صدارت- خشونتزدایی و تحمیل صلح جهانی پایدار، از بحث و تبادل نظر در میان ما مردم شروع میشود
در هشتادمین سالگرد تأسیس سازمان ملل متحد، جهان بیش از هر زمان دیگری با خشونت، جنگ و بیثباتی و بحرانهای مصنوعی دست به گریبان است. آنچه قرار بود «سازمان ملل متحد» باشد، در عمل به «بیسازمانی دوَلِ متخاصم» تبدیل شده است؛ نهادی که نه تنها در مهار تجاوزها به حقوق ناکام مانده، بلکه گاه خود به ابزاری برای تسهیل خشونتگستریهای قدرتها با مشروعیت بخشیدن و «قانونی» کردن آنها، بدل شده است. وتوی ششمین قطعنامه آتشبس در فلسطین توسط ایالات متحده آمریکا در ده هزارمین جلسه شورای امنیت، که در تاریخ ۲۷ شهریور ۱۴۰۴ (۱۸ سپتامبر ۲۰۲۵) رخ داد، نمادی آشکار از این ناکارآمدی ساختاری است. در این جلسه، به جز آمریکا، تمامی ۱۴ عضو دیگر شورا به آتشبس رأی مثبت دادند (حتی بدون یک رای ممتنع)، اما حق وتو بار دیگر منطق، حقوق بشر و اراده جامعه جهانی را به سخره گرفت. این عمل امریکا، کاملا «قانونی» بود!
این رویداد تلخ، که انزوای بیشتر آمریکا و افول شتابان آن امپراتوری را به همراه دارد، نشان میدهد که چگونه منافع ملی یک قدرت بزرگ میتواند بر سرنوشت میلیاردها انسان سایه افکند. اکنون شاهدیم که رژیم اسرائیل، یعنی رژیمی را که به اذعان متخصصان نسلکشی، سازمانهای حقوق بشری و حتی نهادهای وابسته به سازمان ملل، حداقل چهار ویژگی از پنج ویژگی تعریفشده نسلکشی را مرتکب شده، مصون نگاه دارد. سازمان ملل با ساختار فعلی خود، از جمله حق وتوی پنج قدرت در شورای امنیت، و استقرار مقر آن در نیویورک که به آمریکا دست بالا را میدهد، عملاً به ابزاری برای قلدری و تحمیل منافع قدرتها، بر ملتها تبدیل شده است.
امروزه سرنوشت انسانها در این کره خاکی بیش از همیشه به هم تنیده شده است. بحرانهای تغییرات اقلیمی، خطر جنگطلبی و تسلیحات کشتار جمعی، بیماریهای همهگیر جهانی (پندمیها)، و سلطهگری اقتصادی و سیاسی، مرزهای ملی را درنوردیده و حیات کل تمدن بشری را تهدید میکننذ. در چنین شرایطی، نیاز به یک نهاد بینالمللی که بر پایه حقوق ذاتی، جهانشمول و بدون تبعیض عمل کند، بیش از هر زمان دیگری احساس میشود. این نیاز حیاتی و وجودی، ما را به بازاندیشی در کل نظم جهانی و حرکت به سوی یک انقلاب در ساختارهای بینالمللی فرا میخواند. این انقلاب، بدون منقلبتر شدن ما مردم واقعیت پیدا نخواهد کرد. پیشنیاز نفیِ سلطهگری توسط قدرتها و دولتها، چیزی به جز نفیِ سلطهپدیری توسط ما مردم و ملتها نیست. بدون بحث و روشنگری این مفاهیم در میان ما مردم، طرح راه حل ناممکن است!
مبانی یک شورا و یا کنفدراسیون حقوقی بینالمللی: جایگزینی برای «سازمان ملل متحد»
برای عبور از این بنبست، باید به فکر تأسیس یک «کنفدراسیون بینالمللی حقوقی» (و یا «شورای بینالمللی حقوقی») باشیم؛ سازمانی نوین که بر پایه اصول حقوقی و با هدف خشونتزدایی در تمام عرصهها شکل بگیرد. این کنفدراسیون باید بر اصولی استوار باشد که از تکرار اشتباهات گذشته جلوگیری کند. آن اصول، از جمله عبارتند از:









