مشارکت در ساختن سرنوشت

صدارت- برخی راهکارهای عملی روان‌کاوی و روان‌درمانی برای مدیریت افزایش تنش و اضطراب و این روزهای سخت

اینکه فردی خواستار تجاوز اجنبی به مام وطن و کشتار هموطنان خود بشود، حکایت از درد و زخم‌های عمیقی در روح و روان او دارد. اما وقتی این فرد خود در امنیت خارج از کشور باشد، و این نسخهٌ مرگبار را برای هم‌میهنان خود در داخل ایران بپیچد، عمق فاجعه را نمایان می‌کند. ولی به این هر دو نباید قضاوتمندانه نگریست. این درد مشترکی است که «هرگز جدا جدا، درمان نمی‌شود!»
با ریشه‌یابی این درد است که می‌توانیم ریشه‌های انفعالی که ما را به سرنوشت پرخطر امروز کشانده، برسیم و با درمان ریشه‌ایِ آن، قدم بزرگی در راه استقرار و استمرار و پیشبرد مردمسالاری برداریم. این قدم بزرگ باید هم به صورت فردی، و هم به صورت جمعی و نیز به شکل ملی برداشته شود.
در روزگاری که سایه سنگین ناامنی بر زیست روزمره ما سنگینی می‌کند، درک سازوکارهای ذهنی و اجتماعی برای عبور از این برهه تاریخی الزامی است. ما با وضعیتی روبرو هستیم که فراتر از نوسانات سیاسی، ریشه در زخم‌ها و آسیب‌های عمیق روحی یک ملت دارد.
زیستن در یک جامعه استبدادی، در یک روند آسیب‌گون، فرامنِ جمعیِ سخت‌گیرِ خود را می‌سازد، آسیبی که توجیه‌کنندهٌ انفعال است! آسیبی که مجوز پذیرایی خشونت و تجاوز به حقوق است! آسیبی که استقلال، اعتماد به نفس، اخلاقیات، میهن‌پرستی، بشردوستی، حقوق‌مداری،، و… و دموکراسی را در تعریفی کاذب، از خود بیگانه می‌کند. در وطن ما رژیمی با انواع تجاوزها به حفوق، با ایجاد یک اضطراب مزمن، خود را به وژ‌دان احساسی-روانی افراد تحمیل کرده است….
….برای پیروزی جامعه در رابطه با بحران‌هایی که توسط قدرت‌ها ساخته می‌شوند و مردم را به آن‌ها گرفتار می‌کنند (کشتار مردم در تظاهرات حق‌طلبانه توسط قدرت داخلی، حمله نظامی توسط قدرت خارجی)، باید حسِ طبیعیِ کرامت و منزلت و شأن و عزت و غرور و عِرق ملی در افراد بازسازی شود. شکسته شدن حرمت مطرح کردن تجاوز اجنبی به وطن، به وضوح یک بیماری است که در جریحه‌دار شدن و مخدوش شدن وژدان احساسی-روانی ریشه دارد. اخیرا تصویری از دو فرد «چپ» در کنار پهلوی دیدم و متعاقب آن یکی از آن دو فرد، که خانمی بود که خود را «چپِ ضدِ توتالیتر» می‌خواند، مصاحبه‌ای با بی‌بی‌سی داشت که درست مانند مصاحبه‌های اجباری برخی زندانیان سیاسی شکسته شده در «صدا و سیما» بود! ریشه‌های روانشناختی در هر دو، یکی و آن خدشه و آسیب به وژدان احساسی-روانی است. وقتی که چپ، تبدیل به راستِ افراطی می‌شود، ضرورت روان‌کاوی و روان‌درمانی واضح‌تر می‌گردد تا به کمک همدیگر از سرایت این بیماری مسری پیش‌گیری کنیم!
صرف نظر از اینکه ترامپ و نتانیاهو در رابطه به تجاوز مجدد به ایران چه نقشه‌هایی داشته باشند، و صرف نظر از اینکه خامنه‌ای و شرکا برای تجاوزها به حقوق چه نقشه‌هایی در سر می‌پرورانند، مجموعهٌ این کاوش‌ها و درمان‌ها و غنایِ وژدان احساسی-روانی است که پیش‌بینی می‌کند که ما برای خود چه سرنوشتی خواهیم ساخت. انتخاب با خودِ ما است!

صدارت- برخی راهکارهای عملی روان‌کاوی و روان‌درمانی برای مدیریت افزایش تنش و اضطراب و این روزهای سخت بیشتر بخوانید »

صدارت- «اینکه می‌گویید ”حقوق، همه‌مکانی و همه‌زمانی و همه‌کسانی هستند“ به چه درد من می‌خورد!؟»

عرض تسلیت خود را به هموطنان گرامی در آستانهٌ چهلم کشتار هزاران انسان تجدید می‌کنم.
امیدوارم مراسم سوگواری چهلم عزیزان از دست‌رفتهٌ ما، مانند موقعیت‌های پیشین در داخل و خارج کشور، توسط نتانیاهو و ترامپ و پهلوی و شرکا، باز هم به نفع قدرت مصادره نشود. امیدوارم که قدرت‌ها ما را لااقل در عزاداری، راحت بگذارند. گرچه با توجه به سابقهٌ قسی‌القلبی آن‌ها، خوش‌بین نیستم که حتی در سوگ و عزا هم ما شاهد تجاوز به حقوقمان نباشیم.
ولی با نگاهی به رسانه‌های دنیا، می‌پرسم که چرا ما ملت ایران، در سوگ این فاجعهٌ عظیم، تنها هستیم؟ چرا سایر ملت‌ها با ما همدردی نکرده‌اند؟ چرا در افسردگیِ از دست دادن فاجعه‌آمیز هزاران هموطن، و در اضطرابِ تجاوزِ مجدد اجنبیان به مام وطن، ما خود را در دنیا منزوی می‌بینیم؟
پاسخ به این پرسش، در روی‌کرد برخی از هموطنان به پهلوی و شرکا، و در نتیجه در همراهی و هم‌صدایی آن‌ها با نتانیاهو و شرکا و رژیم اسرائیل است.
این جهان کوه است و فعل ما ندا—سوی ما آید نداها را صدا
……..بدین ترتیب، درآمیختن با افکار عمومی توسط یک فرد، یا یک جمع، و یا یک ملت، می‌تواند به صورت مثبت و یا منفی باشد، می‌تواند برای افکار عمومی جاذبه و یا دافعه داشته باشد، می‌تواند حول دو محور متضاد باشد و در نتیجه می‌تواند در دو جهت مخالف حرکت کند:
۱- حقوق‌محور: حقوق، مبنای کارها و کنش‌ها قرار می‌گیرند. در این صورت بنی آدم که اعضای یک‌دیگر و اعضای یک پیکر هستند، به یاری همدیگر برمیخیزند. اعضای این پیکر، از هزارها کیلومتر دورتر، در هم می‌آمیزند و به‌هم می‌پیوندند.
۲- قدرت‌محور: قدرت و توازن قوا و زور و خشونت مبنای کارها و کنش‌ها قرار می‌گیرند. در این صورت، تبعیض و سلطه‌سالاری، پیوندهای اعضای یک پیگر را درمی‌شکافد و آن‌ها را در تقابل‌های کاهنده، علیه یکدیگر می‌شوراند. برادر و خواهر را از کنار هم جدا می‌کند و به دوردست‌ها پرتاب می‌کند.
افکاری عمومی دنیا متاسفانه دیدند که مردم ایران یکی از نادر مردم دنیا هستند که جنایت‌های صهیونیست‌ها را علیه مسلمانان و حتی عرب‌های باورمند به مسیحیت و یا سایر باورها، به اندازهٌ کافی محکوم نکرده‌اند، و بسیاری حتی از رژیم اسرائیل طرفداری نموده‌اند. شعاری در مورد پرچم فلسطین که مدت‌ها قبل توسط معدودی از تماشاگران یک بازی فوتبال کوچک در یکی از شهرستان‌های ایران سر داده شد، همین اخیرا توسط داماد ترامپ (کوشنر) یادآوری شد! هر کنش و هر عملی که از هر کسی در این دنیا وارد شود، به سهم خود و به نوبه خود در سرنوشت این دنیا اثر می‌گذارد، به سهم خود و به نوبه خود! این اثرگذاری می‌تواند به صورت منفی و یا مثبت باشد، و بدین ترتیب جهنم و بهشت، نه در آن دنیا، که در این دنیا تجربه شود.
مجموعهٌ رفتارهای غیرِحقوقیِ برخی از ایرانیان در رابطه با پهلوی و رژیم اسرائیل، نمی‌تواند از دیدهٌ نقاد افکار عمومی پنهان بماند. 
در دورانی که به جنبش ۱۴۰۱، و اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ و به‌ویژه به فراخوان سه‌شنبه ۱۶ دی و تظاهرات ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه رسید، جمع جبری و برآیند کارها و کنش‌های یک حداقلِ لازمی از ما ایرانیان، قدرت‌محور بوده و نزد افکار عمومی، دافعه داشته است.
ما نتوانستیم با افکار عمومی به طور مثبت در بیامیزیم، بلکه این درآمیختن ما، جنبهٌ منفی هم هم پیدا کرد. چرا که کردار و گفتار و نوشتار یک حداقل لازمی از ما ایرانیان، ضدِ مردمی و ضدِ حقوقی، و حاکی از پندارِ قدرت‌محور بوده، و به جهتی رفته که در دادگاه افکار عمومی، در کنار نتانیاهو و ترامپ، و در کنار مهره‌های وابسته قرار گرفتیم و «آپوزیسیون» رژیم ولایت فقیه، در رژیمی ناچیز شد که در حقیقت «ولایت مطلقه پهلوی» خواهد بود که سران آن از جانب  نتانیاهو و ترامپ، «بر جان و مال ناموس مردم ایران بسط ید» خواهند داشت! جانب‌داری از پهلوی و در نتیجه تجاوز برخی ایرانیان به حق استقلال و حق صلح ایران و ایرانیان، از نظرهای افکار عمومی مخفی نمانده است!
سرانجام، وقتی که ایران و ایرانیان منتظر پشتیبانی افکار عمومی بودند، همان رفتاری با ما شد که عده‌ای از ایرانیان با مردم فلسطین کردند.
این جهان كوه است و گفت و گوی تو—چون صدا، هم باز آید سوی تو

صدارت- «اینکه می‌گویید ”حقوق، همه‌مکانی و همه‌زمانی و همه‌کسانی هستند“ به چه درد من می‌خورد!؟» بیشتر بخوانید »

سه جنبش(مشروطه، نفت، انقلاب ۱۳۵۷ بهار ایران) قانون اساسی حقوق پنجگانه، چو ایران نباشد، دوباره میسازمت وطن،

صدارت- ویژگی‌های دوران گذار و نقشهٌ راه. چه نمی‌خواهیم، و چه می‌خواهیم!

……واقعیت این است که در هر جای دنیا، وقتی مردم منفعل باشند، هر کسی که در کانون قدرت قرار گیرد، ناچار یا به اختیار، به حقوق مردم تجاوز خواهد کرد. بنابراین، ضمانت اجرایی قانون، نه در جوهری بر روی کاغذی، بلکه در حضور فیزیکی و فکری ما مردم نهفته است!
درس‌های تلخ تاریخ، بسیار عبرت‌آموز هستند. ما مردم باید باید از خود بپرسیم چرا منفعل شدیم؟ ما نباید اشتباهات انقلاب ۵۷ را تکرار کنیم. در آن زمان، بسیاری تصور کردند که با سپردن کار به چند فرد «خوب»، رسالتشان تمام شده و می‌توانند به دنبال زندگی شخصی خود بروند. همین انفعال بود که به استبداد اجازه داد اولین قدم‌های سرکوب، مانند «حجاب اجباری»، را بردارد. اگر در همان روزهای نخست که شعار «یا روسری یا توسری» سر داده شد، مردم (چه موافق حجاب و چه مخالف آن) به عنوان یک حق و آزادی فردی در برابر آن می‌ایستادند، استبداد نمی‌توانست این‌گونه ریشه بدواند.
خط قرمز بین استقلال و وابستگی باید بسیار جدی گرفت! مسئله این است ما باید راه حل را در درون خود و بر اساس حقوق جستجو کنیم، نه در چشم‌داشت به قدرت‌های خارجی. کسانی که تصور می‌کنند قدرت‌هایی نظیر آمریکا و اسرائیل و…یا شخص ترامپ و نمتانیاهو و… می‌توانند ناجی ایران باشند، سخت در اشتباهند! اشتباهی مهلک! چرا که قدرت‌ها در نهایت به دنبال تأمین منافع خود هستند، نه حقوق ملت ایران. پذیرش دخالت خارجی در سرنوشت ملی، خود نوعی تجاوز به «حق استقلال» است، تجاوز به حقِ استقلالِ خود، تجاوز به حقِ استقلالِ ایران و ایرانیان! هیچ‌گاه از تجاوز اجنبی، خیری برای مام وطن حاصل نمی‌شود.
در همین راستا، برای شناسنامهٌ یک دولت حقوق‌مدار، شایسته و بایسته است که در تمدن امروز بشری، در کنار شاخهٌ مقننه، و شاخهٌ قضاییه، و شاخهٌ مجریه، یک شاخه چهارمی هم باشد به نام «رسانه‌هایِ ملیِ همگانی» یعنی رسانه‌هایی که بودجهٌ آن‌ها توسط مردم پرداخت می‌شود، در حقیقت متعلق به مردم هستند. پس گردانندگان آن رسانه‌ها هم باید نوسط خود ما مردم انتخاب شوند، تا آنها مستقیما به ما مردم پاسخ‌گو باشند. این رسانه‌ها به عنوان یک پان‌اپتیکان(Panopticon) و سراسربین واژگون، در واقع نه ابزار قدرت (آنچه که اکنون به‌علت انتصابی بودن مدیران آنها شاهد هستیم)، بلکه دیده‌بان حقوق مردم خواهند بود تا از بازتولید استبداد در هر شکلی جلوگیری کنند.
برای استقرار، و استمرار، و پیشبرد مردمسالاری، مسیر ما از امروز تا فروپاشی رژیم، و از آنجا تا انتخابات آزاد برای مجلس موسسان و رفراندم قانون اساسی و سپس انتخابات آزاد برای دولت غیرِ موقت، تنها با پرهیز از انفعال، و فعالیت و همکاری حول محور حقوق، و هوشیاری مدنی هموار می‌شود. اگر دوباره به انتظار بنشینیم تا کسی دیگر سرنوشت ما را رقم بزند، باز هم با چرخه تکراری استبداد مواجه خواهیم شد. ما باید خودمان ضامن حقوقمان باشیم، برای ساختن سرنوشت‌های خوب و خوب‌تر.
❊❊❊❊❊
سند اساسی دوران گذار برای انتقال حاکمیت به ما مردم ایران (به عنوان یک قانونِ اساسی ِموقتِ لائیک و غیرِایدئولوژیک):
AliSedarat.com/2019/08/17/5108
ویژگی‌های نقشه راه در سه دوران:
۱- دوران فعلی: از همین حالا تا زمان سقوط فیزیکی رژیم، و سپس
۲- دوران موقت انتقالی: بعد از سقوط فیزیکی رژیم، گردانندگی و تدبیر امور کشور با یک دولت موقتِ انتقالی با قانون اساسی موقت(یعنی همین سند) و انتخابات آزاد برای مجلس موسسان، بحث و تدوین و تصویب قانون اساسی غیرِ موقت، و بعد انتخابات آزاد برای انتخاب نمایندگان مردم در دولت غیرِموقت، قانون اساسی جدید، و بعد
۳- دوران غیرِموقت: منحل شدن دولت موقت بلافاصله بعد از رسمی شدن دولت دائمی طبق قانون اساسی جدید.
قانون اساسی پیشنهادی بر اساس حقوق پنج‌گانه (لائیک، غیر ایدئولوژیک):
alisedarat.com/2019/06/23/4991
این سند متعلق به هیچ شخص و گروه خاصی نیست، و صاحب آن در واقع، همگیِ خودِ ما مردم ایران هستیم. در نتیجه، ضمانت اجرایی اصول این سند هم همگیِ خودِ ما مردم ایران هستیم. مردم‌سالاری را، فقط خودِ ما مردم می‌توانیم، و فقط خودِ ما مردم باید برقرار کنیم، نه قدرت‌ها!
AliSedarat.com/2025/09/07/14617

قانون اساسی پیشنهادی بر اساس حقوق پنج‌گانه (لائیک، غیر ایدئولوژیک):
alisedarat.com/2019/06/23/4991
این قانون اساسی پیشنهادی متعلق به هیچ شخص و گروه خاصی نیست، و صاحب آن در واقع، همگیِ خودِ ما مردم ایران هستیم. در این زمان بازنشر آن، کمکی است برای بررسی و بحث و نقد. ضمانت اجرایی اصول قانون اساسی هم همگیِ خودِ ما مردم ایران هستیم. مردم‌سالاری را، فقط خودِ ما مردم می‌توانیم، و فقط خودِ ما مردم باید برقرار کنیم، نه قدرت‌ها!
❊❊❊❊❊
جنگ روانی را نتانیاهو و شرکا Hasbara و خامنه‌ای و شرکا جهاد تبیین یا بلاغ مبین خوانده‌اند. عملیات روانی psyops, or psychological operations برای روایت‌سازی و روایت‌پردازی، از مهمترین وظایف اطلاعاتی-امنیتی‌ها (psyopcracy) در دنیا است.
با این یادآوری که اگر چه جنگ روانی مادر همهٌ جنگ‌ها است! تاکید می‌گردد که البته این تنها جنگی است که ما مردم در آن، توانایی و دانش و وسایل دفاع پیروزمندانه از خود را دارا هستیم.

صدارت- ویژگی‌های دوران گذار و نقشهٌ راه. چه نمی‌خواهیم، و چه می‌خواهیم! بیشتر بخوانید »

پهلوی، رضا-جنگ روانی-پروپاگندا-—تجاوز خشونت تزویر بزرگنمایی- اینترنشنال= ۳۷۶٪ ❊و بی‌بی‌سی= ۱۰۵٪ به نفع پهلوی، سلطنت، شاه،

صدارت-حمله می‌کنند؟ مذاکره می‌شود؟ راه حل در کجاست؟

…ولی صلج پایدار، مورد نظر و مطلوب هیچ کدام از طرفهای مخامصه نیست! و همه از شرایط «نه جنگ-نه صلح» بیشتر منتفع می‌شوند!… و در این صورت است که با ادامهٌ بحران‌ها، ملت‌ها خود را به غلط ناچار می‌پندارند که باید به خفقان و سرکوب‌های دولت‌ها، تن دهند.
راه حل بحران جنگ و خشونت، مذاکرات بین قدرت‌ها نیست!
راه حل شرایط خطرناک فعلی، تسلیم شدن قدرت‌های داخلی، به قدرت‌های خارجی نیست!
راه حل تسلیم شدن قدرت‌ها به ملت‌ها است!
راه حل این است که ما مردم، خامنه‌ای و شرکا را مجبور کنیم که تسلیم مردم شوند!
در طول عمر این رژیم، اعتراضات متعددی را پشتِ سر گذاشته‌ایم ولی در همهٌ آن‌ها به محض اینکه یک حداقل لازمی از مردم، روی به قدرت کردند، آتش جنبش فروکش کرده و  به زیر خاکستر رفته است.
در جنبش‌های ۱۴۰۱ و ۱۴۰۴، روی‌کرد برخی از مردم ایران، به سوی قدرت‌های خارجی، و عوامل وابسته به آن‌ها شد. اینبار هم آتش به زیر خاکستر خزید. با وارد شدن تجاوزها به حقوق و خشونت به اعتراضات، نمی‌توانست هم جز این باشد!
در این روزها فیلمی با عنوان «سلطنت‌طلبان پاریس» برای من فرستاده شد که شخصی در پاریس، بالای تریبونی با عکس بزرگ محمدرضا پهلوی و پشت بلندگو، با فریاد می‌گوید: «…ملت ایران، اولین ملتی است در جهان که از کشورهای خارجی تقاضا می‌کنه بمب روی سرش بریزند…» یکی دیگر با بی‌آزرمی در مقابل دوربی گفت …اگر یک میلیون هم کشته شوند، مهم نیست… یادآوری کنم که این گونه افراد، خود در داخل ایران و در خطر بمباران و کشته شدن نیستند!
راه حل بحران، مذاکره و یا جنگ با ترامپ و نتانیاهو نیست، و با خفت و خواری تسلیم این یا آن شدن!  راه حل بحران، شنیدن صدای مردم و مطالبات برحق آنان است!
قدرتهای خارجی قادر نیستند بعد از بر هم زدن وضعت فعلی، چه با مذاکره و چه با جنگ، وضعیت مناسبی را به ارمغان بیاورند! تاریخ معاصر در افغانستان، و عراق، و لیبی، و سوریه، و… چیزی غیر از این را ثابت کرده است!؟
قدرت‌های خارجی، نتوانسته‌اند یک بدیل وابسته ساخته و به مردم ایران تحمیل کنند. پهلوی هم هیچ وقت نتوانست یک جایگاه واقعی در یک حداقل لازمی از ایرانیان پیدا کند. در خارج از ایران هم، به علت از حد خارج کردن بی‌مایه‌گی و دریوزگی، وی مورد تمسخر و توهین غیرِ ایرانیان است! گذشته از این در رابطه با پهلوی، هر آنچه که قدرت‌ها طی دهه‌ها با هزینه کردن میلیون‌ها دلار، بافته بودند، از شب پنجشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴ و روزهای بعد از آن، رشته رشته شد! آن هم به قیمت خون هزاران نفر.
راه حل در دست بزرگترین ابرقدرت دنیا، یعنی افکار عمومی است. راه حل واقعی در دست خود ما مردم است که با درآمیختن با افکار عمومی دنیا، دولت‌های خارجی را زیر فشار ملت‌های خود قرار دهیم. با نزدیک شدن برخی ایرانیان به پهلوی و نتانیاهو و اسرائیل و ترامپ و امریکا، ما متاسفانه این فرصت را برای ۱۴۰۴ از دست دادیم! و شاهد مرگ هزاران نفر شدیم!

صدارت-حمله می‌کنند؟ مذاکره می‌شود؟ راه حل در کجاست؟ بیشتر بخوانید »

صدارت- سوگواریم! غصه‌داریم! دردمندیم! راه التیام و نجات(فردی و جمعی)؟… نفی انفعال و فقط تکیه بر حقوق!

علی صدارت: جنبش ۷دی۱۴۰۴، با خشونت و تجاوز به حقوق، توسط خامنه‌ای و شرکا و پهلوی و شرکا، از جوشش افتاد. 
ولی در آنچه که مربوط به ما مردم می‌شود، باید پرسد: 
آیا مطالبات ما (هدف) غلط بودند؟
آیا روش‌های ما (وسیله) غلط بودند؟
آیا هدف، وسیله و روش را توجیه می‌کند؟
خشونت‌ها و تجاوزها به حقوق توسط قدرت‌ها، بدون  جنگ روانی و زمینه‌سازی‌های لازم برای مدیریت آن، و بدون شکست خوردن ما مردم در جنگ روانیِ قدرت‌ها علیه ملت‌ها، غیرِ ممکن است!
باز هم زندانی کردنِ خود و دیگران، در «زندان ‘انتخاب’ بین بد و بدتر»:
«بد»: پهلوی
«بدتر»: خامنه‌ای

برای ساختن سرنوشت‌های خوب و خوب‌تر، ضروری است که از روی کردن به قدرت (قدرت داخلی، و قدرت خارجی) و زندانی کردن خود و دیگران در سیاه‌چال بد و بدتر اجتناب کنیم:
روی کردن به قدرت داخلی: ’انتخابات‘ طی بیش از چهار دهه در ایران! که نتیجه آن مشروعیت دادن به رژیم به عنوان دولتِ «منتخبِ» مردم، در افکار عمومی بوده است.
روی کردن به قدرت خارجی: بیعت با پهلوی و شرکا و اطاعت از فراخوان‌ها (توییت، وکالت، منشور مهسا در جنبش ۱۴۰۱، و نیز تظاهرات و شعارها در جنبش دی‌ماه ۱۴۰۴) که نتیجه آن مشروعیت دادن به پهلوی به عنوان اپوزیسیونِ «منتخبِ» مردم، در افکار عمومی بوده است.

ولی متاسفانه:
در مورد قدرت داخلی: به جای تحریم ’انتخابات‘ و تحریم خیابان‌ها در روز ’رای‌گیری‘، برخی گفتند: می‌رویم و در برگه رای‌گیری فحش و ناسزا می‌نویسیم!
در مورد قدرت خارجی: به جای تحریم فراخوان و تحریم خیابان‌ها در روز و ساعت فراخوان(ساعت ۲۰ در روزهای پنجشنبه ۱۸ و جمعه ۱۹ دی ۱۴۰۴)، برخی گفتند: می‌رویم و شعار مرگ بر خامنه‌ای می‌دهیم!

همانطور که تحریم «انتخابات» به معنی:
 خشونت‌زدایی با نافرمانی مدنی، و
 پشت به قدرت داخلی و خودداری کردن از مشروعیت دادن به رژیم (نامزدهایی که از غربال استصوابی عبور کرده و نماد وابستگی به قدرت داخلی) است، 
تحریم فراخوان‌های پهلوی هم به معنی:
 خشونت‌زدایی با نافرمانی مدنی، و 
 پشت به قدرت خارجی و خودداری کردن از مشروعیت دادن به پهلوی (نماد وابستگی به قدرت خارجی) است.

امروز در ششم بهمن ماه ۱۴۰۴، با قلبی پر درد از کشته شدن هموطنان و در حالی قلم به دست می‌گیرم که…….

صدارت- سوگواریم! غصه‌داریم! دردمندیم! راه التیام و نجات(فردی و جمعی)؟… نفی انفعال و فقط تکیه بر حقوق! بیشتر بخوانید »

علی صدارت : وژدان احساسی، کانون تاثیر و تاثر سایر وژدان‌ها، و قلمروهای سیاسی، و اجتماعی، و فرهنگی، و اقتصادی، و بن‌مایه تعقل و تفکر، و وطن است

صدارت- خشونت‌ها، عوامل وابسته، قدرت‌ها، من و وژدان احساسی-روانی، جنبش ۷دی و بعد از آن

…با این یادآوری که اگر چه جنگ روانی مادر همهٌ جنگ‌ها است! تاکید می‌گردد که البته این تنها جنگی است که ما مردم در آن، توانایی و دانش و وسایل دفاع پیروزمندانه از خود را دارا هستیم. روشِ عملیِ این دفاع پیروزمندانه برای همهُ ما مردم به آسانی میسر است! هریک به سهمِ خود! و به نوبهُ خود!: تلاش برای احقاق حقوق، از جمله احقاقِ حقِ آگاهی‌یابی، و احقاقِ حقِ آگاهی‌رسانی، احقاقِ حقِ استقلال!
قدرت‌ها، بدون شکست دادنِ ما مردم در جنگ روانی، مطلقا نمی‌توانند انواع جنگ‌های فیزیکی را حتی شروع و بر ما تحمیل کنند! انواع خشونت‌ها و تجاوزها به حقوق را هم همین‌طور!
در رابطه با ایران، تمام تلاش ژنرال‌های جنگِ روانیِ قدرت‌ها علیه ما مردم، نابود کردن هویت ملی ایرانیان است، ابتدا در سطح من، و تو، و افرادی دیگر. سپس وقتی کم‌کم تعداد این افراد (از ما مردم)، به یک حداقل لازمی برسد، آن وقت است که سلطه‌سالاران قادر خواهند بود به نیات شوم و دیرینهٌ خود علیه ایران و ایرانیان، جامهّ عمل بپوشانند: 
بعد از خُرد و خمیر کردن ایرانیت و خنثی‌سازی آن، تکه‌پاره کردن ایران!
مصاحبه با خانم سرور سامانی از کانون دفاع از حقوق بشر در ایران، برنامهٌ دریچه ای رو به آگاهی:
سؤال ۱: با توجه به کشته شدن صدها نفر در سرکوب‌ها و اعتراضات، چه راه‌هایی برای کاهش خشونت وجود دارد که جان مردم حفظ شود و کشتار تکرار نشود؟
سؤال ۲: مردم تا کجا حق دفاع از خود دارند، بدون اینکه این دفاع باعث افزایش تعداد کشته‌ها و تشدید خشونت شود؟
سؤال ۳: وقتی از خارج کشور درباره خشونت یا تقابل صحبت می‌شود، آیا این مواضع می‌تواند به افزایش کشته‌ها در داخل منجر شود؟ مسئولیت گویندگان چیست؟
سؤال ۴: ادامه کشتار و خشونت دولتی چه تأثیری بر جامعه دارد؟
آیا جامعه را به سمت رادیکالیسم می‌برد یا فرسوده و بی‌جان می‌کند؟
سؤال ۵: اگر اولویت اصلی نجات جان مردم و جلوگیری از کشته‌های بیشتر است، چه گزینه‌های عملی و غیرخشونت‌آمیزی در شرایط فعلی ایران وجود دارد….

صدارت- خشونت‌ها، عوامل وابسته، قدرت‌ها، من و وژدان احساسی-روانی، جنبش ۷دی و بعد از آن بیشتر بخوانید »

صدارت- برخی عواملی که جنبش را از جوشش می‌اندازند=انتخاب ناحق و دنباله‌روی از آن

…حدود هفت سال پیش، گروهی از هموطنان شما، طی جلسات متهدد و با همفکری و همکاری و شور و مشورت‌های طولانی، سندی را تهیه منتشر کردند که در واقع نقشه‌ی راهی است برای گذار از استبداد به مردمسالاری:
سند اساسی دوران گذار برای انتقال حاکمیت به ما مردم ایران (به عنوان یک قانونِ اساسی ِموقتِ  لائیک و غیرِایدئولوژیک):
ویژگی‌های نقشه راه در سه دوران:
۱- دوران فعلی: از همین حالا تا زمان سقوط فیزیکی رژیم، و سپس 
۲- دوران موقت انتقالی: بعد از سقوط فیزیکی رژیم، گردانندگی و تدبیر امور کشور با یک دولت موقتِ انتقالی با قانون اساسی موقت(یعنی همین سند) و انتخابات آزاد برای مجلس موسسان، بحث و تدوین و تصویب قانون اساسی غیرِ موقت، و بعد انتخابات آزاد برای انتخاب نمایندگان مردم در دولت غیرِموقت، قانون اساسی جدید، و بعد
۳- دوران غیرِموقت: منحل شدن دولت موقت بلافاصله بعد از رسمی شدن دولت دائمی طبق قانون اساسی جدید.
alisedarat.com/2025/09/07/14617
این سند متعلق به هیچ شخص و گروه خاصی نیست، و صاحب آن در واقع، همگیِ خودِ ما مردم ایران هستیم. در نتیجه، ضمانت اجرایی اصول این سند هم همگیِ خودِ ما مردم ایران هستیم. مردم‌سالاری را، فقط خودِ ما مردم می‌توانیم، و فقط خودِ ما مردم باید برقرار کنیم، نه قدرت‌ها!
alisedarat.com/2019/08/17/5108

فایل صوتی سند اساسی دوران گذار به صورت صوتی (تهیه و تنظیم از آقای جهانگیر گلزار)
enghelabe-eslami.de/77385

قانون اساسی پیشنهادی بر اساس حقوق پنج‌گانه (لائیک، غیر ایدئولوژیک):
alisedarat.com/2019/06/23/4991
این قانون اساسیِ پیشنهادی، متعلق به هیچ شخص و گروه خاصی نیست، و صاحب آن در واقع، همگیِ خودِ ما مردم ایران هستیم. در نتیجه، و بعد از تصویب در مجلس موسسان، ضمانت اجرایی اصول این قانون اساسی هم همگیِ خودِ ما مردم ایران هستیم. مردم‌سالاری را، فقط خودِ ما مردم می‌توانیم، و فقط خودِ ما مردم باید برقرار کنیم، نه قدرت‌ها!
❊….

صدارت- برخی عواملی که جنبش را از جوشش می‌اندازند=انتخاب ناحق و دنباله‌روی از آن بیشتر بخوانید »

نفی وابستکی (تجاوز به حق استقلال) و وابستگان (متجاوزان به حق استقلال)

صدارت- برخی عواملی که جنبش را از جوشش می‌اندازند: روی به قدرت!

امروز در پانزدهمین روز جنبشی هستیم که از ۷ دی ۱۴۰۴ شروع شده است. 
سابقهٌ تلاش و مبارزه برای مردمسالاری در ایران، قدیم است. مردمسالاری یک فرهنگ است. هر فردی، و هر جامعه و ملتی می‌تواند و باید پیوسته مردمسالارتر بشود. طی دهه‌های اخیر، بسیاری از ما ایرانیان مردمسالارتر شده‌ایم. ما ایرانیان راه مردمسالاری را، اُفتان و خیزان، دست به دست همدیگر پیموده‌ایم. آخرینِ این خیزش‌ها را در جنبش شهریور ۱۴۰۱ شاهد بوده‌ایم، که جرقهٌ آن، قتل دولتی مهسا امینی بود. گرچه آن جنبش به فروپاشیِ ساختار استبدادی نیانجامید، ولی باز هم با مردمسالارتر شدن ما ایرانیان، پایه‌های ساختار دیکتاتوری متزلزل‌تر شده است. جنبش ۱۴۰۱ و قبل از آن، زمینه را برای جنبش ۱۴۰۴ فراهم کرده‌اند.
با قطع کامل امواج اینترنت و نیز امواج موبایل در تاریخ پنجشنبه ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴، تجاوز به حقوق، حقِ آگاهی‌یابی و حقِ آگاهی‌رسانی، ابعاد تازه‌ای یافت.
رژیم تمام تلاش خود را برای سرکوب مردم و خاموش کردن این جنبش هم به‌کار انداخته است. دستگاه جنگ روانیِ رژیم، با تبلیغات فراوان، و با فشار بر هر کسی که زورش رسیده، امروز ۲۲ دی ۱۴۰۴، تعدادی را برای نمایش طرفداری از رژیم ولایت مطلقه فقیه، به خیابان‌ها کشیده است. صحنه‌ای که تظاهرات مشابهی در سال ۱۳۵۷ را توسط رژیم ولایت مطلقه پهلوی، تداعی می‌کند!
افرادی هم رویکردن به قدرت را به اشکال دیگری بروز دادند. برای تقاضای کمک، از یک سو ۷ نفر نامه‌ای سرگشاده را به ترامپ امضا کرده‌اند، و از سوی دیگر پهلوی در مصاحبه‌ای با فاکس‌نیوز، به ترامپ پیام دریوزگی داده‌اند. پهلوی و عبادی و مهتدی و شرکا، از عواملی بودند که باعث شدند جنبش ۱۴۰۱ از جوشش بیفتد، و منجر به سقوط فیزیکی رژیم نشود.
امیدوارم ما ایران، تجربهٌ شکست‌خوردهُ جنبش‌های قبلی، و از جمله جنبش ۱۴۰۱ را فراموش نکنیم، و آن شکسته شدن را تکرار نکنیم.
امیدوارم ما ایران با روی‌کردن به قدرت‌ها، نادانسته و ناخواسته، باعث افزایش طول عمر این رژیم نشویم.
مدت زمان اعتراضات و تظاهرات خشونت‌زدا، تا تغییر و تحولات عمده و حتی تغییر رژیم (به شرط استقامت و ایستادگی در براندازی و تاکید بر فراگیرتر کردن تظاهرات به همراه اعتصابات، با تلاش برای خشونت‌زدایی) در چند کشور:
فیلیپین = ۴ روز – ۱۹۸۶ رژیم مارکوس در روز چهارم فروریخت
رومانی= ۸ روز –  اعدام نیکلای چائوشسکو در ۲۵ دسامبر ۱۹۸۹
تونس= ۱۰ روز – زین‌العابدین بن علی. 
مصر= ۱۸ روز –  شروع ۲۵ژانویه۲۰۱۱ (روز پلیس) تا ۱۱فوریۀ ۲۰۱۱ سقوط حسنی مبارک، 
گرجستان=  ۲۰ روز = استعفای ادوارد شواردنازه در دوم آذرماه ۱۳۸۲ 
الجزایر= ۸ هفته = ۲ماه – عبدالعزیز بوتفلیقه
سودان= ۱۶ هفته = ۴ ماه – عمر البشیر
آلمان، دیوار برلین = ۹ ماه بعد از اینکه اریش هونکر، رهبر آلمان شرقی، در ۱۹ ژانویه ۱۹۸۹، یعنی ۹ ماه قبل از فروپاشی دیوار برلین گفت: دیوار تا ۱۰۰ سال دیگر هم پابرجا خواهد بود!

در برخی از مثال‌های فوق، استقرار مردمسالاری به استمرار و پیشبرد آن نیانجامیده است، چرا که مردم آن کشور، در میدان ساختن سرنوشت خود باقی نماندند، و به استمرار حقوق‌مداری و خشونت‌زدایی به اندازهٌ کافی بها نداده‌اند.

صدارت- برخی عواملی که جنبش را از جوشش می‌اندازند: روی به قدرت! بیشتر بخوانید »

صلح با من شروع میشود، peace begins with me خشونتزدایی، جنگ خودانگیختگی جنبش خودجوش استقلال نفی انفعال، تلاش، سرنوشت خوبتر

صدارت- ونزوئلا-ایران! مادورو-خامنه‌ای! ماچادو-پهلوی! جایگاه ما مردم: پشت به قدرت، روی به ملت

روش‌هایی که برای پیروزی در جنبش ۷ دی ۱۴۰۴ می‌تواند موثر باشد، بسیاری همان‌ها هستند که در تجربهٌ موفق سال ۱۳۵۷ موثر بودند:
هرچه فراگیرتر کردن اعتراضات و تظاهرات از مطالبات موضعی/گروهی (قیمت طلا، و ارز، و بازار، و…) تا برای مطالبات عمومی (تجاوزات به حقوق اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، خشونت‌های روانی)
درآمیختن با بزرگترین «ابرقدرت» دنیا، یعنی «افکار عمومی»، با استفاده از رسانه‌های شخصیِ عمومی و رسانه‌های شخصیِ خصوصی، برای احقاقِ حقِ آگاهی:  حقِ آگاهی‌یابی و  حقِ آگاهی‌رسانی!
احقاقِ حقِ آکاهی‌رسانی، با این هشیاری:
پرهیز از اغراق و دروغ، نفی خشونت و خشونت‌زدایی در گفتار و نوشتار،
شکستن دیوارهای سانسور، پرهیز از خودسانسوری،
همکاری و اتحاد حول محور حقوق، هسته‌های حقوق‌مدار،
خودانگیختگی: آزادی و استقلال! استقلال! استقلال! (پشت به‌قدرت!)
احقاقِ حقِ استقلال
غنای وژدان تاریخی: احقاقِ حقِ آکاهی‌یابی: آگاهی از تاریخ معاصر و عواملی که انقلاب ۱۳۵۷ را به پیروزی رساند، و عواملی که باعث شد ضدانقلاب، به قدرت برسد، و عواملی که باعث سرنوشت امروز ما شده‌اند
غنای وژدان تاریخیِ فردی و جمعی و ملی.
ادامهٌ نظاهرات و اعتصابات و هرچه فراگیرتر کردن آن‌ها!
هدایت راهپیمایی‌ها و تجمعات در مقابل زندان‌ها، و تلاش برای آزادی زندانیان سیاسی،
فلج کردن چرخ‌دنده‌های ماشینِ «حفظ نظام»
عدم آغازگری در روش‌های خشونت‌آمیز، دفاع از خود در مقابل خشونت، خشونت‌زدایی و جذب پرسنل قوای سرکوب (قوای نظامی، انتظامی، اطلاعاتی، امنیتی، لباس شخصی و بسیجی)
از جنس رژیم نبودن و نشدن، پشت به قدرت، روی به ملت:
پشت به قدرت!(قدرت‌های داخلی و خارجی، قدرت‌های دولتی و غیردولتی، قدرت‌های غربی و شرقی) و روی به ملت!(همکاری برای هرچه فراگیرتر کردن جنبش خودجوش و اتحاد حول محور حقوق)
مشارکت در ساختن سرنوشت، هر کس به سهم خود و به نوبه خود!
هدف: گذار از ساختار استبداد به نظام مردمسالار، مجبور کردن مستبد برای شنیدن صدای مردم و تحمیل انتقال حاکمیت به مردم و یا براندازی مستبد، با تکیه به حقوق به‌خصوص حق استقلال
وسیله/روش: حقوق‌مداری، مردمسالاری، خشونت‌زدایی

صدارت- ونزوئلا-ایران! مادورو-خامنه‌ای! ماچادو-پهلوی! جایگاه ما مردم: پشت به قدرت، روی به ملت بیشتر بخوانید »

جنبش همگانی، بیا بیرون هموطن، حقت رو فریاد بزن! اعتراضات، اعتصابات، تظاهرات، انقلاب،

صدارت- شرایطی که انقلاب را در پی دارد، ۱۳۵۷، و امروز!

…در صورتی‌که در پندارِ یک فرد برای قدرت، اصالت فرض شود، آن پندار با مطلق کردن قدرت و قدرت‌مداران، اصلا نمی‌تواند بپذیرد که «کله»ی قدرتمدار، کار نکند!
بعد از گذشت ۴۶ سال و با وجود انتشار بی‌شمار مقاله‌ها، و تحقیق‌ها، و خاطرات‌نویسی‌های مقامات مختلف، و ویکی‌لیکس، و…، و اسنادِ سریِ دولتیِ از طبقه‌بندی خارج شده، امروز و این روزها که باز هم مردم ایران فریادهای دادخواهی را بلندتر کرده‌اند، به خوبی می‌دانیم که این فقط «کله»ی محمدرضا پهلوی نبود که دیگر کار نمی‌کرد! 
کله‌ی هیچ‌یک از قدرت‌های داخلی دیگر کار نمی‌کرد! 
کله‌ی همهٌ قدرت‌های داخلی به‌کنار! کله‌ی همهٌ قدرت‌های خارجی هم دیگر کار نمی‌کرد!
کله‌ی کارتر و شرکا در امریکا هم دیگر کار نمی‌کرد! 
در گوادلوپ هم همین‌طور! کله‌ی جیمی کارتر رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا، و کله‌ی جیمز کالاهان نخست‌وزیر بریتانیا، و کله‌ی هلموت اشمیت صدراعظم آلمان غربی، و کله‌ی میزبان یعنی خودِ ژیسکار دستن هم دیگر کار نمی‌کرد!
برای حفظ شاه، و یا اگر نتوانستند برای حفظ شاهنشاهی (شورای سلطنت)، و یا اگر آن هم نشد برای حفظ بختیار، و در نهایت اگر آن هم نشد برای کودتایی با رهبری ژنرال هایزر و شرکا برای پیشگیری از پیروزی انقلاب و برپا کردن یک رژیمِ جدیدِ حافظِ منافع آن‌ها در وطن ما،… کله‌ی هیچ‌کدامشان دیگر کار نمی‌کرد!
جنبشِ خودجوشِ مردمی که منقلب شده‌اند، مردمی که توسط افکار عمومی با یکدیگر درآمیخته‌اند و انقلاب کرده‌اند، کله‌ی قدرت‌ها را از کار می‌اندازد، و در نهایت پیروز است، در سال ۱۳۵۷ و امروز!

صدارت- شرایطی که انقلاب را در پی دارد، ۱۳۵۷، و امروز! بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا