تجاوز به حقوق

صدارت-کودتای خرداد۱۳۶۰، کودتای قدرت‌ها علیه مردم(گفتگوی۱از۷)کامل‌ترین و دقیق‌ترین مجموعه افشاگری کودتا

آوانگاری جلسهُ اول از ۷ جلسه گفتگوی آقای بنی‌صدر با علی صدارت (۲۰۱۶۰۶۲۷=۱۳۹۵۰۴۰۷) در بارهُ کودتای قدرت‌ها در خرداد ۱۳۶۰ علیه مردم. (با تشکر فراوان از هموطن عزیزی که از ایران، این آوانگاری را انجام دادند)
آخرین و کامل‌ترین تاریخ‌نگاریِ حقیقی و گاه‌نگاریِ واقعیِ کودتای خرداد ۱۳۶۰ از زبان آقای بنی‌صدر قبل از فوت ایشان، در گفتگو با علی صدارت.
به همراه کامل‌ترین مجموعهُ مطالب (مصاحبه‌ها، گفتگوها، مقاله‌ها، سخنرانی‌ها،… و اسناد و مدارک یافته شده از آن زمان تا به امروز) در بارهُ کودتای خرداد ۱۳۶۰ و آخرین مرحلهُ خنثی‌کردن انقلاب ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ و خیانتِ تبدیلِ انقلاب به ضدانقلاب، برای حفظ ساختار استبدادی.
❊❊❊❊
یک درصد از جمعیت زمین، دنیا را در دست دارند،
۴درصد از جمعیت زمین جیره‌خوار و مزدورِ آن یک درصد هستند،
۵درصد از جمعیت زمین بیدارند و همه چیز را می‌دانند،
۹۰درصد از جمعیت زمین هم خوابند!
جنگ بر سر آن است که آن ۴درصد نگذارند که آن ۵درصد،  آن ۹۰درصد را از خواب بیدار کنند…
برای برپایی، و پویایی، و پیشبرد مردمسالاری، لازم است که هر کدام از ما، به سهم خود و به نوبه خود، تلاش کنیم که از تعداد آن ۹۰٪ بکاهیم، و به تعداد آن ۵٪ اضافه کنیم!
❊❊❊❊

صدارت-کودتای خرداد۱۳۶۰، کودتای قدرت‌ها علیه مردم(گفتگوی۱از۷)کامل‌ترین و دقیق‌ترین مجموعه افشاگری کودتا بیشتر بخوانید »

صدارت- کودتای خرداد ۱۳۶۰، کودتای خمینی و  خامنه‌ای و شرکا علیه مردم

کامل‌ترین و دقیق‌ترین مجموعه افشاگری کودتای خرداد ۱۳۶۰ از زبان آقای بنی‌صدر، تاریخ‌نگاری آن‌گونه که واقع شد!

کودتای خرداد ۱۳۶۰، بدون هیچ زیاده‌گویی، مهمترین واقعه‌ای بود که امروز، این سرنوشت را داریم. 

بیش از چهار دهه گذشت! در رابطه با این واقعیت بسیار مهم، بیشترین سانسورها و شدیدترین خودسانسوری‌ها را شاهد بوده‌ایم!

صدارت- کودتای خرداد ۱۳۶۰، کودتای خمینی و  خامنه‌ای و شرکا علیه مردم بیشتر بخوانید »

صدارت-فعال‌تر شدن جمهوری‌خواهان، و سلب و ایجاب جمهوری‌خواهی!

با متزلزل‌تر شدن رژیم و قدرت‌های داخلی، و با افول قدرت‌های خارجی، و با افزون شدن دردسرها و بلکه ضررهایی که از جانب اسرائیل و به‌خصوص نتانیاهو متوجه امریکا و بریتانیا و اروپا می‌شوند، و با افسارگسیخته‌گی صهیونیست‌ها در جنایت‌ها علیه بشریت و جنایت‌های جنگی و استفاده از فقر و گرسنگی به عنوان اسلحه کشتار جمعی، و هم‌زمان با اینها، با افزایش آگاهی افکار عمومی دنیا از این تجاوزها به حقوق و خشونت‌گستری‌ها، و… نوید کوتاه‌تر شدن زمان رسیدن به سقوط فیزیکی رژیم به گوش‌ها می‌رسد!

صدارت-فعال‌تر شدن جمهوری‌خواهان، و سلب و ایجاب جمهوری‌خواهی! بیشتر بخوانید »

‎⁨تزویر رسانه‌ای-جنگِ روانی، مادرِ همه جنگ‌ها است، ولی تنها جنگی است که ما دا آن، ابزار و توانایی دفاع پیروزمندانه از خود را داریم⁩

صدارت- سقوط فیزیکی رژیم، و برخی(۹)اصول حاکم بر دولت موقت، که ضمانت اجرایی آن، حضور ما مردم است

«شورای رسانه‌های ملی دوران گذار» به مثابه شاخه‌ی چهارم دولت موقت انتقالی
منظور از «رسانه‌های ملی» فقط و فقط آن دسته از رسانه‌ها است که بودجه‌ی آن‌ها از منابع ملی (بودجه‌ی دولتی) تامین می‌شود، و در نتیجه متعلق به مردم هستند.
منحل کردن و از بین بردن رسانه‌های ملیِ به ارث رسیده از رژیم ولایت مطلقه، نابخردانه، و اخراج و بی‌کار کردن کارمندان آن‌ها، تجاوز به حقوق این هموطنان است. این رسانه‌ها و هم استعدادهای انسانی و متخصصانِ اصحابِ رسانه‌ها، و هم منابع مالی و تکنولوژیک آنها متعلق به مردم ایران هستند و نباید حیف و میل شوند.
بکارگیری حقوق‌مند این ثروت‌های ملی، در جهت برپایی و پویایی و پیشبرد مردم‌سالاری، نقشی حیاتی دارد. برای ساماندهی این امر، شاخه‌ی چهارم دولت موقت انتقالی، یعنی «شورای رسانه‌های ملی دوران گذار»  برای رسیدگی و اداره‌ی همه‌ی رسانه‌های مختلفی که با بودجه دولتی عمل می‌کنند تشکیل می‌شود.
دوران گذار از استبداد به مردمسالاری، از مدت‌ها پیش شروع شده، و توسط ما مردم(هر کدام به سهم خود و به نوبه‌ی خود)، به قدرت‌ها تحمیل شده است. در این مدت، بسیاری از ما مردم(هر کدام به سهم خود و به نوبه‌ی خود) در «دولتِ مردمیِ موازی» مشغول کار بوده‌ایم، و تا زمانی که فروپاشی فیزیکی رژیم حاکم بر ایران را به قدرت‌ها تحمیل کنیم، به همین ترتیب برای تغییر وضعیت فاجعه‌بار کنونی، و برای ساختن سرنوشت‌های خوب و خوب‌تر فعال خواهیم ماند(هر کدام به سهم خود و به نوبه‌ی خود)!
https://alisedarat.com/2025/04/06/14105/
بعد از فروپاشی فیزیکی رژیم حاکم بر ایران، با ادامه‌ی کارهای نظری «دولتِ مردمیِ موازی» از سایه بیرون آمده و به صورت «دولتِ موقتِ انتقالی برای مدیریت دوران گذار برای انتقال حاکمیت به ما مردم ایران»، به کارهای عملی و علنی خواهد پرداخت. 
این دولتِ موقتِ انتقالی برای مدیریت دوران گذار برای انتقال حاکمیت به ما مردم ایران دارای چهار شاخه است:
اول- شورای ملی انتقال حاکمیت به مردم ایران (پارلمان، شاخه‌ی مقننه)
دوم- شورای عالی قضائی موقت (شاخه‌ی قضاییه) و هئیت حقیقت‌یاب و صلح همگانی
سوم- حکومت دوران انتقال (شاخه‌ی مجریه)
چهارم- شورای رسانه‌های ملی دوران گذار (شاخه‌ی چهارم، رسانه‌هایِ ملیِ همگانی) (موضوع جلسه‌ی امروز)

شناسنامه‌ی دولتِ موقتِ انتقالی، قانون اساسیِ موقت است.
این قانون اساسی موقت، یک سند غیرِ ایدئولژیک است.
این قانون اساسی موقت، یک سند لائیک است.
اندیشه‌ی راهنمای این قانونِ اساسیِ موقتِ غیرِ ایدئولژیک، حقوق است، پنج دسته حقوق است (۱-حقوقِ بشر، و ۲-حقوقِ شهروندی، و ۳-حقوقِ ملی، و ۴-حقوقِ ملت ایران در جامعه‌ی جهانی، و ۵-حقوقِ طبیعت)

در جلسه‌ی امروز می‌پردازیم به ادامه‌ی بحث در باره‌ی سندِ اساسیِ دوران گذار برای انتقال حاکمیت به ما مردم ایران:
https://alisedarat.com/2019/08/17/5108/
به این سند، در واقع می‌توان به عنوان قانون اساسی موقت نگریست.

صدارت- سقوط فیزیکی رژیم، و برخی(۹)اصول حاکم بر دولت موقت، که ضمانت اجرایی آن، حضور ما مردم است بیشتر بخوانید »

اعدام، خشونت، تجاوز به حق حیات، مجازات، هیئت مرگ، زندانی سیاسی

صدارت- سقوط فیزیکی رژیم، و برخی(۶)اصول حاکم بر دولت موقت، که ضمانت اجرایی آن، حضور ما مردم است

دولتِ موقتِ انتقالی برای مدیریت دوران گذار برای انتقال حاکمیت به ما مردم ایران دارای چهار شاخه است:
شورای ملی انتقال حاکمیت به مردم ایران (شاخه‌ی اول، پارلمان، مجلس، شاخه‌ی مقننه)
حکومت دوران انتقال (شاخه‌ی دوم، شاخه‌ی مجریه)
شورای عالی قضائی موقت (شاخه‌ی سوم، شاخه‌ی قضاییه)
شورای رسانه‌های ملی دوران گذار (شاخه‌ی چهارم، رسانه‌هایِ ملیِ همگانی)

شناسنامه‌ی دولتِ موقتِ انتقالی، قانون اساسیِ موقت است.
این قانون اساسی موقت، یک سند غیرِ ایدئولژیک است.
این قانون اساسی موقت، یک سند لائیک است.
اندیشه‌ی راهنمای این قانونِ اساسیِ موقتِ غیرِ ایدئولژیک، حقوق است، پنج دسته حقوق است (۱-حقوقِ بشر، و ۲-حقوقِ شهروندی، و ۳-حقوقِ ملی، و ۴-حقوقِ ملت ایران در جامعه‌ی جهانی، و ۵-حقوقِ طبیعت)

صدارت- سقوط فیزیکی رژیم، و برخی(۶)اصول حاکم بر دولت موقت، که ضمانت اجرایی آن، حضور ما مردم است بیشتر بخوانید »

لاجوردی=ثابتی-ساواک=واواک-خشونت، تجاوز به حقوق، زندانی سیاسی، شکنجه، اعدام،

صدارت: لاجوردی و لاجوردی‌ها، و دِینِ همه ما به قربانیان آن‌ها

علی صدارت : اسدالله لاجوردی، با عمل‌کرد سبعانه‌ی خود، به یکی از  عوامل اصلی و نمادهای شاخص خشونت و خشونت‌گستری در فاجعه ملی کشتارهای جمعی و جنایت علیه بشریت دهه ۱۳۶۰ شد. رفتار او حاکی از آن بود که به چه خدایی باورمند است و دین اسلام را هم بر همان اساس باور و ترویج و اجرا می‌کرد. با بررسی گفته‌های وی، خدای‌گونه‌پنداری و حتی خودخداپنداری او را می‌توان لمس کرد.

یکی از نکات مهم برای ساختن سرنوشت‌های خوب و خوب‌تر و استقرار و استمرار و پیشبرد مردمسالاری این است که باید نحوه‌ی تبدیل شدن یک انسان، به لاجوردی و لاجوردی‌ها از همه زوایای مختلف، موضوعِ بررسی عملی آکادمیک و دقیق گردد و جزئیات این روند تحقیق و مطالعه و تدریس شود. این یک وظیفه‌ی ملی است بر عهده‌ی همه‌ی ما، و راهی برای ادای دِینی که همه‌ی ما به قربانیان لاجوردی و لاجوردی‌ها داریم.

نکته بسیار مهم آن‌که رژیم‌های دیکتاتوری به افرادی که بتوانند به مقام دونِ انسان هبوت کنند، نیازی حیلاتی دارند. ولی این روش برای پیشبرد شعار کلیدی آن‌ها :«حفظ نظام، اوجب واجبات است» تاریخ مصرف کوتاهی دارد. با پایان آن تاریخ مصرف، خود آن لاجوردی‌ها هم به درجات مختلف، و با اشکال متفاوت، قربانی همین شعار کلیدی می‌گردند.

نکته بسیار مهم دیگری را هم باید به خود یادآوری و گوش‌زد کنیم، و آن این‌که در آستانه سالگرد قتل دولتی مهسا امینی، به وضوح شاهدیم که رژیم ولایت فقیه، از ساختن و پرداختن لاجوردی‌ها، خلخالی‌ها، گیلانی‌ها، سعید امامی-اسلامی‌ها، و… علیل و ناتوان شده است. حتی احمدرضا رادان هم که اکنون فرمانده کل انتظامی رژیم است، علی‌رغم تمام تهدیداتی که کرده و می‌کند، از تکرار جنایاتی سال‌های ۱۳۸۷ تا ۱۳۹۳ در مقام جانشین فرمانده نیروی انتظامی، به علت حضور یک حداقل لازمی از ما در میدان ساختن سرنوشتِ خویش، ناتوان است.

به امید افزونی تلاش‌ها و مشارکت هرچه فراگیرتر، در جنبش خودجوش برای برپایی و پویایی و پیشبرد دموکراسی، و بدین ترتیب:

کوتاه‌تر کردن و خشونت‌زداتر کردن زمان رسیدن به سقوط فیزیکی رژیم ولایت فقیه،

کوتاه‌تر کردن و خشونت‌زداتر کردن دوره‌ی موقت از سقوط فیزیکی رژیم تا انتخابات آزاد برای یک دولت غیر موقت، 

کوتاه‌تر کردن و خشونت‌زداتر کردن زمان لازم برای بنا نهادن یک دموکراسی و رساندن آن به یک نقطه‌ی غیرقابل بازگشت.

صدارت: لاجوردی و لاجوردی‌ها، و دِینِ همه ما به قربانیان آن‌ها بیشتر بخوانید »

صدارت:سقوط فیزیکی رژیم، و برخی(۵)اصول حاکم بر دولت موقت، که ضمانت اجرایی آن، حضور ما مردم است

… در ابتدای کار، از همین الان، گروه‌هایی از ایرانیان در سراسر دنیا، در فضای مجازی گرد هم آمده‌اند. کانون همکاری‌های این گروه‌ها، باید حقوق باشد، باید حقوق باشد. در غیر این صورت، و در صورت نبود این «باید»، و در صورتی‌که این ضرورت در هر یک از این گروه‌ها لحاظ نشود، آن گروه‌ها از هم خواهند پاشید!
هسته‌های حقوق‌مدار و همکاری‌های هسته‌های مردمی را به مناسبت‌های مختلف، به بحث گذاشته شده است:
https://alisedarat.com/?s=هسته‌های
به تدریج، و با ضعیف‌تر شدن سرکوب و خفقان، وزنه‌ی هسته‌های داخل ایران سنگین‌تر می‌شود. با افزایش اعتماد به نفس فردی و با افزایش اعتماد به نفس ملی، ما ایرانیان بیشتر به توانایی‌های خود پی می‌بریم، و بدین ترتیب قدرت سرکوب و خفقان رژیم، کمتر و کمتر می‌شود. به این شکل، ما مردم ایران، اسلحه‌های موجود در دست سرکوبگران را، باز هم بی‌اثرتر می‌کنیم. با این تدابیر حقوقی، اعتراضات خودانگیخته‌ی مردمی و تظاهرات خودجوش ولی پراکنده‌ای که هرروز شاهد آن‌ها بوده‌ایم را به هم می‌پیوندانیم.
نقطه‌ی عطف این روند، حرکت معترضان و تظاهر‌کنندگان به سمت زندان‌ها و گشودن درب‌های زندان‌های سیاسی، و آزادی همه‌ی زندانیان سیاسی خواهد بود. این نقطه‌ی عطف را در بهار ایران، در انقلاب ۱۳۵۷ شاهد بودیم. بی‌دلیل نیست که قدرت‌ها، در جبهه‌های متعدد جنگ روانی، مردم را از انقلاب ترسانده‌اند! (و نیز بی‌دلیل نیست که شعارِ ’بهش نگید اعتراض، اسمش شده انقلاب!‘ شعارِ پرشعور و خودانگیخته‌ی مردم ایران، به‌خصوص دهه‌ی هشتادی‌ها در جنبش اخیر گشت!) در نتیجه در هم شکستن دروازه‌های زندانهای سیاسی توسط ما مردم، و با ازادی همه‌ی زندانیان سیاسی، وزنه‌ی هسته‌های داخل ایران، باز هم سنگین‌تر می‌شود.
در هر صورت و در هر مرحله، این هسته‌ها و فعالیت‌های آن‌ها، نباید به جامعه سیاسی محدود شود و در انحصار عده‌ای خاص قرار بگیرد.
بسیار ضروری است که از همین الان، سایر ایرانیان هم به کار تشکیل شوراها و هسته‌ها، بیشتر مشغول شوند.
هسته‌هایی که خشونت و قدرت و زور و تبعیض و برتری‌طلبی و هجمونی و سلطه‌سالاری را کانون فعالیت‌های خود کنند، برای مردم ایران جاذبه‌ای نداشته و نخواهند داشت، بلکه دافعه دارند. این افراد و گروهها، به‌تدریج مطرود و منزوی و سرانجام خودبه‌خود حذف می‌شوند.
اما هسته‌هایی که حقوق را کانون فعالیت‌ها قرار داده‌اند، در عمل بر توانایی‌های خود می‌افزایند، و پرکارتر و پرمحصول‌تر می‌شوند…

صدارت:سقوط فیزیکی رژیم، و برخی(۵)اصول حاکم بر دولت موقت، که ضمانت اجرایی آن، حضور ما مردم است بیشتر بخوانید »

حقوق‌مداری، خشونت‌زدایی قدم‌های استوار، در راه- مردم‌سالاریِ مشارکتیِ مشاورتیِ مستقیم

صدارت- دعوت از هموطنان برای عضویت در دولت موازی.

…اگر به نظر تو هموطن عزیزی که این سطور را می‌خوانی، تمامی و یا حتی برخی قسمت‌ها و مفاد این نقشه‌ی راه، چیزی به غیر رویاپردازی، و حتی توهم نیست، اگر تو هموطن عزیزی که این سطور را می‌خوانی باز هم می‌گویی که «…آخه از دست ما که کاری بر نمی‌آید…» و می‌گویی «…این حرفهای قشنگ، ایده‌ال‌های دست نایافتنی هستند…» بدان که در جنگ روانی قدرت‌ها علیه مردم، شکست خورده‌ای که خود را ناتوان می‌بینی! بدان که در جنگ روانی قدرت‌ها علیه مردم، شکست خورده‌ای که تا این حد اعتماد به‌نفس فردی، و اعتماد به‌نفس ملی خود را از دست داده‌ای، که حتی برداشتن یک قدم را هم (هر چقدر هم آن قدم در ظاهر به‌نظر کوچک بیاید) در توان خود نمی‌بینی! 

اگر تو هموطن عزیزی که این سطور را می‌خوانی، همین خودِ تو هموطن عزیز، بالاخره به وظیفه‌ی حیاتی خود مبنی بر مشارکت در ساختن سرنوشت‌های خوب و خوب‌تر آگاه شوی (احقاقِ حقِ اطلاع‌یابی)، و به سهم خود و به نوبه‌ی خود به آن عمل کنی، و در آگاهی دیگران هم بکوشی (احقاقِ حقِ اطلاع‌رسانی)، و برای از انفعال بیرون آمدن خود و دیگران تلاش کنی، چاره‌ی این وضعیت اسف‌بار را، به‌درستی در خودت و در حالِ حاضر و در زمان خودت، خواهی یافت!

صدارت- دعوت از هموطنان برای عضویت در دولت موازی. بیشتر بخوانید »

لاجوردی=ثابتی-ساواک=واواک-خشونت، تجاوز به حقوق، زندانی سیاسی، شکنجه، اعدام،

صدارت- سقوط فیزیکی رژیم، و برخی(۴)اصول حاکم بر دولت موقت، که ضمانت اجرایی آن، حضور ما مردم است

به این سند، در واقع می‌توان به عنوان قانون اساسی موقت نگریست.
در جلسه‌ی امروز، در روند بررسی و به‌روزرسانی و بحث «سندِ اساسیِ دوران گذار برای انتقال حاکمیت به مردم ایران» تغییری لازم دیده شد. امروز، در خارج از نوبتِ شماره‌ی مفادِ سندِ قانونِ اساسیِ موقت، به بحثی در رابطه با بخش « 4. هیئت حقیقت یاب و صلح همگانی» و «اصل بیست و نهم» این سند می‌پردازیم.
هیئت حقیقت یاب و صلح همگانی:
هیئتی برای یافتن حقیقت‌ها و واقعیت‌ها،
هیئتی برای ترمیم بی‌عدالتی‌ها و تجاوزها به حقوق،
هیئتی برای صلح همگانی،

برخی دلایلی که رسیدگی به خشونت‌ها (خشونت‌های سیاسی، و فرهنگی، و اجتماعی، و اقتصادی، و فیزیکی، و نیز خشونت‌های احساسی\روحی\روانی) و تجاوزهای رژیم به حقوق را در اولویت قرار می‌دهد، از جمله موارد ذیل هستند، و اینکه اصولا این هیأت برای چیست؟:

برای خشونت‌زدایی،
برای دفع و رفع خشونت‌هایی که توسط این رژیم تحمیل شده،
برای اینکه قربانیان باید توان دادخواهی پیدا کنند، تا که با دردها و رنج‌های خویش، تنها نمانند و بتوانند به نظام جدید که بر میزان عدالت اجتماعی برپا می‌شود، اعتماد بیابند، و امید به حال و آینده و شرکت در جامعه حق‌وند، آنها را از غم گذشته و یأس و احساس ناتوانی که گرفتارش هستند، برهاند،
برای اینکه بر وفقِ میزانِ عدالتِ ترمیمی، قربانیان و خانواده‌ها و نزدیکان آنان و تمامی جامعه، و از جمله متجاوزان به حقوق، بر ترمیم و جبران حق دارند،

صدارت- سقوط فیزیکی رژیم، و برخی(۴)اصول حاکم بر دولت موقت، که ضمانت اجرایی آن، حضور ما مردم است بیشتر بخوانید »

صدارت- تشدید بحران‌ها، افزایش تنش‌های قدرتمداران، نقش ما مردم برای دفع خطرها

آیا ایدئولژی اصالت قدرت و اقتصاد سرمایه‌سالاری، و تحمیل انواع بحران‌ها و خشونت‌ها به مردم دنیا، حکایت از سرنوشتی مانند سرنوشت شوروی را برای رژیم‌های حاکم بر ایران، و اسرائیل، و… و بسیاری دیگر از کشورهای دنیا، و حتی به‌طور کلی سرمایه‌سالاری را پیش‌گویی می‌کند؟ 

پاسخ این پرسش از دید من مثبت است، اما فقط با یک شرط! به این شرط که یک حداقل لازمی از ما مردم دنیا بالاخره به این حقیقت آگاهی پیدا کنیم که ما باید در ساختن سرنوشت‌ خود، فعال باشیم.

در ادامه‌ی جنگ سرد، بین دو بلوک شرق و غرب، شوروی از درون فروپاشید. در یک پروپاگندای وسیع، دولت امریکا، فروپاشی شوروی را به حساب تدابیر خود نوشت! ولی واقعیت این بود که دستگاههای اطلاعاتی\امنیتی\نظامیِ امریکا حتی احتمال این فروپاشی را هم پیش‌بینی نکرده بودند! افزایش خشونتها، هزینه‌های هنگفت صنایع نظامی\امنیتی، افزایش کیفی و کمی فشار خشونت‌های اقتصادی بر لایه‌های بیشتری از مردم، اعمال انواع تبعیض‌های مثبت یا منفی، و تشدید سایر بحران‌ها، و…، باعث خودبراندازی شوروی شد. اصلاحات دیرهنگام، دکترین دوگانه‌ی گورباچف پرسترویکا (اصلاحات اقتصادی) و گلاسنوست (فضای باز سیاسی) موثر واقع نشدند.

آیا ترامپ و شرکا، به همان نتیجه‌ای رسیده است که گرباچف در اواخر دهه ۱۹۸۰ رسیده بود؟ و یا آیا شرایط و بحران‌های مشابه دارد در این زمان به آن‌ها تحمیل می‌شود؟…

صدارت- تشدید بحران‌ها، افزایش تنش‌های قدرتمداران، نقش ما مردم برای دفع خطرها بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا