بایگانی برچسب: s

پیام رفسنجانی – خامنه‌ای به ریگان: ایران باید در جنگ با عراق شکست بخورد، از دکتر محمود دلخواسته

پیام رفسنجانی – خامنه‌ای به ریگان: ایران باید در جنگ با عراق شکست بخورد، از دکتر محمود دلخواسته

۵ مرداد ۱۳۹۹

یکی از مهمترین و در عین حال آسان‌ترین راههای مبارزه در جنگ روانی و پیروزی بر قدرت‌مداران و سلطه‌گران، شکستن دیوارهای سانسور و نفی و رفع خودسانسوری است. امیدوارم که هرکدام از ما خود را در این زمینه مسئول بدانیم، و هرکدام از ما به سهم خود و به نوبه خود، در انتشار تحقیقات بی‌نظر و غیریک‌سوگرایانه، به کمک سایر هموطنان خود بیاییم. 

جدایی بنی صدر و مجاهدین -بخش ششم- نامه رجوی به بنی صدر و پاسخ بنی صدر

جدایی بنی صدر و مجاهدین -بخش ششم- نامه رجوی به بنی صدر و پاسخ بنی صدر

۲۹ تیر ۱۳۹۹

...دو نظر وجود دارد. یک نظر سرنگونی رژیم خمینی به بهای جلب همکاری و استفاده از "خارج" را جایز می شمارد و یک نظر جایز نمی شمارد. اینجانب جانبدار نظر دوم هستم. بر آنها که بشما گفته ام این سخن آخر را می افزایم که از نظر اول پیروی نکنید. هر چه میخواهید بنویسید اما چه کسی گول میخورد که مساله اصلی که شما را بنوشتن این نامه برانگیخته است، مساله همکاری با عراق برای سرنگون کردن رژیم خمینی است. از این راه، رژیم خمینی سرنگون نمیشود. با کمال تاسف تثبیت میشود. بخود و مردم خود و شهدا ظلم نکنید...

جدایی بنی صدر و مجاهدین -بخش پنجم- دعوت رهبری مجاهدین از سربازان و درجه داران و افسران به فرار از جبهه ها...

جدایی بنی صدر و مجاهدین -بخش پنجم- دعوت رهبری مجاهدین از سربازان و درجه داران و افسران به فرار از جبهه ها…

۲۸ تیر ۱۳۹۹

چرا در این باره ها تا این زمان سکوت شد؟ در جمع ما در این باره بحث بسیار بود. زیاد بودند که می گفتند بنی صدر باید ببرد و اعلام کند. بنی صدر مخالفت می کرد. می گفت تا وقتی از هر سه اصل جدائی کامل نشده است، باید در آزمایش ماند و استقامت کرد. بنا بر موازنه منفی، در صورتی که ما خود بر اصول پایبند بمانیم، طرف مقابل یا ناگزیر می شود، باصول بازگردد و یا خود جدائی خواهد جست. نباید شتاب کرد. حال که سنگینی آزمایش بر دوش ما افتاده است باید آنرا بآخر رساند. تا نسل مسئول، دچار بلائی نشود که در آغاز انقلاب بدان گرفتار شد. در آن وقت سازمان ها و شخصیت ها ناشناخته بودند. اگر آزادی در کشور برقرار می ماند، جامعه فرصت پیدا می کرد، احزاب و سازمانها و شخصیت ها را بشناسد. حال که نیست و ما آزمایش را پذیرفته ایم، باید بر طبق باور خود عمل کنیم. بنابراین می ایستیم تا وقتی که یا بازگردند و یا از اصول ببرند و بروند. وقتی نامه 14 صفحه ئی نوشته شد، هنوز بنی صدر بر آن بود که تا یاس از بازگشت "رهبری مجاهدین" بخط استقلال، باید سکوت کرد. این "رهبری" بدورغ ادعا کرد که بنی صدر با التماس خواسته است نامه منتشر نشود. این نامه سندی گویا بر مقاصد نویسندگان آن، بر اخلاق سیاسی، بر انسانیت و ... و بر انحطاط آنها بود، چرا باید التماس می کرد که منتشر نشود؟ از قضا در جلسه ئی که تنی چند از اعضاء شورا و خارج شورا درباره چگونگی اعلام جدائی بحث می کردند، بنی صدر پرسید اگر این 14 صفحه را اینجانب نوشته بودم و به دست آقایان داده بودم، چقدر احتمال میدادید منتشر نکنند؟ یکی از حاضران گفت، "در رجوی بعضی "مومنت" های انسانی دیده ام. شاید او منتشر نمی کرد اما جابرزاده حتما منتشر می کرد". بهررو در جلسه ئی که بیانیه اعلام جدائی را برده بودند، بنی صدر امضاء کند و نکرد، گفت اینان توتالیتر هستند و بهیچ تعهدی از جمله همین تعهد پایبند نخواهند ماند. چیزی نگذشت که با اعلامیه اول شورا، تعهد زیر پا گذاشته شد و بهانه "استحاله" پیدا شد. بعد از آن از راه مصاحبه ها و مقاله ها بود که با انواع جعل ها می کوشیدند واقعیت را با پرده دروغ و تزویر بپوشانند. از بنی صدر خواستیم حال که تعهد شکسته شد اجازه انتشار بدهید. پاسخ داد تا وقتی امید آن هست که بی سرو صدا دست از عراق بردارند و بازگردند، همچنان سکوت باید کرد. حتی بعد از آنکه به بهانه شهادت در دادگاه از وظیفه نا سزا گوئی و .... هیچ فروگذار نکردند و معلوم کردند بهیچ اصل و قاعده و ارزش و تعهدی پایبند نیستند و نوشتند که بنی صدر بالتماس خواسته است، نامه منتشر نشود، باز حاضر به انتشار نشد. تا اینکه پیام اخیر رجوی منتشر شد. دیگر امیدی به بازگشت از انحراف نماند و صد افسوس...

جدایی بنی صدر و مجاهدین -بخش چهارم- طرح و آرزوهای واهی رجوی درباره رفتن به عراق و سعی او برای موافق گرداندن بنی صدر

جدایی بنی صدر و مجاهدین -بخش چهارم- طرح و آرزوهای واهی رجوی درباره رفتن به عراق و سعی او برای موافق گرداندن بنی صدر

۲۷ تیر ۱۳۹۹

...علت جدائی مجاهدین از بنی صدر اساسی جز همین رابطه با عراق نداشت. در اوائل زمستان سال گذشته، نخست یکی از دوستان بنی صدر نزد او رفت و با نگرانی گفت در شورا، مساله رفتن به عراق را طرح کرده اند، آمریکا از زمان مصدق تا انقلاب نتوانست نیروی مخالف شاه را وابسته بکند. ایران تنها کشوری بود که آلترناتیو رژیمش مستقل بود، حالا چگونه بگذاریم صدام اختیار تمامی نیروهای مخالف را در دست بگیرد؟ بنی صدر پاسخ داد می ایستیم و نمی گذاریم. بعد از وی، شبی رجوی به نزد بنی صدر رفت و طرح رفتن به عراق را باین شرح با او در میان گذاشت: "اگر قطعه زمین قابل دفاعی در عراق بگیریم و من (رجوی) در آنجا مستقر بشوم و بخشی از اسرا که طرفدار ما هستند در اختیار ما قرار بگیرند و با فراخوان نیروهای طرفدار خود را، از سراسر ایران در آنجا جمع کنیم و حمله را به رژیم آغاز کنیم، ظرف یکسال رژیم را از پا در می آوریم. جنگ را بپایان می بریم. اقلا یک میلیون نفر کمتر کشته می شوند و ..." بنی صدر گفت این طرح نیست، یک خیال است. خیال آشفته ئی نیز هست، بر خلاف اصل استقلال است و شما باید میان اینجانب و صدام انتخاب کنید و ...  رجوی گفت، بیائید شما بمحلی که دارند برای شما آماده می کنند (خانه قطب زاده در ورسای) بروید و سکوت کنید. من می روم. اگر نتیجه گرفتم که چه بهتر و اگر نتیجه نگرفتم، شما سالم بمانید و مبارزه تعطیل نشود. بنی صدر گفت: "سکوت در مقام بیان، علامت رضا است. چطور ممکن است شما به عراق بروید، با رژیمی دست یاری بدهید که مستبدی خون ریز و متجاوز به ایران است و اینجانب سکوت کنم و سالم بمانم؟! سکوت غیر ممکن است."...

گفتگوی آقای بنی‌صدر و علی صدارت -کارنامه بنی‌صدر و بازخوانی(۳)هشدارهایی که بعد از کودتای خرداد۱۳۶۰ به وقوع پیوست

گفتگوی آقای بنی‌صدر و علی صدارت -کارنامه بنی‌صدر و بازخوانی(۳)هشدارهایی که بعد از کودتای خرداد۱۳۶۰ به وقوع پیوست

۲۳ تیر ۱۳۹۹

ریشه‌یابی وضعیت فاجعه‌بار امروز، با بازخوانی 'روزها بر رئیس جمهور چگونه می‌گذرد' کارنامه بنی‌صدر، که در ماههای قبل از کودتای خرداد ۱۳۶۰ هر روز، در روزنامه انقلاب اسلامی در هجرت منتشر، و به مردم گزارش می‌شدند.

گفتگوی آقای بنی‌صدر و علی صدارت -کارنامه رئیس جمهور بنی‌صدر، و بازخوانی(۲)هشدارهایی که بعد از کودتای خرداد۱۳۶۰ به وقوع پیوستند

گفتگوی آقای بنی‌صدر و علی صدارت -کارنامه رئیس جمهور بنی‌صدر، و بازخوانی(۲)هشدارهایی که بعد از کودتای خرداد۱۳۶۰ به وقوع پیوستند

۱۶ تیر ۱۳۹۹

آقای بنی‌صدر در مقام ریاست جمهوری، گزارش کار خود را، به طور روزانه، در روزنامه انقلاب اسلامی، تحت عنوان سرمقاله و کارنامه و «روزها بر رئیس جمهور چگونه می‌گذرد» با مردم در میان می‌گذاشت.  هشدارها، و خبرها، و نظرها، و… که آن موقع ارائه شده بود، هیچ کدام خلاف واقع نبود و هیچ کم و کاستی نداشتند. با توجه به این واقعیت بود که حزب جمهوری اسلامی، و حزب توده، و سایر  ضدانقلاب هیچ نمی‌توانستتند آن‌ها را نفی و یا تکذیب کنند، و خود را مجبور دیدند که بنی‌صدر را حذف کنند.  برای همین آقای خمینی و شرکا، این کارنامه را، به شدت، مزاحم خود در امر تبدیل انقلاب، به ضدانقلاب ‌می‌یافتند.  آقای خمینی، توسط برادرزاده خود،  در خرداد ۱۳۶۰ به آقای بنی‌صدر در کرمانشاه پیام داد....

صدارت : به مناسبت کودتای خرداد ۱۳۶۰، یکی از مهمترین عوامل موثر در سرنوشت امروز ما.

صدارت : به مناسبت کودتای خرداد ۱۳۶۰، یکی از مهمترین عوامل موثر در سرنوشت امروز ما.

۳۰ خرداد ۱۳۹۹

امیدوارم که آن قلیل هموطنانی که هنوز به اشکال مختلف، دانسته ویا نادانسته، واضح و روشن، و یا مخفی و با لاپوشانی، به استمرار این رژیم کمک میرسانند و در پیشبرد شعار «حفظ نظام از اوجب واجبات است» گوی سبقت را از آقای خامنه‌ای و شرکا برده‌اند، تا دیر نشده به سایر هموطنان بپیوندند و تا موقعیت‌ها و فرصت‌های بیشتری از دست نرفته، شور و شعف مشارکت در ساختن سرنوشت‌هایی خوب و خوبتر و همکاری و همسازی و همسویی در گذاری خشونت‌زدا از ولایت مطلقه، به مردمسالاری را از خود دریغ نکنند. در دنیای امروز، مشابه رژیم ولایت مطلقه، فقط در چند کشور مانند کره شمالی باقی مانده است. افکار عمومی، در قرنی که در آن هستیم، نقش بیشتری در اعمال حاکمیت می‌یابند. حتی رژیمهایی مانند ترامپ و پوتین و بولسنارو و اوربن و… هم هرچه میگذرد، با موانع و مشکلات بیشتری برای ادامه ولایت خود بر مردم روبرو میشوند. رژیم ولایت مطلقه حاکم بر ایران، رفتنی است و آنچه می‌ماند، مردم هستند که برای ادامه حیات خود، و برای ادامه حیات ملی خود، باید با مخرج مشترک قرار دادن حقوق، و با صلح و دوستی و کثرت‌گرایی و رواداری، با هم همکاری کنیم...

سخنان بهزاد نبوی در ۲۶ خرداد ۱۳۶۰ علیه بنی صدر و هشدارهای او در باره سرنوشت ایران در استبداد ولایت فقیه

سخنان بهزاد نبوی در ۲۶ خرداد ۱۳۶۰ علیه بنی صدر و هشدارهای او در باره سرنوشت ایران در استبداد ولایت فقیه

۲۷ خرداد ۱۳۹۹

اما در باره تظاهرات 15 خرداد 60 که خمینی و جزب جمهوری اسلامی قصد داشتند مردم را برای مقابله با رئیس جمهور به خیابانها بکشانند و شکست خوردند، او می گوید که «سیصد هزار نفر بودند و برای ما همین بس که نیروه های مخالف سیصد هزار نفر را قبول دارند». اما روزنامه اطلاعات آن زمان تیتر از حضور میلیونها نفر را گذاشته بود و 300000 نفر در زمانی که هنوز چهره خمینی مانند امروز روشن نشده بوذ، بسیار کم بود. و در واقع شکست خمینی و حزب جمهوری اسلامی بود...