صدارت- حذف خادمان از صحنه سیاسی و محدود کردن آنها در برقراری ارتباط با مردم
قدرتها همیشه مجبورند که خادمان را خائن، و خائنان را خادم معرفی بکنند! تا بتوانند به سلطهگری خود ادامه دهند و آن را گسترش دهند.
حذف همهُ خادمان به هر شکلی که بتوانند، دستور اول سلطهسالاران است!
قبل از هر چیزی، ارتباط خدمتگذاران را باید با مردم قطع کنند. حذف فیزیکی با زندان و تبعید، و البته اگربتوانند با با قتل آنها. ولی همهُ اینها، بدون ترور شخصیت و جنگ روانی برای سانسور، و تحمیل خودسانسوری، ممکن نخواهد شد.
در تاریخ معاصر، بنیصدر هدف بیشترین حملات در جبهههای مختلف جنگ روانی قدرتها علیه مردم قرار گرفت، ولی چون پشت به قدرت و روی به ملت داشت، در آزمایش زندگی، سرفراز بیرون آمد.
به حاشیه راندن، کنار زدن، میدان ندادن به بنیصدر، از همان اوایل شروع شد. او را تا وقتی که مجبور نشده بودند، نگذاشتند وارد شورای انقلاب شود. این روش، تا سال ۱۳۶۰ ادامه یافت که به کودتا علیه وی در خرداد ۱۳۶۰ منجر شد. حتی بسیار تلاش کردند که وی را از نامزدی ریاست جمهوری منع کنند، ولی موفق نشدند.
چند بار هم تلاش کردند که بنیصدر را به قتل برسانند، که به نتیجه نرسید.
در زمان دادگاه میکونوس، تلاشها برای تخریب و ترور شخصیت بنیصدر اوج گرفت. به دلیل اینکه تمام این ترورها، بدون سند و مدرک، و اصولا بیپایه و اساس بودند، موثر واقع نشدند. برای یافتن سند و مدرکی برای تخریب وی، هر چه بیشتر گشتند، کمتر یافتند! تلاش کردند لااقل فساد مالی را به او نسبت دهند، ولی بنیصدر حتی یک ریال از وجهی را که به عنوان رئیس جمهور باید میگرفت را هم دریافت نکرده بود!
بعد از فوت بنیصدر، برای مدتی از میزان حملهها به او کاسته شد، ولی قدرتها دوباره خود را ناچار دیدند که جنگ روانی علیه اندیشهُ بنیصدر را دوباره از سر بگیرند و ادامه دهند، زیرا که دیدند اگر او حود در این دنیا نیست، اندیشهی او هم به همان قدر برای قدرتها خطرناک است.
در سند زیر میبینیم که منویات قدرتهای داخلی و خارجی در اینکه بنیصدر در هیئت وزیران حکومت موقت مرحوم بازرگان نباشد، همگرایی یافتهاند.
صدارت- حذف خادمان از صحنه سیاسی و محدود کردن آنها در برقراری ارتباط با مردم بیشتر بخوانید »
