صدارت- لائیسیته، کلاس اول! رفع ابهام در صورتِ مساله، و در مفاهیمِ اصلیِ ابتدایی پیش از آغاز گفتگو!

علی  صدارت: لائیسیته، کلاس اول! رفع ابهام در صورتِ مساله، و در مفاهیمِ اصلیِ ابتدایی پیش از آغاز گفتگو!

دولت «دینی» را ما ایرانیان نزدیک به نیم قرن تجربه کرده‌ایم.

در این مدت، دین‌ستیزی و به‌خصوص اسلام‌ستیزی، در دنیا قوت بیشتری گرفته است. در چنین حالتی، مردم باورمند، به خاطر باورهایشان، از هر سو تحت فشارهای فراوان قرار می‌گیرند. این فشارها منحصر به خارج از ایران نیست و در داخل کشور هم فراوان دیده می‌شود. فشارهایی که منجر به بحران هویت با درجات مختلف، به‌خصوص در جوان‌ها می‌شود. 

از سوی دیگر، به برخی باورمندان قبولانده شده که با فروپاشی رژیم ولایت فقیه و رفتن «جمهوری اسلامی» دین و ایمان هم از ایران خواهد رفت! در تصور بسیاری، لائیسیته به عنوان دین‌ستیزی نقش بسته شده است. این تصویر نادرست، به «اپوزیسیون» منحصر نمی‌شود، و بسیاری از باورمندان نیز به همین شکل می‌اندیشند. متاسفانه نزد بسیاری از ایرانیان، مقولهٌ ارتباط باورهای دینی و دنیوی، با قدرت، از مطالعهٌ عمیقی برخوردار نبوده، و برخی هم خرافات را به‌جای علم نشانده‌اند! تاسف بیشتر این است که این پدیده در کسانی که خود را «اپوزیسیون لایک» می‌دانند بسیار بیشتر مشهود است!

با مشاهدهُ وقایع اخیر در منطقه، اهمیت جدایی و استقلال دولت از عقاید دینی و دنیوی، بیش از پیش نمایان است.

قدرت‌ها برای ادامهٌ سلطه‌گری، مجبور هستند در جوامع «خلق رضایت» بکنند. عقاید دینی، وسیلهٌ مهمی برای این منظور هستند. برای سلطه‌سالاری، استفاده از عقاید دینی بسیار راحت‌تر است، تا عقاید دنیوی. دیگر اینکه ساخت و پرداخت خرافات در باورهای «دینی» بسیار ساده‌تر است، تا در باورهای دنیوی.

باورهایی چون «قوم برگزیده» و «سرزمین موعود»‌ و «عمالقه» و «داهیه» «هانیبال» و «مسعده»‌ و «سامسون» و «عمالیق» وتبعات فاجعه‌آمیزی را در مقابل دیدگان دنیا، از تئوری به عمل درآورده است، که از جمله در این مقاله به آن پرداخته شده است:

ابهام در لائیسیته و پی‌آمدهای خطرناک عدم جدایی نهاد دین از دولت در سالگرد ۷ اکتبر۲۰۲۳ 

https://alisedarat.com/2024/10/06/13658/ 

متاسفانه عده‌ای هستند که در دین‌ستیزی، از هیچ هجو و مهمل پوچی فروگذار نمی‌کنند. فاجعه آن‌گاه مشاهده می‌شود که اسلام‌ستیزی را منحصر به اسلام و ایران کرده‌اند و رژیم تئولژیک اسرائیل را دموکراتیک می‌دانند و برای نتانیاهو، فرش قرمز پهن می‌کنند تا دوباره به میهن ما تجاوز کند.

از جمله با این دلایل، برای ملتی چون ایرانیان، ورود در مبحث لائیسیته بسیار مهم است.

مدتی پیش (۷ جون ۲۰۲۵)، با مشاهدهٌ ورود مجدد ابهامی دیگر به بحث لائیسیته، مقاله‌ای منتشر شد که با توجه به مباحثاتی را که این روزها شاهد آنها بوده‌ام، لازم می‌بینم با ویراستاری مختصری آن‌را در همین سایت نیز منتشر کنم:

لائیسیته، کلاس اول! رفع ابهام در صورتِ مساله، و در مفاهیمِ اصلیِ ابتدایی پیش از آغاز گفتگو! علی صدارت

Saturday, Jun 7, 2025

در کلاس اول لائیسیته، رفع ابهام در مفاهیمِ اصلیِ ابتدایی در رابطه با این مقوله، نه فقط برای آغاز گفتگو، بلکه پیش از آغاز گفتگو لازم است. جهت شروع کار برای ابهام‌زدایی از لائیسیته، بسیار ضروری است که ابتدا مفاهیم واژههای ذیل، در ذهن کاملا مشخص باشد. 

در غیر این صورت، لائیسیته به «دینِ لائیسیتهمبدل می‌گردد و یگ رژیم تئولژیک دیگری را، با پوشش و ظاهرِ ضدِ تئولژیک بودن،  جایگزین رژیم تئولژیک فعلی می‌کند. 

در این زمان هم سخت‌سران «دینِ لائیسیته»، علی‌رغم این‌که قدرتِ دولت را در دست ندارند، از هر فرصتی استفاده می‌کنند تا چماق «لائیسیته» را بر فرق دگراندیشان فرود بیاورند. در صورتی‌که حقیقت این است که لائیسیته، هر گونه دین‌ستیزی را نفی می‌کند.

در مورد لائیسیته، این مفاهیم بکار رفته است:

جدایی کلیسا از دولت (ترجمهُ عبارتِ معروفِ separation of church and state)

جدایی مسجد از دولت

جدایی دین از دولت

جدایی دین از حکومت

جدایی دین از سیایت

اغلب دیده می‌شود یک فرد (در رسانه‌های پرمخاطب، این افراد در بسیاری مواقع به عنوان «کارشناس» یا «استاد دانشگاه» یا «متخصص» و یامعرفی می‌شوند!)، در یک مقاله و یا یک سخنرانی و یا یک مصاحبه، همهُ این مفاهیم برای تعریف لائیسیته و یا «سکولاریزم» را به طور جابه‌جایی به‌کار می‌برد، پنداری همه یک مفهوم را می‌رسانند!

پس ابتدا باید معنی چند واژه را مشخص نمود. بدین ترتیب با شفاف‌گردانی، می‌توان به اتفاق نظر و هم‌فکری رسید:

۱سیاست

سیاست را از دو زاویه‌ی نگرشِ متفاوت می‌توان معنی کرد.

اول:

 از زاویه‌ی نگرشِ اصالت قدرت، سیاست به معنای راه و روش رسیدن به قدرت، ماندن در قدرت، و پیشبرد منویات قدرت است.

دوم:

 از زاویه‌ی نگرشِ اصالت حق و حقوق، سیاست به معنای تدبیر امور است، تدبیر امور فردی، و تدبیر امور جمعی، و تدبیر امور ملی. 

در هر دو صورت، سیاست هر فرد و هر گروهی، از عقیده‌ها (عقیده‌های دینی و یا عقیده‌های دنیوی) و باورهایی که در پندارِ آن  فرد و گروه هست، سرچشمه می‌گیرد. کردار و گفتار و نوشتار هر فردی، از پندار وی سرچشمه می‌گیرد. پندار هر فرد و هر گروهی، بر اساس عقیده‌های دینی و دنیوی شکل می‌گیرد. هیچ فردی نمی‌تواند بدون عقیده‌های دینی و یا دنیوی باشند. محالِ ممکن که این عقیده‌های دینی و دنیوی در امور روزمرهُ هر فردی، تاثیر نداشته باشند. حال آن فرد، می‌تواند یک کارمند، کارگر، دانشجو، خانه‌دار، معلم، طبیب، و یا هر شغل دیگری باشد. هم مشاغل غیرِدولتی، و هم مشاغل دولتی. یک انسان در مقام یک رئیس جمهور و وزیر و وکیل، نمی‌تواند عقیده‌های دینی و یا عقیده‌های دنیوی خود را در جایی به امانت بگذارد، و بعد به محل کار خود برود! منتهی یک قانون اساسی لائیک و مبتنی بر پنج دسته حقوق، همهُ افراد را ملزم به خودداری از تبعیض، علیه کسانی که به عقیده‌های دینی و یا عقیده‌های دنیوی او باور ندارند، می‌کند. آنچه که در تمام افراد با هر شغلی مشترک است، حقوق هستند، چرا که حقوق همه‌مکانی، و همه‌زمانی، و همه‌کسانی هستند، بدون هیچ تبعیضی (از جمله و به‌خصوص تبعیض‌ها بر اساس عقاید دینی و عقاید دنیوی) سه اصل بنیادین اعلامیه جهانی لائیسیته هم عبارتند از:

الفتکیه بر حقوق

بتفکیک دولت (state) از نهادهای دینی

جنفی تبعیض

برخی گفته‌اند «لائیسیته یعنی جدایی دین از سیاست» این افراد، این واقعیتِ عیان را نمی‌بینند که یک حکم غیرِممکن صادر کرده‌اند. رژیمِ پلیسیِ تفتیشِ عقایدی که بر اساس این حکم، لازم است ساخته شود، لاجرم نیازمند ممیزی و تبعیض، و در نتیجه نیازمند سرکوب و خفقان و خشونت‌گستری می‌گردد. یعنی یک رژیم تئولژیک دیگر، آن هم با اسم و عنوان «لائیسیته»!

۲دولت

دولت به معنای مجموعه‌ی آن‌چه که در این زمان به «قوای سه‌گانه» معروف است. اگر به جملهُ معروف separation of church and state مراجعه کنیم، دولت به معنی سه قوه به‌کار برده شده است. ولی برای بعد از فروپاشی فیزیکی رژیم ولایت فقیه، «قانون اساسی پیشنهادی بر اساس حقوق پنج گانه»، ارائه شده. این قانونِ اساسیِ پیشنهادی، لائیک است و دارای چهار شاخه است: شاخه‌ی مجریه (حکومت)، و شاخه‌ی مقننه، و شاخه‌ی قضاییه، و همچنین شاخه‌ی چهارم یعنی شاخه‌ی «رسانه‌های ملیِ همگانی به‌مثابه شاخه چهارم دولت» 

 https://alisedarat.com/2021/03/21/7612/ 

توضیح لازم:

با توجه به تمرکز قدرت در رژیم ولایت مطلقه‌ی پهلوی و نیز در رژیم ولایت مطلقه‌ی فقیه، خط فاصل پررنگی بین مفاهیم «دولت» و «حکومت» وجود نداشته است. شاه و فقیه از یک جنس، و «مصدر بیم و امید» بوده و «بر جان و مال و ناموس مردم بسط ید» داشته و دارند! در این دوران «دولت» به قوه‌ی مجریه اطلاق می‌گردد، و مثلا گفته می‌شود «دولت پزشکیان»! در حالی‌که برای کل رژیمِ دربرگیرنده‌ی همه‌ی قوه‌ها، یعنی «جمهوری اسلامی ایران» ، واژه‌ی «حکومت» استفاده می‌شود: «حکومتِ جمهوری اسلامی ایران».

ولی از قدیم گفته می‌شد: «حکومت دکتر مصدق»، در «دولت شاهنشاهی ایران»

همچنین در ساعت ۶ صبح روز ۱۷ شهریور ۱۳۵۷ «اعلامیه شماره ۱ فرماندار حکومت نظامی تهران دولت شاهنشاهی ایران، ارتشبد غلامعلی اویسی» از رادیو منتشر شد.

دو مثال فوق، از جمله یادآوری‌های نویسنده برای تعاریف فوق برای واژه‌های مربوطه بوده است.

اصرار و پافشاری در مورد تعریف واقعی «حکومت» و «دولت» را در این زمان کاملا بی‌مورد و اتلاف وقت می‌دانم. ولی این اهمیت را گوش‌زد می‌کنم که برای به‌کار برنده‌ این واژه‌ها و مخاطبان وی، باید یک مفهوم یکسان و روشن در ذهن نقش ببندد. چرا که برای مطرح کردن لائیسیته، این شفاف‌گردانی قدم اول است.

۳حکومت

حکومت به معنای شاخه‌ی مجریه، یکی از شاخه‌های دولت (state) است. 

۴لائیسیته 

لائیسیته، در یک کلام، به معنای باور به لزوم جدایی نهاد عقاید دینی و نهاد عقاید دنیوی از همه‌ی شاخه‌های دولت (یعنی مجموعه‌ی شاخه‌های مقننه، قضاییه، رسانه‌های ملیِ همگانی، و نیز حکومت یا همان شاخه‌ی مجریه) است. ولی با این تاکید که غیر ممکن است 

این تاکید بسیار مهم است که، در هر کشوری در هر نقطه‌ای از جهان، با هر فرهنگی و با هر دین و مذهبی، و یا با هر عقیدهُ دینی و یا هر عقیدهُ دنیوی و غیرِدینی، انسان‌هایی که در هر یک از شاخه‌های دولت، انتخاب و یا انتصاب می‌شوند را، در عالم واقع و عملا غیرِممکن است که بتوان قبل از شروع کار وی به عنوان یک پرسنل کشوری و یا لشکری، از هر گونه عقاید دینی و یا دنیوی، پاک کرد و سپس به او اجازه شروع کار را داد! تازه حتی اگر در عالم وهم و خیال هم بشود این غیرِممکن را ممکن کرد، باید یک مامور جلوی درب ورودی محل کار کارمندان کشوری و یا لشکری گمارد تا هر روز (یا بلکه هر ساعت!) اطمینان حاصل شود که پندار هر فردی، از دیروز تا امروز فرقی نکرده است و هنوز کاملا خالی از هرگونه عقیده‌های دینی و دنیوی است! حتی اندیشیدن در این وادی، غیرِممکن است که حال کدام فرد و چه مقام دیگری و چگونهمی‌تواند در هر لحظه‌ای از عمق عقاید دینی و دنیوی خود آن مامور جلوی درب ورودی با خبر شود و آن را ممیزی کند، و باز چگونه همین فرد و مقام را باید مورد تفتیش عقاید قرار داد و چه کسی را می‌توان یافت که خالی از عقاید دینی و دنیوی باشد، و باز چگونه 

اِعمال مقولهُ لائیسیته در رابطه با قانون اساسی و دولت مطرح است.

اِعمال مقولهُ لائیسیته به صورت دستوری و از بالا به پایین، بیشتر به اِعمال تبعیض و خشونت می‌انجامد، تا رفع آن‌ها از جامعه. 

اِعمال لائیسیته مربوط به افراد نیست، ولی باور به لائیسیته به هر یک از افراد هر جامعه‌ای مربوط می‌شود. هرچه تعداد افرادی که به لائیسیته باور دارند، در یک جامعه بیشتر باشد، قانونِ اساسی‌ای که در آن جامعه مطرح می‌شود و مورد بحث و تبادل نظر قرار می‌گیرد و به تصویب می‌رسد، از تبعیض‌ها دورتر می‌گردد و در نتیجهُ آن، خشونت‌زدایی در آن جامعه فراتر می‌رود.

هر مقدار این باور در تعداد بیشتری از ما مردم، و لایه‌های بیشتری از جامعه جاگیرتر و پاگیرتر شود، به همان مقدار از تبعیض و خشونت در جامعه (جامعهُ سیاسی و نیز جامعهُ مدنی) جلوگیری می‌شود، چرا که ضمانت اجرایی آن، حضور ما مردم در میدان ساختن سرنوشت‌های خوب و خوب‌تر برای خود است.

❊❊❊

از تولیدات گروه سایت (سایت علی صدارت: رسانه‌های ملیِ همگانی به مثابه شاخه چهارم دولت)

https://alisedarat.com/2025/09/19/14673/

قطره‌ای از اقیانوس‌های تلاش‌ها برای برپایی، و پویایی، و پیشبرد مردمسالاری

https://linktr.ee/sedarat

❊❊❊

❊❊❊❊❊

دو سند تنظیم شده بر اساس لائیسیته:

سند اساسی دوران گذار برای انتقال حاکمیت به ما مردم ایران (به عنوان یک قانونِ اساسی ِموقتِ  لائیک و غیرِایدئولوژیک):

ویژگی‌های نقشه راه در سه دوران:

۱دوران فعلی: از همین حالا تا زمان سقوط فیزیکی رژیم، و سپس 

۲دوران موقت انتقالی: بعد از سقوط فیزیکی رژیم، گردانندگی و تدبیر امور کشور با یک دولت موقتِ انتقالی با قانون اساسی موقت(یعنی همین سند) و انتخابات آزاد برای مجلس موسسان، بحث و تدوین و تصویب قانون اساسی غیرِ موقف، و بعد انتخابات آزاد برای انتخاب نمایندگان مردم در دولت غیرِموقت، قانون اساسی جدید، و بعد

۳دوران غیرِموقت: منحل شدن دولت موقت بلافاصله بعد از رسمی شدن دولت دائمی طبق قانون اساسی جدید.

https://alisedarat.com/2025/09/07/14617/

این سند متعلق به هیچ شخص و گروه خاصی نیست، و صاحب آن در واقع، همگیِ خودِ ما مردم ایران هستیم. در نتیجه، ضمانت اجرایی اصول این سند هم همگیِ خودِ ما مردم ایران هستیم. مردم‌سالاری را، فقط خودِ ما مردم می‌توانیم، و فقط خودِ ما مردم باید برقرار کنیم، نه قدرت‌ها!

https://alisedarat.com/2019/08/17/5108/

❊❊❊❊❊

قانون اساسی پیشنهادی بر اساس حقوق پنج‌گانه (لائیک، غیر ایدئولوژیک):

https://alisedarat.com/2019/06/23/4991/

❊❊❊❊❊

 

هموطن عزیزی در رابطه با این مقاله، پیامی فرستادند که آن را همرا با پاسخ در همین‌جا هم می‌آوریم:

سلام و سپاس به شما هموطن گرامی،

فرمودید: 

با درود 

پیچیده کردن مفاهیم  دستاوردی جز آشفتگی فکری به ویژه برای ایرانیانی که با این مفاهیم سروکار نداشته اند ندارد. زمانیکه مفهوم ساده سکولاریزم سیاسی هست چه نیازی به پیش کشیدن مفهوم پیچیده لائیسیته است ؟ 

سکولاریزم سیاسی به معنی عدم دخالت ادیان در قانون گذاری یک کشور است.  قوانین کشور را نباید رسما به شریعت هیچ دینی گره زد. این مفهوم برای هر کشوری بسنده است. در یک کشور سکولار  نه محدودیتی برای دین داران وجود دارد و نه  از ورود دینداران به سیاست بازداری میشود. تنها قانون بازی عدم ورود دین ها در قانون گذاری است.

عارضم:

پیچیده کردنی در مفاهیم نبوده است، اصلا! بسیار از باز خوردهای هموطنان نظر عکس شما را داشته‌اند. در تمام این نوشتار، ساده‌سازی انجام شده است.

ممکن است گفته شود ایرانیان با این واژه‌ها سروکار نداشته‌اند، ولی کمتر ملتی تجربه‌ای مانند ایرانیان در رابطه با درآمیختن قدرت با عقاید دینی و دنیوی داشته است. گرچه ممکن است گفته شود که این دو واژه در جامعه مدنی کمتر به‌کار می‌روند، ولی آشنایی عملی مردم به این مفاهیم، بسیار غنی است. مردم ایران، یک تئوری را عملا تجربه کرده‌اند، که بهتر از چندین جلد کتاب در این باره است.

لائیسیته اصلا مفهوم پیچیده‌ای نیست. خیلی هم ساده است. منتها ابهاماتی حول این مفهوم توسط متولیان امر تنیده شده که آن را ترسناک و پیچیده می‌نمایاند. در این نوشته هم (مانند سایر نوشته‌ها در این رابطه:  https://alisedarat.com/?s=لائیسیته ) تلاش بر ابهام‌زدایی بوده است. لائیسیته یک واقعه تاریخی است در زمانی که پاپ و کلیسا، ولایت مطلقه داشت بر جان و مال و ناموس مردم، که با انقلاب مسیحیی شاهد عصر روشنگری و از جمله لائیسیته شدیم. انقلاب مسیحیی دنیا را وارد مرحله‌ی جدیدی کرد.

در کشور ما هم ولایت مطلقه فقیه را دیده‌ایم، یعنی همان ابداعی که در دین اسلام شاهد آن بوده‌ایم، و تبعات آن‌را دیده‌ایم. ما هم با انقلاب اسلامی (که خمینی کاملا روشن و واضح با آن مخالفت، و بلکه دشمنی می‌ورزید)(۱) دنیا را وارد مرحله‌ی جدیدی کرده‌ایم. ولی هنوز در همان دورانی هستیم که اروپاییان در سال‌های اول انقلاب مسیحیی تجربه کردند. 

«سکولاریزم» را فقط در بعد سیاسی مطرح فرمودید. در این تعریف شما، جایی برای ابعاد اقتصادی، و فرهنگی، و اجتماعی، و احساسی-روانی پدیده‌های انسانی ملحوظ نفرموده‌اید. که به‌نظرم البته نیاز به گسترده‌تر کردن افق دید در آن زمینه‌ها هم هست.

کمبود دیگر تعریف شما برای «سکولاریزم سیاسی» این است که آن را فقط در «سکولاریزم سیاسی به معنی عدم دخالت ادیان در قانون گذاری یک کشور» خلاصه فرموده‌اید، یعنی فقط شاخهٌ مقننه. ولی به مساله رابطهٌ عقاید دینی و دنیوی با دولت، باید در هر چهار شاخهٌ آن اندیشید. فکر نمی‌کنم که قوانین «اسلامی» حاکم بر قوهٌ قضاییه، و یا قوهٌ مجریه، و یا حتی بر رسانه‌های دولتی، مورد تایید شما هموطن گرامی باشد.

در این مورد بهتر است از سکولاریزاسون سخن برد، آن‌چه که به عنوان یک روند طولانی در دنیوی شدن دین مشاهده کردیم، آن‌هم بیشتر در کشورهای انگلوساکسون که ولایت کلیسا بر دولت و ملت، به اندازه کشورههای تحت حاکمیت کلیسای کاتولیک نبود.

فروپاشی یا خودبراندازی رژیم به نظر بسیاری، نزدیک‌تر می‌شود. ما به زودی باید یک قانون اساسی جدید تدوین کنیم. یک قانون اساسی موقت برای دوره انتقالی(۲) و نیز یک قانون اساسی جدید دائمی(۳)

به نظرم بهتر است منتظر روند سکولاریزاسیون نباشیم و از همان اول جدایی و استقلال نهاد دین را از دولت، در قانون اساسی جا بیندازیم.

فرمودید:

قوانین کشور را نباید رسما به شریعت هیچ دینی گره زد.

عارضم:

شما به درستی گره نزدن قوانین را با « شریعت هیچ دینی» مطرح فرمودید. اشکال کار اینجاست که عقاید غیرِدینی و دنیوی هم نباید با قدرت دولت در‌امیخته شوند. باید از تکرار فاجعه دولت‌های ایدئولژیک شوروی و چین کمونیست در شرق، و نیز دولت‌های ایدئولژیک امریکا و بریتا نیا در غرب، در کشور خودمان جلوگیری کنیم. 

قانون اساسی باید از خالی از ایدئولژی و عقاید دینی و دنیوی، و پُر از حقوق باشد، حداقل پنج دسته حقوق(۳)

در انتهای نوشته شما، یک نگرانیِ به‌جا دیده می‌شود که فرمودید:

 در یک کشور سکولار  نه محدودیتی برای دین داران وجود دارد و نه  از ورود دینداران به سیاست بازداری میشود

عارضم:

لائیسیته به هیچ وجه به معنی دین‌ستیزی نیست. امروزه دین‌ستیزی، و به‌خصوص اسلام‌ستیزی، مد روز بازار «روشنفکری» شده است. شوربختانه دکانی است برای برخی «روشنفکرانی» که از باور به اصالت قدرت و زورپرستی، درجات بالاتری از خامنه‌ای و نتانیاهو و پهلوی و ترامپ و پوتین و… دارند!

متاسفانه عده‌ای از «اپوزیسیون» که در مقوله «لائیسیته» بسیار پرمدعا بوده‌اند، لائیسیته را به «دین لائیسیته» مبدل کرده‌اند، و می‌خواهند با چماق «لائیسیته» در کشوری تئولژیک با ایدئولژی «دین لائیسیته» بر سر دگراندیشان بکوبند! 

با تشکر

علی صدارت

(۱)

رهایی از انقلاب‌ستیزی، زمان رسیدن به سقوط فیزیکی رژیم را کوتاه‌تر می‌کند.

https://alisedarat.com/2025/02/11/12959/

خمینی می‌گفت:  «…خیال میکنند که حالایی که مثلاً انقلاب شده، باید اسلام هم انقلاب بشود…»

(۲)

سند اساسی دوران گذار، برای انتقال حاکمیت به ما مردم ایران

https://alisedarat.com/2025/09/07/14617/ 

(۳)

قانون اساسی پیشنهادی بر اساس حقوق پنج گانه، بهمراه سند حقوقی دوران گذار

https://alisedarat.com/2019/06/23/4991/

❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊

قدرت‌ها، برای ادامه سلطه‌سالاری، نیازمند تجاوز به حقوق و اِعمال انواع خشونت‌های سیاسی، و فرهنگی، و اقتصادی، و اجتماعی، و احساسی-روانی، و نیز خشونت‌های فیزیکی و انواع جنگ‌ها هستند. مادرِ همه جنگ‌ها، جنگ روانی  است! نکته مهم این است که جنگ روانی، این مادر همه‌ی جنگ‌ها،  نه فقط تنها جنگی است که ما مردم، به‌راحتی توانایی و دانش و وسایل دفاع پیروزمندانه از خود را دارا هستیم، بلکه حتی این توانایی را دارا هستیم که اصلا از شروع آن همه‌ی جنگ‌ها جلوگیری کنیم، هر کدام از ما به سهم خود و به نوبه خود.

❊❊❊

مردمسالاری یک فرهنگ است و هر کدام از همه‌ی ما مردم، باید، باید برای استقرار و استمرار و پیشبرد مردم‌سالاری تلاش کنیم. هر کدام از همه‌ی ما مردم، باید، باید به سهم خود و به نوبه خود، کاری انجام دهیم، هر چقدر هم آن کار در ظاهر به نظر کوچک بیاید.

«مردم» باید یک کاری بکنند! چه باید کرد؟

https://alisedarat.com/1397/08/06/4317/

❊❊

لائیسیته، کلاس اول! رفع ابهام در صورتِ مساله، و در مفاهیمِ اصلیِ ابتدایی پیش از آغاز گفتگو! علی صدارت

Saturday, Jun 7, 2025

https://news.gooya.com/2025/06/post-98639.php 

❊❊❊❊❊

جنگ روانی مادرِ همه‌ی جنگ‌ها است، ولی تنها جنگی است که در آن، هر کدام از همه ما مردم (هر کدام از ما به سهم خود و به نوبه خود) توانایی و دانش و وسایل دفاع پیروزمندانه از خود را داریم.

❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊

آدرس مطلب در سایت (سایت علی صدارت : رسانه‌های ملیِ همگانی به مثابه شاخه چهارم دولت) را در ذیل آورده‌ایم:

https://alisedarat.com/2025/09/19/14673/

 

راههای تماس و ارتباط با ما:

برای دسترسی به سایر تولیدات ما، و سایر رسانه‌های ما، و نیز راههای تماس و ارتباط با ما، لطفا تصویر ذیل را با موبایل خود اسکن کنید، و یا به لینک زیر مراجعه فرمایید:

https://linktr.ee/sedarat

 

برای دسترسی به سایر تولیدات ما، و سایر رسانه‌های ما، و نیز راههای تماس و ارتباط با ما، لطفا تصویر فوق را با موبایل خود اسکن کنید، و یا به لینک زیر مراجعه فرمایید:
https://linktr.ee/sedarat


بیشتر از رسانه‌های ملیِ همگانی به‌مثابه شاخه‌ چهارم دولت ❊سایت شخصی علی صدارت❊ کشف کنید

برای دریافت آخرین پست‌ها به ایمیل خود مشترک شوید

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.

پیمایش به بالا

بیشتر از رسانه‌های ملیِ همگانی به‌مثابه شاخه‌ چهارم دولت ❊سایت شخصی علی صدارت❊ کشف کنید

برای ادامه خواندن و دسترسی به آرشیو کامل، اکنون مشترک شوید.

ادامه مطلب