بیانی که در واقع باعث انقلاب ۱۳۵۷ شد و طرح مخفی که اجرا شده و به ضدانقلاب انجامید

۱۷ بهمن ۱۳۹۶

بیانی که باعث ۱۳۵۷ شد و در واقع مردم از زبان سخنگویی آن‌را جاری کردند،

و

پیشنهادی که برای سازماندهی مردمی با خوانائی با بیان انقلاب داده شد ولی اجرا نشد،

و

از سوی دیگر طرح مخفی که اجرا شده و باعث شد انقلاب خشونت‌زدای پیروزی گل بر گلوله، بزودی به ضدانقلاب بیانجامد. 

❊ رئوس مطالب/خلاصه:

طرح بر پایه استقلال و آزادی و  شرکت خود مردم در رهبری جنبش از بنیصدر:

الف. بیان پاریس:

۱٫ تمام مردم در رهبری شرکت میکنند.

۲٫ توحید اجتماعی.

۳٫ اصل بر استقلال و آزادی است.

۴٫ و روحانیان نقشی در دولت نخواهند داشت.

۵٫ دولت حق دخالت در رسانهها را ندارد.

۶٫ آزادی عقیده و احزاب.

۷٫ آزادی مذهبی.

۸٫ استقلال استقلال از سلطه داخلی و خارجی است.

۹٫ دستگاههای فشار و اختناق از میان خواهند رفت.

۱۰٫ نظام اجتماعی بدون سلطه و استثمار.

۱۱٫ حقوق انسان جهان شمول است.

۱۲٫ زنان حقوق برابر با مردان دارند و زن میتواند رئیس جمهو بشود.

۱۳٫ اقتصادی تولید محور برپایه توحید اجتماعی، بنابراین  در خدمت انسان.

۱۴٫دانشگاه و رابطه دانشگاهیان و روحانیان.

۱۵٫استقلال دستگاه قضائی و امنیت قضائی شهروندان.

۱۶٫صلح اجتماعی و زندگی همه با همه.

۱۷٫ تبعیضها از میان بر میخیزند و اقوام ایرانی «ملت واحد» میشوند.

۱۸٫ ایران راه رشد را در پیش میگیرد.

۱۹٫ روش بحث آزاد است و این گونه بحث همگانی است. بنابر نقد و نقد متقابل است.

۲۰٫ عفو همگانی که آقای خمینی به بعد از ورود به ایران و وجود مقتضیات واگذاشت.

ب: پیشنهاد بنیصدر برای سازماندهی که با خوانائی با بیان انقلاب:

۱٫ تشکیل شوراها در سطح روستاها و شهرها توسط توسط مردم در جنبش؛

۲٫ انتخاب شوراهای مرکزی در شهرستان‌ها توسط شوراهای متعددی که در سطح شهر و نیز روستاها تشکیل می‌شدند؛

۳٫ انتخاب شوراهای استانی توسط منتخبان شوراهای شهرها؛

۴٫ انتخاب شورای کشوری توسط نمایندگان منتخب شوراهای استان‌ها؛

۵٫ شورای کشوری، هم‌آهنگ با شوراهای استان‌ها و شهرستان‌ها، باید گذار بدون خشونت از سلطنت استبدادی به نظام جمهوری را تصدی می‌کرد. بنابراین،

۶٫ نقش مجلس نمایندگان را پیدا می‌‌کرد و متصدی حکومت موقت را بر می‌گزید؛

۷٫ حکومت متصدی گذار از دولت استبدادی به دولت حقوق‌مدار، با همکاری شورای کشوری، قانون اساسی جدید را تهیه می‌کند. هم او انتخابات مجلس مؤسسان را برگذار می‌کند.

۸٫ پس از تصویب قانون اساسی توسط مجلس مؤسسان و، با تشکیل مجلس شورای ملی، شورای کشوری و شوراهای استانی و شهرستانی و شهری و روستائی جای خود را به شوراهائی می‌سپرند که بنابر قانون اساسی تشکیل می‌شوند.

❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊

از کتاب   انقلاب

نوشته آقای ابوالحسن بنیصدر

انتشار: خرداد ۱۳۹۶

صفحهٌ  ۲۵۲

ضمیمه ۱

  1. طرح ضد انقلاب بر محور «رهبر» برخوردار از ولایت مطلق:

مرحله اول – تشکیل یک گروه و یا شورای جمعی. جهت بررسی وضعیت کنونی جنبش، ایجاد روابط و بررسی و تهیه تدارکات به منظور اجرای مرحله دوم.

مرحله دوم – تأسیس و اعلام دولت موقت. تا در صورت خلع و فرار شاه و امکان در دست گرفتن قدرت سیاسی و جلوگیری از خلاء قدرت سیاسی، عمل نماید. وظیفه این دولت موقت انجام:

 ۱- رفراندم درباره تعیین تکلیف رژیم سلطنتی. ۲-اجرای انتخابات به منظور تشکیل مجلس مؤسسان برای تدوین و تصویب قانون اساسی جدید. ۳- انجام انتخابات بر اساس قانون اساسی جدید و انتقال قدرت به منتخبین جدید.

مرحله سوم – تاسیس حکومت (جمهوری) اسلامی بر اساس قانون اساسی جدید.

ماده  ۱- تعداد اعضای این شورا حداقل ۷ نفر می‌باشد.

تبصره۱- ازدیاد تعداد اعضاء شورا با نظر و رأی آقای خمینی و یا با پیشنهاد شورا و تصویب آقای خمینی خواهد بود.

تبصره ۲- حذف فرد و یا افرادی از این شورا با رأی و نظر آقای خمینی می‌باشد.

ماده  ۲- وظایف و اختیارات شورا به شرح زیر است:

الف . اجرای دستورات و تصمیمات آقای خمینی.

ب . هماهنگ کردن تمامی فعالیتهای اسلامی و ایجاد مرکزیت سازمانی و تشکیلاتی

ج . ایجاد و تنظیم روابط خارجی

د . مطالعه، بررسی و شناسایی افراد واجد صلاحیت برای شرکت در دولت احتمالی آینده (مرحلهِ دوم) و ایجاد تدارکات و آمادگیها برای اجرای مرحلهِ دوم.

ماده  ۳- شورا برای چگونگی انجام وظایف خود نظامنامه‌ای را تنظیم و برای تصویب نهایی به آقای خمینی تقدیم می دارد.

ماده ۴- تشکیل این شورا و حدود وظایف و اختیاراتش توسط آقای خمینی به تمامی جناحها و دسته‌جات به تدریج و بر اساس مصلحت، به تشخیص آقای خمینی، معرفی می‌شود.

ماده ۵- هویت برخی از اعضای این شورا مخفی و برخی دیگر علنی اعلام می‌گردد.

ماده ۶- برخی از اعضای این شورا در داخل کشور و برخی دیگر در خارج از کشور خواهند بود.

ماده  ۷- مرکز عملیات این شورا حتی‌الامکان در جایی خواهد بود که خود آقای خمینی حضور دارند و ساکن هستند در صورت عدم امکان منوط به رأی شورا با تصویب آقای خمینی است.

ماده  ۸- در موارد اختلاف بین اعضای شورا و عدم امکان راهحل (به فلانیآقای خمینی) رجوع میشود و در صورت عدم امکان اجرای امر منوط به اکثریت آراء با تصویب آقای خمینی است

 (ج ۳ ص ۱۳۰-۱۲۹کتاب شصت سال صبوری و شکوری)

٭ در این طرح غایبند:

۱٫ مردم ایران که بدون اطلاع و اذن خمینی و تهیه کننده طرح به انقلاب روی آوردند. در این تشکیلات، مردم غایب مفقود‌الاثر هستند. و

۲٫ بدیهی است وقتی مردم بی‌نقش می‌شوند، «ولایت با جمهور مردم» است، نیز بلااثر و حذف می‌شود. و

۳٫ سازمان‌ها و شخصیتهای سیاسی که هرگاه مبارزه پی‌گیر آنها نبود، هرگاه آنها بمنزله بدیل وجود نداشتند، انقلاب میسر نمی‌شد، نیز غایب مفقود‌الاثر هستند. جای آنها را حزب واحد می‌گیرد.

    بنابراین، بخش دوم، توضیح دهنده بخش اول «حکومت اسلامی» است. بدین‌خاطر است که بنای بخش دوم، بر «حق شرعی» (ولایت فقیه که بنا براین بخش مطلقه) است. رأی مردم، رأی اعتماد است. همان که در فقه، «رجوع» خوانده می‌شود. اختیار مطلقی که به آقای خمینی داده می‌شود و برای نخستین بار، شورائی تشکیل می‌شود که کارش اجرای امر و نهی‌های آقای خمینی است، با صراحت تمام می‌گوید که، در خفا، قرار بر حذف «ولایت جمهور مردم» بوده‌است.

    دکتر ، معاون نخست وزیر مأمور تهیه طرحهای انقلاب شد. و از طرحهای او، دو طرح به اجرا درآمدند که عامل استقرار ولایت مطلقه فقیه شدند و ستون فقرات آنند. این دو، باید نقش بازوان نظامی و قضائی «سازماندهی» واحد را برعهده میگرفتند. «سازماندهی واحد» نهضت آزادی نشد، حزب جمهوری اسلامی شد و برجا نماند. اما سپاه و دادگاه انقلاب ماندند و دو پایه از پایههای استبداد فقیه شدند.

 ❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊

۲٫ طرح بر پایه استقلال و آزادی و شرکت مردم در رهبری از ابوالحسن بنیصدر:

الف. بیان پاریس:

۱٫ تمام مردم در رهبری شرکت میکنند

   «نهضت ما قائم به شخص نیست همه ملت رهبرند و بیدار شده‌اند…» (۱) و «جامعه فردا، جامعه ارزیاب و منتقدى خواهد بود که در آن تمام مردم در رهبرى امور خویش شرکت خواهند جست». (۲)

    «ملت رهبرند و نهضت ما قائم به شخص نیست» و «مردم در رهبری امور خویش شرکت می‌کنند»، محلی برای صاحب اختیاری فقیه بر مردم نمی‌گذارد. از «ولایت با جمهور مردم است» قوی تر است.  چراکه ولایت با جمهور مردم مانع از آن نیست که مردم برای خود رهبران انتخاب کنند. اما بنابر این قول، مردم در رهبری امور خویش شرکت می‌کنند. کسی که با این صراحت مردم را رهبر می‌داند، بنا بر روایت دکتر یزدی(شصت سال صبوری و شکوری، همان جلد و همان صفحه‌ها) در خفا، با سازماندهی موافقت کرده‌است که او را فعال مایشاء و مردم را مطیع می‌شناسد. آنچه به عمل درآمد مدعای دکتر یزدی را ، تصدیق می‌کند و گویای نقض عهد صریح خمینی با خداوند و با مردم ایران و مردم جهان است.

۲٫ توحید اجتماعی:

    «انقلاب اسلامى » بر مبناى اصل توحید استوار است که محتواى این اصل بر همه شئون جامعه سایه مى‌افکند. در اسلام، تنها معبود انسانى و بلکه  کل جهان، خداست. که همه انسانها باید براى او یعنى براى رضاى او عمل کنند. هیچ چیز و هیچ‌کس را نپرستند. در جامعه‌اى که شخص پرستیها و شخصیت پرستیها، نفع پرستیها و لذت پرستىیها و هر نوع پرستش محکوم مى‌شود، و فقط انسانها دعوت مى‌شوند به پرستش خدا، در آن صورت، همه روابط بین انسانها، چه اقتصادى و یا غیر اقتصادى، در داخل چنین جامعه ‌هایی و در رابطهِ این جامعه با خارج، تغییر مى‌کند و ضوابط عوض مى‌شود. همه امتیازات لغو مى‌شوند. فقط تقوى و پاکى ملاک برترى است. زمامدار با پایین‌ترین فرد جامعه برابر است. ضوابط و معیارهاى متعالى الهى و انسانى، مبناى پیمانها و یا قطع روابط است». «اگر تمام بنیاد، دگرگون نشود و از شکل طاغوتى بشکل توحیدى و اسلامى درنیاید، باز هم به همان مسائل و مشکالت مبتلی خواهیم بود.» (۳)

   این برداشت از توحید اجتماعی در انطباق کامل است با «تمام مردم در رهبری امور خویش شرکت خواهند جست».

۳٫ اصل بر استقلال و آزادی است:

   «در جمهورى اسلامى هر‌گونه ستم و زورگویى محکوم است و جاى آن‌را آزادى و استقلال مى‌گیرد»(۴)

    در این جمله، استقلال و آزادی در بر می‌گیرد هم استقلال و آزادی جامعه ملی و هم استقلال و آزادی هر شهروند ایرانی را.

۴٫ خمینی و روحانیان نقشی در دولت نخواهند داشت:

● خبرنگار: در مورد رژیم، جمهورى که شما مى‌خواهید تشکیل دهید، اسلامی خواهد بود، بنابراین آیا خواهید پذیرفت که در رأس آن قرار گیرید؟

٭ خمینی: «مردم هستند که باید افراد کاردان و قابل اعتماد خود را انتخاب کنند و مسئولیت امور را بدست آنان بسپارند. ولیکن من شخصا” نمى‌توانم در این تشکیلات مسئولیت خاصى را بپذیرم و در عین‌حال، همیشه درکنار مردم ناظر بر اوضاع هستم و وظیفه ارشادى خود را انجام مى‌دهم» (۵) و «علما خود حکومت نخواهند کرد. آنان ناظر و هادى مجریان امور مى‌باشند این حکومت در همه مراتب خود متکى به آراء مردم و تحت نظارت و ارزیابى و انتقاد عمومى خواهد بود». (۶).

     «باید اختیارات دست مردم باشد و هر آدم عاقلى این را قبول دارد که مقدرات هر کس باید در دست خودش باشد».(۷)

      هر آدم عاقلی قبول دارد که مقدرات هرکس باید در دست خودش باشد کجا و ولایت مطلقه فقیه کجا! خمینی در برابر دنیا، تعهد می‌کرد که اختیار باید در دست مردم باشد و  هر کس اختیار خود را داشته باشد. او وارد دولت نمی‌شود و به نظارت بسنده می‌کند. علماء نیز حکومت نخواهند کرد. این تعهد نیز با سازماندهی که دکتر یزدی تهیه کرده و او پذیرفته بود و کلمه جمهوری را هم برداشته بود، در تناقض کامل و روشن است.

۵٫ دولت حق دخالت در رسانهها را ندارد:

  «بنظر من رادیو و تلویزیون و مطبوعات باید در خدمت ملت باشد و دولتها حق نظارت ندارند. ملت را نمى‌شود تحمیق کرد. تحمیق ملت از کجا صادر مىشود که همین اسم را باید به خود او گذاشت. دولت حق نظارت ندارد و شما باید آزادانه کار کنید و حق خود را بگیرید.»  و «مطبوعات در نشر همه حقایق و واقعیات آزادند». (۸)

۶٫ آزادی عقیده و احزاب:

   «جناحهاى سیاسى در حکومت اسلامى در اظهار عقاید خود آزادند».(۹) و

● خبرنگار: رابطه این جنبش با احزاب و گروههاى مختلف چگونه است؟

٭ خمینی: «همه گروهها در بیان عقاید خود آزادند ولکن خیانت را اجازه نمى‌دهیم». (۱۰)

۷٫ آزادی مذهبی:

    «براى همه اقلیتهاى مذهبى آزادى بطور کامل هست و هرکس مى‌تواند اظهار عقیده خودش را بکند. و اسلام جواب همه عقاید را بعهده دارد و دولت اسلامى تمام منطقها را با منطق جواب خواهد داد».(۱۱)

     در تجربه معلوم شد منطق ایشان چماق است و شکنجه و اعدام.

۸٫ استقلال استقلال از سلطه داخلی و خارجی است:

 «ببینید مردم ایران چقدر براى آزادى و استقلال ارزش قائلند که اینگونه خون مى‌دهند».(۱۲) و «برنامه سیاسى ما ابتدا آزادى، دمکراسى حقیقى و استقلال به تمام معنى و قطع ایادى دولتهائى است که تصرفاتى در داخل مملکت کرده‎اند». (۱۳) استقلال از سلطه‌هاى خارجى و داخلى متکى به خارج : «در مرحله اول، هدف مستقل نمودن کشور و قطع ایادى و سلطه خارجى و داخلى متکى به خارج است و بیرون راندن استعمارگران و استثمارگران هرکه باشد و اختصاص دادن مخازن و منابع کشور به مردم رنج کشیده و در فقر و بیمارى غوطه خورده که قرنها، خصوصاً قرن حاضر بواسطه کجرویهاى رژیمها با همه بدبختیها مواجه بوده‌اند و تمام مخازن و ثروت کشور را رژیمهاى فاسد از بین برده و به جیب خارجیها یا داخلى‌هایى که در خدمت آنان بودده‌اند، ریخته‌اند». (۱۴)

۹٫ دستگاههای فشار و اختناق از میان خواهند رفت:

 «جامعه آینده ما، جامعه آزادى خواهد بود و همه نهادهاى فشار و اختناق و همچنین استثمار از میان خواهد رفت». (۱۵) و « ما ساواک و تمامى سازمانهاى امنیتى ضد مردم را منحل خواهیم کرد، آگاهى مردم و مشارکت و نظارت همگانى آنها با حکومت منتخب خودشان، خود بزرگترین ضمانت حفظ امنیت در جامعه مىباشد». (۱۶)

    و هم او، بر خلاف نص قرآن، از مردم ساکن ایران خواست جاسوسی یکدیگر را بکنند و واواکی را بوجود آورد سرکوب‌گر تر از ساواک و مردمی را مکلف به اطاعت محض از خود شناخت که قرار بود، با مشارکت و نظارت، بزرگ‌ترین ضامن حفظ امنیت باشند،.

۱۰٫ نظام اجتماعی بدون سلطه و استثمار:

  «خدا هرگز سلطه براى انسان مسلمان و غیر مسلمان قرار نداده‌است». (۱۷) و  «قرآن اعلان جنگ به سلاطین و سرمایه دارهاکرده‌است». (۱۸)

۱۱٫ حقوق انسان جهان شمول است:

    «نهضت ایران تنها مختص ایران نبوده بلکه نهضت مستضعفین علیه مستکبرین و در جهت حمایت تمام کسانى است که برای انسانیت وحقوق بشر احترام قائل هستند. این نهضت همچنان ادامه دارد».(۱۹)

۱۲٫ زنان حقوق برابر با مردان دارند و زن میتواند رئیس جمهو بشود:

    «نابرابرى میان زن و مرد نیست و زنان آزادى در رأى دادن و انتخاب شدن دارند» (۲۰) و« زنان در انتخاب شغل و سرنوشت و پوشش آزادند. زنان در انتخاب فعالیت و سرنوشت و همچنین پوشش خود با رعایت موازین آزادند». «اسلام دست زنان را گرفته و درقبال مردان نگهداشته است. البته احکام خاص مرد در اسلام هست و یک حکم خاص نسبت با زن. نه اینکه اسلام نسبت به زن و مرد فرقى گذاشته باشد».

      «زن و مرد همه آزادند که دانشگاه بروند، آزادند در اینکه رأى بدهند و رأى بگیرند. آنچه مخالف است با ملعبه بودن زن و به قول شاه «زن خوبست زیبا باشد!» با این مخالف است». (۲۱) «اسلام حقوق زنان را بیشتر از مردان ملاحظه کرده‌است. زنها حق رأى دارند و این حقى است که از حقوق زنها در غرب بالاتر است. زنان ما حق رأى دادن و حق انتخاب شدن دارند. تمام معاملات آنها به اختیار خودشان هست و مى‌‎توانند بسیار شغلها را آزادانه انتخاب کنند. ما به شما قول مى‌دهیم که درحکومت اسلامى زنان در انتخاب فعالیت و سرنوشت و همچنین پوشش خود با رعایت موازین آزادند. و تجربه کنونى فعالیتهاى ضد رژیم شاه نشان داده‌است که زنان بیش از پیش آزادى خود را در پوششى که اسلام مى‌گوید بازیافته‌اند». (۲۲). و «آزادیهاى زنان همانند آزادیهاى مردان هستند: زنها آزاد هستند و در تحصیل هم آزاد هستند و درکارهاى دیگر هم آزاد هستند همانطور که مردها آزادند. حالا است که نه زن آزاد است و نه مرد». (۲۳)

۱۳٫ اقتصادی تولید محور برپایه توحید اجتماعی، بنابراین  در خدمت انسان:

    «ما خواستار یک صنعت ملى و مستقل هستیم که در اقتصاد مملکت ادغام شده و همراه کشاورزى در خدمت مردم قرار گیرد».  ( ۲۴) «و اگر ثروتى است که مخالف اسلام است باید مصادره بشود و بازار باید اسلامى باشد، نه بازار چپاولگرى و قاچاق» (۲۵) و «ما در مقابل نسل آینده مسئولیت نگهدارى از مخازن نفت را داریم».(۲۶)

    و در رابطه با شرکتهاى بین‌المللى گفته‌است: «اقتصاد کشور از سلطه بیگانه آزاد مى‌گردد و دیگر برنامه‌هاى اقتصادى، برنامه‌هایى نخواهند بود که هدفهاى شرکتهای بین‌المللى را در ایران به اجرا بگذارد».(۲۷)

    و  در روزهای اول ورود به ایران، او با تشکیل شوراهای کارگری و شرکت آنها در اداره تولید نیز موافق شد. اما حزب جمهوری اسلامی «شوراهای اسلامی» را وسیله مهار کارگران کرد.

۱۴٫دانشگاه و رابطه دانشگاهیان و روحانیان:

   «لازم است طبقات محترم روحانى و دانشگاهى با هم احترام متقابل داشته باشند. جوانان روشنفکر دانشگاهها به روحانیت و روحانیون به (روشنفکران)احترام بگذارند… و کسانى را که جهلًا یا از سوء نیت، موجب دور نگهداشتن این طبقه موثر است از روحانیت، از حود برانند و به آنها اجازه ایجاد تفرقه ندهند و مطمئن باشند که با ضم این دو قدرت بزرگ، پیروزى بدست مى‌آید و با جدایى روى آن‌را نخواهند دید (۲۸)»  و  «نقش دانشگاه در هر کشورى ساختن انسان است. مقدرات هر کشورى بدست دانشگاه و آنهایى که از دانشگاه بیرون مى‌آیند، هست. بنابراین دانشگاه بزرگترین مؤسسه موثر در کشورها بوده و بزرگترین مسئولیتها را هم دانشگاه دارد.» (۲۹).

    و چون بر محور قدرت شد، دانشگاه را تعطیل کرد و دستور «انقلاب فرهنگی داد».

۱۵٫استقلال دستگاه قضائی و امنیت قضائی شهروندان:

     «قاضى باید در رئیس و فرد عادى یکسان بنگرد و حکمش درباره همه یکسان اجرا شود».(۳۰).اما براى اینکه این استقلال قوه قضائی واقعیت پیدا کند، باید: «اشخاص متعارف» به مجازات مجرمان نپردازند: «… مجازات اشخاص جنایتکار و مجرم بعد از اثبات جنایت با محاکم صالحه است نه با اشخاص».(۳۱). و «در زندان نیز نباید با زندانى بدرفتارى شود: اسلام براى کسى که گناه ندارد یک ساعت حبس قائل نیست، آنها هم که گناهکارند یک فحش نباید بهشان بدهند، یک سیلى نباید بهشان بزنند».(۳۲). و در باره چماقداران شاه گفت: «این چماق بدستها واجب‌القتل مى‌باشند و تمامشان را باید کشت زیرا مفسد فى‌الارض هستند. سبب کشتار وحشیانه مى‌شوند». (۳۳)

     و بارها تکرار کرد قاضی مستقل است. باوجود این، در تابستان ۱۳۶۷، به سه «قاضی» مأموریت داد زندانیان محکوم شده و در حال گذرراندن دوران محکومیت خود را، اگر بر سر موضع  خود بودند، اعدام کنند و آنها زندانیان را قتل عام کردند. و خود بزرگ‌ترین سازمان چماقداری را تأسیس کرد.

۱۶٫صلح اجتماعی و زندگی همه با همه:

    «احکام اسلام احکامى است مسالمت آمیز و مى‌خواهیم همه قشرها مسالمت آمیز باشند». (۳۴)

۱۷٫ تبعیضها از میان بر میخیزند و اقوام ایرانی «ملت واحد» میشوند:

 ● خبرنگار: در صورت استقرار حکومت جمهورى اسلامى، آیا به کردها خود مختارى داخلى و آزادیهاى محلى داده خواهد شد؟

٭ خمینی: «همه در ایران ملت واحد هستند وما، هم خود و هم آنها را، ملت واحد مى‌دانیم».(۳۵)

 ۱۸٫ ایران راه رشد را در پیش میگیرد:

    «اسلام دین ترقى است، قرآن روش ترقى و شکوفایى انسان است». (۳۶)  و«منطق اسلام رها شدن از یوغ فرهنگ استعمارى است. زیرا اگر ما رشد کنیم منافعشان بخطر مى‌افتد». (۳۷) و معناى این رشد، رشد جوان است: «نمى‌گذارند جوانان ما رشد فکرى پیدا کنند و در اینها قوه اعتراض بوجود بیاید که نکند جلو خودشان بایستند».(۳۸) و  «بازسازى و نوسازى کشور قطعا” مورد تائید و از برنامه‌های ما است».(۳۹)

     با این بیان، جمهوری اسلامی نمی‌توانست ولایت جمهور مردم نباشد. آنها که در نوفل لوشاتو بوده‌اند، دو بار، به خود بالیدن آقای احمدخمینی را مشاهده کرده‌اند: یک‌بار وقتی آقای خمینی گفت: ولایت با جمهور مردم است و یک‌بار وقتی او گفت: زن هم می‌تواند رئیس جمهور بشود. او  به خود می‌بالید زیرا می‌خواست حالی کند که او پدرش را به اتخاذ این موضع قانع کرده‌است. و بخاطر این بیان بود که نوول ابسرواتور، مجله چپ فرانسه، او را «آیهالله لیبرتر» لقب داد. لیبرتر کسی را می‌گویند که به آزادی کامل باور دارد.

۱۹٫ روش بحث آزاد است و این گونه بحث همگانی است. بنابر نقد و نقد متقابل است

    چون بنابر بنای جامعه ارزیاب و منتقد بود، هم در روز‌های نخست انقلاب، خمینی بحث آزاد را اعلان و بنی‌صدر را معرفی کرد تا طرفداران طرزفکرهای مختلف با او به بحث آزاد نشینند.

۲۰٫ عفو همگانی که آقای خمینی به بعد از ورود به ایران و وجود مقتضیات واگذاشت.

❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊

ب. سازماندهی که با بیان انقلاب خوانائی داشت و به آقای خمینی پیشنهاد شد:

    برنامه و سازماندهی که دکتریزدی در خاطرات خود آورده‌است، تنها برنامه پیشنهادی نبود. خمینی از دیگران نیز خواست نظر خود را در باره سازمان درخور کتباً اظهار کنند. و این راه‌کار برای سازمان دهی انقلاب و گذار از استبداد سلطنتی به دموکراسی، بر وفق اصل «مردم خود خویشتن را رهبری می‌کنند» و در «اداره امور خویش مشارکت می‌کنند» و بخاطر استقرار شوراها، از طرف بنی‌صدر به او پیشنهاد شد:

۱٫ تشکیل شوراها در سطح روستاها و شهرها توسط توسط مردم در جنبش؛

۲٫ انتخاب شوراهای مرکزی در شهرستان‌ها توسط شوراهای متعددی که در سطح شهر و نیز روستاها تشکیل می‌شدند؛

۳٫ انتخاب شوراهای استانی توسط منتخبان شوراهای شهرها؛

۴٫ انتخاب شورای کشوری توسط نمایندگان منتخب شوراهای استان‌ها؛

۵٫ شورای کشوری، هم‌آهنگ با شوراهای استان‌ها و شهرستان‌ها، باید گذار بدون خشونت از سلطنت استبدادی به نظام جمهوری را تصدی می‌کرد. بنابراین،

۶٫ نقش مجلس نمایندگان را پیدا می‌‌کرد و متصدی حکومت موقت را بر می‌گزید؛

۷٫ حکومت متصدی گذار از دولت استبدادی به دولت حقوق‌مدار، با همکاری شورای کشوری، قانون اساسی جدید را تهیه می‌کند. هم او انتخابات مجلس مؤسسان را برگذار می‌کند.

۸٫ پس از تصویب قانون اساسی توسط مجلس مؤسسان و، با تشکیل مجلس شورای ملی، شورای کشوری و شوراهای استانی و شهرستانی و شهری و روستائی جای خود را به شوراهائی می‌سپرند که بنابر قانون اساسی تشکیل می‌شوند.

    خمینی نمی‌توانست در علن با این طرح مخالفت کند. راه‌کاری که برای بلااجرا گرداندن آن یافتند، این بود که انقلاب سرعت گرفته‌است و باید شورای انقلاب بلادرنگ تشکیل شود. خاطرات دکتر یزدی معلوم می‌کند مرحوم طالقانی نیز در حال تشکیل شورای انقلابی بوده‌است. برای جلوگیری از تشکیل آن، نیز، لازم بوده‌است هرچه زودتر شورای انقلاب تشکیل شود.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید

2 فکر می‌کنند “بیانی که در واقع باعث انقلاب ۱۳۵۷ شد و طرح مخفی که اجرا شده و به ضدانقلاب انجامید

  1. بازتاب: علی صدارت: هر ایرانی، یک مصدق! - مجامع اسلامي ايرانيان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *