می 2026

صدارت- وژدان احساسى-روانی، كانون تاثير و تاثر ساير وژدانها، و قلمروهاى سياسى، و اجتماعى، و فرهنكى، و اقتصادى، و به مثابه تعقل و تفكر، تن و وطن است. وجدان=معربِ وژدان

صدارت-دور میز مذاکرات چه خبر است؟ اگر مسئولیت مذاکرات با تو بود، چه می‌کردی؟نیاز به تغییر پارادایم.

…فوق‌العاد جالب و بسیار عجیب است که اکنون احساسی را که «پنحاه‌وهفتی‌ها» در سال‌های انقلاب نسبت به محمدرضا پهلوی داشتند را در این زمان، و بعد از گذشت ۴۷ سال، نسبت به رضا پهلوی شاهد هستیم، آن هم در جوانانی که زندگی در «عصر طلایی پهلوی» و «کشور شاهنشاهی گل و بلبل» را در تجربه شخصی خود ندارند!
تا این زمان به علت مقاومت ایرانیان، ایران در مذاکرات دست بالا را دارد. ولی آیا رژیم ایران، باز این بحران را هم با باج‌دهی و تسلیم و شکست به پایان خواهد رساند؟ آیا جام زهر دیگری در انتظار مردم است؟ آیا اندیشهٌ راهنمای حاکم بر مذاکره‌کنندگان ایرانی سلطه‌سالاری است (به این معنا که فقط در گزینه ممکن است! یا باید سلطه‌گر باشی، و یا باید سلطه‌پذیر و سلطه‌بر!)؟…
…مصدق و بنی‌صدر و پهلوی و خمینی و خامنه‌ای و پرویز ثابتی و خلخالی و لاجوردی و…  چه کارها کردند و چه کارها نکردند که آن انسان‌ها شدند؟ من الان چه بکنم و چه نکنم که اگر خود در زمان و مکان مناسب قرار بگیرم، کدامیک از این انسان‌ها خواهم شد؟ اگر هم زندگی معمول خود را ادامه دهم و در آن  زمان و مکان مناسب قرار نگیرم، کدام روش زندگی منجر به خوش‌وقتی و خوش‌بختی خود و خانوده و بستگانم، و نیز دیگران خواهد شد؟…
مشارکت در ساختن سرنوشت‌های خوب و خوب‌تر، به نوعی عضویت در ’دولت موازی‘ است، که مدتهاست در جامعه سیاسی، و مشخصا در حزب اپوزیسیون حکومت وقت موجود است. ولی منظور از مطرح کردن این مطلب برای ایرانیان، بیشتر از جامعه سیاسی، عضویت در ’دولت موازی‘ در جامعه مدنی ایرانیان است. به این معنا که، هر کدام از ما، به سهم خود و به نوبه خود و در حد توان خود، از رویدادها و سیاست‌های دولت، خود را باخبر و آگاه نگاه می‌داریم (احقاقِ حقِ آگاهی‌یابی)، آن‌ها را مورد بررسی و نقد قرار می‌دهیم، با دیگران به اشتراک می‌گذاریم (احقاقِ حقِ آگاهی‌رسانی) و بدون تکیه بر قدرت‌های داخلی و خارجی و کاملا آزادانه و مستقلانه (احقاقِ حقِ آزادی و استقلال) و با روش‌های خشونت‌زدا (احقاقِ حقِ صلح) مطالبات خود را در خیابان‌های مجازی و حقیقی مطرح می‌کنیم!
برای غنای وژدان عمومی، به خود یادآور می‌شوم که قدرت‌ها همیشه لازم دارند هر چه تعداد بیشتری از ما مردم را از جنس خود بکنند. کوشش پیوسته‌ای لازم است که من و ما مردم، مقاومت کنیم، و خود از جنس قدرت‌ها نشویم! لازمهٌ این مهم، شناخت حقوق و آگاهی از آن‌ها، تلاش برای احقاقِ حقوق، نفی هرگونه تبعیض است! 
تبعیض و سلطه، لازم و ملزوم یکدیگر هستند! و این دو بدون خشونت نمی‌شود! سلطه‌سالاری چیست؟ آیا باید مورد نفی قرار بگیرد؟ یا مورد تایید؟
آیا هدف، وسیله و روش را توجیه می‌کند؟ 
آیا زندانی کردن خود در زندان «انتخاب» بین بد و بدتر، و پذیرش بد از ترس بدتر نتایج مثبتی داشته است؟
آیا باز هم برای فرار از بدتر(خامنه‌ای)، بد(پهلوی) را انتخاب می‌کنیم؟ نتیجهٌ این زندانی کردن خود در زندان بد و بدتر در سال ۱۴۰۱-۱۴۰۲ و در سال ۱۴۰۴چه بوده است؟ آیا بدون ’انتخاب‘ پهلوی و ابراز تمایل و پشتیبانی از دخالت قدرت‌ها و فرقهٌ ولایت پهلوی، اصلا امکان داشت رژیم اسرائیل و امریکا به میهن ما تجاوز کنند، و تازه کشورهای منطقه که بدون همراهی آن‌ها این تجاوز امکان نداشت، از ایرانیان طلبکار هم باشند؟
بررسی این تکه‌ها و جزئیات پارادایم، و تغییر آن‌ها است که تصمیم‌های ما را در سطح یک فرد، و در سطح ملی تعیین می‌کند! جنبش‌های مطالبات بر حق ایران، به شهریور ۱۴۰۱ و دی‌ماه ۱۴۰۴ منحصر نیست و با آنها به اتمام نرسید! جنبش بعدی کی و چه خواهد بود و با درس عبرت از تجربیات اخیر، آیا باز هم عده‌ای دست به دامان قدرت‌ها خواهند شد تا آن جنبش را هم خنثی و طول زمان رسیدن به سقوط فیزیکی رژیم را طولانی‌تر کنند؟
آیا من، آیا ما، باید منفعلانه در مقابل قدرت داخلی و تجاوزها به حقوق ساکت بنشینیم؟ آیا واقعا از دست من، ما، کاری بر نمی‌آید و باید همیشه برای کمک از قدرت‌ها کاسهٌ گدایی را دور دنیا بچرخانیم، و برای یک ’دخالت بشردوستانه‘ دیگر، از جنایت‌کاران علیه بشریت به دریوزگی بیفتیم؟ کدامیک از ’دخالت‌های بشردوستانه‘ رژیم اسرائیل و امریکا تجاوزهای آشکار به حقوق دیگران نبوده است؟…….

صدارت-دور میز مذاکرات چه خبر است؟ اگر مسئولیت مذاکرات با تو بود، چه می‌کردی؟نیاز به تغییر پارادایم. بیشتر بخوانید »

چو ایران نباشد تن من مباد- انقلاب، مبارزه، استقامت، همبستگی

صدارت- خاموشی جنبش۱۴۰۱، کشتار دی۱۴۰۴، تجاوزهای نظامی۱۴۰۴: ترجمانِ «تجاوز به حق استقلال» در عمل

…شکست اعتراضات ایرانیان یک دلیل عمده داشته است، و آن وارد کردن قدرت‌ها در مطالبات حق‌طلبانه خود بوده است:
در سال ۱۳۸۸ قدرت داخلی وارد ماجرا شد، و قرار بود که با وارد کردن مهرههایی از قدرت داخلی، مانند رفسنجانی و میرحسین موسوی و کروبی، رژیم را به اصلاحاتی مجبور کنند. سرکوب و کشتار مردم، آتش آن جنبش خودجوش را زیر خاکستر کرد!
در سال ۱۴۰۱ و ۱۴۰۴، قدرت خارجی وارد ماجرا شد، و قرار بود با وارد کردن مهرههایی که خود را و ایران و ایرانیان را به قدرت‌های خارجی فروخته‌اند، تغییر رژیم را تحمیل کنند. این بار اضافه بر سرکوب و کشتار مردم توسط رژیم، سرکوب و کشتار مردم توسط بمب و موشک و قشون قدرت‌های خارجی را هم شاهد بودیم. علاوه بر آن‌ها، پدیده جدید و باور نکردنی در این ماجرا که سرکوب و کشتار مردم را به ابعادی فاجعه‌بار مبدل کرد، جاسوسان مسلح قدرت‌های خارجی در خیابان‌های ایران بودند.
امید است که ما ایرانیان، از همه این تجربه‌های عواقبِ تلخِ مراجعه به قدرت‌های داخلی و خارجی، درس‌های لازم را گرفته باشیم و بعد از پایان جنگ و رفع تهدیدهای دشمنان خارجی، با روش‌های مردمسالارنه و حقوق‌مدارانه و خشونت‌زدا، دشمنان داخلی را مجبور به یک گذار خشونت‌زدا از استبداد، به دموکراسی بکنیم.

صدارت- خاموشی جنبش۱۴۰۱، کشتار دی۱۴۰۴، تجاوزهای نظامی۱۴۰۴: ترجمانِ «تجاوز به حق استقلال» در عمل بیشتر بخوانید »

صدارت- لازمهٌ سلطه‌گری: سلطه‌پذیریِ سلطه‌بران، افزایش سطح تحمل تحقیر و تجاوز به حقوق، ترویج خودتخریبی

…ویژگی‌های حقوق را باید به خود یادآور شویم: حقوق همه‌مکانی، و همه‌زمانی، و همه‌کسانی هستند، بدون هیچ تبعیضی! در این صورت است که شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» نقد می‌شود و به‌جای آن شعار «هم غزه، هم لبنان، جانم فدای ایران» پیشنهاد می‌گردد. باید پرسید، کسانی که «تازی‌ستیز» و «اسلام‌ستیز» شدند و شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» را با خشونت سر دادند، هیچ می‌توانستند تصور کنند که روزی کارشان به این خیانت می‌رسد که عکس پهلوی را در کنار تصاویر «عمو نتانیاهو» و «دایی ترامپ» را به‌همراه پرچم رژیم اسرائیل، در خیابان‌های لوس‌آنجلس و لندن و تورنتو و… بچرخانند و در واقع شعار را در عمل به اینجا برسانند: «نه غزه، نه لبنان، نه ایران، جانم فدای اسرائیل و امریکا» آن هم در همان روزهایی که این اجنبیان به میهن ما تجاوز کرده و فقط در همان روز اول نزدیک به ۸۰  دانش‌اموز خردسال دبستانی را تکه‌تکه کردند؟
شعار‌های ضدِ حقوقی و تبعیض‌آمیزی مانند «نه غزه، نه لبنان» نمونه‌های از انفعال و شکست در جنگ روانی قدرت‌ها علیه مردم، و در واقع نشانگرِ ناتوانی در درک حقوق بشر به عنوان یک مفهوم فراگیر هستند. حقوق بشر، مفهومی همه‌مکانی، همه‌زمانی و همه‌کسانی است. اگر ما در برابر نقض حقوق دیگران سکوت کنیم یا از آن استقبال کنیم، در واقع مشروعیت اعتراض به نقض حقوق خودمان را از دست می‌دهیم. انفعال در برابر ظلم به دیگران، روزی دامن‌گیر خود ما نیز خواهد شد. در این مورد به‌خصوص، بالا بردن تصاویر ترامپ و نتانیاهو و پرچم اسرائیل در کشورهای خارجی نزد شهروندان آن کشورها، حالتی به‌جز انزجار نسبت به ایرانیان خائن به وطن خویش را نداشته است! یک امریکایی در لوس‌آنجلس با تعجب و نفرت می‌پرسید: اسرائیل به ایران حمله نظامی کرده!  آیا این ایرانیان می‌دانند که اگر این کار را یک امریکایی بکند، محکومیت جرم خیانت به وطن در همین امریکا می‌تواند اعدام باشد!؟
تکیه بر حقوق، و تلاش برای خشونت‌زدایی، و نفی سلطه‌سالاری، و اجتناب از سلطه‌پذیری، و مردود دانستن و محکوم کردن انواع تبعیض‌ها و ضوابط دوگانه، همه از لوازم ابتدایی زندگی روزانهٌ یک انسان دموکرات، برای ساحتن یک جامعه دموکراتیک است، هم در زندگی شخصی، و هم در زندگی اجتماعی و حرفه‌ای. 
با این توجه، برای افرادی که اکنون در مقام تصمیم‌گیری و تدبیر امور کلان کشور هستند، یک فرصت طلایی پیش آمده است که در کنار مردم ایران بایستند و نه در مقابل آنها. تنها در این صورت است که مذاکرات با اجنبیان متجاوز به حقوق ایران و ایرانیان، حتما نتیجه مطلوب و پایداری را برای ما به ارمغان خواهد آورد، و از جنگ و تجاوزهای آینده به ایران، پیشگیری خواهد کرد.

صدارت- لازمهٌ سلطه‌گری: سلطه‌پذیریِ سلطه‌بران، افزایش سطح تحمل تحقیر و تجاوز به حقوق، ترویج خودتخریبی بیشتر بخوانید »

صدارت- روز کارگر، روز معلم، و روز آزادی رسانه‌ها، مناسبتی برای تمرین مردمسالاری

… میهن ما ایران، در آستانهٌ تغییر و تحولات عظیمی است. این تغییر و تحولات محتوم، می‌تواند در جهت بد و بدتر شدن اوضاع، و یا در جهت خوب و خوب‌تر شدن سرنوشت ما بشود. بر سر این دو راهی، انتخاب کنندهٌ راه، ما مردم هستیم، هر کدام از تک‌تک ما مردم، هر یک به سهم خود و به نوبه خود!…
…این روزها مصادف است با روز کارگر، روز معلم، و روز جهانی آزادی رسانه‌ها
شایسته و بایسته است که همه ۳۶۵ روز سال را روزهای مردمی، روزهای انسان، روزهای حقوق بدانیم. باشد که یادآوری و هشداری باشد برای برون‌رفت از بحران‌های عظیمی که نه تنها ایران و منطقه ما، بلکه دنیا را فراگرفته و مردم، همه انسان‌ها و نیز طبیعت را در خود غرق می‌کند….

…..بدین ترتیب شد که کارگران و معلمان، بعد از انقلاب هم دوباره وضعیت قبل از انقلاب را پیدا کردند، و حالا وضعیتی بسیار بدتر!……
… ساختار «ولایت مطلقهٌ سرمایه داری» هم همان وضعیت را دارد! «توازن قوا» و تضاد و تقابل و تبعیض و تجاوزها به حقوق!….
… در این سال‌روز معلم و کارگر، و در هیچ روز دیگری، لازم نیست با دیکتاتوری، پرولتاریا و کارگر را در مقابل قدرت سرمایه‌دار و کارفرما قرار داد، و در مبارزه با آن‌ها، از جنس همان‌ها و از آن‌ها هم بدتر شد!…
…لازمه مبارزه با قدرت‌ها (قدرت‌های داخلی و خارجی، قدرت‌های دولتی و غیردولتی، قدرت‌های غربی و شرقی) خشونت‌زدایی و پیشبرد فرهنگ مردمسالاری است، هم به‌عنوان هدف است و هم به‌عنوان وسیله، و هم به‌عنوان روش رسیدن به آن هدف!
برای مبارزه با سلطه‌گریِ قدرت‌ها (قدرت‌های داخلی و خارجی، قدرت‌های دولتی و غیردولتی، قدرت‌های غربی و شرقی) حقوق‌مداری و خشونت‌زدایی ضرورتی ابتدایی است. لازمهٌ این ضرورت ابتدایی، در هم آمیختن افکار عمومی است. بدون رسانه‌های آزاد و مستقل، در هم آمیختن افکار عمومی غیرِممکن است! غیرِممکنی بدیهی!…

…برای برپایی و پویایی و پیشبرد دموکراسی، برخی مفاهیم کلیدی که طرح و بحث می‌طلبند، از جمله از این قرار هستند:…………

صدارت- روز کارگر، روز معلم، و روز آزادی رسانه‌ها، مناسبتی برای تمرین مردمسالاری بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا