علی صدارت: در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷، بعد از حدودا ۴۰۰ روز، انقلابی که رمینه آن در انقلابهای قبلی ایران ساخته شده بود، در بهار ایران شکوفا شد. واقعه مهمی که نه تنها ایران، و نه تنها منطقه، بلکه کل دنیا را وارد عرصه جدیدی کرد!
انقلاب ایران، با نام «انقلاب اسلامی ایران» مشهور شد. چرا که تعهداتی که توسط خمینی به چشم و گوش و قلب و روح مردم داده شد، از انقلابی در اسلام در ایران حکایت داشت. قدرتها خیلی زود متوجه شدند که با مدیریت جنگ روانی گسترده، معنای اصلی این سه کلمه (انقلاب اسلامی ایران) باید هر چه رودتر مخدوش کنند، و هر کدام از این سه کلمه در افکار عمومی (افکار عمومی ایران، افکار عمومی منطقه، و افکار عمومی جهان)، معنای عکس آن را مجسم کند.
عامل مهم مخدوش کردن مفهوم اسلام، خود روحالله خمینی بود. پندار و گفتار و کردار خمینی، خواسته یا ناخواسته، دانسته و یا نادانسته، هر گونه انقلابی را در اسلام فقاهتی حوزوی، نه تنها نفی و انکار میکرد، بلکه با تمام قوا این نوزایش و رنسانس را تخریب میکرد. او به وضوح گفت:
«…خیال میکنند که حالایی که مثلاً انقلاب شده، باید اسلام هم انقلاب بشود…»
❊

❊
کلمهی دیگری که باید مخدوش میشد، «انقلاب» بود. از جمله اینکه با مغزشویی و جنگ روانی، در مغزها بفشارند که یراندازی رژیم ولایت مطلقه پهلوی توسط مردم ایران نبود، و بلکه «…از همان اول همه چیز کار انگلیس و کار امریکا بوده!» و یا «تمام تصمیمات برای بردن شاه و آوردن خمینی توسط سران چهار کشور، در گوادلوپ گرفته شد!» و یا «هایزر آمد ایران و شیرازه ارتش را گسیخت!» و یا…
❊
❊
اسناد دولت امریکا: ماموریت ژنرال هایزر و کودتای علیه انقلاب ۱۳۵۷
سایت انقلاب اسلامی در هجرت: افراد رژیم سابق بدروغ تبلیغ می کنند که کارتر، ژنرال هایزر را به ایران فرستاده بود تا جلوی کودتای ارتش ایران را بگیرد و آقای خمینی را بیآورد. بعنوان مثال آقای تقیزاده از هواداران رژیم پهلوی، در مقاله اخیر خود بدون ارجاع به سند می نویسد:” اسناد محرمانه و با اهمیت آمریکا تا حدود زیادی سرفصل ماموریت مخفیانه رابرت هایزر در تهران را روشن میکند: پیشگیری از اقدام نظامی ارتش در غیبت شاه و فراهم کردن زمینههای شکست دولت بختیار و روی کار آوردن دولت بازرگان به جای نخستوزیر شاه[i].”
اما سند کلیدی در باره ماموریت ژنرال هایزر منتشر شده است که گواه قصد امریکا (جناح کارتر و برژنسکی) و بختیار بر انجام کودتا، در صورت شکست حکومت بختیار، می باشد. واقعیتی که بطور صریح در سندی که در زیر می آید، مشخص می کند که امریکا، ژنرال هایزر را به ایران فرستاده بود تا ارتشیان را تحت فشار بگذارد تا که از حکومت بخیتار حمایت کنند و اگر آن حکومت استواری نجست، دست به کودتا بزنند. پیش از این، در باره مأموریت هایزر و برخوردهای شدید درون دستگاه حاکمه امریکا برسر انقلاب، مقابله با آن و کودتا یا حفظ نظام سیاسی وابسته با ایجاد وحدت چکمه و نعلین (بقول سلیوان، ارتش و روحانیت)، سندهای بسیاری منتشر شده است.
در «مستندی[ii]» که بیبیسی در ۱۰ فوریه ۲۰۱۹ پخش کرد، افراد رژیم سابق و دکتر بختیار از طرحی صحبت میکنند که قرار بوده در ۲۱ بهمن به اجرا گذاشته شود[iii]. این همان طرح کودتا برضد انقلاب مردم ایران بود که اجرا شد اما به شکست انجامید. فهرستی از ۶۰۳ نفر تهیه شده بود که قرار بود دستگیر و به جزیره خارک تبعید شوند. تا آخرین لحظه، آنها امیدوار بودند که ارتش با حمایت امریکا، همانند کودتای ۲۸ مرداد، بتواند کودتا را انجام دهد. حتی سلیوان در مقالهای که نیویورک تایمز بتاریخ ۶ سپتامبر ۱۹۸۰ برابر با ۱۵ شهرویر ۱۳۵۹ منتشر کرد، در باره حوادث روزهای آخر رژیم شاه، نوشت: “سعی میکردم امریکائی ها را نجات دهم که در درگیریهای مسلحانه، میان دو طرف گرفتار شده بودند. درست در همان موقع، یک پیام تلفنی از واشنگتن از طرف برژنسکی دریافت کردم که از من سئوال می کرد آیا فکر میکنم ممکن است کودتایی برضد انقلاب انجام داد. متأسفم بگویم که پاسخی که دادم بازگو کردنی نیست”. در اصل سلیوان با خشم به برژنسکی توهین کرده بود و گفته بود چه کودتایی، خود امریکایی ها الآن در محاصره هستند و داریم تلاش می کنیم آنها را نجات دهیم!
در “مستند بی بی سی”، فرح پهلوی میگوید: «در روز ۲۲ بهمن، یک لحظه فکر کردند طرف آنها (یعنی کودتا) پیروز شده است». واقعیت این است و در این مستند هم مشخص است، که گارد شاهنشاهی در ۲۱ بهمن دست به اجرای طرح کودتا میزند. اما با مقاومت نیروی هوایی، بخصوص همافرها و مردمی که خیابانها را پرکرده بودند، روبرو و اجرای طرح، ناکام میشود.
پس از شکست کودتا، سران ارتش که دیگر هیچ کنترلی بر ارتشیان نداشتند، اعلام بیطرفی کردند. بختیار که با بیاطلاعی کامل نزدیکترین هم حزبیهایش (حزب ایران) و جبهه ملی، نخست وزیری شاه را قبول کرده بود و هیچ گونه پایه مردمی نداشت، بدون حمایت ارتش، کاملاً تنها گشت و مخفی شد.
–
در زیر بخشهایی از مستند بی بی سی را می آوریم که گویا هستند:
بخشهای گویایی از مستند بیبیسی
روز جمعه ۲۰ بهمن، بختیار تصمیم میگیرد برای حفظ حاکمیت طرحی ضربتی را به اجرا بگذارد.
● سیروس آموزگار، وزیر اطلاعات و گردشگری حکومت بختیار: روز جمعه قبل از ۲۲ بهمن، دکتر بختیار کاری کرد که از ما قول گرفت به کسی نگوییم. یک لیست ۶۰۳ نفر، آنطور که یادم است، تهیه کرده بودند از آدمهایی که باید دستگیر کنیم. خارک را آماده کرده بود برای محل حفظ این ۶۰۳ نفر.
… شلوغ شد، و این کار نشد.
… شب ۲۲ بهمن که شلوغ کردند، آن موقع قرار بود که بگیرند..
●منوچهر رزم آرا، وزیر بهداشت حکومت بختیار: بختیار گفت باید ایستاد و عواملی هم هست که امکان را میدهد که موفقیتی حاصل بشود… قرار شده بود آنها را جمعاً در مدرسه علوی، همه آنها را بگیرند. این طرح قرار بود شنبه ۲۱ بهمن اجرا بشود.
●کامبیز آتابای، مدیر کل دربار شاهنشاهی: قبل از اینکه اعلیحضرت از ایران خارج بشوند، یک طرحی بود که یک تعدادی دستگیر بشوند، دستشان کوتاه بشود از اینکه در خیابانها، مردم را تشویق به آتش سوزی و این کارها بکنند.
●فرح پهلوی: (در مراکش) یک روزی آمدند (شاه)، در راهرو راه میرفتند، گفتند که خوب است بختیار محکم مانده، با بختیار تماس داشتند.
یک شنبه ۲۲ بهمن، مثل اینکه در کریدور بودم، داشتم رد میشدم از یک جایی، این را که تو رادیو شنیدم، اصلا باورم نشد، راستش آن موقع یک لحظه فکر کردم بر عکس شده، اینها باختند، ولی خوب خیلی دردناک بود باورمان نمیشد همچه چیزی شده…
●عباس قره باغی، ارتشبد و رئیس ستاد ارتش- شنبه ۲۱ بهمن-: گزارش رسید که مردم دارند در شهر اسلحه تقسیم میکنند، کامیون وایستاده و اسلحه تقسیم میکنند. …
… مامورین مسلسل سازی تا ۷ صبح دفاع کردند، تا اینکه مردم بیل و کلنگ آوردند، دیوار را سوراخ کردند. از همافرها و مردم ریختند توی مسلسل سازی. گفتم پس بهترین راه اینست که تمام فرماندهان را احضار کنید، بیائید شورای فرماندهان تشکیل بدهیم تا ببینیم قضیه از چه قرار است. من در آنجا عرض کردم که اعلیحضرت فرمودند که آرتش را حفظ کنید، آرتش برای حفظ استقلال مملکت ضروری است. از نظر نظامیگری و سپاهیگری، با توجه به اوامر اعلیحضرت که دو دستگی نباشد، هر چقدر میخواهید بحث کنید، بحث بکنید، ولی فکر میکنم که مصلحت ما اینست که به اتفاق آرا، یک راه حلی را انتخاب بکنیم. دومرتبه بحث ها ادامه پیدا کرد، بلاخره آن تعداد اقلیتی که طرفدار اعلان همبسگی بودند، آنها هم طرفدار اعلان بیطرفی شدند. بعد از اینکه جریان تمام شد، آقایان گفتند زودتر این ابلاغ بشود.
● بیبیسی- بختیار از ناکامی های روز شنبه و برملا شدن طرحش ناامید نمی شود. غروب، امرای ارتش را ملاقات میکند تا فورا مردم را از اماکن نظامی بیرون کنند و تا یکشنبه ظهر آیت الله خمینی و اطرافیانش دستگیر شوند.
●شاپور بختیار: دو جا من کاغذم به رئیس ستاد ارتش است که بزنید. من نوشتم در شورای امنیت، انداختم جلوی ربیعی. گفتم دستور بدهید برای اینکه این اسلحه سازی و این چیزها که آنجا دارید و این همافر بازی که راه انداختید، به یک جائی بدی نرسد، شما بگوئید اینجا منطقه نظامی است، و با تراکت و با بلندگو، به مردم یک ساعت فرصت بدهید، که از اینجا دور بشوند اگر دور نشدند، این منطقه مسلسل سازی را بمباران کنند. هر کی هم مرد با من.
●ابوالحسن بنی صدر: مهندس بازرگان نگرانی آنرا را داشت که اینها می خواهند کودتا بکنند و تا ۱۰۰۰۰۰ نفر را بکشند و حمام خون راه بیاندازند…
چند راه کار آنجا (مدرسه علوی) پیشنهاد میشد:
۱- یک راه کار مصالحه،
۲- یک راه کار اینکه آقای خمینی از مردم دعوت کند برای دفاع از خودشان، افراد مسلح بیایند دور آنجا را بگیرند و برود روی خط جنگ داخلی.
۳- یک راه کار سوم این بود که آقای خمینی از مردم بخواهد کوچه و خیابانها را ترک نکنند. آقای خمینی این سومی را پسندید.
❊
سند
حال به خود سند[iv] بپردازیم که مربوط به نامه ای است که برژنسکی به کارتر نوشته است. در این نامه برژنسکی در باره ماموریت هایزر و چگونگی عملکرد او به کارتر اطلاع می دهد:
۱۳ ژانویه ۱۹۷۹
یادداشت برای رئیس جمهور
از دکتر برژینسکی
موضوع گزارش ژنرال هایزر
من یک کابل جالب از Huyser اضافه می کنم.
من معتقدم که او دستورالعملهای خود را به درستی دنبال میکند، هر چند من از فهرست دولتهای مطلوب او که با رنگ قرمز مشخص شده است، ناراحت هستم، من معتقد نیستم که ما بتوانیم از سراشیبی لغزنده یک دولت غیرنظامی و به دنبال آن، دولت دیگری تا حدودی بیشتر به سمت چپ، پایین برویم. نیروهای مسلح روحیه خود را از دست خواهند داد و دیگر اهرمی نخواهیم داشت.
اگر بختیار شکست بخورد، باید یک انتخاب قاطع داشته باشیم و خواست «C» هایزر باید با حمایت آمریکا اجرا شود [توضیح انقلاب اسلامی: همانطور که در نامه هایز می خوانید خواست «C» اجرای کودتا بود]. من معتقدم که با دستور اصلی شما مطابقت دارد و با اجازه شما می خواهم آن اصلاحیه را به ژنرال هایزر ابلاغ کنم. مهم این است که او و همکاران ایرانی اش، هیچ توهمی در مورد آنچه که ممکن است در صورت تزلزل بختیار انجام شود، نداشته باشند.
دقیقاً به این دلیل که هیچ کس خواهان کودتای نظامی نیست، برای ارتش ایران مهم است که از بختیار حمایت کامل کند و درگیر یک بازی سیاسی از هم گسیخته نشود.
–
به ضمیمه سندی که در بالا خواندید، گزارش فوق سری هایزر به هارولد بروان و ژنرال دیوید جونز، موجود است که به روشنی فهرستی از مطلوبترین دولت برای آمریکا تا بدترین آنها را می آورد.
کابل Eyes Only (فقط برای رویت) از هایزر به هارولد براون و ژنرال دیوید جونز
تاریخ ژانویه ۱۹۷۹(روز دقیق کابل مشخص نیست –۱۲ یا ۱۳ ژانویه ۱۹۷۹)
فوق سری
۱ – این مکمل تماس تلفنی ما در ۱۲ ژانویه ۷۹ است. ابتدا برای روشن شدن برخی از نکات و اطلاعات تکمیلی دوم که در طول شب و امروز صبح به دست آمده است.
۲ – من می خواهم موضع خود را در رابطه با خمینی روشن کنم. جدیت گرفتن برخی از همکاریها از هر نوع از سوی خمینی، در بین همه وظایف رهبران نظامی ایران، بالاترین اولویت را دارد. آنها بر این عقیده هستند که دولت بختیار، بدون این عامل، نمی تواند پیشرفت کند. من با این دیدگاه ها موافق هستم زیرا بالاترین اولویت را دارد. آنها همچنین دارای یک نظر متفق القول هستند که بازگشت خمینی به کشور فاجعهبار خواهد بود. من با اینکه متمایل هستم اما نحوه انجام مذاکرات با خمینی خارج از صلاحیت و درجه وظایف من است، اما آنها را فوری می دانم.
۳ -در مکالمه من با SEC BROWN در شب ۱۱ ژانویه ۷۹ به نظر می رسید در ذهن شما، تردیدهایی در مورد درک من از خط مشی سیاست امریکا و دستورالعمل های من وجود دارد. من معتقدم که کاملاً متوجه شدهام و آنها را به دقت عمل میکنم و بطور خلاصه در زیر میآورم.
الف- برای مردم ایران و برای آمریکا، داشتن یک دولت قوی و باثبات و دوستانه برای ما حیاتی است.
ب- ارتش ایران تا کنون رئیس جمهور ما را عمیقاً تحت تأثیر قرار داده است.
ج- ما معتقدیم که بیشترین منافع همه می تواند توسط یک دولت مدنی و باثبات قوی محقق شود.
د- یک دولت غیرنظامی باید از حمایت کامل نظامی برخوردار باشد. این پشتیبانی تنها در صورتی میتواند به دست آید که رهبران نظامی به مشاغل خود پایبند باشند، خدمات نظامی باید دست نخورده باقی بمانند و مانند یک سرباز کار کنند. ما از رئیس جمهور به پایین به شدت پشت سر آنها خواهیم ماند.
تنها سادهنویسی که ارائه کردهام و آن را در داخل دستورالعمل زیر در نظر میگیرم:
الف- همه برنامهها باید بر اساس حداقل خونریزی باشد؛
ب- من به آنها گفتهام که اگر میخواهند حمایت کامل ما را در راههای دیگر جلب کنند، ابتدا باید تمام تلاش خود را برای تضمین موفقیت دولت بختیار به کار گیرند. من از این موضوع استفاده می کنم تا فقط یک کودتای نظامی را در نظر نگیرند.
من به آنها گفته ام که کودتای نظامی را کاملاً آخرین راه حل می دانم. من به آنها توضیح داده ام که مراحل قبل از آن وجود دارد، بنابراین آنها میتوانند درک کنند که من آن را به یک رویکرد سه مرحلهای برای آینده فوری تبدیل کردهام.
گام اول – بختیار ممکن است تحت برخی از رویههای عادی حاکم موفق شود.
گام دوم، در صورت عدم موفقیت، بختیار میتواند از نظامیان در درجات مختلف استفاده کند. او میتواند حکومت نظامی سختی داشته باشد یا میتواند به نظامیان دستور دهد که کنترل امکاناتی مانند قدرت، نفت و غیره را در دست بگیرند.
گام سوم – فقط در صورتی که همه چیز با شکست مواجه شود، تسلط نظامی را در نظر بگیرید
۴ – من در این زمینه متخصص نیستم، اما شما خواهید دانست که ذهن من چگونه کار می کند، در اینجا نظرات من در مورد انواع دولتهای مورد نظر است. فهرستی از بهترین در شرایط فعلی تا بدترین
A- دولت موفق بختیار؛
B بختیار برای یک دوره چند ماهه با موفقیت عمل میکند اما شکست میخورد. یک حکومت غیرنظامی (شاه خارج از کشور است) که برای خمینی و جناح اش قابل قبولتر است دیگر منصوب میشود. این جایگزین می تواند تحت شرایط خاصی تکرار شود؛
C- کودتای نظامی؛
D – حکومت خمینی – جمهوری اسلامی،
E – یک دولت کمونیستی
۵ – همانطور که می دانید من تا پاسی از شب گذشته با ژنرال طوفانیان ملاقات کردم، امروز صبح با ژنرال ربیعی ملاقات کردم. هر دو به شدت مرا تحت فشار قرار دادند که لحظهای بعد از آنکه شاه اینجا را ترک میکند، یک نظامی تسلط پیدا کند. آنها دلیل نامشخص بودن از آنچه برای نیروهای نظامی در هنگام خروج شاه اتفاق خواهد افتد، را بیان میکنند. آنها فکر نمیکنند بختیار موفق شود و پس از آن، توانایی نظامی برای تصاحب قدرت را نخواهند داشت. من معتقدم که هر کدام دلایل خود را دارند. این نظر من در مورد این است که چرا آنها فشار میآورند. ژنرال طوفانیان بین افکار شخصی و فداکاری به کشورش دویده است. او در فهرستی است که دولت برای محاکمه آنها به دلیل فساد اداری دارد و بسیار نگران آینده خویش است. او همچنین گفت که او اطلاعاتی در سر دارد که اگر استخراج شود برای غرب خطرناک است. او همچنین نگران آینده ایران است. ژنرال ربیعی به شدت به شاه وفادار است. بنابراین هر چه به خروج شاه نزدیک تر میشویم، وی متزلزلتر میشود و او، از دست دادن پرسنل نظامی هنگام خروج شاه را پیش بینی میکند.
ژنرال طوفانیان نیز به سختی مرا تحت فشار قرار داده است تا قبل از رفتن شاه، با خروجش موافقت کنم. من به او گفتهام که این تصمیم اوست، اما من رفتن او را به نفع کشورش نمیدانم.
۶ – من تمام تلاشم را انجام خواهم داد تا آنها را با ثبات نگه دارم. در کشور از بختیار حمایت کامل کنید و به کودتای نظامی نپرید.
با نزدیک شدن به خروج شاه و هنگامی که او می رود، ممکن است دیگر به ما گوش ندهند. امیدوارم این اتفاق نیفتد.
۷ – هنوز تظاهرات وجود دارد اما خشونتآمیز نیست، ویرانگر نیست. من در واقع میدانم دستورالعملهایی که در مسجد میگیرند برای تظاهرات است اما منظم و نه مخرب. یک تظاهرات سالانه بزرگ در ۱۹ ژانویه ۷۹ برنامهریزی شده است، به ما اطلاع داده شده است که به آنها دستور داده میشود تا آن را صلحآمیز برقرار کنند.
۸ – با به روز رسانی، با بهترین آرزوها، امشب دوباره تماس خواهم گرفت.
–
در پایان یاد آور میشود که ژنرال هایزر در کتابش «ماموریب به ایران» در باره حداقل میزان کشتهها در صورت مقابله با انقلاب، چنین نوشته است: «وزیر دفاع از امکان کودتا در صورت ناکامی دولت بختیار پرسید. رئیس جمهوری میخواست خون ریزی در حداقل، باشد. من با خواست رئیس جمهور کاملا موافق بودم. اما حداقل کدام بود؟ ۵ تا ۱۰ هزار کشته. در آن روز بهایی بود که باید برای جلوگیری از کشته شدن یک میلیون نفر دیرتر، پرداخت میشد…»
در این نوشته تنها به مسئله ماموریت هایزر پرداخته شد و البته روایت تحریف شده افراد رژیم سابق در باره اتفاقات ماههای آخر رژیم سابق، بسیار است و جلسه سران غرب در گوادلوپ نیز یکی از آنها میباشد.
بیشتر از رسانههای ملیِ همگانی بهمثابه شاخه چهارم دولت ❊سایت شخصی علی صدارت❊ کشف کنید
برای دریافت آخرین پستها به ایمیل خود مشترک شوید
