آوریل 24, 2026

نفی خشونت، گره به اسلحه، خشونت‌زدایی

صدارت- خشونت‌مداری یا حقوق‌مداری؟ کدام راه به مردمسالاری می‌رسد؟

عبور از بحران‌های فعلی مستلزم یک تحول فکری در فضای سیاسی است: گذار از «قدرت‌مداری» به «حق‌مداری»….
…نقطه آغازین این بحث، محکومیت صریح هرگونه عمل خشونت‌آمیز در فضای سیاسی است. خشونت به هر شکلی و علیه هر کسی، چه در جایگاه قدرت باشد و چه دز اپوزیسیون، محکوم است. خشونت تنها به برخوردهای فیزیکی محدود نمی‌شود؛ بلکه خشونت کلامی در رسانه‌ها، توهین به باورها و مقدسات مخالفان و تهدید فیزیکی، همگی مصادیقی از یک چرخه مخرب هستند که مانع از استقرار و استمرار و پیشبرد مردم‌سالاری می‌شوند. خشونت و خشونت‌گستری، نه تنها سودی ندارد، بلکه نتایج عکس به بار آورده و اجازه می‌دهند افراد با ایفای نقش «قربانی»، افکار عمومی را از مسائل اصلی منحرف کنند.
وابستگی، خود یک خشونت است، یک تجاوز به حقوق است، تجاوز به حق استقلال!
وابستکی محکوم است!
وابستگان محکوم هستند!
تنها راه رهایی از وضعیت موجود، خشونت‌زدایی و حقوق‌مداری، به‌خصوص احقاق حقِ استقلال! استقلال از قدرت‌ها و تکیه بر توان ملی است!…
…یکی از موضوعات کلیدی، برای ساختار سیاسی آینده ایران، بازتعریف جایگاه رسانه‌ها است. با توجه به نقش حیاتی رسانه‌ها و افکار عمومی، شایسته است در قانون اساسی آینده، رسانه‌های ملی به عنوان «شاخه چهارم دولت» (در کنار قوه‌های مجریه، مقننه و قضاییه) تعریف شوند تا بتوانند جایگاه لازم در تمدن قرن ۲۱ را پیدا کنند. تفاوت بنیادین این الگو با دموکراسی‌های فعلی در این است که گردانندگان رسانه‌هایی که با بودجه ملی اداره می‌شوند، نباید منصوبِ قوای دیگر باشند؛ بلکه باید مستقیما توسط مردم و برای دوره‌ای محدود انتخاب شوند تا مستقیماً به جامعه پاسخگو بوده و از انحصار قدرت خارج گردند…
…احقاق حقوق استقلال و آزادی، بدون تکیه بر افکار عمومی و درآمیختن افکار با همدیگر، غیرِ ممکن است، و این خود بدون استفاده بهینه از رسانه‌ها غیرِ ممکن!

صدارت- خشونت‌مداری یا حقوق‌مداری؟ کدام راه به مردمسالاری می‌رسد؟ بیشتر بخوانید »

صدارت- «توازن قوا» یا «عدم توازن ضعف‌ها» با افزایش تبعیض‌ها

نقش ژئوپلیتیک، استراتژیک، نظامی، و…، و اقتصادیِ تنگه هرمز، دیگر از حدس و تثوری و تخمین عبور کرده، و واقعیت‌هایی در اثر ایستادگی و پیروزی ایرانیان در مقابل دو «ابرقدرت» منطقه و دنیا، در عمل نمایان شدند!
ادامهٌ درگیری‌ها منجر به برملا شدن ضعف و ناتوانایی‌ها «ابرقدرت‌ها»، و نمایش توانایی‌های ایران کردیده است.
کشورهای منطقه که با عدم اعتماد به نفس ملی، برای حفظ امنیت خویش، دست تمنا به سوی دو «ابرقدرت» منطقه و دنیا درازز کرده بودند، نتایج خطای فاجعه‌آمیز خود را در «توازن قوا» دیدند! بیشتر از حاکمان بر این کشورها، مردم منطقه دیدند که در «توازن قوا»، نه توازنی موجود است، و نزد قدرت‌های داخلی و خارجی، نه قوه و قوای ادعایی!…
…استقلال یک حق ذاتی است. حاکمیت مطلق بر منابع و قلمرو ملی، از جمله تنگه هرمز، راه موثری است که می‌تواند اسلحه را در دست قدرت‌های سلطه‌گر بی‌اثر کند و آن‌ها را از تروریسم اقتصادی بازدارد، خشونت‌هایی که نزدیک به نیم قرن بر ایران و ایرانیان اِعمل کرده‌اند! بدین ترتیب است که می‌توان امنیت پایدار را به منطقه بازگرداند. 

صدارت- «توازن قوا» یا «عدم توازن ضعف‌ها» با افزایش تبعیض‌ها بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا