تجاوز به حقوق

صدارت:سقوط فیزیکی رژیم، و برخی(۵)اصول حاکم بر دولت موقت، که ضمانت اجرایی آن، حضور ما مردم است

… در ابتدای کار، از همین الان، گروه‌هایی از ایرانیان در سراسر دنیا، در فضای مجازی گرد هم آمده‌اند. کانون همکاری‌های این گروه‌ها، باید حقوق باشد، باید حقوق باشد. در غیر این صورت، و در صورت نبود این «باید»، و در صورتی‌که این ضرورت در هر یک از این گروه‌ها لحاظ نشود، آن گروه‌ها از هم خواهند پاشید!
هسته‌های حقوق‌مدار و همکاری‌های هسته‌های مردمی را به مناسبت‌های مختلف، به بحث گذاشته شده است:
https://alisedarat.com/?s=هسته‌های
به تدریج، و با ضعیف‌تر شدن سرکوب و خفقان، وزنه‌ی هسته‌های داخل ایران سنگین‌تر می‌شود. با افزایش اعتماد به نفس فردی و با افزایش اعتماد به نفس ملی، ما ایرانیان بیشتر به توانایی‌های خود پی می‌بریم، و بدین ترتیب قدرت سرکوب و خفقان رژیم، کمتر و کمتر می‌شود. به این شکل، ما مردم ایران، اسلحه‌های موجود در دست سرکوبگران را، باز هم بی‌اثرتر می‌کنیم. با این تدابیر حقوقی، اعتراضات خودانگیخته‌ی مردمی و تظاهرات خودجوش ولی پراکنده‌ای که هرروز شاهد آن‌ها بوده‌ایم را به هم می‌پیوندانیم.
نقطه‌ی عطف این روند، حرکت معترضان و تظاهر‌کنندگان به سمت زندان‌ها و گشودن درب‌های زندان‌های سیاسی، و آزادی همه‌ی زندانیان سیاسی خواهد بود. این نقطه‌ی عطف را در بهار ایران، در انقلاب ۱۳۵۷ شاهد بودیم. بی‌دلیل نیست که قدرت‌ها، در جبهه‌های متعدد جنگ روانی، مردم را از انقلاب ترسانده‌اند! (و نیز بی‌دلیل نیست که شعارِ ’بهش نگید اعتراض، اسمش شده انقلاب!‘ شعارِ پرشعور و خودانگیخته‌ی مردم ایران، به‌خصوص دهه‌ی هشتادی‌ها در جنبش اخیر گشت!) در نتیجه در هم شکستن دروازه‌های زندانهای سیاسی توسط ما مردم، و با ازادی همه‌ی زندانیان سیاسی، وزنه‌ی هسته‌های داخل ایران، باز هم سنگین‌تر می‌شود.
در هر صورت و در هر مرحله، این هسته‌ها و فعالیت‌های آن‌ها، نباید به جامعه سیاسی محدود شود و در انحصار عده‌ای خاص قرار بگیرد.
بسیار ضروری است که از همین الان، سایر ایرانیان هم به کار تشکیل شوراها و هسته‌ها، بیشتر مشغول شوند.
هسته‌هایی که خشونت و قدرت و زور و تبعیض و برتری‌طلبی و هجمونی و سلطه‌سالاری را کانون فعالیت‌های خود کنند، برای مردم ایران جاذبه‌ای نداشته و نخواهند داشت، بلکه دافعه دارند. این افراد و گروهها، به‌تدریج مطرود و منزوی و سرانجام خودبه‌خود حذف می‌شوند.
اما هسته‌هایی که حقوق را کانون فعالیت‌ها قرار داده‌اند، در عمل بر توانایی‌های خود می‌افزایند، و پرکارتر و پرمحصول‌تر می‌شوند…

صدارت:سقوط فیزیکی رژیم، و برخی(۵)اصول حاکم بر دولت موقت، که ضمانت اجرایی آن، حضور ما مردم است بیشتر بخوانید »

حقوق‌مداری، خشونت‌زدایی قدم‌های استوار، در راه- مردم‌سالاریِ مشارکتیِ مشاورتیِ مستقیم

صدارت- دعوت از هموطنان برای عضویت در دولت موازی.

…اگر به نظر تو هموطن عزیزی که این سطور را می‌خوانی، تمامی و یا حتی برخی قسمت‌ها و مفاد این نقشه‌ی راه، چیزی به غیر رویاپردازی، و حتی توهم نیست، اگر تو هموطن عزیزی که این سطور را می‌خوانی باز هم می‌گویی که «…آخه از دست ما که کاری بر نمی‌آید…» و می‌گویی «…این حرفهای قشنگ، ایده‌ال‌های دست نایافتنی هستند…» بدان که در جنگ روانی قدرت‌ها علیه مردم، شکست خورده‌ای که خود را ناتوان می‌بینی! بدان که در جنگ روانی قدرت‌ها علیه مردم، شکست خورده‌ای که تا این حد اعتماد به‌نفس فردی، و اعتماد به‌نفس ملی خود را از دست داده‌ای، که حتی برداشتن یک قدم را هم (هر چقدر هم آن قدم در ظاهر به‌نظر کوچک بیاید) در توان خود نمی‌بینی! 

اگر تو هموطن عزیزی که این سطور را می‌خوانی، همین خودِ تو هموطن عزیز، بالاخره به وظیفه‌ی حیاتی خود مبنی بر مشارکت در ساختن سرنوشت‌های خوب و خوب‌تر آگاه شوی (احقاقِ حقِ اطلاع‌یابی)، و به سهم خود و به نوبه‌ی خود به آن عمل کنی، و در آگاهی دیگران هم بکوشی (احقاقِ حقِ اطلاع‌رسانی)، و برای از انفعال بیرون آمدن خود و دیگران تلاش کنی، چاره‌ی این وضعیت اسف‌بار را، به‌درستی در خودت و در حالِ حاضر و در زمان خودت، خواهی یافت!

صدارت- دعوت از هموطنان برای عضویت در دولت موازی. بیشتر بخوانید »

لاجوردی=ثابتی-ساواک=واواک-خشونت، تجاوز به حقوق، زندانی سیاسی، شکنجه، اعدام،

صدارت- سقوط فیزیکی رژیم، و برخی(۴)اصول حاکم بر دولت موقت، که ضمانت اجرایی آن، حضور ما مردم است

به این سند، در واقع می‌توان به عنوان قانون اساسی موقت نگریست.
در جلسه‌ی امروز، در روند بررسی و به‌روزرسانی و بحث «سندِ اساسیِ دوران گذار برای انتقال حاکمیت به مردم ایران» تغییری لازم دیده شد. امروز، در خارج از نوبتِ شماره‌ی مفادِ سندِ قانونِ اساسیِ موقت، به بحثی در رابطه با بخش « 4. هیئت حقیقت یاب و صلح همگانی» و «اصل بیست و نهم» این سند می‌پردازیم.
هیئت حقیقت یاب و صلح همگانی:
هیئتی برای یافتن حقیقت‌ها و واقعیت‌ها،
هیئتی برای ترمیم بی‌عدالتی‌ها و تجاوزها به حقوق،
هیئتی برای صلح همگانی،

برخی دلایلی که رسیدگی به خشونت‌ها (خشونت‌های سیاسی، و فرهنگی، و اجتماعی، و اقتصادی، و فیزیکی، و نیز خشونت‌های احساسی\روحی\روانی) و تجاوزهای رژیم به حقوق را در اولویت قرار می‌دهد، از جمله موارد ذیل هستند، و اینکه اصولا این هیأت برای چیست؟:

برای خشونت‌زدایی،
برای دفع و رفع خشونت‌هایی که توسط این رژیم تحمیل شده،
برای اینکه قربانیان باید توان دادخواهی پیدا کنند، تا که با دردها و رنج‌های خویش، تنها نمانند و بتوانند به نظام جدید که بر میزان عدالت اجتماعی برپا می‌شود، اعتماد بیابند، و امید به حال و آینده و شرکت در جامعه حق‌وند، آنها را از غم گذشته و یأس و احساس ناتوانی که گرفتارش هستند، برهاند،
برای اینکه بر وفقِ میزانِ عدالتِ ترمیمی، قربانیان و خانواده‌ها و نزدیکان آنان و تمامی جامعه، و از جمله متجاوزان به حقوق، بر ترمیم و جبران حق دارند،

صدارت- سقوط فیزیکی رژیم، و برخی(۴)اصول حاکم بر دولت موقت، که ضمانت اجرایی آن، حضور ما مردم است بیشتر بخوانید »

صدارت- تشدید بحران‌ها، افزایش تنش‌های قدرتمداران، نقش ما مردم برای دفع خطرها

آیا ایدئولژی اصالت قدرت و اقتصاد سرمایه‌سالاری، و تحمیل انواع بحران‌ها و خشونت‌ها به مردم دنیا، حکایت از سرنوشتی مانند سرنوشت شوروی را برای رژیم‌های حاکم بر ایران، و اسرائیل، و… و بسیاری دیگر از کشورهای دنیا، و حتی به‌طور کلی سرمایه‌سالاری را پیش‌گویی می‌کند؟ 

پاسخ این پرسش از دید من مثبت است، اما فقط با یک شرط! به این شرط که یک حداقل لازمی از ما مردم دنیا بالاخره به این حقیقت آگاهی پیدا کنیم که ما باید در ساختن سرنوشت‌ خود، فعال باشیم.

در ادامه‌ی جنگ سرد، بین دو بلوک شرق و غرب، شوروی از درون فروپاشید. در یک پروپاگندای وسیع، دولت امریکا، فروپاشی شوروی را به حساب تدابیر خود نوشت! ولی واقعیت این بود که دستگاههای اطلاعاتی\امنیتی\نظامیِ امریکا حتی احتمال این فروپاشی را هم پیش‌بینی نکرده بودند! افزایش خشونتها، هزینه‌های هنگفت صنایع نظامی\امنیتی، افزایش کیفی و کمی فشار خشونت‌های اقتصادی بر لایه‌های بیشتری از مردم، اعمال انواع تبعیض‌های مثبت یا منفی، و تشدید سایر بحران‌ها، و…، باعث خودبراندازی شوروی شد. اصلاحات دیرهنگام، دکترین دوگانه‌ی گورباچف پرسترویکا (اصلاحات اقتصادی) و گلاسنوست (فضای باز سیاسی) موثر واقع نشدند.

آیا ترامپ و شرکا، به همان نتیجه‌ای رسیده است که گرباچف در اواخر دهه ۱۹۸۰ رسیده بود؟ و یا آیا شرایط و بحران‌های مشابه دارد در این زمان به آن‌ها تحمیل می‌شود؟…

صدارت- تشدید بحران‌ها، افزایش تنش‌های قدرتمداران، نقش ما مردم برای دفع خطرها بیشتر بخوانید »

کودکان کار کارتن خواب، پسر کتابخوان زباله‌گرد، فقر، خشونت اقتصادی، فرزندان بی‌خانه‌مان، احقاق حق تحصیل آموزش

صدارت- سقوط فیزیکی رژیم، و برخی(۳)اصول حاکم بر دولت موقت، که ضمانت اجرایی آن، حضور ما مردم است

با عرض تبریک سال‌روز ملی شدن صنعت نفت ایران ۲۹ اسفند ۱۳۲۹ برابر با ۲۰ مارچ ۱۹۵۱ 

جانم ملول گشت ز فرعون و ظلم او—آن نور روی موسی عمرانم آرزوست  

زین خلق پرشکایت گریان شدم ملول—آن های هوی و نعره مستانم آرزوست  

با عرض تبریک عید، سال ۱۴۰۴، نوروز!

عید بر عاشقان مبارک باد!—عاشقان! عیدتان مبارک باد!

روزه مگشای جز به قند لبش،—قند او در دهان مبارک باد!

با آرزوی افزودن بر تلاش‌های من، و تو، و همگی ما، در میدانِ فعالیت برای استقرار، و استمرار، و پیشبرد مردمسالاری، که آن است عید!

عید آمد و عید آمد، وان بخت سعید آمد—برگیر و دهل می‌زن، کان ماه پدید آمد  

برخیز به میدان رو، در حلقه رندان رو—رو جانب مهمان رو، کز راه بعید آمد  

غم‌هاش همه شادی، بندش همه آزادی—یک دانه بدو دادی، صد باغ مزید آمد

چون ز خوان فضل روزه بشکنم—عید باشد روزگارم روز و شب!

باز آمدم چون عیدِ نو، تا قفلِ زندان بشکنم—وین چرخِ مردم‌خوار را چنگال و دندان بشکنم

با آرزوی تندرستی و شادی و شادکامی!

بیا کامروز ما را روز عیدست—از این پس عیش و عشرت بر مزیدست

بزن دستی بگو کامروز شادی‌ست—که روز خوش هم از اول پدیدست

و البته و صد البته با آرزوی فراموش نکردن نیازمندان و دردمندان، که گفت:

ای صاحب کرامت، شکرانه‌ی سلامت—روزی تفقدی کن، درویش بی‌نوا را
❊❊❊
در این شرایط خطیرِ میهن، و با توجه به فعال‌تر شدن تجزیه‌طلبان (با تزویر فئودالیسم!) بحث در باره‌ی سند اساسی دوران گذار برای انتقال حاکمیت به ما مردم ایران، قانون اساسی موقت برای دوران انتقالی:
https://alisedarat.com/2019/08/17/5108/
در این فرصت، به بعضی دیگر اصولی که لازم است بر تدبیر امور ایران و ایرانیان، در دوران انتقالی، حاکم باشد را به بحث می‌گذاریم. این یادآوری مهم ضروری است، و باید باکید شود که ضمانت اجرایی این اصول، فقط و فقط حضورِ خودِ ما مردم است:

– هدف، براندازیِ ساختارِ استبداد و دیکتاتوری است. هدف، فقط براندازیِ این مستبد یا آن دیکتاتور نیست! برای همین لازم است که دولت انتقالی و موقت، با پشتوانه و مشارکت مردمی، از همین ابتدای کار سازوکارهای مورد نیاز را بسنجد و……

صدارت- سقوط فیزیکی رژیم، و برخی(۳)اصول حاکم بر دولت موقت، که ضمانت اجرایی آن، حضور ما مردم است بیشتر بخوانید »

ناصر کوشا: خدعه خامنه‌ای علیه جبهه مقاومت. تدارک دیدن جانشینی مجتبی خامنه‌ای.

…خامنه‌ای فردی بیمار، دروغگو، کینه‌جو و بشدت فریبکار است. همانگونه که او خود بیان میکند، هر کاری که لازم است باید انجام شود، اما مردم از آن اطلاع پیدا نکنند. بنابراین او فردی است، همتا و همانند خمینی که هیچ اعتقادی به اخلاق، دین، حقوق انسان، اسلام و انصاف نداشت. خامنه‌ای تنها به قدرت و حکومت خویش می اندیشد. کما اینکه بنیانگذار انقلاب و ولی اول، خمینی در مورد امام زمانی که داعیه تحویل پرچم حکومت جهانی آخرالزمان  را به او داده، می‌گفت:
خمینی: «این یک تکلیف الهی است برای همه، اهم تکالیف‌ هایی است که خدا دارد، یعنی حفظ جمهوری اسلامی از حفظ یک نفر ولو امام عصر باشد، اهمیت اش بیشتر است. برای اینکه امام عصر هم خودش را برای اسلام فدا میکند.»

ناصر کوشا: خدعه خامنه‌ای علیه جبهه مقاومت. تدارک دیدن جانشینی مجتبی خامنه‌ای. بیشتر بخوانید »

صدارت- نقش من و تو در کاهش قدرت خامنه‌ای! سهم من و تو در افول ابرقدرت امریکا!

چرخ ار نگردد گرد دل، از بیخ و اصلش بر کنم!—گردون اگر دونی کند، گردون گردان بشکنم!
گر پاسبان گوید که هی! بر وی بریزم جام می—دربان اگر دستم کشد، من دست دربان بشکنم!
– 
تلاش برای هرچه فراگیرتر کردن جنبش خودجوش، برای براندازی مستبد، و برای براندازی این رژیم اصلاح ناپذیر، و برای گذار از ساختار استبدادی، و برای استقرار و استمرار مردمسالاری، هر کدام از ما به سهم خود و به نوبه خود.
من و تو، فقط باید به خودم، به خودت، یادآوری کنم٫ یاداوری کنی، که من و تو هم در این وضعیتی که امروز داریم مسئول هستیم. به همین ترتیب٫ من و تو هم در ساختن سرنوشت آینده خود مسئول هستیم. تصمیم با ما است که با عملکرد امروزمان، چه فردایی را بسازیم. این دختر دلیر ایران، یک تنه و تنها، تصمیم خود را گرفته و مطابق با آن الان دارد قدمی عملی برمیدارد. وی بدون ترس از دژخیمان که او را در محاصره گرفته‌اند، با مقاومت در مقابل زور، و با نافرمانی مدنی، کلیت این رژیم را نفی میکند. این دختر جوان شجاع، با خشونتزدایی، اسلحه را در دست سرکوبگران بی اثر کرده است. این فرزند دلیر ایران، به سهم خود و به نوبه خود، زمان رسیدن به سقوط فیزیکی رژیم را کوتاهتر کرده است.
https://www.instagram.com/reel/DGLTewOufg_/
تو مگو همه به جنگند و ز صلح من چه آید؟-
تو یکی نه ای، هزاری، تو چراغ خود برافروز!

که یکی چراغ روشن، ز هزار مرده بهتر!
که به است یک قد خوش، ز هزار قامت کور!

اگر آتش است یارت، تو برو در او همی سوز،
به شب فراق سوزان، تو چو شمع باش تا روز

تو مخالفت همی کش، تو موافقت همی کن،
چو اباس تو درانند، تو لباس وصل میدوز!

و مگو همه به جنگند و ز صلح من چه آید؟
تو یکی نه ای، هزاری، تو چراغ خود برافروز!
تو یکی نه ای، هزاری، تو چراغ خود برافروز!
تو یکی نه ای، هزاری، تو چراغ خود برافروز!

صدارت- نقش من و تو در کاهش قدرت خامنه‌ای! سهم من و تو در افول ابرقدرت امریکا! بیشتر بخوانید »

صدارت- منقلب شدن ایرانیان، انقلاب ۱۳۵۷، بهار ایران

انقلاب با منقلب‌تر شدن مردم یک کشور واقع می‌گردد. در این زمان، مردم ایران از زمان انقلاب بهمن ۱۳۵۷، منقلب‌تر شده‌اند، انقلابی‌تر شده‌اند.
انقلاب یک قرار ملاقات و یا برنامه‌ریزی برای تشکیل یک جلسه‌ی کاری نیست! که یک عده‌ای تصمیم بگیرند در یک زمانی، و در یک مکانی، یک امری، واقع شود!
مردمی که از شرایط موجود در کشور خود ناراضی هستند، با در‌آمیختن با افکار عمومی، با بررسی و نقد اوضاع، و با چاره‌اندیشی و پیشنهاد راه حل، برای ساختن وضعیت بهتر تلاش می‌کنند. در واقع مردم تلاش می‌کنند در ساختن سرنوشت‌های خوب و خوب‌تری، مشارکتِ بیشتری داشته باشند. مردم منقلب و منقلب‌تر می‌گردند.
انقلاب با منقلب‌تر شدن مردم یک کشور واقع می‌گردد.
قدرت‌ها (قدرت‌های داخلی و خارجی، قدرت‌های دولتی و غیردولتی، قدرت‌های غربی و شرقی)، همه‌ی قدرت‌ها خواهان ادامه‌ی قدرت‌مداری و سلطه‌گری خود بر جامعه هستند. ادامه‌ی سلطه‌گری سلطه‌گران، بدون انفعال سلطه‌بران و ادامه‌ی سلطه‌بریِ سلطه‌بران، غیر ممکن است. 
در کشوری که قدرت‌ها و حاکمان بر کشور، راه را بر هر گونه اصلاح برای بهتر شدن اوضاع موجود بسته‌اند، مردم به تدریج از ادامه‌ی انفعال، سرپیچی می‌کنند. در این صورت است که برای ادامه حیات ملی، اصلاحات بنیادین و ریشه‌ای، کم‌کم ضرورتی بیش از پیش پیدا می‌کند. در این برهه‌ی زمانی، مردم برای ادامه‌ی جیات، باز هم منقلب‌تر می‌شوند، و انقلاب به وقوع می‌پیوندند.
در صورتی که نسل انقلاب، بتواند این منقلب‌تر شدن را به نسل‌های بعدی منقلب کند، ساختار رژیم استبدادی، فضای لازم را برای بازسازی خود در شکلی دیگر، و تحمیل خود به جامعه، پیدا نمی‌کند. در غیر این صورت است که وضعیت، از دوران گذشته هم بدتر می‌شود.
در رژیم بعد از انقلاب، با ساختار استبدادی رژیم قبل از انقلاب، نسل انقلاب باید حذف شود. ولی برای ادامه‌ی حیات ملی، تلاش قدرت‌ها برای این حذف نمی‌تواند دائمی باشد، و یا موفق باشد. بدین ترتیب، با کمی وقفه، نسل جدید هم کم‌کم منقلب می‌گردد، و رژیم اصلاح‌ناپذیر جدید، برای مردم چاره‌ای جز براندازی باقی نمی‌ماند.
در چهل‌وششمین سالگرد انقلاب بزرگ ۱۳۵۷، شاهد منقلب‌تر شدن مردم ایران هستیم، و می‌بینیم که شکوفه‌های بهار انقلاب، شکوفاتر می‌شوند.

صدارت- منقلب شدن ایرانیان، انقلاب ۱۳۵۷، بهار ایران بیشتر بخوانید »

صلح با من شروع میشود-peace begins with me-آدمی دیگر بباید ساخت-تا تغییر نکنی نمیتوانی تغییر دهی-

صدارت- سرنوشت مشابهِ خامنه‌ای و نتانیاهو، در صورت ادامه‌ی روند کنونی

در آستانه‌ی انقلاب بزرگ ۱۳۵۷ هستیم. یکی از کلیدواژههایی که به صورت مستقیم و غیرمستقیم در شعارهای پرشعور و خودجوش در تظاهرات پرپژواک بود، مفهوم استقلال بود.

حق استقلال، در هر پنج دسته حقوق(حقوق بشر، و حقوق شهروندی، و حقوق ملی، و حقوق بین‌المللی، و حقوق طبیعت)، از اهمیتی ملموس برخوردار است.

مفهوم مهم دیگر، نفی خشونت، و ایجاب خشونت‌زدایی بود. با اینکه گروههایی بودند که مبارزات قهرآمیز را راه حل می‌دانستند، و گرچه اعضای آن گروهها چه بسا در آن زمان قهرمانان کشور دانسته می‌شدند، ولی این خشونت و قهر نبود که منجر به پیروزی انقلاب شد.

روشی که باعث فروپاشی «ژاندارم منطقه» و «جزیره‌ی ثبات» شد، خشونت‌زدایی بود.

نفی جنگ و خشونت در چهار دهه‌ی اخیر بیشتر از پیش ملموس است. خشونت‌پرهیزی و اهمیت خشونت‌زدایی جایگاهی مهمی در افکار عمومی یافته است. 

دود آتش خشونت‌گستری‌هایی که از یک سو از جانب قدرت‌های خارجی و قوای نیابتی آن‌ها، و از سوی دیگر از طرف قدرت داخلی بر مردم مناطق مختلف، بیش از همه به چشم ساکنان مناطق مرزی وطنمان رفته و می‌رود. در نتیجه قابل تصور و فهم است که ایرانیانی که در مناطق مرزی وطنمان ساکن هستند، بیش از سایر ایرانیان به اهمیت خشونت‌زدایی واقف باشند. 

در این دوران که خودبراندازیِ رژیم ولایت مطلقه فقیه، شتابگیرتر می‌شود، گروههای تجزیه‌طلب یا جدایی‌خواه و یا فدرالیست، که به علت فقدان پایگاه مردمی، چاره‌ای جز وابستگی و خشونت‌گستری نمی‌بینند، دست به تهدیدهایی زده‌اند تا بلکه به زور خود را به افراد و گروههایی که برای انتقال حاکمیت به مردم هستند، تحمیل کنند. 

سرنوشت افراد و حاکمان احزاب و تشکیلات وابسته به قدرت‌ها، سرنوشتی مشابه و عبرت‌آموز بوده است. سرنوشت حاکمانی که با تجاوزها به حقوق در کشورها حکمرانی می‌کنند هم همان تشابه را دارد.

خامنه‌ای و نتانیاهو، گرچه در دو سر مخالف کشمکش‌ها هستند نیز مشابهِ هم هستند.

لرزان‌تر شدن پایه‌های حکم‌رانی خامنه‌ای برای ما ایرانیان بیش از پیش نمایان می‌گردد. لرزان‌تر شدن پایه‌های حکم‌رانی نتانیاهو، از قدرت‌نمایی ترامپ نیست، بلکه از ضعف رئیس جمهور امریکا در مقابل افکار عمومی است.

صدارت- سرنوشت مشابهِ خامنه‌ای و نتانیاهو، در صورت ادامه‌ی روند کنونی بیشتر بخوانید »

جوان، پیر، سالمند، ساعت شن عمر سن

صدارت: نقش جوانان در پایان دادن به استبداد

…ولی برای قدم برداشتن در این راه سوم، این سوال مهم مطرح است که اگر هدف «پایان دادن به استبداد» که معنی آن استقرار و استمرار و پیشبرد مردمسالاری است: 
۱- کانون فعالیت‌ها و کنش‌گری‌های انفرادی چه باید باشد؟ 
۲- برای همکاری با دیگران، همکاری‌ها حول چه محوری باید باشد؟ 
پاسخ به هر دو پرسش، چیزی نیست به‌غیر از حقوق!
اگر کانون فعالیت‌ها و کنش‌گری‌های انفرادی حقوق باشد، یک دست صدا دارد، صدایی پرپژواک در ساختن سرنوشت‌های خوب و خوب‌تر.
ولی برای قدم برداشتن در این راه سوم، این سوال مهم مطرح است که اگر هدف «پایان دادن به استبداد» که معنی آن استقرار و استمرار و پیشبرد مردمسالاری است:
۱- کانون فعالیت‌ها و کنش‌گری‌های انفرادی چه باید باشد؟ 
۲- برای همکاری با دیگران، همکاری‌ها حول چه محوری باید باشد؟ 
پاسخ به هر دو پرسش، چیزی نیست به‌غیر از حقوق!
اگر کانون فعالیت‌ها و کنش‌گری‌های انفرادی حقوق باشد، یک دست صدا دارد، صدایی پرپژواک در ساختن سرنوشت‌های خوب و خوب‌تر.
اگر کانون فعالیت‌ها و کنش‌گری‌های گروهی و جمعی (هسته‌ها) حقوق باشد، با همکاری‌های سازنده، حاصل جمع تولیدات و سازندگی آن‌ها، از جمع عددی آن‌ها بسیار فراتر می‌رود، پنج به‌اضافه پنج، فقط ۱۰ نمی‌شود، می‌شود بیست، یا پنجاه، یا…!

حقوق؟ کدام حقوق؟ حقوق ذاتی، از جمله سه حق:
استقلال: تجاوز به حقِ استقلال = وابسته شدن از راه رانت رسانه‌ای، پول،…
حق اطلاع‌یابی،
حق اطلاع‌رسانی،
حق صلح و دوستی،
❊❊❊

صدارت: نقش جوانان در پایان دادن به استبداد بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا