوند که بودجه عمرانی در این قسمت مصرف شود و کارهای عمرانی در همه جای کشور فلج بشود، به عکس خواهان آنند که امکانات به کار بیافتند مردم به کار و تلاش و سازندگی مشغول شوند. این که به گمان خودم مساله آن سامان با همکاری صمیمانه مردم حل شده و من به فضل خدا هیچ خطری برای این قسمت در حال حاضر نمی‌بینم. در این جا لازم است از نقش ارتش و سپاه انقلاب که با قاطعیت توطئه‌های مسلحانه را در هم شکسته ستایش کنم و به آن‌ها بگویم که ملت شما در این جا حاضرند و با تکبیر شما را ستایش می‌کنند.
• مردم کردستان تجزیه‌طلب نیستند:
اما درباره کردستان از روز نخست من بر این باور بودم که مردم کردستان جدایی از ایران را به هیچ‌ قیمت نمی‌خواهند. نه زیر بار می‌روند نه تحمل می‌کنند. بر این باور بودم که مردم کردستان از صمیم دل خواهان پیروزی انقلاب اسلامی ما هستند و خود آن‌ها جزیی از این انقلاب و کوشای در این انقلاب و شریک ما در سرنگون کردن رژیم منفور پیشین بودند. بنابراین من به این مردم گفته‌ام که هر وقت آن‌ها بخواهند ارتش با نیروهای مسلح آماده‌اند از خواست آنان پیروی نمایند و عناصر ‌مسلحی را که می‌خواهند با زور اراده خودشان را بر مردم آن سامان و ملت ما تحمیل کنند، بر سر جای خودشان بنشانند. من در آغاز انتخاب به ریاست جمهوری، هیئتی را از حزب دمکرات کردستان پذیرفتیم. آن‌ها یک قطعنامه شش ماده‌ای به من ارایه دادند. این قطعنامه در هیات ویژه مورد رسیدگی قرار گرفت. این هیات اصلاحاتی را در آن قطعنامه لازم دید. آن قطعنامه و این اصلاحات را به من دادند. من بر سر حرف خود ایستاده‌ام. امام در بیانات خود گفته‌اند از نظر این‌که جای هیچگونه شائبه و تفاوتی میان گرایش به مذهب شیعه و سنی نباشد، این تغییر در قانون اساسی به عمل آید. بنابراین وقتی ما چیزی را پذیرفته‌ایم، پیش از این‌که شما با اسلحه خواهان آن باشید، ما خود آن را اظهار کرده‌ایم چه حاجت که شما این چیزی را که پذیرفته و قبول داریم به زور اسلحه به ما تحمیل بکنید. این است که ما در صداقت گروه‌های مسلح تردید جدی داریم. من تردید دارم که وقتی ما خود پذیرفته‌ایم و شما اسلحه به دست گرفته‌اید، این را بهانه کارهای بعدی قرار نداده باشید. اگر شما صداقت دارید اسلحه‌تان را زمین بگذارید و اگر زمین نگذاشتید، انتظار نداشته باشید که ما دست روی دست بگذاریم تماشا کنیم. ارتش ما و همه نیروهای مسلح از من فرمان دارند که این اسلحه را از دست شما بگیرند. پس از آن‌که نظم و امنیت در آن سامان مستقر شد ما به وعده خود عمل می‌کنیم. ما مردمی هستیم که به عهد خود وفا می‌کنیم و فرمان امام را عیناً و دقیقاً در آن سامان و در همه استان‌های کشور به اجرا در می‌آوریم. اما درباره وقایع اخیر کردستان من باید به شما گزارش کنم که آنهائیکه به پیش ما می‌آیند و زبان تفاهم دارند باید عملاً ‌هم تفاهم‌طلبی داشته باشند. دیشب از ارومیه به من تلفن کردند و گفتند که آماده تفاهم با دولت هستند. اگر این‌طور است، پس چرا شما خودتان اعلام آتش‌ بس می کنید، بعد قدم به قدم روز به روز ساعت به ساعت آن‌چه را که خود پذیرفته‌اید نقض می کنید!؟
    بنی‌صدر در ادامه سخنان خود خطاب به گروه‌های مسلح گفت: به پاسگاه‌ها مکرر در مکرر حمله بکنید به شهرها که نباید در آن‌جا مسلحانه باشید، مسلحانه در آن‌جا حاضر باشید. دادگاه‌های آن‌چنانی تشکیل بدهید و هر کسی با شما موافق نبود، هر کس دم از اسلامیت زد آن‌ها را بیاورید بی‌آبرو کنید و از نظر من بی‌آبرو کردن آن‌ها از طرف شما عین آبرو دادن به آن‌هاست. همه برادران مسلمان ما برای آن‌هایی‌که شما به عنوان مسلمان به آن‌ها جاش می‌گویید، تکبیر می‌گویند برای حکومت اسلامی برای حکومت انقلاب اسلام. هیچ قابل تحمل  نیست که اسلام در کردستان غریب بشود. برای مردم مسلمان ما قابل تحمل نیست که مسلمانی در کردستان جرم بشود، بنابراین در وقایع اخیر هم این‌طور که فرماندهان و مسوولان امر به من گزارش کرده‌اند حمله شده است برای خلع سلاح دو پاسگاه ژاندارمری در منطقه آذربایجان غربی. منظور از حمله به این دو پاسگاه این بوده است که پس از خلع سلاح این دو پاسگاه، اولاً یک اظهار التفاتی به حکومت بعث عراق شده است. ثانیاً شهر ارومیه به خطر بیافتد. شما چه انتظار دارید. آیا انتظار دارید من ساکت و آرام بنشینم شما پاسگاه‌های ژاندارمری را یکی پس از دیگری خلع سلاح کنید و ارومیه را تصرف کنید و به خیال بعضی‌ها خودتان را به ارس برسانید و کشور ما را در معرض تهدید امنیت داخلی و استقلال قرار بدهید؟.این غیر ممکن است که ارتش فرمان یافت عکس‌العمل قاطع نشان بدهد و آن مناطق را پاک کند. دره قاسملو را گفته بودند دره‌ای است که اگر ارتش بخواهد عبور کند، این دره از کشته‌ها انباشته می‌شود. اما ارتش توانست از آن عبور کنند. آن دره از کشته‌ها انباشته نشد. از آن‌جا که مردم کردستان از وضع تحمیلی در آن‌جا به تنگ آمده‌اند و چون آن‌ها حمایت کردند، فرمانده نیروی زمینی که کار و تلاش آن در خور همه گونه تمجید و ستایش است. آن دره را با قابلیت و سرعت طی کرد و ارتش ما بر تپه‌ها دست یافت. ما تصمیم داریم آن قسمت را پاک کنیم. گفته‌اند که استضعاف مردم کردستان دوبار است، مضاعف است. برای آن‌که آن‌ها به عنوان کرد هم تحت ستم هستند. از دولت انقلاب اسلام چه ستمی به آن‌ها رفته است؟ دولت ما در سال 65 میلیون تومان مالیات از کردستان می‌گیرد. یک سال قبل هم نگرفت و تنها خرج دستگاه دولتی و ژاندارمری و ارتش 1400میلیون تومان است یعنی 20 برابر مالیات استان کردستان در کردستان خرج دولت داریم. علاوه بر این سال گذشته، اگر این آقایانی که خود را دلسوز مردم کردستان وانمود می‌کنند گذاشته بودند دو میلیارد تومان، 2 هزار میلیون تومان  هم قرار بود خرج عمران آن‌جا بکنیم. برای دولتی که آماده است از بودجه درآمد عمومی کشور در سال حدود 5 میلیارد تومان 5 هزار میلیون تومان در آن‌جا خرج کند و از آن‌جا هیچ درآمدی هم ندارد چه استثماری از شما می‌کند؟. گفته‌اند می‌خواستیم فئودال بگیریم، ارتش وارد عمل شده به حمایت از فئودال‌ها. آخر این دروغ شاخداری که شما می‌گوئید برای فریب چه کسی است؟ اگر دولت انقلاب اسلامی، خود قانون زمین را تصویب نکرده بود؟ اگر ما خود تصمیم به تغییر نظام نداشتیم، اگر ما برای روستاها وام بدون بهره در نظر نگرفته بودیم، اگر ما بنابر تجدید کشاورزی نداشتیم شما می‌توانستید ادعاهایی داشته باشید اما حالا چه می‌گوئید؟
    نگذاشتند اقدامات عمرانی بکنیم. وقتی ما دولتی هستیم که به شما می‌گوئیم برادر من بگذارید ما بیاییم این پول‌ها را به شما بدهیم، به جای این‌که اسلحه بگیرید و مانع این‌کار بشوید، دسته‌گل به دست بگیرید. بیایید بگوئید آقا این‌جا بهتر است که ساخته بشود، پول را در این‌جا این‌طور خرج کنید. کمک کنید. همکاری کنید که استان زودتر ساخته شود. چرا برادران کرد دربه‌ در شوند و بروند اینجا و آن‌جا دنبال کار و چرا نباید در خانه خودشان بتوانند کار کنند؟. ما از شما چیزی نخواستیم. از کردستان چیزی نخواستیم ببریم. آقا بگذارید آن جا هم به راه بیافتد. این‌که شما بیایید بگویید که ما می‌گوییم، کردی فرهنگی دارد. این ما را نمی‌ترساند. ما انقلابمان بعد جهانی دارد، ما می‌خواهیم ملت اسلام را متحد بکنیم، یکی شدن کردها چرا ما را بترساند، این حرف‌هایی است که دولت ضد انقلاب را می‌ترساند. دولتی که می‌خواهد ملت اسلام متحد شود و در برابر قدرت آمریکا و ابرقدرت روس بایستد چرا باید بترسد؟ این حرف‌ها ما را هیچ نمی‌ترساند. ما خواهان یک جامعه اسلامی هستیم که در آن‌جا کرد، ترک، عرب و فارس، چینی و روسی و اروپایی و آمریکایی برادرانه و خواهرانه زندگی انقلاب اسلامی داشته باشند. بنابراین نروید آن‌جا این دروغ‌های بی‌مزه را بگوئید. ما براساس اسلام و اسلامیت متحرک شده‌ایم و ما می‌خواهیم ملت مستقلی باشیم و می‌خواهیم همه‌ ملت‌ها مستقل باشند، حکومت جهانی که ما می‌خواهیم بر اساس سلطه یکی بر دیگری نیست. بر اساس برادری و برابری است و بنابراین درس‌هایی که ما خود از پیغمبران آموخته‌ایم بر اساس آن‌ها انقلاب کرده‌ایم. چه حاجت که شما از راه زور و اسلحه به ما حالی کنید؟ تازه شما که این درس‌ها را حالی نیستید. این حرف‌هایی که شما می‌زنید کجایش با این درس‌ها جور است. شما به مردم کرد هم دروغ می‌گوئید. شما معتقد هم نیستید. نه به نژاد معتقد هستید نه به ملیت و این‌ها را بهانه نکنید و برادری ما را به دشمنی مبدل نکنید و نمی‌توانید بکنید، غیرممکن است که کرد از بنی‌صدر، از امام از حکومت اسلامی جدا بشود و من متعهد می‌شوم شما باید بخواهید تا ما ریشه‌ فساد را بکنیم و به بقیه هم می‌گویم: زبان تفاهم، جواب تفاهم، زبان اسلحه، جواب توپ. بنابراین چون از کردستان، از شهرهای آن‌جا به من نوشته بودند که امروز من صریح و روشن حرف بزنم و تکلیف را روشن کنم، اینک من حرفم را زدم و تکرار می‌کنم ما گروه‌های مسلح را در آن‌جا تحمل نمی‌کنیم نه در آن‌جا و نه در هیچ جای دیگر که آن‌ها رفته‌اند و اینجا و آنجا تبلیغ می‌کنند که فلانی می‌خواهد ملت را خلع سلاح کند. بیایند اینجا ببینند این ملت هست، این ملت بود که وقتی از این‌جا رژه می‌رفتند، انسان نمی‌توانست از شوق و هیجان گریه نکند. ما ملت را مسلح می‌خواهیم. ما آن ضد ملت را مسلح نمی‌خواهیم.
  به شما برادران خودم در ارتش، در سپاه پاسداران، در کمیته‌ها، شهربانی، ژاندارمری و همه جا می‌گویم  وسیله قاطعیت رئیس‌جمهوری و مسوول امنیت کشور قاطعیت شماست. اگر شما نظم درون نداشته باشید و اگر با قاطعیت عمل نکنید ،رئیس‌ جمهوری به سوی وسیله دیگری و نیروی دیگری خواهد رفت و آن خود مردم هستند. و یا خود مردم اول نظم را در درون شما برقرار خواهند کرد و بعد امنیت را در همه جای کشور. از همه برادران خودم در شهربانی، ژاندارمری و ارتش می‌خواهم که به هیچ بهانه‌ای نظم و انظباط را به هم نزنند. مرا در قول‌هایی که داده‌ام صمیمی و ثابت قدم بدانید و برای استقرار نظم و امنیت با قاطعیت عمل کنند و بدانند اگر با قاطعیت عمل کردند و مشکلی برای آن‌ها پیش آمد من با قاطعیت از آن‌ها حمایت خواهم کرد. هر کس خدمت خود را ترک کرده است به خدمت خود بازگردد. در آذربایجان غربی کسی که یاغگری پیشه کرده و عده‌ای را به گروگان گرفته، از جمله فرماندار خوی را. دیروز در کمیسیون امنیت ملی این مساله گفته شد، آن‌ها سه روحانی فرزند پیغمبر را کشته‌اند و 6 نظامی را و تهدید کرده‌اند اگر تا 24 ساعت پادگان‌های ژاندارمری را منحل نکنید و گروگان‌های ما را رها نکنید ما گروگانهای شما را خواهیم کشت. در آن‌جا گفته شد که مبادله انجام بگیرد، من مخالف بودم. اگر رئیس ‌جمهور شما را هم به گروگان گرفتند، شما حق ندارید تسلیم منطق دشمن شوید. بنابراین اگر آن‌ها تهدید خود را اجرا کردند، «انالله و انا الیه راجعون» ما آن گروگان‌ها را شهید ملت تلقی می‌کنیم اما از همین لحظه ارتش حق ندارد پوتین از پا درآورد مگر آن‌ که آن خطه را از وجود این یاغی‌ها پاک کند. اما در باره مسائل اقتصادی کشور. یکی از مشکلات ما مساله بازرگانی خارجی ما، قیمت‌ها، و مساله بیکاری و پیشرفت اقتصادی است. اما من پیش از عید نوروز در بازار حاضر شدم. گفتم که قیمت‌ها را پایئین بیاورند و اگر نیاورند ما عمل خواهیم کرد ….”
اما فرمان امام که آقای بنی صدر در این سخنرانی بارها بدان اشاره کرده است، پیام  آبانماه 58 وهمچنین پیامی بود که او بمناسبت عید خطاب به مردم از جمله مردم کردستان فرستاد و خواهان بر قراری امنیت شد.این پیام مورد استقبال گروهها و سازمانهای کرد نیز قرار گرفت و بعضا خواهان اجرای آن شدند:
حق اداره امور داخلی و محلی و رفع هرگونه تبعیض متعلق به تمام ملت است.
امام خمینی رهبر انقلاب اسلامی ایران دیروز پیام مهمی به ملت ایران فرستادند. متن پیام امام به این شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم-سلام بر خواهران و برادران کرد که با وفاداری خود به اسلام و جمهوری اسلامی از توطئه خائنین به ملت جلوگیری کردید. گزارشات هیات ویژه همان طور بود که متوقع از خواهران وبرادران کرد بود که هرگز خود را جدا از اسلام و ایران نمی دانند و آنچه بدخواهان به آنان نسبت می دهند چیزی جز افساد و توطئه گری نیست. اکنون من باید به شما خواهران و برادران کرد و سایر خواهران و برادران مطالبی را تذکر دهم:
1-در این موقع حساس که ملت ما با چپاول گران که در راس آنها آمریکا مواجه است و برای احقاق حق خود و به دست آوردن ذخایر هنگفتی که محمد رضا پهلوی به غارت برده و به محاکمه کشیدن این جانی قیام نموده و همه قشرهای ملت با هم در این امر حیاتی همدل و همصدا شده اند برادران و خواهران کرد ما هرجا هستند باید به طور اولویت در این امر شرکت کنند و با سایر خواهران و برادران هماهنگ شوند و لازم است از اختلافاتی که بدخواهان ایجاد می کنند به طور قاطع جلوگیری کنند.
برادران من امروز هر اختلافی به نفع آمریکا و دیگر اجانب است. آنان هستند که از اختلاف ما بهره می کنند و ما را می خواهند به اسارت بکشند. بپا خیزید و توطئه گران را نصیحت کنید و در صورت عدم قبول از خود برانید و از مناطق خود بیرون کنید یا آنان را گرفته تسلیم مقامات قانونی کنید.
2-اینجانب و همه ملت از ستم هایی که بر شما برادران کرد در طول حکومت استبدادی شده است و از تبعیضهایی که بر خلاف اسلام بر شما روا داشته شده اند، مطلعم. لیکن باید بدانید که این شما برادران نبودید که مورد ستم و ظلم واقع شدید.سایر برادران ترک ولر و عرب و بلوچ و فارس و ترکمن هم با شماها شریک بوده اند و همه محروم بودند از آنچه شما محروم بودید. شما اگر به زاغه نشینان و گود نشینان توجه نمایید خواهید دید که آنان از همه محروم ترند. اینجانب می دانم که در حکومت موقت هم آنطور که خواست شما وملت است رسیدگی نشده لیکن باید بدانید باز در این امر همه برادران شما شریک می باشند و دولت موقت با کمال جدیت اقدام به کار و سامان دادن بود. لیکن آشفتگی ها به قدری زیاد است که اصلاح محتاج به زمان است.
و من امیدوارم که برای همه ملت و برای شما برادران کرد وسایل رفاه حاصل شود. شما برادران می دانید که نوسازی و عمران در محیطی که آشفته است و مردم در امان نیستند، مشکل یا غیر ممکن است. شما برادران غرب کوشش کنید و آرامش را حفظ کنید و بدانید که با آرامش کارها اصلاح می شود و به صلاح شما و به صلاح اسلام و مسلمین است.
3- از هیات ویژه می خواهم که با کمال حسن نیت به مذاکرات خود ادامه دهند و با شخصیت های ملی و سیاسی و مذهبی و سایر قشرها تماس بگیرند تا تامین خواسته های آنان که خواست ما نیز هست به طور دلبخواه بشود و آرامش وامن که از بزرگترین نعمتهای الهی است درمنطقه برقرار گردد و شما برادران کرد در کنار سایر برادران به طور رفاه و آسایش زندگی نموده و طمع اجانب برای همیشه از کشورمان قطع گردد.
4-اسلام بزرگ تمام تبعیض ها را محکوم نموده و برای هیچ گروهی ویژه گی خاصی قرار نداده و تقوا و تعهد اسلام تنها کرامت انسان هاست و در پناه اسلام و جمهوری اسلامی حق اداره امور داخلی و محلی و رفع هرگونه تبعیض فرهنگی واقتصادی و سیاسی متعلق به همه قشرهای ملت است منجمله برادران کرد که دولت جمهوری اسلامی موظف و متعهد به تامین آن در اسرع وقت است و مقررات و قوانین مربوط به آن به زودی تدوین می شود انشاء الله.
5-اخیرا نظر شریف علمای اعلام و مشایخ عظام و روشنفکران و سایر برادران عزیز در سراسر ایران را به موضع حساس امروز ایران و جبهه گیری های دشمنان میهن و اسلام و در مقابل ملت عزیز و تشبثات همه جانبه آنان برای سرکوبی نهضت اسلامی و ملت معظم و برای اعاده سلطه همه جانبه بر کشور اسلامی ما جلب می کنیم.آیا در این موقع تقاضای متواضعانه این خدمتگزار که روزهای آخر عمرش را می گذراند بجا نیست؟
6-خواهران و برادران هم میهن در سراسر کشور من دست خود را به پیش شما دراز می کنم و از شما به خاطر خدا و اسلام و کشور عاجزانه می خواهم که تمام توان خود را برای نجات کشورتان به کار برید و اسلحه های سرد و گرم یعنی قلم و بیان و مسلسل را از نشانه گیری بر روی یکدیگر منحرف و به سوی دشمن های انسانیت که در راس آن آمریکاست نشانه روید. بارالها من ماموریت خود را که نصیحت به ملت است به قدر توان ضعیف خود انجام دادم و تو ای خدای بزرگ با قدرت لایزال خود قلوب ملت ما را پیوند برادرانه عطا نما انک قریب مجیب. سلام گرم من به ملت عزیز و برادران کرد و رحمت خداوند بر همه. روح الله الموسوی الخمینی.26آبان58-26ذیحجه99(کیهان27/8/1358)
“جلال گادانی”: با توجه به روح پیام تاریخی امام خمینی مبنی بر رفع ستم ملی از تمام خلق‌های ایران می‌توان از گسترش درگیری‌ها و برادرکشی که اخیراً بخاطر حق خلق کرد بوجود آمده است جلوگیری کرد.”جلال گادانی” عضو کمیته مرکزی حزب دمکرات کردستان ایران با اعلام این مطلب به خبرنگار اعزامی کیهان
گفت: علی‌رغم کلیه ‌توطئه‌های مکرر در سراسر کردستان، مردم این مناطق از صلح دفاع می‌کنند و بر دولت و مسوولان دولتی و لشکری است که هر چه زودتر به پیام مسالمت‌آمیز امام عمل کنند. وی هم‌چنین افزود: امام در پیام نوروزیشان فرمودند باید در سراسر ایران امنیت و صلح واقعی وجود داشته باشد ولی به شهادت روستاییان ترک زبان اطراف نقده که همگی به ارومیه رفته‌اند و علیه جنگ ‌افروزان شعار دادند به بعضی از روستاهای اشنویه یورش برده شده و تعداد زیادی از مردم بی‌دفاع کشته شدند. وی سپس جناح جنگ‌طلب دولت را محکوم کرد و گفت: متأسفانه عناصری که به کرات در گذشته نشان دادند که در جهت مردم حرکت نمی‌کنند بلکه منافع شخصی را بر منافع اجتماع ترجیح می‌دهند همیشه باعث به وجود آمدن این خون‌ریزی‌های ناحق می‌شوند و دولت جمهوری اسلامی ایران باید جلوی این‌گونه افراد را بگیرد.کیهان 11/1/1359
 عزالدین حسینی که از سوی کومله و چریکهای فدایی خلق وچند گروه مسلح دیگر نمایندگی میکرد در مصاحبه ای با خبرنگار کیهان از جمله گفت:
س: نظرتان راجع به پیام نوروزی امام چیست؟ در باره یک اصل آن، که هست، «با کمونیسم بین‌المللی همانطور می‌جنگیم که در برابر امپریالیسم غرب» چه نظری دارید؟
ج: پیام امام خمینی چیزهای زیادی در برداشت … ، در این هنگام چند نفری از بین جمعیت در کنار ما و آقای شیخ‌ عزالدین حسینی قرار گرفتند و ظبط نیز خاموش شد. پس از مشورت با آقای شیخ عزالدین حسینی از ما کارت خبرنگاریمان را خواستند و بعد عنوان کردند شما اول می‌بایستی سوال‌ها را به ما نشان می‌دادید تا سوال‌هایی که به درد می‌خورد شما عنوان کنید.
س: راجع به خلع سلاح گروه‌ها، که آقای بنی‌صدر عنوان کردند نظرتان چیست؟
خلع سلاح
ج: نظر ما این است که پیش کشیدن خلع سلاح‌گروه‌ها خود مساله‌ای است که آقای بنی‌صدر پیش کشیده تا اذهان عمومی را گمراه کند و اساساً کسانی که اسلحه در دست دارند به خاطر دفاع از خودشان می‌باشد و خلق کرد که اگر اسلحه در دست نداشته باشد پاسداران و ارتش و جنگ‌افروزان او را سرکوب خواهند کرد و دیگر مساله‌ای به نام مساله‌ی کرد باقی نخواهد ماند، آقای بنی‌صدر در پیام نوروزی و هم‌چنین در روز یادبود جمهوری اسلامی اعلام کردند اول گفتند بیایید ما همدیگر را در آغوش بگیریم و با صلح و صفا مساله را حل کنیم از راه سیاسی و اگر به خواست خلق کرد که خودمختاری است توجه شود دیگر مساله‌ای به نام مساله خلع سلاح باقی نخواهد ماند. آقای بنی‌صدر به ارتش دستور می‌دهد که پوتین‌ها را باز نکنید تا همه را خلع سلاح کنید تا در میان گروه‌های سیاسی و خلق کرد جدایی بیندازید. این کار خلع سلاح چیزی است و راهی و اساسًا ‌آقای بنی‌صدر گویی از کردستان اطلاع چندانی ندارد و گروه‌های سیاسی را جدا از خلق کرد می‌داند و خلق کرد را جدا از گروه‌های سیاسی  می‌داند……(کیهان31/01/1359)
وی در اظهار نظر دیگری نیز گفت:
… شیخ عزالدین حسینی، رئیس هیات نمایندگی خلق کرد گفت: ما پیام آبانماه امام را بعنوان پیام آشتی و اخوت بفال نیک گرفتیم و پس از آن، آتش بس را قبول کردیم. راه حل از همان موقع روشن بود و حالا هم آسان و روشن است. احتیاج به پیشنهاد جدیدی نداریم. راه حل این است که دولت، بطور جدی با هیات نمایندگی خلق کرد مذاکره کند. راه حل مشکل نیست، اشکال در این است که آیا دولت به این راه حل عمل میکند یا نه؟ آقای بنی صدر میگوید با گروههای مسلح مذاکره نمیکنیم و حق خلق کرد را به خودشان میدهیم، به شرطی که اسلحه را زمین بگذارند. اولاً هیات نمایندگی گروه خاص نیست، بلکه ترکیبی است که در مورد پشتیبانی قاطع خلق کرد است که مقاومت میکند نه فقط گرو ههای سیاسی، و خلق کرد اسلحه را زمین نمیگذارد، چون اسلحه را زمین بگذارد نه حرفی خواهد بود و نه مذاکره ای. واقعیت اینست که دولت جنگی جدید را با شدت بیشتر بما تحمیل کرده است، اما باز با قطع این تهاجم و تحت شرایطی می توان آرامش را به منطقه بازگرداند. نیروکشی به کردستان، متوقف شود، ارتش به داخل پادگانها برگردد و جاده‏ها و مواضع تهاجمی داخل و اطراف شهرهای کردستان را ترک کند، محاصره اقتصادی کردستان برداشته شود و مذاکرات جدی با هیات نمایندگان خلق کرد، بر مبنای طرح 26 ماده‏ای از سر گرفته شود. در غیر اینصورت، مقاومت پیشمرگان و توده‏های مردم کردستان بخوبی قادر است هر تهاجم جدیدی را با شکست روبرو کند و بالاخره راه حل نهائی همان مذاکره خواهد بود.(کیهان7/2/1359)
 بدین ترتیب این عزالدین حسینی امام جمعه مهاباد و رئیس هیئت مذاکره کننده از سوی گروه های کرد
( کومله، چریکهای فدایی خلق شاخه کردستان ) و در واقع از رهبران آن روز کومله بود که قول بنی صدر را به فاصله کمی مجعول و همچنان تکرار کرد و میکنند. جانبداری بنی صدر از اتحاد تمامی کردهای منطقه را نادیده میگیرند و طرح خودمختاری کردستان که میتوانست در سایر مناطق کشور نیز اجرا شود و آقای بنی صدر در دو نوبت رسما پذیرفتن آنرا اعلام کرد را رد میکنند و هم چنان به عملیات مسلحانه برای رسیدن به اهدافشان اصرار میورزند. لازم به یاد آوری است که ابتدا طرحی سی ماده ای از سوی حزب دموکرات کردستان ارائه گردید که بعد ها توسط هیئت مذاکره کننده کردستان که مرکب بود از: شیخ عزالدین حسینی – ریاست هیئت- نماینده حزب دموکرات کردستان  سخنگوی هیئت- و نمایندگانی از کومله و سازمان چریکهای فدایی خلق، به 26 ماده تقلیل یافت که در نهایت پس از مذاکرات طولانی و مفصل در طرح جامع شش ماده ای خلاصه و مورد توافق طرفین قرار گرفت. بدین ترتیب او و سازمانهای حامی اش دوستی را به دشمنی برگرداندند و امروز نیز حاضر نیستند کرده خود را انتقاد کنند. چه این کار را بکنند و چه نکنند، برآنها است که بگویند: چرا قول آقای بنی صدر را با جعل قولی جانشین کرده اند که خود ساخته اند و چرا فرصتی را که او برای حل مسئله در صلح و دوستی ایجاد کرده بود، را از میان بردند و همچنان دروغ را دستمایه اظهار دشمنی کرده اند؟.
jmpaknejad@yahoo.fr
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
سند منتشر نشده درباره دستور «ارتش حق ندارد پوتین از پا درآورد» از بنی صدر
اسناد سخن می گویند: با برخی از کردها که صحبت می کنی می گویند بنی صدر در 28 مرداد 1358 به ارتش فرمان داده است که«تا خاموش کردن غائله کردستان پوتین هایتان را از پا در نیاورید، دقیق که می شوی، می بینی که بنی صدر در 15 بهمن 1358 رسما رئیس جمهور ایران شده است و از این هموطنان که می پرسی، بنی صدر در چه تاریخی این حرف را زده است، چیزی برای گفتن ندارند! حقیقت چیست؟ آیا بنی صدر چنین حرفی زده است؟ آیا این جمله را درباره کردستان بر زبان آورده است، ماجرا چه بوده است؟ 
مراجعه به روزنامه های آن زمان روشن می کند که بنی صدر به ارتش گفته است »حق ندارد پوتین از پا درآورد
 Description: http://1.bp.blogspot.com/-_uYLcpga6N0/T5dCCZEqE4I/AAAAAAAAASU/Rc5SspXDJPw/s640/1359.01.14_etelaat+s+12.jpg
وی در بخشی از سخنرانی اش در روز 12 فروردین 1359 در میدان آزادی که در شماره 16108 روزنامه اطلاعات بتاریخ«پنج شنبه 14 فروردین 1359» چاپ شده است، می گوید:
«در آذربایجان غربی کسی که یاغیگری پیشه کرده و عده‌ای را به گروگان گرفته، از جمله فرماندار خوی، دیروز در کمیسیون امنیت ملی این مساله گفته شد و آنها سه روحانی فرزند پیغمبر را کشته‌اند و ۶ نظامی را تهدید کرده‌اند اگر تا ۲۴ ساعت پادگان‌های ژاندارمری را منحل نکنید و گروگان‌های ما را رها نکنید ما گروگانهای شما را خواهیم کشت. در آن‌جا گفته شد که مبادله انجام بگیرد، من مخالف بودم. اگر رئیس‌جمهور شما را هم به گروگان گرفتند، شما حق ندارید تسلیم منطق دشمن شوید. بنا براین اگر آن‌ها تهدید خود را اجرا کردند «انالله و انا الیه راجعون» ما آن گروگان‌ها را شهید ملت تلقی می‌کنیم. اما از همین لحظه ارتش حق ندارد پوتین از پا درآورد مگر آن‌ که آن خطه را از وجود این یاغی‌ها پاک کند.»
پس سخن بنی صدر درباره عده ای گروگانگیر در آذربایجان غربی بوده است و ربطی به کردستان نداشته است. در روزنامه های آن زمان بیشتر دقیق شدم تا ببینم بنی صدر درباره کردستان چه دستورهایی به ارتش داده بود و در شماره 241 روزنامه انقلاب اسلامی بتاریخ «یکشنبه 7 اردیبهشت 1359» به نکات بسیار جالبی در این زمینه برخورد کردم، در صفحات 2 این روزنامه آمده است:
  در کردستان بنابر درگیری نداریم
خبرنگار بی بی سی پرسید:
آیا ارتش تحت فرماندهی در کردستان برخورد را تا انتها ادامه خواهد داد یا آتش بس برقرار خواهد شد، اگر بله تخت چه شرایطی؟
رئیس جمهور پاسخ داد: در رفتار گروه کومله در هفته گذشته بناگهان تغییری حاصل شد که جلو حرکت ارتش را گرفتند و به آن حمله کردند در تمام این مدت من دستور داده بودم حتی المقدور از برخورد امتناع بشود. اینست که ارتش از راهی در خارج سنندج به طرف پادگان رفت و پی خطر را به تن مالید تا برخورد نشود. اما معلوم شد که برنامه آنها اینست که بهر قیمت برخورد بوجود بیاورند حمله کردند و در این حمله هم حدی را رعایت نکردند. مراجعات متعددی انجام گرفت برای اینکه آنان دست از این رویه بردارند اما مفید فایده واقع نشد. بهرحال دولت این حمله کومله را بمعنی قطع رابطه این گروه با افکار عمومی تلقی میکرد و مایل نبود به برخورد تن دردهد و بیشتر مایل بود که افکار عمومی در محل دفعه شر کند ولی آنها بر حملات خودشان افزودند طوریکه پادگان را مورد تهدید قرار دادند و ارتش برای حفظ مواضع خود وارد عمل شد، مراجعه شد بمن که اگر از آنها خواسته بشود که جنگ متوقف بشود و یک اصولی را بپذیرند و تیراندازی قطع بشود که آنها تا بحال مراجعه ای نکردند و بما اطلاعی نداده اند با این وجود به ارتش اجازه دادم که یکطرفه تیراندازی را متوقف کند بلکه اینها بخود بیایند، چون مسئله ما نیست که برخورد باشد نه اینکه از این گروه میترسیم، ما معتقدیم خود افکار عمومی کافی هستند برای تغییر وضع آن سامان و هیچ تمایلی به برخورد نداریم مگر آنکه بخواهند باصطلاح خودشان همچنان که در برنامه بوده و منهم گفتم که بموقع این برنامه را با تمام زیر و بمش به اطلاع عموم خواهیم رساند وضعی را بوجود بیاورند و در سنندج ضربه ای وارد کنند که باعث سقوط دولت بشود. البته فرض این بود که در شهرهای دیگر کشتارهایی بوجود بیاورند و در نتیجه شرایط شکست دولت انقلاب را فراهم بیاورند. در هر حال ما از همان سیاست عدول نکرده ایم و تا وقتی که آن گروههای موجود در کردستان نخواهند بوسیله بوجود آوردن درگیری مسلحانه در منطقه قدرت نمایی بکنند ما هیچ دلیلی نمی بینیم که عملیات نظامی انجام بدهیم.
 Description: http://2.bp.blogspot.com/--jFyDbxxZbI/T5dQKMUPraI/AAAAAAAAASc/wvHRduT8LRQ/s640/1359.02.07_enghelabe+eslami_+s+02.jpg
در صفحه 1 و 12 همین شماره، در سرمقاله با عنوان «کُردستان و اضمحلال قدرت مرکزی» که در حقیقت «گزارش گردش کار کردستان» است شرح می دهد که دولت هیچ گونه تمایلی به درگیری مسلحانه در کردستان نداشته است:
 کردستان و اضمحلال قدرت مرکزی
1-   در آغاز انتخاب به ریاست جمهوری، از سوی حزب دمکرات کردستان هیأتی با طرحی 6 ماده ای به نزد من آمد و آن طرح با اصلاحاتی که در آن انجام گرفت پذیرفته شد. هم در آن مجلس مقبول همه شد که آنچه داده می شود به مردم کردستان است و نه به گروه های مسلح.
2-   پیش از آن با هیأت ویژه توافق شده بود که پاسداران از سنندج بروند و ارتش باشگاه افسران و فرودگاه و ساختمان رادیو تلویزیون را نگاهداری کند و هیچ گروه مسلحی در شهر نباشد. اما به محض بیرون رفتن پاسداران افراد مسلح کومله وارد شهر شدند و در شهر هر کار که خواستند کردند.
3-   چندین نوبت از سوی مسلمانان سنندج مراجعه شد که با این گروه مسلح شدت عمل به خرج داده شود و پاسخ همواره این بود که باید مردم شهر- خود بایستند و سلطه این گروه را نپذیرند مردم مسلمان شهر در چند نوبت در نمازهای جمعه نفرت خد را از این گروه اظهار کردند تا این که این گروه نماز جمعه را تعطیل کرد.
4-   وقتی عراق در مرزها نیرو جمع آورد و تهدید کرد، در آذربایجان غربی به پست های نظامی حمله شد. مقصود از این حمله گرفتن مواضع پست بارزانی و قطع رابطة آن ها با پایگاهاشان و کمک به بعثی های عراق بود. 
5-   در همین وقت نماینده ای به کردستان فرستاده شد تا معلوم کند مقصود از این کارها چیست؟ و وی آمد که حزب دمکرات جنگ نمی خواهد و آماده تفاهم است.
6-   اما وقتی از خوزستان مراجعه کردم، معلوم شد در سنندج مانع از رفتن ستون نظامی به پادگان شده اند، هر اندازه از نرمش لازم بود به خرج داده شد:
– فرماندار سنندج گفته بود خود پیشاپیش ستون آن را به پادگان می برد که ممکن نشد.
– قرار شد برای پرهیز از درگیری ستون از خارج شهر برود، در راه مورد حمله قرار گرفت و فرمانده نظامی کشته شد و مواد غذایی ارتش به دست مهاجمان افتاد.
– در همین وقت یک واحد نظامی را در نوسود خلع سلاح کردند و 7 تن اسلحه را بردند.
– گروه کومله به این حد قناعت نکرد در سقز و بانه به حمله دست زد و پادگان سنندج را تهدید کرد.
– باشگاه افسران را محاصره کرد و آب و غذا را به روی محاصره کنندگان بست.
– فرمانده لشگر تهدید کرد جواب شنید جواب هر گلوله توپ را با 20 گلوله توپ خواهیم داد.
در این فاصله چون ما می دانستیم این کار جزیی از یک توطئه بزرگ است و باز چون می دانستیم کومله تکیه گاهی در افکار عمومی ندارد و بدون جنگ چون برف آب می شود، از تمام امکانات برای پرهیز از برخورد نظامی استفاده کردیم:
 روز سه شنبه در اجتماع بزرگ مردم تهران گفتیم که 6 ماده را با اصلاحاتی که در آن صورت گرفته است پذیرفته ایم.
– ارتش پی در پی اخطار می کرد که اگر دست از محاصره باشگاه افسران بردارند وارد عملیات نخواهد شد.
– به ارتش و پاسداران دستور داده شد اگر ناگزیر از عملیات شود باید تلفات سنگینی را به جان بخرد اما حتی المقدور به مردم شهر صدمه کم بزند. معلوم بود که این کار سبب سنگینی تلفات و دیرتر رسیدن به هدف های نظامی می شود. مردم شهر اطلاع می دادند کومله خانه ها را سنگر کرده است و به ما نیز اجازه خروج از شهر را نمی دهد. از پاسداران و ارتشیان خواسته شد، تن به تن بجنگند و خطرها را بپذیرند و تا حد ممکن به مردم صدمه کم برسد.
– دستور داده شد به محض آن که گروه های مسلح بپذیرند شهر را ترک کنند و به جنگی که تحمیل کرده اند پایان بدهند، عملیات نظامی قطع شود. نیم روزی نیز به طور یکجانبه عملیات قطع شد.
– قرار شد تلگرامی بفرستند و پاسخی در این باره بگیرند که هیچ خبری نشد.
– در اجتماع مردم اهواز بدون آنکه تلگرام رسیده باشد، از نو تأکید کردیم که 6 ماده را با اصلاحاتی که در آن انجام گرفته است می پذیریم. تا هرگونه بهانه ای از بین برود. اما باز دست برنداشتند.
 اینک که طرح «کودتای خزنده» به دست افتاده است ما می دانیم که نمی توانسته اند دست بردارند چرا که وابسته اند و دشمن گمان می برده است که «این بار ضربه سنندج» کار دولت انقلاب را خواهد ساخت. بنا بر این در کردستان هیچ گونه بهانه ای برای تحمیل جنگ نبوده است و اگر توطئه در کار نبود به طور قطع و یقین هیچگونه درگیری پیش نمی آمد. تاریخ 70 سال اخیر ایران نشان می دهد که هر بار ملت ایران خواسته است شانه خود را از زیر بار سلطه گران خارجی خلاص کند، وابسته های چپ و راست دست در دست هم مانع شده اند چرا که سلطه گران در لزوم سلطه بر ایران با یکدیگر اختلاف ندارند.
 چه خوب است که سران این گروه های مسلح در یک بحث آزاد شرکت کنند و به مردم ایران توضیح بدهند چرا اسلحه به دست گرفته و چرا پاسخ دعوت به صلح طلبی و برادری و اخوت را با اسلحه می دهند؟ عدم وجود امنیت را بهانه قرار ندهند، تأمین کامل امنیت آمد و شد آن ها را دولت بر عهده می گیرد. پس از آن که از منصرف کردن این گروه از زد و خورد مسلحانه مأیوس شدیم البته با قاطعیت تمام عمل کردیم و امید می داریم که فرصت جبران خرابی ها فرا رسیده باشد و مردم کرد بدانند عنوان های فریبنده همواره می توانند پوشش خائنانه ترین توطئه ها باشد.
Description: http://4.bp.blogspot.com/-B3bEm1e12bg/T5dQSwtl3hI/AAAAAAAAASk/7TQ8rRiSm0c/s640/1359.02.07_enghelabe+eslami_+s+01,+12.jpg
ملاحظه می شود که روش بنی صدر درباره حل مساله کردستان که در سه بریده فوق بیان شده است کاملا دموکراتیک بوده است. جالب اینجاست که سازنده این جعل نیز شیخ عزالدین حسینی از رهبران همین حزب کومله بوده است، وی در بخشی از گفتگویی که در روزنامه کیهان مورخ 31 فروردین 1359 منتشر شده است می گوید:
  
«آقای بنی‌صدر به ارتش دستور می‌دهد که پوتین‌ها را باز نکنید تا همه را خلع سلاح کنید تا در میان گروه‌های سیاسی و خلق کرد جدایی بیندازید.» 

 

………………………….

برای مشاهده اسناد و عکسهای بکر از جریانات اوائل انقلاب می توانید به فیسبوک بنی صدر مراجعه نمایید:
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
کومله / پول/صدام حسین
پرسش و دو پاسخ
پرسش اول

آقای بنی صدر این بخشی از گفتار سید عزالدین حسینی از کردستان است نظر اورا بخوانید ودر بیان حقایق نظر مبسوط به فرمایید زیرا او هم قابل اعتماد نیست واما برعکس دوستانی که خودرا فریب میدهند بحث کردستان برای ملت وکشور کرد وزبان کردی بجای زبان ملی وکشور ایران وملت ایران رک گفته شده است ودر گاها عده ای در ﺁذربایجان وپان آذزی هم چنین نظر دارند بحث تاریخی واینکه کی وکجا است بماند ولی عده ای فکر میکنند این ادعا واقعیت ندارد دارد ولی چرا خود فریب هستند نمیدانم بنی صدر به شما چه می گفت ؟من بابنی صدرهیچوقت گفتگوی دو نفری نداشتم . نه به صورت خصوصی ونه درجلسه جمعی . بنی صدرهمیشه برعلیه کردهاصحبت می‌کرد . به همین خاطربودکه درسنندج خیلی به اوحمله کردند . دربهار ١٣۵۹ همین بنی صدربودکه در مقام فرماندهی کل قوابه نیروهای نظامی فرمان داد که بندپوتینهایشان رابازنکنند تا حرکت وغائله کردستان تمام می شود ، بدون اینکه از اوضاع وشرایط منطقه و روحیه درونی ومعنوی مناطق کردستان آشنایی داشته باشد وبرای ترکمن صحراهم همینطورگفت . درسال ١٣۶١ هم هنگامیکه به فرانسه رفتم وازمن سئوال کردند که آیا عضو شورای ملی مقاومت خواهیدشد ؟ گفتم نخیر . گفتند چرا ؟ گفتم چون بنی‌صدرآنجااست ونسبت به ملت کرد خیلی مغرض بوده وخرابکاری کرده است . آنموقع هم که شایعه کردند به کردستان می آید ازمن پرسیدند که نظرت چیست ؟ گفتم : نمی گذارم که بندپوتین هایش رابازکند .

پاسخ پرسش اول

با سلام
سطر به سطر این نوشته دروغ است
/////////////////////////////////////////////////////////حزب دموکرات کردستان و جنگ تحمیلی(رضا بسطامی)
اوضاع سیاسی کردستان پس از پیروزی انقلاب:
جنگ نقده:پس از پیروزی انقلاب اسلامی، به دلیل فروپاشی اقتدار دولت مرکزی، در کردستان نیز همانند برخی دیگر از نقاط کشور وضعیت پیچیده‌ای حاکم شد. نیروهای سیاسی مختلف در کردستان درصدد جمع‌آوری نیرو و تقویت خط‌ سیاسی خود برآمدند. در آبان‌ماه سال1357، عبدالرحمن قاسملو (دبیرکل این حزب) از مرز کردستان عراق، به کردستان ایران وارد شد و فعالیت مجدد حزب دموکرات را با شعار خودمختاری برای کردستان و دموکراسی برای ایران آغاز کرد. تمرکز حرکت های سیاسی ــ نظامی این حزب در شمال کردستان، به‌ویژه در شهر و منطقه مهاباد بود. در این دوره، حدود دویست‌وپنجاه نفر به این حزب پیوستند.[xix] حزب دموکرات بلافاصله در تدارک خلع‌سلاح پادگان مهاباد و تسلیح خود در تمام مناطق برآمد. درواقع حزب درصدد بود بیشترین اسلحه و نیرو را در کردستان فراهم آورد تا با تقویت موقعیت و تحمیل رهبری خود در تمام منطقه نظام نوپای جمهوری اسلامی را بر تحصیل امتیازات بیشتر و کسب قدرت سیاسی در کردستان تحت فشار گذارد. حزب در تعقیب این استراتژی، بلافاصله شعبه‌های خود را در بیشتر مناطق کردستان برپا کرد.[xx]در این دوره، جریانهای طرفدار نظام ــ نظیر حزب جمهوری اسلامی ــ و درکل دیگر احزاب در کردستان ضعیف بودند و تنها در مریوان و سنندج پایگاه داشتند که آنها هم، به‌رغم کوشش فراوان، در مقابل فعالیت گسترده جریان های مزبور (چپ ها و عوامل وابسته)، از قدرت بسیج کمتری برخوردار بودند.[xxi]در این زمان، در بیشتر مناطق کردنشین، بازار خریدوفروش اسلحه بشدت رونق گرفت. در چنین جو هرج‌ومرجی، از نیروهای سیاسی گرفته تا بسیاری از مردم عادی، همه در فکر مسلح‌شدن بودند. به‌طورکلی، در دوره پس از پیروزی انقلاب اسلامی، که نظام هنوز در پی تدارک استقرار نهادهای انقلابی خود برای تحقق آمال مردم بود، در کردستان گروههایی مانند کمونیست ها، لیبرال ها، ملی‌گراها و سلطنت‌طلبان هریک درصدد تقویت قدرت خود و مقابله با استقرار نهادهای انقلابی جمهوری اسلامی در این منطقه بودند.چهار روز پس از فرار شاه از کشور، حزب دموکرات اعلام کرد: «خواست های ملی خلق کرد در چهارچوب ایران آزاد حل‌شدنی است و تکلیف نوع حکومت کشور باید در همه‌پرسی آزاد و به‌دور از هر نوع فشار روشن شود.»[xxii]فروهر، ابتدا با شیخ عزالدین حسینی[xxiii] ملاقات کرد و وی بلافاصله نمایندگان شورای شهرهای کردستان را برای مذاکره با نماینده دولت فراخواند. در بیست‌ونهم بهمن‌ماه، جلسه‌ای با شرکت نمایندگان دو طرف تشکیل شد که از طرف کردها شیخ‌عزالدین حسینی و شیخ جلال، تعدادی از روحانیون منطقه، عبدالرحمن قاسملو، غنی بلوریان و تعدادی از فعالان حزب دموکرات، نمایندگان سازمان چریک های فدایی خلق و افراد متفرقه دیگر حضور داشتند.[xxiv] در روز سی‌ام بهمن‌ماه، این نمایندگان طرح هشت‌ماده‌ای خود را به فروهر تحویل دادند و او پاسخ به این طرح را در صلاحیت دولت موقت دانست.[xxv] از جمله شرایط این طرح، منوط‌کردن جابجایی نیروهای ارتش در منطقه کردستان به هماهنگی با حزب دموکرات و نیز کاهش نیروهای نظامی در منطقه کردستان بود. درواقع، هدف احزاب کرد از مذاکره با مقامات جمهوری اسلامی، رسمیت‌دادن به خودمختاری کردها بود. دراین‌زمینه، عبدالرحمن قاسملو به نمایندگان اعزامی از تهران گفت: «هم‌اکنون ما در کردستان خودمختاری داریم و تنها باید دولت ایران به آن رسمیت بدهد وگرنه کردستان آتش می‌گیرد.»[xxvi]در چنین اوضاعی، درهمان‌روز، حزب دموکرات طی برنامه از پیش‌تدارک‌شده‌ای، پادگان تیپ 3 مهاباد را خلع‌ سلاح کرد. عده‌ای از کارکنان پادگان، که از افراد حزب بودند، علیه فرمانده پادگان دست به عمل شده و آنجا را تصرف کردند آنها سرگرد عباسی را که از افراد حزب دموکرات بود، به‌عنوان فرمانده پادگان برگزیدند. این عمل حزب، نخستین مخالفت آشکار با جمهوری اسلامی بود. درواقع حزب، فرصت‌طلبانه از موقعیت ناآرام پس از پیروزی انقلاب سوء استفاده می‌کرد تا زمینه آماده‌سازی اقدامات بعدی خود را فراهم کند.[xxvii]به‌طورکلی، حرکت های مسلحانه گروههای کرد پس از پیروزی انقلاب را می‌توان به چهار مقطع زمانی تقسیم کرد: «مقطع نخست، وقایع سال1358 را شامل می‌شود که عمده‌ترین آنها سقوط پادگان و هنگ ژاندارمری مهاباد و پاسگاههای ژاندارمری، جنگ نقده، فرمان امام(ره) در شکستن محاصره پاوه و سپس آزادسازی شهرهایی مانند بانه، سردشت، مریوان و… بود. مقطع دوم وقایع سالهای 1359 و 1360 را دربرمی‌گیرد که با تجاوز ارتش عراق و همزمان‌باآن تشدید اقدامات نیروهای حزب دموکرات و حزب کومله همراه بود. این احزاب کوشیدند تا جبهه کردستان را فعال نگه‌دارند و بدین‌ترتیب، بخشی از نیروهایی را که باید برای مقابله با ارتش عراق به کار گرفته می‌شد، در این منطقه مشغول کنند. مقطع سوم وقایع سالهای 1362 تا 1364 را شامل می‌شود. طی این سالها، قرارگاه سیدالشهدا(ع)، متشکل از نیروهای سپاه و ارتش و ژاندارمری شکل گرفت و با استقرار در منطقه توانست امنیت را در شهرها، روستاها، جاده‌های اصلی و مرزهای کردستان ایران با عراق تامین کند و با پاکسازی پایگاههای نیروهای کرد آنها را از کردستان ایران به کردستان عراق براند.»[xxviii] مقطع چهارم از سال1364 تا پایان جنگ را دربرمی‌گیرد. پس از سال1364 و فعال‌شدن قرارگاه رمضان در کردستان عراق، به‌ویژه با تغییر استراتژی عملیاتی ایران در تغییر جبهه از جنوب به شمال، دامنه فعالیتهای نظامی حزب دموکرات کاهش یافت و گرایش به همکاری با جمهوری اسلامی ایران و حل‌وفصل اختلافات از طریق سیاسی رشد بیشتری یافت. البته، دراین‌میان، همکاری نزدیک ایران با حزب دموکرات کردستان عراق و اتحادیه میهنی نیز در رویکرد جدید حزب دموکرات ایران موثر بود.
طی این دوره‌ها، نیروهای حزب دموکرات از روشهای مختلفی برای مبارزه با نیروهای جمهوری اسلامی استفاده می‌کردند.در مقطع نخست و در سالهای آغازین بحران کردستان، این نیروها کوشیدند با حمله به پایگاهها ــ به‌عنوان‌مثال: محاصره پادگان جلدیان در سال1358 ــ این مراکز نظامی را از فعالیت ساقط کنند.

در مقطع دوم، پس از گسترش‌یافتن نیروهای نظامی ارتش و سپاه پاسداران، نیروهای کرد بیشتر روشهایی مانند کمین، مین‌گذاری جاده‌ها، ترور، ارعاب افراد بومی و غیربومی در کردستان (که با جمهوری اسلامی ارتباط داشتند) و حمله و مصادره و به‌آتش‌کشیدن امکانات دولتی را به‌کاربستند و پس‌ازآنکه به داخل کردستان عراق رانده شدند، با عبور مخفیانه از مرز و انجام اقدامات ایذائی علیه نیروهای جمهوری اسلامی دوباره به عراق باز می‌گشتند.[xxix] تشریح برخی از تحولات و وقایع مهم کردستان می‌تواند عملکرد و نحوه رویارویی این حزب با دولت جمهوری اسلامی ایران را آشکارتر کند.

اوضاع سنندج در فروردین‌ماه سال1358 :
پس از پیروزی انقلاب، دو کمیته در شهر سنندج تشکیل شد. مسئول یکی از این کمیته‌ها را صفدری (یک روحانی مبارز) عهده‌دار بود که بیش از یک‌سال، سرپرستی حسینیه سنندج را برعهده داشت و در جریان انقلاب نقش موثری ایفا کرد. وی همزمان با سرپرستی کمیته مزبور، سرپرستی ستاد لشکر سنندج را نیز برعهده داشت.[xxx] کمیته دیگری نیز در محل استانداری ایجاد شده بود که احمد مفتی‌زاده، رئیس‌ جمعیت جوانان مسلمان کرد، مسئول آن بود. از همان آغاز، وی با اعلام مخالفت با صفدری، خود را تنها رهبر مذهبی ــ سیاسی کردستان دانست[xxxi] و در سفرهایی که به تهران داشت، مرتبا از مقامات درخواست می‌کرد صفدری از سنندج اخراج گردد و کمیته او اداره شهر را برعهده داشته باشد و معاونش (خسروی) نیز به‌عنوان استاندار استان کردستان انتخاب شود.[xxxii]

در روز بیست‌وهفتم اسفندماه، افراد مفتی‌زاده عده‌ای از مردم را تحریک کردند تا برای گرفتن اسلحه و مهمات، به کمیته تحت حمایت صفدری حمله کنند. در نتیجه تیراندازی نیروهای دو طرف، یک‌نفر کشته و دو نفر زخمی شدند. پس از این واقعه، افراد تحریک‌شده به سوی پادگان ژاندارمری حمله و اسلحه و مهمات ژاندارمری را غارت کردند. پس از خلع سلاح ژاندارمری، عده‌ای به سمت پادگان ارتش رفتند، اما با مقاومت پادگان روبرو شدند. دراین‌بین، افراد مفتی‌زاده کمیته صفدری را محاصره کردند و چند نفر از افراد آن را به شهادت رساندند.[xxxiii] از روز بیست‌وهشتم اسفندماه، تمامی گروههای کرد (حزب دموکرات، کومله و فداییان) نیروهایشان را از تمام مناطق کردستان جمع‌آوری نموده و به سمت سنندج حرکت کردند و بدین‌ترتیب، شهر به حالت نظامی درآمد.[xxxiv]

در نخستین روز فروردین‌ماه سال1358، هیاتی از تهران برای ازبین‌بردن جو تشنج و پایان‌دادن به جنگ به سنندج وارد شد. این هیات (متشکل از آیت‌الله طالقانی، شهید بهشتی، هاشمی‌رفسنجانی، بنی‌صدر و صدر حاج‌سیدجوادی) با مفتی‌زاده، شیخ‌ عزالدین، قاسملو، غنی بلوریان، و نمایندگان کومله و چریکهای فدایی به مذاکره پرداختند.[xxxv] در جریان مذاکرات شورای موقت با آیت‌الله طالقانی و هیات اعزامی از تهران، جو تشنج تاحدودی از بین رفت و قرار شد مراکز تصرف‌شده تخلیه شوند، برای تاسیس شورای شهر، انتخابات انجام گیرد و شورای موقت نیز منحل شود.[xxxvi] بدین‌ترتیب، ابراهیم یونسی نیز از طرف وزیر کشور به‌عنوان استاندار انتخاب و غائله به‌طورموقت پایان یافت، اما گروهها به‌شدت از آن استفاده تبلیغاتی کردند و در شهرهای بانه و سقز، تظاهراتی با شعار «ارتش ضدخلقی نابود باید شود»، به راه افتاد.[xxxvii]

ماجرای نقده :
حزب دموکرات که عملا نتوانسته بود در جریانهای سنندج موقعیتی کسب کند، درصدد برآمد در شمال مناطق کردنشین نفوذ یابد. پس از پیروزی انقلاب، کمیته‌ای با شرکت نیروهای کرد و آذری در نقده تشکیل شد که هر دو گروه به‌طورمشترک آن را اداره می‌کردند، اما پس از مدتی، به‌دلیل اختلافات پیش‌آمده، انشقاق پدید آمد. بدین‌ترتیب، کمیته‌ای با سرپرستی ابراهیم محور در نقاط ترک‌نشین و کمیته دیگری به رهبری ملاصالح رحیمی در مناطق کردنشین نقده تشکیل شد.[xxxviii] اوضاع متشنج در شرایطی در نقده پدید آمد که عده‌ای از سران نظامی سلطنت‌طلب ــ مانند اویسی ــ در نزدیکی مرز ایران در خاک ترکیه، به توطئه‌چینی علیه انقلاب اسلامی مشغول بودند و به‌احتمال‌زیاد، عوامل آنها در پدیدآوردن این اختلافات نقش داشتند.[xxxix]

در این شرایط، حزب دموکرات برای قدرت‌نمایی، به مناسبت بازگشایی دفتر حزب در نقده اعلام میتینگ کرد و محل آن را هم عمدا، در محلات آذری‌نشین قرار داد.[xl] در روز سی‌ویکم فروردین‌ماه سال1358، میتینگ با شرکت بیش از پانزده‌هزار نفر برگزار شد که از نقاط دیگر کردستان نیز به نقده آمده بودند. آنها پس از راهپیمایی در محل استادیوم شهر جمع شدند و با شلیک تیر هوایی، به کشتار مردم و غارت خانه‌های آنها اقدام کردند. تلاش مسئولان کمیته‌ها برای آتش‌بس به جایی نرسید و سرانجام، در تاریخ دوم اردیبهشت‌ماه، با ورود ارتش و قرارگرفتن آن بین دو طرف، درگیریها کاهش یافت و با ورود سپاه پاسداران مرکز شهر آرام شد. سرانجام، قدرت‌نمایی و جنگ‌افروزی حزب دموکرات و عده‌ای از فئودالها و عوامل ساواک با کشته و زخمی‌شدن تعدادی از مردم بی‌گناه کرد و آذری پایان یافت.[xli]

در این هنگام، دیگر مناطق کردستان نیز وضعیت متشنجی داشتند. در مردادماه سال1358، نیروهای اصیل انقلاب به بیرون‌راندن گروهک های ضدانقلاب از منطقه کردستان معتقد بودند؛ چراکه هر روز این گروهها جنگ تازه‌ای را در گوشه‌ای از کردستان به نیروهای انقلاب تحمیل می‌کردند. سرانجام، در جنگ پاوه، رهبر انقلاب‌(ره) به دخالت مستقیم در این امر مجبور شدند و فرمان پاکسازی تمام مناطق از نیروهای ضدانقلاب را صادر کردند.[xlii] ایشان با بیان این مطلب که حساب مردم کرد از توطئه‌گران جدا است، استراتژی نیروهای نظامی را در برخورد با مساله کردستان مشخص کردند. در آن زمان، شهید دکتر چمران فرماندهی نیروهای نظامی را در شهر پاوه برعهده داشت. بدین‌ترتیب، نیروهای ارتش و سپاه طی عملیات های پی‌درپی توانستند ضمن آزادسازی شهر پاوه، به‌تدریج، دیگر نواحی کردستان را نیز آزاد کنند. در بیست‌وهشتم مردادماه، گروهکها ــ که هنوز آمادگی درگیری در تمام جبهه‌ها را نداشتند ــ با نشان‌دادن مقاومت اندکی در سقز و مهاباد، تمامی شهرهای کردنشین آذربایجان غربی را تخلیه و به نقاط دوردست کوهستانی و مرزی فرار کردند. در آغاز، رهبران حزب دموکرات به عراق رفتند و در آنجا، زیر چتر حمایت رژیم بعث قرار گرفتند.[xliii] این گروهکها که نتوانستند در مقابل حمله نیروهای سپاه و ارتش مقاومت کنند، جنگ چریکی را در منطقه آغازکردند، ازاین‌رو ــ به لحاظ نامنظمی و عدم تمرکز این‌گونه جنگها ــ پاکسازی گروهکهای مذکور عملا دشوار گردید.[xliv]

آغاز مجدد جنگ در کردستان:
در بهار سال1359، پس از به‌بن‌بست‌رسیدن کامل مذاکرات هیات نمایندگی کرد با هیات حسن‌نیت، از شمال و جنوب کردستان جنگ مجددی به جمهوری اسلامی تحمیل شد. در شمال، حزب دموکرات به نیروهای ارتش و سپاه حمله کرد و جنگ سختی در گرفت. در جنوب نیز گروهکها راه را بر ستون نظامی بزرگی که از مسیر کامیاران آمده بود و قصد ورود به پادگان سنندج را داشت، سد کردند. توجیه رهبران حزب دموکرات این بود که ستون مزبور برای اشغال شهر آمده است. هرچند طی مذاکراتی قرار شد این نیروها از راهی فرعی به پادگان دسترسی یابند، اما در بین راه، عوامل گروهکها به نیروهای ارتش حمله و عده‌ای را کشته و زخمی کردند. بااین‌حال، این نیروها خود را به پادگان رساندند.[xlv] همزمان، در بانه و مریوان نیز جنگ آغاز شد و حزبهای کومله و دموکرات دو پایگاه را در نزدیکی سردشت خلع سلاح کردند. ازآنجا‌که گروهکها فکر می‌کردند توان مقاومت در شهرها را دارند، به‌ویژه در سنندج همه مناطق را سنگربندی کردند و بدین‌ترتیب، جنگ سختی آغاز گردید که بیست‌وچهار روز طول کشید و طی آن، عده زیادی از مردم کشته و مجروح شدند.[xlvi]

به‌هرترتیب، پس از یک‌ماه، شهرهای سنندج، مریوان، بانه، سقز و سردشت آزاد شدند.[xlvii] در پاییز سال1359، مهاباد نیز پس از یک‌سال، طی نبرد سنگینی از اشغال گروههای ضدانقلابی بیرون آمد.[xlviii]

در شهریورماه سال1359، ستونی از نیروهای ارتش با هدف رفتن به مناطق مرزی برای جلوگیری از اشغال منطقه توسط ارتش عراق، از بانه به سمت سردشت حرکت کرد، اما در تمام طول مسیر، همزمان با حمله نیروهای متجاوز عراق به خاک میهن و اشغال بخشهایی از آن، افراد حزب دموکرات و دیگر گروهها به این نیروها حمله کردند.[xlix]

چند روز بعد، درحالی‌که ارتش بعثی از طریق مرزهای پیرانشهر می‌کوشید این منطقه را اشغال کند، نیروهای حزب دموکرات، در هماهنگی با آنها، به پادگانهای پیرانشهر و پاوه حمله کردند تا این مراکز را خلع سلاح کنند اما بر اثر مقاومت رزمندگان ارتش و سپاه، سرانجام شکست‌ خورده و از پیرانشهر خارج شدند.[l] درهمان‌زمان، حزب دموکرات نیروهایی را برای اشغال ارومیه اعزام کرد. این اقدام نیز پس از کشته‌شدن دویست‌نفر از نیروهای حزب، به شکست انجامید. بدین‌ترتیب، ماهیت حزب دموکرات، که ادعای رهبری مردم کردستان را داشت، بیش‌ازپیش آشکار شد.[li]

در اواخر سال1359، تلاش وسیعی بین سازمان مجاهدین خلق (منافقین) و حزب دموکرات برای ایجاد جبهه واحدی علیه جمهوری اسلامی آغاز شد و در اوایل سال1360، سازمان مجاهدین به‌صراحت از حزب دموکرات پشتیبانی کرد.

فاجعه زندان دلتو :
بمباران زندان دلتو، یکی از فاجعه‌هایی بود که رژیم بغداد با همکاری حزب دموکرات انجام داد. در اردیبهشت‌ماه سال1360، جلیل گادانی، فتاح کاویانی و ایرج سلطانی (یک خلبان فراری)، به نمایندگی از طرف حزب دموکرات با سرهنگ عیار عبدالرضا و رشید صالح (از افسران حزب بعث مستقر در اداره استخبارات کرکوک) ملاقات کردند. در این ملاقات، بر سر بمباران زندان دلتو توافق شد که عده‌ای از نیروهای سپاه، کمیته، ارتش و جهادسازندگی در آن محبوس بودند. براساس این توافق، هفدهم اردیبهشت‌ماه سال1360، زندانیان برخلاف هر روز که به بیگاری برده می‌شدند، در حیاط زندان نگه داشته شدند و نگهبانان زندان نیز از پنجاه نفر به دوازده نفر کاهش یافتند، حتی افراد مختلف حزب دموکرات از این زندان به محلهای دیگری منتقل شدند و بدین‌ترتیب، همه‌چیز آماده بود. صبح آن روز، هواپیماهای عراق، با هدایت حزب، ساختمان زندان را به‌شدت بمباران کردند. طبق گفته بازماندگان فاجعه، نیروهای حزب نجات‌یافتگان را از ارتفاعات هدف قرار می‌دادند و در مجموع، صدوسی نفر را شهید و مجروح کردند.[lii]

حزب دموکرات در مقابل واکنشهای مختلف در مورد این جنایت، همکاری خود را با رژیم بعثی عراق انکار کرد و عبدالرحمن قاسملو به‌رغم همکاری گسترده حزب با رژیم عراق، جنگ ایران با عراق را بهانه‌ای برای سرکوب کردها دانست و مدعی شد که در آغاز جنگ با عراق، حزب دموکرات کردستان آمادگی چریکهای کرد را برای همکاری با ارتش ایران اعلام کرده است.[liii]

اتحاد حزب دموکرات با شورای ملی مقاومت (منافقین) :
شورای ملی مقاومت با تلاش ابوالحسن بنی‌صدر و مسعود رجوی در تاریخ سی‌ام تیرماه سال1360 بنیان گذاشته شد و از همان آغاز، احزاب، گروهها و شخصیتهای مختلف ضدانقلاب به این شورا پیوستند.[liv] اعضای شورای ملی مقاومت را سازمان مجاهدین خلق (منافقین)، حزب دموکرات کردستان، جبهه دموکراتیک ملی ایران، شورای متحد چپ، سازمان استادان متعهد دانشگاههای ایران، کانون توحیدی اصناف، سازمان اتحاد برای آزادی کار و سازمان اقامه تشکیل می‌دادند. البته بعدها، حزب کار ایران، جنبش زحمت‌کشان گیلان و مازندران، اتحادیه کمونیستهای ایران (سربداران) و سازمان چریکهای فدایی خلق نیز بدان پیوستند. شخصیتهایی مانند کاظم باقرزاده، منوچهر هزارخانی، ناصر پاکدامن، اصغر ادیبی، حمید زیرکباش و یکی از کادرهای مطبوعاتی و اداری ایران که نام او تاکنون اعلام نشده است، نیز به‌طورفردی عضو این شورا بودند.[lv]

طبق اساس‌نامه مصوبه شورای ملی مقاومت، مسئولیت تشکیل دولت موقت و تعیین وزیران بر عهده مسعود رجوی گذاشته شد و مقرر گردید دولت موقت حداکثر شش‌ماه پس از سرنگونی نظام جمهوری اسلامی تداوم داشته باشد و عمر آن با تشکیل مجلس موسسان پایان یابد.[lvi]

پیوستن حزب دموکرات کردستان به شورای ملی مقاومت برای شورا، بسیار حیاتی و مهم بود؛ چراکه ازیک‌سو این حزب برخلاف دیگر گروهها و احزاب عضو، به استثنای سازمان مجاهدین، جنبه فردی و تک‌نفره نداشت بلکه یک تشکل به حساب می‌آمد و ازسوی‌دیگر، حزب دموکرات منطقه کردستان ــ منطقه‌ای که از همان آغاز انقلاب اسلامی بحرانی محسوب می‌شد ــ با عضویت در «کانون بحران» این شورا، به شورا این امکان را می‌داد که بخشی از عملیاتهای خود را از این منطقه سازماندهی کند. حزب دموکرات نیز در قبال این پیوستن، امتیازهایی را خواستار بود؛ ازاین‌رو، به‌عنوان مبارزات حق‌طلبانه مردم کردستان در اسناد شورا بسنده نکرد و خودمختاری کردستان را خواستار شد. سازمان مجاهدین مخالفت برخی از اعضای شورا با این تصمیم را اعلام کرد و موافقت آنها را به تهیه طرحی در این مورد منوط دانست. براین‌اساس، در خردادماه سال1362، سه‌نفر از اعضای شورا به نامهای مهدی‌ خانباباتهراتی، بهمن نیرومند و نوری دهکردی برای تهیه طرح مورد نظر به کردستان سفر کردند و به مدت بیست‌روز، با دفتر سیاسی و کمیته مرکزی حزب دموکرات مشغول گفت‌وگو بودند. درنتیجه، کمیسیونی با شرکت اعضای دفتر سیاسی و کمیته مرکزی حزب و نمایندگان شورا، طرح خودمختاری را تهیه کرد. محدوده استان کردستان نخستین موضوع مورد اختلاف بنی‌صدر و حزب دموکرات بود. حزب دموکرات بخشهای کردنشین آذربایجان غربی را جزء کردستان می‌دانست، درحالی‌که بنی‌صدر با ایجاد تقسیمات کشوری جدید مخالف بود. در پی بروز این اختلاف، قرار شد موضوع مزبور پس از سرنگونی نظام جمهوری اسلامی در بین مردم منطقه به رفراندوم گذاشته شود. تعیین نیروهای انتظامی، دومین موضوع مورد اختلاف بود. مسئولیت پیگیری این موضوع برعهده مجلس ایالتی گذاشته شده بود. درواقع، حزب دموکرات نیروهای پیشمرگ را نیروهای انتظامی منطقه در آینده می‌دانست و مخالفان، آن را ایجاد ارتش در ارتش تلقی می‌کردند. سرانجام، قرار شد ساماندهی نیروهای انتظامی کردستان با تصمیم دولت مرکزی و نظر مجلس ایالتی کردستان انجام شود. با رفع این اختلافات، شورای ملی مقاومت طرح خودمختاری کردستان را تصویب کرد تا حزب دموکرات کردستان به دلیل همکاری با شورا، در مقابل رقیب کمونیست خود (حزب کومله) تحت فشار نباشد.[lvii]

به‌دنبال آن، سازمان مجاهدین بخشی از نیروهای خود را به کردستان فرستاد و در کنار نیروهای حزب دموکرات مقرهایی را دایر کرد، اما دیری نپایید که از شورای ملی مقاومت نامی بیش نماند. علی‌اصغر حاج‌سیدجوادی در مورد این موضوع چنین می‌گوید: «مروری بر وضعیت شورای ملی مقاومت و تحولات درونی آن از روزهای آغازین تشکیل آن تا امروز، خود بهترین دلیل و سند شکست آن است. خودخواهی ها و جاه‌طلبی های مسعود رجوی و دیگر اعضای شورا، باعث شد تا در سال1363، تعدادی از آنها از آن جدا شوند.»[lviii] خیانت های شورا تا آنجا بود که کریم حقی، یکی از اعضای آن، چنین می‌گوید: «شورای ملی مقاومت، از زمانی نامشروع شد که به عراق کوچید و پیمان و اتحاد استراتژیک و پایداری با دیکتاتور عراق بست؛ رژیمی که جنگ تجاوزکارانه‌ای را علیه ایران آغاز کرد، شهرهای ما را هدف موشک‌ قرار داد، میلیاردها دلار خسارت و خرابی به‌بارآورد و هزاران‌هزار تن از جوانانمان را شهید، مجروح و معلول کرد. به‌عبارت‌دیگر، مشروعیت شورای ملی مقاومت زمانی از بین رفت که نیروهای آن دوشادوش نیروهای عراقی علیه قوای ایرانی جنگیدند و بساط زندان و شکنجه در عراق به راه افتاد… .»[lix] بدین‌ترتیب، خیانت های اعضای شورای ملی مقاومت حتی در اظهارات اعضای آن مشاهده می‌شود. به‌هرحال، سرانجام این‌گونه دسیسه‌های عناصر ضدانقلاب نیز نتیجه‌ای نداد. در سال1361، نیروهای جمهوری اسلامی در کردستان به پیروزی های چشمگیر دست یافتند. در این سال، جاده استراتژیک پیرانشهر به سردشت آزاد شد و بخشهای مهمی از محور مهاباد به سردشت و روستاهای اطراف پاکسازی گردید.

احزاب دموکرات و کومله، در پی رانده‌شدن به کردستان عراق، در آن کشور نیز در مواردی، هدف حمله گروهک های کرد عراقی قرار گرفتند که درواقع این حملات از سوی جمهوری اسلامی حمایت می‌شد.[lx] بتدریج نفوذ و فعالیت حزب دموکرات در کردستان ایران کاهش یافت و به تلاش های سیاسی برای جلب‌نظر جمهوری اسلامی ایران بیش‌ازپیش‌ توجه شد.[lxi]

نتیجه‌گیری:
روند شکل‌گیری و فعالیت حزب دموکرات کردستان، نشان‌دهنده بهره‌گیری این حزب از سه عامل مهم زیر است:
1ــ نزدیکی به دولتهای بیگانه برای تامین سلاح و پشتیبانی سیاسی
2ــ بهره‌گیری از ویژگی ها و مطالبات قومی مردم کردستان
3ــ استفاده از ضعف دولت مرکزی در ایران.

در هر برهه از تاریخ، که سه عامل مزبور از نظر اهداف، سیاست و روند تحولات با هم و در سمت‌وسوی واحدی قرار گرفته‌اند، بحران کردستان و فعالیتهای حزب دموکرات افزایش یافته و هدفهای آن در سیری صعودی قرار گرفته و بزرگ‌تر شده‌اند. هرچند این حزب از احساسات قومی مردم کردستان بهره‌ می‌گیرد، اما تلاشهای آن بدون وجود بحران، در مرزها و کشورهای همسایه و حمایت دولتهای بیگانه به جایی نمی‌رسد. ازسوی‌دیگر در صورت آشکارشدن نزدیکی این حزب به دولتهای بیگانه، حزب مذکور با بحران مشروعیت و پایگاه اجتماعی روبرو می‌شود و از درون، جایگاه خود را از دست می‌دهد.

در سالهای نخست پس از پیروزی انقلاب اسلامی، دولت بعثی عراق و حزب دموکرات و دیگر گروهکها هدف سیاسی مشترکی مبنی بر سرنگونی نظام نوپای جمهوری اسلامی داشتند؛ موضوعی که به همکاری گسترده و فراگیر رژیم صدام ازیک‌سو و حزب دموکرات و گروهکهای دیگر ازسوی‌دیگر انجامید. درنتیجه، رژیم عراق امکانات فراوانی را در اختیار این گروهکها گذاشت. در وهله نخست، دولت عراق به احزاب دموکرات و کومله اجازه داد مراکز سیاسی و نظامی و نیز پایگاههای آموزشی‌شان را در کردستان عراق و در نزدیکی مرزهای ایران مستقر کنند. همچنین، دولت عراق پذیرفته بود سلاح، تجهیزات نظامی و کمکهای مالی در اختیار آنها قرار دهد. افزون‌براین، حزب بعث امکانات تبلیغاتی در شمال این کشور را در اختیار حزب دموکرات و گروهکهای دیگر قرار داد که ازآن‌جمله می‌توان به فراهم‌کردن فرستنده‌های رادیویی برای انجام تبلیغات علیه انقلاب اسلامی و تشویق کردهای ایران به شورش علیه دولت مرکزی اشاره کرد. کادر مرکزی و دیگر عناصر حزب دموکرات، از امکانات فرودگاهی عراق برای سفر به دیگر نقاط جهان نیز استفاده می‌کردند.

پی‌نوشت‌ها:
——————————————————————————–
[i]ــ حمیدرضا جلایی‌پور، قاضی محمد، تهران، انتشارات امیرکبیر، 1359، ص53
[ii]ــ همان، ص65
[iii]ــ حمیدرضا جلایی‌پور، کردستان و علل تداوم بحران آن پس از انقلاب اسلامی، تهران، دفتر مطالعات وزارت امورخارجه، 1372، ص53
[iv]ــ عبدالرحمن قاسملو، چهل‌سال مبارزه در راه آزادی، بی‌جا، انتشارات حزب دموکرات کردستان، بی‌تا، ص4
[v]ــ ایگلتون، جمهوری 1946، ترجمه: صمدی، بی‌جا، بی‌نا، بی‌تا، ص113
[vi]ــ کردستان، امپریالیزم و گروههای وابسته، بی‌جا، دفتر سیاسی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، 1359، ص23
[vii]ــ حمیدرضا جلایی‌پور، کردستان و علل تداوم بحران آن پس از انقلاب اسلامی، همان، ص56
[viii]ــ همان، ص57
[ix]ــ چپ در ایران به روایت اسناد ساواک، حزب دموکرات کردستان، ج 1، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1378، ص7
[x]ــ کریس کوچرا، جنبش ملی کرد، ترجمه: ابراهیم یونسی، تهران، انتشارات نگاه، 1377، ص238
عبدالله اسحاقی یکی از بنیان‌گذاران کمیته مهاباد و از اعضای جوان حزب دموکرات بود.
[xi]ــ چپ در ایران…، همان، ص8
[xii]ــ کریس کوچرا، همان، ص238
[xiii]ــ آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، کد 691، تحلیل وقایع کردستان.
[xiv]ــ کریس کوچرا، همان، ص238
[xv]ــ کردستان، امپریالیزم و…، همان، ص26
[xvi]ــ حمیدرضا جلایی‌پور، کردستان و علل تداوم بحران آن پس از انقلاب اسلامی، همان، ص59
[xvii]ــ همان، ص61
[xviii]ــ آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، کد691، تحلیل وقایع کردستان.
[xix]ــ حمیدرضا جلایی‌پور، کردستان و علل تداوم بحران آن پس از انقلاب اسلامی، همان، ص58
[xx]ــ آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، همان.
[xxi]ــ آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، کد 487، مسائلی درباره کردستان و گروهکها.
[xxii]ــ روزنامه کیهان، 30/10/1357
[xxiii]ــ آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، کد 5516، حزب دموکرات کردستان.
شیخ عزالدین حسینی امام‌جمعه غیررسمی مهاباد قبل از انقلاب و عنصر مرتبط با کومله بود.
[xxiv]ــ آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، کد 5521، حزب دموکرات کردستان.
[xxv]ــ همان، کد2416، بررسی مساله کردستان.
[xxvi]ــ حمیدرضا جلایی‌پور، کردستان و علل تداوم بحران آن پس از انقلاب اسلامی، همان، ص62
[xxvii]ــ آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، کد 691، تحلیل وقایع کردستان.
[xxviii]ــ حمیدرضا جلایی‌پور، کردستان و علل تداوم بحران آن پس از انقلاب اسلامی، همان، صص67ــ66
[xxix]ــ همان، ص69
[xxx]ــ آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، همان.
[xxxi]ــ همان، کد 637، تحلیل وقایع کردستان.
[xxxii]ــ همان.
[xxxiii]ــ همان.
[xxxiv]ــ آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، کد 691، تحلیل وقایع کردستان.
[xxxv]ــ همان.
[xxxvi]ــ همان.
[xxxvii]ــ همان.
[xxxviii]ــ آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، کد 487، مسائلی درباره کردستان و گروهکها.
[xxxix]ــ همان.
[xl]ــ آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، کد 9486، حزب دموکرات کردستان.
[xli]ــ همان.
[xlii]ــ آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، کد 948، اوضاع کردستان (مصاحبه‌ها و گزارشهای رسانه‌های داخلی و خارجی).
[xliii]ــ همان.
[xliv]ــ همان.
[xlv]ــ آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، کد 948، اوضاع کردستان (مصاحبه‌ها و گزارشهای رسانه‌های داخلی و خارجی).
[xlvi]ــ همان.
[xlvii]ــ آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، کد 691، تحلیل وقایع کردستان.
[xlviii]ــ همان.
[xlix]ــ همان.
[l]ــ آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، کد 2877، اخبار وقایع کردستان.
[li]ــ همان.
[lii]ــ منافقین و جنگ تحمیلی، مروری بر عملکرد منافقین 2، بی‌جا، انتشارات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، 1364، صص147ــ145
[liii]ــ همان، ص142
[liv]ــ نشریه چشم‌انداز، شماره 21، ص55
[lv]ــ حمید شوکت، نگاهی از درون به جنبش چپ ایران، پاریس، بی‌نا، 1368، ص525
[lvi]ــ همان، ص532
[lvii]ــ همان، صص554، 558
[lviii]ــ نشریه چشم‌انداز، شماره 22، ص48
[lix]ــ همان، صص58ــ57
[lx]ــ آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، کد 691، تحلیل وقایع کردستان.
[lxi]ــ همان.

////+ نوشته شده توسط محمد امین رسولزاده در 89/03/29و ساعت 12:42نظر بدهید

////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////+ نوشته شده توسط محمد امین رسولزاده در :

1 – گوینده این سخن بنی صدر را دیده است . وقتی هیأت صلح به سنندج رفت و در مدرسه ای استقرار جست، شخصیتهای سنندج که نزد هیأت ﺁمده بودند، گروههای مسلح، از جمله کومله را به هیأت معرفی کردند . عزالدین حسینی را روحانی مهاباد که از ساواک حقوق می گرفت و اینک ﺁلت فعل کومله شده است، معرفی کردند . پرونده قطور حقوق بگیری عزالدین حسینی از ساواک، نزد هیأت بود . مشغول مطالعه ﺁن بودیم که سر و صدا شد . پرسیدیم چه خبر؟ گفتند تفنکچی های کومله محل را محاصره کرده اند . و این شخص وارد شد و نزد هیأت ﺁمد . مرحوم طالقانی با همه شکیبائی ، از کوره بدر رفت و سخت به او پرخاش کرد : ﺁ شیخ تا انقلاب مزدور ساواک بودی حالا مزدور تفنکچی ها شده ای ؟ ما را با تفنکچی محاصره می کنی ؟ و… و او پوزش می خواست
2 – در جلسه ای با نمایندگان حزب دموکرات و کومله و مرحوم مفتی زاده ، توافقی به امضاء رسید که بنا بر ﺁن ، نخست در سنندج انتخابات انجام بگیرد و هیأت منتخب شهر را اداره کند و بعد این تجربه در شهرهای دیگر انجام پذیرد . پس از امضای توافق، بنی صدر به ستاد لشگر کردستان رفت و زندانیان کرد را – که بمناسبت هجوم مسلحانه به ژاندارمری و ستاد لشگر دستگیر شده بودند – ﺁزاد کرد .
از کودتای خرداد 60 بدین سو، مبارزه با تروریسم رژیم ملاتاریا ( فاش کردن قتل قاسملو و فاضل رسول و قادری و کشتار در میکونوس ) و پرده برداشتن از حمله شیمیائی به حلبچه و کمک مستمر به پناهندگان کرد، از جمله فعالیتهای مستمر او است .
3 – بنی صدر در تمام عمر کلمه ای بر ضد کرد نگفته است : مقرری قطع شده کردهای عراق را او برقرار کرده است . نقشه حل مسئله کرد توسط کشتار ( که یک محقق عراقی تبار در مجله مغرب مشرق فاش کرد ) را بنی صدر نقش برﺁب کرد . کردستان را از چنگ زورپرستان مسلحی که از رژیم صدام پول و اسلحه می گرفتند، بنی صدر ﺁزاد کرد .
4 – در سنندج نه تنها بر ضد بنی صدر تظاهراتی نشد بلکه مردم سنندج او را بالای دست به مسجد بردند تا برایشان سخنرانی کند . توضیح این که روز پیش از ﺁن، در اجتماعی که طالقانی و بنی صدر و بهشتی صحبت کردند ، افراد کومله ، نزدیک به ایوان محل ایستادن و سخنرانی کردن سخنرانان، موضع گرفته بودند و شعار می دادند . بنی صدر از جمعیت خواست سکوت کنند تا معلوم شود این گروه یک اقلیت کوچک بیش نیستند و چنین شد و معلوم شد که یک اقلیت ناچیز، به زور می خواهد مردم کرد را تحت سلطه خویش ﺁورد . بنی صدر از مردم خواست همان روش مردم ایران در انقلاب را بکار برند یعنی همه به صحنه بیایند و بگویند چه می خواهند . این شد که شهر به جنبش ﺁمد و در اجتماع بزرگ مردم در جنبش بود که بنی صدر برای ﺁنها سخن گفت.
نخستین انتخابات بعد از انقلاب در سنندج انجام شد . در این انتخابات کومله شکست خورد و یکبار دیگر ثابت شد اقلیت ناچیزی بیش نیست.
5 – این « روحانی » ﺁیا نمی داند وقتی قول بنی صدر را نیمه – که نصف حقیقت بزرگ ترین دروغ است – می ﺁورد، اعتراف می کند که گروهی جنگ را به راه انداخته بوده اند ؟ این « روحانی » بکدام مجوز شرعی ، مفتی کومله شده و جنگ را واجب کرده بود ؟
باری، چون رژیم صدام تدارک حمله به ایران را می دید، کومله مأمور جنگ افروزی در کردستان شد . حزب دموکرات کردستان نوشت : در سنندج، جنگ افروزی را کومله کرد .
هدف این بود که با مشغول کردن قوای ایران در کردستان و ﺁذربائیجان غربی، ارتش عراق در همان روزهای اول نیمه غربی ایران را تصرف کند . صدام به عرفات گفته بود : ظرف 4 روز و گرنه یک هفته ، کار ایران تمام است . او 1000 خبرنگار به بغداد دعوت کرده بود تا در چهارمین روز، پیروزی برق ﺁسای خود را جشن بگیرد .
مدعیان خودمختاری ، به خانه های منتخبان مردم سنندج نارنجک انداختند و ﺁنها را مجبور به استعفاء کردند . و درست در روزهائی که هیأت نمایندگی حزب دموکرات برای گفتگو نزد بنی صدر رفته و طرح خودمختاری را بنی صدر برای تصویب شورای انقلاب ﺁماده می کرد، افراد کومله – که این « روحانی » در خدمتشان بود – به ستون نظامی و ستاد لشگر کردستان حمله مسلحانه کردند . هم منتخبان مردم سنندج و هم شخصیتهای کرد به تهران ﺁمدند که چرا دولت مردم کردستان را بی دفاع گذاشته است . بنی صدر به ﺁنها گفت : مردم کردستان باید با همان روشی که در انقلاب بکار بردند، شر این گروه را دفع کنند . و چون با پرتاب نارنجک به خانه و تهدید های گوناگون شورای شهر را از میان بردند و خطر حمله عراق جدی شد، بنی صدر همان سخن را گفت که امیر کبیر به قوای مأمور خراسان برای دفع شر ﺁصف الدوله گفت : تا دفع شر این گروه مسلح را نکرده اید و مردم کردستان را نیاسوده اید، پوتین های خود را از پا در نیاورید . بعدها، در کومله انشعاب شد و یکی از دو شعبه، وابستگی به صدام و پول و اسلحه گرفتن از صدام را لو داد . افرادی از فدائیان خلق نیز ، ترورها و عملیات مسلحانه ای را لو دادند که رژیم صدام در ازای دادن پول و اسلحه از گروههائی می خواست که مسلح می کرد.
//////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////
مصاحبه مرکز اسناد حقوق بشر ایران با ابوالحسن بنی صدر- در باره مسائل کردستان در سالهای ۵۷ و ۵۸تاریخ مصاحبه: ۱۲ اسفند ۱۳۸۹مصاحبه کننده:مرکز اسناد حقوق بشر ایرانپرسش و پاسخ مرکز اسناد حقوق بشر ایران با رییس جمهور سابق ایران ابوالحسن بنی صدرمرکز اسناد حقوق بشر ایران- در مصاحبه ای افشاگرانه با مرکز اسناد حقوق بشر ایران، رییس جمهور سابق جمهوری اسلامی ایران، ابوالحسن بنی صدر منظره ای ترسیم می کند از روند تقابل دولت جمهوری اسلامی و اقلیت کرد در سالهای ۵۷ و ۵۸بنی صدر این مسئله که دلیل او برای مشاوره دادن یا ندادن به آیت الله خمینی در سالهای آغازین انقلاب ۵۷ چه بوده است را می شکافد و در باره ی نقش خود به عنوان رییس جمهور و فرمانده کل قوا در عملیات نظامی سال ۵۸ در مناطق کردنشین گفتگو می کند. او همچنین آیت الله خلخالی، رییس دادگاه های جدید التاسیس انقلاب اسلامی در سال ۵۷ را مسئول جنایات و نقض حقوق بشر در مناطق کرد نشین ایران می داند. این مصاحبه به عنوان ضمیمه ای بر “خاطرات تسخیر کننده:اعدام کردها توسط جمهوری اسلامی در سال ۱۳۵۸” گزارش مشروح مرکز اسناد حقوق بشر ایران در باره ی دادگاه های کوتاه و غیر قانونی و اعدام هایی که در سنندج، مریوان، سقز و شهر های دیگر شمال غربی ایران که اکثریت کرد دارند در ماه های مرداد و شهریور ۱۳۵۸ اتفاق افتاد ارائه می شود.سئوال: آقای بنی صدر برای موافقت با مصاحبه امروز با ما ممنونیم.بنی صدر: خواهش می کنم.

سئوال: شما مشاور خمینی بودید هنگامی که فتوای ۲۸ مرداد درباره کردها را داد؟ [۱]

بنی صدر: نه، من در راه بودم [به نقطه ای دیگر] و شنیدم که او همچنین دستوری داده و به راننده گفتم که راه را کج کند و به قم برود. رفتم و گفتم که این چه فرمانی بود که امضا کردید؟ شما را مردم اعلیحضرت همایونی نمی دانند. یک مقام معنوی می دانند. این مانند آن است که شما از آسمان سقوط کنی و پایین بیایی و بشوی فرمانده کل قوا. گفت اگر اینچنین فرمان نمی دادم ارتشی ها [به فرمان] عمل نمی کردند. من گفتم که حالا به فرض هم نمی کردند. هرچه عوارض آن بود زیانبخش تر از این کاری که شما کردی نبود. بنابراین من به آن فرمان اعتراض هم کردم. مسئله اینجاست که هنگامی که خمینی چنین فرمانی داده معنای آن این است که در آنجا [کردستان] یک جنگی بوده و کسی نمی تواند نسبت به کسانی که این جنگ را راه انداختند چشمش را ببندد و بگوید که حقشان بوده این جنگ را راه بیندازند ولی آنچه اینطرف انجام داده ]فرمان به ارتش] حق او نبوده (گرچه هر دوی این اعمال خطا و به ناحق بودند). بسیاری چیزها است که بدون جنگ می توان به آن رسید و لازم نبود جنگ راه بیندازند.

س: ما خواندیم که شما مشاور امام خمینی بودید. پس در آن زمان نبودید ولی قبل از آن بودید؟

ب.ص.: من مشاور نبودم. می گفتند، روزنامه نویسها مثلا می خواستند بگویند که اگر با کسی صحبت کردند او آگاه بوده و مشاور امام است و این عناوین را می دادند ولی من مشاور نبودم و هرگز هم این اصرار را نداشتم که مشاور ایشان باشم. در مورد مسائلی یا مطلع می شدم یا نظر پیدا می کردم و به او می گفتم [که نظرم چیست] ولی اینکه مرتب آنجا [نزد او] باشم و ببینم مسئله ای پیش می آید تا ایشان بپرسد نظر من چیست، آنگونه نبود.

س: پس چه کسی مشاور او بود؟

ب.ص.: ایشان اهل مشاوره نبود تا مشاوری پیدا کند. بستگی به موقعیت داشت دیگر. کسانی می رفتند و نظراتی به او تحمیل می کردند. غالبا هم ابتکار نمی کرد. در عمرشان ایشان ابتکار نکرده بود. همیشه عکس العمل می کرد و کسانی می رفتند و ایشان را به عکس العملی برمی انگیختند. در آن زمان هم اشخاصی بودند که فکر می کردند قوای مسلح باید در دست روحانیون باشد تا بتوانند دولت را تصرف کنند و [این افراد] او را با گفتن این که این فرماندهی کل قوا چیز مهمی است و باید مال شما باشد او را برانگیختند تا این فرمان را صادر کند.

س: اطلاعات امام درباره کردستان از کجا می آمد؟

ب.ص.: یک گروهی که بعداً شدند اطلاعات سپاه پاسداران (این قبل از آن است که سپاه به وجود بیاید یا واواک تشکیل بشود) اطلاع دهندگان اصلی آنها بودند. ولی غیر از آنها مردمی که از خود کردستان بودند و مخالف بودند با حزب کومه‌له[۲] و دموکرات[۳] و اینکه آنها بر کردستان مسلط بشوند. مأمورین حکومت هم اینکار را می کردند مثلا این آقای غرضی آنجا معاون استاندار بود. او آمد در تهران و در شورای انقلاب صحبت کرد و گفت که کردستان را از دست رفته بپندارید. فکر کنید که این صحبت را به امام هم بگوید، کسی که آماده عکس العمل نشان دادن است! هنگامی که در شورای انقلاب گفت، من گفتم آقا این حرفهای بی ربط چیست که می گویی؟ یعنی چه کردستان از دست رفته است. کردها بانیان ایران بودند. چه طوری کردستان می تواند از دست رفته باشد؟ نروید این حرفها را به آقای خمینی بگویید که ایشون برانگیخته بشوند و اتفاقی بیفتد که بعد جبران نشود. اینجور آدمها هم بودند و به ایشون گزارشهایی می دادند. دست کم این سه منبع را می دانم که داشتند. نماینده ای هم داشت که روحانی بود به نام آقای امینی، اگر درست به یاد داشته باشم، که با کردها گفتگو می کرد و می آمد و گزارشهایی [به خمینی] می داد که تا جایی که من می دانم گزارشهایی که ایشان می دادند ایشان [خمینی] را به جنگ و ستیز بر نمی انگیخت و بیشتر برای حل مشکل و برطرف کردن دعوا بود.

۱. گفتنیست ابوالحسن بنی صدر در زمان صدور فتوا رئیس جمهور نبود. وی در تاریخ ۵ بهمن ۱۳۵۸ به ریاست جمهوری برگزیده شد. به خاطر داشته باشید که این فتوا در تاریخ ۲۷ مرداد ۱۳۵۸ صادر شد و نه در ۲۸ مرداد. با این وجود مفاد این فتوا در تاریخ ۲۸ مرداد در روزنامه های ایران منتشر شد. در این فتوا خمینی دستور داده بود تا نیرو های مسلح ایران ظرف ۲۴ ساعت به سوی شهر مرزی پاوه پیشروی کنند و نا آرامی های آن منطقه را پایان دهند، خمینی تعهد کرده بود در غیر این صورت با آنان “به شیوه ای انقلابی برخورد کند”. رجوع کنید به «فرمان امام به عنوان رئیس کل قوا درباره حوادث پاوه»، کیهان، ۲۷ مرداد ۱۳۵۸، قابل دسترسی در http://www.iranhrdc.org/english/human-rights-documents/۳۵۰۷-۱۹۷۹-newspapers.html

۲. کومه له یا سازمان انقلابی زحمتکشان ایران، سازمان چپ گرایی است که بوسیله ی فعالان کرد بنیان گذاری شد. این سازمان وجود خود را پس از انقلاب ۱۳۵۷ ایران به شکل رسمی اعلام کرد.

۳. حزب دموکرات کردستان که در۲۵ مرداد ۱۳۲۴ در مهاباد پایه گذاری شد، بعد ها به گروهی زیر زمینی تبدیل شد. در دهه ی ۱۳۳۰ خود را بازیابی کرد و نام خود را به “حزب دموکرات کردستان ایران” تغییر داد. حزب دموکرات کردستان ایران که بجز دوره ای که در سال ۱۳۲۵ جمهوری مهاباد تاسیس شد، گروهی چپ میانه به حساب می آمد، به دنبال خودمختاری کردستان در قالب ایرانی دموکراتیک بود.

س: در اسفند ۱۳۵۸ هیئت حزب دموکرات کردستان طرح ۶ اصل خودمختاری را به شما داد و شورای انقلاب آن را رد کرد.[۴] دلیل شورای انقلاب چه بود؟

ب.ص.: اطلاعات شما غلط است. آن ۶ ماده را پیشنهاد کردند و هیئتی پیش من فرستادند و گفتند هر تغییری شما در این بدهید ما می پذیریم. آقای [داریوش] فروهر را هم به عنوان رابط گفتگو پذیرفتند تا با هم روی یک متن توافق کنیم. آن متن را آقای فروهر به من داد و شورای انقلاب تصویب کرد و من در دو نوبت اعلام کردم که این تصویب شده. منتها آنهایی که [تصویب را] نمی خواستند وخودمختاری بهانه آنها بود و در اصل چیز دیگری می خواستند جنگ خود را راه انداختند. من در دو نوبت اعلام کردم یکبار در تهران و یکبار در اهواز. روزنامه ها هستند و مطالب حزب دموکرات هم هستند که اینها را اعلام می کند. من در سرمقاله انقلاب اسلامی نیز [این را ] نوشتم.

س: هنگامی که رئیس جمهور شدید فرمانده کل قوا بودید. نقش رئیس جمهور به عنوان فرمانده کل قوا در امنیت کشور چیست؟

ب.ص.: نظارت بر امنیت خارجی کشور است که وظیفه ارتش است و طبیعتا زیر نظارت فرمانده کل قوا است. همچنین امنیت داخلی است که بر عهده ارتش نیست و بر عهده وزارت کشور است و در آن زمان شهربانی و کمیته ها و ژاندارمری بود و از لحاظ سیاسی سپاه پاسداران بود. سپاه تحت فرماندهی رئیس جمهور بود که البته پیروی نمی کرد و از آقای خمینی پیروی می کرد ولی شهربانی و ژاندارمری در اختیار وزارت کشور بود و تصدی اش با آنها بود.

س: نقش شما در این زمینه چه بود؟

ب.ص.: اگر جنگ پیش می آمد من باید قوای ایران را برای دفاع از ایران آماده می کردم. این جنگی که در کردستان پیش آمد… به عنوان فرمانده کل قوا… به لحاظ اینکه این ربط پیدا می کرد به احتمال حمله عراق به ایران… نقش رئیس جمهوری این بود که در اولین فرصت به جنگ خاتمه بدهد. بعد از آنکه مانع این شدیم که کسانی که این جنگ را راه انداخته بودن به اهدافشان برسند ما آتش بس اعلام کردیم و قبل از اینکه عراق به ایران حمله کند ما در کردستان جنگ را به پایان رساندیم. اگر این کار هم نمی شد و جنگ به سرعت تمام نمی شد ایران در خطر قطعی قرار می گرفت چون بخشی از قوا در کردستان گرفتار بودند و نیروی کافی برای عقب نشاندن قوای متجاوز نداشتیم.

س: پس دستورهای شما در آن زمان که به نیروهای مسلح و اینها دستور می دادید به دلیل خطر حمله خارجی بود؟

ب.ص.: سی سال است یک دروغی ساختند این کردها که می گویند بنی صدر گفته چکمه هایتان را در نیاورید… و آنقدر این را گفته اند من خودم هم شک کردم که شاید گفته ام. (بنی صدر روزنامه ای که بوسیله ی مصاحبه کننده به او داده می شود را می خواند) همانطوری که در روزنامه آمده مسئله اصلاً به کردستان ربط نداشت. یک عده ای یک سری( افرادی نظامی و غیر نظامی) را گروگان گرفته بودند و من به نیروهای مسلح گفته بودم که شما چکمه هایتان را در نمی آورید تا این گروگانها آزاد نشده اند. اصلاً به کردستان ربط نداشت. اتفاقاً یکبار در آلمان [در بحثی] کردها از من پرسیدند که چرا این حرفها را زدید و من برایشان متن را خواندم و گفتم که چرا سی سال است که دروغ پراکنی می کنید. البته جوابی نداشتند. بعد از اینکه شورای انقلاب خودمختاری را تصویب کرد هیچ بهانه ای اینها نداشتند و به همین دلیل این دروغ را ساختند چون دستشان رو شد. چون شورای انقلاب تصویب کرد و دیگر جنگ معنا نداشت و باید عمل می کردیم. آنها خودمختاری می خواستند و ما هم موافقت کردیم. دیگر جنگ بی معنا بود.

۴. پس از انقلاب ایران در سال ۱۳۵۷ طرح های زیادی برای افزایش خودمختاری سیاسی کردستان در چهارچوب کشور ایران از سوی نمایندگان کرد به نمایندگان خمینی پیش نهاد شد.

س: برنامه اقتصادی و فرهنگی شما برای کردستان چه بود؟

ب.ص.: جامعه ایرانی چندین قوم است و هر قوم هم هویت خود را دارد و باید این هویت های قومی را به رسمیت شمرد. امور فرهنگی به دست آن جامعه کرد باید اداره شود. من بر این بودم و هستم که براساس سه حق مسئله اقوام ایرانی باید حل و فصل قطعی پیدا کند. یکی حق اختلاف که از حقوق انسان است یعنی حق داشتن هویت متفاوت داشته باشند. یکی حق اشتراک که جزو ایران هستند و در ایران مانند بقیه شریک هستند. من تا آنجا پیش رفتم که بگویم خوب در دموکراسی یک نفر یک رأی است و دموکراسی بر مبنای قومیت نیست. در جامعه ای که چند قوم مشخص آنجا زندگی می کنند اگر “یک نفر یک رأی” سر جای خود بماند، و مبنا فقط آن باشد خوب فارسها و ترکها عده شان زیاد است و در این صورت همه کسانی که در اقلیت هستند همواره در اقلیت باقی خواهند ماند. پس باید یک جبرانی کرد تا آنها هم در اداره امور کشور به عنوان حق اشتراک نقش پیدا کنند. مورد سوم حق صلح است که جامعه ای با این حقوق و تفاوت ها باید بتوانند با هم در صلح زندگی کنند پس رشد اقتصادی و فرهنگی و سیاسی باید به طور برابر برای همه باشد و مرجعی به وجود بیاید برای اینکه این حق صلح را نگهداری کند و مثلا اگر قومی به او تجاوزی شد این مرجع بتواند تجاوز را حل و فصل کند. بعدها هم که ما از ایران بیرون آمدیم و شورای ملی مقاومت را تشکیل دادیم طرحی برای خودمختاری تنظیم کردیم و آقای قاسملو[۵] هم در آن زمان عضو شورا بود و طرح را هم امضا کرد بنابراین ما یک سیاست روشن برای حل مسئله در ایران داریم.

س: آنطور که الان گفتید با جنگ در کردستان مخالف بودید پس دستورها را چه کسی می داد؟ ارتش و سپاه و بسیج همه به کردستان حمله کردند شما فرمانده کل قوا بودید این دستورات را چه کسی داد؟

ب.ص.: جنگ در کردستان… یعنی حتی حزب دموکرات متنی را منتشر کرد که جنگ افروزی را در سنندج کومله راه انداخت. حالا چرا جنگ را راه انداخت… با اینکه خودمختاری هم تصویب شده بود این سوالی است که در این مدت جوابی به آن داده نشده. به ستون ارتش که از سنندج رد می شد اینها حمله کردند. برگردیم به عقب. در دعوای اول، روزهای اول انقلاب اینها در سنندج برخورد مسلحانه کردند و ژاندارمری را خلع سلاح کردند و به ستاد ارتش حمله کردند و بسیاری از آنها هم دستگیر شده بودند. ما به سنندج رفتیم. آنجا به پیشنهاد من در یک پیش نویس بین گروههای مختلف توافق شد و پیش نویس این بود که در سنندج انتخابات بشود و شورایی تشکیل بشود… و نتیجه کارشان که آنجا آزمایش شد همین اتفاق در جاهای دیگر کردستان هم انجام بشود. انتخابات انجام شد و ۱۱ نفر رأی آوردند. ۲ نفر کومه له، ۱ دموکرات و ۸ نفر هم از احزاب و گروه های دیگر. اینها شدند شورای شهر. بعد اعضای کومه‌له رفتند به خانه های اینها نارنجک انداختند و تهدید کردند که اینها باید از شهر خارج بشوند. با اینکه قرار بود افراد مسلح از شهر خارج بشوند و من به سپاه هم دستور داده بودم که از شهر خارج بشود اعضای کومه له مسلح وارد شهر شدند و بعد مردان مسلح کومه له حمله کردند به آن ستون نظامی و بعد هم ستاد ارتش را به گلوله بستند. ما چند نفر را واسطه کردیم. از جمله جلال طالبانی که الان رئیس جمهور عراق است و او به آنها گفت که این حرف من فرصت تاریخی است برای آنها. این را مفت از دست ندهید و بازیچه صدام [حسین] نشوید. گوش نکردند. بعد اریک رولو که روزنامه نگار لوموند بود و بعد شد سفیر فرانسه در تونس و ترکیه و الان هم بازنشسته است. او آمد نزد من و گفت [من فکر می کردم] شما که با خودمختاری موافق بودید. من گفتم که من موافق هستم اینها خودمختاری نمی خواهند. او رفت به کردستان، با اینها گفتگو کرد و بعد رفت عراق و بعد پاریس. او به من تلفن کرد که حق با شما است اینها [کردها] چیزهای دیگری در کله شان است.

۵. عبدالرحمان قاسملو تا زمان قتلش به دست فرستادگان جمهوری اسلامی ایران، به مدت ۱۶ سال دبیر کل حزب دموکرات کردستان ایران بود.

س: به نظر شما چه می خواستند؟

ب.ص.: اگر دقیق را بخواهید باید از آمریکایی ها بخواهید اسناد مخابرات عراق درمورد کردستان ایران را در اختیار شما بگذارند. همه چیز آنجا هست. اصلا شما می توانید بپرسید از کجا اسلحه می آوردند! این جوری نیست که شما بتوانید اسلحه را در بیابان پیدا کنید. اسلحه را کسی به اینها می داد. اگر هم دقیق بشوید می بینید که هنگامی که اینها در سنندج جنگ افروزی کردند چند ماه پیش از حمله عراق به ایران است. اگر ما جنگ را خاتمه نمی دادیم امکان سقوط ایران بود. رولان شبری هم هست که عراقی الاصل است و مقاله ای در سال ۱۳۸۱ در مغرب مشرق نوشت که گفته بود صدام برنامه اش این بود که “مسئله کردستان” را از راه کشتار حل کند. و این به نظر من رابطه مستقیم داشت با حمله به ایران. اسناد دولت انگلستان می گوید که از چند ماه قبل از حمله به ایران، عراق افراد ذخیره را هم فراخوانده بود تا آماده کند برای جنگ. قضیه کودتای نوژه هم همینطور از ماهها پیش تدارک دیده شده بود… زمانی که کشف شد در اصل ارتش بود که صدمه دیده و شیرازه اش پاشیده شد.[۶] جنگی که اینها برافروختند به خودمختاری مطلقا ربط نداشت. چون خودمختاری را شورای انقلاب تصویب کرده بود و من نیز اعلام کردم.

س: شما چند بار به کردستان سفر کردید؟

ب.ص.: اول کار که رفتم به سنندج و ترتیب شورای شهر را دادیم و همه امضا کردند، همان تنها سفری بود که من به سنندج کردم. (بلند می خواند) این اعلامیه حزب دموکرات کردستان فروردین یا اردیبهشت ۵۹ که می گوید کاروانی از عراق وارد ایران شده. جلویش گرفته شده… حامل اسلحه بودند که از عراق به ایران می اوردند. آن زمان جنگ هنوز راه نیفتاده بود و اینها(حزب دموکرات) خود را حافظ مرزها می دانستند. گفتند که کومه له و شیخ عزالدین حسینی[۷] دخالت کردند و رئیس کاروانی که گرفتند هم نامش جلال حسینی بوده و او گفته که شیخ عزالدین و کومه له در جریان این اسلحه ها هستند و با پادرمیانی شان اسلحه ها را به آنها دادند.

ب.ص.: پس این سند هم می گوید که پول و اسلحه هم از عراق می آمده. کاملترین سند همانی است که در سازمان مخابرات عراق یعنی در واقع اداره امنیت عراق است. همه چیز هست که یعنی پول یا اسلحه به کی داده اند. منظورم به وسیله رژیم صدام است دیگر.

س: نظر شما راجع به کارهایی که آیت الله خلخالی کرد چیست؟

ب.ص.: جنایت بود. من همان زمان گفتم، نه اینکه حالا بگویم. من در روزنامه انقلاب اسلامی گفتم و بعد در مجلس خبرگان گفتم که در آن زمان تشکیل بود. یکی از موارد که در مجله اروپایی هم انتشار یافته بود پیرمردی بود که او را روی برانکار بردند یعنی توانایی راه رفتن هم نداشته. خلخالی او را برده بود و تیر باران کرده بود. [قربانی] یکی از خانهای کردستان بود و متهم به این که زمان شاه کاره ای بوده. آن کارها (کارهای خلخالی)که جنایت بود. در قارنا هم رفته بودند در روستای کرد جنایت کرده بودند… و من سرمقاله ای هم در انقلاب اسلامی نوشته بودم در سوگ قارنا.

س: در ۱۲ خرداد ۱۳۵۹ در سخنرانی گفتید که براساس نظر سنجی در کردستان مردم امنیت و وضعیت اقتصادی بهتر می خواهند. این نظر سنجی کجاست؟

ب.ص.: اگر من گفته ام احتمالا روزنامه های آن زمان آن را انتشار داده اند. وگرنه چطوری من گفته ام؟

////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////
اوضاع سیاسی کردستان پس از پیروزی انقلاب:
جنگ نقده:پس از پیروزی انقلاب اسلامی، به دلیل فروپاشی اقتدار دولت مرکزی، در کردستان نیز همانند برخی دیگر از نقاط کشور وضعیت پیچیده‌ای حاکم شد. نیروهای سیاسی مختلف در کردستان درصدد جمع‌آوری نیرو و تقویت خط‌ سیاسی خود برآمدند. در آبان‌ماه سال1357، عبدالرحمن قاسملو (دبیرکل این حزب) از مرز کردستان عراق، به کردستان ایران وارد شد و فعالیت مجدد حزب دموکرات را با شعار خودمختاری برای کردستان و دموکراسی برای ایران آغاز کرد. تمرکز حرکت های سیاسی ــ نظامی این حزب در شمال کردستان، به‌ویژه در شهر و منطقه مهاباد بود. در این دوره، حدود دویست‌وپنجاه نفر به این حزب پیوستند.[xix] حزب دموکرات بلافاصله در تدارک خلع‌سلاح پادگان مهاباد و تسلیح خود در تمام مناطق برآمد. درواقع حزب درصدد بود بیشترین اسلحه و نیرو را در کردستان فراهم آورد تا با تقویت موقعیت و تحمیل رهبری خود در تمام منطقه نظام نوپای جمهوری اسلامی را بر تحصیل امتیازات بیشتر و کسب قدرت سیاسی در کردستان تحت فشار گذارد. حزب در تعقیب این استراتژی، بلافاصله شعبه‌های خود را در بیشتر مناطق کردستان برپا کرد.[xx]در این دوره، جریانهای طرفدار نظام ــ نظیر حزب جمهوری اسلامی ــ و درکل دیگر احزاب در کردستان ضعیف بودند و تنها در مریوان و سنندج پایگاه داشتند که آنها هم، به‌رغم کوشش فراوان، در مقابل فعالیت گسترده جریان های مزبور (چپ ها و عوامل وابسته)، از قدرت بسیج کمتری برخوردار بودند.[xxi]در این زمان، در بیشتر مناطق کردنشین، بازار خریدوفروش اسلحه بشدت رونق گرفت. در چنین جو هرج‌ومرجی، از نیروهای سیاسی گرفته تا بسیاری از مردم عادی، همه در فکر مسلح‌شدن بودند. به‌طورکلی، در دوره پس از پیروزی انقلاب اسلامی، که نظام هنوز در پی تدارک استقرار نهادهای انقلابی خود برای تحقق آمال مردم بود، در کردستان گروههایی مانند کمونیست ها، لیبرال ها، ملی‌گراها و سلطنت‌طلبان هریک درصدد تقویت قدرت خود و مقابله با استقرار نهادهای انقلابی جمهوری اسلامی در این منطقه بودند.چهار روز پس از فرار شاه از کشور، حزب دموکرات اعلام کرد: «خواست های ملی خلق کرد در چهارچوب ایران آزاد حل‌شدنی است و تکلیف نوع حکومت کشور باید در همه‌پرسی آزاد و به‌دور از هر نوع فشار روشن شود.»[xxii]فروهر، ابتدا با شیخ عزالدین حسینی[xxiii] ملاقات کرد و وی بلافاصله نمایندگان شورای شهرهای کردستان را برای مذاکره با نماینده دولت فراخواند. در بیست‌ونهم بهمن‌ماه، جلسه‌ای با شرکت نمایندگان دو طرف تشکیل شد که از طرف کردها شیخ‌عزالدین حسینی و شیخ جلال، تعدادی از روحانیون منطقه، عبدالرحمن قاسملو، غنی بلوریان و تعدادی از فعالان حزب دموکرات، نمایندگان سازمان چریک های فدایی خلق و افراد متفرقه دیگر حضور داشتند.[xxiv] در روز سی‌ام بهمن‌ماه، این نمایندگان طرح هشت‌ماده‌ای خود را به فروهر تحویل دادند و او پاسخ به این طرح را در صلاحیت دولت موقت دانست.[xxv] از جمله شرایط این طرح، منوط‌کردن جابجایی نیروهای ارتش در منطقه کردستان به هماهنگی با حزب دموکرات و نیز کاهش نیروهای نظامی در منطقه کردستان بود. درواقع، هدف احزاب کرد از مذاکره با مقامات جمهوری اسلامی، رسمیت‌دادن به خودمختاری کردها بود. دراین‌زمینه، عبدالرحمن قاسملو به نمایندگان اعزامی از تهران گفت: «هم‌اکنون ما در کردستان خودمختاری داریم و تنها باید دولت ایران به آن رسمیت بدهد وگرنه کردستان آتش می‌گیرد.»[xxvi]در چنین اوضاعی، درهمان‌روز، حزب دموکرات طی برنامه از پیش‌تدارک‌شده‌ای، پادگان تیپ 3 مهاباد را خلع‌ سلاح کرد. عده‌ای از کارکنان پادگان، که از افراد حزب بودند، علیه فرمانده پادگان دست به عمل شده و آنجا را تصرف کردند آنها سرگرد عباسی را که از افراد حزب دموکرات بود، به‌عنوان فرمانده پادگان برگزیدند. این عمل حزب، نخستین مخالفت آشکار با جمهوری اسلامی بود. درواقع حزب، فرصت‌طلبانه از موقعیت ناآرام پس از پیروزی انقلاب سوء استفاده می‌کرد تا زمینه آماده‌سازی اقدامات بعدی خود را فراهم کند.[xxvii]به‌طورکلی، حرکت های مسلحانه گروههای کرد پس از پیروزی انقلاب را می‌توان به چهار مقطع زمانی تقسیم کرد: «مقطع نخست، وقایع سال1358 را شامل می‌شود که عمده‌ترین آنها سقوط پادگان و هنگ ژاندارمری مهاباد و پاسگاههای ژاندارمری، جنگ نقده، فرمان امام(ره) در شکستن محاصره پاوه و سپس آزادسازی شهرهایی مانند بانه، سردشت، مریوان و… بود. مقطع دوم وقایع سالهای 1359 و 1360 را دربرمی‌گیرد که با تجاوز ارتش عراق و همزمان‌باآن تشدید اقدامات نیروهای حزب دموکرات و حزب کومله همراه بود. این احزاب کوشیدند تا جبهه کردستان را فعال نگه‌دارند و بدین‌ترتیب، بخشی از نیروهایی را که باید برای مقابله با ارتش عراق به کار گرفته می‌شد، در این منطقه مشغول کنند. مقطع سوم وقایع سالهای 1362 تا 1364 را شامل می‌شود. طی این سالها، قرارگاه سیدالشهدا(ع)، متشکل از نیروهای سپاه و ارتش و ژاندارمری شکل گرفت و با استقرار در منطقه توانست امنیت را در شهرها، روستاها، جاده‌های اصلی و مرزهای کردستان ایران با عراق تامین کند و با پاکسازی پایگاههای نیروهای کرد آنها را از کردستان ایران به کردستان عراق براند.»[xxviii] مقطع چهارم از سال1364 تا پایان جنگ را دربرمی‌گیرد. پس از سال1364 و فعال‌شدن قرارگاه رمضان در کردستان عراق، به‌ویژه با تغییر استراتژی عملیاتی ایران در تغییر جبهه از جنوب به شمال، دامنه فعالیتهای نظامی حزب دموکرات کاهش یافت و گرایش به همکاری با جمهوری اسلامی ایران و حل‌وفصل اختلافات از طریق سیاسی رشد بیشتری یافت. البته، دراین‌میان، همکاری نزدیک ایران با حزب دموکرات کردستان عراق و اتحادیه میهنی نیز در رویکرد جدید حزب دموکرات ایران موثر بود.
طی این دوره‌ها، نیروهای حزب دموکرات از روشهای مختلفی برای مبارزه با نیروهای جمهوری اسلامی استفاده می‌کردند.در مقطع نخست و در سالهای آغازین بحران کردستان، این نیروها کوشیدند با حمله به پایگاهها ــ به‌عنوان‌مثال: محاصره پادگان جلدیان در سال1358 ــ این مراکز نظامی را از فعالیت ساقط کنند.

در مقطع دوم، پس از گسترش‌یافتن نیروهای نظامی ارتش و سپاه پاسداران، نیروهای کرد بیشتر روشهایی مانند کمین، مین‌گذاری جاده‌ها، ترور، ارعاب افراد بومی و غیربومی در کردستان (که با جمهوری اسلامی ارتباط داشتند) و حمله و مصادره و به‌آتش‌کشیدن امکانات دولتی را به‌کاربستند و پس‌ازآنکه به داخل کردستان عراق رانده شدند، با عبور مخفیانه از مرز و انجام اقدامات ایذائی علیه نیروهای جمهوری اسلامی دوباره به عراق باز می‌گشتند.[xxix] تشریح برخی از تحولات و وقایع مهم کردستان می‌تواند عملکرد و نحوه رویارویی این حزب با دولت جمهوری اسلامی ایران را آشکارتر کند.

اوضاع سنندج در فروردین‌ماه سال1358 :
پس از پیروزی انقلاب، دو کمیته در شهر سنندج تشکیل شد. مسئول یکی از این کمیته‌ها را صفدری (یک روحانی مبارز) عهده‌دار بود که بیش از یک‌سال، سرپرستی حسینیه سنندج را برعهده داشت و در جریان انقلاب نقش موثری ایفا کرد. وی همزمان با سرپرستی کمیته مزبور، سرپرستی ستاد لشکر سنندج را نیز برعهده داشت.[xxx] کمیته دیگری نیز در محل استانداری ایجاد شده بود که احمد مفتی‌زاده، رئیس‌ جمعیت جوانان مسلمان کرد، مسئول آن بود. از همان آغاز، وی با اعلام مخالفت با صفدری، خود را تنها رهبر مذهبی ــ سیاسی کردستان دانست[xxxi] و در سفرهایی که به تهران داشت، مرتبا از مقامات درخواست می‌کرد صفدری از سنندج اخراج گردد و کمیته او اداره شهر را برعهده داشته باشد و معاونش (خسروی) نیز به‌عنوان استاندار استان کردستان انتخاب شود.[xxxii]

در روز بیست‌وهفتم اسفندماه، افراد مفتی‌زاده عده‌ای از مردم را تحریک کردند تا برای گرفتن اسلحه و مهمات، به کمیته تحت حمایت صفدری حمله کنند. در نتیجه تیراندازی نیروهای دو طرف، یک‌نفر کشته و دو نفر زخمی شدند. پس از این واقعه، افراد تحریک‌شده به سوی پادگان ژاندارمری حمله و اسلحه و مهمات ژاندارمری را غارت کردند. پس از خلع سلاح ژاندارمری، عده‌ای به سمت پادگان ارتش رفتند، اما با مقاومت پادگان روبرو شدند. دراین‌بین، افراد مفتی‌زاده کمیته صفدری را محاصره کردند و چند نفر از افراد آن را به شهادت رساندند.[xxxiii] از روز بیست‌وهشتم اسفندماه، تمامی گروههای کرد (حزب دموکرات، کومله و فداییان) نیروهایشان را از تمام مناطق کردستان جمع‌آوری نموده و به سمت سنندج حرکت کردند و بدین‌ترتیب، شهر به حالت نظامی درآمد.[xxxiv]

در نخستین روز فروردین‌ماه سال1358، هیاتی از تهران برای ازبین‌بردن جو تشنج و پایان‌دادن به جنگ به سنندج وارد شد. این هیات (متشکل از آیت‌الله طالقانی، شهید بهشتی، هاشمی‌رفسنجانی، بنی‌صدر و صدر حاج‌سیدجوادی) با مفتی‌زاده، شیخ‌ عزالدین، قاسملو، غنی بلوریان، و نمایندگان کومله و چریکهای فدایی به مذاکره پرداختند.[xxxv] در جریان مذاکرات شورای موقت با آیت‌الله طالقانی و هیات اعزامی از تهران، جو تشنج تاحدودی از بین رفت و قرار شد مراکز تصرف‌شده تخلیه شوند، برای تاسیس شورای شهر، انتخابات انجام گیرد و شورای موقت نیز منحل شود.[xxxvi] بدین‌ترتیب، ابراهیم یونسی نیز از طرف وزیر کشور به‌عنوان استاندار انتخاب و غائله به‌طورموقت پایان یافت، اما گروهها به‌شدت از آن استفاده تبلیغاتی کردند و در شهرهای بانه و سقز، تظاهراتی با شعار «ارتش ضدخلقی نابود باید شود»، به راه افتاد.[xxxvii]

ماجرای نقده :
حزب دموکرات که عملا نتوانسته بود در جریانهای سنندج موقعیتی کسب کند، درصدد برآمد در شمال مناطق کردنشین نفوذ یابد. پس از پیروزی انقلاب، کمیته‌ای با شرکت نیروهای کرد و آذری در نقده تشکیل شد که هر دو گروه به‌طورمشترک آن را اداره می‌کردند، اما پس از مدتی، به‌دلیل اختلافات پیش‌آمده، انشقاق پدید آمد. بدین‌ترتیب، کمیته‌ای با سرپرستی ابراهیم محور در نقاط ترک‌نشین و کمیته دیگری به رهبری ملاصالح رحیمی در مناطق کردنشین نقده تشکیل شد.[xxxviii] اوضاع متشنج در شرایطی در نقده پدید آمد که عده‌ای از سران نظامی سلطنت‌طلب ــ مانند اویسی ــ در نزدیکی مرز ایران در خاک ترکیه، به توطئه‌چینی علیه انقلاب اسلامی مشغول بودند و به‌احتمال‌زیاد، عوامل آنها در پدیدآوردن این اختلافات نقش داشتند.[xxxix]

در این شرایط، حزب دموکرات برای قدرت‌نمایی، به مناسبت بازگشایی دفتر حزب در نقده اعلام میتینگ کرد و محل آن را هم عمدا، در محلات آذری‌نشین قرار داد.[xl] در روز سی‌ویکم فروردین‌ماه سال1358، میتینگ با شرکت بیش از پانزده‌هزار نفر برگزار شد که از نقاط دیگر کردستان نیز به نقده آمده بودند. آنها پس از راهپیمایی در محل استادیوم شهر جمع شدند و با شلیک تیر هوایی، به کشتار مردم و غارت خانه‌های آنها اقدام کردند. تلاش مسئولان کمیته‌ها برای آتش‌بس به جایی نرسید و سرانجام، در تاریخ دوم اردیبهشت‌ماه، با ورود ارتش و قرارگرفتن آن بین دو طرف، درگیریها کاهش یافت و با ورود سپاه پاسداران مرکز شهر آرام شد. سرانجام، قدرت‌نمایی و جنگ‌افروزی حزب دموکرات و عده‌ای از فئودالها و عوامل ساواک با کشته و زخمی‌شدن تعدادی از مردم بی‌گناه کرد و آذری پایان یافت.[xli]

در این هنگام، دیگر مناطق کردستان نیز وضعیت متشنجی داشتند. در مردادماه سال1358، نیروهای اصیل انقلاب به بیرون‌راندن گروهک های ضدانقلاب از منطقه کردستان معتقد بودند؛ چراکه هر روز این گروهها جنگ تازه‌ای را در گوشه‌ای از کردستان به نیروهای انقلاب تحمیل می‌کردند. سرانجام، در جنگ پاوه، رهبر انقلاب‌(ره) به دخالت مستقیم در این امر مجبور شدند و فرمان پاکسازی تمام مناطق از نیروهای ضدانقلاب را صادر کردند.[xlii] ایشان با بیان این مطلب که حساب مردم کرد از توطئه‌گران جدا است، استراتژی نیروهای نظامی را در برخورد با مساله کردستان مشخص کردند. در آن زمان، شهید دکتر چمران فرماندهی نیروهای نظامی را در شهر پاوه برعهده داشت. بدین‌ترتیب، نیروهای ارتش و سپاه طی عملیات های پی‌درپی توانستند ضمن آزادسازی شهر پاوه، به‌تدریج، دیگر نواحی کردستان را نیز آزاد کنند. در بیست‌وهشتم مردادماه، گروهکها ــ که هنوز آمادگی درگیری در تمام جبهه‌ها را نداشتند ــ با نشان‌دادن مقاومت اندکی در سقز و مهاباد، تمامی شهرهای کردنشین آذربایجان غربی را تخلیه و به نقاط دوردست کوهستانی و مرزی فرار کردند. در آغاز، رهبران حزب دموکرات به عراق رفتند و در آنجا، زیر چتر حمایت رژیم بعث قرار گرفتند.[xliii] این گروهکها که نتوانستند در مقابل حمله نیروهای سپاه و ارتش مقاومت کنند، جنگ چریک

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
همه چیز در باره کردستان
دکتر عبدالرحمان قاسملو و کردستان
حزب دمکرات کردستان و انقلاب
قارنا و انقلاب
شیخ عزالدین حسینی و کردستان
علامه احمد مفتی راده و کردستان
آیت الله خمینی و کردستان
آیت الله خلخالی و کردستان
دکتر ابوالحسن بنی صدر و کردستان
دکتر مصطفی چمران و کردستان
کردهای مقیم مرکز و انقلاب
دولت موقت و کردستان
سپاه پاسداران انقلاب و کردستان
ارتش و کردستان
استانداران وقت و کردستان
پیشمرگان مسلمان کرد و انقلاب
احزاب کردی عراق و انقلاب
روحانیت و کردستان
احزاب و کردستان
کردستان و انقلاب
مجموعه مقالات
هویت کردی
نظریه های ناسیونالیسم
انفالیسم
کردستان در اسناد خارجی
کولونیالیسم فرهنگی ملت کرد
خودکولونیالیسم(بردگی اختیاری)
ژینوساید ملت کرد
فدرالیسم
نظرات و اندیشه های اقتصادی
گزیده ی نوشته های مطبوعاتی
قاضی محمد و جمهوری کردستان
جمهوری کردستان
ایزدیسم
کردستان روزهای بحران
اسناد حقوق بشر
کردستان روزهای بحران
چیشتی مجیور
کونفوسیونیم اهل حق
روش آیینی و ملی در کردستان
آیین علوی
الفبای تنهایی
میژوو وفه لسه فه ی یارسان
کردیسم، تئوری و مفاهیم(جلد1و2)
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
کـومله و کــردستان
• مسأله کردها و فدرالیسم، یکی از آن موضوعاتی است که بر تمام منطقه اثر میگذارد، و جمهوری اسلامی میخواهد این توهم را دامن زند که گوئی گروه های سیاسی غیر کرد، فدرالیسم را نمیخواهند، و سعی میکند مدافعین فدرالیسم را تجزیه طلب بنمایاند، در صورتیکه اکثریت اپوزیسیون ایران امروز، شروع کرده است که با فدرالیسم سمت گیری کند، و ناسیونالیسم افراطی فارس،  اقلیت بسیار کوچکی بیش نیست.
• گروههای سیاسی ایران بایستی راه حل فدرالی برای ایران را، قبل از پاشیدن جمهوری اسلامی، به رسمیت بشناسند، وگرنه ایران میتواند به یوگسلاوی دیگری تبدیل شود. حزب کومله میتواند نقش مهمی برای کمک به موفقیت این راه حل دموکراتیک برای ایران انجام دهد.
 سام قندچی
چهارشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۳ – ۲۸ آوریل ۲۰۰۴
مقدمه
اگر اروپای شرقی نشانی از چگونگی تحول مسأله ملی در زمان ما باشد، ما شاهد بودیم که چگونه ملیت های مشابه، در یک کشور استقلال را گزیدند، در صورتیکه در کشوری دیگر، جدائی را انتخاب نکردند. عامل اصلی هم توجه به دموکراسی در کشور مورد نظر، در میان ملیتهائی بود، که در کنار هم زندگی میکردند. مردم در شرایط آزاد، با یکدیگر بر اساس انتخاب زندگی میکنند،  و نه بر بخاطر زور، و تهدید. در واقع  تجزیه طلب خواندن ملیت ها، آنان را از اینکه راه جدائی پیشه گیرند ممانعت نکرده، بلکه ممکن است باعث شود که زودتر آن راه را برگزینند.
عراق
اگر در عراق دموکراسی توسعه یابد، کردها نیروی اصلی در دولت مرکزی کل عراق خواهند بود، و چنین موقعیتی برای آنان بسیار مهم تر است تا آنکه تبدیل به یک دولت ملی در شمال شوند. البته اگر اسلامگرایان شیعی در جنوب، موفق به ایجاد جمهوری اسلامی شوند، در آنصورت میتوانند تجزیه را به عراق تحمیل کنند.
معهذا، من شک دارم که اسلامگرایان شیعی، بتوانند عراق را، از گزینش دولت سکولار زیاد دور کنند. آنها از همه نیروی خود با کمک جمهوری اسلامی ایران استفاده میکنند، تا جای پای محکمی در عراق،  پس از خروج ژوئن 2004  آمریکا، برای خود تعبیه کنند. اما اسلامگرایان شیعی در رویا هستند، اگر فکر میکنند بتوانند دولت خمینی عراق شوند. انها میتوانند همه تهدید های خود را ادامه دهند، تا افکار عمومی را وادار کنند اسلامگرایان شیعی را تجسم خواستهای شیعیان عراق تصور کنند، اما این صحنه سازی ها قانع کننده نخواهند بود.
شیعیان عراق بخوبی درباره تجربه اسلامگرائی در منطقه میدانند، و بویژه از نوع شیعی اسلامگرائی در جمهوری اسلامی ایران مطلع هستند، همانگونه که همسایگان شوروی بخوبی میدانستند کمونیسم چیست، و از آن رویگردان، و بنابراین رهبران شیعی نمیتوانند مردم را گول بزنند، تا قدرت بیشتری در دولت آینده عراق بدست آورند، و کردها بهترین شانس را برای پر کردن خلأ موجود دارند.
همچنین امریکا در حال استخدام ژنرال های سنی صدام است، و به عبارتی دارد رژیم صدام را احیا میکند، بدون شخص صدام، تا که اسلامگرایان شیعی را خنثی کند. بنابراین برای جمهوری اسلامی ایران، ایفای نقشی در عراق، نظیر نقش سوریه در لبنان، خالی از چالش های جدی نیست.
ترکیه
تا آنجا که به ترکیه مربوط میشود، کردهای ترکیه بهترین کاندیدا برای دولت مجزا هستند، و تمام تمایلات برای راه حل کردستان بزرگ، بیشتر از کردهای ترکیه سرچشمه میگیرد، چرا که نژاد پرستی بر علیه کردها، از سوی *مردم* یک سرزمین، واقعیتی در ترکیه است. بیشتر آنکه، در هر دو عراق و ایران، مساله کردها، اساسأ مسأله با *دولت* بوده است،  و نه با مردم. درست است که تبعیض در میان مردم هم هست، اما بسیار کم است.
مثلأ، ایرانیان همانقدر برای رشتی ها و اصفهانی ها جوک میسازند که برای کردها. در واقع کمتر برای کردها، و بیشتر برای رشتی ها. و هیچکدام هم قابل مقایسه با رفتار فاشیستی نسبت به کردان، که در ترکیه قابل رویت است، نیست. یعنی رفتارهای شبیه حملات نژادپرستانه که به قتل عام ارامنه در 1914 درترکیه زمان عثمانی انجامید. بنابراین من امیدوارم کردهای ترکیه تجربه خود را به کردهای ایران تعمیم ندهند، تا که احساسات ضد فارس در کردستان ایران را دامن زنند.
برخی کردهای ترکیه، ایرانیان غیرکرد را،  پشتیبانان ملایان مینامند. ایرانیان غیرکرد دهها سال است که بر علیه جمهوری اسلامی مبارزه کرده اند، و این درست نیست که کسانی که با مشکل بزرگ نژادپرستی در ترکیه مواجه هستند، تصور کنند که شرایط ایران مشابه است، و در رابطه بخش های کرد و غیر کرد جنبش دموکراسی خواهی ایران آتش بر افروزند.
ایرانیان غیر کرد، بر عکس ترکیه، دولت ملایان جمهوری اسلامی را، دوشادوش اپوزیسیون کرد، طی این سالها به چالش کشیده اند.
کردستان ایران در مقایسه با عراق و ترکیه
کردستان ایران، در مقایسه با بخشهای کردستان عثمانی سابق، به مثابه بخشی از ایران توسعه یافته است.
مهمتراینکه،  کردستان ایران،  با کردستان عثمانی توسعه نیافته است، حتی قبل از صفویه و معاهده چالدران،  در 920 هجری.
حتی در زمان مغولها، کردستان ایران تحت قدرت اردلانها بوده است، و در زمان صفویه، حکومت اردلان ها، با پایتختی سنندج ادامه یافته، و کردستان شبه خودمختاری در چارچوب ایران داشته است، و این وضعیت کاملأ با کردستان عثمانی متفاوت است.
پس از جنگ جهانی اول، کردستان عثمانی بین چند کشور تقسیم شد، و آن اجزای کردستان عثمانی سابق،  ممکن است برای اتحاد مجدد، تمایلاتی داشته باشند. مثلأ کردستان عراق و ترکیه.  اما آنگونه که ذکر کردم، حتی کردهای عراق، برای خود موقعیت های زیادی را در عراق متحد می بینند، اگر که دموکراسی سکولار در آن کشور پیروز شود، و ممکن است که اتحاد باکردستان ترکیه را دنبال نکنند. کسانی نظیر جلال طالبانی، از انحادیه میهنی PUK، نقش مهمی در مبارزه برای جمهوری دموکراتیک وفدرال در سراسر عراق، ایفا کرده اند.
مضافأ آنکه، کردستان ایران، اصلأ با تقسیم کردستان عثمانی پس از جنگ اول جهانی ارتباطی نداشته است. همچنین کردها ایرانی هستند، نظیر تاجیک ها، و زبان کردی از زبانهای ایرانی است. بنابراین مسأله کردستان در ایران بسیاربا ترکیه و عراق متفاوت است و اساسأ موضوعش، ستم بر مردم کرد توسط دولت ایران است و نه نژاد پرستی. همانطور که ذکر کردم، من آرزویم این است که،  ناسیونالیست های کرد ترکیه،  وضعیت خود را به کردهای ایران تعمیم ندهند.
کردهای ایران و جمهوری اسلامی
کردهای ایران اساسأ با وضعیتی مشابه بقیه ایرانیان مواجه هستند. در حقیقت، گروههای کرد،  پیشقراول و رهبر اپوزیسیون جمهوری اسلامی بوده اند، و آنهم مدتها قبل از بسیاری بخش های دیگر ایوزیسیون کنونی ایران.
من مطمئن هستم، همانگونه که در عراق دیدیم، کردها در دولت بعد از جمهوری اسلامی در ایران، از موقعیت والائی برخوردار خواهند شد، چرا که طی همه این سالها، آنها یکی از بخش های مهم اپوزیسیون ضد جمهوری اسلامی، برای ایجاد جمهوری سکولار، بوده اند.
در مورد اختلاف ایران و عثمانی، و نقش کردها در رابطه با شکل گیری دولت مرکزی در ایران، من به تفصیل در کتاب  خود در باره کردستان نوشته ام، و مرکز توجه ام نیز در آن نوشته، کردستان ایران بوده است.
واقعیت این است که گلوبالیسم، جدائی ملت های کوچک را ساده کرده است، و ملت های کوچک امروزه، با هم میمانند اگر که بخواهند، نه چون مجبورند، همانگونه که در مقاله گلوبالیسم و فدرالیسم توضیح داده ام.
در چرا فدرالیسم برای کردستان و بقیه ایران بحث کرده ام که فدرالیسم بهترین راه حل برای اجتناب از تجزیه ایران دموکراتیک بعد از جمهوری اسلامی است.  تجزیه ای آنگونه که در یو گسلاوی مشاهده شد.
توهین به ملیت های مختلف نظیر کردها، بدترین کاری است که اپوزیسیون ایران میتواند انجام دهد، که میتواند باعث خشمگین کردن این ملیتها شود، و باعث شود که آنها امید خود را برای آزادی درچارچوب یک ایران متحد، از دست داده، و به جستجوی جدائی روند.
در واقع، من بندرت چنین رفتاری را در اپوزیسیون ایران دیده ام، و جنبش دموکراسی خواهی ایران احترام والائی را برای اپوزیسیون کرد قائل است و بسیاری ایرانیان غیر کرد،  جان خود را در دفاع از مبارزات مردم کردستان در برابر جمهوری اسلامی، از دست داده اند، و این پیوند را استحکام بخشیده اند.
حمله به کردها از سوی مردم ایران نبوده است، و از سوی جمهوری اسلامی بوده است، زمانیکه پاسداران و بسیجی های جمهوری اسلامی، به کردها اهانت کرده، و مادران و دختران کرد را مورد تجاوز قرار میدادند.
جنبش های مردمی در کردستان
در میان گروه های کرد، من تعداد انگشت شماری را در هر گروه دیده ام، که ممکن است با عبارات نژاد پرستانه به فارس ها برخورد کنند، و همه ایراینان غیر کرد را،  مساوی با ملایان قلمداد کنند، اما اینگونه افراد یک اقلیت خیلی خیلی کوچک، در میان گروههای کرد هستند.
گروه های کرد نظیر کومله، بخش مهم کل اپوزیسیون ایران هستند، و آنها بخش های دیگر اپوزیسیون ایران را،  بشکل نژاد پرستانه مورد خطاب قرار نمیدهند. کومله برای موفقیت دموکراسی و حقوق بشر در کل ایران کوشش میکند، و آنها خود را بخشی از جنبش دموکراسی خواهی کل ایران میدانند، و در توسعه و رهبری آن، طی 25 سال گذشته،  شرکت موثر داشته اند.
گرایشات تجزیه طلبانه در کردستان ایران، بخش کوچکی از طیف سیاسی است، و بیشتر مردم در کردستان ایران، آینده خود را در پیوند نزدیک با بقیه ایران میبینند.  همانطور که ذکر کردم، من این موضوع را در کتاب خود درباره شکل گیری دولت مرکزی در ایران، با ارائه تحقیقات مبسوطی ارائه کرده ام، وقتی مرکز توجه ام بر روی کردستان در تاریخ ایران بوده است.
پس از پایان رژیم شاه، کردستان از جمله اولین مناطقی بود که بر علیه جمهوری اسلامی برخاستند. علت این امر هم ساده است. طی دوران صفویان هم، که دولت ایران رژیم شیعی اسلامی بود، هرچند سلطنتی ولی با حضور قدرتمند ملایان در دولت، اولین اپوزیسیون اصلی را مناطق سنی نشین ایران،  نظیر بجنورد و قوچان، تشکیل دادند.
حتی افغانان که به ایران حمله میکنند، و به اصفهان میتازند، قیام خود را زمانی آغاز کردند، که فتوای شیعی ملایان ایران اعلام میشود، که تجاوز به زنان سنی در افغانستان را توصیه کرده، و میگویند عاملین چنان جنایاتی، به بهشت خواهند رفت. و این فتوا افغان ها را بر آشفته میکند، تا آنجا که آنان به ایران در زمان شاه سلطان حسین حمله ور میشوند،  و سلسله صفوی را منقرض میکنند.
بنا براین کردهای ایران که اقلیتی نیرومند بودند، اولین بخش عمده جامعه ایران بودند، که به مخالفت با دولت اسلامگرای شیعی در ایران به پا خاستند. در واقع عزالدین حسینی و مفتی زاده،  که ایادی  جمهوری اسلامی، آنها را چپی یا شاهی خوانده اند، سمبل مخالفت مذهبی سنیان شافعی کرد،  با جمهوری اسلامی بوده اند. عزالدین حسینی و مفتی زاده ، حتی در زمان شاه، در کردستان فعال بوده اند، و برخلاف تصویری که جمهوری اسلامی از آن ها ساخته است، آن ها مأمور شاه نبودند.
در واقع عزالدین حسینی و مفتی زاده در زمان شاه با گسترش صوفیگری در کردستان، که سیاست شاه در کردستان بود،  به مقابله بر خاسته بودند،  و عامل شاه نبودند. حتی مفتی زاده که در ابتدای جمهوری اسلامی با آن همکاری کرد، بعدأ توسط جمهوری اسلامی به قتل رسید، به این خاطر که وی حکومت شیعه را نمی پذیرفت. بنابراین مسأله حکومت مذهبی شیعه همواره وحشت بزرگ کردهای سنی مذهب بوده است.
سپاه پاسداران جمهوری اسلامی، به کردها، با همان زبان لعن و نفرین ضد سنی حمله ور شد. پاسداران نفرت مذهبی از کردهای سنی داشتند، و آنان را عمری میخواندند، و  مردم بی گناه کردستان را،  مورد تجاوز قرار دادند، زمانیکه اولین تظاهراتهای ضد حکومت شیعی در کردستان،  در سال 1358 آغاز شدند.
مردم کردستان نیز فقط برای دفاع از خود به اسلحه دست بردند،  و نه آنکه چریک باشند، که نبودند. این نکته مهمی است که دقت کنیم که جنبش مسلحانه در کردستان *هرگز* یک جریان چریکی نبوده است، حتی در زمان شاه.
جنبش ملا آواره و شریف زاده در 1345، در زمان شاه، یک جنبش مسلحانه *مردمی* بود، و جریانی چریکی نبود، و دهقانان بر علیه رژیم شاه برخاسته بودند، و برخی گروه های روشنفکری و افراد منفرد هم از خارج، *بعد ها* به آن ها پیوسته بودند. برخی از میان آن جریانات، نظیر پرویز نیکخواه، در زندان، به جنبش شاه خیانت کردند، اما این گروه های خارج،  اساسأ بخش مهمی از آن جنبش مردمی را تشکیل نمیدادند.
تاریخ کومله در واقع، از زمان شاه، از جنبش ملا آواره و شریف زاده در سال 1345 شروع میشود.  فواد مصطفی سلطانی که در زمان رژیم جمهوری اسلامی کشته شد، و رهبران کنونی کومله نظیر عبدالله مهتدی، از آن زمان هستند، که ملا آواره و شریف زاده کشته شدند. رهبری کومله نظیر بسیاری گروه های سیاسی دیگر ایران، از دانشگاه آریامهر تهران آغاز شدند.
قبل از سالهای 60، بسیاری از رهبران جنبش سیاسی ایران، از دانشکده فنی دانشگاه تهران بودند.  کسانی نظیر پسر عموی خود من، احمد قندچی، که در 16 آذر سال 1332 کشته شد و از نسل سالهای 1320-32 بود. با هوش ترین دانشجویان نظیر دانشجویان دانشکده فنی و آریامهر، در میان بنیانگذاران گروه های اصلی اپوزیسیون بودند.
کومله به دوران آغاز دانشگاه آریامهر بر میگردد، و در واقع این فعالین،  مسأله دموکراسی در کردستان را از بقیه ایران جدا نمی دیدند. آنها حتی به حزب دموکرات کردستان هیچ ربطی نداشتند.  آنها به گروه های سیاسی همفکر غیر کرد،  در نقاط دیگرایران،  نزدیک تر بودند، تا به حزب دموکرات کردستان،  که در کردستان بود.
کومله نظیر گروه های روشنفکری سالهای 60 و 70، بیشتر یک تشکیلات چپ جدید بود، با این تفاوت که پایگاهش در روستاهای کردستان بود. همچنین بخاطر مخالفتش با مشی چریکی، کومله در آن سالها، با مائو سمت گیری کرد، و با موفقیت به بسیج سیاسی مردم پرداخت، در مقایسه با همه گروه های دیگراپوزیسیون در نقاط دیگر ایران که روشنفکری باقی ماندند،  و در ایجاد پایگاه مردمی اساسأ موفقیت چشمگیری نداشتند. 
با گذشت زمان، کومله موضوع دیکتاتوری در کشورهای سوسیالیستی را مشاهده کرد، و چین و آلبانی را نیز رد کرد، و به جستجو در فرای سوسیالیسم موجود پرداخت، هرچند کماکان خود را سوسیالیست میخواند و هنوز هم چنین میخواند. من بایستی ذکر کنم که حتی در زمانی که آنها کمونیست بودند، آنها با اتحاد شوروی به روشنی مخالف بودند، و حتی پشتیبانی آنها از چین، به معنی آن نبود که سر سپرده کمونیسم چین باشند. رهبری کومله همیشه متفکرین مستقلی بودند.
در سالهای پس از 1360، آنها با گروه بسیار کوچکی بنام سهند،  که در نقاط غیر کرد بود، وحدت کردند، و حزب کمونیست ایران را بنیاد نهادند.  اما بزودی در یافتند که این آنچه انها ایده ال خود میخواهند نیست. یک انشعاب داشتند، که گروه قبلی که به آنها پیوسته بود جدا شد، و حزب کمونیست کارگری خود را نامید، که اساسأ لنینیسم را دنبال میکند. در مدت کوتاهی، کومله خود نیز از حزب کمونیست ایران جدا شد، و دوباره خود را کومله نامید.
در انشعاب اول، چند نفری از کومله، در حزب کمونیست کارگری باقی ماندند. همچنین در انشعاب دوم،  تعدادی از تیم اولیه کومله، خود را کومله Komalah  (ولی با حرف  “h” در انتهای نام خود)، و در حزب کمونیست ماندند، و با کومله Komala تجدید حیات شده نرفتند، و اکنون کماکان بخشی از حزب کمونیست ایران هستند.
بیشتر تیم اولیه امروز با کومله  است، که پس از کنار گذاشتن چین و آلبانی، به جستجو در فراسوی کمونیسم پرداخته اند. حتی وقتی خود را سوسیالیست خطاب میکنند، در مصاحبه های خود امروز، بروشنی میگویند که ایده الهای آنهادر تطابق با آنچه در هیچ کشور سوسیالیستی می بینند،  نیست.  در ایده ال هایشان، دموکراسی، حقوق بشر، و عدالت اجتماعی در چارچوب توسعه جهانی و ترقی در عصر حاضر، تأکید میشود، و آنها از ایجاد جمهوری دموکراتیک فدرال در ایران پشتیبانی میکنند.
پس از مطالعه نوشته های موجود، آنچه در بالا نوشتم، ارزیابی من از کومله و تحول آن است. برای خواندن نظرات خود کومله، در مورد این موضوعات، لطفأ به سایت کومله مراجعه کنید.
فدرالیسم و جمهوری اسلامی
مسأله کردها و فدرالیسم، یکی از آن موضوعاتی است که بر تمام منطقه اثر میگذارد، و جمهوری اسلامی میخواهد این توهم را دامن زند که گوئی گروه های سیاسی غیر کرد، فدرالیسم را نمیخواهند، و سعی میکند مدافعین فدرالیسم را تجزیه طلب بنمایاند، در صورتیکه اکثریت اپوزیسیون ایران امروز، شروع کرده است که با فدرالیسم سمت گیری کند، و ناسیونالیسم افراطی فارس،  اقلیت بسیار کوچکی بیش نیست.
همانگونه که به کرات توضیح داده ام، آنان که خود را ناسیونالیست نمایانده، و برنامه های فدرالیستی را تجزیه طلبی میخوانند، بیشتر مبلغین جمهوری اسلامی هستند،  و نه ناسیونالیست های ایرانی،  و وحشت آنها از این است که پذیرش فدرالیسم، در را بروی مردمی که حقوق بیشتر دموکراتیک برای همه ایرانیان و ایران بخواهند را  باز کند.
این جمهوری اسلامی است که از ظاهرسازی ناسیونالیسم افراطی سود جسته، و نظیر دوران جنگ عراق، از این راه سعی در توجیه استبداد خود دارد. شعار های ناسیونالیستی افراطی، پرچم دروغینی برای اسلامگرایان است، زمانیکه آنان طی این سالها، به کوچکترین خواستهای ملی ایرانیان احترامی نگذاشته اند، و  اسلامگرائی را بر مردم ایران تحمیل کرده اند،  تا حدی که  سعی در حذف جشن نوروز از ایران داشتند، جشن سال نوئی که کردها به اندازه دیگر ایرانیان، اگر نه بیشتر،  جشن میگیرند،  وارج می نهند.
بتازگی در ایران، مأمورین جمهوری اسلامی یک اعلامیه کاذب، بر علیه حقوق ملیت ها در آموزش و پرورش در ایران، با جعل امضأ رهبری جبهه ملی انتشار دادند.  در نتیجه این موضوع خیلی مهم است که بدانیم،  که چگونه جمهوری اسلامی، با این نیرنگ های موهن،  با ظاهر ناسیونالیسم افراطی،  سعی در حمله به جنبش کردها ی ایران را دارد.
واقعیت آن است که،  قصابی چپ ایران در سالهای 1360 و 1367، و کشتار چپ ایران در رژیم شاه، به این خاطر بوده است که چپ استوار ترین نیروی اپوزیسیون ایران در برابر رژیم شاه در سالهای 1320-57، و در برابر رژیم جمهوری اسلامی در سالهای 60 و 70 بوده است.  به همین خاطر است که حتی فعالینی که فقط یک سال زندان داشتند و در زندان های جمهوری اسلامی بودند، در درون زندان،  در سال 1367، با دستور خمینی، به قتل رساندند.
جمهوری اسلامی در سال 1367 به صلح ننگین با صدام، با شرایط صدام تن داد، در صورتیکه سالها امکان امضأ صلح با شرایط بهتر را داشت.  خمینی با قتل جمعی نیروهای چپ و دیگران در سپتامبر 1988، سعی کرد تا سکوت جامعه را پس از امضأ معاهده صلح تضمین کند.  و جمهوری اسلامی به کشتار نیروهای چپ هم بسنده نکرده، و از  قتل فروهر ها در سالهای بعد، که هیچگاه چپ نبودند هم،  فرو گذار نکرد.
اجازه دهید ذکر کنم که مخالفت خود من با چپ اصلأ بخاطر مبارزه آنها با استبداد جمهوری اسلامی ورژیم شاه نیست. در حقیقت، از آن نظر، من از چپ کاملأ پشتیبانی میکنم، و بنظر من آنان بیشترین تعداد قربانی را،  در جنبش دموکراسی خواهی ایران داده اند، چه در زمان شاه و چه در زمان جمهوری اسلامی، و به این خاطر مأمورین اطلاعاتی شاه و جمهوری اسلامی، بیشترین نفرت را از نیروهای چپ دارند.
مخالفت من با چپ به این دلیل است که بنظر من برنامه آنها، در دوران گلوبالیسم و توسعه فراصنعتی در دنیا، عقب مانده است. من درباره نظراتم درباره چپ در گذشته نوشته ام،  و نیازی به تکرار در اینجا نیست.
گروه های دیگر در کردستان
گروه های بسیاری از حضور خود در کردستان میگویند، و تعدادی طرفدار نیز در آنجا ممکن است داشته باشند. معهذا، کومله، به نظر من، تنها نیروی سیاسی جدید، نه تنها در کردستان، بلکه در سراسر ایران سالهای پس از 1332 است، که از پایگاه مردمی برخوردار بوده و هست، ابتدا در روستا و سپس در شهر ها.
این درست است، که طی سالهای 1320-32، قبل از کودتای 28 مرداد، حزب توده و جبهه ملی،  هردو از پایگاه مردمی در ایران برخوردار بودند. و در کردستان در آن دوران، حزب دموکرات کردستان جایگاه مردمی داشت. اما پس از 28 مرداد، اساسأ میتوانم بگویم که همه گروه ها، از جمله مجاهدین و چریکها، که بزرگترین بودند، بسختی پایگاه مردمی ای داشته اند، و اساسأ جریانات روشنفکری بوده اند. 
حتی بسختی بتوان از وجود پایه مردمی حزب توده و جبهه ملی در دوران 1332-1357 حرفی زد.  اما بعقیده من،  کومله تنها استثنأ است، که یک حزب مردمی بوده است، که بنظر من موضوع خوبی برای مطالعه بیشتر است، که چگونه آنها در بسیج مردم عادی توانسته اند اینچنین موفق باشند، زمانیکه دیگران در نقاط دیگر ایران، اساسأ در بسیج مردم موفقیت چشمگیری نداشته اند.
زمانیکه کومله با جمهوری اسلامی مبارزه میکرد، تقریبأ 90 در صد چپ در نقاط دیگر ایران، نه تنها از خمینی در 1357 پشتیبانی کردند، بلکه اکثریت چپ بعدأ نیز از گروگانگیری و سقوط دولت بازرگان حمایت کردند. و متأسفانه  90 درصد جنبش مترقی ایران نیز، در آنزمان، چپ بود.
درست است که برخی گروه های کوچک چپ، خرداد 1360 را یک کودتای ارتجائی نظیر حمله محمد علی شاه به مجلس قلمداد کرده، و سعی کردند با قیام در آن سال،  جلوی موفقیت کودتا را بگیرند، که موفق هم نشدند، و بدون نتیجه قلع و قمع شدند. اما این ها جریان اصلی نبودند. جنبش مترقی، و از جمله خود این نیروها، اشتباه بعد از اشتباه، در راضی کردن اسلامگرایان طی آن سالها کردند، و این بود که کشتار 1360 جمهوری اسلامی از چپ، در نقاط مختلف ایران، باستثنأ کردستان، براحتی انجام شد.
لازم به تذکر نیست که در سال 1360، حتی خود من توسط گروهای چپ، بخاطر زیر سوال بردن مارکسیسم، به مرگ تهدید شدم. معهذا، من جنایات و اعمال متعصبانه ضدکمونیستی جمهوری اسلامی را محکوم میکنم، و نقض حقوق بشر فعالین چپ، توسط جمهوری اسلامی را، محکوم میکنم، همانگونه که سرکوب حقوق بشر تملم فعالین جنبش دموکراسی خواهی ایران را محکوم میکنم.
اشتباهات زیادی در جنبش مترقی ایران انجام شد. من این موضوعات را به تفصیل بحث کرده ام، وبه گرایش های اصلی در برهه های تاریخی 25 سال گذشته،  در کتاب ایران آینده نگر اشاره کرده ام.
نتیجه گیری
من چندان اهمیتی برای اصلاح طلبان جمهوری اسلامی، نظیر پرزیدنت خاتمی قائل نیستم، هر چند من از تغییر صلح آمیز به یک جمهوری دموکراتیک فدرال و سکولار در ایران پشتیبانی میکنم.
ایران و ایرانیان، از جمهوری اسلامی و مقامات ج.ا.،  جدا هستند. ایران و ایرانیان مدرن هستند، و ما انقلاب مشروطه که خواهان قانون مدنی و جامعه مدرن، مبتنی بر قانون اساسی بود را، صد سال پیش انجام داده ایم.
در واقع تئوکراسی اسلامی، امروزه باعث شده است، که در*سطح ریشه ای* جامعه ایران، خشم بر علیه ملایان، و خواست سکولاریسم و مدرنیته آینده نگرانه را رشد دهد، و خواست برای رفراندوم برای قانون اساسی جدید، و تغییر رژیم، در عمیق ترین سطوح جامعه، به طرز بی سابقه ای، در مقایسه با  کشورهای دیگر خاورمیانه، در ایران مطرح شده است.
گروههای سیاسی ایران بایستی راه حل فدرالی برای ایران را، قبل از پاشیدن جمهوری اسلامی، به رسمیت بشناسند، وگرنه ایران میتواند به یوگسلاوی دیگری تبدیل شود. حزب کومله میتواند نقش مهمی برای کمک به موفقیت این راه حل دموکراتیک برای ایران انجام دهد.
به امید جمهوری آینده نگر، فدرال، دموکراتیک، و سکولار در ایران
سام قندچی، ناشر و سردبیر ایرانسکوپ
10 اردیبهشت 1383  – April 28, 2004
  
متن بزبان انگلیسی
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

 

 

 

 

کنفرانس های آلترناتیو سازی ارتجاعی و ناکامی های عبدالله مهتدی

 

کنفرانس های آلترناتیو سازی ارتجاعی و ناکامی های عبدالله مهتدی
صالح سرداری عضو سابق کمیته مرکزی کومله
بدنبال تحولات خاورمیانه و ادامه تنش میان غرب و جمهوری اسلامی  یکبار دیگر آمریکا و دیگردولت های غربی برای فشار آوردن به جمهوری اسلامی و وادارکردنش به دادن امتیازاتی به آنها  به آلترناتیوسازی در میان اپوزیسیون  روی آورده اند.
طیفی ازراست ترین  سازمان ها و احزاب و افراد را جمع کرده  تا به عنوان نمایندگان اپوزیسیون به خورد مردم ایران بدهند .
کسانی چون محسن سازگارا، اکبر گنجی، و نوری زاده و فاطمه حقیقت جو و مشاورین کروبی و موسوی و اکثریتی ها … که اکثرشان سال ها در رکاب جهوری اسلامی بوده و در پایه گذاری آن  و در سرکوب  مردم ایران نقش داشته، برای مردم آشنا هستند. 
غربی ها با در اختیار گذاشتن امکانات و تسهیلات فراوانی  فکر می کنند می توانند در ایران هم مثل عراق و لیبی و … در فردای بوجود آمدن تغییر و تحولاتی در ایران  اینها را به عنوان آلترناتیوبه مردم قالب کنند.  برای این کنفرانس ها از خالد عزیزی وعبدالله مهتدی هم به عنوان  نمایندگان اقلیت قومی  دعوت شده است.
دعوت از عبدالله مهتدی اما داستان دیگری است ترتیب دهندگان این کنفرانس ها می دانند که مهتدی سال ها در یک حزب چپ و کمونیست  فعال و نقش داشته است می دانند که در کردستان چپ ها اجتماعا دخالتگر و دست بالا داشته  و خوب می دانند  در هر تحولی که در آینده درایران روی دهد، کمونیست ها نقش مهمی بازی خواهند کرد.
به همین خاطر می خواهند با توجه به سابقه مهتدی او را به عنوان “نماینده چپ”  در کردستان به مردم  قالب کنند. می دانند یکی  از سر به راه ترین افراد برای پیشبرد نقشه هایشان خواهد بود بشرطی که گوشه چشمی به او داشته باشند و در فردای بوجود آمدن تغییری در گوشه ای از کردستان او را درقدرت سهیم سازند. الحق که مهتدی هم در مسیری که اینها برای آینده ایران در پیش گرفته اند برای ادای این نقش خود را به آب و آتش زده و می زند.
کارنامه عبدالله مهتدی در این بیست سال اخیر همین را نشان می دهد تا بحال هر پاسدار و یا مامور درجه چندم وزارت اطلاعات رژیم  تحت نام مذاکره اراده کرده مهتدی در رکاب وی حاضر شده با وی بر سر  به حساب آوردن خود و سازمانش به چانه زنی پرداخته است.
مهتدی  در کنفرانس پاریس که پاسدار مدحی آن را از طرف وزارت اطلاعات ترتیب داده بود، یکی از شرکت کننددگان بود.  بعد از اینکه مدحی به ایران بازگشت و اعلام کرد که از طرف جمهوری اسلامی این ماموریت را انجام داده و فیلم آن را از تلویزیون جمهوری اسلامی بنمایش گذاشتند افتضاح آن برملا شد .
اخیرا هم با شرکت  در کنفرانس های استکهلم و واشنگتن همین پروژه های ارتجاعی را دنبال کرد، اما شکست هر دوی این کنفرانس ها یکی پس از دیگری وی را بار دیگر ناکام کرد، هر چند تبلیغاتی که رسانه های فارسی زبان آمریکا و بی بی سی برای این کنفرانس ها براه انداخته اند  دردی را برای شرکت کنندگان در این کنفرانس ها و از جمله آقای مهتدی دوا نمیکند.
نتایج مذاکرات هسته ای جمهوری اسلامی و کشورهای غربی در استانبول و اینکه طرفین ادعا میکنند، مسیر تفاهم را طی میکنند،امید واهی امثال مهتدی و جریایناتد ارتجاعی را بار دیگر بر باد داده است.
عبدالله مهتدی که به اعتراف خودش بیش از بیست سال فعالیت در کومه له و حزب کمونیست ایران اشتباه کرده و اظهار ندامت کرده در این بیست سال اخیرهم که سازمانی قومپرست ی درست کرده به یکی از راست ترین افراد اپوزیسیون تبدیل شده و برای گرفتن کوچکترین امتیازی به هر ریسمانی  خود را آویزان می کند
اما اینجا هم کشورهای غربی و هم اپوزیسیون راست باید بدانند مردم کردستان عبدالله مهتدی و سازمانش را طی دو دهه اخیر شناخته اند. اینها جریان جدی نیستند و اکنون هم هیچ ربطی به چپ گرایی و تاریخ کمونیستی کومه له بیست سال قبل ندارند، تا بتوانند به نام “چپ” او را قالب کنند.  
مهتدی و سازمانش در سیاست ها و پراتیک و اخلاق و منش و همه وجوه فعالیت خود به اعتراف خود نشان داده اند که سازمانی فدرالیست و قومی می باشند و هیچ قرابتی با گذشته چپ کومه له ندارند، در نتیجه با رنگ چپ  مردم اورا نمی پذیرند. در نتیجه این قالب کردن را از هیچ قدرتی نمی پذیرند.
کارگران و مردم کردستان باید هوشیار باشند، آلترناتیو سازی ارتجاعی بورژواها را نپذیرند.
اعلام کنند هیچ بند و بست و سازشی از بالا توسط کشورهای غریی و ارتجاع و هیچ ترتیباتی سیاسی  بدور از دخالت آنها قابل قبول نیست هر طرح و برنامه و آلترناتیوی که منافع آنها را نمایندگی نکند مردود است.
 صالح سرداری 15 آوریل 2012  ( 27 فروردین 1391)
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

عبدالله مهتدی اینبار دست بدامان دولت های آمریکا ، غربی و عربی شده است

 

عبدالله مهتدی اینبار دست بدامان دولت های آمریکا ، غربی وعربی شده است
 مدتی پیش بر روی فیس بوک شخصی عبدالله مهتدی و نیز بر روی سایت بروسکه متعلق به سازمان زحمتکشان، مطلبی را با قلم ایشان خواندم که در آن از دولت های آمریکا ، غربی و عربی خواسته بود تا به کردها و سازمان ها و احزاب کرد کمک کنند و بیاریشان بشتابند .
البته این اولین بارنیست که شاهد توهم زدگی عبدالله مهتدی هستیم. در سال 1997، آنزمان که ایشان در صفوف کومه له بود، به دولت محمد خاتمی چراغ سبز داد و گفت: « باید آقای خاتمی حسن نیت نشان بدهد ». پس از این بود که در کنگرۀ هفت حزب کمونیست ایران به وی برخورد شد که همانگونه همه می دانند، بعد از ترک صفوف کومه له حزب مورد علاقۀ خودش را ساخت، و خودش را فرماندۀ کل قوای حزبش کرد.در همان زمان بود که با ماموران وزارت اطلاعات در دفتر مام جلال به چانه زنی برای کسب منفعت پرداخت؟!
عبدالله مهتدی از آن زمان تا کنون تلاش زیادی کرده تا به منافع شخصی خودش برسد. رفتن به استقبال حمله آمریکا به عراق، مراجعت به آمریکا برای دیدار با کارمندان جزء کاخ سفید و وزارت امور خارجه این کشور که پس از ماهها انتظار سرانجام تیرش به سنگ خورد و نا امیدانه از واشنگتن برگشت، و رفتن نزد نوری زاده و محمد رضا مدحی (الماس فروش) برای ساختن تشکیلاتی در درون ارتش و سپاه پاسداران برای عملی کردن یک کودتای خیالی در ایران، که دست آخر طرف رژیمی و مأمور از آب درآمد و گفت اینها را سرکار گذاشته ام، و شرکت در سمینار مخفی و پنهانی استکهلم سوئد، تنها نمونه هایی از فعالیت های بی ثمر و شکست خوردۀ عبدالله مهتدی می باشد.
بعلاوه اینها، یادمان هست که در جریان مضحکه انتخابات دو سال پیش (1388) به سمت سبزها و کروبی و موسوی رفت و در جهت حمایت از آنها به مردم کردستان فراخوان داد. او در آن زمان دو پیام به مردم کردستان داد. پیام اول را در 16 ژوئن 2009 به نام رهبری سازمان زحمتکشان منتشر کرد، و پیام دوم را در 21 جون 2009 بعنوان رهبرملت کرد صادر کرد. عبدالله مهتدی در این پیام ها از مردم کردستان دعوت کرد به خیابانها سرازیر شوند و از سبزها و جنبش ارتجاعی اشان پشتیبانی کنند. اما دیدیم که احدی از مردم کردستان جواب پیام ها یا فراخوان های عبدالله مهتدی را نداد. آری، تمامی این کوشش های بی نتیجه و شکست های پی در پی دقیقاً چهار، پنج سال بعد از فراخوان اعتصاب عمومی 16 مرداد سازمان کردستان حزب کمونیست ایران – کومه له صورت گرفتند که مهتدی و حزبش در آن موقع خط قرمزی بر فراخوان کومه له کشیدند و اعلام کردند که فراخوان آنان نیست. با این وجود مردم مبارز و فهیم کردستان با استقبال بی نظیرشان از فراخوان اعتصاب عمومی کومه له، جواب دندان شکنی به ایشان دادند.
ضمناً کیست که به خاطر نداشته باشد که در زمان درگذشت آیت الله منتظری عبدالله مهتدی بعنوان دبیر اول حزبش به پیروان منتظری پیام تسلیت داد که با بی اعتنایی آنان روبرو شد. و بلاخره کیست که از ملاقات و مذاکرۀ او با سفارت خانه های رژ یم “برای حل مسئله کردستان” بی اطلاع باشد که آنهم نتیجه ای برایش دربر نداشت .
اما از اینها که بگذریم، آنچه حالا مایه حیرت همگان است، اینست که چرا در تشکیلات آقای مهتدی کسی نیست دهن باز کند و از کاک عبدالله بپرسد که شما از کدام دولت های غربی ،عربی و به خصوص آمریکا درخواست می کنید به حمایت از کردها بپردازند؟ تاریخ دولت های سرمایه داری استبدادی کشورهای عراق و سوریه همانند دول سرمایه داری استبدادی ترکیه مملو از جنایت در حق توده های مردم کردستان در این کشورهاست. کسی فراموش نکرده که دولت شوونیست عراق در زمان صدام حسین 181 هزار کرد را قتل عام کرد، هزاران روستا را خراب کرد، و 5000 نفر را با بمب های شیمایی در حلبچه کشت.
از این گذشته مگر اکنون دولت نوری المالکی به کردهای عراق بهانه نمی گیرد و مادۀ 140 را پشت گوش نمی اندازد؟ مگر دولت فعلی عراق نیروهایش را به خانقین کردستان اعزام نکرده تا خودش در آنجا حاکم شود؟ حال چگونه می توانید از چنین حاکمیتی انتظار کمک داشته باشید؟
همچنین مگر میتوان از دولت بحران زده سوریه که حاضر نیست بگوید در سوریه یک نفر کرد وجود دارد و حتی نمی گذارد مردم کردستان شناسنامه کردی داشته باشند یا به فرزندان اکراد شناسنامه نمی دهد، توقع مساعدت داشت؟
آیا باید از این دولت ها با این پیشینه، ماهیت و عملکرد که بر امواجی از نفرت کارگران و توده های تحت ستم سوارند خواست که به حمایت از مردم تحت ستم کردستان بشتابند؟ آیا این توهم به دشمنان طبقاتی کارگران و زحمتکشان _ اعم از کرد و عرب _ در عراق، سوریه و… نیست که حتی به مردم معترض کشورهایشان رحم نمی کنند و وحشیانه آنان را سرکوب می کنند؟
 مهتدی پس از شرکت در سمینار پنهانی استکهلم سوئد، از آمریکا و کشورهای اروپایی و عربی خواسته است به ایران حمله نظامی کنند و حمله باید همه جانبه باشد تا به نتیجه برسند؟
امیدواریم کسانی که در تشکیلات عبدالله مهتدی حضور دارند، به این مسائل فکر کنند و از رهبران این حزب بخواهند که پاسخگو باشند.که البته هیچگاه پاسخ نخواهند داد!
جمعی از اعضای سابق کمیته مرکزی کومله
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

انشقاق و انشعاب ، فاجعه یا خیانت در کومله و حزب دمکرات کردستان؟؟

 

انشقاق و انشعاب،فاجعه یا خیانت در کومله و حزب دمکرات کردستان؟؟!!
 
عملکرد تا کنونی احزاب و جریانات کرد ضد انقلاب از نگاه
یک چهره مطرح اپوزیسیون
ناصر ایرانپور مقاله ای تحت عنوان : معضل احزاب در کردستان: وحدت یا اتحاد؟ علاوه بر سایتهای کردی برای وب سایت سیاسی افشاگری کومله 1917 ارسال نموده که ضمن تشکر از ناصر ایرانپور آن را بدون کم و کاست منتشر می کنیم.
این مقاله حاکی از عمق بحران و کشمکش و همچنین قدرت طلبی و عوام فریبی در میان سرکردگان  جریانات و احزاب کرد ضد انقلاب می باشد که نشان از انشقاق و انشعاب و همچنین خیانت به مردم کردستان ایران است.
همانطوریکه ناصر ایرانپور در این مقاله آورده است،اتحاد و وحدت در میان جریانات کرد اپوزیسیون خارج نشین و اردوگاه نشین و تجزیه طلب،غیر ممکن است مگر اینکه سرویس های اطلاعاتی آمریکا،انگلیس و اسرائیل آنها را برای اهداف پشت پرده و سازمان یافته خود،از آنها بخواهند که با هم متحد شوند!
با این مقدمه:
به نظر شما ناصر ایرانپور  برنامه و خواسته کدامیک از سرویس های اطلاعاتی را پیاده سازی می کند؟؟!!
معضل احزاب در کردستان: وحدت یا اتحاد؟
ناصر ایرانپور

 
چندی است که‌ باز بحث تفرق و وحدت احزاب منشقق کردستانی، به‌ویژه‌ حزب دمکرات کردستان (حدک) و حزب دمکرات کردستان ایران (حدکا)، در فضای مجازی بالا گرفته‌، تا جایی که‌ رهبری دو حزب نامبرده‌ پیامهای غیرمستقیمی در این ارتباط برای هم ارسال نموده‌اند. چگونه‌ دراین مورد می‌اندیشیم؟
شاید یادآوری این نکته‌ برای کسانی که‌ تماما در جریان حوادث و تحولات سیاسی و حزبی در کردستان ایران نیستند، ضروری باشد که‌ قریب پنج سال پیش در پی بحرانی چند ساله‌ انشعاب و یا انشقاقی در حزب دمکرات کردستان ایران صورت گرفت. پس از آن منشققین کار سیاسی و حزبی خود را تحت عنوان “حزب دمکرات کردستان” ادامه‌ دادند.
از آن زمان بحث وحدت مجدد این دو حزب، به‌ویژه‌ به‌ این دلیل که‌ آنها تاریخ و هم‌اکنون نیز استراتژی مشترک دارند، مطرح بوده‌ و حتی از میان تعدادی از اعضای آنها، بخصوص اعضای حدکا، کمپینی برای وحدت مجدد نیز شکل گرفت که‌ تاکنون در درجه‌ی نخست به ‌سبب مخالفت و مقاومت بخشی از رهبری حدکا نتیجه‌‌بخش نبوده‌ است.
گفتنی است که‌ حزب دمکرات کردستان ایران تنها توضیحی که‌ برای افکار عمومی در این پیوند داشته‌، قائل بودن این شرط بوده‌ که‌ حزب دمکرات کردستان باید نام خود را تغییر دهد و یا “همانطور که‌ رفته‌اند همانطور نیز بازگردند“!!
یکی از اعضای رهبری این حزب (حدکا) افراطی‌تر نیز اظهارنظر نموده‌ و گفته‌ که‌ جمع رفقای دیروز خود و “حزب دمکرات کردستان” امروز را حتی “حزب” نیز نمی‌داند و در هیچ جبهه‌ای که‌ “آنها” (حدک) باشند، مشارکت نخواهد نمود!
این حزب به‌ سبب این مواضع زمخت و غیردیپلماتیک و گاها حتی غیرسیاسی‌ تحت فشار شدید افکار عمومی کردستان قرار گرفته‌ و از این حیث ایزوله‌ شده‌ است.
حدک، اما، موضع ـ از نظر من ـ بسیار ملایم و اصولی در این ارتباط اتخاذ نموده است. حزب دمکرات کردستان بطور خلاصه‌ می‌گوید که‌ هیچ شرط و شروطی برای آغاز دیالوگ با حدکا ندارد و البته خواهان‌ اتحاد در چهارچوب یک ائتلاف و جبهه‌ی کردستانی و احیانا پس از طی یک پروسه‌ وحدت دوباره‌ی حزب است.
خالد عزیزی، دبیر کل این حزب، بارها به‌ مضمون اظهار داشته‌ که‌ “ما با مخالفان و حتی سرسخت‌ترین دشمنان ملت‌مان هم نشستیم و گفتگو کردیم، به‌ قصد مصالحه‌ و تفاهم هم نشستیم.
عجیب خواهد بود از نشستن با یاران حزب مشترک دیروزمان که‌ با هزاران بند به‌ هم پیوند داریم، تاریخ مشترک داریم، شادی‌ها و رنجها و مناسبات مشترک داریم، یک افق و استراتژی سیاسی واحد داریم، ابا و اکراه‌ داشته‌ باشیم…!”
من رسالت خود را بعنوان یک فرد مستقل و منتقد نه‌ صرفا در نقد منفی که‌ همچنین در نقد مثبت احزاب کردستان می‌بینم. از این منظر است که‌ این موضع حدک را با صراحت مورد تأیید و تحسین قرار می‌دهم و موضع حدکا را اما قابل نقد و سرزنش می‌دانم.
موضوع اصلی این مقاله، اما، قبل از اینکه‌ وحدت تشکیلاتی این احزاب هم‌ریشه‌ و هم‌برنامه‌ باشد، همکاری سیاسی و اتحاد عمل آنهاست. چرا که‌: آری، حزب دمکرات کردستان ایران هنوز در برابر هر نوع نزدیکی (اتحاد عمل و ائتلاف و وحدت) مقاومت می‌کند.
اما پیش‌بینی من به‌ دلایل مختلف این است که‌ این وحدت دیر یا زود صورت خواهد گرفت و حزب دمکرات کردستان ایران یگانگی دوباره‌ی خود را بازخواهد یافت. اما آیا مشکلی که‌ به تنظیم‌ روابط سیاسی و سالم احزاب کردستانی برمی‌گردد، حل خواهد شد؟ نوعی دیگر پرسش کنیم: آیا معضلی که‌ بن‌بست کنونی را بوجود آورده‌ از میان خواهد رفت؟ به‌ اعتقاد من نه‌.

بلی، من وحدت را محتمل‌تر و دستیافتنی‌تر از اتحاد می‌دانم و اما اشکال کار هم از نظر من اتفاقا در همین جاست. چرا؟؟
برای اینکه‌ درکی که‌ بر “یا خصومت یا وحدت” استوار است و گفتمانی که‌ می‌گویدیا با منی و یا ضد من” به‌قوت خود باقی خواهد ماند و این است که‌ منشاء بحرانها در روابط احزاب کردستانی و حتی جدایی‌های پیاپی شده‌ است. این تقریبا همان گفتمان تنوع‌ستیز و غیردمکراتیک و یکسان‌سازی‌ای‌ می‌باشد که‌ در عرصه‌ای دیگر، یعنی در ارتباط با نظام سیاسی کنونی ایران، از دیرباز به‌ چالش کشیده‌ایم و اما خود اکنون نادانسته‌ و ناخواسته‌ به‌ مجریان و مبلغان آن‌ تبدیل شده‌ایم.
بدیهی است که‌ تعدد احزاب هم‌نام و هم‌برنامه‌ و هم‌تاریخ دشواریهای زیادی برای آنها ایجاد نموده‌ است. اهمال کوتاه در تعقیب حوادث مربوط به‌ جریانات سیاسی کردستان کافی است تا “از قافله‌ عقب بمانی” و پس از مدتی کوتاه‌ ندانی اکنون مثلا کی تحت کدامیک از عناوین مشابه‌ کار می‌کند.
همین چندی پیش با یکی از کوشندگان حوزه‌ی حقوق زنان که‌ ده‌ سال پیشمرگه‌ی کومله‌ بوده‌ و پس از مدتی کار مستقل سیاسی و اجتماعی خوشبختانه‌ مجددا به‌ عضویت یکی از آنها درآمده‌ است، گفتگویی داشتم.
وی تعریف کرد که‌ تصمیم گرفته‌ است که‌ کار سیاسی را با “کومله‌ی زحمتکشان” از سر گیرد.
سپس گفت که‌ با این و آن نیز از “کومله‌ی زحمتکشان” بحثهایی داشته‌ است. تعجب کردم و پرسیدم که‌ اینها ولی از “کومله‌ی شورشگیران” هستند. بلاخره‌ متوجه‌ شد که‌ درواقع مقصودش هم “کومله‌ی شورشگیران” بوده‌ است. پرسشم اینجاست: چنانچه‌ این معضل تشابه‌ نامی کومله‌ چنین سردرگمی‌ای در بین اعضای دیرین آنها و فعالان سیاسی ایجاد کند، تکلیف مردم کردستان و به‌ویژه‌ خارج از کردستان چیست؟
بدیهی است که‌ این امر به‌ اعتبار و جدیت آنها و در عرصه‌ی مناسبات سیاسی آنها در ایران و جهان نیز آسیب رسانده‌ است. لذا آنچه‌ مدنظر من است تطهیر و توجیه‌ وضع موجود نیست. چنین وضعی به‌اندازه‌ای آزاردهنده‌ است که‌ نتوان مهر تأیید بر آنها گذاشت و به‌ سکوت برگزار نمود.
می‌دانیم که‌ جامعه‌ی کردستان (مثلا در قیاس با‌ بخشهای دیگر ایران) به‌شدت سیاسی است. لذا تحزب در آن امری بدیهی است. بر همین مبنا از سویی می‌توان گفت که‌ روابط درونی احزاب کردستانی خود تابعی از این فرهنگ عمومی سیاسی و حزبی جامعه‌ است و این احزاب محصول این جامعه‌ می‌باشند. یقینا بخشی از این داوری درست است.
از سویی دیگر نیز اما می‌توان گفت که‌ در شکل‌گیری این فرهنگ سیاسی هر کدام از این احزاب سهم خود را داشته‌اند و فضای سیاسی ـ حزبی حاکم بر کردستان را محصول احزاب آن دانست. این نیز بطور کامل اشتباه‌ نخواهد بود.
به‌همان اندازه‌ نیز مبرهن است که‌ شرایط سیاسی حاکم بر کردستان و به‌ویژه‌ احزاب آن همچنین حاصل و تابع شرایط عمومی‌تری است که‌ استبداد حکومت اسلامی بر این خطه‌ تحمیل نموده‌ است.
با این دیپاچه‌ی کوتاه‌ می‌خواهم بگویم که‌ فرهنگ و درک و گفتمان حاکم بر احزاب نیز به‌ روشنفکران و فعالان مستقل سیاسی کردستان نیز تزریق شده‌ و در آن بازتولید شده‌‌ و به‌ درون احزاب باز می‌گردد. بارها مشاهده‌ نموده‌ایم که‌ انسجام و وحدت (حتی به‌ هر قیمت) برای غالب این احزاب امری مقدس بوده‌ است و بالطبع کسانی که‌ این امر مقدس را با انشعاب زیرسوال ببرند، مورد نفرین قرار گرفته‌ و آماج یورشها و اتهامات محیرالعقولی قرار می‌گیرند.
دامنه‌ی این تشنج به‌ این احزاب محدود نمانده‌‌ و کل فضای سیاسی و مناسبات احزاب را تحت‌الشعاع منفی خود قرار می‌دهد. در نتیجه‌ فشاری از سوی افکار عمومی و روشنفکران و فعالان و مصلحین و غمخواران جنبش و خود مردم متوجه‌ این احزاب جهت غلبه‌ بر‌ انشقاقات و نیل به‌ وحدت خود می‌شود، چه‌ که‌ خود منتقدان نیز عدم وحدت را عامل اصلی عدم وجود یک اتحاد سیاسی فراگیر ارزیابی می‌کنند.
اما آیا مشکل ما بیشتر عدم وحدت تشکیلاتی است و یا فقدان یک اتحاد و ائتلاف و همکاری عملی و مبارزاتی؟ آیا ما از وحدت است که‌ به‌ اتحاد می‌رسیم و یا از اتحاد به‌ وحدت؟ بی‌جهت نیست که‌ بسیاری خرده‌ می‌گیرند که‌ تا زمانی که‌ دو حزب دمکرات و چند کومله‌ وحدت تشکیلاتی خود را باز نیابند، ائتلاف کردستانی نیز در کار نخواهد بود، لذا از نظر آنها باید جهت دستیابی به‌ چنین ائتلافی ابتدا راه‌ وحدت هر یک از تشکیلاتهای نامبرده‌ را پیمود.
طبیعتا در این استدلال منطق قابل قبولی نهفته‌ است، اما آیا با چنین وحدتی و با اتحادی که‌ در پی چنین وحدت تشکیلاتی حاصل شود، معضل فقدان یک مکانیسم دمکراتیک و سالم در درون و روابط بین احزاب و بویژه‌ بین آنانی که‌ در پی انشقاق یک حزب واحد بوجود می‌آیند، حل خواهد شد؟ به‌ باور من نه‌. من تصورم این است که‌ ما شیپور را از دهان گشاده‌اش می‌زنیم و برای همین هم است که‌ ندای وحدت‌طلبی ما پژواک و حاصل قابل انتظار خود را ندارد. به‌ باور من:
تا زمانی که‌ انشقاق و انشعاب را (چون طلاق) امری ‘بدیهی’ و گاها حتی پرهیزناپذیر تلقی نکنیم و بدتر:
آن را همچنان ‘فاجعه‌’ و ‘خیانت” محسوب کنیم و
تا زمانی که‌ حق و حقوق مساوی برای منشعبین و منشققین از حیث انتساب به‌ تاریخ مبارزاتی مشترک و نام حزبی قائل نشویم،
تا زمانی که‌ چون مذهبیون عقب‌مانده‌ همسنگران دیروز خود را ‘نجس’ بدانیم و از نشستن با آنها دور یک میز و زیر یک سقف اکراه‌ داشته‌ باشیم و گفتگو با آنها را مکروه‌ بدانیم،
تا زمانی که‌ آماده‌ نباشیم با رفقای تشکیلاتی مشترک دیروز، که‌ امروز نزدیکترین متحدان سیاسی‌مان هستند، در یک ائتلاف گسترده‌ باشیم سخن گفتن از وحدت ‘آب در هاون کوبیدن’ است.
چرا؟
چون اصل مشکل از نظر من قبل از اینکه‌ فقدان وحدت دو حزب دمکرات و چند کومله باشد، غیبت یک فرهنگ و منطق دمکراتیک است. تا این مشکل اساسی و پایه‌ای حل نشود، همچنان با مشکلات مشابه‌ ـ حتی اگر وحدتی هم صورت پذیرد و در پس آن اتحادی هم شکل گیرد ـ روبرو خواهیم ماند.
آری، گیریم هر کدام از دو جریان دمکرات و کومله‌ وحدت تشکیلاتی پیشین خود را باز یافتند و تازه‌ جبهه‌ای هم از آنها بوجود آمد، تکلیف چیست اگر باز در درون آنها بحران بوجود آمد و انشعابی دیگر شد؟ آیا در صورت عدم حل مشکلات پایه‌ای برشمرده‌ جبهه‌ هم از هم نخواهی
د پاشید؟ آیا آن هنگام طرفی از منشققین که‌ خود را “برحق‌تر” و “اکثریتبداند، شرط خروج و یا عدم پذیرش جریان مشقق را برای ماندن خود در آن جبهه‌ قائل نخواهد شد؟

بر مبنای همین تأملات توصیه‌ی من این است که‌ تلاش کنیم که‌ از مسیر آغاز گفتگو میان دو حزب دمکرات و میان چند کومله‌ به‌ جهت شکستن سد بی‌اعتمادی و رفع‌ موانع روانی ایجاد ارتباط‌ با رفقای دیرین خود،برگزاری مشترک مراسم مشترک حزبی که‌ بسیارند،آغاز همکاری عملی و کار تبلیغی مشترک بر علیه‌ حکومت اسلامی، مثلا به‌ صورت صدور اعلامیه‌ها و بیانیه‌های مشترک،تلاش مشترک برای تنظیم پلاتفرمی جهت تشکیل جبهه‌ای درون‌جریانی، ایجاد جبهه‌ای کردستانی،
پیش رویم.
اتحاد و وحدتی که‌ در طی این مسیر بوجود آید، به‌ هر حال بسیار نیرومندتر و مستحکم‌تر از وحدتی خواهد بود که‌ بدون زمینه‌سازی لازم و مکانیسم نظری و عملی متحدکننده‌ بدست آید.
خوب، پرسش بعدی که‌ طرح می‌شود این است که‌ آیا باید برای طی این طریق شرط و شروطی نیز قائل شد؟ به‌ باور من نه‌. نیرویی که‌ قائل به‌ شروطی از جمله‌ تغییر نام حزبی رفقای تشکیلاتی دیروز خود برای دست کم گفتگو باشد، مشکل خواهد داشت باورمندانه‌ ادعا کند که‌ پایبند به‌ اصول و قواعد دمکراتیک در تشکیلات خود و در جامعه‌ است، اعتماد به‌ نفس لازم دارد و به‌ تشکیل جبهه‌ی کردستانی و بازیابی وحدت تشکیلات خود باور دارد.
و این آن منطقی است که‌ باید به‌ چالش کشیده‌ شود، منطقی که‌ در تعارض با فرهنگ سیاسی سالم و دمکراتیک قرار دارد و زیانهای آن طویل‌المدت و گسترده‌تر خواهد بود.
باید بدانیم که‌ تا حزب سیاسی داشته‌ باشیم، احتمال انشعاب و انشقاق نیز بطور بالقوه‌ وجود خواهد داشت. لذا از همین اکنون باید مکانیسمی برای تنظیم مناسبات دوره‌ی بعد از انشعاب داشته‌ باشیم، همانطور که تا ازدواج است، احتمال بالقوه‌ی طلاق هم وجود خواهد داشت و لذا‌ بشریت ترقی خواه‌ مناسباتی را برای مرحله‌ی بعد از آن بین زوجین تنظیم و مدون نموده‌ است.
گفگو و همکاری مطلقین بعد از ازدواج نیز ـ آن هنگام که‌ حاصل زندگی مشترک فرزند یا فرزندانی باشند ـ از ضروریات است، مگر اینکه‌ یکی از آنها خود داوطلبانه‌ از حقوق خود بگذرد و برای آینده‌ نیز از خود سلب مسؤولیت کند.
میراث زندگی مشترک حزبی نیز عبارت است از تاریخ مبارزاتی، شهیدان و زندانیان سیاسی و برنامه‌ و نام و اعتبار حزبی. اگر طرفی از منشققین ـ حال به‌ هر دلیلی ـ خود داوطلبانه‌ از تمام حقوق خود گذشت و برای آینده‌ نیز در ارتباط با این میراث و حاصل مشترک از خود سلب مسؤولیت و رسالت کرد، مشکلی نمی‌ماند.
مشکل آنجا بوجود می‌آید که‌ این طرف بر حق بدیهی خود پای فشارد و طرف مقابل در تلاش برآید با توسل به‌ مستمسکات ناروا و نادمکراتیک این حق را از وی بستاند.
نتیجه‌ اینکه‌ از نظر من هدف ما قبل از اینکه‌ نیل به‌ وحدت دمکرات و کومله‌ باشد، باید معطوف به‌ عادی‌سازی و سالم‌سازی مناسبات درونی هر کدام از آنها ـ ابتدا برای دستیابی به‌ نوعی از همکاری بین هر کدام از آنها و در پایان یک پروسه‌ی اتحاد، وحدت تشکیلاتی آنها ـ باشد.
ما شاید محق نباشیم آنها را مجبور سازیم در یک چهارچوب تشکیلاتی واحد کنش سیاسی داشته‌ باشند، اما محق هستیم از آنها مناسبات متمدنانه‌ را بطلبیم.
بر من روشن است که‌ طی مسیر “گفتگو ـ اتحاد ـ وحدت” پرزحمت‌تر و حتی نامحتمل‌تر از مسیر “وحدت ـ اتحاد” است (همانطور که‌ تنظیم مناسبات درون خانوادگی یک زوج را سهل تر از تنظیم مناسبات زوجین در مرحله‌ی بعد از طلاق می‌دانم)، اما چنانچه‌ بر تغییر زمینه‌های سیاسی و فرهنگی‌‌ای که‌ بحران مورد بحث را بوجود آورده‌اند مصر نباشیم و چنانچه‌ نمی‌خواهیم وحدت صوری و متزلزل صورت گیرد و فردا مجددا با مشکلات مشابهی روبرو گردیم، باید در درجه‌ی نخست بر لزوم ارتقاء فرهنگ سیاسی و میان‌حزبی نارضایت‌بخش موجود تأکید داشته‌ باشیم و آن را مطالبه‌ کنیم و متخطیان از آن را نکوهش.
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
Description: null

 

زمان انتشار: ۹:۳۰۱۳۹۱/۱/۲۸ |

افزایش خودکشی و خودسوزی در اردوگاه های کومله و حزب دموکرات Description: 1

 

احزاب و شخصیت‌هاکیهان نوشت:

 

مشکلات شدید پدید آمده در اردوگاه گروه های ضدانقلاب مقیم کردستان عراق، باعث افسردگی و خودکشی شماری از آنان شده است. سران این گروه ها به اعضا اجازه جدا شدن را نیز نمی دهند.

 

پایگاه اینترنتی «اخبار روز» این مطلب را از قول یکی از عناصر ضدانقلاب کرد منتشر کرد. زاهد حنبلی می گوید: احزابی نظیر حزب دموکرات ساختار مارکسیستی -لنینیستی دارند. کنش و رفتار غیردموکراتیک آنها منجر به انشعاب های پی در پی در طول مدت کمپ نشینی آنها در کردستان عراق شده و نتیجه آن قربانی شدن افراد موسوم به پیشمرگه ها بوده است.

وی اظهار داشت: زد و بندهای غیردموکراتیک و حاشیه های ناسالم اخلاقی در اردوگاه ها، چهره اعضا را خسته تر کرده است. در موارد بسیاری هم به رفتارهای تراژیکی چون خودکشی پیشمرگه ها منجر شده است. آنها تحت سیطره شدید سران احزاب هستند. زنان از جمله قربانیان هستند. تحلیل رفتن اخلاقیات دراین اردوگاه ها، مشکلات عدیده روحی و روانی راموجب شده که بارها به خودکشی و خودسوزی انجامیده است.

بنابر گزارش اخبار روز، نامبرده سال 83 به گروهک حزب دموکرات پیوست، در جریان اختلافات با جریان رفورمیستی حزب همراه شد، سال 85 نیز به انشعاب حزب دموکرات (حوک) پیوست و سرانجام در سال 89 پس از 5 سال، کلاً این تشکیلات را ترک کرد. نامبرده با 5 سال سابقه حضور در گروهک دموکرات تصریح می کند: افراد در ابتدا با حسی نوستالژیک خود را قهرمان می بینند اما به تدریج بار روانی منفی پیدا کرده و خسته می شوند. توهم مبارز بودن به تدریج به افسردگی مفرط می رسد و زد و بندهای ضد دموکراتیک و حاشیه های غیراخلاقی آنها را خسته کرده و ناامیدتر می کند و تا خودکشی پیش می برد.

++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
مصاحبه ناصر رزازی با شبکه بی بی سی فارسی:
 ناصر رزازی : کومله و دمکرات به بیراهه می روند
گروههایی از جمله کومله و دمکرات به بیراهه رفته اند . این گروهها با استفاده از زور و سلاح می خواهند قدرت را در کردستان بدست بگیرند

 

پیش از برگزاری انتخابات مجلس نهم، کشورهای بیگانه و بویژه انگلیس، روی عدم مشارکت مردم ایران در این انتخابات خیلی حساب باز کرده و دل بسته بودند! بویژه امید و اتکای آنها به نقاط مرزنشین و اقوام و از جمله کُردها بود.
آنها فکر می کردند، مشارکت پایین کُردها، میانگین مشارکت کل کشور در انتخابات را پایین می آورد.
پس از اینکه محاسبات آنها غلط از آب درآمد، و مردم سنندج (با 70% مشارکت)، مهاباد (با 60% مشارکت) و ایلام و کرمانشاه (با قریب به 80% ) مشارکت حتی از شهرهای مرکزی تری مانند تهران، مشارکت بیشتری در انتخابات داشتند، آنها سعی در انتقام جویی از احزابی گرفته اند، که این محاسبات اشتباه را به آنها القاء کرده بودند!
حدوداً از روز پس از انتخابات این چندمین برنامه تلویزیونی و مطلب نوشته شده است که احزاب دمکرات و کومله را به تمسخر گرفته و آنها را می کوبد.
روز سه شنبه 16 اسفند ماه 1390 در همین راستا، ناصر رزازی میهمان برنامه به عبارت دیگر بی بی سی فارسی و عنایت فانی بود. عنایت فانی را که می شناسید؟ ید طولانی در تمسخر رهبران احزاب کومله و دمکرات و سؤال پیچ نمودن آنها دارد. در این برنامه هم ناصر رزازی مطالبی را فاش کرد که تاکنون کمتر جرأت به بیان آنها می نمود.
ناصر رزازی خواننده و عضو پیشین گروهک تروریستی کومله در مصاحبه  با شبکه بی بی سی فارسی ابتدا به دفاع از آوزها وترانه های کُردی  پرداخت . در بخشی از صحبت وی سعی کرد جمهوری اسلامی را به چالش کشانده که تحت هیچ شرایطی در کردستان نه آواز و نه ترانه ای خوانده می شود و اظهار نمود که جمهوری اسلامی زبان، آواز و ترانه های کُردی را از بین برده و خوانندگان آن را بشدت سرکوب می کند.
اما عنایت فانی با زیرکی خاص جواب او را داده و خطاب به ناصر رزازی گفت خوانندگان زیادی در ایران و جود دارد که ترانه های خود را به زبان کُردی می سرایند ودولت جمهوری اسلامی  از آنها حمایت می کند  از جمله به برادران کامکارها و … اشاره نموده و او را از بیان گفته های دروغین، شعار گونه و دیکته شده خود پشیمان ساخت و همین نقطع عطف این مصاحبه بود.
ناصر رزازی در بخش دیگری از صحبتهای خود تمامی احزاب مسلح کُردی را زیر سوال برد و گفت گروههایی از جمله کومله و دمکرات به بیراهه رفته اند . آنها نتوانسته اند فرهنگ کُرد را به دیگران نشان دهند.
ناصر رزازی سپس در بیان مطالب خود اظهار داشت که این گروهها با استفاده از زور و سلاح می خواهند قدرت را در کردستان بدست بگیرند  اما سلاح در کردستان چاره نیست وبایستی از راه گفتمان مسئله حل شود.
عنایت فانی سردبیر به عبارت دیگر به ناصر رزازی یاد آور شد که آقای ناصر رزازی شما مدت زیادی در داخل کومله فعالیت داشتید وسلاح  بدست گرفته و مبارزه مسلحانه می کردید اکنون چرا از آنها انتقاد می کنید؟ و ناصر رزازی باز هم سکوت اختیار کرده و پاسخی ارائه نکرد .
ناصر رزازی در بخش پایانی صحبتهای خود با اظهار نظر جالبی خواستار الحاق کُردها ترکیه ، سوریه و عراق به خاک ایران شد وگفت کُرد در اصل ایرانی بوده و هست وباقی خواهد ماند و هیچگاه کردهای ایران ا ز خاک ایران جدا نخواهد شد.
ناصر رزازی در پاسخ  به سؤال دیگری از عنایت فانی گفت :
 جدا شدن کردستان از خاک ایران برای مردم ایران پذیرفته شدنی نیست. من خودم را کُرد می دانم ولی ایرانیم.
اینگونه اقدامات که از جانب افراد شاخص و مطرح و عناصر اسبق گروهها و بعضی عناصر بریده شده از گروههای مسلح کُردی ( کومله و دمکرات ) با صراحت بیان جای درنگ و تأمل دارد.
تاریخ: ۱۳۹۰/۱۲/۱۸
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
Description: پرینت گرفتن
۲۸,۰۸,۱۳۹۰
مرکز اسناد حقوق بشر ایران- در مصاحبه ای افشاگرانه با مرکز اسناد حقوق بشر ایران، رییس جمهور سابق جمهوری اسلامی ایران، ابوالحسن بنی صدر منظره ای ترسیم می کند از روند تقابل دولت جمهوری اسلامی و اقلیت کرد در سالهای ۵۷ و ۵۸.
بنی صدر این مسئله که دلیل او برای مشاوره دادن یا ندادن به آیت الله خمینی در سالهای آغازین انقلاب ۵۷ چه بوده است را می شکافد و در باره ی نقش خود به عنوان رییس جمهور و فرمانده کل قوا در عملیات نظامی سال ۵۸ در مناطق کردنشین گفتگو می کند. او همچنین آیت الله خلخالی، رییس دادگاه های جدید التاسیس انقلاب اسلامی در سال ۵۷ را مسئول جنایات و نقض حقوق بشر در مناطق کرد نشین ایران می داند. این مصاحبه به عنوان ضمیمه ای بر “خاطرات تسخیر کننده:اعدام کردها توسط جمهوری اسلامی در سال ۱۳۵۸” گزارش مشروح مرکز اسناد حقوق بشر ایران در باره ی دادگاه های کوتاه و غیر قانونی و اعدام هایی که در سنندج، مریوان، سقز و شهر های دیگر شمال غربی ایران که اکثریت کرد دارند در ماه های مرداد و شهریور ۱۳۵۸ اتفاق افتاد ارائه می شود.

 

اسم کامل:ابوالحسن بنی صدر
تاریخ تولد:۲ فرودین ۱۳۱۲
محل تولد: باغچه، همدان – ایران
شغل: رییس جمهور سابق جمهوری اسلامی ایران

 

سازمان مصاحبه کننده: مرکز اسناد حقوق بشر ایران
تاریخ مصاحبه: ۱۲ اسفند ۱۳۸۹
مصاحبه کننده:مرکز اسناد حقوق بشر ایران

 

این مصاحبه در تاریخ ۱۲ اسفند ۱۳۸۹ توسط ابوالحسن بنی صدر تایید شده است.
پرسش و پاسخ مرکز اسناد حقوق بشر ایران با رییس جمهور سابق ایران ابوالحسن بنی صدر
سئوال: آقای بنی صدر برای موافقت با مصاحبه امروز با ما ممنونیم.
بنی صدر: خواهش می کنم.
سئوال: شما مشاور خمینی بودید هنگامی که فتوای ۲۸ مرداد درباره کردها را داد؟ [۱]
بنی صدر: نه، من در راه بودم [به نقطه ای دیگر] و شنیدم که او همچنین دستوری داده و به راننده گفتم که راه را کج کند و به قم برود. رفتم و گفتم که این چه فرمانی بود که امضا کردید؟ شما را مردم اعلیحضرت همایونی نمی دانند. یک مقام معنوی می دانند. این مانند آن است که شما از آسمان سقوط کنی و پایین بیایی و بشوی فرمانده کل قوا. گفت اگر اینچنین فرمان نمی دادم ارتشی ها [به فرمان] عمل نمی کردند. من گفتم که حالا به فرض هم نمی کردند. هرچه عوارض آن بود زیانبخش تر از این کاری که شما کردی نبود. بنابراین من به آن فرمان اعتراض هم کردم. مسئله اینجاست که هنگامی که خمینی چنین فرمانی داده معنای آن این است که در آنجا [کردستان] یک جنگی بوده و کسی نمی تواند نسبت به کسانی که این جنگ را راه انداختند چشمش را ببندد و بگوید که حقشان بوده این جنگ را راه بیندازند ولی آنچه اینطرف انجام داده ]فرمان به ارتش] حق او نبوده (گرچه هر دوی این اعمال خطا و به ناحق بودند). بسیاری چیزها است که بدون جنگ می توان به آن رسید و لازم نبود جنگ راه بیندازند.
س: ما خواندیم که شما مشاور امام خمینی بودید. پس در آن زمان نبودید ولی قبل از آن بودید؟
ب.ص.: من مشاور نبودم. می گفتند، روزنامه نویسها مثلا می خواستند بگویند که اگر با کسی صحبت کردند او آگاه بوده و مشاور امام است و این عناوین را می دادند ولی من مشاور نبودم و هرگز هم این اصرار را نداشتم که مشاور ایشان باشم. در مورد مسائلی یا مطلع می شدم یا نظر پیدا می کردم و به او می گفتم [که نظرم چیست] ولی اینکه مرتب آنجا [نزد او] باشم و ببینم مسئله ای پیش می آید تا ایشان بپرسد نظر من چیست، آنگونه نبود.
س: پس چه کسی مشاور او بود؟
ب.ص.: ایشان اهل مشاوره نبود تا مشاوری پیدا کند. بستگی به موقعیت داشت دیگر. کسانی می رفتند و نظراتی به او تحمیل می کردند. غالبا هم ابتکار نمی کرد. در عمرشان ایشان ابتکار نکرده بود. همیشه عکس العمل می کرد و کسانی می رفتند و ایشان را به عکس العملی برمی انگیختند. در آن زمان هم اشخاصی بودند که فکر می کردند قوای مسلح باید در دست روحانیون باشد تا بتوانند دولت را تصرف کنند و [این افراد] او را با گفتن این که این فرماندهی کل قوا چیز مهمی است و باید مال شما باشد او را برانگیختند تا این فرمان را صادر کند.
س: اطلاعات امام درباره کردستان از کجا می آمد؟
ب.ص.: یک گروهی که بعداً شدند اطلاعات سپاه پاسداران (این قبل از آن است که سپاه به وجود بیاید یا واواک تشکیل بشود) اطلاع دهندگان اصلی آنها بودند. ولی غیر از آنها مردمی که از خود کردستان بودند و مخالف بودند با حزب کومه‌له[۲] و دموکرات[۳] و اینکه آنها بر کردستان مسلط بشوند. مأمورین حکومت هم اینکار را می کردند مثلا این آقای غرضی آنجا معاون استاندار بود. او آمد در تهران و در شورای انقلاب صحبت کرد و گفت که کردستان را از دست رفته بپندارید. فکر کنید که این صحبت را به امام هم بگوید، کسی که آماده عکس العمل نشان دادن است! هنگامی که در شورای انقلاب گفت، من گفتم آقا این حرفهای بی ربط چیست که می گویی؟ یعنی چه کردستان از دست رفته است. کردها بانیان ایران بودند. چه طوری کردستان می تواند از دست رفته باشد؟ نروید این حرفها را به آقای خمینی بگویید که ایشون برانگیخته بشوند و اتفاقی بیفتد که بعد جبران نشود. اینجور آدمها هم بودند و به ایشون گزارشهایی می دادند. دست کم این سه منبع را می دانم که داشتند. نماینده ای هم داشت که روحانی بود به نام آقای امینی، اگر درست به یاد داشته باشم، که با کردها گفتگو می کرد و می آمد و گزارشهایی [به خمینی] می داد که تا جایی که من می دانم گزارشهایی که ایشان می دادند ایشان [خمینی] را به جنگ و ستیز بر نمی انگیخت و بیشتر برای حل مشکل و برطرف کردن دعوا بود.

 

۱. گفتنیست ابوالحسن بنی صدر در زمان صدور فتوا رئیس جمهور نبود. وی در تاریخ ۵ بهمن ۱۳۵۸ به ریاست جمهوری برگزیده شد. به خاطر داشته باشید که این فتوا در تاریخ ۲۷ مرداد ۱۳۵۸ صادر شد و نه در ۲۸ مرداد. با این وجود مفاد این فتوا در تاریخ ۲۸ مرداد در روزنامه های ایران منتشر شد. در این فتوا خمینی دستور داده بود تا نیرو های مسلح ایران ظرف ۲۴ ساعت به سوی شهر مرزی پاوه پیشروی کنند و نا آرامی های آن منطقه را پایان دهند، خمینی تعهد کرده بود در غیر این صورت با آنان “به شیوه ای انقلابی برخورد کند”. رجوع کنید به «فرمان امام به عنوان رئیس کل قوا درباره حوادث پاوه»، کیهان، ۲۷ مرداد ۱۳۵۸، قابل دسترسی در http://www.iranhrdc.org/english/human-rights-documents/۳۵۰۷-۱۹۷۹-newspapers.html
۲. کومه له یا سازمان انقلابی زحمتکشان ایران، سازمان چپ گرایی است که بوسیله ی فعالان کرد بنیان گذاری شد. این سازمان وجود خود را پس از انقلاب ۱۳۵۷ ایران به شکل رسمی اعلام کرد.
۳. حزب دموکرات کردستان که در۲۵ مرداد ۱۳۲۴ در مهاباد پایه گذاری شد، بعد ها به گروهی زیر زمینی تبدیل شد. در دهه ی ۱۳۳۰ خود را بازیابی کرد و نام خود را به “حزب دموکرات کردستان ایران” تغییر داد. حزب دموکرات کردستان ایران که بجز دوره ای که در سال ۱۳۲۵ جمهوری مهاباد تاسیس شد، گروهی چپ میانه به حساب می آمد، به دنبال خودمختاری کردستان در قالب ایرانی دموکراتیک بود.

 

س: در اسفند ۱۳۵۸ هیئت حزب دموکرات کردستان طرح ۶ اصل خودمختاری را به شما داد و شورای انقلاب آن را رد کرد.[۴] دلیل شورای انقلاب چه بود؟
ب.ص.: اطلاعات شما غلط است. آن ۶ ماده را پیشنهاد کردند و هیئتی پیش من فرستادند و گفتند هر تغییری شما در این بدهید ما می پذیریم. آقای [داریوش] فروهر را هم به عنوان رابط گفتگو پذیرفتند تا با هم روی یک متن توافق کنیم. آن متن را آقای فروهر به من داد و شورای انقلاب تصویب کرد و من در دو نوبت اعلام کردم که این تصویب شده. منتها آنهایی که [تصویب را] نمی خواستند وخودمختاری بهانه آنها بود و در اصل چیز دیگری می خواستند جنگ خود را راه انداختند. من در دو نوبت اعلام کردم یکبار در تهران و یکبار در اهواز. روزنامه ها هستند و مطالب حزب دموکرات هم هستند که اینها را اعلام می کند. من در سرمقاله انقلاب اسلامی نیز [این را ] نوشتم.
س: هنگامی که رئیس جمهور شدید فرمانده کل قوا بودید. نقش رئیس جمهور به عنوان فرمانده کل قوا در امنیت کشور چیست؟
ب.ص.: نظارت بر امنیت خارجی کشور است که وظیفه ارتش است و طبیعتا زیر نظارت فرمانده کل قوا است. همچنین امنیت داخلی است که بر عهده ارتش نیست و بر عهده وزارت کشور است و در آن زمان شهربانی و کمیته ها و ژاندارمری بود و از لحاظ سیاسی سپاه پاسداران بود. سپاه تحت فرماندهی رئیس جمهور بود که البته پیروی نمی کرد و از آقای خمینی پیروی می کرد ولی شهربانی و ژاندارمری در اختیار وزارت کشور بود و تصدی اش با آنها بود.
س: نقش شما در این زمینه چه بود؟
ب.ص.: اگر جنگ پیش می آمد من باید قوای ایران را برای دفاع از ایران آماده می کردم. این جنگی که در کردستان پیش آمد… به عنوان فرمانده کل قوا… به لحاظ اینکه این ربط پیدا می کرد به احتمال حمله عراق به ایران… نقش رئیس جمهوری این بود که در اولین فرصت به جنگ خاتمه بدهد. بعد از آنکه مانع این شدیم که کسانی که این جنگ را راه انداخته بودن به اهدافشان برسند ما آتش بس اعلام کردیم و قبل از اینکه عراق به ایران حمله کند ما در کردستان جنگ را به پایان رساندیم. اگر این کار هم نمی شد و جنگ به سرعت تمام نمی شد ایران در خطر قطعی قرار می گرفت چون بخشی از قوا در کردستان گرفتار بودند و نیروی کافی برای عقب نشاندن قوای متجاوز نداشتیم.
س: پس دستورهای شما در آن زمان که به نیروهای مسلح و اینها دستور می دادید به دلیل خطر حمله خارجی بود؟
ب.ص.: سی سال است یک دروغی ساختند این کردها که می گویند بنی صدر گفته چکمه هایتان را در نیاورید… و آنقدر این را گفته اند من خودم هم شک کردم که شاید گفته ام. (بنی صدر روزنامه ای که بوسیله ی مصاحبه کننده به او داده می شود را می خواند) همانطوری که در روزنامه آمده مسئله اصلاً به کردستان ربط نداشت. یک عده ای یک سری( افرادی نظامی و غیر نظامی) را گروگان گرفته بودند و من به نیروهای مسلح گفته بودم که شما چکمه هایتان را در نمی آورید تا این گروگانها آزاد نشده اند. اصلاً به کردستان ربط نداشت. اتفاقاً یکبار در آلمان [در بحثی] کردها از من پرسیدند که چرا این حرفها را زدید و من برایشان متن را خواندم و گفتم که چرا سی سال است که دروغ پراکنی می کنید. البته جوابی نداشتند. بعد از اینکه شورای انقلاب خودمختاری را تصویب کرد هیچ بهانه ای اینها نداشتند و به همین دلیل این دروغ را ساختند چون دستشان رو شد. چون شورای انقلاب تصویب کرد و دیگر جنگ معنا نداشت و باید عمل می کردیم. آنها خودمختاری می خواستند و ما هم موافقت کردیم. دیگر جنگ بی معنا بود.

 

۴. پس از انقلاب ایران در سال ۱۳۵۷ طرح های زیادی برای افزایش خودمختاری سیاسی کردستان در چهارچوب کشور ایران از سوی نمایندگان کرد به نمایندگان خمینی پیش نهاد شد.

 

س: برنامه اقتصادی و فرهنگی شما برای کردستان چه بود؟
ب.ص.: جامعه ایرانی چندین قوم است و هر قوم هم هویت خود را دارد و باید این هویت های قومی را به رسمیت شمرد. امور فرهنگی به دست آن جامعه کرد باید اداره شود. من بر این بودم و هستم که براساس سه حق مسئله اقوام ایرانی باید حل و فصل قطعی پیدا کند. یکی حق اختلاف که از حقوق انسان است یعنی حق داشتن هویت متفاوت داشته باشند. یکی حق اشتراک که جزو ایران هستند و در ایران مانند بقیه شریک هستند. من تا آنجا پیش رفتم که بگویم خوب در دموکراسی یک نفر یک رأی است و دموکراسی بر مبنای قومیت نیست. در جامعه ای که چند قوم مشخص آنجا زندگی می کنند اگر “یک نفر یک رأی” سر جای خود بماند، و مبنا فقط آن باشد خوب فارسها و ترکها عده شان زیاد است و در این صورت همه کسانی که در اقلیت هستند همواره در اقلیت باقی خواهند ماند. پس باید یک جبرانی کرد تا آنها هم در اداره امور کشور به عنوان حق اشتراک نقش پیدا کنند. مورد سوم حق صلح است که جامعه ای با این حقوق و تفاوت ها باید بتوانند با هم در صلح زندگی کنند پس رشد اقتصادی و فرهنگی و سیاسی باید به طور برابر برای همه باشد و مرجعی به وجود بیاید برای اینکه این حق صلح را نگهداری کند و مثلا اگر قومی به او تجاوزی شد این مرجع بتواند تجاوز را حل و فصل کند. بعدها هم که ما از ایران بیرون آمدیم و شورای ملی مقاومت را تشکیل دادیم طرحی برای خودمختاری تنظیم کردیم و آقای قاسملو[۵] هم در آن زمان عضو شورا بود و طرح را هم امضا کرد بنابراین ما یک سیاست روشن برای حل مسئله در ایران داریم.
س: آنطور که الان گفتید با جنگ در کردستان مخالف بودید پس دستورها را چه کسی می داد؟ ارتش و سپاه و بسیج همه به کردستان حمله کردند شما فرمانده کل قوا بودید این دستورات را چه کسی داد؟
ب.ص.: جنگ در کردستان… یعنی حتی حزب دموکرات متنی را منتشر کرد که جنگ افروزی را در سنندج کومله راه انداخت. حالا چرا جنگ را راه انداخت… با اینکه خودمختاری هم تصویب شده بود این سوالی است که در این مدت جوابی به آن داده نشده. به ستون ارتش که از سنندج رد می شد اینها حمله کردند. برگردیم به عقب. در دعوای اول، روزهای اول انقلاب اینها در سنندج برخورد مسلحانه کردند و ژاندارمری را خلع سلاح کردند و به ستاد ارتش حمله کردند و بسیاری از آنها هم دستگیر شده بودند. ما به سنندج رفتیم. آنجا به پیشنهاد من در یک پیش نویس بین گروههای مختلف توافق شد و پیش نویس این بود که در سنندج انتخابات بشود و شورایی تشکیل بشود… و نتیجه کارشان که آنجا آزمایش شد همین اتفاق در جاهای دیگر کردستان هم انجام بشود. انتخابات انجام شد و ۱۱ نفر رأی آوردند. ۲ نفر کومه له، ۱ دموکرات و ۸ نفر هم از احزاب و گروه های دیگر. اینها شدند شورای شهر. بعد اعضای کومه‌له رفتند به خانه های اینها نارنجک انداختند و تهدید کردند که اینها باید از شهر خارج بشوند. با اینکه قرار بود افراد مسلح از شهر خارج بشوند و من به سپاه هم دستور داده بودم که از شهر خارج بشود اعضای کومه له مسلح وارد شهر شدند و بعد مردان مسلح کومه له حمله کردند به آن ستون نظامی و بعد هم ستاد ارتش را به گلوله بستند. ما چند نفر را واسطه کردیم. از جمله جلال طالبانی که الان رئیس جمهور عراق است و او به آنها گفت که این حرف من فرصت تاریخی است برای آنها. این را مفت از دست ندهید و بازیچه صدام [حسین] نشوید. گوش نکردند. بعد اریک رولو که روزنامه نگار لوموند بود و بعد شد سفیر فرانسه در تونس و ترکیه و الان هم بازنشسته است. او آمد نزد من و گفت [من فکر می کردم] شما که با خودمختاری موافق بودید. من گفتم که من موافق هستم اینها خودمختاری نمی خواهند. او رفت به کردستان، با اینها گفتگو کرد و بعد رفت عراق و بعد پاریس. او به من تلفن کرد که حق با شما است اینها [کردها] چیزهای دیگری در کله شان است.

 

۵. عبدالرحمان قاسملو تا زمان قتلش به دست فرستادگان جمهوری اسلامی ایران، به مدت ۱۶ سال دبیر کل حزب دموکرات کردستان ایران بود.

 

س: به نظر شما چه می خواستند؟
ب.ص.: اگر دقیق را بخواهید باید از آمریکایی ها بخواهید اسناد مخابرات عراق درمورد کردستان ایران را در اختیار شما بگذارند. همه چیز آنجا هست. اصلا شما می توانید بپرسید از کجا اسلحه می آوردند! این جوری نیست که شما بتوانید اسلحه را در بیابان پیدا کنید. اسلحه را کسی به اینها می داد. اگر هم دقیق بشوید می بینید که هنگامی که اینها در سنندج جنگ افروزی کردند چند ماه پیش از حمله عراق به ایران است. اگر ما جنگ را خاتمه نمی دادیم امکان سقوط ایران بود. رولان شبری هم هست که عراقی الاصل است و مقاله ای در سال ۱۳۸۱ در مغرب مشرق نوشت که گفته بود صدام برنامه اش این بود که “مسئله کردستان” را از راه کشتار حل کند. و این به نظر من رابطه مستقیم داشت با حمله به ایران. اسناد دولت انگلستان می گوید که از چند ماه قبل از حمله به ایران، عراق افراد ذخیره را هم فراخوانده بود تا آماده کند برای جنگ. قضیه کودتای نوژه هم همینطور از ماهها پیش تدارک دیده شده بود… زمانی که کشف شد در اصل ارتش بود که صدمه دیده و شیرازه اش پاشیده شد.[۶]جنگی که اینها برافروختند به خودمختاری مطلقا ربط نداشت. چون خودمختاری را شورای انقلاب تصویب کرده بود و من نیز اعلام کردم.
س: شما چند بار به کردستان سفر کردید؟
ب.ص.: اول کار که رفتم به سنندج و ترتیب شورای شهر را دادیم و همه امضا کردند، همان تنها سفری بود که من به سنندج کردم. (بلند می خواند) این اعلامیه حزب دموکرات کردستان فروردین یا اردیبهشت ۵۹ که می گوید کاروانی از عراق وارد ایران شده. جلویش گرفته شده… حامل اسلحه بودند که از عراق به ایران می اوردند. آن زمان جنگ هنوز راه نیفتاده بود و اینها(حزب دموکرات) خود را حافظ مرزها می دانستند. گفتند که کومه له و شیخ عزالدین حسینی[۷] دخالت کردند و رئیس کاروانی که گرفتند هم نامش جلال حسینی بوده و او گفته که شیخ عزالدین و کومه له در جریان این اسلحه ها هستند و با پادرمیانی شان اسلحه ها را به آنها دادند.
ب.ص.: پس این سند هم می گوید که پول و اسلحه هم از عراق می آمده. کاملترین سند همانی است که در سازمان مخابرات عراق یعنی در واقع اداره امنیت عراق است. همه چیز هست که یعنی پول یا اسلحه به کی داده اند. منظورم به وسیله رژیم صدام است دیگر.
س: نظر شما راجع به کارهایی که آیت الله خلخالی کرد چیست؟
ب.ص.: جنایت بود. من همان زمان گفتم، نه اینکه حالا بگویم. من در روزنامه انقلاب اسلامی گفتم و بعد در مجلس خبرگان گفتم که در آن زمان تشکیل بود. یکی از موارد که در مجله اروپایی هم انتشار یافته بود پیرمردی بود که او را روی برانکار بردند یعنی توانایی راه رفتن هم نداشته. خلخالی او را برده بود و تیر باران کرده بود. [قربانی] یکی از خانهای کردستان بود و متهم به این که زمان شاه کاره ای بوده. آن کارها (کارهای خلخالی)که جنایت بود. در قارنا هم رفته بودند در روستای کرد جنایت کرده بودند… و من سرمقاله ای هم در انقلاب اسلامی نوشته بودم در سوگ قارنا.
س: در ۱۲ خرداد ۱۳۵۹ در سخنرانی گفتید که براساس نظر سنجی در کردستان مردم امنیت و وضعیت اقتصادی بهتر می خواهند. این نظر سنجی کجاست؟
ب.ص.: اگر من گفته ام احتمالا روزنامه های آن زمان آن را انتشار داده اند. وگرنه چطوری من گفته ام؟

 

۶. کودتای نوژه در ۲۰ تیر ۱۳۵۹ تلاشی از سوی نخست وزیر سابق ایران، شاپور بختیار برای سرنگونی نظام تازه تاسیس جمهوری اسلامی آیت الله خمینی و ابوالحسن بنی صدر بود.
۷. شیخ عزالدین حسینی یک رهبر معنوی و امام جمعه کرد در مهاباد بود که اعتراضات علیه شاه که به انقلاب ۱۳۵۷ انجامید را رهبری می کرد. در سال های اولیه ی انقلاب شیخ عزالدین یکی از مذاکره کنندگان عمده برای اقلیت کرد ایران بود.
Description: http://www.enghelabe-eslami.com/plugins/content/gpersianmark/balatarin_16x16.pngDescription: http://www.enghelabe-eslami.com/plugins/content/gpersianmark/donbaleh_16x16.gifDescription: http://www.enghelabe-eslami.com/plugins/content/gpersianmark/airyana_16x16.pngDescription: http://www.enghelabe-eslami.com/plugins/content/gpersianmark/mohandes_16x16.pngDescription: http://www.enghelabe-eslami.com/plugins/content/gpersianmark/oyax_16x16.gifDescription: http://www.enghelabe-eslami.com/plugins/content/gpersianmark/delicious_16x16.gif
در این رابطه

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
BaniSadr سئوال= آقای بنی صدر شمادر ماجرای کردستان به ارتش دستور دادید که پوتینهایتان را در نیاورید
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
  • Twitter
  • Facebook
  • Google Reader
  • Tumblr
  • Delicious

    پاسخ دهید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *