تجاوز به حقوق

صدارت- عادی‌سازی خشونتِ وابستگی، تحمل‌پذیریِ تجاوز به حق استقلال

برای استقرار و استمرار و پیشبرد مردمسالاری، باید از عادی‌سازی خشونتِ وابستگی پرهیز کنیم، همچنین باید تحمل‌پذیریِ تجاوز به حق استقلال را به صفر متمایل سازیم.
کیفیت و کمیت خشونت‌ها در مناطق مختلف، بستگی به میزان تحمل‌پذیریِ افراد آن منطقه در رابطه با تجاوز به حق و حقوق آن‌ها دارد.
گرچه بیش از چهار دهه از عمر «سلسله‌ی روحانیت» و «دیکتاتوری ملاتاریا» می‌گذرد، ولی یکی از نکات مثبت این دوران، شناسایی افراد و گروهها، و مواضع آن‌ها در عرصه‌های مختلف بوده است. در این زمینه می‌توان به مثال‌هایی اشاره کرد:
۱- افراد و گروههایی که با اصیل دانستن قدرت، ادعا کرده‌اند با وارد کردن عامل قدرت داخلی در معادلات اعتراضات و جنبش‌های مردمی (پروژه‌ی شکست خورده‌ی ساختن بدیل وابسته به قدرت داخلی با اسم رمز اصلاح‌طلبی و یا تحول‌طلبی) ممکن است راه حلی پیدا کرد،
۲- افراد و گروههایی که با اصیل دانستن قدرت، ادعا کرده‌اند با وارد کردن عامل قدرت خارجی در معادلات اعتراضات و جنبش‌های مردمی (پروژه‌ی شکست خورده‌ی ساختن بدیل وابسته به قدرت خارجی با اسم رمز سلطنت‌طلبی و پادشاهی‌طلبی و یا مشروطه‌خواهی و تزویر ’امروز فقط اتحاد‘ و یا فدرالیسم) ممکن است راه حلی پیدا کرد،
دست این دو گروه برای مردم ایران باز شده است، و آن‌ها هرچه منزوی‌تر و مطرودتر گشته و می‌گردند!

صدارت- عادی‌سازی خشونتِ وابستگی، تحمل‌پذیریِ تجاوز به حق استقلال بیشتر بخوانید »

صدارت-آغاز دوبارهٌ عظمت، یا ادامهٌ افول ابرقدرت؟ شتاب‌گیریِ سقوط وابستگی!

با توجه به سردرگمی و نابسامانی سیاست امریکا، به‌ویژه در سیاست خارجی این کشور، و با توجه به سردرگمی و آشفتگی سیاست داخلی و خارجی رژیم اسرائیل و اروپا و انگلیس، و همچنین با توجه به سردرگمی و ورشکستگی همه‌ی سیاست‌های رژیم حاکم بر ایران، امیدوارم هر کدام از ما به سهم خود و به نوبه خود، اعتماد به نفس فردی و اعتماد به نفس ملی بایسته و شایسته را دریابیم. بدین ترتیب است که با فعال شدن در عرصه‌ی ساختن سرنوشت‌های خوب و خوب‌تر، چه به صورت انفرادی(هریک به سهم خود و به نوبه خود!)، و چه به صورت جمعی در هسته‌ها و شوراهای کوچک و بزرگ، می‌توانیم از افزایش کیفی و کمی فجایع اقتصادی، و اجتماعی، و روانی-اجساسی، و سیاسی پیش‌گیری کنیم. در این صورت و نیز با خشونت‌زدایی است که خواهیم توانست زمان رسیدن به سقوط فیزیکی رژیم را کوتاه‌تر کنیم، و شور و شعف مشارکت در استقرار و استمرار و پیش‌برد مردمسالاری را از آنِ خود نماییم.
جنگ روانی مادرِ همه‌ی جنگ‌ها است، ولی تنها جنگی است که در آن، هر کدام از همه ما مردم (هر کدام از ما به سهم خود و به نوبه خود) توانایی و دانش و وسایل دفاع پیروزمندانه از خود را داریم.

صدارت-آغاز دوبارهٌ عظمت، یا ادامهٌ افول ابرقدرت؟ شتاب‌گیریِ سقوط وابستگی! بیشتر بخوانید »

صدارت- هر یک روز بیشتری که این رژیم در قدرت مانده و بماند، ابعاد کیفی و کمی خطراتی که متوجه ایران و ایرانیان است بیشتر شده و خواهد شد!

برای دفع شر و برای بهبود اوضاع، هر راهکاری باید دارای دو حقیقت ضروری باشد، و این ویژگی‌ها را دارا باشد: 
۱- در خودِ من وجود داشته باشد، و 
۲- در خودِ زمانِ من عملی و ممکن باشد.
هرگاه یک حداقل لازمی از ما مردم، همین الان و ابتدا از خود شروع کنیم، و در جنگ روانی از خود دفاعی پیروزمندانه بکنیم و بالاخره این دو حقیقت را در ذهن خود جا بیندازیم، بدون شک نه حمله اسرائیل و آمریکا و…، و نه جنگ داخلی، و نه تجزیه ایران، و نه… امکان وقوع را پیدا نخواهد کرد. حتی اگر هم قدرت‌ها، با نابخردی، به این و یا دیگر بی‌ثباتی‌سازی‌ها دست بزنند، با شکست نقشه‌های خود روبرو خواهند شد….
…گرچه هنر چهارچوب محدودیت ناممکن را در می‌نوردد، ولی فقط هم به شعر، و موسیقی، و… محدود نمی‌شود. هنری که سرچشمه‌ی حماسه‌آفرینی‌های ایرانیان، در تاریخ معاصر ایران از انقلاب مشروطه، تا همین روزهای اخیر بوده، هنری است که از جنبش شهویور ۱۴۰۱ پژواک بیشتری گرفت، آن هم به شکل شعاری پرشعور، آن هم به صورت کاملا خودانگیخته و خودجوش، آن هم در خیابان‌های ایران:
پشت به قدرت (قدرت‌های داخلی و خارجی، قدرت‌های دولتی و غیردولتی، قدرت‌های غربی و شرقی) و روی به ملت (همکاری برای هرچه فراگیرتر کردن جنبش خودجوش برای استفرار و استمرار و پیشبرد مردمسالاری، و اتحاد حول محور حقوق)

صدارت- هر یک روز بیشتری که این رژیم در قدرت مانده و بماند، ابعاد کیفی و کمی خطراتی که متوجه ایران و ایرانیان است بیشتر شده و خواهد شد! بیشتر بخوانید »

ای ایران ای مرز پرگوهر، ای خاکت سرچشمه هنر-پرچم وطن قلب-چو ایران نباشد تن من مباد

صدارت: استقلال، استقلال، استقلال!

رژیم فعلی حاکم بر ایران هم به علت عدم مشروعیت که ناشی از فقدان پایگاه مردمی آن‌ها است، و نیز به علت بی‌کفایتی و بی‌لیاقتی در تدبیر امور، هر گونه اصلاحی را غیرممکن کرده است. به نتیجه‌‌ی مطلوب نرسیدن «جنبش سبز» در سال ۱۳۸۸ شکست اصلاح‌طلبی در این رژیم را ثابت کرد. به نتیجه‌‌ی مطلوب نرسیدن آن جنبش خودجوش در آن زمان، از جمله به علت عدم توجه کافی به حق استقلال، و تجاوز به آن حق بود. عدم خودانگیختگی و عدم استقلال از قدرت داخلی، و انتظار بهتر شدن اوضاع با روی کردن به قدرت داخلی برای اصلاح آن، نتیجه‌ای بهتر از ادامه فاجعه‌آمیز «زندگی» زیر یوغ ولایت مطلقه فقیه نمی‌توانست داشته باشد.
جنبشی که دوباره از شهریور ۱۴۰۱ شدت گرفت هم نتیجه‌ی مطلوب را در آن زمان نداشت. شعار «زن، زندگی، آزادی» تکیه‌ی واضح و بایسته‌ای بر حق استقلال نداشت. در نتیجه‌ی خلائی که عدم وجود تکیه کافی بر حق استقلال به‌وجود آورد، عناصر وابسته به قدرت‌های خارجی، امکان فعالیت یافتند، و خلاء استقلال، با وابستگی و وابستگان پر شد. توییت‌گیت، و وکالت‌گیت، و منشور مهساگیت، و… زمینه را برای تجاوز به حقوق زن و زندگی و آزادی فراهم ساخت! در نتیجه، آتش جنبش به زیر خاکستر رفت، و انفعال دوباره بر جامعه حاکم شد.
در این زمان، شتاب‌گیرتر شدن خودبراندازی رژیم، بیش از پیش به وضوح مشهود است. این مشاهده از جمله به علت هم‌افزایی و سینرژی برخی عوامل خارجی (از جمله سقوط رژیم بشار اسد،…) و برخی عوامل داخلی (از جمله نمایان شدن علیل و ذلیل بودن رژیم برای تحمیل حجاب اجباری،…) بوده است.
مردمسالاری و حقوق‌مداری یک فرهنگ است، و نه یک کالای وارداتی که جورج بوش بتواند به افغانستان، و یا نتانیاهو و ترامپ به ایران وارد کنند! برای حقوق‌مدار شدن یک جامعه، باید از خود شروع کنم.

صدارت: استقلال، استقلال، استقلال! بیشتر بخوانید »

جبر اختیار، رهایی، انقلاب، استقلال، عدم وابستگی، خودانگیختگی،

صدارت- استقلال، و عواقب عدم توجه به آن در آینه‌ی سوریه و ایران

در این زمان، شتاب‌گیرتر شدن خودبراندازی رژیم، بیش از پیش به وضوح مشهود است. این مشاهده از جمله به علت هم‌افزایی و سینرژی برخی عوامل خارجی (از جمله سقوط رژیم بشار اسد،…) و برخی عوامل داخلی (از جمله نمایان شدن علیل و ذلیل بودن رژیم برای تحمیل حجاب اجباری،…) بوده است.
مردمسالاری و حقوق‌مداری یک فرهنگ است، و نه یک کالای وارداتی که جورج بوش بتواند به افغانستان، و یا نتانیاهو و ترامپ به ایران وارد کنند! برای حقوق‌مدار شدن یک جامعه، باید از خود شروع کنم. از پندار حقوق‌مکان است که کردار و گفتار حقوق‌مدار برمی‌خیزد. در این دوران خطیر، از میان همه‌ی حقوق، می‌توان به چندی تکیه کرد. حقِ اطلاع‌یابی، حقِ اطلاع‌رسانی، حقِ اختلاف، حقِ  اشتراک، حقِ آزادی، و البته حقِ استقلال.
در این زمان اهمیت خودانگیختگی، و آگاهی به حق استقلال، و احقاق حق استقلال، بیش از پیش واضح شده است. این بستگی به خود ما دارد که چه سرنوشتی را برای خود بسازیم.

صدارت- استقلال، و عواقب عدم توجه به آن در آینه‌ی سوریه و ایران بیشتر بخوانید »

سه جنبش(مشروطه، نفت، انقلاب ۱۳۵۷ بهار ایران) قانون اساسی حقوق پنجگانه، چو ایران نباشد، دوباره میسازمت وطن،

صدارت-ترامپ با ایران و ایرانیان چه خواهد کرد!؟

رسمیت یافتن مقام ریاست جمهوری امریکا در ۲۰ژانویه۲۰۲۵، با مراسم سوگندخوردن، یعنی کمتر از دو ماه، آغاز خواهد شد. پرسش‌های فراوانی در مورد حکمرانی ترامپ در دور دوم ریاست جمهوری مطرح است. آنچه که به ایران و ایرانیان مربوط می‌شود، ذهن بسیاری را مشغول کرده است.
ولی با گشایش افق دید، ابعاد نگرش را بهتر است به ترامپ محدود نکرد. می‌توان پرسش را به بقیه رئیس جمهورهای امریکا، و یا بهتر، به سایر مقامات دولت امریکا افزایش داد.
ولی تکلیف بریتانیا، فرانسه، آلمان، و اتحادیه اروپا، و…، و یا سایر دولت‌های غربی چه می‌شود؟ چرا نپرسیم که تک تک آنها، و یا همه‌ی آنها با ایران و ایرانیان چه خواهند کرد؟
چرا افق دید را گسترده‌تر نگردانیم. تکلیف روسیه و چین و اقمار آن‌ها و سایر قدرت‌ها در این سوی دنیا چه می‌شود؟
چرا افق دید باز هم گسترده‌تر نگردانیم و به منافع ایران و ایرانیان در رابطه با همه‌ی دیگر کشورهای دنیا نیاندیشیم؟
ولی این هم باز، نگرشی با زاویه محدود به «منافع» است. آیا جور دیگری هم می‌توان نگریست؟
 اگر افق دید به منافع محدود شود و ارتباط کشورها به فقط منافع ناچیز گردد، باز هم قدرت را اصیل دانسته‌ایم. بدین ترتیب لاجرم در پیشبرد روابط قوا و «توازن قوا» (بخوانید بی‌توازنی ضعف‌ها!) شرکت جسته‌ایم، و خود را به مشکلی از مشکلات و معضلات جهان امروز مبدل کرده‌ایم. چرا که روابط بین ملت‌ها را، در منافع ایران و ایرانیان در مقابل ضررهای بقیه کشورها و ملت‌ها، تقلیل داده‌ایم. با این دید و در این گونه روابط، رابطه‌ی مادی-مادی تنها راه ارتباطات شناخته شده است. انسان و انسان‌ها و ملت‌ها، در مادیات ناچیز می‌شوند.
ولی می‌توان با احقاقِ حقِ مطلع‌گردانی (احقاقِ حقِ اطلاع‌یابی و احقاقِ حقِ اطلاع‌رسانی) به حقوق اندیشید. می‌توان به حقوقِ جامعه‌ی ملیِ ایران، و حقوق هرجامعه‌ی ملی به‌مثابه عضو جامعه جهانی اندیشید و بدین ترتیب کانون همکاری‌های بین‌المللی را، حقوق قرار داد. با این دید، حقوق بر منافع اولویت پیدا می‌کنند. با این دید و در این گونه روابط، رابطه‌ی حقوقی-مادی راه بهتری برای روابط و ارتباطات شناخته شده است. با این دید و در این گونه روابط، که رابطه‌ی حقوقی-مادی بر روابط مادی-مادی الویت پیدا می‌کند، و با تلاش برای مخرج مشترک قرار دادن حقوق در روابط بین‌المللی، تلاش‌ها برای دست‌آوردهای مادی، هرچه خشونت‌زداتر می‌شوند.

صدارت-ترامپ با ایران و ایرانیان چه خواهد کرد!؟ بیشتر بخوانید »

سه جنبش(مشروطه، نفت، انقلاب ۱۳۵۷ بهار ایران) قانون اساسی حقوق پنجگانه، چو ایران نباشد، دوباره میسازمت وطن،

صدارت: حقوق طبیعت، و نشست تغییرات اقلیمی «کاپ۲۹» در آذربایجان

جلسه کاپ۲۹ (COP29)، که در واقع مخفف (29th Conference of the Parties to the United Nations Framework Convention on Climate Change (UNFCCC)) بیست و نهمین کنفرانس طرف‌های کنوانسیون چارچوب سازمان ملل متحد در مورد تغییرات اقلیمی(UNFCCC) است. برخی از رسانه‌گرانِ میدانی، تعداد لابی‌گران و گروههای فشار را بیشتر از تعداد نمایندگان کشورها تخمین زده‌اند!  متاسفانه در نشست‌های کاپ، نقش لابی‌ها و گروههای فشار، بسیار چشمگیر بوده است. امسال باکو آذربایجان به عنوان محل این کنفرانس انتخاب شد. صرف اینکه این کنفرانس در یک کشور با حاکمیت استبدادی که درآمد اصلی آن انرژی‌های فسیلی است، تامل‌برانگیز است. مساله‌ی دیگر اینکه فساد حاکم بر سامانه سلطه‌سالاری، به‌خصوص در رابطه با انرژی‌های فسیلی، ظاهرا در «کاپ۲۹» هم بروز کرد. مدیر عامل کنفرانس امسال کاپ، النور سلطانووف است، که معاون وزیر انرژی اذربایجان است. یک رسانه‌گر تحقیقی که خود را به عنوان یک سرمایه‌گذار انرژی معرفی کرده بود، مخفیانه گفتگوی خصوصی خود را با سلطانووف ضبط و و منتشر کرد. این مدرک حاکی از آن است که طی این جلسه سلطانووف ظاهرا از موقعیت خود سوءاستفاده کرده و مشغول قول و قرارها برای معاملات انرژی است.
“COP” به نشست‌های سالانه کشورهای عضو این کنوانسیون اطلاق می‌شود که در آن نمایندگان کشورها برای بحث و مذاکره در مورد سیاست‌های جهانی تغییرات اقلیمی گرد هم می‌آیند. هدف اصلی این کنفرانس‌ها رسیدگی به تغییرات اقلیمی و اجرای توافقات بین‌المللی مانند توافق پاریس است که به دنبال محدود کردن گرمایش جهانی است. با توجه به فجایع تغییرات اقلیمی، «کاپ» مهمترین موسسه‌ی بین‌امللی است که به این معضل جهانی می‌پردازد. ولی در کنفرانس پارسال هم که در امارات متحده عربی برگزار شد (کاپ۲۸) و آنها برای یکسال میزبانی را به عهده داشتند، این کشور توانست با استفاده از موقعیت خود، حدود ۱۰۰میلیارد دلار قراردادهای انرژی و پتروشیمی امضا کرد.

صدارت: حقوق طبیعت، و نشست تغییرات اقلیمی «کاپ۲۹» در آذربایجان بیشتر بخوانید »

تزویر، دروغ، سیاستمداران، مغزشویی، جنگ روانی، پروپاگندا، وعده دروغ، حقه

صدارت- زوایای دیگری از انتخابات امریکا

بی‌ثباتی‌سازی‌هایی که امریکا در کشور ما و سایر ملت‌های سلطه‌بر اعمال کرده است و می‌کند، همان روش‌های جنگ روانی است که ترامپ و شرکا برای انتخابات در ۲۰۱۶، ۲۰۲۰، و ۲۰۲۴ در کشور خود امریکا هم انجام دادند. در اوج خود، نتیجه‌ی ملموس آن روش‌ها، کودتای انتخاباتی و حمله به کنگره در ۶ژانویه۲۰۲۱ را بروز داد.
در چهار سال گذشته، و به‌ویژه از ۷ اکتبر تا امروز، جو بایدن (که در امریکا بسیاری او را «جنوسید جو» می‌نامنند) چشم بر جنایت‌های اسرائیل بست و سیل اسلحه و پول را به آنجا روانه کرد. با کمبودهای اقتصادی و خدمات اجتماعی در امریکا، و از سوی دیگر با گرانی‌ها و افزایش تورم، بسیاری از فقرا و کم‌درآمدها، به سمت ترامپ متمایل شدند. بدین ترتیب دمکرات‌ها یک شکست تاریخی را تجربه کردند. 

صدارت- زوایای دیگری از انتخابات امریکا بیشتر بخوانید »

صدارت- نقش عوامل خارجی در سرنوشت ملت‌ها

افزایش تورم و گسترگی فقر، دغدغه‌ی بسیاری از مردم است. به مناسبت سال‌گرد اشغال سفارت امریکا در تهران (۱۹۷۹-۱۰-۴) به عنوان مهمترین عامل و اولین قدم در به بی‌راهه بردن انقلاب، و جای‌گزین کردن انقلاب با ضد انقلاب، و همچنین به مناسبت ۵ نوامیر ۲۰۲۴، فردا، که روز انتخابات ریاست جمهوری در امریکا است، مطالبی را در جلسه این دوشنبه مورد بحث قرار می‌دهیم. 
کودتای انتخاباتی که توسط ریگن و شرکا در اکتبر ۱۹۸۰ واقع شد، به نام اکتبر ساپرایز ثبت شد، و ریگن به ریاست جمهوری رسید.
کودتای انتخاباتی مشابه‌ی هم در سال ۱۹۶۸ توسط نیکسون اتفاق افتاد، و نیکسون به ریاست جمهوری رسید.
رفسنجانی در مقام ریاست مجلس: …در آینده خواهند گفت که ما رئیس جمهور امریکا را تعیین کردیم… (نقل به مضمون)
ریگن و شرکا برای جلوگیری از آزاد کردن گروگانها به بنی‌صدر مراجعه کردند ولی چون او نپذیرفت شریک جرم این عمل غیرقانونی بشود، آنها به طراحان و مدیران کودتای خرداد۱۳۶۰ در ایران مراجعه و آزادی آنها را درست تا روز و ساعت تلحیف ریگن برای ریاست جمهوری به تعویق انداختند.
بیشتر بخوانید:    
https://alisedarat.com/2024/10/31/13718/   
اکتبر ساپرایز، از ویتنام تا غزه! و البته باز هم وطن ما!

صدارت- نقش عوامل خارجی در سرنوشت ملت‌ها بیشتر بخوانید »

نفی خشونت، گره به اسلحه، خشونت‌زدایی

صدارت: «سرِ مار» در واقع ساختار استبداد است(پهلوی و فقیه هر دو)و در واقع فقط باید توسط خود مردم زده شود

در پاسخ به این سوال که «وعده‌ی ’زدن سرِ ما‘ به کجا انجامید؟» باید اول پرسیده شود که منظور از «سرِ مار» کیست و چیست؟ 
آن «سرِ مار» که باید زده شود، از دید سلطه‌سالاران کیست و چیست؟ و از دید مردمسالاران و حقوق‌مداران کیست و چیست؟
سوال دومی که مطرح می‌شود این است که «سرِ مار» را چه کسانی باید بزنند؟
و سوم این‌که این «سرِ مار» چگونه زده می‌شود؟
از دید مردمسالاران و حقوق‌مداران، «سرِ مار» در واقع ساختار استبداد (پهلوی و فقیه هر دو) است و در واقع فقط باید توسط خود مردم زده شود و در واقع فقط باید توسط روش‌های خشونت‌زدا زده شود!
راه حل، زدنِ ساختار استبدادی، و برانداختن ساختار دیکتاتوری است. 
راه حل، زدنِ این یا آن دیکتاتور (هم خامنه‌ای و هم پهلوی، که هر دو از یک جنس هستند) نیست.
رژیم ولایت مطلقه فقیه و نیز رژیم ولایت مطلقه پهلوی، هر دو ساختار استبدادی و دیکتاتوری دارند، و مار و اژدهایی هستند که به جان ایران و ایرانیان افتاده‌اند. 
مار و اژدها منحصر به ایران و ایرانیان نیست، از آن طرف نتانیاهو و بایدن و ترامپ هم از جنس خامنه‌ای و پهلوی و رجوی، و همه با پوتین و… همجنس هستند. همه، به اشکال مختلف در رژیمهای ولایت مطلقه‌ی فردی و گروهی، بر اریکه قدرت سوارند!
در ایران، هویت ولایت مطلقه فقیه بر ما معلوم است. ولی در بسیاری از کشورها، هویت ولایت مطلقه سرمایه‌سالاری بر مردم مجهول است. منافع این ولایت‌مداران به یکدیگر مربوط است. در بسیاری از موارد، این ولایت‌مدار، با آن ولایت‌مدار در خفای پشت پرده، با هم سازش و بده‌بستان دارند، هر چقدر هم در ظاهر در حال جنگ و ستیز باشند. 
«سرِ مار» با بمب و موشک زده نمی‌شود! 
ظهور و استقرار و استمرار این «مار»ها با یک پیش‌نیاز ممکن می‌شود، و آن فرهنگ دیکتاتوری و استبداد در خود ما مردم است. 
سرِ مار در افغانستان، رژیم طالبان، با بمب و موشک رژیم امریکا زده نشد، و حتی با اشغال ۲۰ساله‌ی افغانستان توسط امریکا و شرکا برانداخته نشد.

صدارت: «سرِ مار» در واقع ساختار استبداد است(پهلوی و فقیه هر دو)و در واقع فقط باید توسط خود مردم زده شود بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا