علی صدارت: مفهومی عملی از لائیسیته در مقابل سکولاریزاسیون
❊
❊
تلاشی برای استقرار و استمرار مردمسالاری. بحث و انتشار اصول و مفاهیم عملی در باب دموکراسی پویا.
اختیار هر فردی در اتخاذ خودانگیخته و بدون زور و اکراه عقیده و دین و مرام، اختیار هر فردی در انتخاب خودانگیخته و بدون زور و اکراه و سانسور نوع دین و مرام، در سطح مردم و هستهها…. و در سطح جامعه و ملت، تبلور عملی لائیسته است. بدین ترتیب، قانون اساسی مملو از حقوق و خالی از دین و مرام تدوین میشود. همۀ شاخههای دولتی که در چنین قانون اساسی لائیک ملحوظ است، از جمله شاخۀ مقننه، شاخۀ مجریه، و شاخۀ قضائیه، و نیز شاخۀ رسانههای همگانی، نگهبان آزادی و استقلال اندیشه و نظر و مرام بوده از تجسس هرکس در دین و باور مردم جلوگیری میکنند. البته خود دولت از قاعدۀ منع جاسوسی در دین و باور و عقیدۀ مردم مستثنی نیست.
دین و دولت و عقیده و حکومت و تشکیلات واحزاب و نهادها و بنیادها و …. برای مردم هستند و نه بر عکس. اینها وسیلههائی هستند در اختیار انسان حقوقمدار که در مقام رهبری فعال است، و خود سرنوشت خویش را میسازد. هرکه سرنوشت مردم را میسازد، او سالار است. اگر مردم مهندسی سرنوشت خویش را، خود بدست داشته باشند، از مردمسالاری بهرهمند و کامیاب میشوند. در حال حاضر در ایران، این زور و قدرت است که این سرنوشت بدخیم را به ما تحمیل کرده است و در نتیجۀ انفعال ما مردم، سه دهه است که ما دچار قدرتسالاری و استبداد هستیم.
فایل صوتی:
لائـیـسـیـتـه، و ابـهـامزدایـی از تـعـریـف و توضیح آن:
وقتی پندار، از قدرت و سلطهسالاری دوری بجویید و به سمت و سوی حقوقمداری میل کند، تعریف و توضیح مفهوم لائیسیته، در مفهومی بالینی و معنایی عملی، در سه اصل نمایان میگردد:
۱- حقوقمداری و بهخصوص خودانگیختگی، و
۲- عدم تبعیض، و
۳- خشونتزدایی هم در عقاید دینی، و همچنین در عقاید دنیوی!
–
ضمانت اجرایی لائیسیته و خشونتزدایی و حقوقمداری، خودِ ما مردم هستیم.
هرچه جامعه حقوقمدارتر بشود، هرچه جامعه مردمسالارتر بشود، به همان نسبت تکتک مردم در میدان ساختن سرنوشتهای خوب و خوبتر حاضرتر خواهند بود، و باز به همان نسبت این ضمانت اجرایی بیشتر میشود!
❊
https://alisedarat.com/?s=لائیسیته
❊
لائـیـسـیـتـه، و ابـهـامزدایـی از تـعـریـف و توضیح آن:
وقتی پندار، از قدرت و سلطهسالاری دوری بجویید و به سمت و سوی حقوقمداری میل کند، تعریف و توضیح مفهوم لائیسیته را، در مفهومی بالینی و معنایی عملی، اینگونه میتوان ارائه نمود:
هر شهروندی مختار است که به طور هرچه خودانگیختهتر، عقاید دینی و دنیوی را بدون هیچ اکراهی، خود اتخاذ کند؛ هر شهروندی وظیفهمند است که این حق را برای دیگری و دیگران هم قائل باشد.
هر شهروندی مختار است که به طور هرچه خودانگیختهتر، نوع آن عقاید دینی و دنیوی را بدون هیچ اکراهی، خود انتخاب کند؛ هر شهروندی وظیفهمند است که این حق را برای دیگری و دیگران هم قائل باشد.
هر شهروندی وظیفهمند است که اگر به این حقوق وی، و یا به این حقوق شخص دیگر و یا اشخاص دیگری، توسط قدرتهای دولتی و قدرتهای غیر دولتی، و یا توسط فرد و یا افراد دیگر، هر گونه تجاوزی شد، آن تجاوز را منفعلانه نپذیرد و با خشونتزدایی آن تجاوزات را نفی کند، و به آنها اعتراض کند، و برای توقف آن تجاوزها بکوشد، و برای احقاق آن حقوق تلاش کند.
این خودانگیختگی و این وظیفهمندی است که لائیسیته را در سطح فرد، و در سطح افراد، و در سطح هستههای مردمی، و به تبع آن در سطح جامعۀ مدنی و ملت، به طور عملی، متبلور میکند.
این تبلور، با اشراف به حقوق ذاتی بشر و حقوق شهروندی و حقوق ملی، و حقوق ملتها و کشورها در جامعهٌ بینالملل، و بر اساس این حقوق (از جمله، و به خصوص، استقلال و آزادی) استوار است.
یک چنین جامعه و ملتی به این ترتیب، نوعی از قانون اساسی را تدوین میکند که آکنده از حقوق و واکنده از هرگونه مرام دیگری باشد،
و بدین ترتیب مردم و هستههای مردمی، به طور مداوم،
و با حضور هرچه فراگیرتر و هرچه خودانگیختهتر در میدان ساختن سرنوشتهای خوب و خوبتر حضوری مستمر دارند، و با خشونتزدایی، لائیسیته را هرچه بیشتر به سلطهسالاران و قدرتهای دولتی و قدرتهای غیردولتی تحمیل میکنند، که قدرت و دولت نسبت به نهادهای دینی و عقیدتی، پیوسته بیطرفتر بگردد، و گسترۀ خصوصی از هرگونه سانسور و ممیزی و خشونت و تجاوز قدرتها، پیوسته به میزان بیشتری مصون بماند،
و قلمرو خصوصی افراد و جامعۀ مدنی از تجاوز سلطهسالاران و قدرتهای دولتی و غیردولتی، پیوسته به میزان بیشتری مصون بماند.
مصون ماندن قلمرو خصوصی، به معنای منزوی کردن افراد نیست. لائیسیته نباید دستاویزی برای قدرتها و سلطهسالاران باشد، که در روند هرچه فردیتر کردن و منزویتر کردن افراد، بکار برده شود. قدرتها از تجمع مردم هراسناک هستند! و مردم را هرچه منزویتر میخواهند! لائیسیته برای از انزوا بیرون آوردن افراد و افزایش سرمایههای اجتماعی است. سلطهسالاران و قدرتها، برای پیشبرد منویات خود، در روند هرچه فردیتر کردن و منزویتر کردن افراد، انسانها را تا حد یک شماره ناچیز کرده و میکنند. در مدیریت این روند توسط سلطهسالاران و قدرتها، عقاید دینی و عقاید دنیوی و تبعیضهای مربوطه، برای هرچه فردیتر کردن و منزویتر کردن افراد، و چندقطبی کردن و دسته دسته کردن جامعه، وسیلهی بسیار موثری بوده است. با افزایش سرخوردگیها از دینهای دولتی و عقاید دینی و دنیویِ آغشته به قدرت، متاسفانه میبینیم که سلطهسالاران، از «لائیسیته» هم یک «دین» ساختهاند و از آن به عنوان یک وسیلهای برای خشونتگستری و اِعمال انواع تبعیضهای مثبت و یا منفی استفاده میکنند. در حالیکه این روش و منش، با تعریف و توضیح مفهوم لائیسیته کاملا در تناقض است.
مصون ماندن قلمرو و حریم خصوصی افراد و جامعۀ مدنی بدین معنی است که تکلیف دین و عقیده را، خود مردم و هستههای مردمی، معین میکنند، و نه مدرسه، و نه مسجد و کلیسا و کنیسه، و نه دولت و حکومت، و نه سایر قدرتهای دولتی و قدرتهای غیردولتی و یا اصولا هرگونه قدرت دیگری.
در عین حال، لائیسیته به این معنی نیست که قدرتها معین کنند که هر فردی، و افراد، میتوانند چه دین و چه عقیدهای داشته باشند و یا نداشته باشند، و یا اینکه افراد باید از باور به یک یا چند عقیده دینی و عقیده دنیوی ممنوع شوند، و کدام عقیده دینی و عقیده دنیوی برای چه کسی و یا چه گروهی اجباری و مجاز هست و یا نیست.
اینکه دستور صادر شود چه کسانی باید بیدین و یا بیعقیده باشند، در تناقض صریح با لائیسیته است. اینکه بتوان کسی را یافت که بدون عقیده دینی و یا عقیده دنیوی باشد، چنین چیزی محال ممکن است!
و همچنین، لائیسیته به معنی کوشایی در خشونتزدایی و نپذیرفتن تبعیض و سانسور و تعرض و تخریب و ترور شخصیت در دو جبهۀ فعال است:
۱-خشونتزدایی و نپذیرفتن تبعیضهای مثبت و منفی به علت باورهای دینی و عقاید دنیوی، توسط مخالفان و قدرتهای دولتی و غیردولتی، علیه خویش.
۲-خشونتزدایی و نپذیرفتن تبعیض به علت باورهای دینی و عقاید دنیوی، توسط مخالفان و قدرتهای دولتی و غیردولتی، علیه هر فرد و گروه دیگری. اهمیت این دومی از آن اولی، اصلا کمتر نیست.
بدین ترتیب، جامعه مدنی، با باور به این تعریف و توضیح مفهوم از لائیسیته عمل به آن را از جامعه سیاسی مطالبه میکند. در نتیجه، احزاب و تشکیلات و افرادی که روی به قدرت و پشت به ملت دارند، و به عقاید دینی و دنیوی، بیش از دستمایهای برای رسیدن به قدرت، و ماندن در قدرت، و بکار بردن قدرت برای پیشبرد منویات قدرت نظر ندارند، به مردم شناسانده میشوند. مردم و هستههای مردمی، خشونتزدایی و نفی تبعیضهای عقاید دینی و دنیوی را از جامعه سیاسی، مطالبه میکنند، و به دولت تحمیل میکنند. در چنین جامعهای، با چنین شهروندانی، اگر فعالان جامعه سیاسی، از قدرت دوری نجویند و به مردم نزدیک نشوند، به زودی منزوی و حذف خواهند شد.
وقتی لائیسیته به عنوان باور به مفهومی با این تعریف و توضیح، در لایههای مختلف یک جامعه و ملتی به صورت افقی، و نه به صورت هرمی و دستوری از بالا به پائین، مطرح میگردد، اعضای جامعه و ملت، پیوسته به سمت هر چه مردمسالارتر شدن در حرکت هستند. تدوین کردن قانون اساسی لائیک و خالی از عقاید دینی و دنیوی، و بر اساس پنج دسته حقوق، توسط اعضای چنین جامعه و ملتی، زمینهساز دولتی لائیک و دموکراتیک برای تدبیر و اداره امور کشور است.
❊
بیشتر از رسانههای ملیِ همگانی بهمثابه شاخه چهارم دولت ❊سایت شخصی علی صدارت❊ کشف کنید
برای دریافت آخرین پستها به ایمیل خود مشترک شوید