مصدق

جعلی بودن “سند نامه” منسوب به ابوالقاسم کاشانی به تاریخ ۲۷ مرداد ۱۳۳۲ حاکی از هشدار وقوع کودتا به نخست‌وزیر محمد مصدق

در نشست «کودتا یا گسست ملی؟ مروری بر تقصیر ها و تصمیم‌ ها»، محمود کاشانی، فرزند ابوالقاسم کاشانی، می‌پذیرد که نامۀ منسوب به کاشانی به تاریخ ۲۷ مرداد ۱۳۳۲ که در آن وقوع کودتای ٢٨ مرداد ١٣٣٢ را به محمد مصدق هشدار می‌دهد، جعلی است.
❊    …..بهررو، نیم قرن گذشت و نوبت به زمان رسید که شهادت قطعی بدهد : گزارش سیا در باره کودتای 28 مرداد انتشار یافت و مسلم شد که این دو ﺁیت الله، یکی بهبهانی و دیگری کاشانی بوده اند که کودتای شکست خورده 25 مرداد را، در 28 مرداد، به کودتای موفق بدل کرده اند .
     و 25 سال پیش از انتشار این سند و نیز گزارشهای وقت سفیر امریکا در تهران به وزارت خارجه امریکا، در رورزهای اول بعد از پیروزی انقلاب، ناگهان، « خط سید ضیاء »، امثال حسن ﺁیت و منسوبان کاشانی، نامه مجعولی را انتشار دادند :   
    دکتر سالمی نوة کاشانی می گوید: «بعد از حرف‌های آيت‌الله طالقانی و مهندس بازرگان در احمدآباد، هنگامی که قلب حقيقت کردند فکر کرديم ديگر لازم است (نامه) چاپ شود.» (‌گفت‌وگو حمید شوکت در دی ١٣٧٣(دسامبر ١٩٩٤) با آقای حسن سالمی (نوه‌ی بزرگ آيت‌اله کاشانی) به نقل از  نشريه‌ی پيام امروز، شماره‌ی هفتم، شهريور ١٣٧٤)
    بدنبال آن، حسن آیت در تیر 1358 ضمن مقاله ای در روزنامة جمهوری  اسلامی  نوشت: «ما این نامه و پاسخ دکتر مصدق  را برای اولین بار منتشر می سازیم. (کتاب روحانیت اسرار… بدون ذکر نویسنده ای خاص، که« پیشگفتار» آن تاریخ اردیبهشت 1358 را دارد، این دو نامه را  درج  کرده است ) :  
    حضرت نخست وزير معظم جناب آقاى دكتر محمد مصدق دام اقباله
   عرض مى شود گرچه امكانى براى عرايضم نمانده ولى صلاح دين و ملت براى اين خادم اسلام بالاتر از احساسات شخصى است و عليرغم غرض ورزيها و بوق و كرناى تبليغات شما، خودتان بهتر از هر كسى مى دانيد كه هم و غمم در نگهدارى دولت جنابعالى است كه خودتان به بقاء آن مايل نيستيد. از تجربيات روى كار آمدن قوام و لجبازيهاى اخير بر من مسلّم است كه مى خواهيد مانند سى ام تير كذايى يكبار ديگر ملت را تنها گذاشته و قهرمانانه برويد. حرف اينجانب را در خصوص اصرارم در عدم اجراى رفراندوم نشنيديد و مرا لكه حيض كرديد خانه ام را سنگباران و ياران و فرزندانم را زندانى فرموديد و مجلس را كه ترس داشتيد شما را ببرد بستيد و حالا نه مجلسى است و نه تكيه گاهى براى ملت گذاشته ايد. زاهدى را كه من با زحمت در مجلس تحت نظر و قابل كنترل نگهداشته بودم با لطائف الحيل خارج كرديد و حالا همانطورى كه واضح بوده در صدد باصطلاح كودتا است.
   اگر نقشه شما نيست كه مانند سى ام تير عقب نشينى كنيد و بظاهر قهرمان زمان بمانيد و اگر حدس و نظر من صحيح نيست كه همانطور كه در آخرين ملاقاتم در دزاشيب به شما گفتم و به هندرسون هم گوشزد كردم كه امريكا ما را در گرفتن نفت ازانگليسى ها كمك كرد و حالا به صورت ملى و دنياپسندى مى خواهد بدست جنابعالى اين ثروت ما را به بچنگ آورد. و اگر واقعاً با ديپلماسى نمى خواهيد كنار برويد اين نامه من سندى در تاريخ ملت ايران خواهد بود كه من شما را با وجود همه بديهاى خصوصى تان نسبت به خودم از وقوع حتمى يك كودتا وسيله زاهدى كه مطابق با نقشه خود شماست آگاه كردم كه فردا جاى هيچگونه عذر موجهى نباشد. اگر براستى در اين فكر اشتباه مى كنم با اظهار تمايل شما سيدمصطفى و ناصرخان قشقايى را براى مذاكره خدمت مى فرستم. خدا بهمه رحم بفرمايد.
ايام بكام باد سيدابوالقاسم كاشانى
* جواب دکتر مصدق به این نامه:
27  مرداد
 مرقومه حضرت آقا وسيله آقا حسن آقاى سالمى زيارت شد. اينجانب مستظهر به پشتيبانى ملت هستم.
والسلام. دكتر محمد مصدق
 برای روشن شدن تناقض مواضع کاشانی پیش و بعد از کودتا بر ضد حکومت ملی مصدق با نامة فوق و جعل بودن این نامه توضیح زیر را می دهیم:………..

جعلی بودن “سند نامه” منسوب به ابوالقاسم کاشانی به تاریخ ۲۷ مرداد ۱۳۳۲ حاکی از هشدار وقوع کودتا به نخست‌وزیر محمد مصدق بیشتر بخوانید »

صفری- سخنرانی بدعوت جبهه ملی ایران به مناسبت سالگرد جاودانگی رهبر نهضت ملّی ایران در کلاب هاوس

…«امروز جنبش به نمادی چون مصدق بسیار نیازمند است، بلکه به طور مشخص و خاص، در جنبش زنان و جنبش دانشجویان و جوانان نیز می تواند به پاس دیدگاه هایش مورد احترام قراربگیرد. » ناگفته نماند «یکی از علل شکست جنبشهای اخیر، بها ندادن به تجربه و رویدادهای تاریخ معاصر و حذ ف اصل راهنمای «استقلال» است بنابر این لازم است تا از تجربه آموخت و از هم اکنون، اصل راهنمای «استقلال» را در کنار اصل راهنمای آزادی قرار داده و اینگونه، هدف استقرار جمهوری شهروندان ایران را به هدفی واقعی و قابل دسترس تبدیل کرد. جنبشهای بیش از 130 ساله ایرانیان اینگونه است که به نتیجه خواهد رسید.»

در روز14 آسفند 1345 در هنگام خاکسپاری پیکر دکتر مصدق می خوانیم:

«درمیان انبوه جمعیتی که دسته دسته می آمدند، ناگهان مرد جوانی از راه رسید، تنها، افسرده، خسته و کوفته، کفش هایی پر از خاک به پا داشت و شاخه گل میخکی در دست، ماتم زده می نمود و تنها، یا اندوهی که قادر به پنهانش نبود. حالتی داشت که همه نگاهش می کردند چون شباهتی به دیگران نداشت. غم زده ای بی اختیار، همه را به خود می کشید. جملگی محو او شده بودیم و جز او نمی دیدیم چرا که تنها در آن مراسم حضور داشت و می درخشید. نه کسی او را می شناخت و نه او با کسی آشنا بود. من در آ ن روز در آن ساعت، یک تن از فرزندان راستین مصدق را بچشم می دیدیم که راه مزارش را می جوید و با خود می اندیشیدم مصدق را با یک چنین فرزند وارسته ای هیچ گونه نیاز به نوادگانی که فرسنگ ها از او و از آرمان او بدورند، نیست. مرگ مصدق همانند „مرگ تمامی سربداران این کهن بوم ا ست پر از سوگ و ماتم و امید است „. امید به „ هزاران ستاره “تا“ خاطره اندوهمان را زلال شادی بخشد و آسمان ابر آلودمان را رنگین کمان پیروزی بپوشاند…..“ »

صفری- سخنرانی بدعوت جبهه ملی ایران به مناسبت سالگرد جاودانگی رهبر نهضت ملّی ایران در کلاب هاوس بیشتر بخوانید »

صفری- مصدق  نهضت ملی  و رویدادهای  تاریخ معاصر ایران،  جلد ۲۴

خوشالیم که در آستانه شهادت مدرس، شاهد تکمیل و انتشار کار دیگری از استاد جمال صفری هستیم: جلد ۲۴ از مجموعه کتاب‌های «مصدق  نهضت ملی و رویدادهای  تاریخ معاصر ایران» و از اینکه ایشان اجازه دادند آخرین کار ایشان را در این سایت منتشر کنیم، از ایشان کمال تشکر را داریم.
آقای صفری، این هموطن فرهیخته که عمر خود را با پرکاری در خط استقلال و آزادی و حقوق‌مداری گذرانیده، مکتوبات متعددی را به ملت ایران هدیه کرده است. برخی از آن‌ها را به همراه لینک برای دسترسی، در ذیل آورده‌ایم. تمام کارهای آقای صفری  با ایستادگی بر حقوق‌مداری تولید شده است، به خصوص عرفان به حق استقلال، و ایستادگی در احقاق حقِ استقلال. 
استقلال حقی است از حقوق ذاتی بشر. وسواس در احقاق این حق، مصدق‌ها و بنی‌صدرها را به جامعه هدیه کرده است. تلاش برای زندگی در احقاق حقِ استقلال، هم زندگی شخصی و خصوصی، و هم زندگی حرفه‌ای و عمومی، مصداق زندگی در موازنه منفی است، عدم ورود به مدارهای زور و توازن قوا!
قدرت‌ها مجبور هستند که خادمان ایران و ایرانیان را خائن، و خائنان را خادم بنامایانند! قدرت‌ها مجبور هستند با ترور شخصیت و جنگ روانی، افراد را از پیمودن راه خادمان، باز دارند. 
نباید موازنهٌ منفی را، فقط به مصدق، و فقط به سیاست خارجی، منحصر دانست. زندگی در موازنهٌ منفی، نوعی از فرهنگ زیستن است که تنظیم کنندهٌ رابطه انسان با دیگری و دیگران، و رابطه انسان با طبیعت، و رابطه انسان با خویشتن است. موازنهٌ منفی یک فرهنگ است، یک فرهنگ که پیش‌نیاز استقرار و استمرار و پیشبرد مردمسالاری است.

صفری- مصدق  نهضت ملی  و رویدادهای  تاریخ معاصر ایران،  جلد ۲۴ بیشتر بخوانید »

بنی صدر- پیام به جلسهٌ بزرگداشت زادروز مصدق، اردیبهشت 1384  برابر با آوریل 2005 در جمعی از هموطنان

…..فلسفه زندگی بدون شکست و بدون پایان، قاعده‌ها می‌آموزد. از آن قاعده‌ها، به آوردن دو قاعده اکتفا می‌کنم:
قاعده اول: 
هرانسان صاحب کرامت ذاتی است و هر ملتی کرامت ملی دارد. تا زمانی که انسان از کرامت خود و ملتی از کرامت ملی خویش غافل نشوند، از استقلال و آزادیشان غافل نمی‌مانند و از گرمی و هیجان حیات نیز خالی نمی‌شوند. از این رو، از دست‌آوردهای رشد، بسا مهمترین آن‌ها، برانگیختن هیجان زندگی است. الا اینکه، این هیجان، این احساس گرمی حیات، بدون کرامت، و کرامت بدون آزادی و استقلال پدید نمی‌آید. از این رو، انسان‌هائی که در تاریخ ملت‌ها تجسم کرامت و آزادی و استقلال می‌شوند، فریادهای بیدارباش می‌گردند و، در همان حال، نوری می‌شوند که گم شده‌ها در ظلمات خواری و تسلیم را به کرامت در استقلال و آزادی فرا می‌خوانند.
قاعده دوم: 
آن کسانی که از ملتی در حقوق ملی نمایندگی می‌کنند، 
اولاً، ممکن نیست به نمایندگی از همان حقوق با آنها مخالفت کرد، و 
ثانیاً، مخالفت جز از راه قدرت‌پرستی و مراجعه به قدرت خارجی میسر نمی‌شود. 
امروز که اسناد محرمانه دولتهای امریکا و انگلستان منتشر شده‌اند، با افسوس تمام، به خود می‌گوئیم، اگر آنها که به بیراهه مخالفت افتادند و به قدرت خارجی مراجعه کردند و خویشتن را در اختیار این قدرت در کودتا بر ضد نهضت ملی قرار دادند، دو سه هفته‌ای دست نگاه می‌داشتند بسا نهضت ملی ایران به هدف رسیده بود. 
توضیح اینکه در 31 ژوئیه 1952، سفیر امریکا در تهران، به وزارت خارجه آمریکا گزارش می‌کند، چاره‌ای جز حل مسئله نفت بر اساس پیشنهادهای مورد قبول مصدق نیست. او این پیشنهادها را نیز به اطلاع وزیر امور خارجه امریکا می‌رساند. 
اما در 7 و 11 اوت 1952، میدلتون به وزیر خارجه انگلستان و هندرسن به وزیر خارجه امریکا گزارش می‌کنند چاره‌ای دیگر دارد پیدا می‌شود. میدلتون گزارش می‌کند: زاهدی به ما مراجعه کرده است که کاشانی و بقائی و مکی و … با مصدق مخالف شده‌اند. او اینک نامزد نخست‌وزیری است. در آن نوبت، مصدق موفق می‌شود مخالفان را بی‌اثر کند. 
نوبتی دیگر، 5 روز پیش ازکودتا، سفارت امریکا در تهران گزارش دیگری به وزارت خارجه امریکا می‌دهد که مصدق بر اوضاع مسلط است و خطر حزب توده جدی نیست و مسئله نفت را باید با حکومت مصدق حل کرد. این بار نیز این “ایرانی‌ها” هستند که به قدرت خارجی مراجعه می‌کنند: “دست نگهدارید تا ما حکومت مصدق را براندازیم و مسئله رابدلخواه شما حل کنیم.”……

بنی صدر- پیام به جلسهٌ بزرگداشت زادروز مصدق، اردیبهشت 1384  برابر با آوریل 2005 در جمعی از هموطنان بیشتر بخوانید »

صدارت- ادامه کودتای ۲۸ مرداد، ادامه کودتای سلطه‌سالاری علیه مردمسالاری

…برای تاراج منابع طبیعی مناطق و کشورهای دور دست، کشورهای استعمارگر در قرون گذشته، به آن مناطق قشون‌کشی و حمله می‌کردند، و ساکنان را به خاک و خون می‌کشیدند، و ضمن تجاوزهای گسترده به حقوق، منابع آن‌ها را به یغما می‌بردند.
با فشار افکار عمومی، این روش از اواخر قرن پیش، رو به مشکل‌تر شدن گذاشت. از آن زمان استعمارگران لازم دیدند که برای استثمار سرزمین‌های دیگران، وطن‌فروشان و هم‌وطن‌فروشان، و بلکه خودفروشانی از آن سرزمین را به خدمت خویش درآورند. 
هفتاد و دو سال پیش در وطن ما، با این روش، متاسفانه تعدادی «ایرانی» وطن‌فروش و هم‌وطن‌فروش، و بلکه خودفروش، به انیرانیان مراجعه کردند، و رسما سفرهٌ چپاول منابع میهن ما را برای آن‌ها گستردند! چرا که قدرت‌های خارجی، خود را در مقابله با مصدق، شکست‌خورده و ناکام دیدند:
«…در 31 ژوئیه 1952، سفیر امریکا در تهران، به وزارت خارجه آمریکا گزارش می‌کند، چاره‌ای جز حل مسئله نفت بر اساس پیشنهادهای مورد قبول مصدق نیست. او این پیشنهادها را نیز به اطلاع وزیر امور خارجه امریکا می‌رساند. 
اما در 7 و 11 اوت 1952، میدلتون [جرج میدلتون (George Middelton) دیپلمات انگلیسی، کاردار سفارت بریتانیا در تهران] به وزیر خارجه انگلستان و هندرسن [لوی هندرسون (Loy Henderson) سفیر امریکا در تهران] به وزیر خارجه امریکا گزارش می‌کنند چاره‌ای دیگر دارد پیدا می‌شود. میدلتون گزارش می‌کند: زاهدی به ما مراجعه کرده است که کاشانی و بقائی و مکی و … با مصدق مخالف شده‌اند. او اینک نامزد نخست‌وزیری است. در آن نوبت، مصدق موفق می‌شود مخالفان را بی‌اثر کند. 
نوبتی دیگر، 5 روز پیش از کودتا، سفارت امریکا در تهران گزارش دیگری به وزارت خارجه امریکا می‌دهد که مصدق بر اوضاع مسلط است و خطر حزب توده جدی نیست و مسئله نفت را باید با حکومت مصدق حل کرد. این بار نیز این “ایرانی‌ها” هستند که به قدرت خارجی مراجعه می‌کنند: “دست نگه‌دارید تا ما حکومت مصدق را براندازیم و مسئله را به دل‌خواه شما حل کنیم.”…»
در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، پهلوی و شرکا به سراغ انیرانیان رفتند و آن‌ها را مجاب کردند با کودتا حکومت زنده‌یاد دکتر محمد مصدق را ساقط کنند.
پهلوی و شرکا باعث حذف حکومت قانونی و مردمی و دموکراتیک دکتر مصدق شدند! و بدین ترتیب در واقع پهلوی و شرکا زمینه‌ساز به قدرت رسیدن خمینی و شرکا شدند.
امروز هم هم‌پالکی‌های همان خائنان به وطن و هم‌وطنان، به سراغ انیرانیان رفته‌اند تا آن‌ها را مجاب کنند که با تکرار حمله به ایران، و با افزایش حمله‌ها در جبهه‌های مختلف جنگ روانی، فعالیت‌ها و تلاش‌های مردم برای انتقالِ صلح‌آمیز و خشونت‌زدایِ حاکمیت کشور به نظام دموکراتیک، را حنثی کنند.
هشدار!
میهن ما در خطر است! باید از تجربه‌های تاریخ معاصر، از ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ تا شهریور ۱۴۰۱، درس عبرت بگیریم! به همین زودی فراموش نکنیم که ورود پهلوی و شرکا، با پشتیبانی انیرانیان، باعث شد جنبش شهریور ۱۴۰۱ که با قتل مهسا امینی جرقه‌زده شد و با شعار «زن، زندگی، آزادی» معروفیت جهانی پیدا کرد، از جوشش افتاد و هنوز این رژیم بر اریکه قدرت تکیه زده است.
افرادی که برای به قدرت رسیدن، به راحتی حاضرند نقشهٌ شوم رژیم اسرائیل برای تکه‌پاره شدن ایران اجرایی شود، با نگرانی شاهد پیروزی روش‌های حقوق‌مدارانه و خشونت‌زدای مردم برای خشونت‌زدایی و کوتاه‌تر کردن زمان رسیدن به سقوط فیزیکی رژیم هستند، بر تلاش‌های مذبوحانه‌ی خود را برای بازگرداندن رژیم ولایت پهلوی، افزوده‌اند. از طرف دیگر، ضعف افزایندهٌ اربابان این وطن‌فروشان، باعث اضطراب بیشتر آن‌ها شده است، و فوریتی بیش از پیش برای اعمال خیانت‌کارانهٌ خود احساس می‌کنند!…

صدارت- ادامه کودتای ۲۸ مرداد، ادامه کودتای سلطه‌سالاری علیه مردمسالاری بیشتر بخوانید »

صدارت- یاد‌آوری نکاتی مهم و جدید در باره کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲

قدرت‌های خارجی، امریکا و بریتانیا، با عملیات مخفی سازمان‌های اطلاعاتی-امنیتی که اسم رمز آن «عملیات آژاکس» بود، محمدرضا پهلوی فراری را به کشور بازگرداند و بر ما مردم حاکم کردند.

اگر یک حداقل لازمی از ما مردم ایران در آن زمان، در میدان ساختن سرنوشت خود می‌ماندیم، کودتای ۲۵ مرداد ۱۳۳۲ ، سه روز بعد بازسازی نمی‌شد. مطالعه‌ی اسنادی که طی سال‌ها از طبقه‌بندی خارج شده‌اند ثابت می‌کند که ما مردم چقدر آسانی می‌توانستیم مانع موفقیت کودتا  در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ بشویم. اگر با اعتماد به نفس فردی و با اعتماد به نفس ملی، در کنار مصیدق و فاطمی، مصیدق‌ها و فاطمی‌های آن زمان می‌ایستادیم و حکومت مصدق و یاران برانداخته نمی‌شد، پدیده‌ای به نام خمینی و خمینیسم پدید نمی‌آمد. اندیشمندان غربی، ایران را قلب طپنده‌ی دنیای اسلان می‌خوانند، و معتقدند اگر در ایران یک نظام مردمسالار مستقر و مستمر گردد، امن و آرامش به سایر کشورهای منطقه هم سرایت می‌کند. بدین ترتیب، بوجود آمدن طالبان و القاعده و داعش و… هم بسیار بعید می‌شد.

پهلوی و شرکا، با تجاوزات به حقوق، و فساد، و بی‌لیاقتی، و بی‌کفایتی، و…، زمینه را برای استبداد «دینی» فراهم ساختند. 

حکومت استبدادی ولایت مطلقه‌ی پهلوی، و به‌ویژه شخصِ محمدرضا پهلوی، مهمترین عامل انقلاب ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ گردید.

به همین ترتیب، خمینی و خامنه‌ای هم مهمترین عوامل افول و سقوط «سلسله‌ی روحانیت» هستند. 

❊❊❊

صدارت- یاد‌آوری نکاتی مهم و جدید در باره کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ بیشتر بخوانید »

منقلب‌تر شدن!انقلاب کردن!پویایی ۳۰ تیرها!زنده‌باد دکتر مصدق‌ها! ۳۰ تیر ماه ۱۳۳۱ محکوم‌باد قوام‌ها!

صدارت- تیرماه ۱۴۰۴، پویاییِ انقلاب! ادامه‌ی قیام ۳۰ تیر! رفراندم ملت علیه قدرت!

۳۰ تیر ۱۳۳۱ به مانند یک رفراندم، ملت ایران، به قدرت (هم قدرت خارجی، و هم قدرت داخلی به عنوان دست‌نشاندگان و نوکران قدرت خارجی) پشت کردند. این رفتارشناسی خودجوش و مستقل مردم، یک منقلب‌تر شدن بود. این انقلاب، ادامه پیدا کرد تا ۱۳۵۷ و باز هم ادامه یافت تا ۱۴۰۴.
این منقلب‌تر شدن، به شکل یک رفراندمی که از تجاوز ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ شروع شد و در ۳ تیر ۱۴۰۴ به تسلیم متجاوزان انجامید، باز هم یک نه! بزرگ بود به قدرت‌های داخلی و خارجی. پژواک این رفراندم، به این ترتیب بود که:
خودِ ما ملت ایران هر گونه تجاوز انیرانیان به مام میهن را محکوم می‌کنیم، و با خشونت‌زدایی و با ایستادن در کنار همدیگر، با آن‌ها مقابله می‌کنیم! و از ذره ذره خاک وطن دفاع می‌کنیم!
خودِ ما ملت ایران تکلیف رژیم را روشن خواهیم کرد!
خودِ ما ملت ایران تکلیف سرکوب‌گران فاسد رژیم را روشن خواهیم کرد!
خودِ ما ملت ایران دروازه‌های زندان اوین و سایر زندان‌های سیاسی را باز خواهیم کرد!

در رابطه با تجاوز اخیر اسرائیل و امریکا (۲۳خرداد-۳تیر ۱۴۰۴)، یکی از بارزترین تزویرهای قدرت‌ها در جبهه‌های جدید جنگ روانی این است که همبستگی مردم در دفاع از میهن را مساوی با تایید و طرفداری از رژیم ملاتاریا جعل کنند!
بازی‌خوردن در این سوءاطلاعات و پروپاگندا، از بدترین خطاهایی است که ممکن است مرتکب شویم.
بدترین خطاها به این علت که اجنبی‌ها، با فراهم‌ساختن زمینهٌ فکریِ افکار عمومی، عملیاتِ جنگ روانی را به شکلی مدیریت کنند که در تجاوز بعدیِ آن‌ها به وطن ما، همبستگی مردم کمتر شود و در نتیجهٌ آن، انیرانیان بتوانند باعث از هم پاشیگی اجتماعی، و جنگ داخلی، و تکه‌پاره شدن وطن بگردند.

از جمله روش‌های دفاع پیروزمندانه از خودمان در جنگ روانی و خنثی کردن ضدِاطلاعات و سوءاطلاعات و پروپاگندا، تسخیر بیشتر رسانه‌ها و شبکه‌بندی‌های اجتماعی است. این وسیله و روش، فعالیتی عملی، بی‌خطر، ساده، و در عین حال بسیار موثر است. برای مثال،  یک کنشِ ساده می‌تواند تولید و تکثیر و نشر و بازنشر مطالبات حقوقیِ ما، به شکل شعارهای پرشعور یک‌خطی باشد:
از جمله مطالباتِ حداقلیِ  ایرانیان:
حذف کامل و فوری مجازات اعدام!
لغو فوری همهٌ اعدام‌ها!
آزادی فوری همه زندانیان سیاسی و عقیدتی و رسانه‌ای
پایان دادن به همهٌ شکنجه‌های روانی و فیزیکی
نه! به حجاب اجباری!
نه! به وابستگی!
نه! به وابستگان!
استقلال! استقلال! استقلال!
احقاقِ استقلال و آزادی
احقاقِ حقِ آگاهی‌یابی
احقاقِ حقِ آگاهی‌رسانی
احقاقِ حقوق

صدارت- تیرماه ۱۴۰۴، پویاییِ انقلاب! ادامه‌ی قیام ۳۰ تیر! رفراندم ملت علیه قدرت! بیشتر بخوانید »

فرانتس عمار فانون - Ibrahim Frantz Fanon‎

صفری: بمناسبت یکصدمین سالگرد تولد فرانتس فانون

فرانتس فانون از طریق ناشرش ماسپرو (François Maspero)، از ژان پل سارتر خواسته بود که مقدمه‌‌ای بر کتاب «دوزخیان روی زمین» بنویسد. سیمون دوبوار گزارش داد که آنها این کتاب را «مانیفستی افراطی از جهان سوم» می‌دانستند، «روان و آتشین، اما در عین حال پیچیده و ظریف». وقتی ژان پل سارتر، سیمون دو بووُار، با فرانتس فانون در تابستان ۱۹۶۱ در رم ملاقات کردند، وی به شدت بیمار، و در حالت تب و تاب و هیجان بود. فرانتس فانون، تأثیرگذارترین متون جنبش ضداستعماری، بویژه “دوزخیان روی زمین” (“les damnés de la terre”) را نوشت. “دوزخیان روی زمین” با پیشگفتار ژان پل سارتر، اندکی پیش از مرگ فرانتس فانون، در سال ۱۹۶۱ منتشر شد. ناگفته نماند که ترجمه این کتاب را به فارسی، بطور جداگانه، علی شریعتی و ابوالحسن بنی صدر انجام داده‌اند و«دوزخیان روی زمین» از “انتشارات مصدق” ترجمه‌ی ابوالحسن بنی صدر است.

ژان پل سارتر در پیشگفتار آن کتاب می نویسد:

«بیایید وقتمان را با مناجات‌‌های بی‌‌ثمر و تقلیدهای تهوع‌‌آور تلف نکنیم. این اروپا را رها کنید، جایی که هرگز از صحبت کردن دربارۀ انسان دست نمی‌کشند، اما در هر کجا که آنها را پیدا می‌‌کنند، در گوشه و کنار هر خیابان خودشان، در تمام گوشه و کنار جهان، انسان‌‌ها را به قتل می‌‌رسانند. قرن‌‌هاست که تقریباً تمام بشریت را به نام یک تجربه به اصطلاح معنوی خفه کرده‌‌اند». لحن جدید است. چه کسی جرأت دارد چنین صحبت کند؟ این یک آفریقایی است، مردی از جهان سوم، یک «بومی» سابق.

صفری: بمناسبت یکصدمین سالگرد تولد فرانتس فانون بیشتر بخوانید »

صدارت: دو کودتا (۱۳۳۲ و ۱۳۶۰) و نقش ما مردم

هیچ کودتایی توسط عده‌ای خائن به وطن هرگز موقق نخواهد شد مگر یک حداقل لازمی از ما مردم در میدان ساختن سرنوشت خود حاضر نباشیم.
هیچ یک از قدرت‌های خارجی بدون کمک خودفروختگان داخلی، نمی‌توانند در هیچ کشوری کودتا کنند.

صدارت: دو کودتا (۱۳۳۲ و ۱۳۶۰) و نقش ما مردم بیشتر بخوانید »

صدارت: بررسی و تحلیل رویدادهای اخیر در ایران، فلسطین، بنگلادش،… و امریکا مصاحبه با رضا گوهرزاد، ایران‌پست

تنها راه برای کوتاه‌تر کردن زمان رسیدن به سقوط فیزیکی رژیم ولایت مطلقه، و برای پایان دادن به خشونت‌گستری‌ها در منطقه و در ایران، و برای پیش‌گیری از حمله به ایران، و برای رفتار مناسب امریکا و اسرائیل و سایر قدرت‌ها با ایران، همکاری‌های سازنده حول محود حقوق است.
حقوق، همه‌مکانی، و همه‌زمانی، و همه‌کسانی هستند، بدون هیچ تبعیضی همه‌کسانی هستند.

صدارت: بررسی و تحلیل رویدادهای اخیر در ایران، فلسطین، بنگلادش،… و امریکا مصاحبه با رضا گوهرزاد، ایران‌پست بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا